از قانون مجازات اسلامی
ماده ۵۰۸ – هر کس یا گروهی با دول خارجی متخاصم بهر نحو علیه جمهوری اسلامی ایران همکاری نماید، در صورتیکه محارب شناخته نشود به یک تا ده سال حبس محکوم میگردد.
مطابق ماده 279 قانون مجازات اسلامی” محاربه، عبارت از کشیدن سلاح، به قصد جان، مال یا ناموس مردم یا ارعاب آن ها است، به نحوی که موجب ناامنی در محیط گردد. هر گاه کسی با انگیزه شخصی، به سوی یک یا چند شخص خاص، سلاح بکشد و عمل او جنبه عمومی نداشته باشد و نیز کسی که به روی مردم سلاح بکشد، ولی در اثر ناتوانی، موجب سلب امنیت نشود، محارب محسوب نمی شودانواع مجازات محاربهماده ۲۸۲ قانون مجازات اسلامی بیان میدارد: «حد محاربه یکی از چهار مجازات زیر است:الف- اعدامب- صلبپ- قطع دست راست و پای چپت- نفی بلد.»
. ماده 286 قانون مجازات اسلامی، در تعریف اینکه مفسد فی الارض کیست، مقرر می دارد: "هرکس به طور گسترده، مرتکب جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد، جرائم علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور، نشر اکاذیب، اخلال در نظام اقتصادی کشور، احراق و تخریب، پخش مواد سمی و میکروبی و خطرناک یا دایر کردن مراکز فساد و فحشا یا معاونت در آن ها گردد، به گونه ای که موجب اخلال شدید در نظم عمومی کشور، ناامنی یا ورود خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد یا اموال عمومی و خصوصی، یا سبب اشاعه فساد یا فحشا در حد وسیع گردد، مفسد فی الارض محسوب .... می گردد."
اعدام: در صورتی که فرد، مرتکب جرم افساد فی الارض، شناخته شود و قاضی رسیدگی کننده به پرونده، قصد ایجاد اخلال گسترده در نظام کشور و نظم عمومی را از اقدامات او و جرایمی که مرتکب شده، احراز کند و همچنین، به ایجاد نا امنی و اشاعه فحشا، در حد وسیع، پی ببرد، حکم به اعدام مفسد فی الارض، خواهد داد
ماده ۵۰۸ – هر کس یا گروهی با دول خارجی متخاصم بهر نحو علیه جمهوری اسلامی ایران همکاری نماید، در صورتیکه محارب شناخته نشود به یک تا ده سال حبس محکوم میگردد.
مطابق ماده 279 قانون مجازات اسلامی” محاربه، عبارت از کشیدن سلاح، به قصد جان، مال یا ناموس مردم یا ارعاب آن ها است، به نحوی که موجب ناامنی در محیط گردد. هر گاه کسی با انگیزه شخصی، به سوی یک یا چند شخص خاص، سلاح بکشد و عمل او جنبه عمومی نداشته باشد و نیز کسی که به روی مردم سلاح بکشد، ولی در اثر ناتوانی، موجب سلب امنیت نشود، محارب محسوب نمی شودانواع مجازات محاربهماده ۲۸۲ قانون مجازات اسلامی بیان میدارد: «حد محاربه یکی از چهار مجازات زیر است:الف- اعدامب- صلبپ- قطع دست راست و پای چپت- نفی بلد.»
. ماده 286 قانون مجازات اسلامی، در تعریف اینکه مفسد فی الارض کیست، مقرر می دارد: "هرکس به طور گسترده، مرتکب جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد، جرائم علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور، نشر اکاذیب، اخلال در نظام اقتصادی کشور، احراق و تخریب، پخش مواد سمی و میکروبی و خطرناک یا دایر کردن مراکز فساد و فحشا یا معاونت در آن ها گردد، به گونه ای که موجب اخلال شدید در نظم عمومی کشور، ناامنی یا ورود خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد یا اموال عمومی و خصوصی، یا سبب اشاعه فساد یا فحشا در حد وسیع گردد، مفسد فی الارض محسوب .... می گردد."
