گفتگوهای کانونی
#وارده سلام لطفا یه نفر از منتقدین عزیز ، از دستاوردهای دهه ۸۰ کانون بگه بدانیم و مقایسه کنیم . پاسخ: هر عزیزی تمایل دارن بفرستن بگذاریم.
#وارده
سلامضمن تاکید بر اینکه نقد اکنون به معنای کشته مرده قدیم بودن نیست، چند مزیت گذشته که فضای فعلی از آن محروم است را مختصر ذکر میکنم:
- معنای خود کانون در قدیم بسیار با امروز متفاوت بود. کانون یک پدیده درگیرکننده بود که تا حدود زیادی روح تشنه نیروها را سیراب میکرد. امروز چنین مفهومی از کانون تولید و تبلیغ نمیشود بلکه بر عکس، کانون گذرگاه بوگندوی موقتی ترسیم میشود که افراد باید از آن عبور کنند و فعالیت اینجا را برای آخوندهای از خود گذشته بگذارند و ممنونشان باشند.
- اردوهای کانون در گذشته بسیار پر ضرب و زور بود و مبدأ تحولات جدی تربیتی و جمعی. الان اینطور نیست اصلاً و ابداً.
- انجمنهای کانون که مبدأ هویتبخشی به بچهها بود، بالکل منهدم شد.
- هیات کانون از محل تجمع بزرگترها به محفل ارادتمندان حاج آقا تغییر کرده. اسمش را هم گذاشتهاند برنامه برای خانوادههای کانونی. بسیاری از بزرگترها که در همین ماه مبارک مراسم شب قدر شعب را شرکت خواهند کرد هیچ علاقهای به حضور در لولاگر ندارند.
- همایشهای پرشور جمعساز و پیشبرنده رسماً بایگانی شده. علاوه بر کارهای سازنده خود همایش، دقیقاً خاطرم هست پس از هر همایش پروندههای متعددی رو به کانون باز میشد.
- یک برنامهای بود که چهل هفته سهشنبهها جمکران میرفتیم. تا جایی که یادم هست رایگان هم بود. احتمالا الان چون صبحش خواب میمانند یا کلاً خود شب دوره منتفی شده، یکی در سال هم برگزار نمیشود.
- یک بنیادی تاسیس شد به نام امام حسن مجتبی علیه السلام. قرار بود دفتر کارآفرینی و بصیرت و خیریه و ازدواج و... زیر نظرش باشند. و کانون خواهران و مدرسه و اینطور چیزها. عرضه حفظش را نداشتند و منحل شد. البته ژست این بود که تغییر ساختار دادیم ولی این نبود.
- برای کسی که خیریه قبلی کانون را دیده باشد، گروه جهادی فعلی یک طنز تلخ است. البته اردوی جهادی برای کانون خیلی لازم است.
- امتیازات سیستم مربیگری سابق عمدتاً از بین رفته و تعریف مسئول دوره چیزی بیش از یک مبصر ناتوان و پلی برای فرستادن بچه به لولاگر نیست. البته علت اصلی آن است که مسئولین فعلی کانون در حوزه تربیتی، هیچ تجربه زیستهای از الگویی که درباره آن حرف میزنیم، نه در دوران دانشآموزی و نه دانشجویی خود ندارند. این عزیزان با احترام، خروجی و مجری طرز فکر دیگری بودهاند.
- شب دوره بعنوان قالب کارآمد کانون با دلایل توهمی عملاً تعطیل شده و به طور کلی ابزار «حضور» فقط در حد دکور استفاده میشود.
- مسئولیتهای انسانساز سابق لاغر و نحیف شده و افراد اپراتور کارها شدهاند.
- دو مجموعه مهندسی و فرهنگی به نامهای «مجد» و «رواق» راه افتاد و نمیدانیم چرا تعطیل شد. این را میگویم که بگویم تاسیس شتاب آرزو نبوده بلکه تصحیح یک اقدام شکست خورده بوده. لازم و ضروری هم هست البته برای کانون. وضع فعلیاش هم نشان میدهد عاقبتی بهتر از مجد شاید در انتظارش نباشد.
- المپیاد کانون در آن سالها یک ابزار تربیتی هویتبخش بود که اکنون به یک آموزشگاه فکسنی تبدیل شده. المپیاد در آن دوره الهامبخش بسیاری از مجموعهها و مدارس شد و البته امروز خود کانون پس از صدور انقلابش، چیزی برای خودش نمانده!
