بله | کانال جرعه ای از کوثر کمال
ج

جرعه ای از کوثر کمال

۱۰۴ عضو
به نام قادر متعال تک‌نگاره دوشنبه‌ها: کلامی کوتاه با مسئولان اجرایی و تصمیم‌سازان کشورمان.نگارنده: حسین تقی زاده سالاری .....در احتزاز رایت دانایی است که جامعه به قوام و سامان می‌رسد ومهار ناهنجاری‌ها تنها در پرتو افراشتن مشعل عقلانیت بر بلندای شهرمان ممکن است.اگر تسخیر قُله کمال را در صدف ذهنتان می‌پرورانید‌؛ باید که مسیر را برای حضور خردمندان هموار سازید.تردید به دل راه ندهید که مصون ماندن از گزنده‌ها و سد نمودن حادثه‌ها و پاسخ به تهدیدها در همه ساحات زندگی، به بهره‌مندی از دانایان پاک‌اندیش و آخرت‌گراست.همان‌هایی که قبل از استقرار بر سکوی خدمت؛ عفریت غرور و گرگ طمع و آز و فزون‌خواهی را به پای گوهر ایمانشان قربانی کرده‌اند.شک نکنیم که اگر شوق خدمت با هدف جریان‌یابی شیرینی قدرت بر مزرعه جا‌ن آلوده گردد؛ حنظل تلخ و زهر‌آگین بر کام مردمان خواهد نشست.فراموش نکنیم خردمندان و خردورزانی که با انباشت علم و تجربت فراوان از سنگلاخ‌ها و گردنه‌های دشوارگذر عبور کرده‌اند و رواق جانشان از خورشید دین ناب پرتو گرفته است، سپیده‌گشایند و پیش‌برنده کاروان این تبار بزرگ تاریخ، یعنی مردمان نجیب ایران عزیزمان.در فرجام کلامم؛ سُخَنم با سکونشینان قدرت و مسئولان خودمان است:بر سخن این دُرّ سُفته و غوّاص اقیانوس معارف الهی؛ علی (ع)؛ آنی درنگ کنید و کلامش را نه آویزه گوش که به ساحت عمل درآورید،آنجا که فرمود:"هرکس مسئولیتی را در جامعه بپذیرد و بداند افراد لایق‌تر از او وجود دارند؛ قطعا به خدا و پیامبر [ص] و مردم خیانت کرده است."(الغدیر جلد ۸،ص: ۲۹۱)......امید است این کلام مولایمان را به مَنّصِه ظهور آورید تا همگان لبخند خورشید سپید روزگاری را به نظاره نشینند.والسلام

۵:۳۱

به‌نام خداوند جان و خرد تک‌نگاره دوشنبه‌ها: به بهانه گشایش مدارس و دانشگاه‌هانگارنده: حسین تقی زاده سالاری ..........انسان حسب فطرت خویش؛ طالب تعالی است و کسب تعالی نیز در پرتو دانایی است. نسیم دانایی؛ جان‌پرور است و انسان دانا برفراز است.از سپیده‌دم تاریخ و از آن دم که آدمی عقل را چراغ راهنمای خود قرار داد، سینه شب شکافته شد و هیمنه‌اش فروریخت و طبیعت مقهور او گردید. اما از دیگر سوی نیز غروب خورشید علم و دانایی از ساحت زندگی؛ اهریمن جهل را بر اریکه جان استوار و پژمردگی روح را فراهم می‌آورد.پس بر طالب کمال است که رواق جان را در پرتو خورشید علم قرار دهد تا از سقوط در گرداب‌های زمانه مصون بماند.اینک ماه مهر رخ می‌نماید و هنگامه آموختن که طراوت‌بخش روح و روان است فرامی‌رسد. بر آموزندگان و معلمان پاک‌سرشتمان است که هم‌زمان با سرایش نغمه‌های شور‌انگیز دانایی؛ بذر عشق به ایرانمان را بر مزرعه جان عزیزانمان که امانت نزد آنان است بیفشانند و این مهم را فرارویشان قرار دهند که سپیدروزگاری و کمال، در نوشیدن از چشمه همیشه جوشان مبانی وحیانی است و اگر جام‌ جان از علم مقرون با تقوا لبریز گردد زندگیمان دائم به سامان؛ و رایت عزّتمان بر بام زمین به احتزاز خواهد بود و خصممان رهسپار مرگ آباد خواهد شد.والسلام