اعدام: در صورتی که فرد، مرتکب جرم افساد فی الارض، شناخته شود و قاضی رسیدگی کننده به پرونده، قصد ایجاد اخلال گسترده در نظام کشور و نظم عمومی را از اقدامات او و جرایمی که مرتکب شده، احراز کند و همچنین، به ایجاد نا امنی و اشاعه فحشا، در حد وسیع، پی ببرد، حکم به اعدام مفسد فی الارض، خواهد داد
۱۲:۰۹
۶:۳۴
Toggle navigationپرتال جامع علوم انسانیدرسها و عبرتهاى عاشورا در عرصه رفتار سیاسى (مقاله پژوهشی حوزه)درجه علمی: علمی-پژوهشی (حوزوی)نویسندگان: محمدصادق مزینانیمنبع: حکومت اسلامی 1382 شماره 27متنیکى از اساسىترین ابعاد حادثه عاشورا، درسها و عبرتهاى این نهضت است .درسهاى عاشورا همواره بحثى زنده، حیاتبخش و حرکتآفرین است . هر چند این رویداد در مکان و زمان محدودى به وقوع پیوست اما درسهاى آن ویژه زمان و مکان خاصى نیست . عدالتخواهى و ستمستیزى، عزت، پاسدارى از اسلام و ارزشهاى اسلامى، شهادت در راه خدا، جمع میان سیاست و معنویت، امر به معروف و نهى از منکر از جمله درسهاى مهم در عرصه رفتارسیاسى رویداد عاشورا است .نویسنده پس از تبیین مسائل یاد شده و بیان نمونههایى از آن در کلام و رفتار امام حسین (ع)، به بررسى عبرتهاى عاشورا مىپردازد . وى تحلیل عوامل زمینهساز حادثه عاشورا را مایه عبرت جامعه اسلامى و نظام دینى دانسته، مهمترین آنها را تحت عنوان دگرگونى ارزشها و آرمانهاى حاکم بر جامعه نبوى و کوتاهى خواص از انجام رسالتخود، بازگو مىنماید . جدایى مردم از اهلبیت (ع) و دنیاگرایى خواص از جمله موضوعاتى است که در این بخش مورد توجه قرار گرفته است .مقدمهدر باره رویداد عاشورا بسیار گفته و نوشتهاند . باز هم جاى گفتن و نوشتن باقى است، چرا که این رویداد از چنان ابعاد بزرگ و گستردهاى برخوردار است که هر چه بیشتر به تحلیل و بررسى آن پرداخته شود زوایاى نوتر و تازهترى از آن آشکار خواهد شد .قیام عاشورا از سال 61 هجرى تا امروز همچون چشمهاى جوشان و خروشان از آب زلال و گواراى خود تشنگان معرفت و حقیقت را سیراب کرده، و الهامبخش بسیارى از نهضتهاى حق علیه باطل بوده است . انقلاب اسلامى، به رهبرى امام خمینى (ره) از عاشورا الهام گرفت . ماندگارى و پایایى آن نیز در گرو بهرهگیرى از درسها و عبرتهاى آن است . درسهاى عاشورا در گستره زمان و زمین همچنان ادامه دارد، چرا که در ادبیات عاشورا آمده است:«کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و کل شهر محرم .» (1)یعنى درگیرى حقجویان و عدالتخواهان با باطل و ستمگران همیشگى است . رویداد عاشورا در تاریخ همواره قابل تکرار است . از این روى، عاشورا رسالتبزرگى را بر دوش همه دینداران به ویژه آگاهان جامعه نهاده است . همگان پس از شناخت ابعاد آن موظفاند خود و جامعه خود را با آن مقایسه و از آن درس و عبرت بیاموزند، چرا که زنده بودن تاریخ به ترسیم و تصویب آن و سنجش خودمان با آن است .سخن ما در این گفتار با عنوان: «درسها و عبرتهاى عاشورا در عرصه رفتار سیاسى» در باره یکى از اساسىترین ابعاد این حادثه بزرگ است که در دو بخش آن را پى خواهیم گرفت:الف . درسهاى عاشورا;ب . عبرتهاى عاشورا .پیش از آن یادآورى چند نکته مفید و مناسب مىنماید:1 . تفاوت درس و عبرتدرس گرفتن از قیام عاشورا یعنى گفتار و رفتار عاشورائیان را در زندگى فردى و اجتماعى، الگو و اسوه قراردادن . در نهضت عاشورا با قهرمانان و الگوهایى روبه رو هستیم که با گفتار و رفتار خود حادثهاى بس بزرگ آفریدند، حادثهاى که مىتوان براى شیعه و مسلمانان بلکه همه جهانیان الگوى مناسب و کارآمدى باشد .عبرت: واژه «عبرت» از ریشه «عبور» و گذشتن از چیزى به چیز دیگر است .به اشگ چشم «عبره» گفته مىشود، (2) چون اشگ از چشم عبور مىکند . در تعبیر خواب نیز، این واژه به کار رفته، چون انسان را از ظاهر به باطن منتقل مىکند . به همین مناسبتبه حوادثى که به انسان پند دهد «عبرت» گویند، چون انسان را به یک سلسله تعالیم کلى راهنمایى مىکند . (3)بنابراین، عبرتآموزى یعنى از حال به گذشته رفتن و گذشته را بررسى و از آن پند گرفتن است . عبرتآموزى از حادثه عاشورا به این معناست که انسان همواره آن را مورد مطالعه قرار داده و جامعه خود را با آن مقایسه کند تا بفهمد در چه حال و وضعى قرار دارد، چه چیزى او را تهدید مىکند و چه چیزى براى او لازم است .با این بیان، تفاوت اساسى بین درس و عبرت وجود ندارد; چرا که عبرتآموزى نوع دیگرى از درس است، اما درس از راه عبرتگیرى . با این توضیح که ما در درسآموزى نقطههاى اوج و خوبىها را مىبینیم و آنها را به عنوان اسوه و سرمشق معرفى مىکنیم . اما در عبرتآموزى، تنها به خوبىها و الگوهاى مثبت نگاه نمىکنیم بلکه بدىها و زشتىها و نامردمىها را نیز مىبینیم و از آن به گونهاى دیگر درس مىآموزیم . به گفته استاد شهید مطهرى: حادثه عاشورا دو صفحه دارد: سفید و نورانى، تاریک و سیاه . صفحه سفید قهرمانانى چون امام حسین (ع) و قمر بنىهاشم و صفحه سیاه قهرمانانى چون یزید، ابن زیاد و عمر سعد دارد . در بحث عبرتها به صفحه سیاه و تاریک و جنایتهاى آنان نیز توجه مىشود .
