بسیار مهم
بررسی سه روایت معارض:
روایت اول: امام صادق علیه السلام فرمود: «همانا ماهی که گفته میشود ناقص نمیگردد -یعنی ذو القعده- در بین ماه های سال ماهی ناقص تر از آن نیست.» (التهذيب ۴- ۱۷۵- ۴۸۶ و الاستبصار ۲- ۷۱- ۲۱۹)
🪶بیان:✓این روایت به ظاهر با روایات پیش گفته تعارض دارد. همانطور که در ابتدای مطالب گفته شد ائمه علیهم السلام فرمودند در حین تعارض روایات آن روایتی که موافق با قرآن است را بگیرید و دیگری را کنار بگذارید. آیا واضح نیست که کدام روایت موافق با قرآن است؟ ✓هرچند به عقیدهی ما اصلاً تعارضی در کار نیست؛ زیرا این روایت خبر از واقع میدهد که ذوالقعده ناقص ترین ماه است؛ یعنی اگر از هلال نوی ذوالقعده تا هلال نوی ماه بعد بشمریم در بیشتر سالها فاصله ی این دو هلال نو، ۲۹ روز خواهد بود و به ۳۰ روز نمیرسد ولی روایات پیش گفته فرمودند که «ذوالقعده همیشه تام و ۳۰ روزه است»، که با توجه به نکته ای که در پایان، در فهم این روایات عرض شد منظور از آن یعنی: «ذوالقعده همیشه باید تام و ۳۰ روزه حساب شود و نباید ناقص محسوب گردد» یعنی قرارداد خداوند این چنین است و ما مکلف به این هستیم که ذوالقعده را ۳۰ روزه حساب کنیم و در تقویم، آن را ۳۰ روزه بنویسیم هر چند میدانیم در بین ماه های سال هیچ ماهی بیشتر از ذوالقعده ۲۹ روزه نمیشود؛ یعنی تعداد سالهایی که ذوالقعده در آن، ۲۹ روزه میشود از باقی ماهها بیشتر است. با این وجود ما مکلف هستیم که آن را ۳۰ روزه بگیریم. در واقع می توان گفت که این روایت برای فهم این نکته ایراد شده است که انجام تکالیف و اعمال شرعیِ هر ماه متوقف بر عمر هلال هر ماه نیست بلکه وابسته به حکم و قرارداد خداوند است که نسخه ای منظم و گرد شده از واقع است. البته در تمام تقویم ها برای نظم دهی به ماه ها از قراردادهایی استفاده میکنند که نسخه ای گرد شده از واقعیت است مانند قرارداد کبیسه در سال شمسی. لکن خداوند هم، برای ماه های قمری قرارداد خودش را دارد و آن، ۳۰ روزه بودن ابدی ماه رمضان و ذوالقعده و ۲۹ روزه بودن ابدی ماه شعبان، و شمارش یک در میان ماه های قمری به شکل ۳۰ روزه و ۲۹ روزه است به جز ماه ناقصی که در سال کبیسه ۳۰ روزه قرارداد میشود.
روایت دوم: محمد گفت از امام رضا علیه السلام دربارهی روزی که در آن شک میشود و معلوم نمیشود آیا آن روز از ماه رمضان است یا از ماه شعبان پرسیدم پس حضرت فرمود: «ماه رمضان ماهی از ماههاست آنچه از تام بودن و ناقص بودن به ماهها اصابت میکند به آن هم اصابت میکند. پس با رؤیت روزه بگیرید و با رؤیت افطار کنید و اینکه یک نفر آن را با روزهی یک روز مقدم کند مرا متعجب نمیسازد.» (التهذيب ۴- ۱۶۶- ۴۷۴)
🪶بیان:✓قسمت اول این روایت هم مانند روایت قبلی خبر از واقع میدهد نه تکلیف شرعی؛ پس موضوع آن با روایات پیشین یکی نبوده و شرط تعارض را ندارد پس در نتیجه تعارضی در کار نیست. یعنی هر چند عمر هلال های ماه رمضان در عالم واقع گاهی به ۳۰ روز نرسد اما قرارداد خداوند این است که آن را ۳۰ روزه ادا کنیم و ۳۰ روزه به حساب آوریم. البته اینکه حضرت با بیان این واقعیت، حکم به روزه و فطر گرفتن بر اساس رؤیت میکنند قطعاً تقیه است که بخشی از ادله ی تقیه بودن حکم به رؤیت عرض شد و در بخش های بعدی ادله ی بیشتری نیز نشان داده میشود. ✓اگر فرض بگیریم که این روایت واقعاً با روایات پیش گفته منافات داشته باشد باید به روایات پیش گفته عمل شود؛ زیرا آنها حاوی قسمهای اکید و صراحت بیان و استنادات فراوان به قرآن بوده و از محکمات است و مخالف عملِ مردمانِ زمان ائمه علیهم السلام بوده که فرمودند «این مردم هرگز موفق به روزه و عید فطر صحیح نمیشوند» ولی این روایت موافق با آنان بوده و در آن تقیه است و باید رها شود.