- این آقاسیزاده و امثال آن هم که به آن میبالند تا جایی که میدانم (ممکن است اشتباه کنم) دستاورد این تیم نیست و دوستان بر سر سفره دیگرانی نشستهاند که امروز در کانون نیستند. برنا هم همین وضعیت را دارد. دیدم آن بنده خدا در متنش با اینکه پز برنا را داده، ولی از آوردن اسم برنا امتناع کرده بود، به نظرم رسید شاید ریشهاش همین باشد! یادم رفت این را هم بگویم، شبیه این آقاسی زاده را هم در دهه ۸۰ داشتیم و خود آقارسول مسئولش بودند. تحت عنوان نخبگان بسیج یا چنین چیزهایی.
- دو تا از سه شعبه فعلی (۱۶ تعطیل شده) دستاورد ارتباطات آن زمان است و استارت راهاندازیاش در اواخر ۸۰ و ابتدای ۹۰ بوده.
- کانون در همان دهه ۸۰ بعنوان یکی از ۵ یا ۸ کانون الگوی کشور در بنیاد خاتم الاوصیا برگزیده شد. اما در دهه ۹۰ از رشد شتابان جریان تربیتی کشور جا ماند و همین الان بیش از ۲۰-۳۰ مجموعه تربیتی و مدرسه برآمده از همین مجموعهها را میتوان نام برد که کانون «هیچ» حرفی برای گفتن در مقابلشان ندارد و «میزان» ادعایی ما در برابر این مدلها چیزی جز شوخی نیست.
- معالاسف شنیدم که دعوی کانون در اینکه تخصصی است و کسی به گرد پایش نمیرسد، این بوده که سمپاد و بنیاد نخبگان و سپاه و شورای انقلاب فرهنگی... گفتهاند شما خیلی بلدید و ما در مقابل شما هیچ هستیم. نفس وجود کانون و مجموعههایی مثل آن، نوعی اعتراض به سیستم رسمی آموزش و پرورش است. معلوم است که اینها حرفی برای گفتن ندارند و با دو تا جزوه سر کار میروند. به آنها حرجی نیست، ولی انصافاً خودتان فکر نکنید چون از نفر آخر صف جلوترید میتوانید ادعا کنید نفر اولید!
امّااینها که گفتم «دستاورد» نبودتفاوتهایی بودکه از دل آن آدمهایی ظهور میکردندکه هویت داشتندو همین کانال نشان میدهدهنوز به آن هویت تعلق دارنددستاورد مجموعه تربیتیبیانیه و جلسه و کتاب نیستانسان استو انسان یعنی هویتو در گذشتههویت تنها دستاورد کانون بودکه به اسم اخلاق و سیر و سلوکبه مسلخ برده شد...
ببخشید که طولانی شد. التماس دعا
سلامضمن تاکید بر اینکه نقد اکنون به معنای کشته مرده قدیم بودن نیست، چند مزیت گذشته که فضای فعلی از آن محروم است را مختصر ذکر میکنم:
- معنای خود کانون در قدیم بسیار با امروز متفاوت بود. کانون یک پدیده درگیرکننده بود که تا حدود زیادی روح تشنه نیروها را سیراب میکرد. امروز چنین مفهومی از کانون تولید و تبلیغ نمیشود بلکه بر عکس، کانون گذرگاه بوگندوی موقتی ترسیم میشود که افراد باید از آن عبور کنند و فعالیت اینجا را برای آخوندهای از خود گذشته بگذارند و ممنونشان باشند.
- اردوهای کانون در گذشته بسیار پر ضرب و زور بود و مبدأ تحولات جدی تربیتی و جمعی. الان اینطور نیست اصلاً و ابداً.
- انجمنهای کانون که مبدأ هویتبخشی به بچهها بود، بالکل منهدم شد.
- هیات کانون از محل تجمع بزرگترها به محفل ارادتمندان حاج آقا تغییر کرده. اسمش را هم گذاشتهاند برنامه برای خانوادههای کانونی. بسیاری از بزرگترها که در همین ماه مبارک مراسم شب قدر شعب را شرکت خواهند کرد هیچ علاقهای به حضور در لولاگر ندارند.
- همایشهای پرشور جمعساز و پیشبرنده رسماً بایگانی شده. علاوه بر کارهای سازنده خود همایش، دقیقاً خاطرم هست پس از هر همایش پروندههای متعددی رو به کانون باز میشد.
- یک برنامهای بود که چهل هفته سهشنبهها جمکران میرفتیم. تا جایی که یادم هست رایگان هم بود. احتمالا الان چون صبحش خواب میمانند یا کلاً خود شب دوره منتفی شده، یکی در سال هم برگزار نمیشود.
- یک بنیادی تاسیس شد به نام امام حسن مجتبی علیه السلام. قرار بود دفتر کارآفرینی و بصیرت و خیریه و ازدواج و... زیر نظرش باشند. و کانون خواهران و مدرسه و اینطور چیزها. عرضه حفظش را نداشتند و منحل شد. البته ژست این بود که تغییر ساختار دادیم ولی این نبود.
