بله | کانال روایتِ پاک
عکس پروفایل روایتِ پاکر

روایتِ پاک

۱,۹۷۲عضو
thumbnail
این تصویر، برای آمریکایی‌ها و آنان که عقلشان را به آمریکا سپرده‌اند و دچار هراس شده‌اند.
این‌ها بقایای پیکر ۲۸ جوان‌اند؛ جوانانی که جان خود را فدای اسلام، قرآن و ولایت فقیه کردند و نگذاشتند دشمن به هدف خود برسد.
میلیون‌ها جوان دیگر، با همان ایمان و همان عزم، در انتظارند تا در راه امام و آرمان خود جان‌فشانی کنند.
به خدا سوگند اگر شرق و غرب عالم گرد هم آیند، توان شکستن ما را نخواهند داشت.
شهید حاج قاسم سلیمانی
@hossein_pak69

۲۲:۰۵

undefinedاین، یک تجربه‌ی شخصی است؛ برای محاسبه‌ی برخی عزیزان.
undefined آسمان و زمین با انفجار چند هزار پیجر، به رنگ خون درآمد.در کسری از ثانیه، چند هزار جوان نخبه عملیاتی، اطلاعاتی و اداری از پا افتادند.بیمارستان‌ها مملو از پیکرهای نیمه‌جانی بود که حتی آنتی‌بیوتیک ساده‌ای برایشان وجود نداشت.ضربه‌ای کاملاً دست‌چین‌شده؛ ضربه‌ای که کارکردی شبیه یک «بمب اتم تاکتیکی» داشت.
undefinedساعاتی بعد، معاون عملیات کسی که فرماندهی نیروهای نخبه را بر عهده داشت و مسئول طراحی و اجرای حمله به دشمن بود به همراه تمامی معاونانش و فرماندهان تیپ‌ها به شهادت رسید. برنامه‌ای که بیست سال برای آن تمرین شده بود، در چند ساعت هدف قرار گرفت.
undefinedچند ساعت بعد، فرمانده جبهه جنوب و فرمانده موشکی و پهپادی هدف قرار گرفتند.سپس بیش از سه‌هزار نقطه به‌صورت دقیق بمباران شد؛۶۰۰ شهید، یک میلیون آواره، و بخش بزرگی از توان تهاجمی‌ای که قابلیت پاسخ سریع داشت، از کار افتاد.
undefinedساعاتی بعد، سید مقاومت به همراه فرمانده سپاه و فرمانده ستاد کل به شهادت رسیدند.چند روز بعد، مقر اصلی اطلاعات بمباران شد و جانشین تازه‌انتخاب‌شده دبیرکل، به همراه رئیس سازمان اطلاعات، نخبه‌ترین افسران، و مسئول اتصالات و اماکن، همگی شهید شدند.
undefinedشش لشگر تمام‌عیار با پشتیبانی هوایی کم‌نظیر روی زمین حرکت کردند.ناوهای آلمانی از دریا آتش می‌ریختند.جنگنده‌های رافال فرانسوی و پهپادهای بریتانیایی بی‌وقفه آسمان را برای رصد هر جنبنده‌ای می‌شکافتند.آمریکا و اردن به‌عنوان نیروی ذخیره وارد عمل می شدند.سازمان‌های اطلاعاتی این کشورها، به‌همراه چند کشور عربی، بیروت و جنوب را به‌عنوان عقبه جبهه هدف قرار داده بودند.نخست‌وزیر و فرمانده ارتش ، در زمین دشمن بودند.
undefinedبا این همه، چند جوان بسیجی مؤمن توانستند این ماشین عظیم را متوقف کنند.
چرا؟چون ضعیف نبودیم و ایستادیم.روی زمین هیچ غلطی نتوانستند بکنند.موشک‌ها روزبه‌روز بیشتر شد.روز پنجاه‌وهفتم جنگ، ۱۴ موشک به تل‌آویو اصابت کرد.پیش از آن، خانه نخست‌وزیر دشمن میلی‌متری هدف قرار گرفت و ۳۲ نیروی ویژه «گولانی» که مشغول خوردن شام بودند، به هلاکت رسیدند.
این‌ها همه نتیجه قوی‌بودن است؛و البته ایمان.اینجا تازه قصه خیلی زیبا تر استاز پسشان بر می‌آییم.
undefined @hossein_pak69

۲۲:۱۲

undefinedروش ثابت دشمن در «ترور مقدماتی» این است که اگر به هدف دسترسی مستقیم نداشته باشد، خبر ترور را به‌گونه‌ای بازتاب می‌دهد که همه درگیر خبرگیری شوند؛و در این فرایند، اطرافیان و شبکه مرتبط با «شخصیتِ مورد نظر» به‌تدریج شناسایی می‌شوند.
این بار، هر خطا معادل یک خسارتِ جبران‌ناپذیر است.
#نمی‌دانم
undefined @hossein_pak69

۱۲:۵۰

https://x.com/hossein_pak69/status/2017898724685492567?s=46
undefinedبه‌عنوان کسی که سال‌ها در حال درس و بحث منظم درباره منظومه فکری امام سید علی حسینی خامنه‌ای در منطقه بوده‌ام،‏به‌کار بردن تعبیر «جنگ منطقه‌ای» به‌معنای ورود به سطحی از درگیری است که جغرافیای وسیعی از نبرد را دربر می‌گیرد؛‏از زمین و هوا تا دریا،‏همراه با بسیج عمومی نیروهای مقاومت.‏بيشتر خواهم نوشت.
undefined @hossein_pak69

