حق سرقفلی و حق کسب و پیشه و توقیف آن در اجرای احکام مدنی دکتر محمدرضا ادریسیان 21 بهمن 1400 کارآموزان قضایی دوره پنجم کرمان.mp3
مدرس برجسته مرکز آموزش قوه قضائیه
کارآموزان قضایی دوره پنجم استان کرمان
منبع : جلسه سوم کلاس درس " اجرای احکام مدنی "
*
*
۱۰:۲۱
دعوای تجویز انتقال منافع به غیر موضوع ماده 19 قانون روابط موجر و مستاجر 1356 - دکتر محمدرضا ادریسیان 21 بهمن 1400 کارآموزان قضایی دوره پنجم کرمان.mp3
مدرس برجسته مرکز آموزش قوه قضائیه
کارآموزان قضایی دوره پنجم استان کرمان
در صورتی که مستأجر
محل کسب یا پیشه یا تجارت
به موجب اجاره نامه ،
حق انتقال به غیر داشته باشد
می تواند برای همان شغل یا مشابه آن
منافع مورد اجاره را
با سند رسمی به دیگری انتقال دهد .
هر گاه در اجاره نامه
حق انتقال به غیر سلب شده
یا اجاره نامه ای در بین نبوده
و مالک راضی به انتقال به غیر نباشد
باید در مقابل تخلیه مورد اجاره ،
حق کسب یا پیشه یا تجارت مستأجر را بپردازد
والا مستأجر می تواند
برای تنظیم سند انتقال
به دادگاه مراجعه کند ،
در این صورت دادگاه
حکم به تجویز انتقال منافع مورد اجاره به غیر
و تنظیم سند انتقال در دفترخانه تنظیم کننده سند اجاره نامه سابق
یا دفترخانه نزدیک ملک ( اگر اجاره نامه رسمی در بین نباشد ) صادر
و رونوشت آن را به دفترخانه مربوط ارسال می نماید
و مراتب را به موجر نیز اعلام خواهد نمود ،
مستأجر جدید از هر حیث نسبت به تمام شرایط اجاره
قائم مقام مستأجر سابق خواهد بود .
هر گاه ظرف شش ماه
از تاریخ ابلاغ حکم قطعی
منافع مورد اجاره
با سند رسمی
به مستأجر جدید انتقال داده نشود
حکم مزبور ملغی الاثر خواهد بود .
بدون رعایت مقررات این ماده
مورد اجاره را به دیگری واگذار نماید
موجر حق درخواست تخلیه را خواهد داشت
و حکم تخلیه علیه متصرف یا مستأجر اجرا خواهد شد .
و در این مورد مستأجر یا متصرف حسب مورد
استحقاق دریافت نصف حق کسب یا پیشه یا تجارت را خواهد داشت .
به مستأجر همان محل اختصاص دارد
و انتقال آن به مستأجر جدید
فقط با تنظیم سند رسمی معتبر خواهد بود .
منبع : جلسه سوم کلاس درس " اجرای احکام مدنی "
*
*
۱۶:۵۹
استعلام :
احتراما پیرو نامه شماره 951012887400617 به کلاسه بایگانی 920253 مورخه 31/4/95 پیرامون استعلام نظریه مشورتی و عطف به نامه شماره 1277/95/7 به شماره پرونده 827/1/3- 95 مورخه 31/5/95 چنانچه پیرو کارشناسی صورت پذیرفته مبلغی به عنوان بهای سرقفلی در متن رای ذکر شود و پس از تعیین میزان محکوم به ، آیا محکوم له می تواند با اشاره به انقضای مدت زمان طولانی از تاریخ کارشناسی ، تقاضای تعیین میزان سرقفلی به نرخ روز بر اساس کارشناسی جدید را مطرح نماید یا خیر ؟
در دعاوی تجویز انتقال منافع به غیر یا تخلیه به لحاظ تجدید بنا یا نیاز شخصی یا هر موردی که بر اساس نظریه کارشناسی رأی مبنی بر پرداخت وجوهی صادر شده و به مرحله قطعیت رسیده باشد ، رأی صادره اعتبار امر مختوم را دارد و مشمول تبصره ماده 19 قانون کارشناسان نمی شود .
خاطر نشان می گردد که در قانون روابط موجر و مستأجر 1356 احکام خاصی در خصوص تعیین مهلت برای اجرای حکم وجود دارد .
