بسم رب الخامنهای
باتوجه به فعالیت های قرارگاه جنگ حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در این روزها نیاز به افراد متخصص در زمینههای رسانهای از جمله تدوینگر، فیلمبردار و گرافیست داریم.لطفا عزیزانی که توانایی کار حضوری یا مجازی را دارند با آقا حسام کمالی ارتباط بگیرند.
هرکسی که در این ایام کاری از دستش برمیآید دریغ نکند.
09130553840@hesam_k24
#سنگر_دانشگاه_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
هرکسی که در این ایام کاری از دستش برمیآید دریغ نکند.
09130553840@hesam_k24
#سنگر_دانشگاه_
۱۳:۱۱
در سنگر دانشگاه، هم درس شهیدانیمهمونطور که احتمالا بدونید، مکتب امام صادق علیه السلام دو دانش آموخته رو تقدیم این اتقلاب و مکتب کردما از سمت خودمون، شهادت شهیدان علم خواه و یوسفی رو به خونوادهاشون و خونواده بزرگ بسیجیان امام روح الله تبریک و تسلیت میگیم#دانشجوی_شهید#سنگر_دانشگاه
_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
_
۱۶:۵۴
۱۶:۵۴
سلام رفقای عزیز، انسان ممکن است حرف هایی بزند و کار هایی از دستش در برود و خواسته یا ناخواسته مرتکب حق الناس شود. آیا در بین شما کسی هست که بنده حقش را (چه مالی، چه آبرویی، چه ...) ضایع کرده باشم؟آیا کسی هست که بنده بهش ظلم کرده باشم یا مدیونش باشم و حق الناسش بر گردنم باشد؟اگر چنین کسی هست لطفاً یا به بنده بگوید تا جبران کنم و یا اینکه بزرگی کند و حلالم کند. اگر هم چنین کسی را در بین خودتان می شناسید لطفاً به بنده اطلاع بدهید تا از او حلالیت بگیرم.
در کل هم به صورت عمومی عرض می کنم که در چند سالی که با هم بودیم و هستیم، اگر احیانا بدی از بنده به هر یک از شما عزیزان رسیده (چه در حضورتان و چه در غیابتان، چه عملاً و چه کلاماً و چه ...) خواهشمند هستم حلال بفرمایید. حلال کنید تا ان شاء الله افرادی که بر گردن شما حق دارند هم خدا راضی شان کند و شما را حلال کنند.
خواهش بنده از شما این است که حتی اگر چیزی هم به ذهنتان نمی رسد همین الآن که این پیام را خواندید به خدا همین الآن در دلتان بگویید: «خدایا، این سید را اگر به من بدی کرده، حلالش کردم».نه کسی می شنود، نه وقت می گیرد. خواهشمندم این جمله را در دلتان به خدای متعال بگویید.
آخرین پیام شهید سید علی یوسفی#دانشجوی_شهید#سنگر_دانشگاه
_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
در کل هم به صورت عمومی عرض می کنم که در چند سالی که با هم بودیم و هستیم، اگر احیانا بدی از بنده به هر یک از شما عزیزان رسیده (چه در حضورتان و چه در غیابتان، چه عملاً و چه کلاماً و چه ...) خواهشمند هستم حلال بفرمایید. حلال کنید تا ان شاء الله افرادی که بر گردن شما حق دارند هم خدا راضی شان کند و شما را حلال کنند.
خواهش بنده از شما این است که حتی اگر چیزی هم به ذهنتان نمی رسد همین الآن که این پیام را خواندید به خدا همین الآن در دلتان بگویید: «خدایا، این سید را اگر به من بدی کرده، حلالش کردم».نه کسی می شنود، نه وقت می گیرد. خواهشمندم این جمله را در دلتان به خدای متعال بگویید.
آخرین پیام شهید سید علی یوسفی#دانشجوی_شهید#سنگر_دانشگاه
_
۱۰:۵۰
در سنگر دانشگاه، هم درس شهیدانیمباز هم مکتب امام صادق علیه السلام، شاخه گلی را تقدیم محضر صاحب عصر و زمان کرد. شهادت آقای سید سبحان فاطمی، دانشجوی کد 97 رشته سیاسی رو محضر حضرت بقیة الله، همکدی ها و خانواده ایشان و بسیجیان امام روح الله تبریک و تسلیت میگیم#دانشجوی_شهید#سنگر_دانشگاه
_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
_
۱۴:۲۴
بازارسال شده از حیات خلوت
سرّی در این نهفته است، که نمیتوانم بگویم...