۱۰:۵۲

undefinedخط سقوط ایران در کشورهای عربی غرب آسیا و شمال آفریقا
undefinedبا آغاز جنگ ترکیبیِ مسلحانه ادراکیِ آمریکا و رژیم صهیونیستی در داخل کشور، به‌صورت هم‌زمان یک تقسیم کار مشخص در تیم ترامپ شکل گرفت.ترامپ شخصاً رهبری فشار رسانه‌ای را بر عهده گرفت و این مسیر را از طریق مواضع علنی، تصریح‌های مکرر و مصاحبه‌های پی‌درپی در تلویزیون‌ها و فضای مجازی دنبال می‌کرد.
undefinedاما در پشت صحنه، تیم او مأموریت مهم‌تری را پیگیری می‌کرد: پیشبرد این کمپین در ذهن مقامات کشورهای عربی منطقه.پیام محوری این کمپین روشن و صریح بود: «کار تمام است».
undefinedتام باراک این پیام را به رئیس‌جمهور لبنان، رئیس خودخوانده سوریه، و پادشاهان کشورهای حاشیه خلیج فارس منتقل کرده و بر این اساس تأکید داشت که باید مواضع خود را تنظیم کنند.برخی از این بازیگران، مانند رئیس‌جمهور لبنان و جولانی، با سرعت وارد عمل شدند و اقداماتی ملموس انجام دادند. برخی دیگر اگرچه به‌طور کامل همراهی نکردند، اما نشانه‌های تحرک و تغییر رفتار در آن‌ها کاملاً مشهود است.
undefinedبرای نمونه، شبکه تلویزیونی الجزیره برای نخستین‌بار پس از بحران سوریه، شمشیر را آشکارا علیه ایران از رو بست. گزارش‌ها، تحلیل‌ها و بازی با ارقام در این شبکه، تفاوت معناداری با ایران اینترنشنال نداشت؛ این در حالی است که این شبکه و دفتر تهران آن به‌صورت آزادانه به اشخاص و اطلاعات مهم دسترسی دارند.با این وجود، مدیر دفتر الجزیره در تهران به یکی از ستون‌های اصلی این حمله برنامه‌ریزی‌شده تبدیل شد و ذهن مخاطب عرب‌زبان را به‌سمت همان مسیری سوق داد که آمریکا خواهان آن بود.
undefinedداده‌های دقیقی از داخل این بنگاه رسانه‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد آمریکایی‌ها در تغییر مدیریت و رویکرد این شبکه نقش مستقیم داشته‌اند. اگرچه دودستگی در درون الجزیره کاملاً مشهود است، اما عملکرد غیرحرفه‌ای جریان «جولانی‌چی‌ها» در نهایت بر کارمندان شریف و مقاوم این مجموعه غلبه پیدا کرده است.
undefinedدر چنین شرایطی، ضروری است اعتراض رسمی جمهوری اسلامی ایران به مقامات قطری اعلام شود و عملکرد غیرحرفه‌ای این شبکه به‌طور جدی مورد اعتراض قرار گیرد.
undefinedدر مقابل، رسانه‌های همسو با ما، مانند همیشه، صرفاً در حال سخن گفتن با خودمان بوده‌اند؛ بدون هیچ تلاشی برای ارتباط با قشر خاکستری یا مخاطبان مردد.و البته مسئولان محترم نیز، طبق روال همیشگی، از این عملکرد رضایت دارند و همچنان در صف مصاحبه با همین رسانه‌ها ایستاده‌اند.
🟡خدایا، به ما توان اصلاح در این جبهه مصیبت‌زده را عطا کن؛ جبهه‌ای که با ضعفی پنهان اما عمیق روبه‌روست.
undefined @hossein_pak69

۱۰:۵۹

undefinedاخباری که درباره لغو مذاکرات از سوی وب‌سایت آکسیوس منتشر شد، هم‌زمان با مصاحبه دونالد ترامپ، بخشی از فشار نهایی آمریکا برای تحمیل شرایط خود به ایران در چارچوب صیاغ مذاکرات بود.این فشار اما نتیجه‌ای در پی نداشت؛ و در نهایت، این ایران بود که آمریکا را وادار به پذیرش شروط خود کرد.
undefined @hossein_pak69

۲۰:۰۷

روایتِ پاک
undefinedاخباری که درباره لغو مذاکرات از سوی وب‌سایت آکسیوس منتشر شد، هم‌زمان با مصاحبه دونالد ترامپ، بخشی از فشار نهایی آمریکا برای تحمیل شرایط خود به ایران در چارچوب صیاغ مذاکرات بود. این فشار اما نتیجه‌ای در پی نداشت؛ و در نهایت، این ایران بود که آمریکا را وادار به پذیرش شروط خود کرد. undefined @hossein_pak69
undefinedنکاتی که پس از آغاز این دور از مذاکرات نباید مغفول بماند:
undefinedتا همین چند روز پیش، ترامپ با عربده‌کشی و تهدید سخن می‌گفت و ما را میان دو گزینه «تسلیم بی‌قید و شرط» یا «جنگ» مخیّر می‌دانست.ما گزینه سوم را انتخاب کردیم: مقاومت.
undefinedکودتای پیچیده صهیونیستی–آمریکایی در داخل را در هم شکستیم و از یک عملیات روانی چندلایه و فرسایشی عبور کردیم.دشمن، پس از ناکامی، از طریق ابزارها و واسطه‌هایش در منطقه درخواست مذاکره داد؛ ما پذیرفتیم، تا حجت بر همگان تمام شود.
undefinedآیا فریب می‌خوریم؟ خیر.ما برای معرکه‌ای عاشورایی آماده‌ایم.
undefinedایستادیم؛ محکم و آگاهانه ایستادیم.و این ایستادگی کاری است که فقط ما از عهده‌اش برمی‌آییم.
🟡ایران شکست نمی‌خورد.
undefined @hossein_pak69

۱۶:۳۹

undefinedسفر برنامه‌ریزی‌نشده نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم موقت، به آمریکا یک تحرک عملیاتی است؛آماده‌ایم.
undefined @hossein_pak69

۲۲:۱۰

undefinedhttps://x.com/hossein_pak69/status/2020517096745046240?s=46
undefined‏اعتیادِ برخی به فرار از جنگ و دور کردن آن از ذهنِ خود، از بعدازظهر هفتم اکتبر آغاز شد؛ روزی تاریخی که فرصت پایان دادن به وجود رژیم صهیونیستی بود. گرفتار شدن در حساب‌وکتاب‌های خُردِ ظاهراً استراتژیک، مطالعه‌ی دشمن در ایتا و نه در مراکز مطالعاتی، و نزدیک شدن به اخباری که خوشایندِ ماست و فاصله گرفتن از واقعیت‌ها، رویکردی است که ما را به این وضعیت رسانده است.
undefinedاین تأخیر در حمله، برای زمینه‌سازیِ ادراکیِ بیشتر است. دشمن می‌خواهد سقوطِ ما برای همه قابل باور شود؛ نشانه‌های این کمپین آشکار است، اما کسی حتی این جنبه را به حساب هم نمی‌آورد.
undefinedروزی که بفهمیم این نبرد، نبردی وجودی شده و طرف مقابل تصمیم خود را بر پایه‌ی «یا ما، یا آن‌ها» گرفته است، آن‌وقت می‌توان بهترین انتخاب را کرد.
‏🟡مذاکره جلوی جنگ را نخواهد گرفت و راه حل جای دیگری‌ست؛ کاش گوش شنوایی وجود داشته باشد.
undefined @hossein_pak69

۱۶:۱۸

thumbnail
الله اكبر
از دیوار های سنگی صنعا تا موشک های منتظر در شمال لیطانی تمام عالم در تاثیر انقلاب اللهی خمینی (قدس) منتظر تحقق آرزوي انبياء است.

