روز عرفه از روزهای مهم در ایام سال است. به همین مناسبت دو دعای بلند با محتوای عالی و توحیدی از دو امام معصوم صادر شده است؛ دعای عرفه امام حسین (ع) و دعای عرفه حضرت سجاد (ع). ان شاالله برنامه ریزی کنیم و از خداوند بخواهیم که به ما توفیق دعا و نیایش را در این روز عنایت کند. در این روز شریف نسبت به هم دیگر و نزول خیرات و برکات و دفع شرور و بدیها دعا کنیم.
۴:۴۸
نهم ذیحجه مصادف است با سالروز شهادت سفیر قیام کربلا مسلم بن عقیل و شهید هانی بن عروه، شهادت این پیشگامان نهضت حسینی را تسلیت می گویم.
۴:۴۸
سالروز ولادت با سعادت دهمین پیشوای #شیعیان، #امام_هادی (ع) مبارک باد!++++امام هادی (ع) نیمه ذی الحجه سال۲۱۳ در شهر مدینه چشم به جهان گشود.دوران حیات سیاسی و اجتماعی امام دهم همزمان بود با دوره دوم خلافت عباسی. در دور دوم، خلافت رو به سستی بود. عناصر ترک روز به روز نفوذ شان را در خلافت بیشتر می کرد. سخت گیری ها نسبت به شیعه ها بیشتر می شد. یکی از خلفایی که همزمان حیات امام هادی (ع) بود جعفر بن معتصم معروف به متوکل عباسی بود، متوکل، پس از قتل واثق توسط عناصر ترک به حکومت رسید. خشونت و سخت گیری نسبت به شهروندان به خصوص نسبت به مخالفان به شدت اجرا می شد. این سخت گیری ها مشمول شیعیان نیز بود چون شیعیان هم مخالف سیاسی بود و هم مخالف اعتقادی.فضای اختناق و هراس در این دوره نسبت به مخالفین حکومت وجود داشت، دیگر #تساهل و تسامح نسبی که در دوره #مأمون بود دیگر وجود نداشت. به همین دلیل از لحاظ فرهنگی و علمی نیز دوره دوم عباسی، یک دوره ایستا تلقی می شود. چنین زمانه ای امام هادی (ع) از وظیفه هدایتگری و روشنگری که داشت غافل نماند، بلکه با توجه به وضع موجود توانست ارزش های دینی را میان مردم نشر کند. یکی از ماندگار ترین اثری که امام (ع) در این دوره خلق کرد «زیارت جامعه کبیره» است. این متن بلند یک دوره امام شناسی است که امام علی النقی (ع) با زبان زیارت بیان نموده است.یکی از بخشهای آن متن عالی، این جملات است:کَلامُکُمْ نُورٌ وَ أَمْرُکُمْ رُشْدٌ وَ وَصِیَّتُکُمُ التَّقْوَی وَ فِعْلُکُمُ الْخَیْرُ وَ عَادَتُکُمُ الْإِحْسَانُ.در این چند جمله کوتاه امام هادی (ع) چند ویژگی مهم ائمه را بیان نموده است:۱. ویژگی اول امام این است که سخن شان نور است. اینجا هدایت گری کلام به نور تشبیه شده است. همچنان که نور هادی است مسیر را روشن می کند ، کلام امام نیز هادی است انسان را لغزش گاه های فکری و عملی باز می دارد.۲. امرکم رشد. فعل و دستور امام رشد است. امام به اموری دستور می دهد یا کارهایی انجام می دهد که مایه رشد انسان است.۳. سومین ویژگی امام توصیه به تقوا و پارسایی است، هم چنان که امام با کلام و کنش شان دیگران را در زمان حیات به تقوا توصیه می کند برای بعد از مرگ شان نیز سفارش به پارسایی دارد.۴. کنش امام خیر محض است. کنش هایی که توسط افراد انجام می شود الف. ممکن است شر محض باشد. البته از دید حکیمان تحقق شر محض امکان ندارد، انچه واقع می شود از سه حالت که می آید خارج نیست. غالب کنشها از قسم دوم و سوم است. ب. یا خیر باشد اما شر غلبه داشته باشد، ج. یا بر عکس، خیر و شر هر دو وجود دارند اما خیر غلبه دارد. د. اما قسم چهارم کنشی است که خیر محض است، چنین فعلی از غیر معصوم یا تالی تلو معصوم صادر نمی شود. تنها فعل و کنش امام خیر محض است.۵. پنجمین ویژگی امام احسان گری هم در مقام فعل و هم در مقام سخن از روی طبیعت و خلق است.برخی افراد در مقام سخن بسیار عالی سخن می گویند، هم راهنما است و هم خیرخواهانه و همراه احسان، اما در مقام عمل، پای شان می لنگد. یا گاه احسان گری ممکن است با تکلف و از روی فشارهای بیرونی یا درونی باشد نه از روی سجیه که با میل کامل انسان انجام می شود، اما احسان امام از روی میل کامل است، چون سجیه و خلق امام احسان گری است. عادت وقتی به گونه تکرار شد که در ذهن مرتکز و راسخ شد به گونه که جز طبیعت و خلقت فرد تلقی می شود، عرب به این حالت به سجیه تعبیر می کنند. احسان گری این چنین در خلقت امام وجود دارد، البته چنین فعلی از دیگران محال نیست، هر مقدار انسان مراقبه در امیال، گرایشها و کنشها داشته باشد می تواند به اوصاف امام نزدیک شود.سالروز ولادت با سعادت #امام_هادی (ع) را تبریم می گویم.#حکمتی ۱۴۰۲/۰۴/۱۳
۱۴:۳۶