1 و 2 - اولا مقررات تبصره ذيل ماده 19 قانون كارشناسان رسمی دادگستری مصوب 18/1/1381 همان طوری كه در متن آن آمده در مواردی قابل اعمال است كه انجام معامله مستلزم تعيين قيمت عادله روز از طرف كارشناس رسمي است نه در همه مواردی که کارشناسان اظهار نظر می نمایند .
ثانیاً : در دعاوی تجويز انتقال منافع به غير يا تخليه به لحاظ تجديد بنا يا نياز شخصی يا هر موردی كه بر اساس نظريه كارشناسی رأی بر پرداخت وجوهی صادر شده و به مرحله قطعيت رسيده باشد ، رأی صادره اعتبار امر مختوم را داشته و مشمول تبصره ماده 19 قانون كارشناسان نمی شود
اما در مواردی كه دستگاه های اجرايی ملكی را تملك كرده و از تاريخ تملك ظرف 6 ماه مبلغ تعيين شده توسط كارشناسان را پرداخت نكرده باشند ،
در صورت اعتراض نسبت به وجه تعيين شده ،
با استناد به تبصره ماده 19 قانون كارشناسان رسمي دادگستري می توان تعيين مبلغ مورد تملك را مجدداً به كارشناسان ارجاع داد .
خاطر نشان می گردد كه در قانون روابط موجر و مستأجر 1356 احكام خاصی در خصوص تعيين مهلت براي اجرای حكم وجود دارد .
ثالثا : اطلاق تبصره ماده 19 قانون کارشناسان رسمی دادگستری مصوب 18/1/1380 ، کارشناسی و مزایده ای را که از سوی اجرای احکام دادگاه یا دادسرا برگزار می شود نیز در برمی گیرد .
جاعل در اسناد رسمی محسوب می گردد اما عدم ذکر ما وقع ( ترک فعل ) از سوی کارشناس رسمی تنها در صورتی جرم است که در اظهار عقیده کتبی وی راجع به امر کیفری و یا حقوقی صورت گرفته باشد .
ثانیا- تحقق بزه موضوع ماده 588 قانون مجازات اسلامی 1375 مربوط به دریافت وجه یا مال است ؛ در حالی که تحقق بزه های موضوع ماده 37 یاد شده منوط به دریافت وجه یا مال نمی باشد و رفتار مرتکب ممکن است مشمول یکی از این دو ماده و یا هر دو باشد که در صورت اخیر مشمول مقررات تعدد جرم خواهد بود .
۲:۲۲
استعلام :
وفق قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1376 در زمان تخلیه باید سرقفلی به نرخ روز به مستأجر پرداخت شود .
چنانچه حکم بر تخلیه عین مستأجره با پرداخت مبلغ مشخصی به عنوان سرقفلی صادر شود و با قطعیت حکم ، موجر ( محکوم له ) تقاضای تخلیه ندهد و پس از مدتی طولانی ( دو تا سه سال ) محکوم له برای اجرای حکم مراجعه و اعلام کند حاضر است مبلغ مندرج در حکم را پرداخت کند ؛ اما مستأجر مدعی افزایش قیمت سرقفلی شود و به استناد تبصره ماده 19 قانون کانون کارشناسان رسمی دادگستری مصوب 1381 ، ارزیابی مجدد سرقفلی توسط واحد اجرا را درخواست کند ، با توجه به ماده 28 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 و تبصره ماده 19 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و با لحاظ افزایش شدید قیمت املاک و در نتیجه سرقفلی ها ، خواهشمند است در خصوص موضوع اعلام نظر فرمایید ؟
اولاً ، چنانچه دادگاه ضمن حکم تخلیه به استناد تبصره 2 ماده 6 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1376 ، تخلیه را به پرداخت سرقفلی به قیمت عادله روز منوط کرده باشد ،
علی الاصول نباید مبلغی را به عنوان سرقفلی تعیین کند ؛
زیرا زمان قطعی شدن و اجرای حکم تخلیه در هنگام صدور رأی معلوم نیست و آنچه موجر مکلف به پرداخت آن است ، سرقفلی به قیمت عادله روز تخلیه است و نه پیش از آن .