_
۲۰:۰۱
بسم الله الرحمن الرحیم
امضای همیشه مستجاب
سید ابوالفضل سیدهاشمی
بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) امضا دارد. صرف نظر از اینکه پای نامه اسم چه کسی باشد بعضی بخشهای نامههای ما لا یتغیرند. الباقی هم امضا دارند. مثلا دیدهام که بسیج تهران پای نامههایش میزند یازهرا(س). ما هم از اینها داشتیم. ما دعا میکردیم. دعای ما همیشه مستجاب بود. من هرچه نامه از بسیجمان دیدهام همین بوده. نامههای سید محمدحسین هاشمی را دیدهام؛ عزیز صانعی هم، تا برسد به نوید عمیدی و هادی ژیان تا همین امسال. تا همین سالِ آخر من، تا همین سال آخر تو. همهشان فارغ از اینکه چه کسی امضا کرده، آن پایین و در قسمت امضا همیشه دعای ما، امضای ما یکی بود. مارا به این دعای همیشه مستجابمان میشناختند. حتی اگر سربرگ نامهها حذف میشد یا اسم مسئول بسیج خط میخورد میشد فهمید نامه، نامه بسیج امام صادق(ع) است. ما با هر نامه دعا میکردیم. دعای ما رد خور نداشت. ما بعد از هر جلسه شورا و بعد از هر توسل گاه و بیگاه در قرارگاه امام روح الله(ره)، بعد از اشکهای مخلصانه بسیجیان که برای رفع گرهی در کارهای بسیج توسل کرده بودند و گاه بیهیچ بهانهای، برای سلامتی تو دعا کردیم. نسل اندر نسل. جیل بعد جیل. همه این دعا را نوشتیم و گفتیم، همهاش مستجاب بود.
در تمام این سالها زور دعای ما بسیجیان تو بر همه چیز چربیده بود. ما یقین داشتیم که زور دعای ما از بمبها و جنگندهها بیشتر است. در تمام این سالها بیشتر بود. بیشتر بود که آن رادیو در تابستان 60 تورا از ما نگرفت. و اینهمه «در لباس سربازی» رفتی جبهه و چیزی نشد و اینهمه سال تهدید شدی و باز اتفاقی نیفتاد. اینهمه سال بر تو گذشت و حتی عصایی هم نشدی. هرکه نداند ما که میدانیم آن عصای کذا بیشتر شکل کار بود و محض ابهت. و الا هرگاه این نمک به حرامها شایعه میکردند که خامنهای زمین گیر شده عصا را نمیانداختی کنار و قدم زنان در حسینیه امام سان نمیدیدی. سلامتی تو دعای مستجاب ما بسیجیان بود.
همچنان هم یقین دارم زور دعای بسیجیان مخلص تو از بمبهای نتانیاهو بیشتر است. همچنان هم میگویم سنگر شکنهای ترامپ نمیتوانست خط به دست مجروحت بیاندازد اگر خودت نمیخواستی. من یقین دارم که خودت خواستی. زور دعای بسیجیان تو بر همه چیز میچربید الا دعای خودت. و من هر روزی که میگذرد بیشتر یقین میکنم که خودت خواستی و الا GBU-57 سگ کدام دهات است؟ زور دعای بسیجیان زیاد بود، زور دعای امام بسیجیان بیشتر. حریف دعایت نشدیم.
آخرین نامه ما اما برای خودت بود. خطاب به خودت بود. 6 اسفند نامهای به شماره 44/223/1005234/م نوشتم. با عجله متن را ویراستاری کردم و مهر و امضا زدم. آن برادرمان گفته بود سریع برسانید که مسئله حیاتیست. خواستم ارسال کنم دیدم یک جای کار میلنگد. سایه رهبری مستدام را کردم سایه حضرتعالی مستدام. خداراشکر کردم که از این گافها ندادیم محضرتان. شنیده بودیم خیلی دقیقید. بعد با طیب خاطر فرستادم برای آن برادر. به این امید که میرسد دستتان. به این امید که تفقدی میکنید بر سیاهه سربارتان.
