#ناشناس
حرف ها زیاد است اما نمدونم اون هدفی که تو پیام ها بهش اشاره شده (ادا تکلیف و امر به معروف و اصلاح و این چیزها) از این طریق محقق بشه یا اینکه راه های بعدی گفتگو و اصلاح رو هم ببنده... خیلی ها هستن که به نعش بی جون کانون هم جلو نامحرمان (که بعید نیست تو این کانال هم باشن) دوست ندارن چوب بزنن، لذا شاید فضا اگه امن تر بشه دوستان بیشتری مشارکت کنند و ایده بدهند و برای تغییر گامی بردارند... نامحرمان و دشمن کم نداره کانون، از کسایی که میخوان سر به تن کانون نباشه تا از کانون برگشته هایی که برای اثبات حرف و راه خودشون منتظر کله پا شدن کانون هستن تا رقیب های منطقه ای و محلی... اما با خوش بینانه ترین نگاه و بدون غرض ورزی چند نکته می توان در همین وضعیت هم گفت: یکی اینکه مهم ترین مسئله پیش روی این سال های کانون، چرخش رویکردهاش بوده که از جزء تا کل اون برای کسانی که کل مسیر رو دیدند و تغییرات مختلف کانون رو لمس کردند قابل مشاهده ست اما اتفاقی که افتاده اینه که کانون(منظور دو سه نفر تصمیم گیر در خصوص این چرخش رویکرد) یا توان عمومی کردن ایده تغییر رو نداشتن یا اینکه نخواستن ایده تغییر عمومی بشه و به تدریج با خروج نسل های گذشته نسل جدید رو جور دیگه ای بار بیارن و این موضوع به طور کلی هر گونه صحبت و گفتگو در خصوص مسیر فعلی و پیشین و آینده را منتفی میکنه...یعنی اینکه خیلی از دوستان مسئول، تکلیف خودشان را با روال های قبلی که شاید خودشان برآمده از همان روال ها باشند، مشخص نمی کنند و معلوم نمی کنند که از چه چیزهایی توبه کرده اند و چه راهی را قرار است دنبال کنند... این عمومی نکردن ایده تغییر، به تدریج باعث شده کانون صرفا تو خودش فرو بره و به استقبال هیچ کس جز خودش نرود و در بهترین حالت گروه کوچکی از آدم های خوب دور هم باشند که فقط خوبند و می خواهند خوب بماند و دستشان آلوده به عمل نشود. بی خطر ترین کارها را می کنند، بیانیه صادر می کنند و در عکس ها می خندند و خاطره سازی می کنند و می روند پی کارشان و نسبتی بین اکنون و گذشته و آینده شان مشخص نیست، معلوم نیست کارهایشان، زندگی شان، کسب شان چه نسبتی با هم دارند و در چه مداری قرار است دنبال بشود... این عمومی نکردن هر بار در کانون اتفاق افتاد عقب گردی صورت گرفت...مرور کنید طرح طلبگی کردن کانون(حوالی سال 88 یا 89)، مرور کنید طرح حضرت رسول را... جالب اینکه این عمومی نکردن نهایتا دامن صاحبان ایده دو طرح قبلی را هم گرفت و آن ها را در حال حاضر به گوشه ای راند تا در صحنه تصمیم گیری نباشند؛ یعنی دوستانی که جلو روال غلط اون موقع را، علی رغم نارضایتی اعضا، نگرفتند، نهایتا همین موضوع، دامن خودشان را هم گرفت. صحبت ها زیاد است و مصادیق بیشتری قابل اشاره هست اما شاید مهم ترین نکته برای توصیف وضع موجود کانون همین نکته باشد. مجموعه زبانی ندارد که بگوید چه دارد می کند و چه می خواهد بکند تا حتی همراهان خودش را نیز قرص و محکم تر داشته باشد چه برسد به اینکه بخواهد جواب نقد ها و اشکالات را بدهد... غالب اعضای هیئت امنای مجموعه هم، همین طور هستند، اصلا معلوم نیست چه نسبتی با وضع کنونی مجموعه دارند و صرفا در جلساتی با همند و در گردهمایی های مناسبتی، حضوری مدیرعاملی طور دارند و با هم هستند که هستند. به قدری مشغله دارند که وقتی برای فکر کردن به کانون نمی ماند...چند سال مجموعه شورا عمومی برگزار نمی کند، کسی عین خیالش نیست، یک مجموعه تعطیل می شود، قدرت نفوذ مجموعه در منطقه کم می شود انگار نه انگار، خروجی های مجموعه بعد از کلی سرمایه گذاری پراکنده می شوند و باز هیئت امنا، می خندند، جواب های مدیرکلی ده سال اخیر را تکرار می کند و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده و نهایتا برای پاسخگویی به سوالات اعضا و جمع کردن اوضاع چاره ای جز پناه بردن به دامن روحانی مجموعه پیدا نمی کنند...
توضیح یک جملهای: بارش شدید حق در این پیام دیده میشود!