ثانیا ،ً در فرض سؤال که دادگاه در رأی خود میزان سرقفلی را تعیین کرده است ؛ اما موجر دو تا سه سال پس از قطعیت حکم جهت اجرای آن و پرداخت سرقفلی مراجعه کرده است ، از شمول تبصره ماده 19 قانون کارشناسان رسمی دادگستری مصوب 1381 خروج موضوعی دارد و در فرض سؤال ، دادگاه مکلف به تجدید کارشناسی و تعیین قیمت عادله روز است ؛ زیرا این تکلیف نشأت گرفته از مقرره ای است که موضوع را به قیمت عادله روز احاله کرده است ؛ بنابراین ، در فرض سؤال با توجه به تکلیف قانونی پیش گفته ، دادگاه در صورت عدم تراضی طرفین ، با ارجاع امر به کارشناس قیمت عادله روز سرقفلی را تعیین می کند .
همچنین موجبی برای اخذ ملاک از ماده 28 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 که ناظر بر حق کسب یا پیشه یا تجارت است ، نمی باشد و نمی توان با اخذ ملاک از حکم این ماده ، موارد ملغی الاثر شدن رأی دادگاه پس از مهلت سه ماهه قانونی را به فرض سؤال توسعه و تسری داد .
۳:۲۷
بند ز ماده 24 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی- دکتر محمدرضا ادریسیان 22 بهمن 1400 کارآموزان قضایی دوره پنجم کرمان.mp3
مدرس برجسته مرکز آموزش قوه قضائیه
کارآموزان قضایی دوره پنجم استان کرمان
منبع : جلسه پنجم کلاس درس " اجرای احکام مدنی "
*
با عنایت به بند ز ماده 24 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 1394 ،
مبلغی که در ضمن عقد اجاره به موجر پرداخت می شود مشروط به اینکه پرداخت اجاره بها بدون آن موجب عسر و حرج گردد و عین مستأجره مورد نیاز مدیون بوده و بالاتر از شأن او نباشد در زمره مستثنیات دین است و در این صورت توقیف آن جایز نیست
اما اگر به تشخیص دادگاه مبلغ مزبور شرایط مذکور را نداشته و به همین علت دستور توقیف آن را داده باشد ،
موجر موظف است پس از انقضای موعد اجاره در صورت مطالبه اجرا ، مبلغ مذکور را به اجرای احکام بدهد و گرنه در اجرای ماده 94 قانون اجرای احکام مدنی به میزان وجه مذکور از دارایی او توقیف خواهد شد .
بدیهی است مستأجر نیز بعد از انقضای موعد اجاره و در صورت تحویل وجه مذکور به اجرای احکام از سوی موجر ، موظف است عین مستأجره را تخلیه و یا با موجر برای پرداخت اجاره بها توافق نماید و گرنه موجر نسبت به تخلیه ملک اقدام قانونی معمول میدارد و در این صورت تخلیه ملک از سوی مرجع قضایی با ارائه رسید پرداخت وجه مذکور به اجرای احکام بلامانع است .
استعلام :
*
۱۵:۵۸
استعلام :
خواهان قرار تأمین خواسته ، توقیف وجه خوانده نزد موجر ( مبلغ پرداختی به عنوان رهن منزل استیجاری ) را درخواست کرده و اجرای احکام مبادرت به توقیف این وجه نزد ثالث ( موجر ) نموده است .
پس از صدور اجراییه بابت قرار صادره ، خواهان اخذ مبلغ مذکور از موجر را درخواست کرده و در مقابل موجر اظهار می دارد بابت اجاره بهای معوقه و ورود خسارت به منزل استیجاری، ابتدا می بایست مطالبات وی پرداخت شود .
موجر در این خصوص در شورای حل اختلاف طرح دعوا کرده و تحصیل رأی نموده است .
با عنایت به مراتب یاد شده ، خواهشمند است به پرسش های زیر پاسخ دهید :
ثانیاً ، در فرض سؤال ، رد تمام یا بخشی از مبلغ از سوی موجر به مستأجر فرع بر آن است که در زمان تخلیه با لحاظ وقوع یا عدم وقوع تهاتر بین مطالبات موجر و مستأجر نسبت به یکدیگر نشأت گرفته از قرارداد اجاره فی مابین مورد محاسبه قرار گیرد و صرفاً مبلغی قابلیت وصول از ناحیه توقیف کننده ثالث دارد که متعاقب این محاسبه موجر مکلف به رد آن به مستأجر باشد .
