بازارسال شده از لیلا سحاب
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
همه خوانش ها بسیار زیبا و دلنشین بود.خوانش منتخب امشب:«سرکار خانم لیلا سحاب»
۱۷:۳۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#پیام_صبحگاهی۴#حشمت_جاه#وطن؟
کانال شرح غزلیات حافظ«استاد علی راد»
ble.ir/join/FkbtjtLW7F
۲:۲۱
چرا حافظ از «علمِ مدرسهای» و «علمِ مکتبی» «علم الدراسه» بیزار است؟
حافظ می فرماید: «بشوی اوراق اگر همدرسِ مایی»
یعنی این سیاهیهای روی کاغذ را ــ که کنایه از علمِ رسمی و حصولی است ــ دور بریز؛ زیرا «علمِ عشق در دفتر نباشد».حافظ در برابر «علمِ الدراسه» (علمِ مدرسهای) از «علمِ عشق» یا «علمِ الوراثه» سخن میگوید؛ دانشی که میراث انبیاست.
#غزل_۲#بیت_۲#علم_الدراسه#علم_الوراثه#علم_مکتبی#علم_حصولی#علم_حضوری#علم_عشق
ble.ir/join/FkbtjtLW7F
۴:۲۱
«العلم نورٌ یقذفه الله فی قلب مَن یشاء.»
علم، نوری است که خداوند در دل هر کسی که بخواهد، میافکند.
#غزل_۲#بیت_۲#علم_حضوری#علم_حصولی#نور_علم
۴:۳۱
نور چیست؟ چه میکند؟
#غزل_۲#بیت_۲#نور_چیست#منبع_نور#علم_حضوری#نور_خدا
۴:۴۷
«علم حصولی» استدلالی، ابطالپذیر و دائماً در معرض تغییر است. ممکن است زمانی گمان کنند خورشید به دور زمین میچرخد و مدتی بعد، با پیشرفت علم حصولی، دریابند که زمین به دور خورشید میگردد. این همان دانشی است که دانشمندان کسب میکنند. امّا علم حضوری جایگاهی دیگر دارد و این همان «عشق» است.من خود فلسفه خواندهام و با آرای فیلسوفان شرق و غرب تا حد مطلوب آشنا هستم. این مقدمات را گفتم تا روشن باشد که با فلسفه دشمنی ندارم. اما باید دید مولانا چرا میگوید:
#غزل۲#بیت۲#علم_حضوری#علم_حصولی#فلسفه#مقام_شامخ_حافظ
۵:۲۰
#تاملی_در_یک_بیت_۱
معاشران عزیز
استاد درباره این بیت حافظ:
«حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را»
فرمودند:
با توجه به تعریفی که از *«علم حصولی و علم حضوری»* داشتیم،
لطفاً دریافت خودتان از این بیت را در این چارچوب در گروه «حلقه ی رندان» به اشتراک بگذارید.
با سپاس از همراهان همدل

گروه حلقه ی رندانble.ir/join/83MT8YT2FP
کانال شرح غزلیات حافظ (استاد علی راد)ble.ir/join/FkbtjtLW7F
معاشران عزیز
«حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را»
فرمودند:
با سپاس از همراهان همدل
گروه حلقه ی رندانble.ir/join/83MT8YT2FP
۶:۳۰
بازارسال شده از عبدالرضا
8196c0157b019a9cec0218952e12f4a916532532-144p.mp4
۱.۱۴ مگابایت
غزل شماره ی سه با صدای فریدون فرح اندوز
۱۶:۴۸
بازارسال شده از شرح غزلیات حافظ(استاد علی راد)
استاد علیراد
این جلسه در بستر جدید
برگزار میشود.
🪪 نام و نام خانوادگی را در کادرهای بعدی وارد نمایید
🧭 و با محیط جدید سامانه آشنا شوید.
https://lms.madyar.org/u/12666/489818
لطفا به دوستان خودتان هم اطلاع دهید.
۱۶:۴۸
«مزرع سبز فلک دیدم و داسِ مهِ نویادم از کشتهٔ خویش آمد و هنگامِ درو»
چه تصویر شگفتی از جهانِ کاشت و برداشت.فلک
#مهر#نیکی#مزرع_سبز_فلک
۲:۱۶
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بازارسال شده از شرح غزلیات حافظ(استاد علی راد)
-شنبه ۱۹ اردیبهشت غزل ۳
-یکشنبه ۲۰ اردیبهشت
- دوشنبه ۲۱ اردیبهشت غزل های ۳۴۰ و۴
- سهشنبه ۲۲ اردیبهشت
- چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت غزلهای ۳۴۱ و ۵
- پنجشنبه ۲۴ اردیبهشتشرح غزل های ۳۴۲ و ۶
- جمعه ۲۵ اردیبهشتشرح غزلهای ۳۴۳ و ۷
BigBlueButton
ble.ir/join/FkbtjtLW7F @hafez_sharh_alirad
حضور گرم شما مایه دلگرمی ما خواهد بود.