۱۹:۲۴
از دیدگاه دین، کسالت و بیحالی میتواند ناشی از عوامل مختلفی باشد، از جمله دوری از یاد خدا، گناهان، غفلت از آخرت، و عدم شکرگزاری نسبت به نعمتهای الهی. همچنین، حب نفس و علاقه بیش از حد به دنیا نیز میتواند باعث بیحالی در عبادت و امور معنوی شود. عوامل و علل کسالت و بیحالی از منظر دین:دوری از یاد خدا:فراموش کردن یاد و ذکر خدا و غفلت از عظمت و قدرت او، میتواند منجر به بیحالی و سستی در انجام امور دینی شود. گناهان:ارتکاب گناهان و نافرمانی از دستورات الهی، دل را تاریک و قلب را از نشاط و شادابی دور میکند. غفلت از آخرت:توجه نکردن به اهمیت آخرت و سرای جاویدان، میتواند باعث شود که انسان نسبت به انجام اعمال صالح بیتفاوت و سست باشد. عدم شکرگزاری:ناسپاسی در برابر نعمتهای الهی، از جمله عوامل مؤثر در ایجاد کسالت و بیحالی است. در روایات آمده است که شکرگزاری، باعث افزایش نعمت و رفع بلا میشود. حب نفس و دنیا:علاقه بیش از حد به خود و دنیا، میتواند انسان را از توجه به مسائل معنوی و آخرت باز دارد و او را درگیر لذات دنیوی کند. این امر باعث میشود که انسان در عبادت و انجام کارهای خیر سست و بیحال شود. ضعف ایمان:ایمان ضعیف، فرد را در برابر وسوسههای شیطانی و مشکلات زندگی آسیبپذیر میکند و میتواند منجر به کسالت و بیحالی شود. عدم توکل به خدا:عدم اعتماد به قدرت و یاری خداوند، میتواند باعث ایجاد اضطراب و نگرانی شود و در نتیجه، روحیه فرد را تضعیف کند. راهکارهای مقابله با کسالت و بیحالی از منظر دین:یاد خدا و ذکر:توجه به یاد خدا و ذکر نام او، میتواند دل را زنده کند و روح را جلا بخشد. توبه و استغفار:توبه از گناهان و طلب بخشش از خداوند، میتواند قلب را از تیرگی و کدورت پاک کند و به انسان نشاط و شادابی بخشد. تفکر در مورد آخرت:توجه به مرگ و قیامت، میتواند انسان را به سمت انجام کارهای نیک و پرهیز از گناه سوق دهد. شکرگزاری:شکر نعمتهای الهی، باعث افزایش آنها و رفع بلاها میشود. دوری از گناه:دوری از گناه و معصیت، از عوامل مهم در حفظ نشاط و شادابی روح است. توکل به خدا:اعتماد به قدرت و یاری خداوند، میتواند انسان را در برابر مشکلات و سختیها مقاوم کند و به او آرامش ببخشد. تقویت ایمان:با مطالعه قرآن و احادیث و انجام واجبات دینی، میتوان ایمان را تقویت کرد و در برابر وسوسههای شیطانی مقاوم شد.
۶:۴۵
بازارسال شده از زندگی با آیه ها
#زندگی_با_آیه_ها | #آخرت
۷:۰۶
ویکی پاسخ
جستجو
هدف و ضرورت معاد
زبان
دریافت پیدیاف
پیگیری
نمایش مبدأ
سؤال
هدف و ضرورت معاد چیست؟
معاد و آخرت تحقق عدالت و حکمت خداوند است. خداوند هیچگاه ستمکار را با ستمدیده یکسان نمیداند و به هر کس همانطور که مستحق است جزا و پاداش میدهد. آفرینش انسان بدون آنکه آخرتی در پیش باشد، لغو و بیهوده است و انسانها سزای اعمال خودشان را نمیبینند.
پاداش و مجازات در قیامت، فارغ از کیفر بودنشان، تجسم اعمال انسان در دنیا است. هرکس نتیجه اعمال و کردار خود را خوب یا بد در آن دنیا خواهد دید. هدف از آخرت، این است که هر انسانی تجسم اعمال خود را مشاهده کند و مهمتر آنکه بداند در این دنیا آزاد نیست که به هر ظلم و جنایتی دست بزند و گمان برد مجازاتی در کار نخواهد بود.
اثبات ضرورت معاد
برهان حکمت: خدا حکیم است و حکیم کار بیهوده انجام نمیدهد. آفرینش انسان و جهان و بعد نابودی آن بدون رسیدگی به حساب بندگان خوب و بد، موجب لغو و بیهوده بودن خلقت اوست؛ خدا کار بیهوده نمیکند، پس معادی در پیش است.[۱] قرآن برپا نشدن قیامت را پنداری ناروا دانسته است: ﴿أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لا تُرْجَعُونَ؛ آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريدهايم و اينكه شما به سوى ما بازگردانيده نمیشويد؟﴾(مومنون:۱۱۵)
