همیاری 4/4
توسعه یا آبادانی؟!
یکی از روندهای اشتباهی که برخی از مدیران کشور داشتند و متاسفانه برخی دیگر هنوز هم دنبال همان روال هستند، جذبِ سرمایهگذار خارجی است، برای پروژهها؛ البته نه با هدف استفاده از تکنولوژی و دانش آنها؛ بلکه برای تامین سرمایهٔ مورد نیاز پروژه؛ در پسِ الفاظ و شعارهای فریبندهای چون «جذب سرمایه»، «تولید ملی»، «اشتغالزایی» و «توسعه»؛ دعوتِ ملتمسانه از سرمایهگذار خارجی، با دادن انواع کمکها و امکانات.که چه شود؟!که بیاید سرمایهٔ ملی را جارو بزند و ببرد! در مجموع سود تولید به جیب سرمایهگذار خارجی رفته و از کشور خارج میشود. با این وجود اشتغالزاییاش میشود اجیرکردن عملههایی برای خروج بیشتر و بیشتر سرمایهٔ ملیشان!تولیدش هم میشود تولید جنسِ خارجیِ بدون گمرک و دمدستی! توسعهاش هم دردی از مردم دوا نمیکند!درست است، اگر فلان شرکت خارجی در فلان روستای ما کارخانهای احداث کند، روستا هم رونق میگیرد، از برخی امکاناتش هم شاید استفاده شود، مثلا اگر جادهای برای خودشان احداث کنند مردم هم استفاده میکنند... اما این توسعه متناسب با نیاز مردم روستا نیست، بهتر است بگوییم «مردم روستا هم از این توسعه به صورت جانبی (و در ظاهر) سهم میبرند.»اما فرض کنید اگر فلان ظرفیت اقتصادی در فلان روستا با مشارکت مردم همان روستا و روستاهای مجاور راهاندازی میشد؛ سرمایه به روستا برمیگشت؛ متناسب با نیاز مردم آبادانی بوجود میآمد؛ مردم حس تعلق نسبت به کار داشتند و بسیاری از برکات ناشی از تعاون و همدلی.نمونهٔ موفق از ایجاد همکاری و حس همدلی در مردم، حماسهٔ دلاورمردانِ جهاد سازندگی در روستای بنهزمین میباشد. از شما دعوت میکنم مستند بر اثر زلزله را مشاهده نمایید. (روایت مجاهدتهای شهید حسینعلی عظیمی در جهت خودکفایی روستای بنهزمین)
گاهی مسئولین دست به دامان سرمایهداران داخلی میشوند. و با انواع تسهیلات و باجها از ایشان تقاضا دارند برایشان «تولید»، «اشتغال» و «توسعه» بیاورند.سرمایهدار داخلی هم اگر خیرش به مردم نرسد، توسعهاش از همان جنسی است که گفته شد. البته اشتغال ایجاد خواهد کرد و اگر آخرِسَر سرمایهاش را مثل خیلیها یکجا از کشور خارج نکند تولیدش هم ملی خواهد بود.خلاصهاش اینکه اگر سرمایهگذار داخلی قارونصفت شد، با سرمایهگذار خارجی فرقی ندارد.زحمت جلبِ سرمایهٔ سرمایهداری که دنبال سریعترین، راحتترین و مطمئنترین راه ممکن برای پولدارتر شدن است، اگر بیشتر از راهاندازی تعاونیهای مردمی نباشد، کمتر نیست.از طرفی اعطای امکانات و تسهیلات از جیب مردم و با در نظر گرفتن خطر آنهمه "اگر" در مقابل برکات تعاونیها کار ناصوابی است.
البته خطاب بنده به مسئولان است، والا وظیفهٔ سرمایهداران چیز دیگریست که حضرت امام روحالله (ره) بدان وصیت نمودند: «...و به ثروتمندان و پولداران مشروع وصیّت میکنم که ثروتهای عادلانۀ خود را به کار اندازید و به فعالیت سازنده در مزارع و روستاها و کارخانهها برخیزند که این خود عبادتی ارزشمند است. و به همه، در کوشش برای رفاه طبقات محروم، وصیّت میکنم که خیر دنیا و آخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است که در طول تاریخ ستمشاهی و خانخانی؛ در رنج و زحمت بودهاند. و چه نیکو است که طبقات تمکندار به طور داوطلب برای زاغه و چپرنشینان مسکن و رفاه تهیّه کنند، و مطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است...» (صحیفه امام، ج۲۱، ص۴۴۵)
مطلب 9 از سریِ #عدالت_ساختاری
#حنیف@hanif1357
توسعه یا آبادانی؟!