دعای ما همیشه مستجاب بود. همیشه جز این بار آخر. این آخرین نامه بسیج امام صادق(ع) در زمان زعامت شما بود. از قضا برای خود شما هم بود. ولی هیچ گاه به دستتان نرسید. مانده روی دستمان. شده است آینه دق ما. بعد از آن دیگر نامه نزدم. اصلا دستم به نامه زدن نمیرود. قرار بود یکشنبه حضورا زیارتتان کنیم. با آن برادرانی که برای شما کتک خورده بودند، سنگ خورده بودند، فحش خورده بودند تا در صحن دانشگاه به شما توهین نشود. آرزوها داشتیم. زور دعایمان نچربید. حیف شد. مرغ از قفس پرید. بعد از سی و اندی سال این یک بار دعای پای نامه ما مستجاب نشد. آن سایه حضرتعالی مستدام نگرفت. نگرفت و قلب همه ما گرفت. حال، دیگر تو در آن حسینیه نمینشینی؛ ما هم. اصلا دیگر آن حسینیه نیست. نتانیاهو خرابش کرد. باکی نیست. حسینیه زیاد ساختند این بچه بسیجیها. دوباره میسازیمش. به شما میرسد آقاجان. آقای شهید بچه جهادیها. نورتان تا ابد تابنده. راهتان پر رهرو. الان دیگر باید از این دعاها بکنیم؟ ما زیاد بلد نیستیم از این دعا قشنگها. فقط همان را بلد بودیم. سایهتان که دیگر از سر ما کم شده ماندهایم چه بگوییم. حلالمان کن. خوب برای تو سربازی نکردیم. خداحافظ امضای منحصر به فرد بسیج امام صادق(ع). باید بعد از تو برای نامههامان فکری کنیم.
_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
امضای همیشه مستجاب
بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) امضا دارد. صرف نظر از اینکه پای نامه اسم چه کسی باشد بعضی بخشهای نامههای ما لا یتغیرند. الباقی هم امضا دارند. مثلا دیدهام که بسیج تهران پای نامههایش میزند یازهرا(س). ما هم از اینها داشتیم. ما دعا میکردیم. دعای ما همیشه مستجاب بود. من هرچه نامه از بسیجمان دیدهام همین بوده. نامههای سید محمدحسین هاشمی را دیدهام؛ عزیز صانعی هم، تا برسد به نوید عمیدی و هادی ژیان تا همین امسال. تا همین سالِ آخر من، تا همین سال آخر تو. همهشان فارغ از اینکه چه کسی امضا کرده، آن پایین و در قسمت امضا همیشه دعای ما، امضای ما یکی بود. مارا به این دعای همیشه مستجابمان میشناختند. حتی اگر سربرگ نامهها حذف میشد یا اسم مسئول بسیج خط میخورد میشد فهمید نامه، نامه بسیج امام صادق(ع) است. ما با هر نامه دعا میکردیم. دعای ما رد خور نداشت. ما بعد از هر جلسه شورا و بعد از هر توسل گاه و بیگاه در قرارگاه امام روح الله(ره)، بعد از اشکهای مخلصانه بسیجیان که برای رفع گرهی در کارهای بسیج توسل کرده بودند و گاه بیهیچ بهانهای، برای سلامتی تو دعا کردیم. نسل اندر نسل. جیل بعد جیل. همه این دعا را نوشتیم و گفتیم، همهاش مستجاب بود.
در تمام این سالها زور دعای ما بسیجیان تو بر همه چیز چربیده بود. ما یقین داشتیم که زور دعای ما از بمبها و جنگندهها بیشتر است. در تمام این سالها بیشتر بود. بیشتر بود که آن رادیو در تابستان 60 تورا از ما نگرفت. و اینهمه «در لباس سربازی» رفتی جبهه و چیزی نشد و اینهمه سال تهدید شدی و باز اتفاقی نیفتاد. اینهمه سال بر تو گذشت و حتی عصایی هم نشدی. هرکه نداند ما که میدانیم آن عصای کذا بیشتر شکل کار بود و محض ابهت. و الا هرگاه این نمک به حرامها شایعه میکردند که خامنهای زمین گیر شده عصا را نمیانداختی کنار و قدم زنان در حسینیه امام سان نمیدیدی. سلامتی تو دعای مستجاب ما بسیجیان بود.
همچنان هم یقین دارم زور دعای بسیجیان مخلص تو از بمبهای نتانیاهو بیشتر است. همچنان هم میگویم سنگر شکنهای ترامپ نمیتوانست خط به دست مجروحت بیاندازد اگر خودت نمیخواستی. من یقین دارم که خودت خواستی. زور دعای بسیجیان تو بر همه چیز میچربید الا دعای خودت. و من هر روزی که میگذرد بیشتر یقین میکنم که خودت خواستی و الا GBU-57 سگ کدام دهات است؟ زور دعای بسیجیان زیاد بود، زور دعای امام بسیجیان بیشتر. حریف دعایت نشدیم.