برهان عدالت: خدا عادل است، عادل، ظالم را بر مظلوم مقدم نمیدارد و مسلط نمیکند، بلکه از ظالم انتقام میگیرد. پس خدا نیز ظالم و مظلوم را یکسان نمیداند و ظالم را بر مظلوم مقدم و مسلط نمیکند؛ و اگر معاد برای انسان نباشد، لازمهاش یکسانی ظالم و مظلوم بلکه مقدم داشتن ظالم بر مظلوم است نزد خدا. ولی خدا منزه از آن است که ظالم و مظلوم در برابرش یکسان باشد. پس معاد لازم و ضروری است تا هر چه که مستحق است، جزا بیند.[۲] و خدا میفرمایید: ﴿أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ کَالْمُجْرِمِینَ؛ آيا فرمانبرداران را مانند گناهكاران (يكسان) میگردانيم؟﴾(قلم:۳۵)
هدف از کیفر و مجازات اخروی مجرمان
ادله اثبات تجسم اعمال
عدالت الهی
قرآن کریم میفرماید؛ ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ کَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْیَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ اى كسانى كه كافر شدهايد، امروز عذر نياوريد، در واقع به آنچه میكرديد كيفر میيابيد.﴾(تحریم:۷) علامه طباطبائی با استفاده از قسمت اول آیه «یا ایها الذین … تعلمون» بر تجسم اعمال میفرماید: این مطلب (تجسم اعمال) را مرحله بعد یعنی «و ما یظلم ربک احداً» تأیید میکند، زیرا انتفاء ظلم بنابر تجسم اعمال واضح تر است؛ چیزی به عنوان جزاء به کفار داده میشود. همان عمل آنان است، که به آنها برگشت و ملحق میشود. در حالیکه هیچکس دخالتی در آن نداشته است.[۷]
آیات قرآن
بسیاری از آیات دلالت میکنند بر این که جزاء در روز قیامت با خود اعمال است.»[۸] مثلا قرآن میفرماید: ﴿یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا؛ روزی که هر کس آنچه را از کار نیکانجام داده حاضر میبیند، و آرزو میکند میان او، و آنچه از اعمال بد داده، فاصله زمانی زیاد میباشد﴾(آلعمران:۳۰) وجه دلالت آیه بر تجسم اعمال بدین صورت است که: «کلمه «تجد» از وجدان (یافتن) ضد فقدان و نابودی است و دو کلمه «خیر» و «سوء» به لفظ نکره آورده شده، که مفید عموم است. یعنی انسان در روز رستاخیز تمام اعمال نیک و زشت خود را گرچه کم باشد، پیش خود مییابد.[۹] در آیه دیگر هدف از قیامت و برانگیخته شدن مردم، دیدن اعمال معرفی شده است: ﴿یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِیُرَوْا أَعْمَالَهُمْ؛ در آن روز مردم، پراكنده (از گورها) باز میگردند تا كردارهايشان را به آنان بنمايانند.﴾(زلزال:۶) و بعد مطلب را تأکید میکند ﴿فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّه خَیْرًا یَرَهُ وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّه شَرًّا یَرَهُ؛ پس هر كس همسنگ ذرهاى نيكى ورزد، آن را خواهد ديد، و هر كس همسنگ ذرهاى بدى كند، آن را خواهد ديد.﴾(زلزال:۷و۸)
روایات
امام علی(ع) میفرماید: «کردار بندگان در دنیا، در آخرت جلو چشمانشان است.»[۱۰] امام صادق(ع) میفرماید: «جبرئیل به خدمت پیامبر آمد و گفت: ای محمد آنچه خواهی زندگی کن که خواهی مرد و آنچه را خواهی دوست دار که از آن جدا خواهی شد و آنچه خواهی انجام ده که آنرا خواهی دید.»[۱۱]
عدم امکان مجازات همه مجرمان در دنیا
برخیها مجازات اخروی مجرمان را تنبیهی و در دنیا ممکن دانستهاند ولی این ادعا درست نیست؛ اولاً: مجازات اخروی چون قراردادی نیست، تنبیهی نمیباشد. ثانیاً: بر فرض تنبیهی بودن امکان تحقق آن در دنیا نیست زیرا:
مجازات در دنیا موقعی که مصالح جامعه اقتضا نمیکند، موجب میشود تا اطرافیان مجرم نیز بر اثر آن آزار ببیند و این ظلم به آنها اس
جستجو
هدف و ضرورت معاد
زبان
دریافت پیدیاف
پیگیری
نمایش مبدأ
سؤال
هدف و ضرورت معاد چیست؟
معاد و آخرت تحقق عدالت و حکمت خداوند است. خداوند هیچگاه ستمکار را با ستمدیده یکسان نمیداند و به هر کس همانطور که مستحق است جزا و پاداش میدهد. آفرینش انسان بدون آنکه آخرتی در پیش باشد، لغو و بیهوده است و انسانها سزای اعمال خودشان را نمیبینند.
پاداش و مجازات در قیامت، فارغ از کیفر بودنشان، تجسم اعمال انسان در دنیا است. هرکس نتیجه اعمال و کردار خود را خوب یا بد در آن دنیا خواهد دید. هدف از آخرت، این است که هر انسانی تجسم اعمال خود را مشاهده کند و مهمتر آنکه بداند در این دنیا آزاد نیست که به هر ظلم و جنایتی دست بزند و گمان برد مجازاتی در کار نخواهد بود.
