دینپژوهی
روایاتی که ائمه علیهم السلام با استناد به آیات قرآن، سال را ۳۵۴ روز و ماه رمضان را گاهی با قسم و گاهی بدون قسم، الی الابد ۳۰ روز و باقی ماهها را یک در میان ۲۹ و ۳۰ روز میدانند: روایت شانزدهم: امام صادق علیه السلام فرمود: «همانا خداوند تبارک و تعالی دنیا را در شش روز آفرید سپس آن شش روز را از ایام سال (در شمارش) کم کرد و سال ۳۵۴ روز شد. شعبان که هرگز تام نمیشود و رمضان که به خدا قسم هرگز ناقص نمیشود و امر واجب ناقص نمیشود. همانا خداوند عز و جل میفرماید: ※و باید مدت را کامل کنید※[۱] و شوال ۲۹ روز است و ذوالقعده ۳۰ روز است. خداوند عز و جل میفرماید: ※و موسی را ۳۰ روز وعده دادیم و آن را با ۱۰ روز تمام کردیم پس میقات پروردگارش را ۴۰ شبه تمام کرد※[۲] و ذوالحجه ۲۹ روز است و محرم ۳۰ روز است سپس ماه های بعد از آن یک ماه تام و یک ماه ناقص است» (کافی ۴- ۷۸ و التهذيب ۴- ۱۷۲ و الاستبصار ۲- ۶۸) 🪶بیان: ✓این روایت بسیار کلیدی و اساسی است و در آن به چند آیه از قرآن اشاره شده که حضرت دوتا از آنها را قرائت کردند. ولی آیات فراوانی که خلقت آسمانها و زمین را شش روز میداند قرائت نکردند. ✓از بین آیات اشاره شده آیه صریح دربارهی ۳۰ روزه بودن ماه رمضان آیه ۱۸۵ بقره است که خوب است متن کامل آیه را ببینیم: ※شَهْرُ رَمَضَانَ ٱلَّذِى أُنزِلَ فِيهِ ٱلْقُرْءَانُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَٰتٍ مِّنَ ٱلْهُدَىٰ وَٱلْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ ٱلشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّن أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ ٱللَّهُ بِكُمُ ٱلْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ ٱلْعُسْرَ وَلِتُكمِلُوا ٱلْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَىٰكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشكُرُونَ※ ※ماه رمضان، که در آن قرآنِ هدایتگر مردم و بیان کنندهی راه های هدایت و جداکننده (حق از باطل)، نازل شده است. پس هر کس از شما که این ماه را دریابد، باید آن را روزه بگیرد. و هر کس که بیمار یا در سفر باشد، پس به همان تعداد از روزهای دیگر. خدا برای شما آسانی خواسته و برایتان سختی نخواسته و باید مدت را کامل کنید. و خدا را به خاطر هدایت شدنتان بزرگ بشمارید و شاید که شما شکر گذار باشید※ ✓همانطور که کاملاً پیداست دستور به کامل کردن مدت که حضرت آن را به ۳۰ روزه بودن ماه رمضان تفسیر کردند در کنار دستوراتی است که همه واجب عینی است و قاعدتاً به خاطر وحدت سیاق جمله، باید ۳۰ روز روزه گرفتن در هر ماه رمضان هم واجب عینی باشد همانطور که حضرت فرمود: و امر واجب ناقص نمیشود. ✓این بخش از آیه که فرمود: «پس هر کس از شما که شاهد این ماه بود، باید آن را روزه بگیرد» دومین دلیل اصحاب الرؤیة از قرآن است که میگویند: «شاهد بودن یعنی دیدن ماه»! که در بخش آیات به طور کامل به این ادعا پاسخ گفتیم. روایت هفدهم: امام صادق علیه السلام فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله روزه نگرفت مگر تام. و واجبات ناقص نمیشوند. همانا خداوند تعالی سال را ۳۶۰ روز آفرید و آسمان ها و زمین را در ۶ روز خلق کرد. سپس آن ۶ روز را از ۳۶۰ روز کم کرد پس سال ۳۵۴ روز شد و ماه رمضان ۳۰ روز است» (من لایحضره الفقيه ۲- ۱۷۰- ۲۰۴۲ و التهذيب ۴- ۱۷۱- ۴۸۴ و الاستبصار ۲- ۶۸- ۲۱۷ و معاني الأخبار- ۳۸۲- ۱۴) 🪶بیان: ✓علی رغم صراحت این روایات و استناد آن به آیات بعضی این آیات و روایات را توجیه بسیار ناپسندی کردند تا جایی که ابوریحان بیرونی این روایات را کذب و باطل میداند! (و أما تعلیل الأیام السنة بهذه العلة فتعلیل رکیک یکذب الروایة و تبطل له صحتها... یعنی: و اما علت آوردن برای ایام سال به این علت (که در روایت آمده)، پس علت آوردنی رکیک است که روایت را تکذیب کرده و صحت آن را باطل میسازد!...: بحارالانوار ج ۵۵، ص ۳۵۶) ✓پاسخ ایشان نیز روشن است و آن اینکه اتفاقاً همانطور که جنین ۹ ماه در شکم میماند تا کامل گردد و سپس متولد شود و سن او را از زمان تولدش حساب میکنند و نه از زمان انعقاد نطفه، لذا چنانچه تکامل خلقت دنیا ۶ روز طول بکشد پس آغاز سال را از روزی که خلقت تکمیل شده حساب میکنند و نه از روزی که شروع شده. و این نه تنها صحت روایت را باطل نمیکند بلکه به آن قوت میبخشد. ✓و بسیار عجیب است که علامه مجلسی با اینکه تمام روایات کتب اربعه را حجت و مورد عمل میداند (ملاذ الاخیار، ج ۱، ص ۲۷) اما اینجا متعرضِ تاختن جناب بیرونی بر دو روایتی که در کل آن کتب آمده نمیشود بلکه قول او را به منظور تأیید کلامش در رد بر اصحاب عدد نقل کرده است! ✓همچنین شیخ مفید نیز با دلیلهای مختلف، ۳۰ روزه بودن ماه رمضان را جعل و دروغ میداند که مختصراً پاسخ اشکالات ایشان را در بخش ششم خواهیم داد. ادامه دارد… بازگشت به فهرست مطالب #فقه #احکام #فروع_دین #اصول_فقه @Hekmateshiei
بسیار مهم
نکتهای اساسی در فهم این روایات:
🪶از جمله استعمالات رایج در روایات اهل بیت علیهم السلام این است که برای تاکید در معنای نهی، از صیغهی نفی و برای تاکید در معنای امر، از صیغه ی مضارع استفاده میکنند. مثلا میفرمایند: لا تعاد الصلاة الا من خمسة: یعنی نمار به جز از پنج چیز اعاده نمیشود. مسلم است که منظور حضرت، إخبار از واقع و عمل بندگان و آنچه در عالم رخ میدهد نیست بلکه منظورشان از «اعاده نمیشود» یعنی «نباید اعاده شود» نه اینکه هیچ کس آن را اعاده نمیکند. در اینجا برای تاکید در معنای نهی، از صیغهی نفی استفاده شده. مثال دیگر: لا یتقی من الخمر: از شراب تقیه نمیشود. یعنی «نباید بشود» چون پر واضح است که بعضی ها ممکن است از شراب تقیه کنند و در حالت تقیه آن را بنوشند اما معنای این سخن امام آن است که «نباید چنین شود» نه اینکه اصلاً چنین چیزی رخ نمیدهد. مانند آنکه پدری برای تنبیه فرزند خود به او میگوید: امشب سر و صدا نمیکنی زود هم میگیری میخوابی ساعت ۱۰ هم تلویزیون را خاموش میکنی. روشن است که معنای این سخن إخبار از آینده نیست بلکه منظور او این است که نباید این کارها را بکنی اما برای تاکید در معنا، آن را به شکل مضارع استعمال میکند. کأن که وقوع آن را به خاطر عدم جرأت بر تخطی، مسلم و حتمی میداند. روایات فوق نیز از همین قبیل است. آنجا که فرمودند «ماه رمضان هرگز ناقص نشد و نمیشود و تا ابد ناقص نخواهد شد» یعنی «نباید بشود» نه اینکه در عالم واقع هم ناقص نمیشود. بهترین دلیل بر این مطلب استناد امام به فعل رسول خدا صلی الله علیه و آله است؛ یعنی چون ایشان آن را ناقص نگرفت پس نباید ناقص گرفته شود. همچنین است برای ماه ذوالقعده که استناد حضرت به فعل حضرت موسی علیه السلام است؛ یعنی چون ایشان آن را ناقص محسوب نکرد نباید این ماه ناقص حساب شود، چون فعل ایشان بیانگر تکلیف به قرارداد خداوند برای این ماه است؛ یعنی خداوند برای ماه رمضان و ذوالقعده از آغاز خلقت اینگونه قرارداد کرده است که هرگز ناقص حساب نشود. به بیان دیگر در تقویم خداوند ماه رمضان همیشه ۳۰ روزه نوشته شده است و همه موظفند تا ابد آن را ۳۰ روزه قرارداد کرده و ۳۰ روزه به حساب آورند. و معنای «ما نقص و لا ینقص» همین است نه اینکه در واقع هم، ناقص نشده یا نمیشود. درست مانند «لا تعاد الصلاة الا من خمسة» و «لا یتقی من الخمر» و استعمالهایی مانند این که فراوان در لسان دیده میشود. دلیل دیگر آن این است که بلافاصله فرمود: «و امر واجب ناقص نمیشود» یعنی روزه نباید ناقص و ۲۹ روزه باشد. یعنی صحبت درباره «تکلیف» است نه «واقع». پس معلوم میشود منظور از ناقص نشدن ماه رمضان، ناقص ندانستن آن توسط خدا و انبیاء و ائمه و بالتبع، ناقص روزه نگرفتن آن است. پس این روایات، إخبار از واقع نیست بلکه تکلیف و وظیفه واجب بندگان را بیان میکند و نشان میدهد که در تقویم خداوند چه قراردادهایی وجود دارد و ما مکلف و موظف به چه چیزی هستیم.