- برای کسی که خیریه قبلی کانون را دیده باشد، گروه جهادی فعلی یک طنز تلخ است. البته اردوی جهادی برای کانون خیلی لازم است.
- امتیازات سیستم مربیگری سابق عمدتاً از بین رفته و تعریف مسئول دوره چیزی بیش از یک مبصر ناتوان و پلی برای فرستادن بچه به لولاگر نیست. البته علت اصلی آن است که مسئولین فعلی کانون در حوزه تربیتی، هیچ تجربه زیستهای از الگویی که درباره آن حرف میزنیم، نه در دوران دانشآموزی و نه دانشجویی خود ندارند. این عزیزان با احترام، خروجی و مجری طرز فکر دیگری بودهاند.
- شب دوره بعنوان قالب کارآمد کانون با دلایل توهمی عملاً تعطیل شده و به طور کلی ابزار «حضور» فقط در حد دکور استفاده میشود.
- مسئولیتهای انسانساز سابق لاغر و نحیف شده و افراد اپراتور کارها شدهاند.
- دو مجموعه مهندسی و فرهنگی به نامهای «مجد» و «رواق» راه افتاد و نمیدانیم چرا تعطیل شد. این را میگویم که بگویم تاسیس شتاب آرزو نبوده بلکه تصحیح یک اقدام شکست خورده بوده. لازم و ضروری هم هست البته برای کانون. وضع فعلیاش هم نشان میدهد عاقبتی بهتر از مجد شاید در انتظارش نباشد.
- المپیاد کانون در آن سالها یک ابزار تربیتی هویتبخش بود که اکنون به یک آموزشگاه فکسنی تبدیل شده. المپیاد در آن دوره الهامبخش بسیاری از مجموعهها و مدارس شد و البته امروز خود کانون پس از صدور انقلابش، چیزی برای خودش نمانده!
- این آقاسیزاده و امثال آن هم که به آن میبالند تا جایی که میدانم (ممکن است اشتباه کنم) دستاورد این تیم نیست و دوستان بر سر سفره دیگرانی نشستهاند که امروز در کانون نیستند. برنا هم همین وضعیت را دارد. دیدم آن بنده خدا در متنش با اینکه پز برنا را داده، ولی از آوردن اسم برنا امتناع کرده بود، به نظرم رسید شاید ریشهاش همین باشد! یادم رفت این را هم بگویم، شبیه این آقاسی زاده را هم در دهه ۸۰ داشتیم و خود آقارسول مسئولش بودند. تحت عنوان نخبگان بسیج یا چنین چیزهایی.
- دو تا از سه شعبه فعلی (۱۶ تعطیل شده) دستاورد ارتباطات آن زمان است و استارت راهاندازیاش در اواخر ۸۰ و ابتدای ۹۰ بوده.
- کانون در همان دهه ۸۰ بعنوان یکی از ۵ یا ۸ کانون الگوی کشور در بنیاد خاتم الاوصیا برگزیده شد. اما در دهه ۹۰ از رشد شتابان جریان تربیتی کشور جا ماند و همین الان بیش از ۲۰-۳۰ مجموعه تربیتی و مدرسه برآمده از همین مجموعهها را میتوان نام برد که کانون «هیچ» حرفی برای گفتن در مقابلشان ندارد و «میزان» ادعایی ما در برابر این مدلها چیزی جز شوخی نیست.
- معالاسف شنیدم که دعوی کانون در اینکه تخصصی است و کسی به گرد پایش نمیرسد، این بوده که سمپاد و بنیاد نخبگان و سپاه و شورای انقلاب فرهنگی... گفتهاند شما خیلی بلدید و ما در مقابل شما هیچ هستیم. نفس وجود کانون و مجموعههایی مثل آن، نوعی اعتراض به سیستم رسمی آموزش و پرورش است. معلوم است که اینها حرفی برای گفتن ندارند و با دو تا جزوه سر کار میروند. به آنها حرجی نیست، ولی انصافاً خودتان فکر نکنید چون از نفر آخر صف جلوترید میتوانید ادعا کنید نفر اولید!
امّااینها که گفتم «دستاورد» نبودتفاوتهایی بودکه از دل آن آدمهایی ظهور میکردندکه هویت داشتندو همین کانال نشان میدهدهنوز به آن هویت تعلق دارنددستاورد مجموعه تربیتیبیانیه و جلسه و کتاب نیستانسان استو انسان یعنی هویتو در گذشتههویت تنها دستاورد کانون بودکه به اسم اخلاق و سیر و سلوکبه مسلخ برده شد...
ببخشید که طولانی شد. التماس دعا
🥳۲
۴۴۶
۱۸:۵۷