عکس پروفایل گفتگوهای کانونیگ

گفتگوهای کانونی

۱۱۳ عضو
عکس پروفایل گفتگوهای کانونیگ
۱۱۳ عضو

گفتگوهای کانونی

بایگانی | گفتگو پیرامون حال و آینده کانون
گفتگوهای کانونی
عقل جمعی (۱) | اداره یا مدیریت در پارادایم «اداره» یک مجموعه تنها مشغول به اجرای کارهای روتین و از پیش تعیین شده و سنت‌های گذشته، بدون خلاقیت و انطباق با شرایط جدید است. در طرف دیگر، پارادایم «مدیریت» به معنای وجود «اهداف، برنامه‌ریزی، حرکت و در نهایت ارزشیابی» است. متاسفانه وضعیت موجود کانون نسبت مشخصی با این مفاهیم نداشته و در این سال‌ها نه تنها توان خلاقیت و انطباق با شرایط جدید را نداشته، بلکه با تاسف فراوان بسیاری از نقاط قوت گذشته را نیز به بهانه‌های مختلف از دست داده است. کانون حتی در جایی که به مفاهیم بالا نزدیک شده هم ساده‌ترین و دم‌دستی‌ترین برخورد با آن را انجام داده است. مجموعه ما قواعد هدف‌گذاری و تعیین چشم‌انداز را (بلد نیست و) رعایت نمی‌کند، برنامه‌ریزی را (نمی‌شناسد و آن را) منحصر در چیدن اقدامات در جدول زمانی می بیند نه چیزی بیشتر. تفاوت ارزشیابی با جمع‌آوری اطلاعات و گزارش‌ها را نمی‌داند و دقیقا به همین دلیل است که با دستاوردهای فرعی بی‌ارتباط با هدف اصلی خود - مثل چاپ کتاب، مراجعات از موسسات و نهادهای دیگر، حضار جلسه اخلاق، معدل دانشجویان و ... - برای خودش دستاوردتراشی می‌کند و در برابر نقدها مقاومت نشان می‌دهد. «مدیریت» به عنوان ابزار رشد و پیشبرد یک مجموعه با وسعت کانون، امری تخصصی است که هم نیاز به «علم» دارد و هم «هنر»، یا دست کم یکی از این دو! شاید برهه‌هایی بوده که ما با هنر مدیریت و ویژگی‌های فردی توانسته‌ایم کانون را مدیریت کنیم و پیش ببریم اما این قطعی و بدیهی است در هر مرحله‌ای که مثل امروز از هنر مدیریت محروم باشیم، ناگزیر باید به سمت استفاده از قواعد و روش‌های موجود و مرسوم علم مدیریت حرکت کنیم. متاسفانه کانون در این زمینه فرافکنی می‌کند و با طرح دعاوی غیرمعتبر و غیرمسموعی مثل فرعی بودن مدیریت و تشکیلات و ساختار در برابر معنویات و مسائل غیبی و سلوکی، این الزامات را به هیچ می‌گیرد. بعضا حتی استدلال می‌شود که بدیهیاتی مثل «قواعد تشکیلاتی» اموری فرعی هستند و اگر بتوان از راه‌های کوتاه‌تر - مثلا گوش سپردن به ارشادات روحانی - به تصمیم رسید، نباید خود را در گیر و دار چنین مسائلی انداخت! این وضعیت یکی از ابتدایی‌ترین عوارض تعطیلی عقلانیت جمعی در مسیر کانون است. ادامه دارد... گفتگو پیرامون حال و آینده کانون عضویت: ble.ir/join/ZjI1MDljZW ناشناس: abzarek.ir/service-p/msg/1074742 شناس: @contact110
عقل جمعی (۲) | قیام و قعود
قعود در برابر قیام و قاعد در مقابل قائم و «اهل قیام» بودن است. کانون امروز به شدت به این بدی مبتلاست. کارها کم و محدود، افق دیدها بسیار تنگ و نیروها به شدت ساکن شده‌اند؛ و البته تمام این‌ها به نام کار تربیتی و عمیق شدن در حال رخ دادن است.
کانون در گذشته خود با تمام نقاط ضعفش، یک تشکیلات حداکثری بوده که روح تشنه نیروهای خودش را با آرمان‌های بلند و برنامه‌های جدی سیراب می‌کرده؛ تیم جدید اما به جای هدایت این روحیات به سمت و سوی درست و بهینه، ترجیح داده آن را تقبیح کند و بیهوده بداند.
