بچ ها همین الان چالش دارن جایزع پاکتع خدایی 

۹:۵۵
بازارسال شده از ◄°l||l° ♡♡موزیکویـבئو♡♡°l||l°►
۹:۵۷
بازارسال شده از ◄°l||l° ♡♡موزیکویـבئو♡♡°l||l°►
۹:۵۷
#پارت هفتم
گربه سیاه
_اره چطور
_تو ی گربه ای چطور حرف میزنی
_وایسا تو منو نشناختی..؟
_هان ... چی نه
_وای خدااااا منم دیگه
_گربه سیاه......!؟
_فکر کنم درست گفتی
_نه نه فکر میکردم اون ی ادمه فقط اسمش گربه سیاهه
_هههه اخه کدوم ادم اسمشو میزاره گربه سیاه
_فقط تو میدونی من کی هستم
_اره کارتیکا جوسن ۱۳ساله از شیکاگو و ی الفی
_چی تو این ها رو از کجا میدونی
_چون خودت گفتی
_کی من چی گفتم چرا چیزی یادم نیست
_چون تو به من نگفتی به نیکول گفتی توی نامه اون پستچی من بودم
_چی وای خدای من تو میتونی ادم بشی
_اره
_چه باحال خیلی خوبه نه
_نه اصلا خوب نیست چون ممکنه بعد از ۱۶ساعت که به حالت عادیم برنگردم بمیرم
_وای خیلی بده ولی چرا اینطوری
_چون من ی گربه ام
_اهان فهمیدم
_وای مدرسه ام دیر شد
_میخوای ببرمت
_تو با اون پاهای ریزه میزت منو میخوای ببری
_منو دست کم گرفتی
_آیییییییییییی وایییییییییی صبر کنننننننننن
_رسیدیم
_چی واقعا رسیدم خدااااااا
_اما تو نمیتونی بیای توی کلاس من
_چرا میتونم عووا نعوا کعوا
_تو الان انسان شدی
_اره انسان شدم
_برگرد ببینمت
_چی تو خودتو جای ماریا جا زدی......؟!
گربه سیاه
_اره چطور
_تو ی گربه ای چطور حرف میزنی
_وایسا تو منو نشناختی..؟
_هان ... چی نه
_وای خدااااا منم دیگه
_گربه سیاه......!؟
_فکر کنم درست گفتی
_نه نه فکر میکردم اون ی ادمه فقط اسمش گربه سیاهه
_هههه اخه کدوم ادم اسمشو میزاره گربه سیاه
_فقط تو میدونی من کی هستم
_اره کارتیکا جوسن ۱۳ساله از شیکاگو و ی الفی
_چی تو این ها رو از کجا میدونی
_چون خودت گفتی
_کی من چی گفتم چرا چیزی یادم نیست
_چون تو به من نگفتی به نیکول گفتی توی نامه اون پستچی من بودم
_چی وای خدای من تو میتونی ادم بشی
_اره
_چه باحال خیلی خوبه نه
_نه اصلا خوب نیست چون ممکنه بعد از ۱۶ساعت که به حالت عادیم برنگردم بمیرم
_وای خیلی بده ولی چرا اینطوری
_چون من ی گربه ام
_اهان فهمیدم
_وای مدرسه ام دیر شد
_میخوای ببرمت
_تو با اون پاهای ریزه میزت منو میخوای ببری
_منو دست کم گرفتی
_آیییییییییییی وایییییییییی صبر کنننننننننن
_رسیدیم
_چی واقعا رسیدم خدااااااا
_اما تو نمیتونی بیای توی کلاس من
_چرا میتونم عووا نعوا کعوا
_تو الان انسان شدی
_اره انسان شدم
_برگرد ببینمت
_چی تو خودتو جای ماریا جا زدی......؟!