🪶اکنون با این بیان به بررسی چند روایت معارض با روایات فوق میپردازیم.
ادامه دارد…
🪶سیّد محمّد جواد موسوے
بازگشت به فهرست مطالب
#فقه #احکام #فروع_دین #اصول_فقه #تأویل_احادیث #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
@Hekmateshiei
🪶از جمله استعمالات رایج در روایات اهل بیت علیهم السلام این است که برای تاکید در معنای نهی، از صیغهی نفی و برای تاکید در معنای امر، از صیغه ی مضارع استفاده میکنند. مثلا میفرمایند: لا تعاد الصلاة الا من خمسة: یعنی نمار به جز از پنج چیز اعاده نمیشود. مسلم است که منظور حضرت، إخبار از واقع و عمل بندگان و آنچه در عالم رخ میدهد نیست بلکه منظورشان از «اعاده نمیشود» یعنی «نباید اعاده شود» نه اینکه هیچ کس آن را اعاده نمیکند. در اینجا برای تاکید در معنای نهی، از صیغهی نفی استفاده شده. مثال دیگر: لا یتقی من الخمر: از شراب تقیه نمیشود. یعنی «نباید بشود» چون پر واضح است که بعضی ها ممکن است از شراب تقیه کنند و در حالت تقیه آن را بنوشند اما معنای این سخن امام آن است که «نباید چنین شود» نه اینکه اصلاً چنین چیزی رخ نمیدهد. مانند آنکه پدری برای تنبیه فرزند خود به او میگوید: امشب سر و صدا نمیکنی زود هم میگیری میخوابی ساعت ۱۰ هم تلویزیون را خاموش میکنی. روشن است که معنای این سخن إخبار از آینده نیست بلکه منظور او این است که نباید این کارها را بکنی اما برای تاکید در معنا، آن را به شکل مضارع استعمال میکند. کأن که وقوع آن را به خاطر عدم جرأت بر تخطی، مسلم و حتمی میداند. روایات فوق نیز از همین قبیل است. آنجا که فرمودند «ماه رمضان هرگز ناقص نشد و نمیشود و تا ابد ناقص نخواهد شد» یعنی «نباید بشود» نه اینکه در عالم واقع هم ناقص نمیشود. بهترین دلیل بر این مطلب استناد امام به فعل رسول خدا صلی الله علیه و آله است؛ یعنی چون ایشان آن را ناقص نگرفت پس نباید ناقص گرفته شود. همچنین است برای ماه ذوالقعده که استناد حضرت به فعل حضرت موسی علیه السلام است؛ یعنی چون ایشان آن را ناقص محسوب نکرد نباید این ماه ناقص حساب شود، چون فعل ایشان بیانگر تکلیف به قرارداد خداوند برای این ماه است؛ یعنی خداوند برای ماه رمضان و ذوالقعده از آغاز خلقت اینگونه قرارداد کرده است که هرگز ناقص حساب نشود. به بیان دیگر در تقویم خداوند ماه رمضان همیشه ۳۰ روزه نوشته شده است و همه موظفند تا ابد آن را ۳۰ روزه قرارداد کرده و ۳۰ روزه به حساب آورند. و معنای «ما نقص و لا ینقص» همین است نه اینکه در واقع هم، ناقص نشده یا نمیشود. درست مانند «لا تعاد الصلاة الا من خمسة» و «لا یتقی من الخمر» و استعمالهایی مانند این که فراوان در لسان دیده میشود. دلیل دیگر آن این است که بلافاصله فرمود: «و امر واجب ناقص نمیشود» یعنی روزه نباید ناقص و ۲۹ روزه باشد. یعنی صحبت درباره «تکلیف» است نه «واقع». پس معلوم میشود منظور از ناقص نشدن ماه رمضان، ناقص ندانستن آن توسط خدا و انبیاء و ائمه و بالتبع، ناقص روزه نگرفتن آن است. پس این روایات، إخبار از واقع نیست بلکه تکلیف و وظیفه واجب بندگان را بیان میکند و نشان میدهد که در تقویم خداوند چه قراردادهایی وجود دارد و ما مکلف و موظف به چه چیزی هستیم.
🪶اکنون با این بیان به بررسی چند روایت معارض با روایات فوق میپردازیم.
ادامه دارد…
🪶سیّد محمّد جواد موسوے
بازگشت به فهرست مطالب
#فقه #احکام #فروع_دین #اصول_فقه #تأویل_احادیث #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
@Hekmateshiei
۱۰:۲۶