گفتگوهای کانونی
#ناشناس من همایش ۹۳ رو بودم و خوب میدونم همایش چیست! سال ۹۸ هم بعد از اهدای مدال در مجموعه سرچشمه میدون بهارستان همایش گرفته شد، سردار فدوی و سورنا ستاری یعنی جانشین سپاه و معاون علمی رئیس جمهور اومدن. حالا بیزحمت تو توضیح این پیام تعریف کنید همایش چیست!!! توضیح: همایش به برنامه گردهمایی تمام اعضای کانون به همراه خانوادهشان گفته میشود که تمام امور آن از صفر تا صد توسط بچههای کانون انجام میگیرد و ظرفیتهای متعدد و متنوع تربیتی و تشکیلاتی دارد. این مواردی که نام میبرید در عرف کانون همایش نیست، هر چند اقدامات بدی هم نیست و در جای خود قابل تقدیر است.
#وارده
بهترین هدیه؛ گنجشکی که جای قناری همایش به مجموعه قالب شد!
قدیمیترها همایشهای سالیانه کانون را بیشتر یادشان هست، همایشهایی که سبقهای طولانی داشت و شور و حرارتی که در بین اعضا و خانوادههایشان ایجاد میکرد و عملکرد کانون به منسه ظهور گذاشته میشد و افقهای پیش رو در آن ترسیم میشد.
در همایشها هر کس یک گوشه کار را میگرفت و همهی اعضای مجموعه از دورههای مختلف دانش آموزی تا دانشجوها و مسئولین به تکاپو میافتادند تا برنامه را سر و سامان دهند. از هماهنگی مکان و مدعوین مختلف گرفته تا اینکه از آنها چه بخواهند و چه بگویند و نمایشگاه دستاوردهای علمی، تربیتی و... کانون در غرفهها تا کارهای ریزتر مثل پذیرایی و کارهای اجراییتر که توسط دانش آموزان و دانشجوها انجام میگرفت تا میزبان اعضای مجموعه همراه خانوادههایشان باشند.
اما واقعا برنامه بهترین هدیه چه نسبتی با همایشهای سالیانه کانون برقرار میکند؟! برنامهای که مسئول کل کانون تا دقیقه۹۰ شخصا دنبال کارهای آن میدوید و بعضا به صورت اتفاقی به افرادی برمیخورد و از آنها طلب کمک میکرد در صورتی که کسی دور و برش نبود و کارها روی زمین مانده بود! تا لحظه آخر هنوز یکی از مدعوین اصلی آمدنش قطعی نبود و همه در این بین که آیا دکتر ستاری میآید یا خیر! حاضرین جلسه غالبا افرادی بودند که اهدای مدال داشتند که از ۱۱۵ مدال اهدا شده، حدودا ۱۵تای آن متعلق به بچههای کانون بود! و بقیه برای بچه های دانشگاهها که در مجموع همهی مدالیها هم نیامدند و همهی آنهایی که آمدند هم با خانواده نبودند.
این ترکیب برنامه وقتی جالبتر میشد که همهی دورههای دانش آموزی کانون حق حضور در آن را نداشتند! و آنهایی هم که آمده بودند فقط خود دانش آموزان بودند و تقریبا از خانوادهها خبری نبود. برنامهای که به عنوان همایش جا زده میشود اما همه اعضای مجموعه در آن دعوت نیستند! از طرفی مشارکت دانشجوها و به طریق اولی دانش آموزان، در برگزاری برنامه به صفر میل میکرد و مسئول کانون شخصا دنبال کارها میدوید که آیا برسد یا نه! در آن بین کسی از سر خیرخواهی میگفت برنامه خیلی خشک نیست؟! میخواهید یک گروه سرود هم هماهنگ کنیم بیاید! مجری پر استرس با صدای لرزان هم که در واقع مجری نبود! و یکی از همان مدال آوران بود، طبق گفته روحانی کانون همان مجری دیدار با آقا بودند که البته بعد از چند وقت و اشاره حضرت آقا به دیدار معهود، این انتخاب نیز به عنوان یکی دیگر از دستاوردها و آیندهنگریها سیاهه شد! این چند مورد بخاطر این اشاره شد که مطمئن شوید چقدر همه چیز این به اصطلاح همایش برنامه ریزی شده بود و به دقیقه دقیقهاش پرداخته شده بود!
