بله | کانال گام به گام با حکمتهای نهج البلاغه برای کسب سعادت
عکس پروفایل گام به گام با حکمتهای نهج البلاغه برای کسب سعادتگ

گام به گام با حکمتهای نهج البلاغه برای کسب سعادت

۱۵۰ عضو
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
سوال
مفهوم کلی حکمت ۲۷ چیست

۱- تقویت استقامت تا جایی که به خودآسیب نزند

۲- دوری از سستی و تنبلی تا جایی که ناتوانی غالب نشده

۳- توجه به نشاط و شادی در هرحال

۴- وهمهی موارد
.


undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedhttps://ble.ir/hekmatha110

۴:۴۳

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedبسم الله الرحمن الرحیم
حکمت ۲۸
مولای متقیان حضرت على (علیه السلام ) فرمودند : برترین زهد ، پنهان کردن آن است.
الحکمة ۲۸قال عليه السلام : أَفْضَلُ الزُّهْدِ إِخْفَاءُ الزُّهْدِ.
saying 28Imam Ali ibn Abu Talib (PBUH) said the following: The best part of asceticism is to conceal it.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedhttps://ble.ir/hekmatha110

۱۸:۴۶

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

بسم الله الرحمن الرحیم‌
ترجمه و شرح حکمت 28 نهج البلاغه: زهد واقعی


وَ قَالَ (علیه السلام): أَفْضَلُ الزُّهْدِ، إِخْفَاءُ الزُّهْدِ.

و فرمود (ع): برترين پارساييها آن است كه در نهان باشد. برترين زهد:مولای متقیان امیر مومنان حضرت امام امام علی (علیه السلام) در این گفتار حکیمانه و گهربارش مى فرماید:
«برترین نوع پارسایى مخفى داشتن پارسایى است»; (أَفْضَلُ الزُّهْدِ إِخْفَاءُ الزُّهْدِ).این سخن اشاره به برنامه اى است که زاهدان ریایى در آن عصر و این عصر براى جلب قلوب مردم انتخاب مى کردند
; لباس هاى ساده و مندرس و گاه از کرباس و خانه اى محقر و طعامى بسیار ساده براى خود برمى گزیدند تا مردم به آنها اقبال کنند و گاه آنها را مستجاب الدعوه پندارند و از این طریق مقامى در اجتماع پیدا کنند و یا اموالى را پنهانى گرد مى آوردند. بسیار مى شد که زندگانى درونى و بیرونى آنها با هم بسیار متفاوت بود و با توجه به این که ریاکارى نوعى شرک و خودپرستى است آنها گرچه ظاهرا زاهد ولى در باطن مشرک بودند و گاه سرچشمه خطراتى براى جامعه مى شدند.
زاهد واقعى آن کس نیست که به سراغ دنیا رفته، ولى چون آن را به چنگ نیاورده ناچار لباس زهد به خود پوشیده است.
زاهد واقعى کسى است که دنیا به سراغش آمده و او آن را نپذیرفته و زندگى زاهدانه را بر نعیم دنیا ترجیح داده است.
همان گونه که امیر مؤمنان على(علیه السلام) در خطبه 32 از خطب نهج البلاغه مى فرماید:
«وَمِنْهُمْ مَنْ أَبْعَدَهُ عَنْ طَلَبِ الْمُلْکِ ضُئُولَةُ نَفْسِهِ وَانْقِطَاعُ سَبَبِهِ فَقَصَرَتْهُ الْحَالُ عَلَى حَالِهِ فَتَحَلَّى بِاسْمِ الْقَنَاعَةِ وَتَزَیَّنَ بِلِبَاسِ أَهْلِ الزَّهَادَةِ وَلَیْسَ مِنْ ذَلِکَ فِی مَرَاح وَلاَ مَغْدًى;
بعضى از آنها کسانى هستند که ناتوانى اشان آنها را از رسیدن به جاه و مقام بازداشته و دستشان از همه جا کوتاه شده آنگاه خود را به زیور قناعت آراسته و به لباس زاهدان زینت بخشیده اند در حالى که در هیچ زمان نه در شب و نه در روز در سلک زاهدان راستین نبوده اند».بسیارى از بنیان گذاران مذاهب باطله نیز در سلک همین زاهدان ریایى بودند.به تعبیرى دیگر: زاهد کسى است که وابسته به دنیا و اسیر آن نباشد نه آن کس که دستش از همه چیز تهى است. همان گونه که امیر مؤمنان على(علیه السلام) در تفسیر زهد از آیه شریفه (لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى مَا فَاتَکُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ)استفاده ک