۱۶:۱۶
استعلام :
حکم تخلیه با پرداخت حق سرقفلی به مستأجر اجرا شده است؛ موجر با تنظیم سند رسمی اجاره، سرقفلی همان مغازه را به شخص دیگری واگذار کرده است؛ اما با پذیرش اعاده دادرسی حکم تخلیه نقض شده است. اولاً، با توجه به تنظیم اجارهنامه رسمی شخص ثالث و با لحاظ اینکه مغازه در تصرف ثالث (مستأجر جدید) است، آیا اجرای احکام باید نسبت به رفع ید از ثالث و اعاده مغازه به مستاجر سابق مطابق ماده 39 قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 اقدام کند و یا به جهت تعلق حق ثالث، اعاده وضع ممکن نبوده و باید قیمت سرقفلی به نرخ روز محاسبه شود؟ ثانیاً، چنانچه اعاده وضع به حال سابق با رفع ید از ثالث توسط اجرای احکام امکانپذیر است، آیا اعاده وضع منوط به تودیع وجه پرداخت شده بابت سرقفلی است و محکومله (مستأجر سابق) باید ابتدا این وجه را پرداخت کند و پس از آن از ثالث رفع ید و مغازه اعاده شود؟ ثالثاً، آیا برای محاسبه قیمت روز سرقفلی اجرای احکام باید کارشناس تعیین کند یا اینکه باید با تقدیم دادخواست اقدام به طرح دعوا در دادگاه شود؟
1- با عنایت به اینکه وفق ماده 39 قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356، عملیات اجرایی به حالت قبل از اجرا بازمیگردد؛ در فرض سؤال که حکم تخلیه پس از اجرا و انتقال رسمی سرقفلی به مستأجر جدید (ثالث) نقض شده است، صرفاً از مستأجر جدید رفع ید به عمل میآید و مغازه به تصرف مستأجر سابق داده میشود. در هر حال از آنجا که قرارداد اجاره جدید و سند انتقال سرقفلی به مستأجر جدید توسط موجر و خارج از اجرا تنظیم شده است، از شمول ماده 39 یادشده خارج است و اعاده وضع به حالت سابق مستلزم ابطال سند انتقالی به شخص ثالث نیست. 2 و 3- با عنایت به اینکه پرداخت سرقفلی به مستأجر سابق در اجرای حکم صورت گرفته است، با نقض حکم و اعاده وضع به حالت سابق، همان مبلغ پرداختی به مستأجر سابق باید به موجر مسترد شود و به تصرف دادن ملک به مستأجر سابق، منوط به استرداد همان مبلغ سرقفلی توسط وی به موجر است و محاسبه سرقفلی به نرخ روز با تعیین کارشناس منتفی است. شایسته ذکر است که روابط بین ثالث (مستأجر جدید) و موجر ارتباطی به اجرا ندارد و وی میتواند به موجر برای استیفای حقوق خود رجوع کند.
۵:۴۳
استعلام :
در پرونده اجرایی این دادسرا، ملک محکومعلیه توقیف و به مزایده گذاشته شده است؛ اما در زمان مزایده به وجود مستأجر در ملک و ودیعه وی نزد مالک توجه نشده و مستأجر پس از تخلیه بعدی ملک دریافت ودیعه خود را درخواست میکند؛ توضیح آنکه، در فرآیند مزایده و در حین صورتبرداری اموال به بند 3 ماده 106 قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356، مبنی بر درج «داشتن حق اشخاص ثالث و نوع و میزان آن» و یا بند 6 ماده 138 این قانون مبنی بر قید «تعیین حقوق اشخاص نسبت به ملک» توجه نشده است و در حال حاضر از یک سو، ملک فروخته شده تکافوی محکومبه را ندارد و پرونده کثیرالشاکی است و محکوملهم به پرداخت ودیعه از محل فروش ملک معترضند و از سوی دیگر، موضوع منصرف از مواد 146 و 147 قانون مذکور است؛ زیرا مستأجر ادعای حقی نسبت ملک مورد مزایده ندارد تا او را به ارائه سند رسمی یا حکم دادگاه ملزم بدانیم یا به طرح دعوای حقوقی ارشاد کنیم. همچنین مالک قبلی (محکومعلیه) و مالک فعلی (برنده مزایده) خود را مکلف به پرداخت ودیعه نمیدانند. با عنایت به مراتب پیشگفته، خواهشمند است اعلام فرمایید آیا مستند قانونی، مقرره، ضابطه و یا حتی رویهای مبنی بر تقدم طلب و حق مستأجر بر دیگر شکات و طلبکاران وجود دارد؟ یا آنکه مستأجر مانند محکوملهم در زمره غرما قرار میگیرد و به تناسب طلب خود، سهم میبرد و یا آنکه صرفاً پس از اخذ رأی، میتواند برای مطالبه طلب مراجعه کند؟
اولاً ، وفق ماده 3 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1376 ، پس از انقضاء مدت اجاره ، به تقاضای موجر یا قائم مقام قانونی وی ، امکان تخلیه عین مستأجره وجود دارد ؛
همچنین به موجب ماده 4 این قانون ، تخلیه و تحویل مورد اجاره ، به استرداد سند یا ودیعه یا تضمین به مستأجر یا سپردن آن به دایره اجرا موکول است .