فضیلت امام علی از زبان خلیفه دوم++++ابوبکر #انباری در کتاب امالی اش نقل کرده است که حضرت علی مسجد آمد کنار عمر خلیفه دوم نشست، در حضور خلیفه گروهی از مردم حاضر بود.اما وقتی علی از جمع بلند شد، یکی از آن جمع سخنان ناروا به حضرت نسبت داد. اما وقتی خلیفه این سخنان را شنید به شدت وی را نکوهش کرد و در فضیلت علی گفت:قسم به خدا اگر شمشیر علی نبود پایه های اسلام استوار نمی شد. علی عالم ترین امت در قضاوت و حکم کردن و دارای سابقه درخشان و شرافت میان امت است.آن فردی که خلیفه وی را سرزنش کرده بود، پرسید ای امیر المؤمنین! اگر قضیه اینطور است پس چرا علی حاکم نیست؟خلیفه پاسخ داد به دو دلیل:علی جوان است دوم اینکه وی بنی عبدالمطلب را دوست دارد.وَ رَوَی أَبُو بَکْرٍ الْأَنْبَارِیُّ فِی أَمَالِیهِ أَنَّ عَلِیّاً ع جَلَسَ إِلَی عُمَرَ فِی اَلْمَسْجِدِ وَ عِنْدَهُ نَاسٌ فَلَمَّا قَامَ عَرَضَ وَاحِدٌ بِذِکْرِهِ وَ نَسَبَهُ إِلَی التِّیهِ وَ الْعُجْبِ فَقَالَ عُمَرُ حَقٌّ لِمِثْلِهِ أَنْ یَتِیهَ وَ اللَّهِ لَوْ لاَ سَیْفُهُ لَمَا قَامَ عَمُودُ اَلْإِسْلاَمِ وَ هُوَ بَعْدُ أَقْضَی الْأُمَّةِ وَ ذُو سَابِقَتِهَا وَ ذُو شَرَفِهَا.فَقَالَ لَهُ ذَلِکَ الْقَائِلُ: فَمَا مَنَعَکُمْ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَنْهُ؟ قَالَ کَرِهْنَاه عَلَی حَدَاثَةِ السِّنِّ وَ حُبِّهِ بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۲، ص ۸۲از این متن مطالب فراوان استفاده می شود به چند نکته که اکنون به ذهن می رسد می پردازم:۱. امام علی در عین حال که خلافت را حق خودش می دانست و از غصب خلافت به شدت ناراحت بود، اما با خلیفه ارتباط و نشست و برخواست، سلام و علیک داشت. از سوی دیگر خلیفه نیز باور عمیق به فضایل و عظمت حضرت علی داشت، اگر حب ریاست و قدرت نبود، بدون شک علی را بر خویش مقدم می داشت.۲. علت که خلیفه در تقدم خود و خلیفه اول بر علی، بیان داشته است نشان می دهد که خلیفه دوم دلیل متقن و قانع کننده ای در این کنش سیاسی شان نداشته است که به جوان بودن علی و حب وی به بنی عبد المطلب تمسک نموده است. همه می دانیم که در زمان رسول الله جوانهای مانند حضرت علی، زید و...بارها فرماندهی لشکر را با وجود افراد مسن در جمع، داشتند، اسلام سنت قبیله ای شیخوخیت را از بین برد.۳. اتهام زنی یکی از #کنشهای افراد ضعیف و بی بهره یا کم بهره از سابقه درخشان و شخصیت است. یکی از اتهامهای که به علی زده می شد و از نظر آنها مستحق دوری از خلافت بود، قبیله گرایی علی بود لذا در تعلیل عدم واگذاری خلافت گفت که وی بنی عبدالمطلب را دوست داشت، یعنی قبیله گرا بود. ما نیز در تاریخ معاصر مان از این حربه ها را زیاد دیدیم، برخی افراد وقتی محبوبیت مردمی و شجاعت و مدیریت سیاسی رقیب را نمی توانست تحمل کنند برای فرافگنی رقیب را به #قوم_گرایی و #قبیله_گرایی و جنگ طلبی متهم می کردند. اتفاقا جنگ طلبی و شرارت یکی از اتهامهای است که رقیبان سیاسی حضرت علی به حضرت می زد.ابن ابی الحدید(ج۴، ص ۷۳) نوشته است که حاکم شام به سمره بن جندب، از محدثین درباری شام، صد هزار درهم ( یعنی خون بهای ده مرد، خون بهای هر مرد ده هزار درهم یا هزار دینار، یا ...) داد تا وی آیه قرآن را مطابق میل حاکم دمشق تفسیر کند و بگوید که آیات ۲۰۴ و ۲۰۵ سوره بقره:وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ یُشْهِدُ اللّٰهَ عَلیٰ مٰا فِی قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصٰامِ وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا وَ #یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْفَسٰادَ.در مورد علی نازل شده است و نعوذ بالله این علی بود که سخنان بسیار فریبنده و شگفت انگیز می گفت اما خدا می داند که در قلب او چه دشمنی با خدا است. اگر وی حاکم شود در زمین شرارت، فساد و نسل کشی می کند.#حاکم_دمشق با #تزویر می خواست اتهام مفسد، محارب نسل کش بودن به علی بار کند!این در حالی است که #خلیفه_دوم با صراحت می گوید پایه های اسلام بر #شمشر_علی استوار شده است و سابقه او در اسلام و شرافت او میان امت کم نظیر است، این فضایل را می خواست حاکم شام با فاصله زمانی بسیار کم، (چند دهه) خلافش را به علی نسبت دهد! امان از #سمره_بن_جندبها که همیشه آلت قتاله دشمنان کینه توز، با اندک ثمن سحت، قرار می گیرند. انگار تاریخ یک خط ممتد است که در برهه های از زمان ممکن است با تمایزهای مختصر و شباهت های فراوان تکرار شود. این است که علم تاریخ برای درک زمانه و حرکت به جلو و ترقی بسیار نیاز و لازم است.#حکمتی ۱۴۰۲/۰۴/۱۴
