عکس پروفایل گفتگوهای کانونیگ

گفتگوهای کانونی

۱۱۳ عضو
عکس پروفایل گفتگوهای کانونیگ
۱۱۳ عضو

گفتگوهای کانونی

بایگانی | گفتگو پیرامون حال و آینده کانون
گفتگوهای کانونی
پس از قیام کربلا، رویه‌های بسیاری در تاریخ واژگون شد. جنبش کربلا، انسان جدید و جهان جدیدی را ساخت؛ انقلاب، بدون امید به پیروزی، انقلاب با تأکید بر وظیفه، جنبشی برای کشته ‌شدن، برای پیروز نشدن، برای بت ‌شکستن و برای به زیر سؤال ‌بردن مشروعیّت دستگاهی که به دین، تظاهر می‌کرد و دروغ می‌گفت. قیامی برای ادای تکلیف و نه الزاماً دستیابی فوری به نتیجه. آنان كه به نتيجه و نه به تكليف می‌انديشيدند، نتيجه نگرفتند و از قضاء جمع اندکی که به تکلیف و نه به نتیجه، می‌اندیشید، نتیجه گرفت. آنان که تنها برای پیروزی می‌جنگند، در واقع، برای خود می‌جنگند؛ با یک پیروزی، مغرور و با نخستین شکست در دستیابی به نتیجه‌ی فوری مادی، مأیوس می‌شوند. اما آنان که برای پیروزی برنامه‌ریزی می‌کنند، اما برای وظیفه و نه پیروزی، می‌جنگند در شکست و پیروزی، به‌ یک ‌اندازه پیروزند و امیدوار. چه چشم و چشم‌اندازی، شهادت‌طلب ‌بودن را با عاقل ‌بودن و یا مجاهد بودن را با حساب‌گری ناسازگار می‌یابد؟ این دو از چشم کسانی منافات دارند که هر جهادی را جز برای پیروزی فوری و شخصی و جز برای سود کمّی و خصوصی، غیرعاقلانه می‌بینند و ملاک عقلانیّت را نه برهان، بلکه چرتکه‌اندازی بازاری می‌دانند. چرتکه می‌اندازند تا قضاوت کنند چه کسی در طول تاریخ پیروز شده و چه کسی شکست خورده است. در همه منازعاتی که یک ‌طرف آن «عقل» و در طرف دیگر، ارزش دیگری چون عشق یا شرع و یا هنر انعطاف‌ و نقدپذیری باشد -که بعضی نمی‌دانم چرا در برابر یقین عقلی قرار می‌دهند- باید مطمئن بود که در حقّ عقل، بدفهمی یا سوء‌تفاهم شده است. استاد حسن رحیم‌پور ازغدی گفتگو پیرامون حال و آینده کانون عضویت: ble.ir/join/ZjI1MDljZW ناشناس: abzarek.ir/service-p/msg/1074742 شناس: @contact110
عقل جمعی (۱) | اداره یا مدیریت
در پارادایم «اداره» یک مجموعه تنها مشغول به اجرای کارهای روتین و از پیش تعیین شده و سنت‌های گذشته، بدون خلاقیت و انطباق با شرایط جدید است. در طرف دیگر، پارادایم «مدیریت» به معنای وجود «اهداف، برنامه‌ریزی، حرکت و در نهایت ارزشیابی» است. متاسفانه وضعیت موجود کانون نسبت مشخصی با این مفاهیم نداشته و در این سال‌ها نه تنها توان خلاقیت و انطباق با شرایط جدید را نداشته، بلکه با تاسف فراوان بسیاری از نقاط قوت گذشته را نیز به بهانه‌های مختلف از دست داده است.
کانون حتی در جایی که به مفاهیم بالا نزدیک شده هم ساده‌ترین و دم‌دستی‌ترین برخورد با آن را انجام داده است. مجموعه ما قواعد هدف‌گذاری و تعیین چشم‌انداز را (بلد نیست و) رعایت نمی‌کند، برنامه‌ریزی را (نمی‌شناسد و آن را) منحصر در چیدن اقدامات در جدول زمانی می بیند نه چیزی بیشتر. تفاوت ارزشیابی با جمع‌آوری اطلاعات و گزارش‌ها را نمی‌داند و دقیقا به همین دلیل است که با دستاوردهای فرعی بی‌ارتباط با هدف اصلی خود - مثل چاپ کتاب، مراجعات از موسسات و نهادهای دیگر، حضار جلسه اخلاق، معدل دانشجویان و ... - برای خودش دستاوردتراشی می‌کند و در برابر نقدها مقاومت نشان می‌دهد.
«مدیریت» به عنوان ابزار رشد و پیشبرد یک مجموعه با وسعت کانون، امری تخصصی است که هم نیاز به «علم» دارد و هم «هنر»، یا دست کم یکی از این دو! شاید برهه‌هایی بوده که ما با هنر مدیریت و ویژگی‌های فردی توانسته‌ایم کانون را مدیریت کنیم و پیش ببریم اما این قطعی و بدیهی است در هر مرحله‌ای که مثل امروز از هنر مدیریت محروم باشیم، ناگزیر باید به سمت استفاده از قواعد و روش‌های موجود و مرسوم علم مدیریت حرکت کنیم.
متاسفانه کانون در این زمینه فرافکنی می‌کند و با طرح دعاوی غیرمعتبر و غیرمسموعی مثل فرعی بودن مدیریت و تشکیلات و ساختار در برابر معنویات و مسائل غیبی و سلوکی، این الزامات را به هیچ می‌گیرد. بعضا حتی استدلال می‌شود که بدیهیاتی مثل «قواعد تشکیلاتی» اموری فرعی هستند و اگر بتوان از راه‌های کوتاه‌تر - مثلا گوش سپردن به ارشادات روحانی - به تصمیم رسید، نباید خود را در گیر و دار چنین مسائلی انداخت!
این وضعیت یکی از ابتدایی‌ترین عوارض تعطیلی عقلانیت جمعی در مسیر کانون است.
ادامه دارد...
گفتگو پیرامون حال و آینده کانونعضویت: ble.ir/join/ZjI1MDljZWناشناس: abzarek.ir/service-p/msg/1074742شناس: @contact110
undefined۱
undefined۲
undefined۳
undefined۷

۳۵۴

۸:۵۷