آخرین نامه ما اما برای خودت بود. خطاب به خودت بود. 6 اسفند نامهای به شماره 44/223/1005234/م نوشتم. با عجله متن را ویراستاری کردم و مهر و امضا زدم. آن برادرمان گفته بود سریع برسانید که مسئله حیاتیست. خواستم ارسال کنم دیدم یک جای کار میلنگد. سایه رهبری مستدام را کردم سایه حضرتعالی مستدام. خداراشکر کردم که از این گافها ندادیم محضرتان. شنیده بودیم خیلی دقیقید. بعد با طیب خاطر فرستادم برای آن برادر. به این امید که میرسد دستتان. به این امید که تفقدی میکنید بر سیاهه سربارتان.
دعای ما همیشه مستجاب بود. همیشه جز این بار آخر. این آخرین نامه بسیج امام صادق(ع) در زمان زعامت شما بود. از قضا برای خود شما هم بود. ولی هیچ گاه به دستتان نرسید. مانده روی دستمان. شده است آینه دق ما. بعد از آن دیگر نامه نزدم. اصلا دستم به نامه زدن نمیرود. قرار بود یکشنبه حضورا زیارتتان کنیم. با آن برادرانی که برای شما کتک خورده بودند، سنگ خورده بودند، فحش خورده بودند تا در صحن دانشگاه به شما توهین نشود. آرزوها داشتیم. زور دعایمان نچربید. حیف شد. مرغ از قفس پرید. بعد از سی و اندی سال این یک بار دعای پای نامه ما مستجاب نشد. آن سایه حضرتعالی مستدام نگرفت. نگرفت و قلب همه ما گرفت. حال، دیگر تو در آن حسینیه نمینشینی؛ ما هم. اصلا دیگر آن حسینیه نیست. نتانیاهو خرابش کرد. باکی نیست. حسینیه زیاد ساختند این بچه بسیجیها. دوباره میسازیمش. به شما میرسد آقاجان. آقای شهید بچه جهادیها. نورتان تا ابد تابنده. راهتان پر رهرو. الان دیگر باید از این دعاها بکنیم؟ ما زیاد بلد نیستیم از این دعا قشنگها. فقط همان را بلد بودیم. سایهتان که دیگر از سر ما کم شده ماندهایم چه بگوییم. حلالمان کن. خوب برای تو سربازی نکردیم. خداحافظ امضای منحصر به فرد بسیج امام صادق(ع). باید بعد از تو برای نامههامان فکری کنیم.
_
۲۰:۲۵
سلامهمزمان با جنگ تحمیلی سوم علیه ملت ایران، با تمام شدن تعطیلات، آموزش دانشگاه دوباره از سر گرفته شده و کلاسها به صورت مجازی دایر شده...اما این موقعیت، سوالی بزرگ را در ذهن به وجود میآورد. حال که شرایط این گونه است و هنوز به کمک دانشجویان در میدانهای مختلف نیاز هست، با توجه به این شرایط و طولانی شدن جنگ تحمیلی، چطور باید این موضوعات را مدیریت کنیم؟ اصلا اولویت با کدام است؟ چطور باید این دو وظیفه مهم را با هم جمع کرد؟
لطفا پاسخ های خود را به شناسه کانال یا ناشناس ما ارسال کنید.
_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
لطفا پاسخ های خود را به شناسه کانال یا ناشناس ما ارسال کنید.
