عکس پروفایل مرکز بررسی مسائل فرهنگی(هاتف)م
۴.۵ هزار عضو

مرکز بررسی مسائل فرهنگی(هاتف)

ارتباط با مرکز: @bhtajik
مرکز بررسی مسائل فرهنگی(هاتف)
undefined جنگ‌طلب یا صلح‌طلب؛ دوگانه‌ای برای فرار از واقعیت این روزها واژه‌های «جنگ‌طلبی» و «صلح‌جویی» به قطب‌های تازه‌ای در دوگانه‌سازی انتخاباتی بدل شده‌اند. همان الگوی همیشگی که پیش‌تر با شعارهایی مثل «ورود زنان به ورزشگاه» و «رفع فیلتر اینستاگرام» هم دیدیم. در آن سال‌ها، نامزدی با دو وعدهٔ نمادین وارد رقابت شد، بی‌آنکه سخنی از معیشت، بیکاری، آب و زیرساخت‌های مناطق محروم بگوید. مردمِ خسته در شهرستان‌ها، که سال‌ها بود آبیِ سالم ندیده بودند و حتی یک زمین ورزشی استاندارد برای پسرانشان وجود نداشت، از سرِ ناامیدی به آن شعارها چسبیدند، اما آن وعده‌ها نه آبِ خشکِ روستاها را جاری کرد و نه نانِ شبِ کارگرِ معیشت‌زده را تأمین نمود. امروز همان جریان، پرچم «صلح‌طلبی» را برداشته و رقیب را با برچسب «جنگ‌طلب» نشانه رفته است، اما باز هم از مسائل بنیادین عبور می‌کند: از بازدارندگی، قدرت منطقه‌ای، دیپلماسی هوشمندانه، هزینه‌های واقعی جنگ و صلح، و نسبت ایران با جهان. آنها به‌جای توضیح مسیر، یک قطب می‌سازند و قطب مقابلش را؛ صلح را واژه‌ای آرام‌بخش جلوه می‌دهند و جنگ‌طلبی را برچسبی برای حذف رقیب. مسئله این است که صلح اگر از دل قدرت، عقلانیت و طراحی راهبردی بیرون نیاید، فقط یک واژهٔ نمایشی است؛ و جنگ‌طلبی هم وقتی به‌عنوان برچسب روی رقیب زده شود، ابزار بسیج احساسات است، نه تحلیل واقعیت. سیاست جدی، نه با هیجان دوگانه‌ها، بلکه با صورت‌بندی درست مسئله پیش می‌رود. وقتی واژه‌ها از معنا تهی می‌شوند، جنگ و صلح تبدیل به دو رنگِ مانکن‌های ویترینی می‌شوند؛ هر کدام را امروز می‌پوشی، فردا می‌کنی می‌اندازی، تا مبادا مشتریِ خیابانی از مدِ تو ناراضی باشد. اگر قرار باشد برای نچسبیدن برچسب جنگ‌طلبی، از هرگونه بازدارندگی مؤثری دست بکشیم، یا برای نمایش صلح‌جویی، هزینه‌های کلان امنیتی را نادیده بگیریم، آنگاه شعار صلح هم سرابی خواهد بود که جامعه را از مواجهه با واقعیت‌های تلخ قدرت دور می‌کند. کسانی که از ترس برچسب، از واژهٔ «جنگ» می‌گریزند اما در عمل ساختار بازدارندگی را فرومی‌شکنند، نه صلح‌طلب‌اند و نه استراتژیست؛ آنها قماربازانی‌اند که فقط دلشان خوش است که در این دست، اسم «صلح‌جو» روی کارتشان حک شده، غافل از اینکه برگِ بعدی، شاید میدانِ مین باشد. پرسش اصلی این است: صلحِ مورد نظر با چه سازوکاری حاصل می‌شود؟ بهای آن چیست؟ آیا عقب‌نشینی راهبردی به جنگ بزرگ‌تری دامن نمی‌زند؟ تا وقتی پاسخ این سؤال‌ها روشن نشود، هر بحثی درباره جنگ و صلح، بیشتر به ابزار رقابت شبیه است تا نشانه‌ای از یک افق تازه. آیندهٔ ایران را نمی‌توان با حاشیه‌سازی از دیوارکشی خیابان و رفع فیلتر اینستاگرام ساخت، و نه با تبرئهٔ خویش از اتهامِ جنگ‌طلبی. آینده، با جراحیِ دقیقِ واقعیت ساخته می‌شود، با پذیرشِ هزینه‌هایِ عقلانیت، با روایتِ صادقانهٔ نسبتِ ما با جهان. پ.ن: این یادداشت نه علیه صلح است و نه هوادار جنگ؛ علیه تقلیلِ سرنوشتِ یک ملت به برچسب‌های بی‌پشتوانه‌ای است که از وعدهٔ ورود زنان به ورزشگاه و آزادی پوشش و رفع فیلتر اینستاگرام در مقابل دیوارکشی خیابان شروع شد و حالا در هیئتِ صلح و جنگ جان تازه گرفته تا جامعه را از مواجهه با واقعیت‌های سختِ قدرت دور نگه دارد.
از نظر من، دوگانه فقر، قدرت نظامی مطرح شده از سوی دکترقالیباف دنباله ی همان دوگانه سازی های (آزادی،دیوارکشی)
(انرژی هسته ای،چرخ اقتصادی)، (حقوقدان، نظامی) (مقاومت زندگی)است.
undefined۲۳
undefined۱

۷۱۴

۱۳:۱۸