۲:۵۲
گفتوگوی شرق و غرب
او تنها یک خوانندهٔ شیفته نبود؛ بلکه حافظ را همسخن و همافق روحیِ خویش میدانست.
(West‑östlicher Divan)*
#حافظ#گوته
(گوته چند قرن بعد از حافظ می زیسته است.)
۸:۴۰
«حافظا، تو همتای منی!»
«حافظا! هیچکس توان برابری با تو را ندارد.»
و در جایی دیگر مینویسد:
#حافظ#گوته
۸:۴۹
«طولانی اما افتخار آمیز»
متنی که می خوانید نظر گوته درباره شخصیت ، اندیشه و ادبیات حافظ است که در دیوان غزلیات او جلوه گر شده است :ای حافظ ، سخن تو هم چون ابدیت بزرگ است ؛ زیرا آن را آغاز و انجامی نیست . کلام تو هم چون گنبد آسمان ، تنها به خود وابسته است و میان نیمه ی غزل تو با مطلع و مقطع آن فرقی نمی توان گذاشت ؛ زیرا همه ی آن در حدجمال و کمال است .اگر روزی دنیا به سرآید ، ای حافظ آسمانی ، آرزو دارم که تنها با تو و در کنار تو باشم . چرا که این ، افتخار زندگی من و مایه ی حیات من است .درباره ی غزل های حافظ هرگونه سخن بی فایده است ؛ زیرا باید نخست آنها را خواند و عمقشان را درک کرد و با آنها هم آهنگ شد تا بتوان پی برد که چگونه سخن حافظ اعجاز واقعی ذوق و هنر بشری و سرچشمه ی فیاض کمال و جمال و حکمت و عرفان است .غزلیات حافظ را همه دوست دارند ؛ زیرا عارفان از آثار حکمت و عامیان از شیوایی گفتارش لذت می برند .ایرانیان همه هوشمند و باذوق و شاعرپیشه اند ؛ بنابراین بعید نیست چنین ملتی قریحه ی تابناک بی شمار در دامان خویش پرورش دهد . ولی اگر این ملت در طول پانصد سال ، مقام اول را در میان جمله ی سخنوران خود تنها به هفت شاعر ( فردوسی ، انوری ، نظامی ، مولوی ، سعدی ، حافظ و جامی ) اختصاص دهد و توده ی مردم نیز میان این هفت نابغه ی دنیای ادب ، حافظ شیراز را بیش از همه عزیز دارند و در دل جای دهند ، می توان دریافت که چنین کسی واقعا چه مقامی در دنیای ذوق و هنر می تواند داشته باشد .حافظا ، خویش را با تو برابر نهادن جز نشان دیوانگی نیست . تو آن کشتی ای هستی که مغرورانه باد در بادبان افکنده است تا سینه ی دریا را بشکافد و پای بر سر امواج نهد و من آن تخته پاره ام که بی خودانه سیلی خور اقیانوسم . در دل سخن شورانگیز تو گاه موجی از پس موج دگر می زاید و گاه دریایی از آتش تلاطم می کند ، اما این موج آتشین مرا در کام خویش می کشد و فرو می برد . با این همه ، هنوز در خود جرات اندکی می یابم که خویش را مریدی از مریدان تو شمارم ؛ زیرا من نیز چون تو در سرزمینی غرق نور زندگی کردم و عشق ورزیدم .حافظ در همه ی عمر از آن چه مردم عادی می طلبند و می جویند دوری گزید و آن چه را که برای دیگران مجهول است جست و جو کرد و در همه حال هم چنان صاحب نظر و زنده دل باقی ماند .در عین پارسایی ، دست از لذات جهان شست و قدر زندگی را چنان که شایسته بود ، دانست . بدیهی است مقام واقعی حافظ را جز با توجه به ملیت و محیط و عصر وی نمی توان شناخت ، ولی این نکته یقین است که هرکس یک بار حافظ را بشناسد و با او آشنا شود در سراسر زندگی دست از این یار آسمانی برنخواهد داشت و در راه ناهموار زندگی او را راهنمای سفر خواهد کرد .در باغ زیبا ، گل سرخ و زنبق کنار هم شکفته اند تا بر رخ ژاله ی بامدادی بوسه زنند . پشت باغ ، صخره ای پوشیده از گیاه و گل سر به سوی آسمان کرده و پیرامون آن را جنگلی خرم فراگرفته که یک سره تا دره ای سرسبز ادامه دارد . همه جا مانند آن روزگاران که من در آتش عشق می گداختم و هر بامدادان با چنگ خویش به پیشواز مهرفروزان می رفتم ، از عطر گل آکنده است .