خانواده به مثابه کانون تولید بخش دوم آنچه در فهرست فوق با علامت "" مشخص شده است، میتواند به نوعی از بازار نیز تامین شود. محل تامین و جایگزینی این اقلام به شرح زیر است:رستورانپرستار کودکپرستار سالمندپرستار بیمارمعلم خصوصی برای هر فرزندخدمات نظافت منزل و خانهداریهزینهی جایگزینی تفریحات جمعی و خانوادگی(بدون هزینه یا کم هزینه) با سرگرمیهای بازاری(مانند شهربازی و بازیهای رایانهای)و... اکنون یک خانوادهی پنج نفره را تصور میکنیم با یک فرزند خردسال و دو فرزند دانشآموز. میخواهیم صرفا هزینهی چهار قلم از فهرست را به صورت بازاری محاسبه کنیم. ۱. به جای طبخ غذای خانگی، سه وعده غذای ساده را هر روز از رستوران تهیه میکنیم ۲. به جای بچهداری، پرستار بچه استخدام میکنیم ۳. استخدام نیروی خدماتی برای امور منزل ۴. استخدام معلم خصوصی برای فرزندان مدرسهای به جای تعلیم و تربیت والدین. فقط همین چهار قلم را محاسبه میکنیم و کمترین نرخ را مبنا قرار میدهیم:هزینهی ماهانهی غذا(سه وعده در روز برای چهار نفر): حداقل ۸۳ میلیون تومان.هزینهی ماهانهی معلم خصوصی برای دو فرزند دانشآموز(روزی یک جلسهی ۹۰ دقیقهای): حداقل ۲۰ میلیون تومان.هزینهی ماهانهی نظافت منزل: حداقل ۴۵ میلیون تومان.هزینهی ماهانهی پرستار تمام وقت کودک: حداقل ۳۷ میلیون تومان. تا این جا جمع هزینهها به حداقل ۱۸۵ میلیون تومان در ماه رسید. برآوردی از تولید کالا و خدمات در خانواده برای ما روشن شد. اکنون تصور کنید که این حجم از آوردههای اقتصادی در خانواده تولید نمیشد و مجبور بودیم که مابهازای آنها را از بازار تهیه کنیم... . آن چه ایران و ایرانی را در برابر تورمِ کمرشکن و اقتصادِ راکد حفظ کرده است، خانوادهی ایرانیست. یک خانوادهی سالم و مستحکم حتی اگر بضاعت کمی داشته باشد، آن قدر رفاه ایجاد میکند که بستر بقا و رشد آحاد فراهم شود. خانواده بنیادیترین و مستحکمترین سنگر اقتصادی جامعه است. آنان که علیه خانواده و اقتصاد خانگی شوریدهاند، قصد دارند که ستون خیمهی اقتصاد را بر سر اهالی جامعه خراب کنند. @HarfeNoChannel