۲۰:۰۱

thumbnail
undefinedآیا ملت ایران از انقلاب اسلامی خسته شده‌اند؟
undefinedاین پرسشی است که سال‌هاست در رسانه‌های غربی و برخی محافل منطقه‌ای تکرار می‌شود؛ به‌ویژه پس از فشارهای اقتصادی، تحریم‌ها و جنگ‌های ترکیبی اخیر. اما پاسخ را باید در رفتار جمعی مردم ایران در بزنگاه‌های تاریخی جست‌وجو کرد، نه در تحلیل‌های بیرونی.
undefinedپس از عملیات «طوفان الاقصی» در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، l منطقه وارد مرحله‌ای جدید شد. فلسطین دوباره به محور یک رویارویی بزرگ تبدیل شد؛ رویارویی میان منطق مقاومت و منطق سلطه. در این مقطع، برخلاف انتظار بسیاری، جامعه ایران دچار عقب‌نشینی روانی نشد، بلکه حمایت از آرمان فلسطین پررنگ‌تر شد. این نشان می‌دهد که مسئله فلسطین برای ایرانیان صرفاً یک موضوع سیاست خارجی نیست، بلکه بخشی از هویت سیاسی انقلاب است.
undefinedبی‌تردید مردم ایران با مشکلات اقتصادی، تورم و فشارهای معیشتی روبه‌رو هستند. خستگی از بحران‌های اقتصادی طبیعی است. اما خستگی از «اصل استقلال و مقاومت» موضوعی دیگر است. تجربه جنگ تحمیلی، سال‌های تحریم و تهدید نظامی، نوعی حافظه تاریخی در جامعه ایجاد کرده که در لحظات حساس، به جای فروپاشی، به سمت ایستادگی تمایل پیدا می‌کند.
undefinedبعد از جنگ‌های محدود و تنش‌های اخیر منطقه‌ای نیز بسیاری پیش‌بینی می‌کردند فشارها به شکاف جدی اجتماعی منجر شود؛ اما در بزنگاه‌های امنیتی، انسجام ملی همچنان خود را نشان داد. تفاوت مهمی که مردم به وجود آوردند میان نقد عملکردها و عبور از اصل پروژه انقلاب.
undefinedملت ایران ممکن است مطالبه‌گر اصلاح باشد، ممکن است از ناکارآمدی‌ها ناراضی باشد، اما وقتی مسئله به استقلال کشور و تقابل با سلطه خارجی می‌رسد، الگوی غالب همچنان ایستادن است نه عقب‌نشینی.
undefinedاگر «طوفان الاقصی» آغاز مرحله‌ای تازه در معادلات منطقه بود، نگاه بخش بزرگی از جامعه ایران این است که انقلاب نه تمام شده، نه بی‌معنا شده؛ بلکه در حال ورود به فصلی جدید از همان مسیر تاریخی است.
undefinedسؤال اصلی شاید این نباشد که مردم خسته شده‌اند یا نه؛ بلکه این است که آیا منطقه وارد مرحله‌ای شده که معنای مقاومت را دوباره بازتعریف می‌کند. در این میدان، نشانه‌ها بیشتر از فرسودگی، از صلابت حکایت دارند.
undefined @hossein_pak69

۱۱:۵۹

thumbnail
undefinedدیدار بسیار مهم رئیس شورای رهبری جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، برادر مجاهد محمد درویش، به‌همراه هیأتی از رهبری این جنبش، با دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران ، دکتر علی لاریجانی.
undefinedاین دیدار در آستانه انتخابات کادر رهبری حماس در روز های آینده ، بسیار مهم و در خصوص هماهنگی ارکان مقاومت در منطقه راهبردی می‌باشد.
undefined @hossein_pak69

۱۹:۱۹

thumbnail
زمان بازگشت به اصل استرضوان#الحاج

۱۲:۱۵

روایتِ پاک
undefined زمان بازگشت به اصل است رضوان #الحاج
thumbnail
undefined آیا زمان بازگشت فرا نرسیده است؟
undefinedوقتی از عماد سخن می‌گوییم، از یک فرد حرف نمی‌زنیم؛ از یک «روش» سخن می‌گوییم.روشی که مقاومت را نه به شکل یک اداره، بلکه به مثابه یک موجود زنده اداره می‌کرد.
undefinedعماد مغنیه مقاومت را به قالب خشک سازمانی فرو نمی‌کاست. او می‌دانست سازمان لازم است؛ انضباط، سلسله‌مراتب، برنامه، بودجه، امنیت. اما اگر روح نهضت در آن دمیده نشود، سازمان تبدیل به ساختمانی می‌شود با اتاق‌های روشن و قلبی خاموش و سرمایه انسانی بی انگیزه.
مدل عماد، ترکیبی عجیب و دقیق بود:انضباطِ سازمانی + سیالیتِ نهضتی.
undefinedنهضت یعنی حرکت، یعنی پیش‌دستی، یعنی ابتکار در لحظه، یعنی آن‌که دشمن هنوز در حال تحلیل است و تو زمین بازی را تغییر داده‌ای.سازمان اما ثبات می‌خواهد، گزارش می‌خواهد، آیین‌نامه می‌خواهد. هر دو لازم‌اند؛ اما اگر کفه سازمان سنگین‌تر شود، نهضت به حالت نیمه‌تعطیل درمی‌آید.
و ما دقیقاً در همین نقطه ایستاده‌ایم.
undefined در بسیاری از سطوح، ما شبیه سازمان شده ایم؛مرتب، قابل پیش‌بینی، محافظه‌کار، گرفتار روندها.نهضت اما باید غیرقابل پیش‌بینی باشد، تیز، چندلایه، و دارای توان جهش ناگهانی.
undefined بازگشت به مدل عماد یعنی بازگشت به قابلیت تغییر سریع.یعنی شبکه‌های کوچک، تصمیم‌های چابک، ابتکار میدانی، و پیوند دائمی میان فکر و عمل.یعنی فرماندهی که هم استراتژی را می‌فهمد و هم میدان را لمس می‌کند.
undefined بله، مدیریت این مدل سخت است.کنترل‌پذیری کمتر می‌شود.ریسک بالا می‌رود.اما تاریخ نشان داده مقاومت زمانی جهش کرده که «نهضتی» فکر کرده، نه صرفاً «سازمانی».
undefined ما نه می‌توانیم صرفاً نهضتِ بی‌ساختار باشیم، و نه سازمانِ بی‌روح.باید چیزی میان این دو باشیم؛یک سازمانِ نهضتی.ساختاری که استخوان‌بندی دارد، اما خون در رگ‌هایش جاری است.
undefined مدل عماد، یادآوری این حقیقت است که مقاومت، پیش از آن‌که دفتر و فرم و گزارش باشد، «اراده» است.و اراده، اگر در قالبی سخت و بسته زندانی شود، فرسوده می‌شود.
undefinedبازگشت به عماد، بازگشت به ابتکار است.بازگشت به جسارت.بازگشت به سرعت.و شايد مهم‌تر از همه، بازگشت به این باور که نهضت، اگر زنده بماند، سازمان را هم زنده نگه می‌دارد.
@hossein_pak69undefined

