۲۰:۰۵
۲۰:۰۵
۲۰:۰۵
۲۰:۰۵
۲۰:۰۵
۲۰:۰۵
#ببینید |
الگوی سوم، امروز در نقطهای ایستاده است که تداوم اثرگذاریاش به بازاندیشی راهبردها و پیوند دوباره اندیشه و میدان وابسته است. این نشست فرصتی است برای صورتبندی مسیرهای عملی تا گفتمان الگوی سوم از سطح نظریه، به کنش مؤثر اجتماعی برسد.
پنجشنبه ۱۸ آذر
خانه اندیشهورزانحضور برای عموم آزاد است.
@hafteh_zan
۱۸:۱۱
۱۸:۱۱
۱۸:۱۱
۱۸:۱۱
۱۸:۱۱
۱۸:۱۱
۱۸:۱۱
۱۸:۱۱
۱۸:۱۲
۱۸:۱۳
#گزارش_متنی |
روز دوم/ ۱۶ دی ماه•نشست ششم
تکوین، تشریع و نظریه زوجیت در اندیشه دینی
حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد تاکی، استاد سطوح عالی و خارج حوزه علمیه، با تمرکز بر «اصل ثبات احکام» و «تمایز قضایای حقیقی و خارجی» پرداخت.
وی تأکید کرد که این بحث در امتداد نظریه «عنصر زمان و مکان» امام خمینی(ره) قرار دارد و نشان میدهد که تغییر حکم، تابع تغییر موضوع است، نه تغییر در اصل شریعت.
استاد حوزه با اشاره به مسئله زنان در نهجالبلاغه، تصریح کرد که موارد مذمت مطرحشده درباره زنان، همگی از سنخ قضایای خارجی هستند؛ یعنی ناظر به شرایط خاص تاریخی، اجتماعی و سیاسی مانند فضای جنگ جمل، نه بیان یک حکم کلی و ذاتی.
شهید مطهری نیز به این نکته توجه داشته، اما غالباً مبانی نظری آن را بهصورت تفصیلی بیان نکرده است؛ در حالی که آیتالله جوادی آملی با تبیین این مبانی، روشن میسازد که این بیانات دلالتی بر نقصان ذاتی زنان ندارد.
حجتالاسلام تاکی این رویکرد را یکی از مبانی مهم در تفسیر فقهی و روایی دانست و تأکید کرد که هرچند این مبنا اختصاص به مسئله زنان ندارد، اما در این حوزه آثار جدی و تعیینکنندهای دارد.
نتایج این بحث، صرفاً موردی یا احساسی نیست، بلکه بر یک پشتوانه روشی منسجم استوار است که در ادامه مباحث، در قالب «الگوی سوم» ارائه خواهد شد.
بدون توجه به تمایز قضایای حقیقی و خارجی، بسیاری از داوریهای فقهی و اجتماعی درباره زنان دچار خطای روششناختی میشود.حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد تاکی در ادامه مباحث خود، به یکی از پایهایترین مبانی نظری پرداخت؛ اینکه شریعت بر واقعیتهای فطری و تکوینی انسان بنا شده است، نه صرفاً بر قراردادهای اعتباری.
وی با نقد نگاه رایج تعبدی صرف به شریعت، تصریح کرد: دین چیزی جز همان طبیعت و فطرت الهی نیست که در قالب بایدها و نبایدها صورتبندی شده و هدف آن، هدایت مسیر تکوینی انسان است.
این استاد حوزه با استناد به آیه «فطرتالله التی فطر الناس علیها»، تأکید کرد که دین قیم همان فطرت ثابت الهی است و تفاوتهای تشریعی میان زن و مرد، ریشه در تفاوتهای تکوینی آنان دارد.
حقوق طبیعی و فطری زن، مسئلهای فلسفی و عقلی است و عدالت و حقوق، پیش از آنکه قانونی باشند، اموری تکوینی و واقعیاند؛ نه قراردادی به معنای رایج غربی.
آیه «و خلقنا من کل شیء زوجین» نشان میدهد که همه عالم – جز خداوند – بر پایه زوجیت آفریده شده و زوجیت به معنای جنسیت یا ازدواج نیست.