۱۰:۵۵
تضرر امت مرحومه از #نسیان_غدیر+++الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ کَمَالَ دِینِهِ وَ تَمَامَ نِعْمَتِهِ بِوِلایَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (عَلَیْهِ السَّلام)ُ.غدیر روز ولایت و امامت امیرالمؤمنین امام علی (ع) است. خداوند متعال با جعل ولایت امام علی (ع) در مقام تشریع امت را بعد از رحلت رسول الله الاکرم (ص) از ضلالت نجات داد، اما چون این اراده، اراده در مقام تشریع بود، نه تکوین، امت به آزمایش بزرگ مبتلا گردید، امت می توانست شاکرا باشد یا کفورا، چون از خصوصیت اراده تشریعی اختیار است بر خلاف اراده تکوینی که آزادی در آن معنا ندارد، اما چون اراده تشریعی خداوند به ولایت امام امیرالمؤمنین قرار گرفت سنت ابتلای عظیم دامن امت را گرفت. اما همه امت از این ابتلای عظیم سربلند بیرون نیامدند، بلکه در نهایت ناباوری و با افسوس و آه غدیر را به فراموشی سپردند و اراده تشریعی خداوند را در محاق نهادن و توده های عظیم و فراوان را از حکومت عدل علوی و چشیدن طعم گوارای اجرای ارزشهای اسلامی در جامعه محروم کردند، ای بسا با ستمها، تبعیض های آشکار و قبیله گراییهای مزمن به نام اسلام خیلی عظیم از انسانها را از گرایش به اسلامی اصیل بازداشتند. این است که اسلام بعد از چهارده قرن نتوانست قلوب همه بشریت را تسخیر کنند.بدون شک اگر اولا حکومت علوی اجرا می شد، ثانیا به نام دین ستم و تبعیض و جفا و... به انسانها نمی شد، فطرتهای خدا جو و جاذبه ارزشهای دینی می توانست قلبها را تسخیر کند و امروز هیچ غیر مسلمانی در این کروه خاکی وجود نمی داشت، و مسلمانی ما نیز به مراتب متفاوت تر و عمیق تر از حالا بود.بعد از فراموشی غدیر، اغراض سیاسی حاکمان ستمگر، استفاده ابزاری از اسلام، منفعت جویی قومی و قبیله ای و...از عوامل مهمی دین گریزی و گرایش به #ارزشهای_اسلامی می باشند.اینکه گفته شود با کنار گذاشتن غدیر، تنها حق حضرت علی (ع) غصب شد، یک برداشت بسیار سطحی از فهم درست غدیر و حکومت عدل علوی است، در این ماجرا مظلوم تر از #امیرالمؤمنین (ع) و متضرر تر از آن حضرت، امت مرحومه بود و نسلهای بشری در طول قرون ( که از اموی آغاز شد) بوده اند که از گرایش و چشیدن طعم شیرین اسلام محروم شدند، چون مسلمان زاده ها تا چشم باز کردن، ظلم و ستم آن هم بنام اسلام دیدن این است که ما مسلمانی که اسلام در تاربود وجود او نفوذ کرده باشد کم داریم، دین داری تا زمانی معنا و مفهوم دارد که #منافع فردی قبیله ای، ملی و ... را تامین کند یعنی به تعبیر بلند یاد گار غدیر امام حسین (ع) الدِّینُ #لَعِقٌ عَلَی أَلْسِنَتِهِمْ یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ #مَعَایِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ. (بحار، ج۴۴، ص۳۸۳)در آزمایشها و در زمانی که معیشت در خطر افتد دیندار نایاب اند!این سخن پرپایه فراموشی غدیر و ملعبه قرار گرفتن اسلام بر دستان حاکمان ستمگر چون #اموی و #عباسی بیان شده است، وگرنه اسلام در ذات خود آن قدر جاذبه دارد که بتواند قلبها را تسخیر کند، نمونه عینی آن تربیت ابوذرها، مقدادها، سلمانها و.... در طول قرون است.#عید_الله_الاکبر، عید سعید #غدیر، روز #اکمال_دین و #اتمام_نعمت را به همه غدیریان تبریک می گویم.#حکمتی ۱۴۰۲/۰۴/۱۶
۱۰:۵۵
مقام و منزلت #میثم_تمار شهید در بیان #امیرالمؤمنین امام علی (ع)++++میثم تمار به کوفی اسدی معروف است، در برخی اسناد از او به نهروانی نیز یاده است. این انتساب به خاطر این است که وی اهل منطقه ای به نام نهروان در نزدیکی کوفه بوده است. حسب نقل تاریخی وی غیر عرب، برده زنی از بنی اسد بوده است، به این اعتبار به اسدی نیز یاد شده است. حضرت علی (ع) میثم را از آن زن اسدی خرید بعد را آزاد کرد. میثم پس از آن از مریدان و حواریون خاص حضرت علی (ع) و از اعضای شرط الخمیس امام شد. میثم در بازار کوفه خرما فروشی می کرد، لذا به تمار معروف شد. وی انسان شجاع، جسور، خطیب زبردست و حاضر جواب بوده است. حضرت میثم از اصحاب امیر المؤمنین، امام حسن و امام حسین (علیهم الاسلام) بوده است.