۱۷:۵۸

روایتِ پاک
undefined undefined آیا زمان بازگشت فرا نرسیده است؟ undefinedوقتی از عماد سخن می‌گوییم، از یک فرد حرف نمی‌زنیم؛ از یک «روش» سخن می‌گوییم. روشی که مقاومت را نه به شکل یک اداره، بلکه به مثابه یک موجود زنده اداره می‌کرد. undefinedعماد مغنیه مقاومت را به قالب خشک سازمانی فرو نمی‌کاست. او می‌دانست سازمان لازم است؛ انضباط، سلسله‌مراتب، برنامه، بودجه، امنیت. اما اگر روح نهضت در آن دمیده نشود، سازمان تبدیل به ساختمانی می‌شود با اتاق‌های روشن و قلبی خاموش و سرمایه انسانی بی انگیزه. مدل عماد، ترکیبی عجیب و دقیق بود: انضباطِ سازمانی + سیالیتِ نهضتی. undefinedنهضت یعنی حرکت، یعنی پیش‌دستی، یعنی ابتکار در لحظه، یعنی آن‌که دشمن هنوز در حال تحلیل است و تو زمین بازی را تغییر داده‌ای. سازمان اما ثبات می‌خواهد، گزارش می‌خواهد، آیین‌نامه می‌خواهد. هر دو لازم‌اند؛ اما اگر کفه سازمان سنگین‌تر شود، نهضت به حالت نیمه‌تعطیل درمی‌آید. و ما دقیقاً در همین نقطه ایستاده‌ایم. undefined در بسیاری از سطوح، ما شبیه سازمان شده ایم؛ مرتب، قابل پیش‌بینی، محافظه‌کار، گرفتار روندها. نهضت اما باید غیرقابل پیش‌بینی باشد، تیز، چندلایه، و دارای توان جهش ناگهانی. undefined بازگشت به مدل عماد یعنی بازگشت به قابلیت تغییر سریع. یعنی شبکه‌های کوچک، تصمیم‌های چابک، ابتکار میدانی، و پیوند دائمی میان فکر و عمل. یعنی فرماندهی که هم استراتژی را می‌فهمد و هم میدان را لمس می‌کند. undefined بله، مدیریت این مدل سخت است. کنترل‌پذیری کمتر می‌شود. ریسک بالا می‌رود. اما تاریخ نشان داده مقاومت زمانی جهش کرده که «نهضتی» فکر کرده، نه صرفاً «سازمانی». undefined ما نه می‌توانیم صرفاً نهضتِ بی‌ساختار باشیم، و نه سازمانِ بی‌روح. باید چیزی میان این دو باشیم؛ یک سازمانِ نهضتی. ساختاری که استخوان‌بندی دارد، اما خون در رگ‌هایش جاری است. undefined مدل عماد، یادآوری این حقیقت است که مقاومت، پیش از آن‌که دفتر و فرم و گزارش باشد، «اراده» است. و اراده، اگر در قالبی سخت و بسته زندانی شود، فرسوده می‌شود. undefinedبازگشت به عماد، بازگشت به ابتکار است. بازگشت به جسارت. بازگشت به سرعت. و شايد مهم‌تر از همه، بازگشت به این باور که نهضت، اگر زنده بماند، سازمان را هم زنده نگه می‌دارد. @hossein_pak69undefined
undefinedشگفتانه جدید در لبنان در آستانه انتخابات سرنوشت‌ساز
‏حریری به صحنه بازگشت.
undefinedسعد حریری پس از سال‌ها دوری از لبنان، بازگشت خود به میدان سیاست را اعلام کرد و گفت جریان المستقبل در انتخابات پیش‌رو با تمام توان شرکت خواهد کرد. بازگشتی که می‌تواند توازن‌های شکننده لبنان را دوباره دستخوش تغییر کند.
undefinedاو برای برون‌رفت از بحران لبنان، «بسته‌ای از راه‌حل‌ها» را بر پایه توافق طائف مطرح کرده است؛ مجموعه‌ای که هر بند آن پیامدهای عمیق سیاسی دارد.
undefined۱. «اتفاق الهدنة»‏این اصطلاح به توافق آتش‌بس ۱۹۴۹ لبنان با رژیم صهیونیستی اشاره دارد؛ یعنی اتفاق الهدنة. تأکید بر آن، حامل یک پیام روشن سیاسی است: بازگشت به چارچوب کلاسیک دولت–دولت و تثبیت مرزهای رسمی، نه ادامه وضعیت «مقاومت – میدان – جبهه‌های باز». این رویکرد به معنای تمرکز بر دولت رسمی و روابط رسمی بین‌المللی است.
undefined۲. «إلغاء الطائفية السياسية»‏در متن توافق طائف نیز بر حرکت تدریجی به‌سوی لغو سهمیه‌بندی مذهبی تأکید شده است. در ساختار کنونی، رئیس‌جمهور مارونی، نخست‌وزیر سنی و رئیس مجلس شیعه است و کرسی‌های پارلمان نیز بر اساس سهمیه‌های طایفه‌ای توزیع می‌شود.‏لغو طائفیه سیاسی در ظاهر به معنای عبور از تقسیم‌بندی مذهبی است؛ اما در عمل، بازطراحی کامل توازن قدرت داخلی را به دنبال دارد، زیرا کل سیستم سیاسی لبنان بر همین معادله بنا شده است.
undefined۳. «لبنان دائرة انتخابية واحدة»‏در حال حاضر لبنان به حوزه‌های انتخابیه متعدد تقسیم شده که ترکیب طایفه‌ای هر منطقه در نتایج تأثیرگذار است.‏تبدیل کل کشور به یک حوزه واحد، وزن جمعیتی طوایف بزرگ‌تر را افزایش می‌دهد و قدرت را از زعامت‌های محلی به احزاب سراسری منتقل می‌کند. این تغییر، یک اصلاح فنی ساده نیست؛ بلکه جابه‌جایی بنیادین در هندسه قدرت لبنان است.
undefined۴. «إلغاء اللامركزية الإدارية»‏در توافق طائف بر تقویت نوعی تمرکززدایی اداری تأکید شده بود. طرح لغو آن، به معنای تمرکز بیشتر قدرت در دولت مرکزی است. در کشوری مانند لبنان که هر منطقه دارای هویت و نفوذ سیاسی خاص خود است، این موضوع کاملاً راهبردی و حساس خواهد بود.
undefinedلبنان همواره یک آزمایشگاه زنده علوم سیاسی بوده است؛ جایی که حتی تغییر یک بند در قانون انتخابات، می‌تواند کل معادله قدرت را بازآرایی کند. آنچه حریری پیشنهاد می‌دهد، صرفاً اصلاحات اداری نیست؛ بلکه بازتعریف ساختار قدرت در کشوری است که توازن‌های آن به‌طرزی بی‌سابقه شکننده‌اند.
undefinedدر چنین شرایطی، بازگشت او به صحنه، صرفاً یک خبر سیاسی نیست؛ بلکه آغاز مرحله‌ای تازه در رقابت بر سر آینده لبنان است.
undefined @hossein_pak69

