هیاهویِافکار؛
تصویر
چه کارهایی که هنوز انجام ندادهام. چه سفرهایی که هنوز نرفتهام. چه منظرههایی که هنوز باهاشان عکس ندارم. چه آدمهایی که هنوز باهاشان معاشرت نکردهام. چه کتابها. چه فیلمها. چه موزیکها. جایی نوشته بود که ما از مرگ نمیترسیم ؛ بلکه ترسمان از تجربه نکردنِ چیزهاییست که دوست داشتهایم انجامشان بدهیم . و حالا که به آن فکر میکنم میبینم راست میگفت . ترسِ فرصت نداشتن. ترسِ «نکند اینکارها را نکرده، بمیرم!» وگرنه خودِ مرگ که زیاد ترسناک نیست .
۱۶:۰۲
حوصلهی زندگی از من سررفته انگار، حوصلهی منم از اون ولی آفتاب که پیداش میشه، باد که میوزه، بارون که میاد، خواب که خستگیمو میبره و شیرینی نبات که تو چایی حل میشه، میخوام هنوز ادامه پیدا کنه. نمیخوام الان که تلخه تموم شه، میخوام سوت پایان رو وقتی بشنوم که دیگه کاری برای انجام دادن و جایی برای رفتن نداشته باشم. الان، زوده برای اینکه دیر بشه؛ خیلی زود.
۱۸:۰۷
وقتی کسی که عاشقشی رهات میکنه ، بهش لبخند بزن و بذار بره ، به این میگن مینگذاری ، جدی میگم .. دنبالش رفتن هیچ فایدهای نداره . درسته که بعد از اون روزها و شبهای زیادی با خاطراتش زندگی میکنی ، اما خب وقتی که بیدلیل رهات میکنه ، حتی اگه با کس دیگهای هم باشه ، یه شب با تمام مهر و علاقهای که به اون طرف داره ، دلش هوس یه عشق واقعی میکنه .
۱۲:۱۶
۸:۳۹
آخرشم،تا آخر شب من موندمو این خاطرات..
۸:۳۹
وی بعد مدتها اومده تهران و دلش میخواد تک تکتونو ببینه* :")
۷:۵۵
کاش قدرت اینو داشتم همتونو یه جا جمع کنم باهم بریم بیرون
۷:۵۶
توی لینک ناشناس اکثرتون گفتین گپ بزن..
چند روز دیگه حتما گپ رو میزنم
چند روز دیگه حتما گپ رو میزنم
۷:۵۷
۰:۰۳
هیچی ازت نمیخوام فقط با هم ادامه بدیم ، با هم تلاش کنیم ، با هم درستش کنیم ، با هم جلو بریم ، با هم پیشرفت کنیم ، با هم برسیم و با هم بمونیم همین
۰:۰۴
دلم میخواد با تو شروع به شمارش ستاره های آسمون کنم
۰:۰۵
سلام بچها
۲۳:۵۳
نمیدونم منو یادتونه یا نه🥲
۲۳:۵۳
خیلی رندوم داشتم اینجارو نگاه میکردم
۲۳:۵۴
مثل اینکه دو سه نفرتون بیدارین
۲۳:۵۶
حالتون چطوره؟
۲۳:۵۶
این ناشناسمه دوست داشتین بیاین حزف بزنیم🤍
۲۳:۵۸
بازارسال شده از Deleted Account
سلام سلامم
۲۳:۵۹
سلامممم
۲۳:۵۹