این کار را هم به این شکل توجیه می‌کند که شما باید درس بخوانید، متخصص شوید و جمع کردن این‌ها با زیاد وقت گذاشتن شما جور نیست. پس به همین یکی دو بعد از ظهری که کانون هستید اکتفا کنید، کارهای دم دستی را شما انجام دهید و امور اصلی و مهم را به ما حوزویان بسپارید. نتیجه البته روشن است و اکنون می‌توان ارزیابی روشنی از این سیاست در حوزه نیروی انسانی کانون داشت.
کانون ترجیح می‌دهد به جای آن که به بچه‌ها بگوید دو ساعت کمتر بخوابید تا دو کار بیشتر انجام دهید، آن‌ها را ترغیب کند که کمتر کانون بیایند. برای خفت دادن به چنین روحیات ارزشمندی هم پشت عناوین دیگری مثل رشد فردی و متخصص شدن سنگر می‌گیرد؛ البته بی آن که ارکان آموزشی و تربیتی مجموعه‌ی خودش، دنبال همان تخصص رفته باشد.
این اتفاق دقیقا مثل این است که شما وقتی کشور و نظام را درگیر جنگ می‌بینید، به جای تشویق مردم به مشارکت در جهاد و دفاع، منبر بروید و برای مردم از این سخن بگویید که مردن مومن در بستر کم از شهادت در میدان جنگ ندارد. حرف غلطی نیست ولی چون اولویت‌های جمع را در آن ندیده‌اید کنش‌تان حتما غلط است.
نشانه مهم دیگر این وضعیت، آن است که کانون امروز «موانع» را به رسمیت می شناسد. وقتی پول ندارد مدرسه نمی‌زند، وقتی ساختمان ندارد تجمیع نمی‌کند و اگر امکانات ندارد اردو نمی‌برد. کانون تصور می‌کند ده سال وقت دارد تا حسینیه‌ای در فلان جا ساخته شود و بعد سراغ اصلاح وضع موجود برود، بی آن که به این مساله واضح دقت کند که شرایط آن روز به شدت با امروز متفاوت است؛ چنان که امروز با پنج سال و ده سال قبل متفاوت است.
در چنین فضایی هر مطالبه و طرح جدیدی متوقف و حواله به «موانع بیرونی» و «نبود امکانات و مقدمات» می‌شود. همیشه باید صبر کرد تا شرایط صد در صدی مطلوب ما از آسمان سر راه ما قرار بگیرد تا بلکه به کار جدیدی لبیک بگوییم. با این رویکرد هر کم‌کاری و عقب ماندنی «توجیه منطقی» دارد و لازم نیست کسی بازخواست شود. «برنامه نداشتن» و «ارزیابی نکردن» مهمترین شواهد وجود چنین فضایی هستند.
متاسفانه سال‌هاست این ادبیات در کانون از بین رفته است که نباید اسیر محدودیت‌ها شد و اگر قرار است کاری انجام شود باید آن قدر پیگیری و تلاش و دوندگی کرد تا محقق شود. حتما برخی با خواندن این جمله خواهند گفت اینطور نیست، اما حتما با شنیدن مثال‌هایی از سطح محدودیت و تلاش در گذشته و حال کانون، چنین ادعایی را تأیید خواهند کرد.
انتظار برای درست شدن شرایط و سپس وارد کاری شدن، مهمترین نشانه قعود است؛ روحیه‌ای که قطعا و یقینا به «هیچ کاری نکردن» منتهی خواهد شد.
ریشه اصلی این اتفاق یک چیز است و آن بی‌ارزش دانستن عقل جمعی و سر سپردن به عقل برتر که در روحانی کانون تجلی یافته است. عقل برتری که تایید او خیال همه را بابت همه کم‌کاری‌ها راحت می‌کند. ادامه دارد...
گفتگو پیرامون حال و آینده کانون
عضویت: ble.ir/join/ZjI1MDljZWپیام ناشناس: abzarek.ir/service-p/msg/1074742پیام شناس: @contact110
undefined۲
undefined۶

۳۴۴

۸:۰۴