اثبات ضرورت معاد
برهان حکمت: خدا حکیم است و حکیم کار بیهوده انجام نمیدهد. آفرینش انسان و جهان و بعد نابودی آن بدون رسیدگی به حساب بندگان خوب و بد، موجب لغو و بیهوده بودن خلقت اوست؛ خدا کار بیهوده نمیکند، پس معادی در پیش است.[۱] قرآن برپا نشدن قیامت را پنداری ناروا دانسته است: ﴿أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لا تُرْجَعُونَ؛ آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريدهايم و اينكه شما به سوى ما بازگردانيده نمیشويد؟﴾(مومنون:۱۱۵)
برهان عدالت: خدا عادل است، عادل، ظالم را بر مظلوم مقدم نمیدارد و مسلط نمیکند، بلکه از ظالم انتقام میگیرد. پس خدا نیز ظالم و مظلوم را یکسان نمیداند و ظالم را بر مظلوم مقدم و مسلط نمیکند؛ و اگر معاد برای انسان نباشد، لازمهاش یکسانی ظالم و مظلوم بلکه مقدم داشتن ظالم بر مظلوم است نزد خدا. ولی خدا منزه از آن است که ظالم و مظلوم در برابرش یکسان باشد. پس معاد لازم و ضروری است تا هر چه که مستحق است، جزا بیند.[۲] و خدا میفرمایید: ﴿أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ کَالْمُجْرِمِینَ؛ آيا فرمانبرداران را مانند گناهكاران (يكسان) میگردانيم؟﴾(قلم:۳۵)
هدف از کیفر و مجازات اخروی مجرمان
ادله اثبات تجسم اعمال
عدالت الهی
قرآن کریم میفرماید؛ ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ کَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْیَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ اى كسانى كه كافر شدهايد، امروز عذر نياوريد، در واقع به آنچه میكرديد كيفر میيابيد.﴾(تحریم:۷) علامه طباطبائی با استفاده از قسمت اول آیه «یا ایها الذین … تعلمون» بر تجسم اعمال میفرماید: این مطلب (تجسم اعمال) را مرحله بعد یعنی «و ما یظلم ربک احداً» تأیید میکند، زیرا انتفاء ظلم بنابر تجسم اعمال واضح تر است؛ چیزی به عنوان جزاء به کفار داده میشود. همان عمل آنان است، که به آنها برگشت و ملحق میشود. در حالیکه هیچکس دخالتی در آن نداشته است.[۷]
آیات قرآن
بسیاری از آیات دلالت میکنند بر این که جزاء در روز قیامت با خود اعمال است.»[۸] مثلا قرآن میفرماید: ﴿یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا؛ روزی که هر کس آنچه را از کار نیکانجام داده حاضر میبیند، و آرزو میکند میان او، و آنچه از اعمال بد داده، فاصله زمانی زیاد میباشد﴾(آلعمران:۳۰) وجه دلالت آیه بر تجسم اعمال بدین صورت است که: «کلمه «تجد» از وجدان (یافتن) ضد فقدان و نابودی است و دو کلمه «خیر» و «سوء» به لفظ نکره آورده شده، که مفید عموم است. یعنی انسان در روز رستاخیز تمام اعمال نیک و زشت خود را گرچه کم باشد، پیش خود مییابد.[۹] در آیه دیگر هدف از قیامت و برانگیخته شدن مردم، دیدن اعمال معرفی شده است: ﴿یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِیُرَوْا أَعْمَالَهُمْ؛ در آن روز مردم، پراكنده (از گورها) باز میگردند تا كردارهايشان را به آنان بنمايانند.﴾(زلزال:۶) و بعد مطلب را تأکید میکند ﴿فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّه خَیْرًا یَرَهُ وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّه شَرًّا یَرَهُ؛ پس هر كس همسنگ ذرهاى نيكى ورزد، آن را خواهد ديد، و هر كس همسنگ ذرهاى بدى كند، آن را خواهد ديد.﴾(زلزال:۷و۸)
روایات
امام علی(ع) میفرماید: «کردار بندگان در دنیا، در آخرت جلو چشمانشان است.»[۱۰] امام صادق(ع) میفرماید: «جبرئیل به خدمت پیامبر آمد و گفت: ای محمد آنچه خواهی زندگی کن که خواهی مرد و آنچه را خواهی دوست دار که از آن جدا خواهی شد و آنچه خواهی انجام ده که آنرا خواهی دید.»[۱۱]
عدم امکان مجازات همه مجرمان در دنیا
برخیها مجازات اخروی مجرمان را تنبیهی و در دنیا ممکن دانستهاند ولی این ادعا درست نیست؛ اولاً: مجازات اخروی چون قراردادی نیست، تنبیهی نمیباشد. ثانیاً: بر فرض تنبیهی بودن امکان تحقق آن در دنیا نیست زیرا:
مجازات در دنیا موقعی که مصالح جامعه اقتضا نمیکند، موجب میشود تا اطرافیان مجرم نیز بر اثر آن آزار ببیند و این ظلم به آنها اس
۸:۰۰
ت.
ستلزم خوب شدن اجباری (برای ترس از عقوبت فوری) افراد میشود که بیارزش است.
دنیا محدود است و نمیشود هر جرمی در آن کیفر داده شود. مثلا کسی را که هزاران نفر را کشته، چگونه در دنیا میتوان کیفر داد؟ چون یکبار کشتن فقط مجازات کشتن یک نفر میشود نه بیشتر.
مجازات فوری و دنیوی مجرمان موجب به هم خوردن نظام زندگی میگردد، و اصلاً در آن نسل صورت بشر در همان آغاز با مجازات از بین میرفت.
کیفر در دنیا کم لطفی است، چون ممکن است مجرم، در صورت مهلت داشتن بعدها توبه کند.
گاهی کیفر فوری در دنیا به جهت اینکه آثار و خسارات بعدی جرم به حساب نمیآیند، ناعادلانه میگردد.[۱۲]
گاهی خود عمل خوب، مانند شهادت و عمل بد، مانند خودکشی موجب مرگ شخص میشود و دیگر نمیماند تا پاداش یا جزاء ببیند.[۱۳]
مطالعه بیشتر
الالهیات و معارف اسلامی، جعفر سبحانی، ص۵۱۲–۵۱۶.
عدل الهی، مرتضی مطهری، صدرا.
منابع
آخرین ویرایش ۲ سال پیش توسط Fabbasi انجام شده است
ویکی پاسخ
محتوایات تحت اجازهنامهٔ Creative Commons Attribution-NonCommercial-ShareAlike هستند مگر اینکه خلافش ذکر شده باشد.
سیاست حفظ حریم خصوصی
نمای رایانه
ستلزم خوب شدن اجباری (برای ترس از عقوبت فوری) افراد میشود که بیارزش است.
دنیا محدود است و نمیشود هر جرمی در آن کیفر داده شود. مثلا کسی را که هزاران نفر را کشته، چگونه در دنیا میتوان کیفر داد؟ چون یکبار کشتن فقط مجازات کشتن یک نفر میشود نه بیشتر.
مجازات فوری و دنیوی مجرمان موجب به هم خوردن نظام زندگی میگردد، و اصلاً در آن نسل صورت بشر در همان آغاز با مجازات از بین میرفت.
کیفر در دنیا کم لطفی است، چون ممکن است مجرم، در صورت مهلت داشتن بعدها توبه کند.