به گفته وی، زوجیت سه حقیقت اساسی را در عالم رقم میزند: نقص ذاتی موجودات، نیاز متقابل برای کمال، و حرکت و رشد در مسیر تکامل. تنها موجود کامل و بینیاز، خداوند متعال است که زوج ندارد.
جنسیت، تعین زوجیت در عالم ناسوت است و پرسش اصلی در مسئله زن و مرد این است که چه کمالهایی در هر یک وجود دارد که دیگری فاقد آن است؛ پاسخی که مبنای فهم صحیح نقشها، حقوق و تکالیف خواهد بود.
@hafteh_zan
تکوین، تشریع و نظریه زوجیت در اندیشه دینی
حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد تاکی، استاد سطوح عالی و خارج حوزه علمیه، با تمرکز بر «اصل ثبات احکام» و «تمایز قضایای حقیقی و خارجی» پرداخت.
وی تأکید کرد که این بحث در امتداد نظریه «عنصر زمان و مکان» امام خمینی(ره) قرار دارد و نشان میدهد که تغییر حکم، تابع تغییر موضوع است، نه تغییر در اصل شریعت.
استاد حوزه با اشاره به مسئله زنان در نهجالبلاغه، تصریح کرد که موارد مذمت مطرحشده درباره زنان، همگی از سنخ قضایای خارجی هستند؛ یعنی ناظر به شرایط خاص تاریخی، اجتماعی و سیاسی مانند فضای جنگ جمل، نه بیان یک حکم کلی و ذاتی.
شهید مطهری نیز به این نکته توجه داشته، اما غالباً مبانی نظری آن را بهصورت تفصیلی بیان نکرده است؛ در حالی که آیتالله جوادی آملی با تبیین این مبانی، روشن میسازد که این بیانات دلالتی بر نقصان ذاتی زنان ندارد.
حجتالاسلام تاکی این رویکرد را یکی از مبانی مهم در تفسیر فقهی و روایی دانست و تأکید کرد که هرچند این مبنا اختصاص به مسئله زنان ندارد، اما در این حوزه آثار جدی و تعیینکنندهای دارد.
نتایج این بحث، صرفاً موردی یا احساسی نیست، بلکه بر یک پشتوانه روشی منسجم استوار است که در ادامه مباحث، در قالب «الگوی سوم» ارائه خواهد شد.
بدون توجه به تمایز قضایای حقیقی و خارجی، بسیاری از داوریهای فقهی و اجتماعی درباره زنان دچار خطای روششناختی میشود.حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد تاکی در ادامه مباحث خود، به یکی از پایهایترین مبانی نظری پرداخت؛ اینکه شریعت بر واقعیتهای فطری و تکوینی انسان بنا شده است، نه صرفاً بر قراردادهای اعتباری.
وی با نقد نگاه رایج تعبدی صرف به شریعت، تصریح کرد: دین چیزی جز همان طبیعت و فطرت الهی نیست که در قالب بایدها و نبایدها صورتبندی شده و هدف آن، هدایت مسیر تکوینی انسان است.
این استاد حوزه با استناد به آیه «فطرتالله التی فطر الناس علیها»، تأکید کرد که دین قیم همان فطرت ثابت الهی است و تفاوتهای تشریعی میان زن و مرد، ریشه در تفاوتهای تکوینی آنان دارد.
حقوق طبیعی و فطری زن، مسئلهای فلسفی و عقلی است و عدالت و حقوق، پیش از آنکه قانونی باشند، اموری تکوینی و واقعیاند؛ نه قراردادی به معنای رایج غربی.
آیه «و خلقنا من کل شیء زوجین» نشان میدهد که همه عالم – جز خداوند – بر پایه زوجیت آفریده شده و زوجیت به معنای جنسیت یا ازدواج نیست.
به گفته وی، زوجیت سه حقیقت اساسی را در عالم رقم میزند: نقص ذاتی موجودات، نیاز متقابل برای کمال، و حرکت و رشد در مسیر تکامل. تنها موجود کامل و بینیاز، خداوند متعال است که زوج ندارد.
جنسیت، تعین زوجیت در عالم ناسوت است و پرسش اصلی در مسئله زن و مرد این است که چه کمالهایی در هر یک وجود دارد که دیگری فاقد آن است؛ پاسخی که مبنای فهم صحیح نقشها، حقوق و تکالیف خواهد بود.