شهید میثم سال شصت، ده روز قبل از رسیدن #امام_حسین (ع) در کربلا توسط عامل یزید، عبیدالله زیاد به دار آویخته شد. میثم تمار از اصحاب سر حضرت علی (ع) بود، پیش بینیهای داشت، بنابر یک روایت وقتی خبر شد که امام حسین (ع) از #مدینه به مکه معظمه مشرف شده است، عازم #مکه شد، ولی امام را ندید، ام سلمه را دید خبر امدنش را به اطلاع وی رساند و توصیه کرد که به امام نیز اطلاع دهد، اما وقتی به سمت #کوفه بازگشت، در قادسیه، ۱۵ فرسخی کوفه، وی را سپاه ابن زیاد دست گیر و زندانی کرد. میثم در همین زندان مختار را دید و خبر آزادی وی را داد.کوفیان نامه های فراوانی به امام حسین (ع) نوشت ظاهرا، از نامه میثم خبری نیست، این مطلب می رساند که روایت فوق در نحوه شهادت میثم به واقع نزدیک تر است تا روایت دوم.در روایت دوم دارد که وی از طرف بازریان کوفه به خاطر #مظالم نظمیه به دارالاماره رفت بود و بحثی بین او و ابن زیاد در مورد امیرالمؤمنین علی پیش آمد در آخر حضرت میثم را شهید کرد.در هر دو روایت در نحوه شهادت میثم اتفاق است که ابن زیاد ابتدا زبان میثم را برید بعد وی را به دار آویخت به همان صورت که حضرت علی نحوه شهادت میثم را خبر داده بود، به همان نحو محقق شد.بنا نقل مرحوم کشی، از عالمان پیشگام و متقدم #شیعه، نزدیک به عصر غیبت صغری، یوسف بن عمران از میثم تمار نقل می کند که روزی حضرت علی (ع)، میثم را دید خطاب به وی فرمود میثم چه گونه هستی وقتی که ناپاکان بنی امیه و عبیدالله زیاد ناپاک تو را به بیزاری جستن از من دعوت کند؟میثم بی درنگ عرض کرد:یا امیرالمؤمنین قسم به خدا از تو بیزاری نخواهم جست.امام فرمود قسم به خدا که در این هنگام ابن زیاد ناپاک تو را مقتول و به دار آویزان خواهد کرد.میثم عرض کرد صبر می کنم، تحمل چنین شداید و #مصیبتها برای خدا برای من کم و آسان است.آنگاه #امیرالمؤمنین (ع) به مثیم (ع) فرمود:در این هنگام تو همراه من و به درجه من هستی!------. -----از این کلمات استفاده می شود که وقتی انسان مراقبت در #سلوک_فردی_و_اجتماعی و #استقامت و #صبر در راه حق داشته باشد به چه مقام رفیع و بلندی نایل می گردد، #میثم-تمار که از نظر منزلت اجتماعی در چشمها دیده نمی شد، شرافت خانوادگی نیز نداشت، بلکه یک آواره مظلوم در یک شهر غریب زندگی می کرد، اما وقتی حقیقت را در یافت با بصیرت تمام در دفاع از حق استقامت ورزید، به مقامی رسید که امام معصوم، انسان کاملی همچون امام علی (ع) می فرماید تو همراه من و در درجه من هستی. چنین تعبیری در مورد کمتر شخصیت و #صحابی امام علی (ع) از حضرت دیده شده است.#حکمتی ۱۴۰۲/۰۴/۲۲متن روایت:قال سمعت میثم النهروانی یقول: دعانی أمیر المؤمنین علیه السّلام و قال: کیف أنت یا میثم اذا دعاک دعی بنی أمیة ابن دعیها عبید اللّه بن زیاد الی البراءة منی؟ فقال یا أمیر المؤمنین أنا و اللّه لا أبرأ منک، قال: اذا و اللّه یقتلک و یصلبک. قلت، أصبر فذاک فی اللّه قلیل، فقال (ع): یا میثم اذا تکون معی فی درجتی.
اختیار معرفه الرجال المعروف به رجال الکشی - میثم التمار، ص ۲۹۶
سند روایت:جبریل بن أحمد، حدثنی محمد بن عبد اللّه بن مهران، قال: حدثنی محمد بن علی الصیرفی، عن علی بن محمد، عن یوسف بن عمران المیثمی.
۱۱:۱۵
۱۷:۰۰
۱۷:۰۰
۱۷:۰۰
۱۷:۰۰
۱۷:۰۰
۱۷:۰۰
حلول ماه محرم، ماه عزای حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) و یاران حضرت را پیشگاه امام عصر (عج) و به همه پیروان مکتب اهل بیت و محبان و عاشقان حضرت تسلیت می گویم.این چند پوستر را برای پروفایل و تبلیغ محرم برای مخاطبین محترم شریک می سازم.
۱۷:۰۰
۱۷:۰۰
۱۷:۰۰
سحاب رحمت: تاريخ و سوگنامه حضرت سيدالشهداء عليه السلامبه قلم عباس اسماعيلي یزدی ناشر: قم: مسجد مقدس صاحب الزمان (جمكران)، ۱۳۸۳. تعداد صفحات ۸۴۳ این کتاب به قلم روان نوشته شده است در مورد زندگانی امام حسین (ع) و یاران آن حضرت مطالب ارزشمند دارد و برای خطبای محترم و مداحان در ایام محرم سودمند است.فرمت اندروید و پی دی اف کتاب را در کانال تکاپو برای بهتر زیستن در ایتاو تلگرم گذاشتم. می توانید با عضویت در کانال به صورت رایگان دریافت نمایید. من نیز از سایت قایمیه اصفهان گرفتم.ما را در تکاپو برای بهتر زیستن در
تلگرام:https://t.me/hekmati12
ایتا:http://Eitaa.com/hekmati12دنبال کنید.