۱۲:۴۸

thumbnail
undefinedهر ناو هواپیما بری روزی به ساحل حساب می‌رسد.‏آن روز نزدیک است.
undefined @hossein_pak69

۱۱:۲۵

thumbnail
undefinedرمضان مبارك

۱۸:۳۷

thumbnail
undefinedجنگ چقدر نزدیک است؟
undefinedدر روزهایی که خبر پیش از آنکه راستی آزمایی شود منتشر می‌شود و تحلیل پیش از آنکه پخته شود دست به دست می‌چرخد، پرسش از نزدیکی جنگ بیش از آنکه یک سوال نظامی باشد، یک مسئله ادراکی است. ما کاری نداریم که اتفاقات ساعت‌های اخیر عملیات روانی برای تاثیر بر ادراک بخشی از جامعه و مسئولان ایرانی هست یا نه. مهم این است که بدانیم در آستانه هر درگیری بزرگ، پیش از آنکه گلوله‌ای شلیک شود، ذهن‌ها هدف قرار می‌گیرند. جنگ مدرن ابتدا در میدان روایت و شبکه های اجتماعی آغاز می‌شود و سپس به میدان نظامی کشیده می‌شود.
undefinedواقعیت اما روشن است. فرماندهی جنگ در ایران دستورات لازم را صادر کرده است. این جمله برای التهاب‌آفرینی نیست، برای اطمینان‌بخشی است. کشوری که سال‌ها در معرض تهدید مستقیم بوده، بر اساس خوش‌بینی اداره نمی‌شود، بلکه بر اساس سناریوهای محتمل برنامه‌ریزی می‌کند. نیروهای نظامی ما آماده تمامی سناریوها هستند.
undefinedدر کنار آمادگی نظامی، یک وظیفه اجتماعی نیز وجود دارد که کمتر به آن توجه می‌شود. باید به چند نکته با دقت توجه کنیم. کمپین «نمی‌دانم» را در بالاترین سطوح جدی بگیریم. در شرایط حساس، ندانستن و اعلام نکردن دانسته‌ها فضیلت است. هر خبر تایید نشده، هر تحلیل شخصی، هر گفت‌وگوی غیرضروری می‌تواند بخشی از پازل اطلاعاتی دشمن را کامل کند. از تماس‌های غیرضروری با اعضای خانواده‌مان اگر در سازمان‌های دولتی و نظامی مرتبط با جنگ حضور دارند جدا خودداری کنیم. امنیت، پیش از آنکه در پادگان شکل بگیرد، در رفتار فردی ما ساخته می‌شود.
undefinedدر میدان نیز تجربه پشتوانه ماست. ما تجربه جنگیدن با تمامی همین‌هایی که اکنون دست به ماشه مقابلمان ایستاده‌اند را داریم. از جنگ تحمیلی گرفته تا تقابل‌های منطقه‌ای و جنگ‌های نامتقارن، این صحنه برای ما ناآشنا نیست. فرمان آتش به اختیار می‌تواند محاسبات دشمن را بر هم بزند و ابتکار عمل را از او بگیرد. دشمنی که تصور می‌کند با فشار سریع به نتیجه می‌رسد، در برابر واکنش چندلایه و شبکه‌ای زمین‌گیر خواهد شد.قدرت آتش ایالات متحده بالا اما آسیب پذیری او‌ به دلیل جغرافیای گسترده جنگ بیشتر است.ما سال هاست جنگ با آمریکا را تمرین کرده ایم .
undefinedاگر درگیری به مرحله تبادل آتش گسترده برسد، معادله محدود به یک جغرافیا نخواهد ماند. موشک‌باران مناطق مسکونی تل‌آویو به صورت متمرکز و هدف قرار دادن مراکز نظامی می‌تواند یک تغییر دموگرافی جدی در اراضی اشغالی ایجاد کند. شمال اراضی اشغالی نیز نا امن خواهد شد و راهی جز جنوب و کرانه وجود نخواهد داشت.جامعه‌ای که بر احساس امنیت روزمره بنا شده، در برابر ناامنی ممتد دچار فرسایش سریع می‌شود. در کرانه و سرزمین های ۱۹۴۸ نیز برادران فلسطینی می‌توانند جبهه جدیدی برای دشمن باز کنند و فشار را چندبرابر سازند. جنگ آینده تک‌جبهه‌ای نخواهد بود؛ شبکه‌ای و پیوسته خواهد بود.
undefinedدر حاشیه خلیج فارس و آن اسرائیل کوچک خلیجی نیز اگر آتش گسترش یابد، سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. جغرافیای فشرده و زیرساخت‌های متمرکز، آسیب‌پذیری را چند برابر می‌کند این یک شعار نیست، یک توصیف سرد از واقعیت راهبردی منطقه است.
undefinedبا این همه، پاسخ دقیق به پرسش ابتدایی همچنان در هاله‌ای از ابهام است. جنگ ممکن است نزدیک باشد، اما آنچه قطعی است آمادگی است. آرامش اجتماعی، انضباط اطلاعاتی، اعتماد به ساختار فرماندهی و پرهیز از هیجان‌زدگی بخشی از همان آمادگی است.
undefinedمطمئن باشید هیچ تصمیمی بدون محاسبه گرفته نمی‌شود. ما تجربه ایستادگی را داریم. پیروزی در جنگ‌های بزرگ تنها با سلاح رقم نمی‌خورد، با اراده جمعی رقم می‌خورد. بر خدا توکل می‌کنیم و با تدبیر حرکت می‌کنیم. در زمانه ابهام، خونسردی و انسجام بزرگ‌ترین قدرت ماست.
undefined@hossein_pak69

