تا به حال برایتان پیش آمده که در یک روز گرم تابستانی، پنجرهها را باز بگذارید تا هوای خانه عوض شود، اما شب که میشود میبینید خانه پر از پشه، مگس و حشرات موذی شده است؟ شما دنبال «هوا» بودید، اما «مزاحم» دعوت کردید.
داستان مراجعه به دعانویسانِ غیرشرعی و وارد کردن طلسمات به حریم زندگی، داستان باز کردن پنجره نیست؛ داستانِ برداشتنِ دروازههای قلعه و دعوت کردنِ لشکرِ دشمن به اتاقخوابتان است.
بسیاری از افراد تصور میکنند دعانویسی شبیه به خریدن یک قرص مسکن از داروخانه است. میروند، پولی میدهند، کاغذی میگیرند و تمام! مشکل حل شد.
اما حقیقت، هزاران فرسنگ با این تصور سادهلوحانه فاصله دارد. در این بخش میخواهیم از یک واقعیت هولناکِ متافیزیکی پرده برداریم: شما با پای خودتان به خانه برمیگردید، اما دیگر «تنها» نیستید.
۱. شکستنِ «حفاظِ امنیتی» خدابیایید از قوانینِ هستی شروع کنیم. خداوند متعال انسان را بیپناه رها نکرده است. هر انسانی که متولد میشود، دارای یک «هالهی حفاظتی» و نگهبانانِ غیبی (ملائکهی حافظ) است. تا زمانی که انسان در مسیرِ فطرت و بندگی حرکت میکند، این سپرِ نامرئی او را از شرارتهای موجوداتِ ماورایی (اجنه و شیاطین) حفظ میکند.
این موجودات در لایهای دیگر از هستی زندگی میکنند و قوانینِ خلقت به آنها اجازهی ورودِ مستقیم و آسیبرسانی به زندگیِ فیزیکیِ ما را نمیدهد، مگر در یک حالت: «دعوتِ خودِ انسان».
ادامه دارد…
قسمت بعد: وقتی شما سراغِ دعانویس میروید، چه اتفاقی میافتد؟
#سحر_و_جادوی_مدرن#قسمت_68#فصل_چهارم
✾•┈┈••✦••┈┈•✾
۱۹۴
۱۰:۰۴