به زودی...
«پریخوانی: رؤیای یاشار، نغمهی آتنا»
سُراینده: موسی اکرمی
تصویرگر: سعیده احمدی
ناشر: همرنگ، واحد کودک و نوجوان همرُخ
معرفی به قلم نویسنده:
منظومهای که چهل و دو سال پیش در جان رهای سراینده ریشه دواند، رویید، و به هیئت درختی از گل و میوه درآمد
امروز، پس از نزدیک به چهل و دو سال از لحظات مهرورزی با واژههائی که با دقت ویژه برای ساختن و پیراستن و آراستن یک چکامهی روایی بلند گزینش شدهاند، با احساسی از نیکبختی، منظومهای پارسی را به جهان ادبیات، با امید به یافتن خوانندگانی در زبانهای دیگر، پیشکش میکنم که در عین خاکی بودن از آسمان سخن میگوید، در عین بومی بودن برای هر انسانِ این کرهی زمین است، و در عین وفاداری به سنت دیرین مثنویسرایی ایرانی، نغمهای تازه سر میدهد: نغمهی کودکی که با خاطرهی نغمهی سوت پدر، پرّ مرغی افسانهای، و سرودی چون منشور بر یک ستارهی بلورین منشوروار، به جنگ دیو خشونت میرود، و پریگمشدهی دریا را به جهانِ زخمخوردهی خاکی بازمیگرداند.
من همواره خود را ادبآموز پیشگاه معنوی شاعران بزرگ ایران و جهان – از فردوسی و نظامی و عطار و مولانا و حافظ تا احمد شاملو از یک سو، و هومر و دانته و شکسپیر و گوته تا تی. اس. الیوت از سوی دیگر – دانستهام. همچنین در گسترهی ادبیات جهان، فزون بر آثار بزرگ کلاسیک، آثار امروزینی چون «شازده کوچولو»ی آنتوان دو سنت اگزوپری، «جاناتان مرغ دریایی»ی ریچارد باخ و «ماهی سیاه کوچولو»ی صمد بهرنگی را ستودهام و از هر یک درسها آموختهام. این ادبآموزی چنان بختیاریام بخشید که در روزگاری اسیر خشونتهای گوناگون رهیافتهای کهن سیر و سلوک عرفانی و حماسی را با دغدغههای مهم امروزینی پیوند زدم که نمونههای آن عبارتاند از جنگ، بمباران، تنهایی کودکی حسّاس، غیاب پدری که در سفری سرشار از رمز و راز است، و درگیریهای گوناگون مادری که دور از همسر هم نگران رشد سالم و شکوفایی شایستهی فرزند خود است و هم در عرصههای کار، اجتماع، و سیاست حضور فعال دارد.
بدینسان، در خلوتهای تنهایی روزها و شبهائی سرشار از بیم و امید یک قصهی منظوم پدید آمد که، با چند بار بازنگری شوقآمیز پس از آن، سرانجام به یک منظومهی ۴۲۴۲ بیتی بدل شد که همزمان از بمباران هوایی میگوید و از دیو خشکسالی، از اعتراضات کارگری میگوید و از وصل پری دریایی، از نامههای پدر سفر کرده میگوید و از طلسمگشایی یک سرود جاودانه، که بیان حال کودکان درون همهی انسانها در پی زیبایی و مهر است.
چنان که فروتنانه مینگرم این منظومه را از اندکشمار مثنویهای بلند سیروسلوک در تخیل و زندگی روزمره در ادبیات پارسی میبینم که قهرمان آن کودک است، و سفر او نه تنها در وادیهای درونی و خیالی و اسطورهای، بلکه در صحنههای بمباران و خشونت جنگ، و مبارزهی مردان و زنان برای آزادی و عدالت و صلح و زیبایی در جامعهی واقعی میگذرد. منظومهی من بر زمینهی تجارب زیستهی سرشار از الهامگیریهای آگاهانه و ناخودآگاهانه از اساطیر ایرانی و یونانی و داستانهای عرفانی – از امشاسپندی چون آناهیتای و ایزدبانوی خردور و صلحآوری چون آتنای یونانی تا پرندگان حقیقتجوی «منطقالطیر» عطّار - جستوجوی فردیِ کودکی را بازمینماید که برای بازگرداندن زیبایی و نیکویی و مهر به زمین، با پرندهای اتحاد مییابد که نماد خرد و صلح برای زندگی جمعی آدمیان در جهان معاصر است....