۱۲:۲۹
#گزارش_متنی |
روز سوم/ ۱۷ دی ماه•نشست هفتم
الگوی سوم زن؛ نقطه آغاز تمدنسازی
انسیه برومندپور، پژوهشگر تفسیر تطبیقی قرآن: الگوی سوم زن نباید به توصیههای فردی برای زنان تقلیل داده شود، زیرا این الگو بخشی از یک طرح کلان تمدنی است.
الگوی سوم زن نقطه آغاز جامعهسازی در منظومه فکری انقلاب اسلامی است و فهم نادرست آن، کارکرد تمدنساز این الگو را از بین میبرد.
برومندپور با اشاره به نظریه فرایندی انقلاب اسلامی، الگوی سوم زن را در امتداد مسیر «انقلاب اسلامی تا تمدن اسلامی» تحلیل کرد و آن را یکی از نقاط عزیمت تحولات اجتماعی دانست.
توجه امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب به زن و زنانگی، یک توجه حاشیهای یا شعاری نیست، بلکه ناظر به یک تحول بنیادین در ساخت جامعه اسلامی است.
این پژوهشگر قرآنی هشدار داد: فروکاست الگوی سوم زن به الگوهای سنتی یا استفاده ابزاری از آن برای بازتولید نگاههای پیشاانقلابی، یکی از خطاهای جدی سالهای اخیر است.
به باور برومندپور، بسیاری از چالشهای امروز در حوزه زن و خانواده، ناشی از درک ناقص و غیرتمدنی از الگوی سوم زن است.
الگوی سوم زن نه تقلیدی از الگوهای غربی است و نه بازگشت به سنتهای منجمد؛ بلکه تلاشی برای بازخوانی زن در افق توحیدی انقلاب اسلامی است.
اگر الگوی سوم درست فهم شود، میتواند موتور محرک جامعهسازی و یکی از پیشرانهای اصلی تمدن نوین اسلامی باشد.
@hafteh_zan
الگوی سوم زن؛ نقطه آغاز تمدنسازی
انسیه برومندپور، پژوهشگر تفسیر تطبیقی قرآن: الگوی سوم زن نباید به توصیههای فردی برای زنان تقلیل داده شود، زیرا این الگو بخشی از یک طرح کلان تمدنی است.
الگوی سوم زن نقطه آغاز جامعهسازی در منظومه فکری انقلاب اسلامی است و فهم نادرست آن، کارکرد تمدنساز این الگو را از بین میبرد.
برومندپور با اشاره به نظریه فرایندی انقلاب اسلامی، الگوی سوم زن را در امتداد مسیر «انقلاب اسلامی تا تمدن اسلامی» تحلیل کرد و آن را یکی از نقاط عزیمت تحولات اجتماعی دانست.
توجه امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب به زن و زنانگی، یک توجه حاشیهای یا شعاری نیست، بلکه ناظر به یک تحول بنیادین در ساخت جامعه اسلامی است.
این پژوهشگر قرآنی هشدار داد: فروکاست الگوی سوم زن به الگوهای سنتی یا استفاده ابزاری از آن برای بازتولید نگاههای پیشاانقلابی، یکی از خطاهای جدی سالهای اخیر است.
به باور برومندپور، بسیاری از چالشهای امروز در حوزه زن و خانواده، ناشی از درک ناقص و غیرتمدنی از الگوی سوم زن است.
الگوی سوم زن نه تقلیدی از الگوهای غربی است و نه بازگشت به سنتهای منجمد؛ بلکه تلاشی برای بازخوانی زن در افق توحیدی انقلاب اسلامی است.
اگر الگوی سوم درست فهم شود، میتواند موتور محرک جامعهسازی و یکی از پیشرانهای اصلی تمدن نوین اسلامی باشد.
۱۲:۲۹
#گزارش_متنی |
روز سوم/ ۱۷ دی ماه•نشست هشتم
الگوی سوم زن؛ ابهامزدایی از یک نظریه پرکاربرد اما کمفهمشده
ابوالفضل اقبالی، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا(س): «الگوی سوم زن» بیش از آنکه نیازمند تکرار باشد، محتاج شفافسازی و ابهامزدایی است.