_
۱۱:۲۰
حیات خلوت
سلام همزمان با جنگ تحمیلی سوم علیه ملت ایران، با تمام شدن تعطیلات، آموزش دانشگاه دوباره از سر گرفته شده و کلاسها به صورت مجازی دایر شده... اما این موقعیت، سوالی بزرگ را در ذهن به وجود میآورد. حال که شرایط این گونه است و هنوز به کمک دانشجویان در میدانهای مختلف نیاز هست، با توجه به این شرایط و طولانی شدن جنگ تحمیلی، چطور باید این موضوعات را مدیریت کنیم؟ اصلا اولویت با کدام است؟ چطور باید این دو وظیفه مهم را با هم جمع کرد؟ لطفا پاسخ های خود را به شناسه کانال یا ناشناس ما ارسال کنید. _
حیاتی که برای شما خلوت شده است... @hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما: @hayatkhalvat98
بهترین خط روایتی که برای مواجه با کلاس ها به ذهن حقیر میرسد این است که با اساتید مواجه شویم و مثلاً سر کلاس روش پژوهش بگوییم باز هم میخواهید همان مطالب تکراری را به ما بگویید که نمیشود با آن امت مبعوث را پژوهش کرد؟ حرف از دروسی میخواهید بزنید که مردم در این نزدیک ۴۰ روز خط بطلان محکمی بر روی آن کشیدند؟ این علوم انسانی الکن از بیان و تعریف این مردم است. مگر هدفش این نبود؟ حال چرا زبانش بسته است؟و اگر توجیه کردند این غربیها را میخوانیم تا مقدمه شود برای فهم و خواندن اینها لازم است برای نقد و فلان و فلان.... لبخند ملیحی میزنیم و سری به نشانه تأسف تکان میدهیم! چون دیگر گولشان را نخواهیم خورد. با همین توجیه هنوز هم که هنوز است، ما را پشت دیوار های دژ محکم علوم انسانی اسلامی نگه داشتهاند.یک نکته دیگر... اگر فرض مثال شش ماه درس نخوانیم نه به کسی بر میخورد و نه کسی از جریان علم عقب میافتد. درس امروز در کف خیابان است. نمیخواهم اوقاتتان تلخ شود، اما فرض کنید باز هم جنگ تمام شد و شهید نشدیم، حالا بگویید شهادت برای پیری و از کار افتادگی، اگر جهاد نکردیم چه؟ اگر جانباز نشدیم چه؟هعی...#جهاد_و_درس
_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
_
۱۴:۵۳
اگر خودمون رو جای آموزش دانشگاه بزاریم به درک بهتری از تصمیمات آنها میرسیم بهترین تصمیم شاید همین بود که فضا آموزش رو باز کنند ولی ادامه کار رو به دست استاد و دانشجو بسپارند تا روند رو با درک فضای موجود و وظیفه های مهم تر دانشجویان به جلو ببرند.اما در این بین تصمیم گیری باید با شناخت هر فرد صورت گیرد، یک نسخه جامعی نمیتوان پیچیدوظیفه و دامنه اثرات فعالیت های هر فرد تعیین میکنه چند درصد از فعالیت های خودشو اختصاص به هر بخش کنه(ضریب حضور میدانی ما در این عرصه بالاتر است)
شاید هم اگه خودمون رو بندازیم زیر موشک شهید نباشیم...
#جهاد_و_درس
_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
شاید هم اگه خودمون رو بندازیم زیر موشک شهید نباشیم...
#جهاد_و_درس
_
۱۵:۵۴
#جهاد_و_درس
_
۱۶:۱۷
بنظر میآید لازمه تحصیل آرامش ذهنی و تمرکز باشددر حالی که با توجه به گستردگی جنگ و همچنین فعالیت های مربوط به آن شرایط مناسب برای تحصیل فراهم نیست.اساتید در کلاس تخته سیاه میکنند و دانشجو هیچ نمیفهمد و اگر هم بفهمد زمانی برای مباحثه و تمرین وجود ندارد.باید بین تعطیلی یا برگزاری بیفایده یکی را انتخاب کنیم.
#جهاد_و_درس
_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
#جهاد_و_درس
_
۱۷:۱۵
دانشجویان دانشگاه در دهه ۶۰ وقتی جنگ بود چه میکردند؟ هر آنچه ما شنیدیم این است که از زیر درس در نمیرفتند. سوال شما هم در واقع پاسخش از قبل مشخص است. شما این سوال را میپرسید که درس تعطیل شود. یعنی پاسخش همین است و الا اگر دنبال جمع کردن این دو بودید، سوال نمیکردید.
#جهاد_و_درس
_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
#جهاد_و_درس
_
۱۸:۰۶
قبل از اینکه بخواهم بحث خودم را باز کنم دو مقدمه خدمتتان عرض میکنم:اول- به استناد به حرف یکی از اساتید، کشورهای پیشرفته در دنیا مثل ژاپن، از عمده دلایل موفقیتهایشان این بود که پس از دورههای تغییرات بزرگشان مثل جنگ یا انقلاب، فرماندهان جنگ و یا انقلابشان مسند اداره و حکمرانی کشور را به دست گرفتند و کشور را پیش بردند.