از طرفی در مزایده ملک از طریق اجرای احکام ، رعایت مقررات مربوط ؛ از جمله ماده 138 قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 الزامی است که به موجب بند 4 این ماده ، در صورت در اجاره بودن ملک ، درج مدت اجاره و میزان مال الاجاره ضروری است ؛ امری که در ارزیابی و فروش ملک مؤثر است .
با عنایت به مراتب یاد شده و از آنجا که پس از واگذاری عین مستأجره در نتیجه مزایده ، موجر قبلی سمتی در مورد اجاره ندارد و برنده مزایده ، همان گونه که قائم مقام قانونی موجر در استیفاء حقوق مالکانه است ، در انجام تعهدات وی نیز قائم مقام موجر یا مالک قبلی است ،
مستأجر می تواند برای استرداد ودیعه به وی رجوع کند ؛ بر این اساس در فرض سؤال ، چنانچه دادرس اجرای احکام عدم رعایت این ماده را از موجبات ابطال مزایده نداند ، نمی تواند مبلغ ودیعه را از محل فروش ملک ( ثمن ) به مستأجر پرداخت کند ؛ مگر اینکه خریدار ( برنده مزایده ) ، محکوم علیه و مستأجر به نحو دیگری توافق کنند .
ثانیاً ، نظر به اینکه در فرض سؤال ، مفروض آن است که کلید ملک تحویل اجرای احکام شده است و با عنایت به ماده 4 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1376 و لحاظ آنکه حق مستأجر بر تصرف در عین مستأجره تا زمان دریافت مبلغ ودیعه باقی بوده و الزام وی به تخلیه عین مستأجره بدون پرداخت حق وی منطبق با قانون نمی باشد ؛ لذا چنانچه ملک تحویل برنده مزایده نشده است ، تا زمانی که وی حاضر به پرداخت حق مستأجر نباشد ، تحویل ملک به وی امکانپذیر نیست و در صورتی که ملک تحویل برنده مزایده شده باشد ، با استفاده از ملاک ماده 39 قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 ، اجرای احکام باید ید مستأجر را نسبت به عین مستأجره اعاده کند .
بدیهی است در این فرض برنده مزایده با لحاظ شرایط جدید می تواند ابطال مزایده را درخواست کند ؛ هم چنان که می تواند به نحو دیگر از جمله پرداخت مبلغ ودیعه ، رضایت مستأجر را جلب و به قائم مقامی به موجر مراجعه کند .
۸:۵۰
توقیف حق سرقفلی و حق کسب و پیشه و تجارت در اجرای احکام مدنی - دکتر محمدرضا ادریسیان - پنج شنبه 28 اردیبهشت 1402 کارآموزان قضایی دوره ششم کرمان.mp3
منبع : جلسه سوم کلاس درس
" اجرای احکام مدنی "
کارآموزان قضایی دوره ششم کرمان
09054149915
09170068148
در لینک زیر مطالب مطالعه شود
https://ble.ir/ejra_ahkam/1021034998946507308/1735292637521
۱۲:۰۰
دعاوی و درخواست های مربوط به تخلیه عین مستأجره و تعدیل اجاره بها در دادگاه صلح - دکتر عباس رحیمی 8 آبان 1403 دادگستری اصفهان.mp3
منبع : جلسه دوم دوره آموزشی ( آیین دادرسی مدنی و نگارش آراء در دادگاه صلح )
معاونت منابع انسانی و امور فرهنگی دادگستری کل استان اصفهان
دعوای مطالبه اجور معوقه
دعوای مطالبه اجرت المثل
به شرح زیر است :
به جز دعاوی مربوط به سرقفلی و حق کسب یا پیشه یا تجارت
.
