زندگی سخت با حرفای گالیور شیرینتر میشه باهم گپ بزنیم خاطرات رو از اینجا بخونید
یه بار مادر ما تصمیم گرفت سر پدر عزیزمو حنا بذاره.به دلایل کاملا شخصیمراحل گذاشتن خوب بود ولی یکم دیر حنا رو ورداشت. موی پدر ما سوخت.مو که چه عرض کنم شما بگو هویج رنده شده.همینقدر نارنجی