دوم- در کشور ما خلاف این بود. ما یا فرماندهان را خانهنشین کردیم یا نهایتا به ایشان اجازه دادیم که در همان جایگاه فرماندهی نظامی باقی بمانند و وارد عرصه سیاست و اداره عمومی نشوند. در عوض دوران پساجنگ و دوره سازندگی را سپردیم به کسانی که هیچ نقشی در دفاع از این کشور نداشتند و در دوره جنگ به تحصیل در خارج کشور مشغول بودند و مدام نظر میدادند که این فرماندهان نظامی که تحصیلات عالی ندارند و فلان و بهمان. نتیجه آن این فضاحتی است که خودتان در عرصه سیاست، اقتصاد و اداره عمومی شاهد آن هستید.
اما اصل صحبت بنده اینجاست:رفقای عزیز، این جنگ یک روزی تمام میشود. انشاالله که ختم آن به ظهور صاحب الزمان ارواحنا فداه هم باشد. اما نکته اینجاست که خداوند برای ما تعیین تکلیف میکند نه ما برای او. اگر تقدیرمان این باشد که در پایان این جنگ ظهور حضرت رقم نخورد و ما باید دوران پساجنگ را بدون ایشان به پیش ببریم، باید برای آن آماده باشیم.در اینصورت، دوره پساجنگ و سازندگی آغاز میشود: چه بتوانیم غرامت بگیریم و چه نتوانیم، لاجرم احتیاج و نیاز کشور به این سمت میرود که ظرفیت بیشتری برای حضور نیروهای متخصص برای پیشبرد سازندگی فراهم کنند؛ باید آماده باشیم که پیشبرد دوره سازندگی و پساجنگ را مجددا به جریان ذوب شده در غرب نبازیم. چرا که این جریان دائما داعیه این را دارد که ما درس خواندیم و علم آن را داریم و شما یک مشت بسیجی بیسواد هستید که چیزی بلد نیستید. اگر میخواهیم که برای چنین شرایطی آماده باشیم، لازمه آن قدرت پیدا کردن در زمینه علم است. باید آنقدر خوب درسمان را بخوانیم که این جریان را در زمین بازی خودش مغلوب کنیم.
اما پایان پرحرفی بنده اینجا نیست:ما نباید امروز را فدای آینده کنیم. وظیفه ما در شرایط فعلی دفاع از کشورمان است و دهانم بشکند اگر بخواهم بگویم که دفاع از کشور را بیخیال شویم و برویم سراغ درس. حاشا و کلا.من میخواهم بگویم که باید امروز و فردا را با هم نگه داریم. یعنی اگر لازم است روزها درس بخوانیم و شبها جهاد کنیم، یا بالعکس. اگر به درسمان لطمه وارد نمیشود به جهاد بپردازیم و اگر به جهادمان لطمه وارد نمیشود به درسمان بپردازیم.اگر میخواهیم هم این را نگه داریم و هم آن را، باید به خودمان فشار بیاوریم، یعنی اگر شده روزی دو-سه ساعت بخوابیم، یک وعده را کم کنیم یا هرکاری دیگری که فرصت ما را باز میکند که هم درسمان را بخوانیم و هم به جهادمان برسیم را انجام بدهیم، که نه امروز فدای فردا شود و نه فردا را سر ببریم.
بازهم محضر شما بزرگواران عذرمیخواهم که پرگویی شد.حلال بفرمایید.
#جهاد_و_درس
_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
دوم- در کشور ما خلاف این بود. ما یا فرماندهان را خانهنشین کردیم یا نهایتا به ایشان اجازه دادیم که در همان جایگاه فرماندهی نظامی باقی بمانند و وارد عرصه سیاست و اداره عمومی نشوند. در عوض دوران پساجنگ و دوره سازندگی را سپردیم به کسانی که هیچ نقشی در دفاع از این کشور نداشتند و در دوره جنگ به تحصیل در خارج کشور مشغول بودند و مدام نظر میدادند که این فرماندهان نظامی که تحصیلات عالی ندارند و فلان و بهمان. نتیجه آن این فضاحتی است که خودتان در عرصه سیاست، اقتصاد و اداره عمومی شاهد آن هستید.