۱۹:۵۷

روایتِ پاک
undefined undefinedجنگ چقدر نزدیک است؟ undefinedدر روزهایی که خبر پیش از آنکه راستی آزمایی شود منتشر می‌شود و تحلیل پیش از آنکه پخته شود دست به دست می‌چرخد، پرسش از نزدیکی جنگ بیش از آنکه یک سوال نظامی باشد، یک مسئله ادراکی است. ما کاری نداریم که اتفاقات ساعت‌های اخیر عملیات روانی برای تاثیر بر ادراک بخشی از جامعه و مسئولان ایرانی هست یا نه. مهم این است که بدانیم در آستانه هر درگیری بزرگ، پیش از آنکه گلوله‌ای شلیک شود، ذهن‌ها هدف قرار می‌گیرند. جنگ مدرن ابتدا در میدان روایت و شبکه های اجتماعی آغاز می‌شود و سپس به میدان نظامی کشیده می‌شود. undefinedواقعیت اما روشن است. فرماندهی جنگ در ایران دستورات لازم را صادر کرده است. این جمله برای التهاب‌آفرینی نیست، برای اطمینان‌بخشی است. کشوری که سال‌ها در معرض تهدید مستقیم بوده، بر اساس خوش‌بینی اداره نمی‌شود، بلکه بر اساس سناریوهای محتمل برنامه‌ریزی می‌کند. نیروهای نظامی ما آماده تمامی سناریوها هستند. undefinedدر کنار آمادگی نظامی، یک وظیفه اجتماعی نیز وجود دارد که کمتر به آن توجه می‌شود. باید به چند نکته با دقت توجه کنیم. کمپین «نمی‌دانم» را در بالاترین سطوح جدی بگیریم. در شرایط حساس، ندانستن و اعلام نکردن دانسته‌ها فضیلت است. هر خبر تایید نشده، هر تحلیل شخصی، هر گفت‌وگوی غیرضروری می‌تواند بخشی از پازل اطلاعاتی دشمن را کامل کند. از تماس‌های غیرضروری با اعضای خانواده‌مان اگر در سازمان‌های دولتی و نظامی مرتبط با جنگ حضور دارند جدا خودداری کنیم. امنیت، پیش از آنکه در پادگان شکل بگیرد، در رفتار فردی ما ساخته می‌شود. undefinedدر میدان نیز تجربه پشتوانه ماست. ما تجربه جنگیدن با تمامی همین‌هایی که اکنون دست به ماشه مقابلمان ایستاده‌اند را داریم. از جنگ تحمیلی گرفته تا تقابل‌های منطقه‌ای و جنگ‌های نامتقارن، این صحنه برای ما ناآشنا نیست. فرمان آتش به اختیار می‌تواند محاسبات دشمن را بر هم بزند و ابتکار عمل را از او بگیرد. دشمنی که تصور می‌کند با فشار سریع به نتیجه می‌رسد، در برابر واکنش چندلایه و شبکه‌ای زمین‌گیر خواهد شد. قدرت آتش ایالات متحده بالا اما آسیب پذیری او‌ به دلیل جغرافیای گسترده جنگ بیشتر است. ما سال هاست جنگ با آمریکا را تمرین کرده ایم . undefinedاگر درگیری به مرحله تبادل آتش گسترده برسد، معادله محدود به یک جغرافیا نخواهد ماند. موشک‌باران مناطق مسکونی تل‌آویو به صورت متمرکز و هدف قرار دادن مراکز نظامی می‌تواند یک تغییر دموگرافی جدی در اراضی اشغالی ایجاد کند. شمال اراضی اشغالی نیز نا امن خواهد شد و راهی جز جنوب و کرانه وجود نخواهد داشت. جامعه‌ای که بر احساس امنیت روزمره بنا شده، در برابر ناامنی ممتد دچار فرسایش سریع می‌شود. در کرانه و سرزمین های ۱۹۴۸ نیز برادران فلسطینی می‌توانند جبهه جدیدی برای دشمن باز کنند و فشار را چندبرابر سازند. جنگ آینده تک‌جبهه‌ای نخواهد بود؛ شبکه‌ای و پیوسته خواهد بود. undefinedدر حاشیه خلیج فارس و آن اسرائیل کوچک خلیجی نیز اگر آتش گسترش یابد، سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. جغرافیای فشرده و زیرساخت‌های متمرکز، آسیب‌پذیری را چند برابر می‌کند این یک شعار نیست، یک توصیف سرد از واقعیت راهبردی منطقه است. undefinedبا این همه، پاسخ دقیق به پرسش ابتدایی همچنان در هاله‌ای از ابهام است. جنگ ممکن است نزدیک باشد، اما آنچه قطعی است آمادگی است. آرامش اجتماعی، انضباط اطلاعاتی، اعتماد به ساختار فرماندهی و پرهیز از هیجان‌زدگی بخشی از همان آمادگی است. undefinedمطمئن باشید هیچ تصمیمی بدون محاسبه گرفته نمی‌شود. ما تجربه ایستادگی را داریم. پیروزی در جنگ‌های بزرگ تنها با سلاح رقم نمی‌خورد، با اراده جمعی رقم می‌خورد. بر خدا توکل می‌کنیم و با تدبیر حرکت می‌کنیم. در زمانه ابهام، خونسردی و انسجام بزرگ‌ترین قدرت ماست. undefined@hossein_pak69
undefinedچرا کوتاه نمی‌آیند؟
undefinedسیاست در سطح ترامپ و نتانیاهو اخلاقی نیست، محاسباتی است. وقتی بازیگری احساس کند در مسیر درست حرکت می‌کند، نه تنها کوتاه نمی‌آید، بلکه سرعت را بیشتر می‌کند. مسئله اصلی «اراده» نیست، «ادراک از هزینه و فایده» است.