۱۰:۱۰
#پارت هشتم
گربه سیاه
_پس چی میخواستی چیکار کنم
_پس پس مادرش برای جلسه و خودش
_اونا بدون اینکه به کسی بگن از اینجا رفتن منم فرصت گیر اوردم
_اگه به مادرش زنگ بزنن
_نگران نباش فکر همجاش رو کردم بریم سر کلاس
_تق تق
_به فرمایید
_سلام استاد میتونم بیام تو
_بله عزیز
_سلام استاد
_سلام ماریا بیاین بشنین سر جاتون کلاس شروع شده
_معذرت میخوایم دیر کردیم
_نه مشکلی نیست
_خوب خانم کارتیکا جوسن به سوال های درس علوم جواب بده
_ببخشيد استاد نتونستم درس بخونم بخاطر مامان بزرگم
_مگه برای مامان بزرگت اتفاقی افتاده
_نه استاد داشت از اینجا میرفت ی شهر دیگه منم کمکش کردم وسایلش رو جمع کنیم
_من بهتون گفتم امتحان تون مهمه گفتم یا نگفتم
_بله استاد گفتید
_پس چرا درس نخوندی بیا سر تخته تا اخر زنگ ی پا وایسا
_نه خانم عادلانه نیست من دلیلش رو گفتم
_منم گفتم دلیل قبول نمیکنم
_من نمیام
_من استادم با من درست حرف بزن وگرنه واقعا برات بد میشه بزار اروم باهات رفتار کنم خانم جوسن
_استاد من میرم پیش اقای مدیر تا باهاش حرف بزنم
_نه لازم نیست این دفعه رو میبخشم خانم جوسن دفعه بعدی در کار نیست درسته خانم جوسن
_بله استاد تکرار نمیشه
_بشین سر جات
_هیییی وای یادم رفت بهت سلام بدم چطوری ریمل
_خوبم تو چطوری کارتیکا
_منم خبم
_میدونم دورغ میگی کارتیکا
_راجب چی حرف میزنی ریمل
_تو به مامان بزرگت کمک نکردی
_چی چرا کمک کردم
گربه سیاه
_پس چی میخواستی چیکار کنم
_پس پس مادرش برای جلسه و خودش
_اونا بدون اینکه به کسی بگن از اینجا رفتن منم فرصت گیر اوردم
_اگه به مادرش زنگ بزنن
_نگران نباش فکر همجاش رو کردم بریم سر کلاس
_تق تق
_به فرمایید
_سلام استاد میتونم بیام تو
_بله عزیز
_سلام استاد
_سلام ماریا بیاین بشنین سر جاتون کلاس شروع شده
_معذرت میخوایم دیر کردیم
_نه مشکلی نیست
_خوب خانم کارتیکا جوسن به سوال های درس علوم جواب بده
_ببخشيد استاد نتونستم درس بخونم بخاطر مامان بزرگم
_مگه برای مامان بزرگت اتفاقی افتاده
_نه استاد داشت از اینجا میرفت ی شهر دیگه منم کمکش کردم وسایلش رو جمع کنیم
_من بهتون گفتم امتحان تون مهمه گفتم یا نگفتم
_بله استاد گفتید
_پس چرا درس نخوندی بیا سر تخته تا اخر زنگ ی پا وایسا
_نه خانم عادلانه نیست من دلیلش رو گفتم
_منم گفتم دلیل قبول نمیکنم
_من نمیام
_من استادم با من درست حرف بزن وگرنه واقعا برات بد میشه بزار اروم باهات رفتار کنم خانم جوسن
_استاد من میرم پیش اقای مدیر تا باهاش حرف بزنم
_نه لازم نیست این دفعه رو میبخشم خانم جوسن دفعه بعدی در کار نیست درسته خانم جوسن
_بله استاد تکرار نمیشه
_بشین سر جات
_هیییی وای یادم رفت بهت سلام بدم چطوری ریمل
_خوبم تو چطوری کارتیکا
_منم خبم
_میدونم دورغ میگی کارتیکا
_راجب چی حرف میزنی ریمل
_تو به مامان بزرگت کمک نکردی
_چی چرا کمک کردم
۵:۴۶
#پارت نهم
گربه سیاه
_کارتیکا من ساعت ۲۰باهات تماس گرفتم اما جواب ندادی
_اگه بیدار بودی جواب میدادی
_نه ربطی نداره من چون کار داشتم جواب ندادم
_چرا دورغ میگی تو هیچ وقت تماس منو رد نمیکنی بجر وقتی که خواب باشی
_ریمل باشه تو راست میگی
_من دوست صمیمی تو هم به من اعتماد کن
_باشه ریمل ولی ترسیدم دست و پام رو گم کردم
_کارتیکا پیش میاد ولی قول بده بهم اعتماد کنی
_معلومه که قول میدم ریمل جونممم
_خوب بچه ها ریمل ی کنفرانس علوم داره ریمل میخوای بیای توضیح بدی
_عام بله بله استاد امدم
_من برم کارتیکا خوب گوش بده استاد حتما ازت میپرسه راجب چیزی که یاد گرفتی
_باشه باشه برو تا دعوات نکرده
_من رفتم
_سلام بچه ها این کنفراس راجب درس علوم فصل ۷ درس ۹هست..........