اما اصل صحبت بنده اینجاست:رفقای عزیز، این جنگ یک روزی تمام میشود. انشاالله که ختم آن به ظهور صاحب الزمان ارواحنا فداه هم باشد. اما نکته اینجاست که خداوند برای ما تعیین تکلیف میکند نه ما برای او. اگر تقدیرمان این باشد که در پایان این جنگ ظهور حضرت رقم نخورد و ما باید دوران پساجنگ را بدون ایشان به پیش ببریم، باید برای آن آماده باشیم.در اینصورت، دوره پساجنگ و سازندگی آغاز میشود: چه بتوانیم غرامت بگیریم و چه نتوانیم، لاجرم احتیاج و نیاز کشور به این سمت میرود که ظرفیت بیشتری برای حضور نیروهای متخصص برای پیشبرد سازندگی فراهم کنند؛ باید آماده باشیم که پیشبرد دوره سازندگی و پساجنگ را مجددا به جریان ذوب شده در غرب نبازیم. چرا که این جریان دائما داعیه این را دارد که ما درس خواندیم و علم آن را داریم و شما یک مشت بسیجی بیسواد هستید که چیزی بلد نیستید. اگر میخواهیم که برای چنین شرایطی آماده باشیم، لازمه آن قدرت پیدا کردن در زمینه علم است. باید آنقدر خوب درسمان را بخوانیم که این جریان را در زمین بازی خودش مغلوب کنیم.
اما پایان پرحرفی بنده اینجا نیست:ما نباید امروز را فدای آینده کنیم. وظیفه ما در شرایط فعلی دفاع از کشورمان است و دهانم بشکند اگر بخواهم بگویم که دفاع از کشور را بیخیال شویم و برویم سراغ درس. حاشا و کلا.من میخواهم بگویم که باید امروز و فردا را با هم نگه داریم. یعنی اگر لازم است روزها درس بخوانیم و شبها جهاد کنیم، یا بالعکس. اگر به درسمان لطمه وارد نمیشود به جهاد بپردازیم و اگر به جهادمان لطمه وارد نمیشود به درسمان بپردازیم.اگر میخواهیم هم این را نگه داریم و هم آن را، باید به خودمان فشار بیاوریم، یعنی اگر شده روزی دو-سه ساعت بخوابیم، یک وعده را کم کنیم یا هرکاری دیگری که فرصت ما را باز میکند که هم درسمان را بخوانیم و هم به جهادمان برسیم را انجام بدهیم، که نه امروز فدای فردا شود و نه فردا را سر ببریم.
بازهم محضر شما بزرگواران عذرمیخواهم که پرگویی شد.حلال بفرمایید.
#جهاد_و_درس
_
۵:۰۵
به نظر بنده ممکنه هر دو را در کنار هم جمع کرد.اما در کل هردو مهم و موثرند و وظیفه یک دانشجوی هدفمند هم حضور در میدان و هم درس خواندن است.تعطیلی درس به نظر فقط اتلاف فرصت ها و وقت هاست.طبعا یک فرد به جز ۸ ساعت خواب بقیه ساعات را در میدان حضور ندارد.چه بسا درس خواندن هم حضور در میدان علم است.
#جهاد_و_درس_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
#جهاد_و_درس_
۵:۱۹
سلام علیکمیک زمانی خدمت رهبر انقلاب عرض شد:آقا ما باید هم درس بخوانیم، هم کار کنیم، هم زن و بچه و پدر و مادر داریم، هم اخبار سیاست و مسئولان را پیگیری کنیم و بر مسئولان نظارت کنیم، هم در میدان حاضر باشیم، هم کار فرهنگی و تبلیغی و جهاد تبیین کنیم، هم وزش کنیم، هم اردوی جهادی برویم و... واقعا وقت نمیکنیم نمی رسیم...چه کار کنیم؟؟؟
ایشون فقط فرموده بودند: " جنگ است دیگر."
بله جنگ است و ما باید جهاد کنیم و دو سه برابر تلاش کنیم، نه اینکه یکی را فدای دیگری کنیم، نه اینکه دنبال آرامش خیال خودمان باشیم... . همه اش وظیفه است، همه اش باهم.
#جهاد_و_درس_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
ایشون فقط فرموده بودند: " جنگ است دیگر."
بله جنگ است و ما باید جهاد کنیم و دو سه برابر تلاش کنیم، نه اینکه یکی را فدای دیگری کنیم، نه اینکه دنبال آرامش خیال خودمان باشیم... . همه اش وظیفه است، همه اش باهم.