۱۹:۳۴

استفاده کرده است و مى فرماید: «تمام زهد در دو جمله از قرآن آمده است، خداوند سبحان مى فرماید: بر گذشته تأسف نخورید و نسبت به آنچه به شما داده است دلبند و شاد نباشید».مولای متقیان امامعلی (علیه السلام) در روایت دیگرى که در غررالحکم آمده تعبیر جالب دیگرى دارد و مى فرماید:
«الزُّهْدُ أَقَلُّ ما یُوجَدُ وَأَجَلُّ ما یَعْهَدُ وَیَمْدَحُهُ الْکُلُّ وَیَتْرُکُهُ الْجُلُّ;
زهد و پارسایى کمیاب ترین چیزها و ارزشمندترین آنهاست همگان آن را مى ستایند ولى اکثر مردم به آن عمل نمى کنند».
درباره اهمیت زهد و پارسایى و مراتب و درجات آن بحث مشروحى ذیل خطبه 81 از همین کتاب آمده است.
این سخن را با ذکر دو نکته پایان مى دهیم: نخست این که اگر سؤال شود چگونه مى توان زاهد بود و زهد را پنهان کرد در پاسخ مى گوییم: شخص زاهد باید در مجامع مانند دیگران رفتار کند; مثلاً اگر سر سفره اى است که غذاهاى مختلف در آن است مقدارى از هر کدام تناول کند نه این که همه غذاها را کنار بزند مثلا به نان و پنیرى قناعت نماید و از نظر لباس، لباس ساده معمولى بپوشد نه لباس غیر متعارف زاهدانه و به این ترتیب مى تواند در باطن زاهد باشد و در ظاهر فردى معمولى.
نکته دیگر این که هر گاه زاهد به زهدش افتخار کند و آن را اظهار نماید در واقع زاهد نیست، چرا که دلبستگى به زهد و افتخار به آن و جلب نظر مردم از این طریق خود عین رغبت در دنیا و بر ضد زهد است.undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedhttps://ble.ir/hekmatha110

۱۹:۳۶

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
سوال
طبق حکمت ۲۸ کدامیک از تعاریف زیر تعریف زاهد واقعی نیست .

۱- زهد ان است که چون درسرسی به دنیا نداره بهتر است پایش را به اندازه ی گلیمش دراز کند ۲- کسی که زندگی زاهدانه را به پیشرفتهای دنیا ترجیح دهد
۳- زاهد کسی است که دنیایی اباد دارد اما پی دنیا نیست
۴- نباید عملش دردهان باشه بلکه سکنانتش بیانگر زهد او خواهد بود .

.


undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedhttps://ble.ir/hekmatha110

۱۹:۴۷

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedبسم الله الرحمن الرحیم
حکمت ۲۹امیر مومنان حضرت على (علیه السلام ) فرمودند : هنگامى که تو زندگى را پشت سر مى‌گذارى و مرگ به تو روى مى‌آورد، پس دیدار با مرگ چه زود خواهد بود .
الحکمة ۲۹قال عليه السلام : إِذَا كُنْتَ فِي إِدْبَارٍ وَ الْمَوْتُ فِي إِقْبَالٍ فَمَا أسْرَعَ الْمُلْتَقَى!
saying 29Imam Ali ibn Abu Talib (PBUH) said the following: When you are running away from the world and death is approaching, there is no question of delay in the encounter.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedhttps://ble.ir/hekmatha110

۱۵:۱۳

thumbnail

۶:۳۵

thumbnail

۶:۳۵

2102271747_36617852.mp3

۰۳:۳۵-۳.۳ مگابایت

۹:۳۹

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefinedبسم الله الرحمن الرحیمundefined
حکمت ۳۰مولای متقیان حضرت على (علیه السلام ) فرمودند : هشدار ! هشدار ! به خدا سوگند ، خداوند چنان پرده پوشى کرده است که پندارى تو را بخشیده است !
الحکمة ۳۰قال عليه السلام : الْحَذَرَ الْحَذَرَ! فَوَاللهِ لَقَدْ سَتَرَ، حتَّى كَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ.
saying 30Imam Ali ibn Abu Talib (PBUH) said the following: Fear! Fear! By Allah, He has hidden your sins, so much so that it is as though He has forgiven them!
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedble.ir/join/8tbTagBuCu