اعم از مسکونی ، تجاری ، محل کسب و پیشه ، اماکن آموزشی ، خوابگاه های دانشجویی و ساختمانهای دولتی و نظایر آن
که با قرارداد رسمی یا عادی منعقد می شود
تابع مقررات قانون مدنی
و مقررات مندرج در این قانون
و شرایط مقرر بین موجر و مستاجر خواهد بود .
در کلیه قراردادهای اجاره
باید مدت و مبلغ اجاره و مبلغ قرض الحسنه ، تصریح
و در سامانه های ثبت الکترونیک اسناد یا ثبت معاملات املاک و مستغلات کشور ثبت شود
و پس از تأیید موجر ، مستأجر و دو نفر افراد مورد اطمینان طرفین به عنوان شهود ،
اقدام به اخذ شناسه ( کد ) رهگیری شود .
بنا به تقاضای موجر یا قایم مقام قانونی وی
تخلیه عین مستاجره
در اجاره با سند رسمی توسط دوایر اجرای ثبت ظرف یک هفته
و در اجاره با سند عادی ظرف یک هفته پس از تقدیم تقاضای تخلیه به دستور مقام قضایی در مرجع قضایی توسط ضابطین قوه قضاییه انجام خواهد گرفت .
تخلیه و تحویل مورد اجاره به موجر
موکول به استرداد سند یا وجه مذکور به مستاجر و یا سپردن آن به دایره اجراست .
چنانچه موجر مدعی
ورود خسارت به عین مستاجره از ناحیه مستاجر
و یا عدم پرداخت مال الاجاره یا بدهی بابت قبوض تلفن ، آب ، برق و گاز مصرفی بوده
و متقاضی جبران خسارات وارده و یا پرداخت بدهی های فوق از محل وجوه یاد شده باشد
موظف است همزمان با تودیع وجه یا سند ،
گواهی دفتر شعبه دادگاه صالح را مبنی بر تسلیم دادخواست مطالبه ضرر و زیان به میزان مورد ادعا به دایره اجرا تحویل نماید .
در این صورت دایره اجرا از تسلیم وجه یا سند به مستاجر به همان میزان خودداری
و پس از صدور رای دادگاه و کسر مطالبات موجر
اقدام به رد آن به مستاجر خواهد کرد .
در مورد مفاد قرارداد ارایه شده از سوی موجر
مدعی هرگونه حقی باشد
ضمن اجرای دستور تخلیه
شکایت خود را به دادگاه صالح تقدیم
و پس از اثبات حق مورد ادعا و نیز جبران خسارات وارده
حکم مقتضی صادر می شود .
میزان اجاره بها همان است که در اجاره نامه قید شده
و هر گاه اجاره نامه تنظیم نشده باشد
به میزانی است که بین طرفین مقرر و یا عملی شده است
و در صورتی که میزان آن معلوم نشود
با رعایت مقررات این قانون
از طرف دادگاه میزان اجاره بها به نرخ عادله روز تعیین می شود .
به استناد ترقی یا تنزل هزینه زندگی
درخواست تجدید نظر نسبت به میزان اجارهبها را بنماید ،
مشروط به این کهمدت اجاره منقضی شده و از تاریخ استفاده مستأجر از عین مستأجره یا از تاریخ مقرر در حکم قطعی که بر تعیین یا تعدیل اجارهبها صادر شده سه سالتمام گذشته باشد، دادگاه با توجه به درصد شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی منتشر شده از طرف بانک مرکزی ایران حکم به تعدیل اجارهبهاخواهد داد حکم دادگاه در این مورد قطعی است.
مابه التفاوت اجاره بها را
ضمن دادخواست تعدیل نیز مطالبه نماید .
در این صورت دادگاه ضمن صدور حکم راجع به تعدیل ،
مستأجر را به پرداخت مابه التفاوت از تاریخ تقدیم دادخواست تا روز صدور حکم ، محکوم می نماید ،
دایره اجرا مکلف است خسارت تأخیر تأدیه از تاریخ قطعیت تا تاریخ اجرای حکم را به قرار دوازده درصد در سال احتساب و از مستأجر وصول و به موجر بپردازد
مستأجر نیز می تواند ضمن تقاضای تعدیل اجاره بها
رد مابه التفاوت پرداخت شده را به انضمام خسارت تأخیر تأدیه به شرح فوق درخواست کند .