(یک و نیم ساعت بعد)
_خدا قوت بچه ها و ممنون ریمل راجب کنفرانس ریمل جلسه بعد ازتون میپرسم
_کارتیکا میای با هم بریم
_متاسفم ریمل من و ماریا کاری برامون پیش امده ولی فردا باهات میام
_باشه کارتیکا مشکلی نیست
_ممنون خداحافظ
_خداحافظ
_ماریاااا ماریاااا گربه سیاههههه
_هان هان چیه اسمم رو داد نزن
_اخه هنوز به اسم ماریا عادت نکردی
_نه خوب چیکار کنم اگه ی موقعه گفتی ماریا من جواب ندادم بگو اوکی دوکی
_چی هههههه اوکی دوکی خیلی مسخره اس
_خوب دوستام اینجوری صدام میزنن
_تو مگه دوست دیگه ام داری
_مگه تو فکر کردی منو بی کس و کار گیر اوردی بچه جون
_نه نه خوب فکر کردم فقط ی دونه گربه ای اون ها هم سیاه هستن مثل تو
_نه اونا رنگ های مثل سفید زرد طلایی و...... دارن
_عام اهان
گربه سیاه
_کارتیکا من ساعت ۲۰باهات تماس گرفتم اما جواب ندادی
_اگه بیدار بودی جواب میدادی
_نه ربطی نداره من چون کار داشتم جواب ندادم
_چرا دورغ میگی تو هیچ وقت تماس منو رد نمیکنی بجر وقتی که خواب باشی
_ریمل باشه تو راست میگی
_من دوست صمیمی تو هم به من اعتماد کن
_باشه ریمل ولی ترسیدم دست و پام رو گم کردم
_کارتیکا پیش میاد ولی قول بده بهم اعتماد کنی
_معلومه که قول میدم ریمل جونممم
_خوب بچه ها ریمل ی کنفرانس علوم داره ریمل میخوای بیای توضیح بدی
_عام بله بله استاد امدم
_من برم کارتیکا خوب گوش بده استاد حتما ازت میپرسه راجب چیزی که یاد گرفتی
_باشه باشه برو تا دعوات نکرده
_من رفتم
_سلام بچه ها این کنفراس راجب درس علوم فصل ۷ درس ۹هست..........
(یک و نیم ساعت بعد)
_خدا قوت بچه ها و ممنون ریمل راجب کنفرانس ریمل جلسه بعد ازتون میپرسم
_کارتیکا میای با هم بریم
_متاسفم ریمل من و ماریا کاری برامون پیش امده ولی فردا باهات میام
_باشه کارتیکا مشکلی نیست
_ممنون خداحافظ
_خداحافظ
_ماریاااا ماریاااا گربه سیاههههه
_هان هان چیه اسمم رو داد نزن
_اخه هنوز به اسم ماریا عادت نکردی
_نه خوب چیکار کنم اگه ی موقعه گفتی ماریا من جواب ندادم بگو اوکی دوکی
_چی هههههه اوکی دوکی خیلی مسخره اس
_خوب دوستام اینجوری صدام میزنن
_تو مگه دوست دیگه ام داری
_مگه تو فکر کردی منو بی کس و کار گیر اوردی بچه جون
_نه نه خوب فکر کردم فقط ی دونه گربه ای اون ها هم سیاه هستن مثل تو
_نه اونا رنگ های مثل سفید زرد طلایی و...... دارن
_عام اهان
۱۴:۰۹
بچ عا فک کنم مشکلی نباشع ک لایک کنید 
۱۴:۱۰
حداقل لایک بالای ۵....!باشع تا بیشتر فعالیت کنم...:) 

۱۴:۱۲
پارت دهم
گربه سیاه
ی سوال دارم
_چه سوالی
_اینکه شما توی ی دنیا موازی دیگه زندگی میکنید که انسان ها شما رو نمیبینن
_تا ی جایی درسته
_منظورت چیه
_یعنی ما توی ی دنیا دیگه زندگی میکنیم که انسان ها ما رو نمیبینن اما فقط بعضی از انسان ها ما رو میبینن یا حتی اوی دنیا ما زندگی میکنید
_چی کدوم انسان ها
_الف ها
_یعنی منم میتونم دنیا شما رو ببینم
اره اما تا وقتی الف واقعای نشدی نه