۶:۳۱

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
عیب‌پوشی از فضایل اخلاقی به‌معنای بازگو نکردن عیب دیگران و مقابل عیب‌جویی است. ستار العیوب (پوشاننده عیب‌ها) از صفات خداوند و عیب‌پوشی نسبت به یکدیگر، از وظایف مؤمنین است. امام علی(ع) عیب‌پوشی را از صفات حاکم می‌داند. بنابر نظر مفسران قرآن، در دادخواهی از ظالم، عیب‌پوشی جایز نیست. در برخی روایات برای عیب‌پوشی، آثاری مانند: آمرزش الهی، پوشانده شدن عیوب در دنیا و آخرت، حفظ آبروی دیگران ذکر شده است.
همچنین برای دادخواهی از ظالم، متظاهر به گناه و جایی که عیب‌پوشی سبب آسیب به جامعه باشد، آشکار کردن عیوب را جایز دانسته‌اند.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedble.ir/join/8tbTagBuCu

۶:۴۲

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
درکتاب کافی کلینی داریم: فردی نزد امام علی (ع) آمد و گفت :من عمل خلافی مرتکب شده ام، حد الهی را بر من جاری کن. امام چهار بار روی از او برگرداند و خشمگین شدند و فرمودند: چقدر زشت است که انسان گناهش را نزد دیگران بگوید. چرا گناهت را به من می گویی مگر بین خود و خدایت توبه نکرده ای؟ حضرت فرمود: به خدا قسم اگر او بین خود و خدا توبه می کرد بالاتر از این بود که پیش من اعتراف کند و من حّد را بر او جاری کنم. این فکر اشتباه است که با اعتراف به گناهان سبک می شویم. ما باید با توبه کردن نزد خدا سبک بشویم.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedble.ir/join/8tbTagBuCu