در مواردی که دادگاه حکم به تعیین اجاره بها صادر می نماید نیز جاری خواهد بود .
۱۰:۳۹
تجدیدنظر خواهی در دعاوی و درخواست های مربوط به تخلیه عین مستأجره و تعدیل اجاره بها در دادگاه صلح - دکتر عباس رحیمی 8 آبان 1403 دادگستری اصفهان.mp3
منبع : جلسه دوم دوره آموزشی ( آیین دادرسی مدنی و نگارش آراء در دادگاه صلح )
معاونت منابع انسانی و امور فرهنگی دادگستری کل استان اصفهان
به شرح زیر است :
به جز دعاوی مربوط به سرقفلی و حق کسب یا پیشه یا تجارت
مگر در موارد زیر که قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان است :
پ - موارد مذکور در بندهای ( 2 ) ، ( 3 ) و ( 4 ) این ماده .
اعم از مسکونی ، تجاری ، محل کسب و پیشه ، اماکن آموزشی ، خوابگاه های دانشجویی و ساختمانهای دولتی و نظایر آن
که با قرارداد رسمی یا عادی منعقد می شود
تابع مقررات قانون مدنی
و مقررات مندرج در این قانون
و شرایط مقرر بین موجر و مستاجر خواهد بود .
در کلیه قراردادهای اجاره
باید مدت و مبلغ اجاره و مبلغ قرض الحسنه ، تصریح
و در سامانه های ثبت الکترونیک اسناد یا ثبت معاملات املاک و مستغلات کشور ثبت شود
و پس از تأیید موجر ، مستأجر و دو نفر افراد مورد اطمینان طرفین به عنوان شهود ،
اقدام به اخذ شناسه ( کد ) رهگیری شود .
بنا به تقاضای موجر یا قایم مقام قانونی وی
تخلیه عین مستاجره
در اجاره با سند رسمی توسط دوایر اجرای ثبت ظرف یک هفته
و در اجاره با سند عادی ظرف یک هفته پس از تقدیم تقاضای تخلیه به دستور مقام قضایی در مرجع قضایی توسط ضابطین قوه قضاییه انجام خواهد گرفت .
تخلیه و تحویل مورد اجاره به موجر
موکول به استرداد سند یا وجه مذکور به مستاجر و یا سپردن آن به دایره اجراست .
چنانچه موجر مدعی
ورود خسارت به عین مستاجره از ناحیه مستاجر
و یا عدم پرداخت مال الاجاره یا بدهی بابت قبوض تلفن ، آب ، برق و گاز مصرفی بوده
و متقاضی جبران خسارات وارده و یا پرداخت بدهی های فوق از محل وجوه یاد شده باشد
موظف است همزمان با تودیع وجه یا سند ،
گواهی دفتر شعبه دادگاه صالح را مبنی بر تسلیم دادخواست مطالبه ضرر و زیان به میزان مورد ادعا به دایره اجرا تحویل نماید .
در این صورت دایره اجرا از تسلیم وجه یا سند به مستاجر به همان میزان خودداری
و پس از صدور رای دادگاه و کسر مطالبات موجر
اقدام به رد آن به مستاجر خواهد کرد .
در مورد مفاد قرارداد ارایه شده از سوی موجر
مدعی هرگونه حقی باشد
ضمن اجرای دستور تخلیه
شکایت خود را به دادگاه صالح تقدیم
و پس از اثبات حق مورد ادعا و نیز جبران خسارات وارده
حکم مقتضی صادر می شود .
میزان اجاره بها همان است که در اجاره نامه قید شده
و هر گاه اجاره نامه تنظیم نشده باشد
به میزانی است که بین طرفین مقرر و یا عملی شده است
و در صورتی که میزان آن معلوم نشود
با رعایت مقررات این قانون
از طرف دادگاه میزان اجاره بها به نرخ عادله روز تعیین می شود .
به استناد ترقی یا تنزل هزینه زندگی
درخواست تجدید نظر نسبت به میزان اجارهبها را بنماید ،
مشروط به این کهمدت اجاره منقضی شده و از تاریخ استفاده مستأجر از عین مستأجره یا از تاریخ مقرر در حکم قطعی که بر تعیین یا تعدیل اجارهبها صادر شده سه سالتمام گذشته باشد، دادگاه با توجه به درصد شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی منتشر شده از طرف بانک مرکزی ایران حکم به تعدیل اجارهبهاخواهد داد حکم دادگاه در این مورد قطعی است.