گاهی کیفر فوری در دنیا به جهت اینکه آثار و خسارات بعدی جرم به حساب نمیآیند، ناعادلانه میگردد.[۱۲]
گاهی خود عمل خوب، مانند شهادت و عمل بد، مانند خودکشی موجب مرگ شخص میشود و دیگر نمیماند تا پاداش یا جزاء ببیند.[۱۳]
مطالعه بیشتر
الالهیات و معارف اسلامی، جعفر سبحانی، ص۵۱۲–۵۱۶.
عدل الهی، مرتضی مطهری، صدرا.
منابع
آخرین ویرایش ۲ سال پیش توسط Fabbasi انجام شده است
ویکی پاسخ
محتوایات تحت اجازهنامهٔ Creative Commons Attribution-NonCommercial-ShareAlike هستند مگر اینکه خلافش ذکر شده باشد.
سیاست حفظ حریم خصوصی
نمای رایانه
۸:۰۰
آثار سازنده معاد در قرآن
قرآن در یک آیه، نظریه دو گروه (مادی و الهی) را درباره معاد منعکس میکند، شما در مفاد این دو نظر، دقت کنید، سپس به سؤالی که خواهیم کرد پاسخ بفرمائید
1 قال الذین کفروا لا تاتینا الساعة
.2 قل بلی و ربی لتأتینکم عالم الغیب لا یعزب عنه مثقال ذرة فی السموات و لا فی الارض و لا اصغر من ذلک و لا اکبر الا فی کتاب مبین. (سباء آیه 4)
«گروه کفار گفتند که قیامتی نخواهد آمد.»«بگو، سوگند به خدایم رستاخیز خواهد آمد، اوست آگاه از غیب حتی اندازه سنگینی ذره ای در آسمانها و زمین و نه از آن کوچکتر و نه از آن بزرگتر نزد او پنهان نیست و همگی در کتاب روشنی مضبوط می باشد.»
من از شما سؤال میکنم کدام یک از این دو مکتب می تواند، به اجراء قوانین و تحکیم عدالت اجتماعی و حفظ حقوق همنوعان کمک کند؟ آیا آن مکتبی که می گوید:
جهان، صاحبی و خدائی دانا، توانا، عادل و دادگر ندارد و پس از مرگ، برای اعمال او حساب و کتابی در کار نیست، با مکتبی که میگوید هر عملی هر چند کوچک باشد، در روز بازپسین، حساب و کتابی خواهد داشت؟
پی نوشت ها:
قرآن در یک آیه، نظریه دو گروه (مادی و الهی) را درباره معاد منعکس میکند، شما در مفاد این دو نظر، دقت کنید، سپس به سؤالی که خواهیم کرد پاسخ بفرمائید
1 قال الذین کفروا لا تاتینا الساعة
.2 قل بلی و ربی لتأتینکم عالم الغیب لا یعزب عنه مثقال ذرة فی السموات و لا فی الارض و لا اصغر من ذلک و لا اکبر الا فی کتاب مبین. (سباء آیه 4)
«گروه کفار گفتند که قیامتی نخواهد آمد.»«بگو، سوگند به خدایم رستاخیز خواهد آمد، اوست آگاه از غیب حتی اندازه سنگینی ذره ای در آسمانها و زمین و نه از آن کوچکتر و نه از آن بزرگتر نزد او پنهان نیست و همگی در کتاب روشنی مضبوط می باشد.»
من از شما سؤال میکنم کدام یک از این دو مکتب می تواند، به اجراء قوانین و تحکیم عدالت اجتماعی و حفظ حقوق همنوعان کمک کند؟ آیا آن مکتبی که می گوید:
جهان، صاحبی و خدائی دانا، توانا، عادل و دادگر ندارد و پس از مرگ، برای اعمال او حساب و کتابی در کار نیست، با مکتبی که میگوید هر عملی هر چند کوچک باشد، در روز بازپسین، حساب و کتابی خواهد داشت؟
پی نوشت ها:
۴:۰۸
عباراتی که آورده می شود، تقطیع شده بخش آغازین خطبه معروف حضرت زهرا (س) در ماجرای غصب فدک است که در آن به فلسفه بعضی احکام اشاره فرموده است:
1- «فَرَضَ اللّهُ الْایمانَ تَطْهیراً لَکمْ مِنَ الشِّرْک»؛
«پس خداوند ایمان را واجب گردانید برای پاک شدنتان از شرک».
2- «وَ الصَّلاةَ تَنْزیهاً مِنَ الْکبْرِ»؛
«و نماز را واجب گردانید برای دور کردن شما از خودپسندی و نخوت».
3- «وَ الزَّکاةَ تَزْکیةً لِلنَّفْسِ وَ نِماءً فِی الرِّزقِ»؛
«و زکات دادن را برای پاکیزه کردن جان و افزون روزی».
4- «وِ الصَّیامَ تَثْبیتاً لِلاخْلاصِ»؛
«و روزه را برای استوار کردن اخلاص».
5- «وَ الحَجَّ تَشْییداً لِلّدینِ»؛
«و حج را برای بر پا داشتن دین».
6- «وَ الْعَدلَ تَنْسیقاً لِلْقُلوبِ»؛
«و عدل را برای آراستن و پیوستن دل ها».
7- «وَ اطاعَتَنا نِظاماً لِلْمِلَّةِ»؛
«و پیروی از ما را برای ایجاد نظم در امت».
8- «وَ امامَتَنا اماناً لِلْفُرقْةِ»؛
«و امامت ما را برای ایمنی از تفرقه و پراکندگی».
9- «وَ الْجِهادَ عِزاً لِلْاسْلامِ»؛
«و جهاد را برای عزت و سرافزاری اسلام».
