«که» همیشه ضروری نیست
«که» گاهی بند موصولی میسازد، مانند:
۱. آنها که نمیتوانستند، میگفتند خوشبهحال آنهایی که میتوانند (روزها، ج۱، ص۶۳).
۲. آدمی که هوشوگوشش تا این حد بجاست، به این زودی... نمیمیرد (سووشون، ص۱۰۱).
۳. هرچیز که برق میزند، خیال نباید کرد که طلاست (شوهر آهوخانم، ص۳۱۶).
از نظر معنایی، وظیفۀ بند موصولی توصیف کلمۀ قبل از خود است.
اما بعضی بندهای موصولی هستند که میشود نباشند! یعنی میشود طوری آوردشان که ساختار صفت یا قید یا مضافٌالیه پیدا کنند و لازم نباشد در قالب یک جمله (بند موصولی) بیایند. برای تمرین، این نمونهها را ببینید:
۴. اینها که گفتم، مالِ مواقعی بود که تنها بود (اسیر خاک، ص۵۳).
← این گفتههایم مال مواقعی بود که تنها بود.
۵. این سفلگان که تازهبهدورانرسیدهاند / حقا که پَستفطرت و دولتندیدهاند (_دیوان روحانی_، ص۳۱۳).
← این سفلگانِ تازهبهدوران رسیده حقا که پستفطرت و دولتندیدهاند.
۶. از خراشی که روی کفشش بود، حدس زدم که اوست (شرق بنفشه، ص۱۶).
← از خراش روی کفشش حدس زدم اوست.
۷. هر قصه که گفتنیست، گفتی / هر نامه که خواندنیست، خواندی (دیوان پروین اعتصامی، ص۲۶۶).
← هر قصۀ گفتنی را گفتی. هر نامۀ خواندنی را خواندی.
آیا مجازیم در ویرایش اینها را تغییر دهیم؟ نه، در ویرایش اینها را تغییر نمیدهیم؛ چون هرکدامشان با هدف و قصدی و برای رساندن معنایی ضمنی در قالب بند موصولی آمدهاند. در تمام این نمونهها، بند موصولی دارد معنای خودش را برجسته میکند. مثلاً در نمونۀ ۴ بند موصولی باعث میشود کنشِ «گفتن» برجسته شود. در نمونۀ ۶ موقعیت روی کفش بودن دارد برجسته میشود. بماند که در نمونۀ ۵ و ۷، وزن شعر هم به هم میخورد.
اما بعضی جاها این قصد و غرض ضمنی در کار نیست و میشود بند موصولی را راحت به ساختار سادهتری تبدیل کرد. در این معدود جاها این تغییر را میدهیم:
۸. کتابی که مال تو است، اینجاست.
← کتاب تو اینجاست.
۹. من جملهای از مرحوم عالینسب که معروف به پدر صنعت ایران است، نقل میکنم:... (#ویرانما_۸۹)
← من جملهای از مرحوم عالینسب، پدر صنعت ایران، نقل میکنم:...
۱۰. در واقع مهمترین اتفاقی که در سال ۱۳۸۳ افتاد، این بود که معاونت فرهنگی بهصورت مستقل دارای یک هویت شد. (#ویرانما_۳۰۶)
← در واقع مهمترین اتفاق سال ۱۳۸۳ این بود که...
نکته: در ویرایش، قرار نیست هر بند موصولیای را سادهسازی کنیم. مسئله سادهتر کردن ساختار جمله است. گاهی بند موصولی دقیقاً همان چیزی است که جمله به آن نیاز دارد. البته گاهی هم فقط نتیجهٔ عادت نویسنده به جملهسازیهای پیچیده است.
آیا در متنهایی که میخوانید یا ویرایش میکنید، با بند موصولیهای اضافی مواجه شدهاید؟ دیدگاه بگذارید و مثالی بزنید.
پ.ن: شواهد ۱ تا ۷ از پیکرۀ فرهنگستان گردآوری شده است.
خانهٔ ویراستار خانۀ خودتان است.@heydarisani_ir
۱. آنها که نمیتوانستند، میگفتند خوشبهحال آنهایی که میتوانند (روزها، ج۱، ص۶۳).
۲. آدمی که هوشوگوشش تا این حد بجاست، به این زودی... نمیمیرد (سووشون، ص۱۰۱).
۳. هرچیز که برق میزند، خیال نباید کرد که طلاست (شوهر آهوخانم، ص۳۱۶).
۴. اینها که گفتم، مالِ مواقعی بود که تنها بود (اسیر خاک، ص۵۳).
← این گفتههایم مال مواقعی بود که تنها بود.
۵. این سفلگان که تازهبهدورانرسیدهاند / حقا که پَستفطرت و دولتندیدهاند (_دیوان روحانی_، ص۳۱۳).
← این سفلگانِ تازهبهدوران رسیده حقا که پستفطرت و دولتندیدهاند.
۶. از خراشی که روی کفشش بود، حدس زدم که اوست (شرق بنفشه، ص۱۶).
← از خراش روی کفشش حدس زدم اوست.
۷. هر قصه که گفتنیست، گفتی / هر نامه که خواندنیست، خواندی (دیوان پروین اعتصامی، ص۲۶۶).
← هر قصۀ گفتنی را گفتی. هر نامۀ خواندنی را خواندی.
۸. کتابی که مال تو است، اینجاست.
← کتاب تو اینجاست.
۹. من جملهای از مرحوم عالینسب که معروف به پدر صنعت ایران است، نقل میکنم:... (#ویرانما_۸۹)
← من جملهای از مرحوم عالینسب، پدر صنعت ایران، نقل میکنم:...
۱۰. در واقع مهمترین اتفاقی که در سال ۱۳۸۳ افتاد، این بود که معاونت فرهنگی بهصورت مستقل دارای یک هویت شد. (#ویرانما_۳۰۶)
← در واقع مهمترین اتفاق سال ۱۳۸۳ این بود که...
پ.ن: شواهد ۱ تا ۷ از پیکرۀ فرهنگستان گردآوری شده است.
۱۳۰
۱۰:۲۶