۱۸:۱۹
مقتل علی اکبر (ع) به روایت سید ابن طاووس++++فَلَمَّا لَمْ يَبْقَ مَعَهُ سِوَى أَهْلِ بَيْتِهِ، خَرَجَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السلام_ وَ كَانَ مِنْ أَصْبَحِ النَّاسِ وَجْهاً [وَ أَحْسَنِهِمْ خُلُقاً]_ فَاسْتَأْذَنَ أَبَاهُ فِي الْقِتَالِ فَأَذِنَ لَهُ. ثُمَ نَظَرَ إِلَيْهِ نَظَرَ آيِسٍ مِنْهُ، وَ أَرْخَى علیه السلام عَيْنَهُ وَ بَكَى. ثُمَّ قَالَ: «اللَّهُمَّ اشْهَدْ، فَقَدْ بَرَزَ إِلَيْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ، وَ كُنَّا إِذَا اشْتَقْنَا إِلَى نَبِيِّكَ نَظَرْنَا إِلَيْهِ ». فَصَاحَ وَ قَالَ: «يَا ابْنَ سَعْدٍ قَطَعَ اللَّهُ رَحِمَكَ كَمَا قَطَعْتَ رَحِمِي». فَتَقَدَّمَ نَحْوَ الْقَوْمِ، فَقَاتَلَ قِتَالًا شَدِيداً وَ قَتَلَ جَمْعاً كَثِيراً. ثُمَّ رَجَعَ إِلَى أَبِيهِ وَ قَالَ: يَا أَبَتِ، الْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنِي، وَ ثِقْلُ الْحَدِيدِ قَدْ أَجْهَدَنِي، فَهَلْ إِلَى شَرْبَةٍ مِنَ الْمَاءِ سَبِيلٌ؟ فَبَكَى الْحُسَيْنُ (ع) وَ قَالَ: «وَا غَوْثَاهْ يَا بُنَيَّ قَاتِلْ قَلِيلًا، فَمَا أَسْرَعَ مَا تَلْقَى جَدَّكَ مُحَمَّداً (ص)، فَيَسْقِيَكَ بِكَأْسِهِ الْأَوْفَى شَرْبَةً لَا تَظْمَأُ بَعْدَهَا أَبَداً ». فَرَجَعَ (ع) إِلَى مَوْقِفِ النُّزَّالِ، وَ قَاتَلَ أَعْظَمَ الْقِتَالِ، فَرَمَاهُ مُنْقِذُ بْنُ مُرَّةَ الْعَبْدِيُّ بِسَهْمٍ فَصَرَعَهُ، فَنَادَى: يَا أَبَتَاهْ عَلَيْكَ منی السَّلَامُ، هَذَا جَدِّي يُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ: عَجِّلِ الْقَدُومَ عَلَيْنَا، ثُمَّ شَهَقَ شَهْقَةً فَمَاتَ. فَجَاءَ الْحُسَيْنُ علیه السلام حَتَّى وَقَفَ عَلَيْهِ، وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ وَ قَالَ: «قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قَتَلُوكَ مَا أَجْرَأَهُمْ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى انْتِهَاكِ حُرْمَةِ الرَّسُولِ اللهِ صلی الله علیه وآله و سلم، عَلَى الدُّنْيَا بَعْدَكَ الْعَفَاءُ». قَالَ الرَّاوِي: وَ خَرَجَتْ زَيْنَبُ بِنْتُ عَلِيٍّ علیها السلام تُنَادِي يَا حَبِيبَاهْ يَا ابْنَ أَخَاهْ وَ جَاءَتْ فَأَكَبَّتْ عَلَيْهِ فَجَاءَ الْحُسَيْنُ (ع) فَأَخَذَهَا وَ رَدَّهَا إِلَى النِّسَاءِ.