_منم الان ی الف واقعی نیستم
_نه البته هنوز نه
_میتونم بپرسم الف چیه
_چی یعنی نمیدونی
_نه
_ای خدا منو نجات بده
_بگو دیگه
_باشه الف ها موجوداتی هستن که گوش های تیز دارن موهای بلند براقی دارن بال های بزرگ برق برقی دارن لباس تنشون از ابریشم و از پارچه های گوناگون درست میشن
_وای چه جالب فقط کی لباسشون رو درست میکنه
_خوب معلومه ما گربه ها
_یعنی شما لباسشون درست میکنین
_اره
_فقط پس چجوری سریع میاد توی تنش بدون دخالت هیچ فردی
_ما با نیرویی که داریم خوب
_اهان چه نیرویی...؟
_وای بسته چقدر سوال میپرسی
_باشه اعصبانی نشو
_من اعصبانی نیستم
_خوب دیگه بریم خونه
_باشه بریم
(وارد خانه شدند)
_وای ی روز خسته کننده دیگه
_اره خیلی بد بود
_گربه سیاه تو میتونی اینده رو ببینی
_نه نمیتونم
_واقعا راستشو بگو
_گفتم نمیتونم
_هعب باشه
_چطور مگه
_میخواستم بدونم در اینده مادرمو میبینم
_متاسفم نمیدونستم مادر داری فکر کردم مرده
_نه زنده اس ولی پدرم:)
گربه سیاه
ی سوال دارم
_چه سوالی
_اینکه شما توی ی دنیا موازی دیگه زندگی میکنید که انسان ها شما رو نمیبینن
_تا ی جایی درسته
_منظورت چیه
_یعنی ما توی ی دنیا دیگه زندگی میکنیم که انسان ها ما رو نمیبینن اما فقط بعضی از انسان ها ما رو میبینن یا حتی اوی دنیا ما زندگی میکنید
_چی کدوم انسان ها
_الف ها
_یعنی منم میتونم دنیا شما رو ببینم
اره اما تا وقتی الف واقعای نشدی نه
_منم الان ی الف واقعی نیستم
_نه البته هنوز نه
_میتونم بپرسم الف چیه
_چی یعنی نمیدونی
_نه
_ای خدا منو نجات بده
_بگو دیگه
_باشه الف ها موجوداتی هستن که گوش های تیز دارن موهای بلند براقی دارن بال های بزرگ برق برقی دارن لباس تنشون از ابریشم و از پارچه های گوناگون درست میشن
_وای چه جالب فقط کی لباسشون رو درست میکنه
_خوب معلومه ما گربه ها
_یعنی شما لباسشون درست میکنین
_اره
_فقط پس چجوری سریع میاد توی تنش بدون دخالت هیچ فردی
_ما با نیرویی که داریم خوب
_اهان چه نیرویی...؟
_وای بسته چقدر سوال میپرسی
_باشه اعصبانی نشو
_من اعصبانی نیستم
_خوب دیگه بریم خونه
_باشه بریم
(وارد خانه شدند)
_وای ی روز خسته کننده دیگه
_اره خیلی بد بود
_گربه سیاه تو میتونی اینده رو ببینی
_نه نمیتونم
_واقعا راستشو بگو
_گفتم نمیتونم
_هعب باشه
_چطور مگه
_میخواستم بدونم در اینده مادرمو میبینم
_متاسفم نمیدونستم مادر داری فکر کردم مرده
_نه زنده اس ولی پدرم:)
۱۸:۵۰
اگ پارت عا رو دیر به دیر میزارم بخاطر اینک ن لایک میکنید:\ 

اصلا عضو ها زیاد نیس ...(:)

اصلا عضو ها زیاد نیس ...(:)
۱۸:۵۳
بچ ها دو سه نفر امدن پی گفتن پاکت نزار تا ۷۰نفر نرسیدیم:\
۱۸:۵۸
اگ میخوایین پاکت بزارم دو تا شرط دارم 
اول:عضو ها به ۷۰نفر برسن
دوم:لایک رمان ها بالای ۵ تا باشه 
۱۹:۰۱
بچ ها الان پارت یازدهم رو میزارم چون شاید نتونم بعدا بزارم 

۱۹:۵۲
تایم ب فداطون 

۱۹:۵۳
#پارت یازدم
گربه سیاه
_پدرم چی کارتیکا
_پدرم ی روز از سر کار برگشت ولی مامانم خونه نبود
