عکس پروفایل گفتگوهای کانونیگ

گفتگوهای کانونی

۱۱۳ عضو
عکس پروفایل گفتگوهای کانونیگ
۱۱۳ عضو

گفتگوهای کانونی

بایگانی | گفتگو پیرامون حال و آینده کانون
تشکیلات حداکثری یا حداقلی
اگر گفتمان ما با جوان، گفتمانی حداقلی باشد هیچگاه نمی توانیم او را با خویش همراه کنیم. جوان به دنبال فتح است. خصوصا اگر سر و کار ما با جوانان باهوش و مستعد باشد که عمدتا کمال گرایی در آنها به چشم می خورد.
اگر گفتگوی ما با نیروی تشکیلات این شد که «زیاد مزاحم تو نمی شویم. اینجا یک تشکلی است که بعضی اوقات، یک سری فعالیتهای مشخص و روتینی دارد و از تو هم خیلی چیز زیادی نمی خواهیم. فقط بیا این کار را با این حدود انجام بده و برو»، یقین بدانید که مجموعه ما به تدریج افول خواهد نمود و خواهد مرد.
یک کانونِ حداقلی یک کانون مرده خواهد بود. یک تشکیلات حداقلی یک تشکیلات مرده است. کانون تربیتی معمولا برای فعالیت به کسی پولی نمیدهد. انگیزه حضورِ با نشاط جوانان در کانون این است که کاری حسابی برای انقلاب انجام دهد.
یادش به خیر وقتی به استاد انقلابیمان در کانون گفتیم: «وقت نمی کنیم کار کنیم!» و استادمان پاسخ داد: «برای انقلاب دو ساعت در شبانه روز کمتر بخواب!»، احساس انگیزه و حرکت در وجود ما خروشید و خود به خود وقتمان برکت کرد. وچقدر خوشبخت بودیم که مثل چنین جملاتی نشنیدیم: «نگران نباش! خیلی کاری با تو نداریم، دو روز بیشتر کانون نیا»!
باید ادبیات ما با نیروهایمان این باشد که «تو قرار است عالمی را تکان دهی، باید خودت را بیشتر بسازی، کمتر بخوابی، منظم تر باشی، مفیدتر کار کنی و در کنار همه این ها باید بهترین کانون را، تشکل را، هیئت و... را راه بیاندازی! حالا در میانه همه اینها راه حل را پیدا کن!، خیلی ها پیدا کردند تو هم پیدا کن!»
این ادبیات و روحیه پیش برنده، حداکثری و هویت ساز است که همه را به حرکت وا می دارد. سخن ما باید اینگونه باشد: «در جمهوری اسلامی، هر جا که قرار گرفته‌اید، همان‌جا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه‌ی کارها به شما متوجه است.» و « بروید سراغ کارهای نشدنی، تا بشود. تصمیم بگیرید بر برداشتن کارهای سنگین، تا بردارید. «و لا یخشون احدا الّا الله». خب، زحمتهایش چه؟ رنجهایش چه؟ محرومیتهایش چه؟ جوابش این است که: «و کفی بالله حسیبا»؛ خدا را فراموش نکن، خدا حسابت را دارد. در میزان الهی، رنج تو، محرومیت تو، کفّ نفس تو، حرصی که خوردی، زحمتی که کشیدی، کاری که کردی، خون دلی که خوردی، دندانی که روی جگر گذاشتی، اینها هیچ وقت فراموش نمیشود؛ «و کفی بالله حسیبا». » (هر دو از امام خامنه ای روحی فداه)
لذا کار مجموعه را باید در ذهن و ضمیرِ نیرویمان بزرگ کنیم، افق را برای او بلند تعریف کنیم و توجه به رسالت انقلابی او نسبت به کانون و مخاطبین کانون، محله کانون، خانواده های کانونیها، مدارس و دانشگاه اطراف کانون و مسائل شهر و کشور و انقلاب و ... را با همه وجود در او پدید آوریم. باید به نیرویمان البته احترام هم بگذاریم، فکرش را به رسمیت بشناسیم، ابتکار و خلاقیتش را به رسمیت بشناسیم و او را حامل باری عظیم و تکلیفی مهم قرار دهیم.
باید این فضای حداکثری در کانون حضور جدی داشته باشد و لوازم واقعی آن هم فراهم شود که: یک کاروان انقلابی هستیم با وظایف و رسالتی خطیر. فکر و اندیشه و خلاقیت و فعالیت و بیخوابی و سفر و زحمت و مجاهدت همه ما در این مسیر بسیار اثر و اهمیت دارد.
وقتی چنین شد کانون و تشکل سرپا خواهد بود، بلکه توسعه کمی و کیفی می یابد. دانشجو و طلبه و کل نیروهای ما با برنامه ریزی و دغدغه و نظم و مجاهدت و ... هم درسش را درست خواهد کرد و هم مجموعه و کانون و تشکلش را پیش خواهد برد.
اما اگر از زاویه حداقلی و با احتیاط با نیرو سخن گفتیم، برای او میدان بزرگ و رسالت خطیر تعریف نکردیم، یک به یک نیروهایمان را از دست می دهیم و به تدریج شمع مجموعه ما خاموش خواهد شد یا به ایستایی مرگ گونه خواهد رسید.
* این متن به قلم آقای روح‌الله رجبی پارسال در صفحه شخصی خودشان منتشر شده و اینجا صرفاً بازنشر می‌شود.
پیام ناشناس: abzarek.ir/service-p/msg/1074742پیام شناس: @contact110
@goftogoukanoon
undefined۱
undefined۱
undefined۱۱

۵۱۹

۱۴:۰۷