لهوف ص ۱۶۳
۶:۳۲
تکاپو برای بهتر زیستن
مقتل علی اکبر (ع) به روایت سید ابن طاووس ++++ فَلَمَّا لَمْ يَبْقَ مَعَهُ سِوَى أَهْلِ بَيْتِهِ، خَرَجَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السلام_ وَ كَانَ مِنْ أَصْبَحِ النَّاسِ وَجْهاً [وَ أَحْسَنِهِمْ خُلُقاً]_ فَاسْتَأْذَنَ أَبَاهُ فِي الْقِتَالِ فَأَذِنَ لَهُ. ثُمَ نَظَرَ إِلَيْهِ نَظَرَ آيِسٍ مِنْهُ، وَ أَرْخَى علیه السلام عَيْنَهُ وَ بَكَى. ثُمَّ قَالَ: «اللَّهُمَّ اشْهَدْ، فَقَدْ بَرَزَ إِلَيْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ، وَ كُنَّا إِذَا اشْتَقْنَا إِلَى نَبِيِّكَ نَظَرْنَا إِلَيْهِ ». فَصَاحَ وَ قَالَ: «يَا ابْنَ سَعْدٍ قَطَعَ اللَّهُ رَحِمَكَ كَمَا قَطَعْتَ رَحِمِي». فَتَقَدَّمَ نَحْوَ الْقَوْمِ، فَقَاتَلَ قِتَالًا شَدِيداً وَ قَتَلَ جَمْعاً كَثِيراً. ثُمَّ رَجَعَ إِلَى أَبِيهِ وَ قَالَ: يَا أَبَتِ، الْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنِي، وَ ثِقْلُ الْحَدِيدِ قَدْ أَجْهَدَنِي، فَهَلْ إِلَى شَرْبَةٍ مِنَ الْمَاءِ سَبِيلٌ؟ فَبَكَى الْحُسَيْنُ (ع) وَ قَالَ: «وَا غَوْثَاهْ يَا بُنَيَّ قَاتِلْ قَلِيلًا، فَمَا أَسْرَعَ مَا تَلْقَى جَدَّكَ مُحَمَّداً (ص)، فَيَسْقِيَكَ بِكَأْسِهِ الْأَوْفَى شَرْبَةً لَا تَظْمَأُ بَعْدَهَا أَبَداً ». فَرَجَعَ (ع) إِلَى مَوْقِفِ النُّزَّالِ، وَ قَاتَلَ أَعْظَمَ الْقِتَالِ، فَرَمَاهُ مُنْقِذُ بْنُ مُرَّةَ الْعَبْدِيُّ بِسَهْمٍ فَصَرَعَهُ، فَنَادَى: يَا أَبَتَاهْ عَلَيْكَ منی السَّلَامُ، هَذَا جَدِّي يُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ: عَجِّلِ الْقَدُومَ عَلَيْنَا، ثُمَّ شَهَقَ شَهْقَةً فَمَاتَ. فَجَاءَ الْحُسَيْنُ علیه السلام حَتَّى وَقَفَ عَلَيْهِ، وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ وَ قَالَ: «قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قَتَلُوكَ مَا أَجْرَأَهُمْ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى انْتِهَاكِ حُرْمَةِ الرَّسُولِ اللهِ صلی الله علیه وآله و سلم، عَلَى الدُّنْيَا بَعْدَكَ الْعَفَاءُ». قَالَ الرَّاوِي: وَ خَرَجَتْ زَيْنَبُ بِنْتُ عَلِيٍّ علیها السلام تُنَادِي يَا حَبِيبَاهْ يَا ابْنَ أَخَاهْ وَ جَاءَتْ فَأَكَبَّتْ عَلَيْهِ فَجَاءَ الْحُسَيْنُ (ع) فَأَخَذَهَا وَ رَدَّهَا إِلَى النِّسَاءِ.
لهوف ص ۱۶۳
مقتل علی اکبر (ع) به روایت شیخ مفید در کتاب ارشاد+++و تقدم عابس بن أبي شبيب الشاكري فسلم علي الحسين (ع ) و ودعه وقاتل حتي قتل رحمه الله. و لم يزل يتقدم رجل رجل من أصحابه فيقتل حتي لم يبق مع الحسين ع إلا أهل بيته خاصة فتقدم ابنه علي بن الحسين ع وأمه ليلي بنت أبي مرة بن عروة بن مسعود الثقفي و كان من أصبح الناس وجها و له يومئذ بضع عشرة سنة فشد علي الناس و هو يقول أنا علي بن الحسين بن علي نحن وبيت الله أولي بالنبي تالله لايحكم فينا ابن الدعيأضرب بالسيف أحامي عن أبي ضرب غلام هاشمي قرشي. ففعل ذلك مرارا و أهل الكوفة يتقون قتله، فبصر به مرة بن منقذ العبدي فقال علي آثام العرب إن مر بي يفعل مثل ذلك إن لم أثكله أباه، فمر يشد علي الناس كمامر في الأول فاعترضه مرة بن منقذ فطعنه فصرع واحتواه القوم فقطعوه بأسيافهم فجاء الحسين ع حتي وقف عليه فقال: قتل الله قوما قتلوك يابني ماأجرأهم علي الرحمن و علي انتهاك حرمة الرسول وانهملت عيناه بالدموعثم قال علي الدنيا بعدك العفاء. و خرجت زينب أخت الحسين مسرعة تنادي ياأخياه و ابن أخياه وجاءت حتي أكبت عليه فأخذ الحسين برأسها فردها إلي الفسطاط وأمر فتيانه فقال احملوا أخاكم فحملوه حتي وضعوه بين يدي الفسطاط ألذي كانوا يقاتلون أمامه.