۶:۴۷

عیب کسان منگر و احسان خویش
دیده فرو بر به گریبان خویش
ble.ir/join/8tbTagBuCu

۶:۵۷

حکمت ۳۱از امام در باره ایمان پرسیدند، فرمود: ایمان بر چهار پایه استوار است : صبر ، یقین ، عدل و جهاد امّا صبر بر چهار شاخه است: شوق و ترس و زهد و انتظار پس آن که مشتاق بهشت باشد دامن از شهوات برمی چیند و هرکس از آتش دوزخ بهراسد از گناهان بپرهیزد، و آن کس که در دنیا زهد ورزد مصیبت ها را خوار می دارد و کسی که در انتظار مرگ باشد در کارهای نیک شتاب می کند و یقین بر چهار شاخه است: بینش هوشمندانه، تفسیر حکیمانه، پند گرفتن از گذشت زمان معرفت و شناخت سنت پیشینیان پس آن که زیرکانه دید حکمت بر وی آشکار گردید، و آن را که حکمت آشکار گردید عبرت آموخت، و آن که عبرت آموخت گویی که در میان گذشتگان ایستاده است. و عدل بر چهار شاخه است به فهمی ژرف اندیش و دانشی عمیق و به حقیقت رسیده و نیکو داوری کردن و در بردباری استوار بودن هر کس که فهمید ژرفای علم را در می یابد و آنکه به ژرفای علم رسید از چشمه زلال شریعت نوشید و آن که بردبار باشد در امور خود زیاده روی نمی کند و در میان مردم ستوده زندگی می کند و جهاد نیز بر چهار شاخه است بر امر به معروف و نهی از منکر راستگویی در هر حال و دشمن داشتن فاسقان پس آن کس که امر به معروف می کند پشت مومنان را محکم می کند و آن که از منکر باز می دارد بینی کافران را در خاک می مالد و آن که در پیکار با دشمنان پایدار بود، حقی را که بر گردن دارد ادا نمود و آن که فاسقان را دشمن دارد و برای خدا به خشم آید، خدا به خاطر او خشم آورد و روز رستاخیز وی را خشنود نماید و کفر بر چهار ستون پایدار است: پی وهم رفتن و خصومت کردن و انحراف از حق و دشمنی ورزیدن پس آن که پی وهم گرفت به حق بازنگشت، و آن که از پی جهالت به زد و خورد با مردم برخاست نابینایش از دیدن حق استمرار می یابد و آن که از راه حق به دیگر منحرف گردید، نیکی در نزد او "بد" می شود و بدی در نزد او "نیک" می شود و مست گمراهی گردید، و آن که دشمنی ورزید راهها برایش دشوار شد و کارش بر او پیچیده می شود و کارش سخت و نجات از مشکلات دشوار است و شک بر چهار شاخه است در گفتار جدال نمودن و ترسیدن و دودل بودن، و تسلیم حادثه های روزگار گردیدن پس آن که جدال را عادت خود کرد، از تاریکی شبهات بیرون نخواهد آمد و آن کس که از هر چیزی ترسید پیوسته عقب نشینی می کند و آن که در تردید ماند زیر پای شیاطین کوبیده خواهد شد و آن که به تباهی دنیا و آخرت گردن نهاد هر دو جهانش نابود می شود. سید رضی می گوید : و پس از این سخن گفتاری بود که از بیم درازی و برون شدن از روش کاری که در این کتاب مقصود است نیاوردیم.)الحکمة ۳۱وَ سُئِلَ عليه السلام عَنِ الْإِيمَانِ فَقَالَ الْإِيمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى الصَّبْرِ وَ الْيَقِينِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ وَ الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الشَّوْقِ وَ الشَّفَقِ وَ الزُّهْدِ وَ التَّرَقُّبِ فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ زَهِدَ فِى الدُّنْيَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِيبَاتِ وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى الْخَيْرَاتِ وَ الْيَقِينُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ وَ تَأَوُّلِ الْحِكْمَةِ وَ مَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ وَ سُنَّةِ الْأَوَّلِينَ فَمَنْ تَبَصَّرَ فِى الْفِطْنَةِ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ وَ مَنْ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ عَرَفَ الْعِبْرَةَ وَ مَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَكَأَنَّمَا كَانَ فِى الْأَوَّلِينَ وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ وَ زُهْرَةِ الْحُكْمِ وَ رَسَاخَةِ الْحِلْمِ فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُكْمِ وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ يُفَرِّطْ فِى أَمْرِهِ وَ عَاشَ فِى النَّاسِ حَمِيداً وَ الْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الصِّدْقِ فِى الْمَوَاطِنِ وَ شَنَآنِ الْفَاسِقِينَ فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ الْكَافِرِينَ وَ مَنْ صَدَقَ فِى الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَيْهِ وَ مَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِينَ وَ غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ أَرْضَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ الْكُفْرُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى التَّعَمُّقِ وَ التَّنَازُعِ وَ الزَّيْغِ وَ الشِّقَاقِ فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ يُنِبْ إِلَى الْحَقِّ وَ مَنْ كَثُرَ نِزَاعُهُ بِالْجَهْلِ دَامَ عَمَاهُ عَنِ الْحَقِّ وَ مَنْ زَاغَ سَاءَتْ عِنْدَهُ الْحَسَنَةُ وَ حَسُنَتْ عِنْدَهُ السَّيِّئَةُ وَ سَكِرَ سُكْرَ الضَّلَالَةِ وَ مَنْ شَاقَّ وَعُرَتْ عَلَيْهِ طُرُقُهُ وَ أَعْضَلَ عَلَيْهِ أَمْرُهُ وَ

۱۳:۱۷

ضَاقَ عَلَيْهِ مَخْرَجُهُ وَ الشَّكُّ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى التَّمَارِى وَ الْهَوْلِ وَ التَّرَدُّدِ وَ الِاسْتِسْلَامِ فَمَنْ جَعَلَ الْمِرَاءَ دَيْدَناً لَمْ يُصْبِحْ لَيْلُهُ وَ مَنْ هَالَهُ مَا بَيْنَ يَدَيْهِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَ مَنْ تَرَدَّدَ فِى الرَّيْبِ وَطِئَتْهُ سَنَابِكُ الشَّيَاطِينِ وَ مَنِ اسْتَسْلَمَ لِهَلَكَةِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ هَلَكَ فِيهِمَا. قال الرضى : وَ بَعْدَ هذا كَلام تَرَكْنا ذِكْرَهُ خَوفَ الاطالَة والْخُرُوجِ عَنِ الْغَرَضِ الْمَقْصُودِ فِي هذا الْكِتابِ.


undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedble.ir/join/8tbTagBuCu

۱۳:۱۷

ازامیر مومنان در بارهی ایمان پرسیدند ، فرمودند : ایمان بر چهار پایه استوار است صبر یقین عدل جهاد

۱۸:۰۳

صبر بر چهار شاخه است شوق ترس زهد انتظار
پس از انکه مشتاق بهشت باشد دامن از شهوات میچیند هرکس از دوزخ بهراسد از گناهان بپرهیزدان کس که در دنیا زهد ورزد مصیبت ها راخوار میدارد وکسی که انتظار مرگ باشد در کارهای نیک شتاب می کند

۱۸:۰۸