_مادرت کجا بود
_مادرم رفته بود دکتر برای موهاش وقتی برگشت پدرم خیلی اعصبانی ازش پرسید کجا بودی مادرم جواب داد رفته بودم دکتر مو مادرم از پدرم پرسید اتفاقی افتاده پدرم گفت اخراج شدم بعد از اون پدرم با مامانم بحث کرد تا اینکه پدرم دست روی مادرم بلند کرد منم از ترس داد کشیدم پدرم امد تا منو بزنه ولی مادرم جلوشو گرفت فرداش دیدم پدرم رفته دنبال کار ولی مادرم خونه نیست دیدم ی نامه توی اتاقه مادرمه میدونستم خونه رو ترک کرده ولی نامه رو باز نکردم و تا الان نامه رو دارم و اصلا بازش نکردم
_واقعا متاسفم
_چرا تو باید متاسف باشی
_خوب تو چرا اینجایی
_بعد از اون روز قسم خوردم به اون خونه برنمیگردم پدرم خیلی معذرت خواهی کرد ولی من مادر خودمو از دست دادم پس نمیتونست جاشو برام پر کنه
_خیلی زندگی بدی داشتی درسته
_اره ولی الان بهتر و بهتر میشه
_خیلی عالیه برات خوشحالم
_ممنون
_خوب دیگه کارتیکا بریم بخوابیم
_بریم فقط تو کجا میخوای بخوابی
_مگه اتاق مهمون ندارید
_عا اهان داریم برو همونجا بخواب
_باشه نمیتونم بگم شب بخیر پس عصر بخیر
_ههههه عصر بخیر گربه سیاه
(گربه سیاه با یک صدا بلند میشود)
_چیچی چیشد کی بود
_عاااا کیه گربه
_نمیدونم بلندددد شو یکی امده خونه
_چی چی میگی
_اره
_وای ببخشید مزاحم شدم
_سلام خاله جاسمین اینجا چیکار میکنی
_سلام عزیزم مامان بزرگت بهم گفت که بیام اینجا بهت سر بزنم کلید رو داد به من بیام
_اهان باشه
_میگم گفتی گربه اینجا گربه نگهداری میکنی
_نه بابا من به ماریا دوستم میگم گربه چون شبیه گربه است
_اهان پس الان چرا نیست
_ام نه یعنی نیست اینجا الان فکر کردم اون امده
_اهان مگه کلید داره
_نه فکر کردم در بازه
_اهان باشه
گربه سیاه
_پدرم چی کارتیکا
_پدرم ی روز از سر کار برگشت ولی مامانم خونه نبود
_مادرت کجا بود
_مادرم رفته بود دکتر برای موهاش وقتی برگشت پدرم خیلی اعصبانی ازش پرسید کجا بودی مادرم جواب داد رفته بودم دکتر مو مادرم از پدرم پرسید اتفاقی افتاده پدرم گفت اخراج شدم بعد از اون پدرم با مامانم بحث کرد تا اینکه پدرم دست روی مادرم بلند کرد منم از ترس داد کشیدم پدرم امد تا منو بزنه ولی مادرم جلوشو گرفت فرداش دیدم پدرم رفته دنبال کار ولی مادرم خونه نیست دیدم ی نامه توی اتاقه مادرمه میدونستم خونه رو ترک کرده ولی نامه رو باز نکردم و تا الان نامه رو دارم و اصلا بازش نکردم
_واقعا متاسفم
_چرا تو باید متاسف باشی
_خوب تو چرا اینجایی
_بعد از اون روز قسم خوردم به اون خونه برنمیگردم پدرم خیلی معذرت خواهی کرد ولی من مادر خودمو از دست دادم پس نمیتونست جاشو برام پر کنه
_خیلی زندگی بدی داشتی درسته
_اره ولی الان بهتر و بهتر میشه
_خیلی عالیه برات خوشحالم
_ممنون
_خوب دیگه کارتیکا بریم بخوابیم
_بریم فقط تو کجا میخوای بخوابی
_مگه اتاق مهمون ندارید
_عا اهان داریم برو همونجا بخواب
_باشه نمیتونم بگم شب بخیر پس عصر بخیر
_ههههه عصر بخیر گربه سیاه
