سه رکن اصلی این شیوه اداره؛ مردممحوری، عدالت محوری و استقلالخواهی است. در این میان راس هرم، ستون محوری و نقطه تمایز اصلی اندیشه اسلامی با دیگر اندیشهها نیز همین مسئله مردممحوری است. مردممحوری در اندیشه اسلام متفاوت با دموکراسی غربی است؛ آنچه در صحنه کشورهای دارای دموکراسی نمایان است، تصمیم و خواست مردم نیست زیرا اساسا دموکراسی، مسئله تصمیمگیری مردم را ندارد.
سه مثال اقتصادی برای توضیح تقابل تفکر اسلام و تفکرهای مقابل آن و روشن شدن اعتقاد اسلام به جایگاه مردم در تصمیمگیریهای این حوزه کمک کننده خواهد بود.
ما برای آنکه به دست خودمان، خودمان را نابود کنیم دچار دستکاری ذهنی شدهایم؛ قابل توجه است که نگاه غربگرا حتی درحال پیادهسازی الگوی اجرا شده غربی هم نیست، بلکه بهدنبال اجرایی شدن سیاستهایی صرفا مطابق میل آنهاست که میخواهد اقتصاد کشور از حرکت به سمت پیشرفت بازبماند.مسئول پیشرفت کشور از جمله پیشرفت اقتصادی نخبگان جامعه هستند، آنها باید بتوانند کارآمدی دین اسلام را برای حل مشکلات مردم نشان دهند. اسلامی که خروجیاش عدالت نباشد، از سکولاریسم سر در میآورد، اگر مردممحوری انقلاب اسلامی در سیاستها و تصمیمات جاری نشود، شبیه به دموکراسی غربی خواهد شد. مردم سالاری دینی بر خلاف دموکراسی به دنبال تحمیق و اغوای مردم نیست بلکه به ابلاغ و اقناع و رشد مردم معتقد است. ایده انقلاب اسلامی با مشارکت بالای مردم محقق میشود و در این میان ماموریت ویژه تشکلها افزایش سرمایه اجتماعی نظام و جذب مشارکت مردم است.
#اقتصاد
۴:۵۶