ادامه دارد…
بازگشت به فهرست مطالب
#فقه #احکام #فروع_دین #اصول_فقه #تأویل_احادیث #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
@Hekmateshiei
روایت اول: امام صادق علیه السلام فرمود: «همانا ماهی که گفته میشود ناقص نمیگردد -یعنی ذو القعده- در بین ماه های سال ماهی ناقص تر از آن نیست.» (التهذيب ۴- ۱۷۵- ۴۸۶ و الاستبصار ۲- ۷۱- ۲۱۹)
🪶بیان:✓این روایت به ظاهر با روایات پیش گفته تعارض دارد. همانطور که در ابتدای مطالب گفته شد ائمه علیهم السلام فرمودند در حین تعارض روایات آن روایتی که موافق با قرآن است را بگیرید و دیگری را کنار بگذارید. آیا واضح نیست که کدام روایت موافق با قرآن است؟ ✓هرچند به عقیدهی ما اصلاً تعارضی در کار نیست؛ زیرا این روایت خبر از واقع میدهد که ذوالقعده ناقص ترین ماه است؛ یعنی اگر از هلال نوی ذوالقعده تا هلال نوی ماه بعد بشمریم در بیشتر سالها فاصله ی این دو هلال نو، ۲۹ روز خواهد بود و به ۳۰ روز نمیرسد ولی روایات پیش گفته فرمودند که «ذوالقعده همیشه تام و ۳۰ روزه است»، که با توجه به نکته ای که در پایان، در فهم این روایات عرض شد منظور از آن یعنی: «ذوالقعده همیشه باید تام و ۳۰ روزه حساب شود و نباید ناقص محسوب گردد» یعنی قرارداد خداوند این چنین است و ما مکلف به این هستیم که ذوالقعده را ۳۰ روزه حساب کنیم و در تقویم، آن را ۳۰ روزه بنویسیم هر چند میدانیم در بین ماه های سال هیچ ماهی بیشتر از ذوالقعده ۲۹ روزه نمیشود؛ یعنی تعداد سالهایی که ذوالقعده در آن، ۲۹ روزه میشود از باقی ماهها بیشتر است. با این وجود ما مکلف هستیم که آن را ۳۰ روزه بگیریم. در واقع می توان گفت که این روایت برای فهم این نکته ایراد شده است که انجام تکالیف و اعمال شرعیِ هر ماه متوقف بر عمر هلال هر ماه نیست بلکه وابسته به حکم و قرارداد خداوند است که نسخه ای منظم و گرد شده از واقع است. البته در تمام تقویم ها برای نظم دهی به ماه ها از قراردادهایی استفاده میکنند که نسخه ای گرد شده از واقعیت است مانند قرارداد کبیسه در سال شمسی. لکن خداوند هم، برای ماه های قمری قرارداد خودش را دارد و آن، ۳۰ روزه بودن ابدی ماه رمضان و ذوالقعده و ۲۹ روزه بودن ابدی ماه شعبان، و شمارش یک در میان ماه های قمری به شکل ۳۰ روزه و ۲۹ روزه است به جز ماه ناقصی که در سال کبیسه ۳۰ روزه قرارداد میشود.
روایت دوم: محمد گفت از امام رضا علیه السلام دربارهی روزی که در آن شک میشود و معلوم نمیشود آیا آن روز از ماه رمضان است یا از ماه شعبان پرسیدم پس حضرت فرمود: «ماه رمضان ماهی از ماههاست آنچه از تام بودن و ناقص بودن به ماهها اصابت میکند به آن هم اصابت میکند. پس با رؤیت روزه بگیرید و با رؤیت افطار کنید و اینکه یک نفر آن را با روزهی یک روز مقدم کند مرا متعجب نمیسازد.» (التهذيب ۴- ۱۶۶- ۴۷۴)
🪶بیان:✓قسمت اول این روایت هم مانند روایت قبلی خبر از واقع میدهد نه تکلیف شرعی؛ پس موضوع آن با روایات پیشین یکی نبوده و شرط تعارض را ندارد پس در نتیجه تعارضی در کار نیست. یعنی هر چند عمر هلال های ماه رمضان در عالم واقع گاهی به ۳۰ روز نرسد اما قرارداد خداوند این است که آن را ۳۰ روزه ادا کنیم و ۳۰ روزه به حساب آوریم. البته اینکه حضرت با بیان این واقعیت، حکم به روزه و فطر گرفتن بر اساس رؤیت میکنند قطعاً تقیه است که بخشی از ادله ی تقیه بودن حکم به رؤیت عرض شد و در بخش های بعدی ادله ی بیشتری نیز نشان داده میشود. ✓اگر فرض بگیریم که این روایت واقعاً با روایات پیش گفته منافات داشته باشد باید به روایات پیش گفته عمل شود؛ زیرا آنها حاوی قسمهای اکید و صراحت بیان و استنادات فراوان به قرآن بوده و از محکمات است و مخالف عملِ مردمانِ زمان ائمه علیهم السلام بوده که فرمودند «این مردم هرگز موفق به روزه و عید فطر صحیح نمیشوند» ولی این روایت موافق با آنان بوده و در آن تقیه است و باید رها شود.
ادامه دارد…
بازگشت به فهرست مطالب
#فقه #احکام #فروع_دین #اصول_فقه #تأویل_احادیث #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
@Hekmateshiei
۱۶:۰۹