در تحسین سبکباری در حج
بسم الله الرحمن الرحیم
+ این عکس چیه؟!- پای یک خانم پیر ترک کنار من در مسجدالحرام!+ چرا عکس گرفتم؟!- چون پاپوش پاش بود!+ خب باشه! که چی؟!- از بس تو گروههای حج، حاجی قبلیها درباره لزوم، اهمیت و ضرورت پاپوش قلم فرسایی کردند که دچار وسواس فکری شده بودم!
و فکر می کردیم بدون پاپوش رو سنگ های حرم نمی تونیم راه بریم! یا اگر هم راه بریم، پاهامونو از دست می دیم!
این عکس رو اون موقع گرفتم که یه متن طنز بنویسم که دیگه بعدا یادم رفت!ولی نکته ماجرا اینه که واقعاااا در گروهها و کانالهای تجربیات حج، اوضاع همین شکلیه!پر از توصیه، پر از تجویز، پر از تاکید و...بعد با یه کوله بار سنگیییین میری حج بدون اینکه از نصف وسایل، خوردنی ها و حتی داروها خصوصا دمنوش ها و... استفاده ای ببری!این کوله بار رو یه بار باید تو ایران ببندی، یه بار یه سبک اش رو برای وقوف چند روزه تمتع ببندی، یه بار ببندی بری مدینه، یه بار ببندی بیای ایران که اگه مثل شانس ما بخوری به جنگ باید باز یه کوله سبک هم ازش دربیاری و برداری...وقتی هم همسرت همراهته، نه تنها چمدون خودت بلکه چمدون ایشون هم بستنش با شماست! و هر کسی دو تا چمدون مجازه داشته باشه که با این حجم توصیه ها قطعا دو تا رو میاره!خلاصه هی داری می چپونی و پازل بازی می کنی تا وسایل جا شوند!
سخت ترین بخش ماجرا برای شرایط ما وقتی بود که خسته و کوفته و پیاده از منا برگشتیم هتل، شب رفتیم با خستگی اعمال مسجدالحرام رو انجام دادیم و از احرام دراومدیم، نماز صبح رو خوندیم... اومدیم بخوابیم امااااا باید زود پا میشدیم و تا بعد صبحانه چمدانها رو پشت در اتاق تحویل می دادیم! چون عازم مدینه بودیم...صبحانه هم نخوردیم تا به پیچیدن برسیم، هنوز یادمه دهنم مثل کویر لوت شده بود از خشکی...هر از چند دقیقه هم یکی تو راهرو هتل داد میزد و زمان رو یادآوری میکرد!استرس جا نشدن وسایل هم جای خودش...یک سری چیز میز هم کاروان و بعثه بهتون میدن که به علاوه سوغاتی ها که اضافه شدند، دیگه واقعا نمی دونی کجای دلت باید بذاری شون...
بهترین توصیه ام اینه که در لباس بردن سخاوت به خرج بدید چون به هر دلیل ممکنه نتونید به موقع لباس بشورید یا خشک بشه، یا خدای نکرده یک بیماری باعث بشه به تعویض لباس متعدد مجبور بشید. خودتون رو در مضیقه بی لباسی قرار ندید.اما لباس نو و کهنه رو با هم ببرید تا جاتون اگه کم بود، از کهنه ها دل بکنید!
ولی در لوازم دیگر و خوردنی ها، بخل بورزید! واقعا چیز خاصی جز ضروریات احرام و تنقلات خیلی کم برای روز مبادا لازم نیست...مگر کسی عادت خاصی به خوردن چیزی داشته باشه.انقدر اونجا خوردنی هست که کفایت میکنه. آجیل و تنقلات سنگین هم چیزهایی نیستن که بشه در گرما هی خورد.وسایل دیگر هم چیز خاصی واقعا ضروری نیست.
با افراد خیلی تمیز و وسواسی هم مشورت نکنید! و اگر خودتون خیلی تمیزید، یه مقدار تعدیل و شل کنید! وقتی خدا میخواد حاجی، پنج روز در بیابان (و نه در مسجد یا...) وقوف کنه، خیلی از حساسیت های تمیزی بی معناست...ما باید درباره منظور خدا از وقوف تامل کنیم...
خلاصه که سبکباران خرامیدند و رفتند!
@hajarvar
بسم الله الرحمن الرحیم
+ این عکس چیه؟!- پای یک خانم پیر ترک کنار من در مسجدالحرام!+ چرا عکس گرفتم؟!- چون پاپوش پاش بود!+ خب باشه! که چی؟!- از بس تو گروههای حج، حاجی قبلیها درباره لزوم، اهمیت و ضرورت پاپوش قلم فرسایی کردند که دچار وسواس فکری شده بودم!
این عکس رو اون موقع گرفتم که یه متن طنز بنویسم که دیگه بعدا یادم رفت!ولی نکته ماجرا اینه که واقعاااا در گروهها و کانالهای تجربیات حج، اوضاع همین شکلیه!پر از توصیه، پر از تجویز، پر از تاکید و...بعد با یه کوله بار سنگیییین میری حج بدون اینکه از نصف وسایل، خوردنی ها و حتی داروها خصوصا دمنوش ها و... استفاده ای ببری!این کوله بار رو یه بار باید تو ایران ببندی، یه بار یه سبک اش رو برای وقوف چند روزه تمتع ببندی، یه بار ببندی بری مدینه، یه بار ببندی بیای ایران که اگه مثل شانس ما بخوری به جنگ باید باز یه کوله سبک هم ازش دربیاری و برداری...وقتی هم همسرت همراهته، نه تنها چمدون خودت بلکه چمدون ایشون هم بستنش با شماست! و هر کسی دو تا چمدون مجازه داشته باشه که با این حجم توصیه ها قطعا دو تا رو میاره!خلاصه هی داری می چپونی و پازل بازی می کنی تا وسایل جا شوند!
