ایثار و عدالت
ارتباطات سالم بین انسانها در محیطهای جمعی را میتوان بر دو گونه تعریف کرد؛بر اساس انصاف،یا بر اساس ایثار،
انصاف یعنی رفتار بر اساس حق و حقوق. هر کاری سر جای خودش باشد، هر کس به حق خودش برسد و کسی به حق دیگری تجاوز نکند.که بعضا این مدلِ رفتار در جوامع غربی بیشتر از ایرانِ اسلامی دیده میشود!هر چیز سر جای خودو هر کس دقیقا حق خود...
اما ایثار یک پله بالاتر از انصاف است، یعنی من از حق خودم میگذرم و دیگران برایم از خودم مهمترند،در این مدلِ رفتاری گذشت و ایثار بیشتر نمود دارد تا حق و حقوق.این رفتار در پیادهروی اربعین به خوبی خودش را نشان میدهد،همینطور در دوران دفاع مقدس و جهاد سازندگی.
ایثار نیازمند انگیزه است و انگیزههای الهی محرک بسیار قویای برای این امر هستند. چه انگیزهای بالاتر از عشق امام حسین و شهادت و اشتیاق خدمت به خلق خدا؟!
اما چرا ما در تکرار الگوهای زیبایی مثل اربعین، دفاع مقدس، جهادسازندگی و... ناموفق بودیم؟چرا این مثالها هنوز هم استثنا هستند و تبدیل به قاعده نشدند؟
چه میشود که با وجود «انگیزههای الهی مثل خدمت به خلق» و «انسانهای ایثارگری که بعضا در راهپیمایی اربعین میبینیمشان» باز هم روحیات از خودگذشتگی در سطح ادارات، سازمانها و بطور کلی جامعه کنونی کمیاب است؟
چه میشود که میبینیم برخی از انسانهای جهادگر و ایثارگرِ دهه 60 تبدیل شدهاند به یکی از فشلترین و بدردنخورترین آدمهای سیستمِ اداری و مزخرف کنونی؟!
نکته اینجاست که انصاف و ایثار در طول یکدیگرند و نه در عرض.یعنی وقتی انصاف نباشد، عدالت نباشد، نمیتوان از کسی توقع ایثار داشت.
اگر منِ نوعی ببینم فلانی و فلانی دارند سر یکدیگر و من و امثال من کلاه میگذارند ایثار معنایی ندارد و قطعا کلاه خودم را میچسبم.
از اداره یا نهاد ولو انقلابی که در آن اثری از عدالت و انصاف نیست، اثری از شایسته سالاری نیست، نمیتوان توقع کار جهادی و بیمنت مثل دوران دفاع مقدس داشت...(اگر چه استثنا همه جا هست، لکن بحث سر قاعده است)
لازمه ایثار و از خود گذشتگی علاوه بر انگیزه، عدالت است.
مولا علی (ع):اَلانصافُ يَرْفَعُ الْخِلافَ وَ يوجِبُ الايتِلافَانصاف، اختلافات را از بين مىبرد و باعث الفت و همبستگى مىشود.(غررالحكم، ح ۱۷۰۲)
مطلب 1 از سریِ #عدالت_ساختاری
#حنیف@hanif1357
ارتباطات سالم بین انسانها در محیطهای جمعی را میتوان بر دو گونه تعریف کرد؛بر اساس انصاف،یا بر اساس ایثار،
انصاف یعنی رفتار بر اساس حق و حقوق. هر کاری سر جای خودش باشد، هر کس به حق خودش برسد و کسی به حق دیگری تجاوز نکند.که بعضا این مدلِ رفتار در جوامع غربی بیشتر از ایرانِ اسلامی دیده میشود!هر چیز سر جای خودو هر کس دقیقا حق خود...
اما ایثار یک پله بالاتر از انصاف است، یعنی من از حق خودم میگذرم و دیگران برایم از خودم مهمترند،در این مدلِ رفتاری گذشت و ایثار بیشتر نمود دارد تا حق و حقوق.این رفتار در پیادهروی اربعین به خوبی خودش را نشان میدهد،همینطور در دوران دفاع مقدس و جهاد سازندگی.
ایثار نیازمند انگیزه است و انگیزههای الهی محرک بسیار قویای برای این امر هستند. چه انگیزهای بالاتر از عشق امام حسین و شهادت و اشتیاق خدمت به خلق خدا؟!
اما چرا ما در تکرار الگوهای زیبایی مثل اربعین، دفاع مقدس، جهادسازندگی و... ناموفق بودیم؟چرا این مثالها هنوز هم استثنا هستند و تبدیل به قاعده نشدند؟
چه میشود که با وجود «انگیزههای الهی مثل خدمت به خلق» و «انسانهای ایثارگری که بعضا در راهپیمایی اربعین میبینیمشان» باز هم روحیات از خودگذشتگی در سطح ادارات، سازمانها و بطور کلی جامعه کنونی کمیاب است؟
چه میشود که میبینیم برخی از انسانهای جهادگر و ایثارگرِ دهه 60 تبدیل شدهاند به یکی از فشلترین و بدردنخورترین آدمهای سیستمِ اداری و مزخرف کنونی؟!
اگر منِ نوعی ببینم فلانی و فلانی دارند سر یکدیگر و من و امثال من کلاه میگذارند ایثار معنایی ندارد و قطعا کلاه خودم را میچسبم.
از اداره یا نهاد ولو انقلابی که در آن اثری از عدالت و انصاف نیست، اثری از شایسته سالاری نیست، نمیتوان توقع کار جهادی و بیمنت مثل دوران دفاع مقدس داشت...(اگر چه استثنا همه جا هست، لکن بحث سر قاعده است)
لازمه ایثار و از خود گذشتگی علاوه بر انگیزه، عدالت است.
مولا علی (ع):اَلانصافُ يَرْفَعُ الْخِلافَ وَ يوجِبُ الايتِلافَانصاف، اختلافات را از بين مىبرد و باعث الفت و همبستگى مىشود.(غررالحكم، ح ۱۷۰۲)
#حنیف@hanif1357
۱۱:۴۳