طبعا با مواردی هم که بالاتر گفته شد، غرفههای دستاوردهای کانون که توسط خود بچهها دایر میشد و رونق داشت، تبدیل شده بود به یک سری بومها که آن هم توسط جانشین مسئول کانون پیگیری شده بود! و در معرض دیدگان بیشتر مدعوین اصلی قرار گرفت. حالا با موارد گفته شده که باز هم به صورت کامل و مفصل به آن پرداخته نشد و فقط گوشهای از موارد بود باید سوالی که بالاتر گفته شد را دوباره در ذهن مرور کرد: واقعا بهترین هدیه چه نسبتی با همایشهای سالیانه کانون دارد؟!
بهترین هدیه؛ گنجشکی که جای قناری همایش به مجموعه قالب شد!
قدیمیترها همایشهای سالیانه کانون را بیشتر یادشان هست، همایشهایی که سبقهای طولانی داشت و شور و حرارتی که در بین اعضا و خانوادههایشان ایجاد میکرد و عملکرد کانون به منسه ظهور گذاشته میشد و افقهای پیش رو در آن ترسیم میشد.
در همایشها هر کس یک گوشه کار را میگرفت و همهی اعضای مجموعه از دورههای مختلف دانش آموزی تا دانشجوها و مسئولین به تکاپو میافتادند تا برنامه را سر و سامان دهند. از هماهنگی مکان و مدعوین مختلف گرفته تا اینکه از آنها چه بخواهند و چه بگویند و نمایشگاه دستاوردهای علمی، تربیتی و... کانون در غرفهها تا کارهای ریزتر مثل پذیرایی و کارهای اجراییتر که توسط دانش آموزان و دانشجوها انجام میگرفت تا میزبان اعضای مجموعه همراه خانوادههایشان باشند.
اما واقعا برنامه بهترین هدیه چه نسبتی با همایشهای سالیانه کانون برقرار میکند؟! برنامهای که مسئول کل کانون تا دقیقه۹۰ شخصا دنبال کارهای آن میدوید و بعضا به صورت اتفاقی به افرادی برمیخورد و از آنها طلب کمک میکرد در صورتی که کسی دور و برش نبود و کارها روی زمین مانده بود! تا لحظه آخر هنوز یکی از مدعوین اصلی آمدنش قطعی نبود و همه در این بین که آیا دکتر ستاری میآید یا خیر! حاضرین جلسه غالبا افرادی بودند که اهدای مدال داشتند که از ۱۱۵ مدال اهدا شده، حدودا ۱۵تای آن متعلق به بچههای کانون بود! و بقیه برای بچه های دانشگاهها که در مجموع همهی مدالیها هم نیامدند و همهی آنهایی که آمدند هم با خانواده نبودند.
این ترکیب برنامه وقتی جالبتر میشد که همهی دورههای دانش آموزی کانون حق حضور در آن را نداشتند! و آنهایی هم که آمده بودند فقط خود دانش آموزان بودند و تقریبا از خانوادهها خبری نبود. برنامهای که به عنوان همایش جا زده میشود اما همه اعضای مجموعه در آن دعوت نیستند! از طرفی مشارکت دانشجوها و به طریق اولی دانش آموزان، در برگزاری برنامه به صفر میل میکرد و مسئول کانون شخصا دنبال کارها میدوید که آیا برسد یا نه! در آن بین کسی از سر خیرخواهی میگفت برنامه خیلی خشک نیست؟! میخواهید یک گروه سرود هم هماهنگ کنیم بیاید! مجری پر استرس با صدای لرزان هم که در واقع مجری نبود! و یکی از همان مدال آوران بود، طبق گفته روحانی کانون همان مجری دیدار با آقا بودند که البته بعد از چند وقت و اشاره حضرت آقا به دیدار معهود، این انتخاب نیز به عنوان یکی دیگر از دستاوردها و آیندهنگریها سیاهه شد! این چند مورد بخاطر این اشاره شد که مطمئن شوید چقدر همه چیز این به اصطلاح همایش برنامه ریزی شده بود و به دقیقه دقیقهاش پرداخته شده بود!
طبعا با مواردی هم که بالاتر گفته شد، غرفههای دستاوردهای کانون که توسط خود بچهها دایر میشد و رونق داشت، تبدیل شده بود به یک سری بومها که آن هم توسط جانشین مسئول کانون پیگیری شده بود! و در معرض دیدگان بیشتر مدعوین اصلی قرار گرفت. حالا با موارد گفته شده که باز هم به صورت کامل و مفصل به آن پرداخته نشد و فقط گوشهای از موارد بود باید سوالی که بالاتر گفته شد را دوباره در ذهن مرور کرد: واقعا بهترین هدیه چه نسبتی با همایشهای سالیانه کانون دارد؟!
۳۵۸
۱:۳۶