شیخ مفید، الارشا، ص۱۰۶ترجمه متن از واخد ترحمه انتشارات سرور ص۴۵۹:و همچنان یاران حسین ع یکی پس از دیگری به میدان میرفت و جام شهادت مینوشید تا بغیر از خاندانش دیگری باقی نماند.این هنگام فرزند بزرگوارش علی بن الحسین ع که مادرش لیلی دختر ابو قره ثقفی و جوانی خوش سیما که در آن وقت بینظیر و نوزده سال از عمر شریفش گذشته پای مردی در میدان نهاده خود را معرفی کرده فرمود من علی بن الحسین ع هستم و بخانه خدا سوگند ما از دیگران به پیغمبر خدا شایسته- تریم سوگند بخدا، پسر زن بدکار نمیتواند در میان ما حکومت نماید و من امروز با ضرب شمشیر هاشمی شما را میکشم و از پدرم یاری میکنم.چند مرتبه کار را بر لشکر پسر سعد سخت گرفت و کوفیان تاب کشتن او را نداشتند.مره قیس وقتی که دید لشکر از کشتن وی خودداری میکنند گفت گناهان عرب بگردن من باشد که اگر هر گاه این جوان گذارش به من افتاد او را از پای درنیارم و پدرش را به عزایش ننشانم.علی اکبر این بار هم مانند دفعه پیش به لشکر حمله میآورد مره سر راه بر او گرفت و نیزه به آن حضرت زد علی از زین به زمین افتاد لشکر اطراف او را محاصره کرده و بدن او را با شمشیرهای خود قطعه قطعه نمودند.حسین ع که از شهادت علی ع باخبر شد از خیمه بیرون آمده به بالین جوان قرار گرفت و همچنان که میگریست و اشک اندوه میبارید فرمود جوان من خدا بکشد کشندگان ترا چقدر این بی حیا مردم بر خدا جری شدند و چگونه پرده احترام رسول خدا را دریدند پس از این اضافه کرد پس از شهادت تو خاک بر سر دنیا و زندگانی آن.زینب علیها سلام که از شهادت یادگار برادرش باخبر شد بسرعت از خیمه بیرون آمده با ناله اندوهناکی برادر و برادرزاده را ندا میداد و بالاخره بیتاب شده خود را بر اندام پاک او افکند حسین ع که خواهر را سخت ناراحت دید پیش آمده او را از روی نعش فرزند بزرگوارش برداشت و او را بخیمهها روانه کرد و به جوانان دستور داد و فرمود اینک بیائید نعش برادرتان را بردارید آنها حسب الامر آمده نعش پاکیزه یادگار حیدر کرار را در پیش خیمهای که برابر آن کارزار میکردند گذاردند.تهیه و تنظیم #حکمتی ۱۴۰۲/۰۵/۰۳
۶:۳۳
تکاپو برای بهتر زیستن
مقتل علی اکبر (ع) به روایت شیخ مفید در کتاب ارشاد +++ و تقدم عابس بن أبي شبيب الشاكري فسلم علي الحسين (ع ) و ودعه وقاتل حتي قتل رحمه الله. و لم يزل يتقدم رجل رجل من أصحابه فيقتل حتي لم يبق مع الحسين ع إلا أهل بيته خاصة فتقدم ابنه علي بن الحسين ع وأمه ليلي بنت أبي مرة بن عروة بن مسعود الثقفي و كان من أصبح الناس وجها و له يومئذ بضع عشرة سنة فشد علي الناس و هو يقول أنا علي بن الحسين بن علي نحن وبيت الله أولي بالنبي تالله لايحكم فينا ابن الدعي أضرب بالسيف أحامي عن أبي ضرب غلام هاشمي قرشي. ففعل ذلك مرارا و أهل الكوفة يتقون قتله، فبصر به مرة بن منقذ العبدي فقال علي آثام العرب إن مر بي يفعل مثل ذلك إن لم أثكله أباه، فمر يشد علي الناس كمامر في الأول فاعترضه مرة بن منقذ فطعنه فصرع واحتواه القوم فقطعوه بأسيافهم فجاء الحسين ع حتي وقف عليه فقال: قتل الله قوما قتلوك يابني ماأجرأهم علي الرحمن و علي انتهاك حرمة الرسول وانهملت عيناه بالدموع ثم قال علي الدنيا بعدك العفاء. و خرجت زينب أخت الحسين مسرعة تنادي ياأخياه و ابن أخياه وجاءت حتي أكبت عليه فأخذ الحسين برأسها فردها إلي الفسطاط وأمر فتيانه فقال احملوا أخاكم فحملوه حتي وضعوه بين يدي الفسطاط ألذي كانوا يقاتلون أمامه.
شیخ مفید، الارشا، ص۱۰۶ ترجمه متن از واخد ترحمه انتشارات سرور ص۴۵۹: و همچنان یاران حسین ع یکی پس از دیگری به میدان میرفت و جام شهادت مینوشید تا بغیر از خاندانش دیگری باقی نماند. این هنگام فرزند بزرگوارش علی بن الحسین ع که مادرش لیلی دختر ابو قره ثقفی و جوانی خوش سیما که در آن وقت بینظیر و نوزده سال از عمر شریفش گذشته پای مردی در میدان نهاده خود را معرفی کرده فرمود من علی بن الحسین ع هستم و بخانه خدا سوگند ما از دیگران به پیغمبر خدا شایسته- تریم سوگند بخدا، پسر زن بدکار نمیتواند در میان ما حکومت نماید و من امروز با ضرب شمشیر هاشمی شما را میکشم و از پدرم یاری میکنم. چند مرتبه کار را بر لشکر پسر سعد سخت گرفت و کوفیان تاب کشتن او را نداشتند. مره قیس وقتی که دید لشکر از کشتن وی خودداری میکنند گفت گناهان عرب بگردن من باشد که اگر هر گاه این جوان گذارش به من افتاد او را از پای درنیارم و پدرش را به عزایش ننشانم. علی اکبر این بار هم مانند دفعه