یکی از بزرگترین سوءتفاهمها این است که الگوی سوم بهعنوان مفهومی «کشدار، بیمرز و فاقد چارچوب» معرفی میشود؛ در حالی که الگوی سوم دقیقاً بر مرزبندی روشن با الگوهای زن شرقی و زن غربی استوار است.
«نه شرقی و نه غربی» بودن، صرفاً یک شعار نیست، بلکه به معنای داشتن چارچوبهای سلبی و ایجابی مشخص است؛ چارچوبهایی که اجازه نمیدهد هر سبک زیستی ذیل عنوان الگوی سوم جا زده شود.
وی نخستین شاخص الگوی سوم را «ایمان به توحید» دانست و تأکید کرد الگوی سوم، دین جدید یا قرائت نوظهور نیست، بلکه همان اسلام ناب است که از قرائتهای سکولار یا تحریفشده پالایش شده است.
دومین شاخص، «مجاهدت برای اعتلای کلمه توحید» معرفی شد؛ شاخصی که الگوی سوم را از دینداری صرفاً فردی و منزوی جدا میکند و آن را به عرصه اجتماع و مسئولیت اجتماعی پیوند میزند.
الگوی موسوم به زن شرقی معمولاً به ایمان فردی بسنده میکند و نسبت به فقر، عدالت، سیاست و مسائل اجتماعی بیتفاوت است؛ در حالی که الگوی سوم، ایمان را امری اجتماعی و کنشمند میداند.
اقبالی سومین شاخص الگوی سوم را «التفات به تفاوتهای تکوینی زن و مرد و منطق زوجیت» عنوان کرد و گفت: الگوی سوم نه بر رقابت جنسیتی استوار است و نه بر یکسانسازی نقشها.
در الگوی سوم، زن موظف است وسع وجودی خود را توسعه دهد، اما هرگز مکلف نیست خود را با مردان یا حتی با زنان دیگر مقایسه کند؛ معیار، وسع فردی و تکلیف متناسب با آن است.ابوالفضل اقبالی در ادامه ارائه خود، یکی از مهمترین نقدهایش را متوجه «غیبت خانواده» در گفتمانهای رایج الگوی سوم زن کرد و این مسئله را یک هشدار جدی دانست.
وی گفت: برخلاف تأکید مداوم رهبری بر خانواده، در بخش قابل توجهی از کنشگران و فعالان حوزه زنان، خانواده عملاً از پروژه الگوی سوم حذف شده است.
اگر خانواده بهعنوان دالّ مرکزی الگوی سوم دیده نشود، این نظریه ناخواسته به بازتولید الگوی زن شرقی منتهی خواهد شد.
بسیاری از بحرانهای امروز جامعه، از تربیت نسل نوجوان گرفته تا مشکلات فرهنگی و اجتماعی، ریشه در بیصاحب ماندن پروژه خانواده دارد؛ پروژهای که بهطور طبیعی باید توسط زن مدیریت شود.
در دهههای اخیر، موفقیت زن عمدتاً بیرون از خانواده تعریف شده و نقش مادری و مدیریت خانواده از پیشانی نظریهها کنار رفته است.
وی «انتخاب اولویت» را از الزامات الگوی سوم دانست و تأکید کرد: هر زن و مردی مکلف است در هر مقطع زندگی، بر اساس زمانه، شرایط و وسع خود، اولویت اصلیاش را تشخیص دهد.
زوجیت صرفاً محدود به خانواده نیست، بلکه امتداد اجتماعی دارد و اراده زن باید متناسب با وسع خود در جامعه اثرگذار باشد.
الگوی سوم چارچوبمند است اما در مقام تحقق، مصادیق متکثر دارد و هر زن میتواند متناسب با شرایط خود، بهگونهای الگوی سومی زندگی کند.
الگوی سوم میتواند مبنای سیاستگذاری و حکمرانی قرار گیرد؛ با تفکیک دورههای زندگی به «توسعه فردی»، «اولویت خانواده» و «کنشگری اجتماعی»، میتوان بسیاری از بحرانهای فعلی جامعه را کاهش داد.
@hafteh_zan
الگوی سوم زن؛ ابهامزدایی از یک نظریه پرکاربرد اما کمفهمشده
ابوالفضل اقبالی، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا(س): «الگوی سوم زن» بیش از آنکه نیازمند تکرار باشد، محتاج شفافسازی و ابهامزدایی است.