امروز، پس از نزدیک به چهل و دو سال از لحظات مهرورزی با واژههائی که با دقت ویژه برای ساختن و پیراستن و آراستن یک چکامهی روایی بلند گزینش شدهاند، با احساسی از نیکبختی، منظومهای پارسی را به جهان ادبیات، با امید به یافتن خوانندگانی در زبانهای دیگر، پیشکش میکنم که در عین خاکی بودن از آسمان سخن میگوید، در عین بومی بودن برای هر انسانِ این کرهی زمین است، و در عین وفاداری به سنت دیرین مثنویسرایی ایرانی، نغمهای تازه سر میدهد: نغمهی کودکی که با خاطرهی نغمهی سوت پدر، پرّ مرغی افسانهای، و سرودی چون منشور بر یک ستارهی بلورین منشوروار، به جنگ دیو خشونت میرود، و پریگمشدهی دریا را به جهانِ زخمخوردهی خاکی بازمیگرداند.
من همواره خود را ادبآموز پیشگاه معنوی شاعران بزرگ ایران و جهان – از فردوسی و نظامی و عطار و مولانا و حافظ تا احمد شاملو از یک سو، و هومر و دانته و شکسپیر و گوته تا تی. اس. الیوت از سوی دیگر – دانستهام. همچنین در گسترهی ادبیات جهان، فزون بر آثار بزرگ کلاسیک، آثار امروزینی چون «شازده کوچولو»ی آنتوان دو سنت اگزوپری، «جاناتان مرغ دریایی»ی ریچارد باخ و «ماهی سیاه کوچولو»ی صمد بهرنگی را ستودهام و از هر یک درسها آموختهام. این ادبآموزی چنان بختیاریام بخشید که در روزگاری اسیر خشونتهای گوناگون رهیافتهای کهن سیر و سلوک عرفانی و حماسی را با دغدغههای مهم امروزینی پیوند زدم که نمونههای آن عبارتاند از جنگ، بمباران، تنهایی کودکی حسّاس، غیاب پدری که در سفری سرشار از رمز و راز است، و درگیریهای گوناگون مادری که دور از همسر هم نگران رشد سالم و شکوفایی شایستهی فرزند خود است و هم در عرصههای کار، اجتماع، و سیاست حضور فعال دارد.
بدینسان، در خلوتهای تنهایی روزها و شبهائی سرشار از بیم و امید یک قصهی منظوم پدید آمد که، با چند بار بازنگری شوقآمیز پس از آن، سرانجام به یک منظومهی ۴۲۴۲ بیتی بدل شد که همزمان از بمباران هوایی میگوید و از دیو خشکسالی، از اعتراضات کارگری میگوید و از وصل پری دریایی، از نامههای پدر سفر کرده میگوید و از طلسمگشایی یک سرود جاودانه، که بیان حال کودکان درون همهی انسانها در پی زیبایی و مهر است.
چنان که فروتنانه مینگرم این منظومه را از اندکشمار مثنویهای بلند سیروسلوک در تخیل و زندگی روزمره در ادبیات پارسی میبینم که قهرمان آن کودک است، و سفر او نه تنها در وادیهای درونی و خیالی و اسطورهای، بلکه در صحنههای بمباران و خشونت جنگ، و مبارزهی مردان و زنان برای آزادی و عدالت و صلح و زیبایی در جامعهی واقعی میگذرد. منظومهی من بر زمینهی تجارب زیستهی سرشار از الهامگیریهای آگاهانه و ناخودآگاهانه از اساطیر ایرانی و یونانی و داستانهای عرفانی – از امشاسپندی چون آناهیتای و ایزدبانوی خردور و صلحآوری چون آتنای یونانی تا پرندگان حقیقتجوی «منطقالطیر» عطّار - جستوجوی فردیِ کودکی را بازمینماید که برای بازگرداندن زیبایی و نیکویی و مهر به زمین، با پرندهای اتحاد مییابد که نماد خرد و صلح برای زندگی جمعی آدمیان در جهان معاصر است....
۱۴۶
۵:۱۶