«محفل» از همان شبهای اولش، چیزی بیشتر از یک برنامهی رمضانی بود. یادم هست اولین باری که نشستم پای تلویزیون و دیدمش، با خودم گفتم: «این دیگر چه فرمی است؟ نه منبر است، نه مسابقه، نه گفتگوی معمولی... پس چیست؟» و بعد فهمیدم: یک «محفل» است. به همان معنای قدیمیاش. جایی که آدمها دور هم جمع میشوند، نه برای اینکه چیزی ثابت کنند یا چیزی بفروشند، بلکه برای اینکه چیزی را با هم «زندگی» کنند.
و بعد، چیزی که کمتر جایی دیدهایم: ایران را در تمامِ رنگهایش نشان داد. قاریِ بلوچ، حافظِ کرد، نوجوانِ عربزبانِ خوزستانی، قاریهایی از عراق و سوریه و لبنان و مصر. این فقط تنوعِ قومی نبود. این یک پیام بود: قرآن مرز نمیشناسد. و ایران، همین است. یک پارچه، با هزار رنگ.
به میزبانها و مجریها - آنهایی که با صدای گرم و نگاهِ مهربانشان فضایی ساختند که هر مهمانی، از قاریِ بینالمللی گرفته تا بچهی هفتسالهای که اولین بار روی صحنه آمده، احساس کرد راحتی کند - : هنرِ شما «میزبانی» بود. به همان معنای واقعیاش.
و به مهمانها - آنهایی که سفرهی دلشان را باز کردند و داستانهای واقعیشان را با میلیونها نفر شریک شدند- : اشکها و لبخندهای شما، صادقانهترین لحظاتِ تلویزیون در سالهای اخیر بود.
🧷 برای نقد و ابراز نظر کلیکرنجه فرمایید!
┄┅════┅┄༻ @hamed_khajeh ༺
۱۲
۱۱:۱۱