سخت ترین بخش ماجرا برای شرایط ما وقتی بود که خسته و کوفته و پیاده از منا برگشتیم هتل، شب رفتیم با خستگی اعمال مسجدالحرام رو انجام دادیم و از احرام دراومدیم، نماز صبح رو خوندیم... اومدیم بخوابیم امااااا باید زود پا میشدیم و تا بعد صبحانه چمدانها رو پشت در اتاق تحویل می دادیم! چون عازم مدینه بودیم...صبحانه هم نخوردیم تا به پیچیدن برسیم، هنوز یادمه دهنم مثل کویر لوت شده بود از خشکی...هر از چند دقیقه هم یکی تو راهرو هتل داد میزد و زمان رو یادآوری میکرد!استرس جا نشدن وسایل هم جای خودش...یک سری چیز میز هم کاروان و بعثه بهتون میدن که به علاوه سوغاتی ها که اضافه شدند، دیگه واقعا نمی دونی کجای دلت باید بذاری شون...
بهترین توصیه ام اینه که در لباس بردن سخاوت به خرج بدید چون به هر دلیل ممکنه نتونید به موقع لباس بشورید یا خشک بشه، یا خدای نکرده یک بیماری باعث بشه به تعویض لباس متعدد مجبور بشید. خودتون رو در مضیقه بی لباسی قرار ندید.اما لباس نو و کهنه رو با هم ببرید تا جاتون اگه کم بود، از کهنه ها دل بکنید!
ولی در لوازم دیگر و خوردنی ها، بخل بورزید! واقعا چیز خاصی جز ضروریات احرام و تنقلات خیلی کم برای روز مبادا لازم نیست...مگر کسی عادت خاصی به خوردن چیزی داشته باشه.انقدر اونجا خوردنی هست که کفایت میکنه. آجیل و تنقلات سنگین هم چیزهایی نیستن که بشه در گرما هی خورد.وسایل دیگر هم چیز خاصی واقعا ضروری نیست.
با افراد خیلی تمیز و وسواسی هم مشورت نکنید! و اگر خودتون خیلی تمیزید، یه مقدار تعدیل و شل کنید! وقتی خدا میخواد حاجی، پنج روز در بیابان (و نه در مسجد یا...) وقوف کنه، خیلی از حساسیت های تمیزی بی معناست...ما باید درباره منظور خدا از وقوف تامل کنیم...
خلاصه که سبکباران خرامیدند و رفتند!
@hajarvar
۲۱:۲۵
بازارسال شده از زاد
زاد برگزار میکند:
گپوگفتهایی از حج
موضوع این نشست:هاجر
معلم اضطرارهای توحیدی
فاطمه سادات شریعتمداری
به همراه معرفی و خواندن برشهایی از کتابهای حج
دوشنبه ۵ آبان
ساعت ۱۵تا۱۷
حوزههنری|خیابان سمیه
برای اطلاعات بیشتر پیام بدهید:@zaadhaj_admin
بله
[تلگرام](https://t.me/zaadhaj)
[اینستاگرام](https://www.instagram.com/zaadhaj.ir?igsh=ZHo2OXh0cmlkczBu)
[ایتا](https://eitaa.com/zaadhaj)
سایت
@zaadhaj
گپوگفتهایی از حج
موضوع این نشست:هاجر
معلم اضطرارهای توحیدی
فاطمه سادات شریعتمداری
برای اطلاعات بیشتر پیام بدهید:@zaadhaj_admin
بله
@zaadhaj
۱۶:۲۶
هاجروار، حجنگاری ۱۴۰۴
زاد برگزار میکند: گپوگفتهایی از حج موضوع این نشست: هاجر معلم اضطرارهای توحیدی فاطمه سادات شریعتمداری
به همراه معرفی و خواندن برشهایی از کتابهای حج
دوشنبه ۵ آبان
ساعت ۱۵تا۱۷
حوزههنری|خیابان سمیه برای اطلاعات بیشتر پیام بدهید: @zaadhaj_admin بله
[تلگرام](https://t.me/zaadhaj)
[اینستاگرام](https://www.instagram.com/zaadhaj.ir?igsh=ZHo2OXh0cmlkczBu)
[ایتا](https://eitaa.com/zaadhaj)
سایت @zaadhaj
سلام!
محفلی است برای گپ و گفت درباره حج...خوشحال میشیم دوستان قدیمی و دوستان جدید را ببینیم...
@hajarvar
محفلی است برای گپ و گفت درباره حج...خوشحال میشیم دوستان قدیمی و دوستان جدید را ببینیم...
@hajarvar
۱۶:۲۷
بسم الله الرحمن الرحیم
ای قوم به حج رفته! بیایید! بیایید!
دوستان حاجی! در این موسم ثبت نام تا جایی که می توانید اطلاعات مفید و گزاره های درست فکری به جامعه درباره حج بدهید...کانال های خاک گرفته تان را بتکانید و دست به قلم شوید.اگر کانال ندارید، در گروههای حج فعال باشید.هم چنین در فضای حضوری، در این باره صحبت کنید.این همان جهاد تبیین به روش آتش به اختیاری است که ولی فقیه از شما انتظار دارد و شما هم توانش را دارید.متاسفانه آنها که ازشان انتظار می رود، این عرصه را رها کرده اند! و نشانه اش تکثر سوالات و ابهامات اقشار جامعه است.
حالا هر کسی گیرش یک چیزی است...یکی در تشخیص استطاعت مانده (که اصلش رجوع دادنش به مرجع تقلید و درست پرسیدن و درست فهمیدن حکم است).یکی می ترسد و مردد است... به دلایل مختلف، از مسائل مادی و خانوادگی گرفته تا مسائل مبهم معنوی... و این ترس و تردید خیلی فراگیر است متاسفانه.یکی نیاز به سپردن اهل با دل مطمئن دارد که باید فکری و یدی او را کمک کرد...و یکی...
آن کسی هم که استطاعت مالی یا جانی ندارد، باید شوق اش را در نیت و دلش زنده و فروزان نگه دارد تا چه بسا مقدمات و مقدراتش به حج رفتن رقم بخورد.
تبیین، زکات حاجی شدن است.
@hajarvar
ای قوم به حج رفته! بیایید! بیایید!
دوستان حاجی! در این موسم ثبت نام تا جایی که می توانید اطلاعات مفید و گزاره های درست فکری به جامعه درباره حج بدهید...کانال های خاک گرفته تان را بتکانید و دست به قلم شوید.اگر کانال ندارید، در گروههای حج فعال باشید.هم چنین در فضای حضوری، در این باره صحبت کنید.این همان جهاد تبیین به روش آتش به اختیاری است که ولی فقیه از شما انتظار دارد و شما هم توانش را دارید.متاسفانه آنها که ازشان انتظار می رود، این عرصه را رها کرده اند! و نشانه اش تکثر سوالات و ابهامات اقشار جامعه است.
