عکس پروفایل گفتگوهای کانونیگ

گفتگوهای کانونی

۱۱۳ عضو
عکس پروفایل گفتگوهای کانونیگ
۱۱۳ عضو

گفتگوهای کانونی

بایگانی | گفتگو پیرامون حال و آینده کانون
گفتگوهای کانونی
عقل جمعی (۳) | وقتی تشکیلات به محفل می‌بازد! نقش «جمع» در اساسنامه جدید کانون کاملا به حاشیه رانده شده است. «مجمع عمومی» که در اساسنامه سابق به عنوان «بالاترین رکن تصمیم‌گیری کانون» تعریف شده بود، با تغییر نام به «شورای عمومی» در اساسنامه جدید به «محمل همدلی اعضا و محل اعلام نظر» تغییر کرده است! از طرف دیگر، مسئولیت‌های مهم کانون از جمله هیات امنا، روحانی و مسئول کانون همگی مادام‌العمر بوده و هیچ مکانیسم جمعی موثری برای تغییر در این ترکیب وجود ندارد. اولین هیات امنا به تعداد ۵ نفر با رای شورای عمومی تشکیل شد. بر خلاف اعلام مسئولین وقت در جلسه مجمع و ایام پس از آن، این رای برای مدت محدود - که اعلام نمی‌شد چقدر است! - اخذ شد و پس از آن به یکباره اعلام شد که این ترکیب دائمی است و تنها با فوت، عزل و استعفا تغییر می‌کند. جالب‌تر اینکه افزایش تعداد اعضای امنا هم دیگر با مکانیسم کاندیداتوری رخ نمی‌دهد. هر زمان هیات امنا دلش بخواهد اعضا را افزایش دهد، گزینه‌های خود را برای اخذ رای اعتماد به شورای عمومی معرفی می‌کند و اعضا افزایش پیدا می‌کند! شورای عمومی دیگر اختیار استیضاح یا سوال از مسئول کانون مادام‌العمر را ندارد. همچنین جایگزینی روحانی کانون توسط شورای عمومی - حتی در صورت اجماع صد درصدی - غیرممکن است و تنها در صورت ارجاع موضوع از سوی هیات امنا می‌تواند نظر تایید یا رد خود را اعلام کند. در فقره تغییر اساسنامه هم جمع عمومی کانون عملا هیچ کاره است و تنها در نقش ماشین امضای هیات امنا آن هم پس از تایید روحانی کانون عمل می‌کند. این وضعیت غمبار که روی کاغذ و در اساسنامه کانون تجلی کرده، به شکل بدتری در عرصه عمل جریان دارد. بسیاری از تصمیمات که در حداقلی‌ترین حالت خود، از باب اقناع افکار عمومی و توان بسیج نیروها برای اقدام و عمل، باید در یک مکانیسم جمعی رخ دهد، پشت درهای بسته و در محافل خصوصی گرفته می‌شود. باید دقت کرد که این گفته‌ها از سر شهوت دخالت جمع در امور نیست بلکه به معنای تشریح نوع نگاهی است که اکنون به تشکیلات و نحوه تعیین تکلیف وظایف جمعی در آن وجود دارد. این ماجرا آثار تربیتی و هویتی متعددی برای مجموعه رقم می‌زند که از جمله آن تبدیل سازوکار تشکیلاتی کانون به یک نظام طبقاتی است. این وضعیت، نحوه رشد و ارتقا و ماندگاری افراد را تابعی از مسائلی غیر از صلاحیت‌های فردی و تخصصی می‌کند آنچنان که تا کنون کرده است! نکته مهم در این بین آن است که معیار حضور در این محافل و جلسات هم الزاماً ارتباطی با قواعد تشکیلاتی و همان اساسنامه پر ایراد ندارد و تابعی از میزان ارادت و التزام به مدل فعلی تصمیم‌گیری است. همان مدلی که عقول جمعی را ناقص و ناتوان از اخذ تصمیمات مهم و خود را نیازمند ارشادات و تصمیمات روحانی می‌داند. در این باره در پستی دیگر تفصیلا صحبت خواهیم کرد. پیام ناشناس: abzarek.ir/service-p/msg/1074742 پیام شناس: @contact110 @goftogoukanoon
عمل جمعی (۴) | روحانی ناظر یا عالم مدیر
در اساسنامه کانون، وظایف روحانی تایید شرعی مصوبات، تطبیق آن با منویات ولایت، ایجاد انس و الفت میان اعضا و حل و فصل نهایی منازعات است. تقریبا در همه این موارد، روحانی نقشی پسینی دارد نه پیشینی. یعنی این ساختار است که مواد و محتواهای خود برای رسیدگی را به روحانی ارجاع می‌دهد نه برعکس. متأسفانه در شرایط فعلی، این روند دقیقا برعکس طی می‌شود. یعنی روحانی مجموعه برای ساختار دستور کار تعریف می‌کند، وظیفه تعیین می‌کند، ساختار تصویب/اجرا می‌کند و پس از آن، همان موضوع را برای تایید/گزارش به ایشان ارجاع می‌دهد!
