«وضعیت».pdf
۲۶۱.۴ کیلوبایت
عاقبت انتقاد در کانون چیست؟ (۳)
فایل پیوست، متن دومی است که بعنوان نمونهای از مدل مواجهه کانون با انتقادات میتوان مثال زد. ماجرای شکلگیری این نوشته به جلسهای برمیگردد که در آن به برخی روندهای موجود در کانون پرداخته و انتقادهایی مطرح شد.
حاج آقا در آن جلسه فرمودند که نقدها و طرح پیشنهادی را مکتوب کنید و برای بررسی تحویل دهید. در آن جلسه به ایشان عرض شد که چنین کاری فایدهای ندارد و تیم فعلی کانون چنین نقدهایی را نه قبول دارد و نه تمایلی به شنیدن آن هست. ایشان مجدداً با ذکر این نکته که «در صورت اجرایی بودن طرح، من خودم تضمین اجرای آن هستم» بر پیشنهاد خود تاکید کردند.
پس از وقتگذاری زیاد، این متن آماده و تقدیم ایشان شد. حاج آقا پس از مطالعه این متن با بیان اینکه «صد در صد مطالب تکراری و از سر بیاطلاعی است و قبلا پاسخ داده شده» متن را برای بررسی بیشتر به جمعی از دوستان ارجاع دادند.
از آنجا که مخاطب و تضمین اجرای پیشنهادات این متن، شخص روحانی مجموعه بودند و هیچ قرار قبلی برای بررسی آن در جای دیگری وجود نداشت، و همچنین به جهت آشنایی با نوع نگاه عزیزانی که احتمالا مامور بررسی متن بودند، نتیجه از پیش مشخص بود. به همین علت و برای آن که افرادی باید پاسخگو باشند در مقام قاضی ننشینند، از حاج آقا درخواست شد که بررسی متن توسط جمع مذکور منتفی شود.
ایشان هم با ذکر اینکه کانون شنوا و پذیرای نقدها است و از طرحهای قابل اجرا استقبال میکند، فرمودند پرونده این متن و انتقادات درون آن را «برای همیشه میبندیم».
با توجه به اینکه رخ دادن چنین روندی دور از انتظار نبود، در این متن به ارائه راهکار پرداخته نشد و بحث درباره راهحلها در صورت پذیرش ایده متن اول، به نوشته دوم موکول شد. در متن اول تنها درخواست شده تا کانون محمل و بستری برای گفتگوی جمعی پیرامون مسائل و مشکلات خود تعریف کند تا همگان و نه فقط عدهای معدود، امکان ابراز و اظهار نظر درباره حال و آینده کانون را پیدا کنند.
متاسفانه مواجهه با این متن هم ارجاع برای «جواب دادن» بود نه «بررسی پیشنهاد درون متن». تعهد روحانی محترم کانون در ابتدای این روند بر «دریافت و اجرای پیشنهادات مناسب قابل اجرا با تضمین شخصی خودشان» بود اما در ادامه ماجرا به مسیر اسکات منتقد منحرف شد. تا این لحظه هم برای نویسنده این متن مشخص نیست که پرونده چنین پیشنهاد سادهای چرا «برای همیشه» بسته شد؟ به خاطر غلط بودن سخن یا قابل اجرا نبودن آن؟ کسی نمیداند!
فایل پیوست، متن دومی است که بعنوان نمونهای از مدل مواجهه کانون با انتقادات میتوان مثال زد. ماجرای شکلگیری این نوشته به جلسهای برمیگردد که در آن به برخی روندهای موجود در کانون پرداخته و انتقادهایی مطرح شد.
حاج آقا در آن جلسه فرمودند که نقدها و طرح پیشنهادی را مکتوب کنید و برای بررسی تحویل دهید. در آن جلسه به ایشان عرض شد که چنین کاری فایدهای ندارد و تیم فعلی کانون چنین نقدهایی را نه قبول دارد و نه تمایلی به شنیدن آن هست. ایشان مجدداً با ذکر این نکته که «در صورت اجرایی بودن طرح، من خودم تضمین اجرای آن هستم» بر پیشنهاد خود تاکید کردند.
پس از وقتگذاری زیاد، این متن آماده و تقدیم ایشان شد. حاج آقا پس از مطالعه این متن با بیان اینکه «صد در صد مطالب تکراری و از سر بیاطلاعی است و قبلا پاسخ داده شده» متن را برای بررسی بیشتر به جمعی از دوستان ارجاع دادند.
از آنجا که مخاطب و تضمین اجرای پیشنهادات این متن، شخص روحانی مجموعه بودند و هیچ قرار قبلی برای بررسی آن در جای دیگری وجود نداشت، و همچنین به جهت آشنایی با نوع نگاه عزیزانی که احتمالا مامور بررسی متن بودند، نتیجه از پیش مشخص بود. به همین علت و برای آن که افرادی باید پاسخگو باشند در مقام قاضی ننشینند، از حاج آقا درخواست شد که بررسی متن توسط جمع مذکور منتفی شود.
ایشان هم با ذکر اینکه کانون شنوا و پذیرای نقدها است و از طرحهای قابل اجرا استقبال میکند، فرمودند پرونده این متن و انتقادات درون آن را «برای همیشه میبندیم».
با توجه به اینکه رخ دادن چنین روندی دور از انتظار نبود، در این متن به ارائه راهکار پرداخته نشد و بحث درباره راهحلها در صورت پذیرش ایده متن اول، به نوشته دوم موکول شد. در متن اول تنها درخواست شده تا کانون محمل و بستری برای گفتگوی جمعی پیرامون مسائل و مشکلات خود تعریف کند تا همگان و نه فقط عدهای معدود، امکان ابراز و اظهار نظر درباره حال و آینده کانون را پیدا کنند.
متاسفانه مواجهه با این متن هم ارجاع برای «جواب دادن» بود نه «بررسی پیشنهاد درون متن». تعهد روحانی محترم کانون در ابتدای این روند بر «دریافت و اجرای پیشنهادات مناسب قابل اجرا با تضمین شخصی خودشان» بود اما در ادامه ماجرا به مسیر اسکات منتقد منحرف شد. تا این لحظه هم برای نویسنده این متن مشخص نیست که پرونده چنین پیشنهاد سادهای چرا «برای همیشه» بسته شد؟ به خاطر غلط بودن سخن یا قابل اجرا نبودن آن؟ کسی نمیداند!
۸۷۶
۱۹:۲۶