10- «وَ الصَّبْرَ مَعونَةً عَلی اسْتیجابِ الْاجْرِ»؛
«و شکیبایی را برای نیل به اجر و پاداش الاهی».
11- «وَ الْامْرَ بِالْمَعْروفِ مَصْلِحَةً لَلْعامَّةِ»؛
«و امر به معروف را برای سود و مصلحت مردم».
12- «وَ بِرَّ الْوالِدَینِ وِقایةً مِنَ السَّخَطِ»؛
«و نیکی به پدر و مادر را برای محفوظ ماندن از خشم پروردگار».
13- «وَ صِلَةَ الْارْحامِ مَنْماةً لَلْعَدَدِ»؛
«و پیوند خویشاوندی را وسیله ای برای افزودن خیر و برکت».
14- «وَ الْقِصاصَ حِقْناً لِلدِّماءِ»؛
«و قصاص را برای پیشگیری از ریختن خون ها».
15- «وَ الْوَفاءَ بِالنَّذْرِ تَعْریضاً لِلْمَغْفِرَةِ»؛
«و به جای آوردن نذر را برای رسیدن به آمرزش خدا».
16- «وَ تَوْفِیةَ الْمکاییلِ وَ المَوازینَ تَغْییراً لِلْبَخْسِ»؛
«پُر دادن پیمانه ها را برای جلوگیری از کم فروشی».
17- «وَ الْنَّهْی عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزِیهاً عَنِ الرِّجْسِ»؛
«منع شرابخواری را برای پاکی از پلیدی ها».
18- «وَ اجْتنِابَ القَذْفِ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَةِ»؛
«دوری کردن از قدف را برای ایمنی از نفرین الاهی».
19- «وَ تَرْک السَّرِقَةِ ایجاباً لِلْعَفَّةِ»؛
«و دزدی نکردن را برای ایجاد عفت و امنیت».
20- «وَ حَرَّم الشِّرْک اخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِیةِ»؛
«و شرک ورزیدن را حرام نمود تا ربوبیت و پروردگاری اش خالص گردد». [1]
پی نوشت ها
[1] . الاحتجاج، ج 1، ص
1- «فَرَضَ اللّهُ الْایمانَ تَطْهیراً لَکمْ مِنَ الشِّرْک»؛
«پس خداوند ایمان را واجب گردانید برای پاک شدنتان از شرک».
2- «وَ الصَّلاةَ تَنْزیهاً مِنَ الْکبْرِ»؛
«و نماز را واجب گردانید برای دور کردن شما از خودپسندی و نخوت».
3- «وَ الزَّکاةَ تَزْکیةً لِلنَّفْسِ وَ نِماءً فِی الرِّزقِ»؛
«و زکات دادن را برای پاکیزه کردن جان و افزون روزی».
4- «وِ الصَّیامَ تَثْبیتاً لِلاخْلاصِ»؛
«و روزه را برای استوار کردن اخلاص».
5- «وَ الحَجَّ تَشْییداً لِلّدینِ»؛
«و حج را برای بر پا داشتن دین».
6- «وَ الْعَدلَ تَنْسیقاً لِلْقُلوبِ»؛
«و عدل را برای آراستن و پیوستن دل ها».
7- «وَ اطاعَتَنا نِظاماً لِلْمِلَّةِ»؛
«و پیروی از ما را برای ایجاد نظم در امت».
8- «وَ امامَتَنا اماناً لِلْفُرقْةِ»؛
«و امامت ما را برای ایمنی از تفرقه و پراکندگی».
9- «وَ الْجِهادَ عِزاً لِلْاسْلامِ»؛
«و جهاد را برای عزت و سرافزاری اسلام».
10- «وَ الصَّبْرَ مَعونَةً عَلی اسْتیجابِ الْاجْرِ»؛
«و شکیبایی را برای نیل به اجر و پاداش الاهی».
11- «وَ الْامْرَ بِالْمَعْروفِ مَصْلِحَةً لَلْعامَّةِ»؛
«و امر به معروف را برای سود و مصلحت مردم».
12- «وَ بِرَّ الْوالِدَینِ وِقایةً مِنَ السَّخَطِ»؛
«و نیکی به پدر و مادر را برای محفوظ ماندن از خشم پروردگار».
13- «وَ صِلَةَ الْارْحامِ مَنْماةً لَلْعَدَدِ»؛
«و پیوند خویشاوندی را وسیله ای برای افزودن خیر و برکت».
14- «وَ الْقِصاصَ حِقْناً لِلدِّماءِ»؛
«و قصاص را برای پیشگیری از ریختن خون ها».
15- «وَ الْوَفاءَ بِالنَّذْرِ تَعْریضاً لِلْمَغْفِرَةِ»؛
«و به جای آوردن نذر را برای رسیدن به آمرزش خدا».
16- «وَ تَوْفِیةَ الْمکاییلِ وَ المَوازینَ تَغْییراً لِلْبَخْسِ»؛
«پُر دادن پیمانه ها را برای جلوگیری از کم فروشی».
17- «وَ الْنَّهْی عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزِیهاً عَنِ الرِّجْسِ»؛
«منع شرابخواری را برای پاکی از پلیدی ها».
18- «وَ اجْتنِابَ القَذْفِ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَةِ»؛
«دوری کردن از قدف را برای ایمنی از نفرین الاهی».
19- «وَ تَرْک السَّرِقَةِ ایجاباً لِلْعَفَّةِ»؛
«و دزدی نکردن را برای ایجاد عفت و امنیت».