حالا هر کسی گیرش یک چیزی است...یکی در تشخیص استطاعت مانده (که اصلش رجوع دادنش به مرجع تقلید و درست پرسیدن و درست فهمیدن حکم است).یکی می ترسد و مردد است... به دلایل مختلف، از مسائل مادی و خانوادگی گرفته تا مسائل مبهم معنوی... و این ترس و تردید خیلی فراگیر است متاسفانه.یکی نیاز به سپردن اهل با دل مطمئن دارد که باید فکری و یدی او را کمک کرد...و یکی...
آن کسی هم که استطاعت مالی یا جانی ندارد، باید شوق اش را در نیت و دلش زنده و فروزان نگه دارد تا چه بسا مقدمات و مقدراتش به حج رفتن رقم بخورد.
تبیین، زکات حاجی شدن است.
@hajarvar
۲۱:۳۴
هاجروار، حجنگاری ۱۴۰۴
بسم الله الرحمن الرحیم یک روز ظهر، دم اذان وارد مسجد النبی شدم و فرصت نداشتم تا به صحن زنانه و نماز جماعتشان برسم. برای همین، همون دم در که در حیاط نماز جماعتی مردانه برپا بود، من هم رفتم و ته ته صف ایستادم... بعد از من یک خانم دیگر هم آمد. یعنی با همسر و بچه اش داشت رد میشد، دید چون من هستم، او هم به صف زنانه پیوست. این عکس مال جایی است که یه در ته صف برای خودم شکافتم از بین این داربست پلاستیکی ها و اومدم رو فرش های نماز جماعت... بعد از نماز هم یکی از خدماتی های حرم برای من و آن خانم، از کلمن ها آب آورد... خیلی جالب بود. نمی دانم چرا. مدینه یک فضای به شدت ساکتی را در درون انسان ایجاد می کند. البته واقعا تجربه آدمهای مختلف، متفاوت است. برای بعضی مدینه، پر از اشک و روضه است... فکر می کنم کسانی که می توانند در زمان حضور در مدینه، رفت و برگشت خوبی بین زمان حاضر و تاریخ و آنچه در این شهر گذشته است، داشته باشند برایشان روضه و اشک و اگر عقلانی تر برخورد کنند، عبرت و تاریخ بینی است. اما برای کسانی که این رفت و برگشت ذهنی را به هر دلیل ندارند، شهر بهت و سکوت است... و مدیریت سعودی در آنجا بر این بهت و سکوت دوچندان دامن می زند. البته تدبر در سور مدنی هم جایگاه خاصی دارد که آن هم نیاز به دانستن پس زمینه های تاریخی سوره ها دارد و البته قوت تدبر در سوره ها و همچنین مشاهدات بیرونی... @hajarvar
بسم الله الرحمن الرحیم
در ادامه و توضیح بیشتر متن بالا
...
اتفاق بدی که برای ما افتاد این بود که وقتی تازه به مدینه رسیده بودیم و داشتیم برای جشن عید غدیر آماده می شدیم، یکباره خبر جنگ رسید...می دانید که، رسیدن یک خبر برای کسی که خارج از ایران است خیلی سنگین تر از حضور خود فرد در آن وضعیت است.جشن لغو شد و تمام تمرکز جمع رفت روی اینکه ما کی و چگونه برمیگردیم حالا که به قول معروف آسمان ایران کلییر شده؟!مشکل هتلهای مدینه اینه که نمیتوانند شما را برای مدتی بیش از قرار قبلی نگه دارند، باید تخلیه کنید چون کاروانهای جدید دارند از مکه می آیند.و یک احتمال جدی آن موقع این بود که ما به مکه برگردیم و آنجا بمانیم تا راههای هوایی باز شود...و وقتی بحث سفر زمینی شد اول حتی قرار نبود که از مدینه تا مرز عراق را هوایی برویم و این یعنی یک سفر به شدت طولانی، در گرما و سخت...خلاصه خبر پشت خبر از ایران و از کاروان...
این دو مسئله یعنی دغدغه و نگرانی برای بچه ها و خانواده ها از یک سمت و نحوه برگشت خودمان از سمت دیگر، دل و دماغی برای زیارت درست و حسابی نگذاشت.الان فکر می کنم از مدینه بهره زیادی نبردیم و یک حج دیگر، طلب ماست!
@hajarvar
در ادامه و توضیح بیشتر متن بالا
اتفاق بدی که برای ما افتاد این بود که وقتی تازه به مدینه رسیده بودیم و داشتیم برای جشن عید غدیر آماده می شدیم، یکباره خبر جنگ رسید...می دانید که، رسیدن یک خبر برای کسی که خارج از ایران است خیلی سنگین تر از حضور خود فرد در آن وضعیت است.جشن لغو شد و تمام تمرکز جمع رفت روی اینکه ما کی و چگونه برمیگردیم حالا که به قول معروف آسمان ایران کلییر شده؟!مشکل هتلهای مدینه اینه که نمیتوانند شما را برای مدتی بیش از قرار قبلی نگه دارند، باید تخلیه کنید چون کاروانهای جدید دارند از مکه می آیند.و یک احتمال جدی آن موقع این بود که ما به مکه برگردیم و آنجا بمانیم تا راههای هوایی باز شود...و وقتی بحث سفر زمینی شد اول حتی قرار نبود که از مدینه تا مرز عراق را هوایی برویم و این یعنی یک سفر به شدت طولانی، در گرما و سخت...خلاصه خبر پشت خبر از ایران و از کاروان...
این دو مسئله یعنی دغدغه و نگرانی برای بچه ها و خانواده ها از یک سمت و نحوه برگشت خودمان از سمت دیگر، دل و دماغی برای زیارت درست و حسابی نگذاشت.الان فکر می کنم از مدینه بهره زیادی نبردیم و یک حج دیگر، طلب ماست!
@hajarvar
۱۷:۲۵
پشت درب خانه زهرا سلام الله علیها...
قرآن هایی که مانع عترت شده اند! در حالی که هر کدام ثقلی از جانب رسول بودند...
@hajarvar
قرآن هایی که مانع عترت شده اند! در حالی که هر کدام ثقلی از جانب رسول بودند...