دور اول: فشار حداکثری، اقدام حداکثری
undefinedدر نخستین دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ، استراتژی موسوم به «فشار حداکثری» از خروج از برجام تا تحریم‌های فلج‌کننده، یک پروژه مهندسی ادراک بود. او از تیم سنتی‌تری مثل رکس تیلرسون به سمت چهره‌های نزدیک‌تر به حلقه صهیونیستی مانند جرد کوشنر حرکت کرد. این تغییر صرفاً جابجایی افراد نبود؛ تغییر در مدل تصمیم‌سازی بود.
undefinedترور حاج قاسم سلیمانی نقطه اوج این فاز بود؛ یک قمار بزرگ. قمار بر این فرض که ایران پاسخ راهبردی نمی‌دهد یا پاسخ آن قابل مدیریت است. از منظر واشنگتن، واکنش کنترل‌شده ایران پس از آن، این برداشت را تقویت کرد که می‌توان سطح ریسک را بالا برد و همچنان از جنگ تمام‌عیار اجتناب کرد. اما همزمان، تحولات منطقه‌ای(پیشروی سریع در سوریه) و نگرانی از درگیری گسترده‌تر باعث شد ترامپ در ادامه محتاط‌تر شود.
فاز دوم: پس از طوفان الاقصی
undefinedپس از عملیات «طوفان الاقصی» توسط حماس، معادله ذهنی در تل‌آویو تغییر کرد. نتانیاهو که پیش از آن درگیر بحران‌های داخلی و پرونده‌های فساد بود، جنگ را به سکوی بازسازی موقعیت خود تبدیل کرد. در این مسیر، مجموعه‌ای از اهداف که پیش‌تر رویا تلقی می‌شدند، وارد فاز اجرایی شدند: حذف چهره‌های کلیدی مقاومت، تضعیف ساختارهای منطقه‌ای، و انتقال میدان به سطوحی که پیش‌تر خط قرمز محسوب می‌شد.
undefinedوقتی در ذهن تصمیم‌گیر، چند «تابو» شکسته شود، دستگاه محاسبه جسورتر می‌شود. اگر هزینه‌ها قابل تحمل به نظر برسد و پاسخ‌ها محدود ارزیابی شود، چرا باید عقب‌نشینی کند؟
اطمینان ذهنی؛ خطرناک‌ترین متغیر
undefinedآنچه امروز مشاهده می‌شود، بیش از آنکه محصول قدرت عینی باشد، محصول اطمینان ذهنی است. ترکیب ترامپ متمایل به معامله از موضع قدرت، و نتانیاهوی بحران‌زده که بقا را در گسترش میدان می‌بیند، یک هم‌افزایی خطرناک ساخته است.
undefinedوقتی آن‌ها به این جمع‌بندی برسند که:۱-پاسخ ایران قابل پیش‌بینی و کنترل‌پذیر است۲-هزینه بین‌المللی اقدام علیه ایران پایین است۳-محور مقاومت دچار فرسایش راهبردی شده
در آن صورت، دلیلی برای عقب‌نشینی نمی‌بینند.
نقطه تقابل: جنگ ادراک‌ها
undefinedدر چنین شرایطی، میدان اصلی، میدان تغییر محاسبات است. بازدارندگی فقط موشک نیست؛ بازدارندگی یعنی ایجاد تردید در ذهن دشمن نسبت به نتیجه. اگر یقین تبدیل به شک شود، ماشین تهاجم کند می‌شود.
undefinedرهبر انقلاب، امام سید علی خامنه‌ای، در سال‌های گذشته بارها بر «تغییر محاسبات دشمن» تأکید کرده‌اند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که می‌تواند بازی را برگرداند. اگر دستگاه تصمیم‌گیری در واشنگتن و تل‌آویو به این نتیجه برسد که سناریوهای طراحی‌شده الزاماً به نتایج مطلوب ختم نمی‌شوند، احتیاط بازمی‌گردد.ایشان در هفته های اخیر شخصا این مهم را راهبری می‌کنند.آن جا که دو کلمه ای «جنگ منطقه ای» از رونمایی چند شهر موشکی بیشتر اثر می‌کند.
undefinedسیاست مثل فیزیک است؛ اگر نیروی مقاومتی مؤثر و غیرقابل پیش‌بینی وارد معادله شود، بردار حرکت تغییر می‌کند. اما اگر سیستم مقابل احساس کند پاسخ‌ها در چارچوب قابل مدیریت باقی می‌مانند، شتاب حفظ می‌شود.
مسئله اراده نیست، مسئله هزینه است
undefinedترامپ و نتانیاهو کوتاه نمی‌آیند چون در محاسبات فعلی‌شان، عقب‌نشینی هزینه بیشتری از پیشروی دارد. تغییر این وضعیت، نه با شعار، بلکه با تغییر واقعی در توازن ادراک‌ها ممکن است.
undefinedاگر معادله روی زمین به‌گونه‌ای رقم بخورد که آنچه در ذهن آن‌ها «پیروزی کم‌هزینه» تعریف شده، به «ریسک غیرقابل پیش‌بینی» تبدیل شود، همین دو نفر که امروز بی‌پروا به نظر می‌رسند، ناچار به توقف خواهند شد.
undefinedدر سیاست بین‌الملل، هیچ چیز مطلق نیست؛ حتی جسارت. آنچه مطلق به نظر می‌رسد، اغلب محصول یک برآورد ناقص است. و تاریخ نشان داده که وقتی برآوردها خطا از آب درآیند، بازیگران بزرگ هم ناگهان ترمز می‌کنند.
undefinedسؤال واقعی این نیست که آن‌ها چرا کوتاه نمی‌آیند. سؤال این است که چه زمانی محاسبه‌شان تغییر خواهد کرد. جهان بارها دیده که امپراتوری‌ها نه از کمبود قدرت، بلکه از خطای محاسبه سقوط کرده‌اند.