(یادبود گفتمان گوته و حافظ در دیوان غربی شرقی گوته در شهر وایمار آلمان)حافظا ، آرزو دارم از شیوه ی غزل سرایی تو تقلید کنم . همچون تو قافیه پردازم و غزل خویش را به ریزه کاری های گفته ی تو بیارایم . نخست به معنی اندیشم و آن گاه بدان لباس الفاظ پوشانم . هیچ کلامی را دو بار در قافیه نیاورم ؛ مگر آن که با ظاهری یکسان معنایی جدا داشته باشد . آرزو دارم همه ی این دستورها را به کار بندم تا شعری چون تو ، ای شاعر شاعران جهان ، سروده باشم ای حافظ ، هم چنان که جرقه ای برای آتش زدن و سوختن شهر امپراطوران کافی است ، از گفته ی شورانگیز تو چنان آتشی بر دلم نشسته که سراپای این شاعر آلمانی را در تب و تاب افکنده است .ای حافظ ، ای حامی بزرگوار ، ما همه به دنبال تو روانیم تا ما را با نغمه های دل پذیرت در نشیب و فراز زندگی رهبری کنی و از ودای خطر به سوی سرمنزل سعادت بری .حافظا ، خویش را با تو برابر نهادن جز نشان دیوانگی نیست . تو آن کشتی ای هستی که مغرورانه باد در بادبان افکنده است تا سینه ی دریا را بشکافد و پای بر سر امواج نهد و من آن تخته پاره ام که بی خودانه سیلی خور اقیانوسم . در دل سخن شورانگیز تو گاه موجی از پس موج دگر می زاید و گاه دریایی از آتش تلاطم می کند ، اما این موج آتشین مرا در کام خویش می کشد و فرو می برد . با این همه ، هنوز در خود جرات اندکی می یابم که خویش را مریدی از مریدان تو شمارم ؛ زیرا من نیز چون تو در سرزمینی غرق نور زندگی کردم و عشق ورزیدم .
#سخنان_گوته_درمورد_حافظ
متنی که می خوانید نظر گوته درباره شخصیت ، اندیشه و ادبیات حافظ است که در دیوان غزلیات او جلوه گر شده است :ای حافظ ، سخن تو هم چون ابدیت بزرگ است ؛ زیرا آن را آغاز و انجامی نیست . کلام تو هم چون گنبد آسمان ، تنها به خود وابسته است و میان نیمه ی غزل تو با مطلع و مقطع آن فرقی نمی توان گذاشت ؛ زیرا همه ی آن در حدجمال و کمال است .اگر روزی دنیا به سرآید ، ای حافظ آسمانی ، آرزو دارم که تنها با تو و در کنار تو باشم . چرا که این ، افتخار زندگی من و مایه ی حیات من است .درباره ی غزل های حافظ هرگونه سخن بی فایده است ؛ زیرا باید نخست آنها را خواند و عمقشان را درک کرد و با آنها هم آهنگ شد تا بتوان پی برد که چگونه سخن حافظ اعجاز واقعی ذوق و هنر بشری و سرچشمه ی فیاض کمال و جمال و حکمت و عرفان است .غزلیات حافظ را همه دوست دارند ؛ زیرا عارفان از آثار حکمت و عامیان از شیوایی گفتارش لذت می برند .ایرانیان همه هوشمند و باذوق و شاعرپیشه اند ؛ بنابراین بعید نیست چنین ملتی قریحه ی تابناک بی شمار در دامان خویش پرورش دهد . ولی اگر این ملت در طول پانصد سال ، مقام اول را در میان جمله ی سخنوران خود تنها به هفت شاعر ( فردوسی ، انوری ، نظامی ، مولوی ، سعدی ، حافظ و جامی ) اختصاص دهد و توده ی مردم نیز میان این هفت نابغه ی دنیای ادب ، حافظ شیراز را بیش از همه عزیز دارند و در دل جای دهند ، می توان دریافت که چنین کسی واقعا چه مقامی در دنیای ذوق و هنر می تواند داشته باشد .حافظا ، خویش را با تو برابر نهادن جز نشان دیوانگی نیست . تو آن کشتی ای هستی که مغرورانه باد در بادبان افکنده است تا سینه ی دریا را بشکافد و پای بر سر امواج نهد و من آن تخته پاره ام که بی خودانه سیلی خور اقیانوسم . در دل سخن شورانگیز تو گاه موجی از پس موج دگر می زاید و گاه دریایی از آتش تلاطم می کند ، اما این موج آتشین مرا در کام خویش می کشد و فرو می برد . با این همه ، هنوز در خود جرات اندکی می یابم که خویش را مریدی از مریدان تو شمارم ؛ زیرا من نیز چون تو در سرزمینی غرق نور زندگی کردم و عشق ورزیدم .