@hajarvar
۱۱:۴۷
بازارسال شده از زاد
امروز امالمومنین، خدیجه کبری مادر شده و به یمن تولد دخترش، بر جهان کوثر جاری شده...
موافقید که با هم عرض ارادتی کنیم بر مادر کوثر، که همهی حاجیها حداقل یکبار در قبرستان معلای مکه به زیارتش میروند؟
بِسْمِ ٱللّهِ ٱلرَّحْمنِ ٱلرَّحِیمِ
السَّلامُ عَلَیْک یا اُمَّ الْمُؤْمِنِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا زَوْجَةَ سَیّـِدِ الْمُرْسَلِینِ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا اُمَّ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا أَوَّلَ الْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا مَنْ أَنْفَقَتْ مالَها فِی نُصْرَةِ سَیِّدِ الاْنْبِیاءِ، وَ نَصَرَتْهُ مَااسْتَطاعَتْ وَدافَعَتْ عَنْهُ الاْعْداءَ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا مَنْ سَلَّمَ عَلَیْها جَبْرَئِیلُ، وَ بلَّغَهَا السَّلامَ مِنَ اللهِ الْجَلِیلِ، فَهَنِیئاً لَک بِما أَوْلاک اللهُ مِنْ فَضْل، وَالسَّلامُ عَلَیْک وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.
@zaadhaj
موافقید که با هم عرض ارادتی کنیم بر مادر کوثر، که همهی حاجیها حداقل یکبار در قبرستان معلای مکه به زیارتش میروند؟
بِسْمِ ٱللّهِ ٱلرَّحْمنِ ٱلرَّحِیمِ
السَّلامُ عَلَیْک یا اُمَّ الْمُؤْمِنِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا زَوْجَةَ سَیّـِدِ الْمُرْسَلِینِ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا اُمَّ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا أَوَّلَ الْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا مَنْ أَنْفَقَتْ مالَها فِی نُصْرَةِ سَیِّدِ الاْنْبِیاءِ، وَ نَصَرَتْهُ مَااسْتَطاعَتْ وَدافَعَتْ عَنْهُ الاْعْداءَ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا مَنْ سَلَّمَ عَلَیْها جَبْرَئِیلُ، وَ بلَّغَهَا السَّلامَ مِنَ اللهِ الْجَلِیلِ، فَهَنِیئاً لَک بِما أَوْلاک اللهُ مِنْ فَضْل، وَالسَّلامُ عَلَیْک وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.
@zaadhaj
۱۴:۱۶
۱۴:۳۷
هاجروار، حجنگاری ۱۴۰۴
زاد برگزار میکند: گپوگفتهایی از حج موضوع این نشست: هاجر معلم اضطرارهای توحیدی فاطمه سادات شریعتمداری
به همراه معرفی و خواندن برشهایی از کتابهای حج
دوشنبه ۵ آبان
ساعت ۱۵تا۱۷
حوزههنری|خیابان سمیه برای اطلاعات بیشتر پیام بدهید: @zaadhaj_admin بله
[تلگرام](https://t.me/zaadhaj)
[اینستاگرام](https://www.instagram.com/zaadhaj.ir?igsh=ZHo2OXh0cmlkczBu)
[ایتا](https://eitaa.com/zaadhaj)
سایت @zaadhaj
سلام علیکم
آبان ماه در برنامه فوق
با عنوان هاجر(س)؛ معلم اضطرارهای توحیدی با دعوت گروه محترم زاد درباره حج صحبت کردم. متاسفانه یا خوشبختانه صوت آن جلسه ضبط نشد اما بعضی دوستان درخواست آن را داشتند.جهت ثبت نکات، فقط فرصت کردم خلاصه ای صوتی بیان کنم و با کمک هوش مصنوعی تبدیل به متن، نمودار و پردهنگار شد که همگی در پیام های زیر خدمتتان تقدیم می شوند:
@hajarvar
آبان ماه در برنامه فوق
@hajarvar
۱۴:۳۶
بسم الله الرحمن الرحیمهاجر(س)؛ معلم اضطرارهای توحیدی
یکی از مراحل حج عمره و تمتع، حرکت شتابان و پیاپی حاجیان میان دو کوه صفا و مروه است. این عمل عبادی که «سعی» نام دارد، صرفاً یک فعالیت بدنی طاقتفرسا نیست، بلکه نمادی است زنده و تپنده در قلب این سفر معنوی که ما را به پرسش از معنای باطنی آن وامیدارد. ریشه این عمل در داستان جاودانه حضرت هاجر(س) نهفته است؛ مادری که به امر الهی، همراه با طفل شیرخوارش، اسماعیل(ع)، در بیابانی خشک و بیعلف سکنی گزیده بود. حضرت ابراهیم(ع) نیز به فرمان پروردگار در رفت و آمد بود، اما مسئولیت آن لحظات خطیر بر دوش هاجر(س) قرار داشت.وضعیت او، اوج درماندگی و نیاز بود. نکته شگفتانگیز آن است که هاجر(س) پیامبر نبود؛ او یک همسر، یک مادر جوان و یک مهاجر بود. این ویژگیها، مبارزه او را برای هر انسانی، خصوصاً هر مادر یا حتی پدری، عمیقاً قابل درک میسازد. تلاش جانکاه او برای یافتن آب، یعنی دویدن مکرر میان این دو تپه، به یکی از ارکان اصلی یک منسک تبدیل شد. این حرکت، عصاره و جوهره همان حالت روحانی است که حج در صدد است تا در وجود زائر شکوفا سازد. این شرایط سخت، انسان را در برابر یک دو راهی قرار میدهد و او میتواند دو پاسخ کاملاً متفاوت به آن بدهد؛ انتخابی که مسیر معنوی او را برای همیشه تعیین میکند.برای گشودن قفل تحولآفرین حج، باید میان دو حالت روحی در مواجهه با سختیها تمایز قائل شویم: اضطرار و اضطراب. این دو واژه گرچه در ظاهر شبیه به هم هستند، اما در معنا و نتیجه، بسیار با یکدیگر فاصله دارند.اضطرار، از ریشه «ضُرّ» است و در این صیغه به معنای استرسی است که در اثر نقصان یا سختی و عذابی برای انسان ایجاد شده و او را ناچار و نیازمند می کند. اما این یک ناچاری فعال و آمیخته با ایمان است. اضطرار به «به پا خاستن» و تلاشی هدفمند، یعنی همان «سعی» منجر میشود. این حالت، انسان را با وجود شرایط به ظاهر ناامیدکننده، به حرکت وامیدارد. در مقابل، اضطراب از ریشه «ضرب» به معنای ضربه زدن و کوبیدن میآید و به یک نگرانی فلجکننده اشاره دارد. اضطراب، انسان را به «زمینگیری» و انفعال میکشاند و اگر ادامه یابد، به یک اختلال روانی ویرانگر تبدیل میشود.