۴:۲۹

به‌نام خدای بخشنده و بخشایشگر تک‌نگاره دوشنبه‌ها: حفظ حرمت نگارنده: حسین تقي زاده سالاری ........نان خلایق بریدن ننگ و نکبت ببار می‌آورد و موج نفرت می‌گستراند. آنکه سیلی بر رخ گرسنه می‌نوازد تا نقش شغلش را بازی نماید و بی‌باکانانه بر پیکر خسته‌ی نان‌آور خانواده‌ای یورش می‌برد و تازیانه خشم بر تهیدستی فرود می‌آورد، تهی از غیرت و سنگدلی بی‌اصالت است و آنکه به بدترین شکل ممکن بساط رزق و روزی بینوایی را برمی‌چیند تا خوشایند مسئولش را فراهم آورد دوزخ دادگر را برای خود خریده است.فرمانبری از قانون و اجرای ماموریت برای ساماندهی به نما و مبلمان شهر، همراه با حفظ کرامت شهروندان یک رسالت انسانی است و شکستن غرور و شخصیت افرادی که برای لقمه نانی بساط پهن کرده‌اند تا زن وبچه‌شان نای زندگی داشته باشند، خلاف جوانمردی و مروت.بر مسئولین و متولیان شهرداری‌هاست که به مامورانی که با رفتارهای خشونت‌محور دل مردمان را بدرد می‌آورند، نهیب زنند و بر دلسوزان این سرزمین که در کسوت قضا قرارگرفته‌اند، فرض است که برای حفظ آبروی جامعه و حرمت نظاممان در منظر جهانیان که نگاه دوربین‌های آنان دائم بسوی ماست، ماموران گستاخ به حقوق شهروندان را بی‌ملاحظه محاکمه نمایند، تا غیرت و نجابت آن تهیدست نشکند و دل‌های آزرده آرام گیرد و خوراک بدخواهان این تبار شریف، یعنی دشمنان ایرانمان تدارک نشود.نگارنده در چند میزگرد رادیویی و مصاحبه تلویزیونی چاره را در ایجاد فضایی مناسب برای ساماندهی مشاغل خیابانی از سوی متولیان امور شهرداری‌ها دانسته‌ام تا ازین رهگذر بازاری پر رونق و شهری بسامان و زیبا شاهد باشیم. امید که بر این پیشنهاد همت گمارده شود و رفتار‌های ناتراز با شأن ایرانی شریف برای همیشه برچیده گردد. والسلام

۵:۵۶

به‌نام صاحب کائنات تک‌نگاره دوشنبه‌ها:‌پدیده شومِ گرانی نگارنده: حسین تقی زاده سالاری .........هان ای مسؤلان؛ بما بگوئید؛ کوبه‌های کدامین درب را بکوبیم تا چهره کَریه فقر هموطنانمان دیده شود؟ و بر کدامین ریسمان چنگ آوریم تا از وِیل ناپیدای نداری به‌درآئیم؟ با شمائیم؛ ای سکونشینان قدرت و ای نشستگان بر ذخایر غنی این مملکت؛ نایِمان بریده است و پیکرمان زیر اَرّابه‌های خشن گرانی به نابودی رفته است .با شمائیم؛ ای مُتولیان گرامی؛ ما در وفاداری به نظام مقدسمان و ایرانمان آزمون‌مان را داده‌ایمو قامتمان در برابر مدعیان دروغین آزادی و حقوق بشر همچنان استوار ایستاده است.ما با جانمان و پیکر عزیزانمان در برابر خَصم زبون سپر ساخته‌ایم تا ایرانمان بماند، که می‌ماند.بدانید؛ هیچ توفان سهمگینی از سوی خصم غَدّار، قامتمان را خمیده نخواهد ساخت.پس سزاوار نیست که با ما، گفتار‌درمانی کنید و تنها الفاظ خوشایند در سَبدمان بگذارید.وقت آن است که شمشیر عدل از نیام برکشید و مُحتکِر بدسِگال و کرکس‌خوی را ؛ بدست عدالت سپارید.بی درنگ؛ گرانی را چاره کنید و داس داد بر گردن گرانفروش فرود آورید.بدانید با رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ؛ با آن گرانفروشی که کمر مردمانمان را خَمانده است، درد درمان نمی‌شود. أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ را بنمایانید تا ریشه شرف فروشان و خریداران دوزخ خُشکانده شود و زندگیمان سامان گیرد.فرجام کلامم این استاشداء علی الظالم تقاضایمان است اگر صدایمان را می‌شنوید. والسلام