حافظ در همه ی عمر از آن چه مردم عادی می طلبند و می جویند دوری گزید و آن چه را که برای دیگران مجهول است جست و جو کرد و در همه حال هم چنان صاحب نظر و زنده دل باقی ماند .در عین پارسایی ، دست از لذات جهان شست و قدر زندگی را چنان که شایسته بود ، دانست . بدیهی است مقام واقعی حافظ را جز با توجه به ملیت و محیط و عصر وی نمی توان شناخت ، ولی این نکته یقین است که هرکس یک بار حافظ را بشناسد و با او آشنا شود در سراسر زندگی دست از این یار آسمانی برنخواهد داشت و در راه ناهموار زندگی او را راهنمای سفر خواهد کرد .در باغ زیبا ، گل سرخ و زنبق کنار هم شکفته اند تا بر رخ ژاله ی بامدادی بوسه زنند . پشت باغ ، صخره ای پوشیده از گیاه و گل سر به سوی آسمان کرده و پیرامون آن را جنگلی خرم فراگرفته که یک سره تا دره ای سرسبز ادامه دارد . همه جا مانند آن روزگاران که من در آتش عشق می گداختم و هر بامدادان با چنگ خویش به پیشواز مهرفروزان می رفتم ، از عطر گل آکنده است .(یادبود گفتمان گوته و حافظ در دیوان غربی شرقی گوته در شهر وایمار آلمان)حافظا ، آرزو دارم از شیوه ی غزل سرایی تو تقلید کنم . همچون تو قافیه پردازم و غزل خویش را به ریزه کاری های گفته ی تو بیارایم . نخست به معنی اندیشم و آن گاه بدان لباس الفاظ پوشانم . هیچ کلامی را دو بار در قافیه نیاورم ؛ مگر آن که با ظاهری یکسان معنایی جدا داشته باشد . آرزو دارم همه ی این دستورها را به کار بندم تا شعری چون تو ، ای شاعر شاعران جهان ، سروده باشم ای حافظ ، هم چنان که جرقه ای برای آتش زدن و سوختن شهر امپراطوران کافی است ، از گفته ی شورانگیز تو چنان آتشی بر دلم نشسته که سراپای این شاعر آلمانی را در تب و تاب افکنده است .ای حافظ ، ای حامی بزرگوار ، ما همه به دنبال تو روانیم تا ما را با نغمه های دل پذیرت در نشیب و فراز زندگی رهبری کنی و از ودای خطر به سوی سرمنزل سعادت بری .حافظا ، خویش را با تو برابر نهادن جز نشان دیوانگی نیست . تو آن کشتی ای هستی که مغرورانه باد در بادبان افکنده است تا سینه ی دریا را بشکافد و پای بر سر امواج نهد و من آن تخته پاره ام که بی خودانه سیلی خور اقیانوسم . در دل سخن شورانگیز تو گاه موجی از پس موج دگر می زاید و گاه دریایی از آتش تلاطم می کند ، اما این موج آتشین مرا در کام خویش می کشد و فرو می برد . با این همه ، هنوز در خود جرات اندکی می یابم که خویش را مریدی از مریدان تو شمارم ؛ زیرا من نیز چون تو در سرزمینی غرق نور زندگی کردم و عشق ورزیدم .
#سخنان_گوته_درمورد_حافظ
۱۲:۱۴
بازارسال شده از شرح غزلیات حافظ(استاد علی راد)
-شنبه ۱۹ اردیبهشت غزل ۳
-یکشنبه ۲۰ اردیبهشت
- دوشنبه ۲۱ اردیبهشت غزل های ۳۴۰ و۴
- سهشنبه ۲۲ اردیبهشت
- چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت غزلهای ۳۴۱ و ۵
- پنجشنبه ۲۴ اردیبهشتشرح غزل های ۳۴۲ و ۶
- جمعه ۲۵ اردیبهشتشرح غزلهای ۳۴۳ و ۷
BigBlueButton
ble.ir/join/FkbtjtLW7F @hafez_sharh_alirad
حضور گرم شما مایه دلگرمی ما خواهد بود.
۱۴:۳۸
بازارسال شده از شرح غزلیات حافظ(استاد علی راد)
در این کانال، خلاصهای کوتاه از شرح و نکات غزلیات خواجه حافظ شیرازی تقدیم میشود. برای بهرهمندی از شرح کاملتر، میتوانید در جلسات آنلاین شبانه همراه شوید، یا فالهای صوتی حافظ را که ان شاالله در تلگرام منتشر خواهد شد، دنبال کنید.
همچنین اگر در بیتی یا غزلی نیاز به شرح مفصلتر داشتید، در گروه اعلام فرمایید تا توضیح کامل آن در گروه یا کانال قرار گیرد.
۱۴:۳۹