انتخاب حضرت هاجر(س)، تجلی خالص اضطرار بود. در حالی که منطق انسانی شاید پس از دو یا سه بار تلاش بینتیجه، حکم به توقف میداد، او هفت بار این مسیر را با ارادهای پولادین پیمود. این پافشاری نشان میدهد که حرکت او نه از سر یأس، که از عمق امید و توکل به پاسخی الهی نشأت میگرفت. این روحیه طلب فعالانه، این اضطرارِ مقدس، نه تنها راز سعی، که کلید فهم تمام مناسک حج است، از لحظه نیت تا وداع با خانه خدا.پس این اضطرار چگونه در سفر ما تجلی مییابد؟ این روح مقدسی که در سعی هاجر(س) مشاهده میکنیم، به یک منسک محدود نمیشود، بلکه باید در تمام مراحل سفر حج – پیش از سفر، در حین آن و پس از بازگشت – جاری و ساری باشد. این حالت، کیفیت حج ما را تعیین میکند:۱. اضطرار پیش از حج: این همان اشتیاق و عجلهای است که مؤمن به محض فراهم شدن استطاعت برای به جا آوردن این فریضه الهی حس میکند. او میداند که عمر کوتاه و فرصتها گذراست و تأخیر در انجام این واجب ممکن است به حسرتی ابدی بینجامد. این اضطرار شبیه به اشتیاق برای خواندن نماز در اول وقت است، زیرا معارفی که در جوانی و با آمادگی بیشتر در حج کسب میشود، اثری عمیقتر و ماندگارتر دارد.۲. اضطرار در حین حج: این حالتِ نیاز معنوی، زائر را در برابر جاذبههای دنیوی و سرگرمیهای بیهوده (لهو و لعب) مانند خرید و وقتگذرانیهای بیثمر، مقاوم میسازد. این تمرکز، به او کمک میکند تا به اعمال عمیقتری بپردازد: تفکر در آیات الهی، سکوت برای شنیدن ندای فطرت، و ارتباط با امت اسلامی که از سراسر جهان گرد آمدهاند. چنین رویکردی، حج را از یک عمل ظاهری به یک «حج کیفی» و تحولآفرین ارتقا میدهد.۳. اضطرار پس از حج: پس از بازگشت، حاجی با اضطراری جدید روبرو میشود: نیاز شدید به حفظ، تثبیت و ارتقای «توشه» روحانی که از این سفر به دست آورده است. این اضطرار مانع از آن میشود که دستاوردهای معنوی حج در غبار روزمرگیهای زندگی رنگ ببازد و فراموش شود.این حالت اضطرار فردی، در نهایت زائر را به یک هویت جمعی و یک حقیقت بزرگتر پیوند میزند: امت شکوهمند اسلامی.حج تنها یک عبادت فردی نیست؛ بلکه مهمترین آیین عبادی است که فرد را در کالبد جهانی امت اسلامی ادغام میکند. کسی که با وجود داشتن استطاعت، از انجام حج سر باز میزند، در حقیقت آگاهانه خود را از عضویت در این امت محروم کرده است. در حدیثی تکاندهنده آمده است که در هنگام مرگ به چنین فردی گفته میشود: «میخواهی یهودی بمیری یا نصرانی؟» و او را جزو امت اسلام به شمار نمیآورند.
ادامه در پایین
@hajarvar
یکی از مراحل حج عمره و تمتع، حرکت شتابان و پیاپی حاجیان میان دو کوه صفا و مروه است. این عمل عبادی که «سعی» نام دارد، صرفاً یک فعالیت بدنی طاقتفرسا نیست، بلکه نمادی است زنده و تپنده در قلب این سفر معنوی که ما را به پرسش از معنای باطنی آن وامیدارد. ریشه این عمل در داستان جاودانه حضرت هاجر(س) نهفته است؛ مادری که به امر الهی، همراه با طفل شیرخوارش، اسماعیل(ع)، در بیابانی خشک و بیعلف سکنی گزیده بود. حضرت ابراهیم(ع) نیز به فرمان پروردگار در رفت و آمد بود، اما مسئولیت آن لحظات خطیر بر دوش هاجر(س) قرار داشت.وضعیت او، اوج درماندگی و نیاز بود. نکته شگفتانگیز آن است که هاجر(س) پیامبر نبود؛ او یک همسر، یک مادر جوان و یک مهاجر بود. این ویژگیها، مبارزه او را برای هر انسانی، خصوصاً هر مادر یا حتی پدری، عمیقاً قابل درک میسازد. تلاش جانکاه او برای یافتن آب، یعنی دویدن مکرر میان این دو تپه، به یکی از ارکان اصلی یک منسک تبدیل شد. این حرکت، عصاره و جوهره همان حالت روحانی است که حج در صدد است تا در وجود زائر شکوفا سازد. این شرایط سخت، انسان را در برابر یک دو راهی قرار میدهد و او میتواند دو پاسخ کاملاً متفاوت به آن بدهد؛ انتخابی که مسیر معنوی او را برای همیشه تعیین میکند.برای گشودن قفل تحولآفرین حج، باید میان دو حالت روحی در مواجهه با سختیها تمایز قائل شویم: اضطرار و اضطراب. این دو واژه گرچه در ظاهر شبیه به هم هستند، اما در معنا و نتیجه، بسیار با یکدیگر فاصله دارند.اضطرار، از ریشه «ضُرّ» است و در این صیغه به معنای استرسی است که در اثر نقصان یا سختی و عذابی برای انسان ایجاد شده و او را ناچار و نیازمند می کند. اما این یک ناچاری فعال و آمیخته با ایمان است. اضطرار به «به پا خاستن» و تلاشی هدفمند، یعنی همان «سعی» منجر میشود. این حالت، انسان را با وجود شرایط به ظاهر ناامیدکننده، به حرکت وامیدارد. در مقابل، اضطراب از ریشه «ضرب» به معنای ضربه زدن و کوبیدن میآید و به یک نگرانی فلجکننده اشاره دارد. اضطراب، انسان را به «زمینگیری» و انفعال میکشاند و اگر ادامه یابد، به یک اختلال روانی ویرانگر تبدیل میشود.انتخاب حضرت هاجر(س)، تجلی خالص اضطرار بود. در حالی که منطق انسانی شاید پس از دو یا سه بار تلاش بینتیجه، حکم به توقف میداد، او هفت بار این مسیر را با ارادهای پولادین پیمود. این پافشاری نشان میدهد که حرکت او نه از سر یأس، که از عمق امید و توکل به پاسخی الهی نشأت میگرفت. این روحیه طلب فعالانه، این اضطرارِ مقدس، نه تنها راز سعی، که کلید فهم تمام مناسک حج است، از لحظه نیت تا وداع با خانه خدا.پس این اضطرار چگونه در سفر ما تجلی مییابد؟ این روح مقدسی که در سعی هاجر(س) مشاهده میکنیم، به یک منسک محدود نمیشود، بلکه باید در تمام مراحل سفر حج – پیش از سفر، در حین آن و پس از بازگشت – جاری و ساری باشد. این حالت، کیفیت حج ما را تعیین میکند:۱. اضطرار پیش از حج: این همان اشتیاق و عجلهای است که مؤمن به محض فراهم شدن استطاعت برای به جا آوردن این فریضه الهی حس میکند. او میداند که عمر کوتاه و فرصتها گذراست و تأخیر در انجام این واجب ممکن است به حسرتی ابدی بینجامد. این اضطرار شبیه به اشتیاق برای خواندن نماز در اول وقت است، زیرا معارفی که در جوانی و با آمادگی بیشتر در حج کسب میشود، اثری عمیقتر و ماندگارتر دارد.۲. اضطرار در حین حج: این حالتِ نیاز معنوی، زائر را در برابر جاذبههای دنیوی و سرگرمیهای بیهوده (لهو و لعب) مانند خرید و وقتگذرانیهای بیثمر، مقاوم میسازد. این تمرکز، به او کمک میکند تا به اعمال عمیقتری بپردازد: تفکر در آیات الهی، سکوت برای شنیدن ندای فطرت، و ارتباط با امت اسلامی که از سراسر جهان گرد آمدهاند. چنین رویکردی، حج را از یک عمل ظاهری به یک «حج کیفی» و تحولآفرین ارتقا میدهد.۳. اضطرار پس از حج: پس از بازگشت، حاجی با اضطراری جدید روبرو میشود: نیاز شدید به حفظ، تثبیت و ارتقای «توشه» روحانی که از این سفر به دست آورده است. این اضطرار مانع از آن میشود که دستاوردهای معنوی حج در غبار روزمرگیهای زندگی رنگ ببازد و فراموش شود.این حالت اضطرار فردی، در نهایت زائر را به یک هویت جمعی و یک حقیقت بزرگتر پیوند میزند: امت شکوهمند اسلامی.حج تنها یک عبادت فردی نیست؛ بلکه مهمترین آیین عبادی است که فرد را در کالبد جهانی امت اسلامی ادغام میکند. کسی که با وجود داشتن استطاعت، از انجام حج سر باز میزند، در حقیقت آگاهانه خود را از عضویت در این امت محروم کرده است. در حدیثی تکاندهنده آمده است که در هنگام مرگ به چنین فردی گفته میشود: «میخواهی یهودی بمیری یا نصرانی؟» و او را جزو امت اسلام به شمار نمیآورند.
ادامه در پایین
@hajarvar
۱۴:۳۷
ادامه بالا
چرا این مسئله انقدر خطیر است؟ زیرا عبادات فردی، هرچقدر هم خالصانه، وقتی از پیکره امت جدا شوند، از جهت و اقتدار معنوی تهی میگردند.اینگونه اعمال دیگر تحت «ولایت» یک امت و امام آن نیستند؛ به جای آنکه آجری در بنای عظیم پروژه الهی باشند، به حرکاتی فردی برای آرامش وجدان شخصی بدل میشوند. حج است که تمام این اعمال را تحت ولایت یک کل منسجم قرار میدهد و به آنها هویتی جمعی و جهتدار میبخشد. کسی که از حج دوری میکند، گویی خود را از این ولایت خارج کرده و عباداتش فاقد روح جمعی امت خواهد بود و اینجاست که نقش محوری امام در این امت آشکار میشود.برای یک زائر شیعه، سفر حج در مواجهه با حقیقتِ حضور امام غائب (عج) به اوج معنوی خود میرسد. اینجاست که حالت اضطرار، عمیقترین و سوزناکترین جلوه خود را مییابد. تصور کنید در عرفات ایستادهاید و میدانید که صاحب این عصر در میان شماست، اما او را نمیشناسید. این آگاهی چه آتشی در دل یک مؤمن حقیقی برپا میکند؟ بر اساس اعتقادات ما، امام زمان (عج) به طور قطع در بازه های زمانی خاصی از حج، مانند وقوف در عرفات، منا و مشعر، در میان حاجیان حضور دارند. اما این تضاد دردناک که ایشان حاضرند ولی امت او را نمیشناسد، یک اشتیاق و نیاز جانسوز در دل مؤمن ایجاد میکند.در واقع، یکی از اهداف اصلی حج، ایجاد یک «امامخواهی» جمعی در میان امت است؛ یک اضطرار فراگیر که زمینه را برای ظهور فراهم آورد. قرآن کریم چه زیبا میفرماید: «أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ» (آیا کیست آنکه دعای درمانده را چون بخواندش اجابت میکند و بلا را میگرداند؟). در روایات ما آمده است که مصداق اتمّ «مضطرّ» در این آیه، خود امام زمان (عج) هستند. این تفسیر شگرف نشان میدهد که «اضطرار» نه تنها یک حالت منفی نیست، بلکه یک صفت فاضله و لازمه یک منتظر واقعی است.در این اوج اضطرار و نیاز به امامی که غائب از نظرهاست، زائر برای یافتن راه و برقراری ارتباط به کجا باید پناه ببرد؟خداوند در غیاب امام معصوم، امت را بدون راهنما رها نکرده است. قرآن کریم، آن نقشه راه روشن و منبع فیض قابل دسترسی است که هر زائر مضطری میتواند به آن رجوع کند. امام و قرآن، دو میراث گرانبهای پیامبر (ص)، یعنی «ثقلین»، از یکدیگر جدا نیستند و همواره یکدیگر را تأیید و تفسیر میکنند. نیاز به قرآن از دو شاهرگ حیاتی تغذیه میشود:۱. برای هدایت: ما انسانهای کاملی نیستیم و همواره در مسیر هدایت دچار نقص و خلل هستیم. قرآن با آیاتی چون «...يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا» (...پروردگارا، قوم من این قرآن را وانهادند) و «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ...» (آیا در قرآن تدبر نمیکنند؟) ما را به این نیاز همیشگی آگاه میسازد.۲. برای ارتباط با امام: در دوران غیبت، «تنها راه ارتباط با امام، قرآن است». هر سؤال، ابهام و نیازی که برای یافتن مأموریت خود در نسبت با امام داریم، پاسخش را میتوانیم با تدبر و انس با قرآن بیابیم. قرآن هم پرسشهای عمیق را در وجود ما برمیانگیزد و هم خود، پاسخگوی آنهاست.سفر حج، انسان را از اضطرار ظاهری هاجر(س) برای یافتن آب، به اضطرار معنوی برای رسیدن به امام رهنمون میکند. این سفر به ما میآموزد که چگونه این نیاز عمیق و سوزان را به یک نیروی سازنده و الهی تبدیل کنیم. چکیده این راه، در یک مثلث معنوی قدرتمند خلاصه میشود؛ همان سازوکار الهی که اضطرار را در مسیری درست هدایت میکند:
حالت روحانی: اضطرار؛ آن نیاز فعال و پویایی که سوخت حرکت معنوی ماست.