۵:۳۱

به نام خدای مهربان تک‌نگاره دوشنبه‌ها: سخنی کوتاه با دغدغه‌داران حجاب نگارنده: حسین تقی زاده سالاری .......جامعه تراز با مبانی دینی، راه رسول (ص) را می‌پیماید و زندگی مومنانه بر محور اخلاق استوار است. رسول نازنین ما که طلایه‌دار سلسله سفیران آسمانی سلف و نیز پایان‌بخش آنان است، بیش از همه غم امت را بر سینه داشت، چرا که شوق به هدایت انسان با جانش در آمیخته بود. آن حضرت دگردیسی جامعه جاهلی را بر محور مهربانی قرار داد و در این راه ناملایمات و ناسازگاری‌ها، زیاد دید اما خشمش را فرو می‌خورد. سخنش بیداری فطرت بود و پاکی قلب‌ها ودل‌ها از فجورهای زمانه. احدی را دون ندانست و بر همگان حرمت می‌نهاد.پدید آورنده کائنات و رب رسول ما (ص) هم‌؛ مهربانی و رحمت بر بندگان را بر خود فرض دانسته (کتب علی نفسه الرحمه) تا انسان بر بوستان کمال گام نهد و آفرینش خویش را معنا بخشد.اینک سخنم؛ با دغدغه‌داران و افراشتگان رایت دینداریست. نگارنده قلبا بر این باور است که حجاب حکم خداست و تثبیت حکم خدا بر قلب‌های مردمانمان و اجرای آن با روش رسول (ص) میسر است، که هم خرد‌ورزانه است و هم افرازنده سازه‌های دین.غیرت دینی شما قابل ارج است؛ اما نه با خشم و جدل؛ که مقرون با مهربانی و نشان دادن راه.اگر اصلاح جامعه و عمل به حکم خدا را طالبید بر سیره و روش پیامبرمان (ص) همت گمارید.حلقه صدا وسیما را بگسترانید و جایی هم برای دردشناسان آگاه که صدف ذهنشان مزین به باورهای دین ناب و روششان مبرا از تعصب‌های جناحی است در آن خانه خاصان؛ باز کنید تا دغدغه شما سامان گیرد.فراموش نکنید کم‌حجابان، دختران همین آب و خاکند. قلبشان بی‌غش و صفحه دلشان صاف و بی‌کینه است. با روش‌های تحقیرآمیز اندوهگینشان نکنید. اگر زبان هدایت نمی‌دانید کار را به راه بلدان سپارید و بخاطر خدا سکوت کنید که عین صواب است.والسلام