(گربه سیاه با یک صدا بلند میشود)
_چیچی چیشد کی بود
_عاااا کیه گربه
_نمیدونم بلندددد شو یکی امده خونه
_چی چی میگی
_اره
_وای ببخشید مزاحم شدم
_سلام خاله جاسمین اینجا چیکار میکنی
_سلام عزیزم مامان بزرگت بهم گفت که بیام اینجا بهت سر بزنم کلید رو داد به من بیام
_اهان باشه
_میگم گفتی گربه اینجا گربه نگهداری میکنی
_نه بابا من به ماریا دوستم میگم گربه چون شبیه گربه است
_اهان پس الان چرا نیست
_ام نه یعنی نیست اینجا الان فکر کردم اون امده
_اهان مگه کلید داره
_نه فکر کردم در بازه
_اهان باشه
۱۹:۵۴
#پارت دوازدهم
گربه سیاه
_خوب دیگه اینجا همه چی اوکیه
_بله همه چی
_باشه عزیزم من میرم
_باشه خدافظ
_خدافظ
_اوففف راحت شدم
_واقعا ماریا شبیه گربه است
_نه بابا دیگه نمیدونستم چی بگم
_کم مونده بود لومون بدی دختر جون
_عام اره معذرت میخوام خوب شد بهونه خوبی گیر اوردم
_درسته ولی این کی بود که بهش گفتی خاله
_این همسایه مامان بزرگمه باهاش رفت و امد داره بخاطر همون بهش میگم خاله جاسمین
_که اینطور
_اره
_پس این خاله واقعیت نیست
_نه مادرم تک فرزنده نه دایی دارم نه خاله
_چه جالب هم خودت تک فرزندی هم مادرت خیلی جالبه
_اره همه میگن
_ولی چرا باید ی کاری کنیم
_چه کاری گربه
_مادرت رو برگردونیم
_نمیشه
_یعنی چی چرا نمیشه
_چون کلا از اینجا رفته
_از شهر رفته که عیبی نداره
_نه از کشور خارج شده
_چی...؟
گربه سیاه
_خوب دیگه اینجا همه چی اوکیه
_بله همه چی
_باشه عزیزم من میرم
_باشه خدافظ
_خدافظ
_اوففف راحت شدم
_واقعا ماریا شبیه گربه است
_نه بابا دیگه نمیدونستم چی بگم
_کم مونده بود لومون بدی دختر جون
_عام اره معذرت میخوام خوب شد بهونه خوبی گیر اوردم
_درسته ولی این کی بود که بهش گفتی خاله
_این همسایه مامان بزرگمه باهاش رفت و امد داره بخاطر همون بهش میگم خاله جاسمین
_که اینطور
_اره
_پس این خاله واقعیت نیست
_نه مادرم تک فرزنده نه دایی دارم نه خاله
_چه جالب هم خودت تک فرزندی هم مادرت خیلی جالبه
_اره همه میگن
_ولی چرا باید ی کاری کنیم
_چه کاری گربه
_مادرت رو برگردونیم
_نمیشه
_یعنی چی چرا نمیشه
_چون کلا از اینجا رفته
_از شهر رفته که عیبی نداره
_نه از کشور خارج شده
_چی...؟
۱۸:۵۹
صلم بچ عا معذرت نتونستم این چند وقت فعالیت کنم چون بله هنگیدع بود
ولی از فردا فعالیت های شروع میشع 

۱۴:۳۲
شما به دلیل تک زدن در برنامه بله دیگر قادر به فعالیت در کانال های مجاز نیستید
۱۸:۰۲
بچ عا من از 5 اسفند تا ۱۵ اسفند تا امروز فعالیت نداشتم چون بله برای من نمیارع و تصمیم گرفتم ک ط روبیکا چنل بزنم ک شاید خعلی عا روبیک نداشته باشن و اینک این پیام نمیدونم چرع امدع حالا هر چی پارت میزارم نمیارع و ارکد میخورع یا همون ی علامت قرمز تعجب ک پایین پیام قرار میگیرع تا حالا ۱۶ تا پارت گذاشتم ک نیومدع 


۱۸:۰۶
نمیدونم این پی چرع امدع تا الان درگیرم اگ کسی میدونع بیاد بم بگ ط پی ویم
@Mozhi_2010
۱۸:۰۸