#جهاد_و_درس_
۵:۳۴
برای مبحثی که مطرح شده چندتا نکته رو باید در نظر بگیریم۱. نمیدونم شما عکس شهید تنگسیری در حال آزمون دادن رو دیدید یا نه، ایشون جزو فرمانده های اصلی سپاه بودن ولی درس رو ترک نکردن۲. در زمان دفاع مقدس ما میبینیم در خاطرات رزمندگان که کلاس برگزار میشده در جبهه و حتی امتحان میدادن۳. در زمان جنگ ۸ ساله آیت الله مصباح (ره) به عده ای از رزمندهها میگفتن که وقتی از جبهه برگشتید درس رو رها نکنید. و تازه پیشنهاد میدادن که یه بازه هایی شما برو درست رو بخون و دوستت بیاد جبهه، و بعد جابجا بشید باهم! ولی پیوسته میدان درس رو وسط میدان جنگ حفظ کنید. چرا آقای مصباح (ره) اینقدر تأکید داشت؟۴. همونطور که در زمان اغتشاشات بچه های دانشگاه ما بیشتر از بقیه دانشگاه ها به دلیل حاشیه های کمتر بهتر میتونستن درس بخونن، الان هم همینه! من خودم این تجربه رو در شهادت شهید رئیسی پیدا کردم اینه که در حالیکه ما به علت حال بد یا هرچی داریم درس نمیخونیم اونها یه عالمه دارن میخونن و اونها کی هستن؟ همون هایی که کشور ما براشون حتی ذره ای اهمیت نداره وگرنه از ترامپ درخواست جنگ و بمباران نمیکردن افرادی دارن صد خودشون رو میزارن که تنها هدفشون ترک این کشوره۵. علاوه بر همه اینها وضعیت در همه شهر ها یکسان نیست و دوستانی که در تهران نیستن شاید هیچکار مفیدی بجز درس و دعا و فعالیت های میدانی نتونن انجام بدن که مهمترینش درسه
بنظر بنده روش آیتالله مصباح خیلی روش خوبیه که عملی بشه در تهران و شهرهایی که درگیری زیاده و بقیه دوستان درسشون رو بخونند و درکنارش در تایم استراحت اون کارها رو انجام بدن
#جهاد_و_درس_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
بنظر بنده روش آیتالله مصباح خیلی روش خوبیه که عملی بشه در تهران و شهرهایی که درگیری زیاده و بقیه دوستان درسشون رو بخونند و درکنارش در تایم استراحت اون کارها رو انجام بدن
#جهاد_و_درس_
۷:۰۱
در شرایط فعلی باید جمع هر دو را داشت. با توجه به شرایط کشور که استاد و دانشجویان هر کدام در حیطه ای مشغول جهاد و تلاش هستند و... تعیین یک زمان مشخص برای کلاسها، برگزاری آن ها را با دشواری مواجه می کند.این که کلاس ها آفلاین باشه کمک میکنه تا استاد در زمانی که فرصت داره محتوا رو تولید کند و دانشجویان هم در زمان مناسب از آن محتوا استفاده کنند.البته به اختصار، کوتاه و مفید بودن محتوا باید توجه شود تا استاد و دانشجویان به جای ساعت کلاس، ساعت ها مشغول محتوای آفلاین نباشند.
#جهاد_و_درس_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
#جهاد_و_درس_
۸:۵۹
سلام در رابطه با کلاس ها خوبه به بچه ها اعتماد بشه یعنی اگر تونستن باشن و اگر نتونستن چوبی بالاسرشون نباشه چون در شهر های مختلف وضعیت های مختلف و کار های مختلف برا رفقا هست
بقولی پیام حاج آقا کاشانی هم خوب بود در این رابطه
#جهاد_و_درس_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
بقولی پیام حاج آقا کاشانی هم خوب بود در این رابطه
#جهاد_و_درس_
۹:۲۰
ما این داستان ها که از دانشگاه شنیدیم و می بالیم به آنها اکثرا مربوط به کد ۶۰ هستند. دهه ۶۰ دهه جنگ بوده! اصلاً دانشگاه در وسط جنگ تأسیس شده. و بنظرم میرسد همان عاملی که آن داستان های عجیب را رقم زده همین درس خواندن در وسط جنگ است. وقتی جهاد به عینی ترین شکل ممکن وجود داشته باشد متذکر میشود که انسان باید همه ی زندگیش جهادی باشد و اینگونه شد که کد ۶۰ جهادی درس میخواند و نمیگذاشت چراغ پیستک خاموش شود.اینکه ما فکر کنیم از درس خواندن جهاد در نمیآید یعنی ما مأموریت مان را نفهمیدیم.فردای این جنگ گردن ماست.
#جهاد_و_درس_
حیاتی که برای شما خلوت شده است...@hayatkhalvat
پل ارتباطی شما با ما:@hayatkhalvat98
#جهاد_و_درس_
۱۰:۳۷