یکی از روندهای اشتباهی که برخی از مدیران کشور داشتند و متاسفانه برخی دیگر هنوز هم دنبال همان روال هستند، جذبِ سرمایهگذار خارجی است، برای پروژهها؛ البته نه با هدف استفاده از تکنولوژی و دانش آنها؛ بلکه برای تامین سرمایهٔ مورد نیاز پروژه؛ در پسِ الفاظ و شعارهای فریبندهای چون «جذب سرمایه»، «تولید ملی»، «اشتغالزایی» و «توسعه»؛ دعوتِ ملتمسانه از سرمایهگذار خارجی، با دادن انواع کمکها و امکانات.که چه شود؟!که بیاید سرمایهٔ ملی را جارو بزند و ببرد! در مجموع سود تولید به جیب سرمایهگذار خارجی رفته و از کشور خارج میشود. با این وجود اشتغالزاییاش میشود اجیرکردن عملههایی برای خروج بیشتر و بیشتر سرمایهٔ ملیشان!تولیدش هم میشود تولید جنسِ خارجیِ بدون گمرک و دمدستی! توسعهاش هم دردی از مردم دوا نمیکند!درست است، اگر فلان شرکت خارجی در فلان روستای ما کارخانهای احداث کند، روستا هم رونق میگیرد، از برخی امکاناتش هم شاید استفاده شود، مثلا اگر جادهای برای خودشان احداث کنند مردم هم استفاده میکنند... اما این توسعه متناسب با نیاز مردم روستا نیست، بهتر است بگوییم «مردم روستا هم از این توسعه به صورت جانبی (و در ظاهر) سهم میبرند.»اما فرض کنید اگر فلان ظرفیت اقتصادی در فلان روستا با مشارکت مردم همان روستا و روستاهای مجاور راهاندازی میشد؛ سرمایه به روستا برمیگشت؛ متناسب با نیاز مردم آبادانی بوجود میآمد؛ مردم حس تعلق نسبت به کار داشتند و بسیاری از برکات ناشی از تعاون و همدلی.نمونهٔ موفق از ایجاد همکاری و حس همدلی در مردم، حماسهٔ دلاورمردانِ جهاد سازندگی در روستای بنهزمین میباشد. از شما دعوت میکنم مستند بر اثر زلزله را مشاهده نمایید. (روایت مجاهدتهای شهید حسینعلی عظیمی در جهت خودکفایی روستای بنهزمین)
گاهی مسئولین دست به دامان سرمایهداران داخلی میشوند. و با انواع تسهیلات و باجها از ایشان تقاضا دارند برایشان «تولید»، «اشتغال» و «توسعه» بیاورند.سرمایهدار داخلی هم اگر خیرش به مردم نرسد، توسعهاش از همان جنسی است که گفته شد. البته اشتغال ایجاد خواهد کرد و اگر آخرِسَر سرمایهاش را مثل خیلیها یکجا از کشور خارج نکند تولیدش هم ملی خواهد بود.خلاصهاش اینکه اگر سرمایهگذار داخلی قارونصفت شد، با سرمایهگذار خارجی فرقی ندارد.زحمت جلبِ سرمایهٔ سرمایهداری که دنبال سریعترین، راحتترین و مطمئنترین راه ممکن برای پولدارتر شدن است، اگر بیشتر از راهاندازی تعاونیهای مردمی نباشد، کمتر نیست.از طرفی اعطای امکانات و تسهیلات از جیب مردم و با در نظر گرفتن خطر آنهمه "اگر" در مقابل برکات تعاونیها کار ناصوابی است.
البته خطاب بنده به مسئولان است، والا وظیفهٔ سرمایهداران چیز دیگریست که حضرت امام روحالله (ره) بدان وصیت نمودند: «...و به ثروتمندان و پولداران مشروع وصیّت میکنم که ثروتهای عادلانۀ خود را به کار اندازید و به فعالیت سازنده در مزارع و روستاها و کارخانهها برخیزند که این خود عبادتی ارزشمند است. و به همه، در کوشش برای رفاه طبقات محروم، وصیّت میکنم که خیر دنیا و آخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است که در طول تاریخ ستمشاهی و خانخانی؛ در رنج و زحمت بودهاند. و چه نیکو است که طبقات تمکندار به طور داوطلب برای زاغه و چپرنشینان مسکن و رفاه تهیّه کنند، و مطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است...» (صحیفه امام، ج۲۱، ص۴۴۵)
#حنیف@hanif1357
۱:۱۳