یکی از بزرگترین سوءتفاهمها این است که الگوی سوم بهعنوان مفهومی «کشدار، بیمرز و فاقد چارچوب» معرفی میشود؛ در حالی که الگوی سوم دقیقاً بر مرزبندی روشن با الگوهای زن شرقی و زن غربی استوار است.
«نه شرقی و نه غربی» بودن، صرفاً یک شعار نیست، بلکه به معنای داشتن چارچوبهای سلبی و ایجابی مشخص است؛ چارچوبهایی که اجازه نمیدهد هر سبک زیستی ذیل عنوان الگوی سوم جا زده شود.
وی نخستین شاخص الگوی سوم را «ایمان به توحید» دانست و تأکید کرد الگوی سوم، دین جدید یا قرائت نوظهور نیست، بلکه همان اسلام ناب است که از قرائتهای سکولار یا تحریفشده پالایش شده است.
دومین شاخص، «مجاهدت برای اعتلای کلمه توحید» معرفی شد؛ شاخصی که الگوی سوم را از دینداری صرفاً فردی و منزوی جدا میکند و آن را به عرصه اجتماع و مسئولیت اجتماعی پیوند میزند.
الگوی موسوم به زن شرقی معمولاً به ایمان فردی بسنده میکند و نسبت به فقر، عدالت، سیاست و مسائل اجتماعی بیتفاوت است؛ در حالی که الگوی سوم، ایمان را امری اجتماعی و کنشمند میداند.
اقبالی سومین شاخص الگوی سوم را «التفات به تفاوتهای تکوینی زن و مرد و منطق زوجیت» عنوان کرد و گفت: الگوی سوم نه بر رقابت جنسیتی استوار است و نه بر یکسانسازی نقشها.
در الگوی سوم، زن موظف است وسع وجودی خود را توسعه دهد، اما هرگز مکلف نیست خود را با مردان یا حتی با زنان دیگر مقایسه کند؛ معیار، وسع فردی و تکلیف متناسب با آن است.ابوالفضل اقبالی در ادامه ارائه خود، یکی از مهمترین نقدهایش را متوجه «غیبت خانواده» در گفتمانهای رایج الگوی سوم زن کرد و این مسئله را یک هشدار جدی دانست.
وی گفت: برخلاف تأکید مداوم رهبری بر خانواده، در بخش قابل توجهی از کنشگران و فعالان حوزه زنان، خانواده عملاً از پروژه الگوی سوم حذف شده است.
اگر خانواده بهعنوان دالّ مرکزی الگوی سوم دیده نشود، این نظریه ناخواسته به بازتولید الگوی زن شرقی منتهی خواهد شد.
بسیاری از بحرانهای امروز جامعه، از تربیت نسل نوجوان گرفته تا مشکلات فرهنگی و اجتماعی، ریشه در بیصاحب ماندن پروژه خانواده دارد؛ پروژهای که بهطور طبیعی باید توسط زن مدیریت شود.
در دهههای اخیر، موفقیت زن عمدتاً بیرون از خانواده تعریف شده و نقش مادری و مدیریت خانواده از پیشانی نظریهها کنار رفته است.
وی «انتخاب اولویت» را از الزامات الگوی سوم دانست و تأکید کرد: هر زن و مردی مکلف است در هر مقطع زندگی، بر اساس زمانه، شرایط و وسع خود، اولویت اصلیاش را تشخیص دهد.
زوجیت صرفاً محدود به خانواده نیست، بلکه امتداد اجتماعی دارد و اراده زن باید متناسب با وسع خود در جامعه اثرگذار باشد.
الگوی سوم چارچوبمند است اما در مقام تحقق، مصادیق متکثر دارد و هر زن میتواند متناسب با شرایط خود، بهگونهای الگوی سومی زندگی کند.
الگوی سوم میتواند مبنای سیاستگذاری و حکمرانی قرار گیرد؛ با تفکیک دورههای زندگی به «توسعه فردی»، «اولویت خانواده» و «کنشگری اجتماعی»، میتوان بسیاری از بحرانهای فعلی جامعه را کاهش داد.
۱۲:۲۹