20- «وَ حَرَّم الشِّرْک اخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِیةِ»؛
«و شرک ورزیدن را حرام نمود تا ربوبیت و پروردگاری اش خالص گردد». [1]
پی نوشت ها
[1] . الاحتجاج، ج 1، ص
۱۳:۳۳
۸:۱۷
[۱۲/۱۱, ۱۱:۵۱] H.Malekzadeh: https://mansurieh.com/ابعاد-شخصیت-حضرت-زهرا-س/[۱۲/۱۱, ۱۱:۵۲] H.Malekzadeh: الف. نزول آیاتی در شأن حضرت زهرا (س)
شخصیت ملکوتی حضرت فاطمۀ زهرا(س) نه تنها خود مبیّن و مفسّر آیات قرآن است و نه تنها وجود او سندی زنده به عنوان پشتوانۀ عملی برای تأیید مفاهیم آن کتاب آسمانی است، بلکه عملکرد آن حضرت گاهی موجب نزول آیات قرآن شد. البته، این آیات شریفه در شأن حضرت زهرا (س)، به شکل های تنزیل، [1] تفسیر، [2] تأویل [3] و تطبیق [4] روایت شده است. [5]
گفتنی است؛ دانشمندان و مفسران اسلامی، اجمالاً به این امر معترف اند که برخی از آیات قرآن کریم در شأن اهل بیت(ع) نازل شده است، دلالت آنها بر اهلبیت (ع) و مقام و موقعیت آنها، از باب تفسیر است، نه تطبیق؛ و حضرت صدّیقه زهرا(س) نیز یکی از آن پنج نور پاک است.
در این مجال، به ذکر تعدادی از این آیات شریفه می پردازیم.
آیاتی از باب تفسیر:
1. آیۀ مباهله: در قرآن کریم چنین آمده است: «هر گاه بعد از علم و دانشى که (در بارۀ مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم». [6] و حضرت فاطمه زهرا(س) تنها مصداق «نساء (زنان)» همراه پیامبر اکرم(ص) برای مباهله بود. [7]
2. آیۀ تطهیر: آیۀ مبارکۀ «… خداوند فقط مى خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد»، [8] در شأن امام علی (ع)، حضرت فاطمۀ زهرا (س) و امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نازل شده است. [9]
3. سورۀ «هل اتی» (الإنسان) در شأن حضرت امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) نازل شده است. [10]
شخصیت ملکوتی حضرت فاطمۀ زهرا(س) نه تنها خود مبیّن و مفسّر آیات قرآن است و نه تنها وجود او سندی زنده به عنوان پشتوانۀ عملی برای تأیید مفاهیم آن کتاب آسمانی است، بلکه عملکرد آن حضرت گاهی موجب نزول آیات قرآن شد. البته، این آیات شریفه در شأن حضرت زهرا (س)، به شکل های تنزیل، [1] تفسیر، [2] تأویل [3] و تطبیق [4] روایت شده است. [5]
گفتنی است؛ دانشمندان و مفسران اسلامی، اجمالاً به این امر معترف اند که برخی از آیات قرآن کریم در شأن اهل بیت(ع) نازل شده است، دلالت آنها بر اهلبیت (ع) و مقام و موقعیت آنها، از باب تفسیر است، نه تطبیق؛ و حضرت صدّیقه زهرا(س) نیز یکی از آن پنج نور پاک است.
در این مجال، به ذکر تعدادی از این آیات شریفه می پردازیم.
آیاتی از باب تفسیر:
1. آیۀ مباهله: در قرآن کریم چنین آمده است: «هر گاه بعد از علم و دانشى که (در بارۀ مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم». [6] و حضرت فاطمه زهرا(س) تنها مصداق «نساء (زنان)» همراه پیامبر اکرم(ص) برای مباهله بود. [7]
2. آیۀ تطهیر: آیۀ مبارکۀ «… خداوند فقط مى خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد»، [8] در شأن امام علی (ع)، حضرت فاطمۀ زهرا (س) و امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نازل شده است. [9]
3. سورۀ «هل اتی» (الإنسان) در شأن حضرت امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) نازل شده است. [10]
۸:۳۴
۸:۱۲
۸:۱۲
زهد حضرت عیسی و حضرت علی (علیهم السلام) از نگاه نهج البلاغه
https://fa.balaghah.net/حضرت-علی-و-حضرت-عیسی-ع-در-خطبه-160/
https://fa.balaghah.net/حضرت-علی-و-حضرت-عیسی-ع-در-خطبه-160/
۱۸:۴۲
هشدار!!!قصور مسئولین در خدمت به مردم و سو استفاده از قدرت و ضرورت مبارزه شدید با فاسدان و مفسدان ضرورتی انکار ناپذیر است ولی باید زمان شناس بود و فرصت به دشمن ندهیم زیرا تمامیت ارضی کشور،استقلال،جان و امنیت مردم در خطر مستقیم قرار می گیرد. مراقب باشیم.
۴:۴۴
۱۱:۵۶
از سخنان امام حسین علیه السلام:
من نه از روی سرمستی و فسادانگیزی و ستمکاری، بلکه برای اصلاح در امت جدم محمد(ص) به پاخاستم؛ میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.[۲۷۰]• هر کس بخواهد با نافرمانیِ خدا به چیزی برسد، آنچه را امید دارد، زودتر از دست میدهد و به آنچه بیم دارد، زودتر گرفتار میشود.[۲۷۱]
270 خوارزمی، مقتل الحسین، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۲۷۳.271 ابن شعبه، تحف العقول، ۱۴۰۴، ص۲۴۸.نقل از ویکی شیعه
سلام علیکم و رحمه اللهصبح عالی بخیرتولد امام حسین علیه السلام و روز پاسداران پیرو ایشان بر شما مبارک باد.
۶:۳۶
بازارسال شده از ضد شبهه
مجید #جهادی
#ضد_شبهه
۱۸:۵۱