مقصد نهایی: امام؛ آن غایت متعالی که تمام تلاشها به سوی اوست.
نقشه راه: قرآن؛ آن راهنمای الهی که مسیر رسیدن به مقصد را به ما نشان میدهد.
و این، پیام نهایی حج است. بیایید اضطرار را در زندگی خود پیدا کنیم و با کیمیای ایمان، آن را از اضطرابی فلجکننده، به یک «سعی» و «جهاد» هدفمند تبدیل کنیم؛ تلاشی که با نقشه راه قرآن و به سوی امام زمان (عج) جهتگیری شده باشد تا تمام زندگی ما، یک حج حقیقی گردد، انشاءالله.
@hajarvar
چرا این مسئله انقدر خطیر است؟ زیرا عبادات فردی، هرچقدر هم خالصانه، وقتی از پیکره امت جدا شوند، از جهت و اقتدار معنوی تهی میگردند.اینگونه اعمال دیگر تحت «ولایت» یک امت و امام آن نیستند؛ به جای آنکه آجری در بنای عظیم پروژه الهی باشند، به حرکاتی فردی برای آرامش وجدان شخصی بدل میشوند. حج است که تمام این اعمال را تحت ولایت یک کل منسجم قرار میدهد و به آنها هویتی جمعی و جهتدار میبخشد. کسی که از حج دوری میکند، گویی خود را از این ولایت خارج کرده و عباداتش فاقد روح جمعی امت خواهد بود و اینجاست که نقش محوری امام در این امت آشکار میشود.برای یک زائر شیعه، سفر حج در مواجهه با حقیقتِ حضور امام غائب (عج) به اوج معنوی خود میرسد. اینجاست که حالت اضطرار، عمیقترین و سوزناکترین جلوه خود را مییابد. تصور کنید در عرفات ایستادهاید و میدانید که صاحب این عصر در میان شماست، اما او را نمیشناسید. این آگاهی چه آتشی در دل یک مؤمن حقیقی برپا میکند؟ بر اساس اعتقادات ما، امام زمان (عج) به طور قطع در بازه های زمانی خاصی از حج، مانند وقوف در عرفات، منا و مشعر، در میان حاجیان حضور دارند. اما این تضاد دردناک که ایشان حاضرند ولی امت او را نمیشناسد، یک اشتیاق و نیاز جانسوز در دل مؤمن ایجاد میکند.در واقع، یکی از اهداف اصلی حج، ایجاد یک «امامخواهی» جمعی در میان امت است؛ یک اضطرار فراگیر که زمینه را برای ظهور فراهم آورد. قرآن کریم چه زیبا میفرماید: «أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ» (آیا کیست آنکه دعای درمانده را چون بخواندش اجابت میکند و بلا را میگرداند؟). در روایات ما آمده است که مصداق اتمّ «مضطرّ» در این آیه، خود امام زمان (عج) هستند. این تفسیر شگرف نشان میدهد که «اضطرار» نه تنها یک حالت منفی نیست، بلکه یک صفت فاضله و لازمه یک منتظر واقعی است.در این اوج اضطرار و نیاز به امامی که غائب از نظرهاست، زائر برای یافتن راه و برقراری ارتباط به کجا باید پناه ببرد؟خداوند در غیاب امام معصوم، امت را بدون راهنما رها نکرده است. قرآن کریم، آن نقشه راه روشن و منبع فیض قابل دسترسی است که هر زائر مضطری میتواند به آن رجوع کند. امام و قرآن، دو میراث گرانبهای پیامبر (ص)، یعنی «ثقلین»، از یکدیگر جدا نیستند و همواره یکدیگر را تأیید و تفسیر میکنند. نیاز به قرآن از دو شاهرگ حیاتی تغذیه میشود:۱. برای هدایت: ما انسانهای کاملی نیستیم و همواره در مسیر هدایت دچار نقص و خلل هستیم. قرآن با آیاتی چون «...يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا» (...پروردگارا، قوم من این قرآن را وانهادند) و «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ...» (آیا در قرآن تدبر نمیکنند؟) ما را به این نیاز همیشگی آگاه میسازد.۲. برای ارتباط با امام: در دوران غیبت، «تنها راه ارتباط با امام، قرآن است». هر سؤال، ابهام و نیازی که برای یافتن مأموریت خود در نسبت با امام داریم، پاسخش را میتوانیم با تدبر و انس با قرآن بیابیم. قرآن هم پرسشهای عمیق را در وجود ما برمیانگیزد و هم خود، پاسخگوی آنهاست.سفر حج، انسان را از اضطرار ظاهری هاجر(س) برای یافتن آب، به اضطرار معنوی برای رسیدن به امام رهنمون میکند. این سفر به ما میآموزد که چگونه این نیاز عمیق و سوزان را به یک نیروی سازنده و الهی تبدیل کنیم. چکیده این راه، در یک مثلث معنوی قدرتمند خلاصه میشود؛ همان سازوکار الهی که اضطرار را در مسیری درست هدایت میکند:
و این، پیام نهایی حج است. بیایید اضطرار را در زندگی خود پیدا کنیم و با کیمیای ایمان، آن را از اضطرابی فلجکننده، به یک «سعی» و «جهاد» هدفمند تبدیل کنیم؛ تلاشی که با نقشه راه قرآن و به سوی امام زمان (عج) جهتگیری شده باشد تا تمام زندگی ما، یک حج حقیقی گردد، انشاءالله.