پیش به لشکر حمله میآورد مره سر راه بر او گرفت و نیزه به آن حضرت زد علی از زین به زمین افتاد لشکر اطراف او را محاصره کرده و بدن او را با شمشیرهای خود قطعه قطعه نمودند. حسین ع که از شهادت علی ع باخبر شد از خیمه بیرون آمده به بالین جوان قرار گرفت و همچنان که میگریست و اشک اندوه میبارید فرمود جوان من خدا بکشد کشندگان ترا چقدر این بی حیا مردم بر خدا جری شدند و چگونه پرده احترام رسول خدا را دریدند پس از این اضافه کرد پس از شهادت تو خاک بر سر دنیا و زندگانی آن. زینب علیها سلام که از شهادت یادگار برادرش باخبر شد بسرعت از خیمه بیرون آمده با ناله اندوهناکی برادر و برادرزاده را ندا میداد و بالاخره بیتاب شده خود را بر اندام پاک او افکند حسین ع که خواهر را سخت ناراحت دید پیش آمده او را از روی نعش فرزند بزرگوارش برداشت و او را بخیمهها روانه کرد و به جوانان دستور داد و فرمود اینک بیائید نعش برادرتان را بردارید آنها حسب الامر آمده نعش پاکیزه یادگار حیدر کرار را در پیش خیمهای که برابر آن کارزار میکردند گذاردند. تهیه و تنظیم #حکمتی ۱۴۰۲/۰۵/۰۳
مقتل علی اصغر از لهوف مرحوم سید ابن طاووس:
قَالَ وَ لَمَّا رَأَى الْحُسَيْنُ علیه السلام مَصَارِعَ فِتْيَانِهِ وَ أَحِبَّتِهِ عَزَمَ عَلَى لِقَاءِ الْقَوْمِ بِمُهْجَتِهِ وَ نَادَى هَلْ مِنْ ذَابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ ص ؟هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ يَخَافُ اللَّهَ فِينَا؟ هَلْ مِنْ مُغِيثٍ يَرْجُو اللَّهَ بِإِغَاثَتِنَا؟ هَلْ مِنْ مُعِينٍ يَرْجُو مَا عِنْدَ اللَّهِ فِي إِعَانَتِنَا؟ فَارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُ النِّسَاءِ بِالْعَوِيلِ فَتَقَدَّمَ إِلَى الْخَيْمَةِ وَ قَالَ لِزَيْنَبَ: «نَاوِلِينِي وَلَدِيَ الصَّغِيرَ حَتَّى أُوَدِّعَهُ ». فَأَخَذَهُ وَ أَوْمَأَ إِلَيْهِ لِيُقَبِّلَهُ، فَرَمَاهُ حَرْمَلَةُ بْنُ الْكَاهِلِ، بِسَهْمٍ، فَوَقَعَ فِي نَحْرِهِ فَذَبَحَهُ. فَقَالَ لِزَيْنَبَ: «خُذِيهِ». ثُمَّ تَلَقَّى الدَّمَ بِكَفَّيْهِ حَتیّ امْتَلَأَتَا، وَرَمَى بِالدَّمِ نَحْوَ السَّمَاءِ وَ قَالَ: « هَوَّنَ عَلَيَّ مَا نَزَلَ بِي أَنَّهُ بِعَيْنِ اللَّهِ».
قَالَ الْبَاقِرُ علیه السلام: «فَلَمْ يَسْقُطْ مِنْ ذَلِكَ الدَّمِ قَطْرَةٌ إِلَى الْأَرْضِ! ». لهوف متن و ترجمه ۱۷۰
قَالَ وَ لَمَّا رَأَى الْحُسَيْنُ علیه السلام مَصَارِعَ فِتْيَانِهِ وَ أَحِبَّتِهِ عَزَمَ عَلَى لِقَاءِ الْقَوْمِ بِمُهْجَتِهِ وَ نَادَى هَلْ مِنْ ذَابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ ص ؟هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ يَخَافُ اللَّهَ فِينَا؟ هَلْ مِنْ مُغِيثٍ يَرْجُو اللَّهَ بِإِغَاثَتِنَا؟ هَلْ مِنْ مُعِينٍ يَرْجُو مَا عِنْدَ اللَّهِ فِي إِعَانَتِنَا؟ فَارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُ النِّسَاءِ بِالْعَوِيلِ فَتَقَدَّمَ إِلَى الْخَيْمَةِ وَ قَالَ لِزَيْنَبَ: «نَاوِلِينِي وَلَدِيَ الصَّغِيرَ حَتَّى أُوَدِّعَهُ ». فَأَخَذَهُ وَ أَوْمَأَ إِلَيْهِ لِيُقَبِّلَهُ، فَرَمَاهُ حَرْمَلَةُ بْنُ الْكَاهِلِ، بِسَهْمٍ، فَوَقَعَ فِي نَحْرِهِ فَذَبَحَهُ. فَقَالَ لِزَيْنَبَ: «خُذِيهِ». ثُمَّ تَلَقَّى الدَّمَ بِكَفَّيْهِ حَتیّ امْتَلَأَتَا، وَرَمَى بِالدَّمِ نَحْوَ السَّمَاءِ وَ قَالَ: « هَوَّنَ عَلَيَّ مَا نَزَلَ بِي أَنَّهُ بِعَيْنِ اللَّهِ».
قَالَ الْبَاقِرُ علیه السلام: «فَلَمْ يَسْقُطْ مِنْ ذَلِكَ الدَّمِ قَطْرَةٌ إِلَى الْأَرْضِ! ». لهوف متن و ترجمه ۱۷۰
۶:۳۳
روز عاشورا، روز مصیبت و عزای سیدالشهدا مظلوم کربلا امام حسین (ع) است. در این روز انجام کارهای زیر از سوی اولیای الهی توصیه شده است:۱. مصیبت امام حسین (ع) را به همدیگر تسلیت گفته شود.۲. برای عزای حسین مرثیه و مقتل خوانی شود.۳. زیارت امام حسین در روز عاشورا با تکرار صدبار آن دو فراز زیارت در زیر آفتاب۴. نوشیدن و نخوردن چیزی تا زوال شمس.۵. هزار بار گفتن این جمله:اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ؛ الهی بر قاتلان حسین لعنت فرست. به جا است در حین خواندن این ذکر و قرائت زیارت امام حسین در روز عاشورا با وضو و طهارت باشد قبل از شروع زیارت و نیز قبل از این ذکر۷۰ مرتبه استغفرالله ربی و اتوب الیهگفته شود و نیز ۷۰ مرتبه ماشاالله لاحول و لاقوه الا بالله.
۲۱:۳۹