undefined @hossein_pak69

۱۱:۲۱

روایتِ پاک
undefinedچرا کوتاه نمی‌آیند؟ undefinedسیاست در سطح ترامپ و نتانیاهو اخلاقی نیست، محاسباتی است. وقتی بازیگری احساس کند در مسیر درست حرکت می‌کند، نه تنها کوتاه نمی‌آید، بلکه سرعت را بیشتر می‌کند. مسئله اصلی «اراده» نیست، «ادراک از هزینه و فایده» است. دور اول: فشار حداکثری، اقدام حداکثری undefinedدر نخستین دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ، استراتژی موسوم به «فشار حداکثری» از خروج از برجام تا تحریم‌های فلج‌کننده، یک پروژه مهندسی ادراک بود. او از تیم سنتی‌تری مثل رکس تیلرسون به سمت چهره‌های نزدیک‌تر به حلقه صهیونیستی مانند جرد کوشنر حرکت کرد. این تغییر صرفاً جابجایی افراد نبود؛ تغییر در مدل تصمیم‌سازی بود. undefinedترور حاج قاسم سلیمانی نقطه اوج این فاز بود؛ یک قمار بزرگ. قمار بر این فرض که ایران پاسخ راهبردی نمی‌دهد یا پاسخ آن قابل مدیریت است. از منظر واشنگتن، واکنش کنترل‌شده ایران پس از آن، این برداشت را تقویت کرد که می‌توان سطح ریسک را بالا برد و همچنان از جنگ تمام‌عیار اجتناب کرد. اما همزمان، تحولات منطقه‌ای(پیشروی سریع در سوریه) و نگرانی از درگیری گسترده‌تر باعث شد ترامپ در ادامه محتاط‌تر شود. فاز دوم: پس از طوفان الاقصی undefinedپس از عملیات «طوفان الاقصی» توسط حماس، معادله ذهنی در تل‌آویو تغییر کرد. نتانیاهو که پیش از آن درگیر بحران‌های داخلی و پرونده‌های فساد بود، جنگ را به سکوی بازسازی موقعیت خود تبدیل کرد. در این مسیر، مجموعه‌ای از اهداف که پیش‌تر رویا تلقی می‌شدند، وارد فاز اجرایی شدند: حذف چهره‌های کلیدی مقاومت، تضعیف ساختارهای منطقه‌ای، و انتقال میدان به سطوحی که پیش‌تر خط قرمز محسوب می‌شد. undefinedوقتی در ذهن تصمیم‌گیر، چند «تابو» شکسته شود، دستگاه محاسبه جسورتر می‌شود. اگر هزینه‌ها قابل تحمل به نظر برسد و پاسخ‌ها محدود ارزیابی شود، چرا باید عقب‌نشینی کند؟ اطمینان ذهنی؛ خطرناک‌ترین متغیر undefinedآنچه امروز مشاهده می‌شود، بیش از آنکه محصول قدرت عینی باشد، محصول اطمینان ذهنی است. ترکیب ترامپ متمایل به معامله از موضع قدرت، و نتانیاهوی بحران‌زده که بقا را در گسترش میدان می‌بیند، یک هم‌افزایی خطرناک ساخته است. undefinedوقتی آن‌ها به این جمع‌بندی برسند که: ۱-پاسخ ایران قابل پیش‌بینی و کنترل‌پذیر است ۲-هزینه بین‌المللی اقدام علیه ایران پایین است ۳-محور مقاومت دچار فرسایش راهبردی شده در آن صورت، دلیلی برای عقب‌نشینی نمی‌بینند. نقطه تقابل: جنگ ادراک‌ها undefinedدر چنین شرایطی، میدان اصلی، میدان تغییر محاسبات است. بازدارندگی فقط موشک نیست؛ بازدارندگی یعنی ایجاد تردید در ذهن دشمن نسبت به نتیجه. اگر یقین تبدیل به شک شود، ماشین تهاجم کند می‌شود. undefinedرهبر انقلاب، امام سید علی خامنه‌ای، در سال‌های گذشته بارها بر «تغییر محاسبات دشمن» تأکید کرده‌اند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که می‌تواند بازی را برگرداند. اگر دستگاه تصمیم‌گیری در واشنگتن و تل‌آویو به این نتیجه برسد که سناریوهای طراحی‌شده الزاماً به نتایج مطلوب ختم نمی‌شوند، احتیاط بازمی‌گردد. ایشان در هفته های اخیر شخصا این مهم را راهبری می‌کنند. آن جا که دو کلمه ای «جنگ منطقه ای» از رونمایی چند شهر موشکی بیشتر اثر می‌کند. undefinedسیاست مثل فیزیک است؛ اگر نیروی مقاومتی مؤثر و غیرقابل پیش‌بینی وارد معادله شود، بردار حرکت تغییر می‌کند. اما اگر سیستم مقابل احساس کند پاسخ‌ها در چارچوب قابل مدیریت باقی می‌مانند، شتاب حفظ می‌شود. مسئله اراده نیست، مسئله هزینه است undefinedترامپ و نتانیاهو کوتاه نمی‌آیند چون در محاسبات فعلی‌شان، عقب‌نشینی هزینه بیشتری از پیشروی دارد. تغییر این وضعیت، نه با شعار، بلکه با تغییر واقعی در توازن ادراک‌ها ممکن است. undefinedاگر معادله روی زمین به‌گونه‌ای رقم بخورد که آنچه در ذهن آن‌ها «پیروزی کم‌هزینه» تعریف شده، به «ریسک غیرقابل پیش‌بینی» تبدیل شود، همین دو نفر که امروز بی‌پروا به نظر می‌رسند، ناچار به توقف خواهند شد. undefinedدر سیاست بین‌الملل، هیچ چیز مطلق نیست؛ حتی جسارت. آنچه مطلق به نظر می‌رسد، اغلب محصول یک برآورد ناقص است. و تاریخ نشان داده که وقتی برآوردها خطا از آب درآیند، بازیگران بزرگ هم ناگهان ترمز می‌کنند. undefinedسؤال واقعی این نیست که آن‌ها چرا کوتاه نمی‌آیند. سؤال این است که چه زمانی محاسبه‌شان تغییر خواهد کرد. جهان بارها دیده که امپراتوری‌ها نه از کمبود قدرت، بلکه از خطای محاسبه سقوط کرده‌اند. undefined @hossein_pak69
undefinedجنایت رژیم صهیونیستی که در بقاع لبنان تا این لحظه بیش از ۵۰ شهید و زخمی داشته است؛ یک پیام بیشتر ندارد:در جنگ آینده، کسی به حمایت از دیگری فکر نکند؛ چه این جنگ علیه ایران باشد یا مقاومت در لبنان.کور خوانده‌اند؛ جنگ، منطقه‌ای خواهد بود.
undefined @hossein_pak69

۲۰:۳۴