مابه التفاوت اجاره بها را
ضمن دادخواست تعدیل نیز مطالبه نماید .
در این صورت دادگاه ضمن صدور حکم راجع به تعدیل ،
مستأجر را به پرداخت مابه التفاوت از تاریخ تقدیم دادخواست تا روز صدور حکم ، محکوم می نماید ،
دایره اجرا مکلف است خسارت تأخیر تأدیه از تاریخ قطعیت تا تاریخ اجرای حکم را به قرار دوازده درصد در سال احتساب و از مستأجر وصول و به موجر بپردازد
مستأجر نیز می تواند ضمن تقاضای تعدیل اجاره بها
رد مابه التفاوت پرداخت شده را به انضمام خسارت تأخیر تأدیه به شرح فوق درخواست کند .
در مواردی که دادگاه حکم به تعیین اجاره بها صادر می نماید نیز جاری خواهد بود .
۱۷:۱۵
قرار توقیف عملیات اجرایی در ماده 18 آیین نامه قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1376 دکتر اکبر مختاری شنبه 22 دی 1403.mp3
مبلغی بعنوان ودیعه یا تضمین یا قرض الحسنه و یا سند تعهدآور و مشابه آن
از مستاجر دریافت کرده باشد
تخلیه و تحویل مورد اجاره به موجر
موکول به استرداد سند یا وجه مذکور به مستاجر
و یا سپردن آن به دایره اجراست .
چنانچه موجر مدعی
ورود خسارت به عین مستاجره از ناحیه مستاجر
و یا عدم پرداخت مال الاجاره
یا بدهی بابت قبوض تلفن ، آب ، برق و گاز مصرفی بوده
و متقاضی جبران خسارات وارده
و یا پرداخت بدهی های فوق
از محل وجوه یاد شده باشد
موظف است همزمان با تودیع وجه یا سند ،
گواهی دفتر شعبه دادگاه صالح را مبنی بر تسلیم دادخواست مطالبه ضرر و زیان به میزان مورد ادعا
به دایره اجرا تحویل نماید .
در این صورت
دایره اجرا از تسلیم وجه یا سند به مستاجر به همان میزان خودداری
و پس از صدور رای دادگاه
و کسر مطالبات موجر
اقدام به رد آن به مستاجر خواهد کرد .
در مورد مفاد قرارداد ارایه شده از سوی موجر
مدعی هرگونه حقی باشد
ضمن اجرای دستور تخلیه
شکایت خود را به دادگاه صالح تقدیم
و پس از اثبات حق مورد ادعا
و نیز جبران خسارات وارده
حکم مقتضی صادر می شود .
در غیر از موارد مذکور در ماده (4) قانون
چنانچه مستأجر مدعی حقی باشد
می تواند طبق مقررات
از دادگاه عمومی محل وقوع ملک درخواست احقاق حق کند ،
این امر مانع اجرای دستور تخلیه نمی باشد
فقط دادگاه پس از ثبوت ادعا
به تأمین حقوق مستأجر و جبران خسارت او حکم می نماید
در این خصوص
مستأجر می تواند
تأمین حقوق خود را از دادگاه در خواست نموده
و دادگاه مکلف است نسبت به آن تصمیم مقتضی اتخاذ نماید .
و مستأجر نسبت به اصالت قرارداد مستند دستور ، شکایتی داشته
و یا مدعی تمدید قرارداد اجاره باشد
شکایت خود را به دادگاه عمومی محل وقوع ملک تقدیم می نماید .
اعلام شکایت
مانع اجرای دستور تخلیه نمی باشد
مگر اینکه دادگاه رسیدگی کننده
شکایت مستأجر را مدلل بداند
در این صورت
پس از اخذ تأمین متناسب با ضرر و زیان احتمالی موجر
قرار توقیف عملیات اجرایی تخلیه را صادر خواهد نمود .
به موجب حکم نهایی رد شود
موجر حق دارد خسارتی را که از توقیف اجرای دستور تخلیه به او وارد شده است
بر طبق قوانین و مقررات مطالبه کند .
۱۰:۰۶
جلسه اول قانون روابط موجر و مستاجر 1356 دکتر محمد باقری 24 اردیبهشت 1404 دادگستری اصفهان.mp3
جلسه اول دوره آموزش قضایی قوانین موجر و مستاجر
۷:۰۵