حرف ها زیاد است اما نمدونم اون هدفی که تو پیام ها بهش اشاره شده (ادا تکلیف و امر به معروف و اصلاح و این چیزها) از این طریق محقق بشه یا اینکه راه های بعدی گفتگو و اصلاح رو هم ببنده... خیلی ها هستن که به نعش بی جون کانون هم جلو نامحرمان (که بعید نیست تو این کانال هم باشن) دوست ندارن چوب بزنن، لذا شاید فضا اگه امن تر بشه دوستان بیشتری مشارکت کنند و ایده بدهند و برای تغییر گامی بردارند... نامحرمان و دشمن کم نداره کانون، از کسایی که میخوان سر به تن کانون نباشه تا از کانون برگشته هایی که برای اثبات حرف و راه خودشون منتظر کله پا شدن کانون هستن تا رقیب های منطقه ای و محلی... اما با خوش بینانه ترین نگاه و بدون غرض ورزی چند نکته می توان در همین وضعیت هم گفت: یکی اینکه مهم ترین مسئله پیش روی این سال های کانون، چرخش رویکردهاش بوده که از جزء تا کل اون برای کسانی که کل مسیر رو دیدند و تغییرات مختلف کانون رو لمس کردند قابل مشاهده ست اما اتفاقی که افتاده اینه که کانون(منظور دو سه نفر تصمیم گیر در خصوص این چرخش رویکرد) یا توان عمومی کردن ایده تغییر رو نداشتن یا اینکه نخواستن ایده تغییر عمومی بشه و به تدریج با خروج نسل های گذشته نسل جدید رو جور دیگه ای بار بیارن و این موضوع به طور کلی هر گونه صحبت و گفتگو در خصوص مسیر فعلی و پیشین و آینده را منتفی میکنه...یعنی اینکه خیلی از دوستان مسئول، تکلیف خودشان را با روال های قبلی که شاید خودشان برآمده از همان روال ها باشند، مشخص نمی کنند و معلوم نمی کنند که از چه چیزهایی توبه کرده اند و چه راهی را قرار است دنبال کنند... این عمومی نکردن ایده تغییر، به تدریج باعث شده کانون صرفا تو خودش فرو بره و به استقبال هیچ کس جز خودش نرود و در بهترین حالت گروه کوچکی از آدم های خوب دور هم باشند که فقط خوبند و می خواهند خوب بماند و دستشان آلوده به عمل نشود. بی خطر ترین کارها را می کنند، بیانیه صادر می کنند و در عکس ها می خندند و خاطره سازی می کنند و می روند پی کارشان و نسبتی بین اکنون و گذشته و آینده شان مشخص نیست، معلوم نیست کارهایشان، زندگی شان، کسب شان چه نسبتی با هم دارند و در چه مداری قرار است دنبال بشود... این عمومی نکردن هر بار در کانون اتفاق افتاد عقب گردی صورت گرفت...مرور کنید طرح طلبگی کردن کانون(حوالی سال 88 یا 89)، مرور کنید طرح حضرت رسول را... جالب اینکه این عمومی نکردن نهایتا دامن صاحبان ایده دو طرح قبلی را هم گرفت و آن ها را در حال حاضر به گوشه ای راند تا در صحنه تصمیم گیری نباشند؛ یعنی دوستانی که جلو روال غلط اون موقع را، علی رغم نارضایتی اعضا، نگرفتند، نهایتا همین موضوع، دامن خودشان را هم گرفت. صحبت ها زیاد است و مصادیق بیشتری قابل اشاره هست اما شاید مهم ترین نکته برای توصیف وضع موجود کانون همین نکته باشد. مجموعه زبانی ندارد که بگوید چه دارد می کند و چه می خواهد بکند تا حتی همراهان خودش را نیز قرص و محکم تر داشته باشد چه برسد به اینکه بخواهد جواب نقد ها و اشکالات را بدهد... غالب اعضای هیئت امنای مجموعه هم، همین طور هستند، اصلا معلوم نیست چه نسبتی با وضع کنونی مجموعه دارند و صرفا در جلساتی با همند و در گردهمایی های مناسبتی، حضوری مدیرعاملی طور دارند و با هم هستند که هستند. به قدری مشغله دارند که وقتی برای فکر کردن به کانون نمی ماند...چند سال مجموعه شورا عمومی برگزار نمی کند، کسی عین خیالش نیست، یک مجموعه تعطیل می شود، قدرت نفوذ مجموعه در منطقه کم می شود انگار نه انگار، خروجی های مجموعه بعد از کلی سرمایه گذاری پراکنده می شوند و باز هیئت امنا، می خندند، جواب های مدیرکلی ده سال اخیر را تکرار می کند و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده و نهایتا برای پاسخگویی به سوالات اعضا و جمع کردن اوضاع چاره ای جز پناه بردن به دامن روحانی مجموعه پیدا نمی کنند...
توضیح یک جملهای: بارش شدید حق در این پیام دیده میشود!
۴۱۰
۹:۳۳