البته دوستان با کم‌لطفی در حق هوش و ذکاوت اعضای کانون، اینطور ورودهای روحانی مجموعه را بی‌اشکال دانسته و ادعا دارند که ایشان صرفاً پیشنهاد می‌دهند و ساختار پس از بررسی پیشنهاد ایشان چیزی را به جریان می‌اندازد؛ بدون آن که توجه کنند همگان می‌دانند که بررسی ساختار در مقابل پیشنهادهای روحانی یک اقدام فرمالیته و کاغذی است و نتیجه آن از پیش معلوم است.
البته در ایام اخیر این ماجرا از پیشنهاد هم فراتر رفته و ایشان صریحا برای بخش‌های مختلف کانون مانند المپیاد و نیروی انسانی تعیین تکلیف و ورود مدیریتی دارند.
مستقل از نحوه ورود و کنش شخص ایشان، نحوه تصویرسازی مسئولین فعلی کانون از نقش و جایگاه روحانی به طور جدی محل تامل است. این جملات را بخوانید:
«ما در هنگام تصمیم‌گیری باید چارچوب‌های ذهنی حاج آقا را مدنظر قرار دهیم»«اگر دستاورد کانون تنها وصل کردن یک نفر به حاج آقا باشد ما کار خودمان را کرده‌ایم»«اگر روحانی نباشد کانون باید تعطیل شود»«درست است که در اساسنامه گفته شده حاج آقا باید تصمیمات را به لحاظ شرعی تایید کنند، اما شرع یعنی چه؟ از نظر ما همه چیز شرعی است»«ما هم قسم شدیم که محور حرکت کانون به سمت توحید را عالم ربانی قرار دهیم»
این عبارات تنها بخشی از گفته‌هایی است که ذهنیت اصلی درباره حضور روحانی در ساختار جدید کانون را توصیف می‌کند. ذهنیتی که البته فرسنگ‌ها با آن چه روی کاغذ و در اساسنامه آمده فاصله دارد. بسیاری از افرادی که به اساسنامه در سال ۹۵ رای دادند چنین تصوری از نقش روحانی نداشتند و برای اعمال چنین نقش و جایگاهی به روحانی مجموعه رای اعتماد ندادند.
هر کسی ممکن است روش خاصی از تعامل با ایشان در زندگی شخصی خودش را انتخاب کند اما برای تبدیل انتخاب شخصی خود به الزام جمعی و تشکیلاتی هیچ حقی ندارد. اینکه چون من نسبت به روحانی کانون چنین حسی دارم پس همه باید با ساختار فکری روحانی در مورد تصمیمات نظر دهند خلاف عقل جمعی و تشکیلات است. این نحوه برخورد، ما را از محسنات حضور روحانی محروم می‌کند. اینکه ما شرط حقانیت و بطلان تلاش‌های یک مجموعه عظیم از افراد مخلص را منوط به حضور یا عدم حضور روحانی کنیم خلاف عقل جمعی است. اینکه ما گذشته کانون که توسط بسیاری از بزرگان تربیتی کشور تایید شده را به هیچ بگیریم و نقطه شروع تاریخ حقیقی کانون را از زمان حضور روحانی در نظر بگیریم خطاست.
گذشته از این، چنین مواردی مستقل از درستی و نادرستی، حتی در صورت صحت، برای تبدیل شدن به روند و فرآیند مجموعه، نیاز به اعلان عمومی در مجمع و اطلاع به اعضا دارد. ما نمی‌توانیم بعد از رای مجمع عمومی غش در معامله کنیم و نظرات شخصی افراد را به رویه تشکیلاتی تبدیل کنیم. هر بخشی از کانون اگر خلاف این جهت حرکت کند باید با مجوز و اذن مجمع عمومی باشد که جمع فعلی هیات امنا حتما برای چنین اعمال نظری ماذون نیستند.
روحانی مجموعه قرار بوده ناظر شرعی بر تصمیمات کانون باشد اما امروز به مدیری مبسوط‌الید و تام‌الاختیار تبدیل شده است. این چرخش معنایی در نقش روحانی اثرات متنوع تربیتی و مدیریتی بر فضا و نیروی انسانی کانون داشته و دارد که در فرصت دیگری به آن خواهیم پرداخت.
پیام ناشناس: abzarek.ir/service-p/msg/1074742پیام شناس: @contact110
@goftogoukanoon
undefined۵
undefined۲۱

۵۲۶

۱۷:۵۰