@hajarvar
۱۴:۳۷
بسم الله الرحمن الرحیم
دل تنگی
داشتم به همسرم پیامک می دادم، یه اسکرولی به بالا کردم... به یه جاهایی رسیدم که نمی فهمیدم قضیه چیه! بالاتر رفتم و برام روشن شد پیام های چه زمان و مکانی بوده...
@hajarvar
دل تنگی
داشتم به همسرم پیامک می دادم، یه اسکرولی به بالا کردم... به یه جاهایی رسیدم که نمی فهمیدم قضیه چیه! بالاتر رفتم و برام روشن شد پیام های چه زمان و مکانی بوده...
@hajarvar
۱۵:۱۱
بسم الله الرحمن الرحیم
محروم یا مستضعف؟
اینکه کودکی در غزه باشیم، خیلی سخت است... ما حتی امکان تصور میزان رنج جسمی و روحی آنها را نداریم... ولی بچه های غزه، بلدند در جواب سختی ها قرآن بخوانند... آنها اگر جسم کوچکشان تحمل این رنج ها را نداشته باشد، مرحوم و شهید می شوند، با عزت و شرافت... و خون هر کدام نقطه ای درخشان بر بوم مقاومت را نقش می زند...آنها محروم اند، اما بدبخت نیستند.
بدبخت آن بچه ای است که در حکومت طاغوت، برده زیردست فاسقین و فجار می شود... اسیری در جزیره اپستین! بدون ماندن ذره ای شرافت برایش...مستضعفی در اسارت مستکبرین...
مقایسه این دو وضعیت خیلی جای فکر و حرف دارد...ما خیلی دلمان برای بچه های غزه می سوزد و جا دارد که بسوزد و غیر سوختن، اتفاقی هم در بیرون رقم بخورد ولی میخواهم بگویم بچه های غزه سرافرازند...و کودکان جزیره اپستین و هر ماجرایی شبیه به این در دنیای طاغوت ها، بدبخت و بیچاره!اما چه کسی دلش برای بدبختها می سوزد؟! این خود بدبختی بزرگتری است که حتی کسی تو را انسان حساب نکند تا صدایت به جایی برسد و آزادی ای اتفاق بیافتد...
انسان اگر مجبور باشد بین یکی از این دو وضعیت ناهنجار را در زندگی انتخاب کند، قطعا دومی انتخابش نخواهد بود...
@hajarvar
محروم یا مستضعف؟
اینکه کودکی در غزه باشیم، خیلی سخت است... ما حتی امکان تصور میزان رنج جسمی و روحی آنها را نداریم... ولی بچه های غزه، بلدند در جواب سختی ها قرآن بخوانند... آنها اگر جسم کوچکشان تحمل این رنج ها را نداشته باشد، مرحوم و شهید می شوند، با عزت و شرافت... و خون هر کدام نقطه ای درخشان بر بوم مقاومت را نقش می زند...آنها محروم اند، اما بدبخت نیستند.
بدبخت آن بچه ای است که در حکومت طاغوت، برده زیردست فاسقین و فجار می شود... اسیری در جزیره اپستین! بدون ماندن ذره ای شرافت برایش...مستضعفی در اسارت مستکبرین...
مقایسه این دو وضعیت خیلی جای فکر و حرف دارد...ما خیلی دلمان برای بچه های غزه می سوزد و جا دارد که بسوزد و غیر سوختن، اتفاقی هم در بیرون رقم بخورد ولی میخواهم بگویم بچه های غزه سرافرازند...و کودکان جزیره اپستین و هر ماجرایی شبیه به این در دنیای طاغوت ها، بدبخت و بیچاره!اما چه کسی دلش برای بدبختها می سوزد؟! این خود بدبختی بزرگتری است که حتی کسی تو را انسان حساب نکند تا صدایت به جایی برسد و آزادی ای اتفاق بیافتد...
انسان اگر مجبور باشد بین یکی از این دو وضعیت ناهنجار را در زندگی انتخاب کند، قطعا دومی انتخابش نخواهد بود...
@hajarvar
۲۱:۱۱
بسم الله الرحمن الرحیم
شهید مسعود مرادزاده، برادر معاون کاروان حجمان و دایی یکی از خانم های کاروانمان بودند که در فتنه خیابانی دی ماه به شهادت رسیدند و امروز چهلم شان است.
همیشه در این فتنه ها، آدم های خاص به فیض شهادت می رسند، گویا بهانه ای برای گلچین کردن خداست...
الفاتحه مع الصلوات
@hajarvar
شهید مسعود مرادزاده، برادر معاون کاروان حجمان و دایی یکی از خانم های کاروانمان بودند که در فتنه خیابانی دی ماه به شهادت رسیدند و امروز چهلم شان است.
همیشه در این فتنه ها، آدم های خاص به فیض شهادت می رسند، گویا بهانه ای برای گلچین کردن خداست...
الفاتحه مع الصلوات
@hajarvar
۸:۲۰
۸:۲۰
بازارسال شده از خراشاد
دعوتید به سومین نمایشگاه ویژه حج کندو:
با حوله ها و تن پوش های دستبافت خراشاد
ملزومات و سوغات حج
۲۹ و ۳۰ بهمن، ۱ اسفند
ساعت ۱۵ تا ۲۳
بلوار ارتش، شهرک محلاتی، تالار بعثت
@khorashad
با حوله ها و تن پوش های دستبافت خراشاد
@khorashad
۹:۰۴