۲:۲۹

به‌نام رب غفور به بهانه تخریب چهره ورزش و هنر موضوع: اخلاق را فراموش نکنیم نویسنده: حسین تقی زاده سالاری ....رهرو کدام مرامید و به کدامین مکتب باورمندید که هم‌نوا با بدخواهان، حرمت می‌شکنید و عزت می‌سوزانید و آبرو می‌برید؟ شما کیانید که پرده عصمت می‌درید و خرمن حیثیت هموطن را قبل از بررسی و اثبات اتهام به آتش می‌کشید؟ نه به مردم که در خلوت بخود بگوئید از گناه مصون بوده‌اید؟ اگر نمی‌دانید؛ بدانید اَلْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ اَلْكَعْبَةِاگر رصدگر منش آدمیانید؛ عیار سنجش را بر خویشتن بزنید؛ اگر از پاکی، آئینه بودید، داد سخن برآورید و واویلا سر دهید و گرنه سر در گریبان کنید و سکوت پیشه سازید و چشم از اعمال دیگران بپوشید تا خدا از خطاهایتان چشم بپوشد.بدانید حراج آبرو بر خود شما پژواک می‌گردد که این قانون لایتغیر خلقت است ( إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ ۖ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا) مگر علی(ع) که بر مقتدایی‌اش مباهات می‌کنید، چشم از صحنه عملی گناه زنا نپوشید و رخ برنگرداند تا آبرو نریزد و حرمت انسانی نشکند.پس اگر بر مرام مروت علی (ع) استوارید همان کنید که او کرد و آبرو نبرید.فرجام کلامم؛ بوق را بشکنید و بیش از این مردمان نجیب سرزمینمان را به گناه غیبت و احیانا تهمت ملوث نکنید و سرنوشت عمل فرد را به قضا و قانون سپارید. والسلام

۱۶:۳۶

به نام خدای جان و جهان تک‌نگاره دوشنبه‌ها: کدام آفت است؟آفت‌ها و آسیب‌ها دامن می‌گسترانند؛ هم از بیرون و هم از درون. آسیب‌های بیرون که از بیرون مرزها سرازیر است، دهشت‌ناک نیست؛ که در برابر قدرت و صلابت این ملت حباب است، اما آفت‌ها و آسیب‌های درون مهار‌گسیخته است. چشم آبی‌ها دست به ماشه می‌برند که ما را بشکنند، آفت‌های درون به گرانی ماش می‌پردازند تا از موشان سکه‌پرست عقب نمانند.پیازفروشمان چشم به بازار ارز دوخته تا با افزایش قیمت دلار اشک از چشمان بینوایان درآورد.سیب‌زمینی بی‌رگ حسرت دیدارش را بر دل بینوایان می‌نشاند،برنج وطنی هم که سهم برج‌نشینان است و نشستن بر سفره حقوق‌بگیران برایش کسر شان است،گوشت که مدت‌هاست نامی ناآشناست، به فراغش عادت کرده‌ایم و گرمای شدید و سوزان تنور نانوایی‌مان نان را لاغر و نازک تحویلمان می‌دهد و....حرف زیاد است؛ بقیه در نوبت بمانند.اما پاسخ به این سوال را طالبم؛کدامین آفت سازه‌های زندگیمان را فرومی‌ریزد بیرونی یا درونی؟!والسلام

۵:۱۲

بنام خالق یکتاتک‌نگاره دوشنبه‌ها: خرده نگیرید نگارنده: حسین تقی زاده سالاری ........رمز سپیدروزگاری در غفلت نبودن است و تقلید زاینده غفلت. با تقلید گل اندیشه نمی‌شکوفد و کشت‌زارهای سبز و خرم در ساحت روح رخ نمی‌نمایاند. با تقلید و تسلیم به فرهنگ‌های ناخودی و بیگانه؛ نه دانشمان اوج می‌گیرد و نه زندگیمان سامان.تقلید، نگاهبانی از جهل است و فرو‌افتادن در مرداب دیگران. تقلید‌گران چشم باطنشان نابینا و چشم سرشان بیناست. اما چه‌سان می‌توان این آسیب هویت‌سوز را درمان کرد؟راه آنست که در آوردگاه ذهن؛ بیگانه را بت ندانست و خودمان را بت‌بان. باید نواندیشان‌مان به زنگارزدایی ذهن که حاصل بیگانه‌گرایی است همت گمارند. باور کنید با رسم و عادات دیگران زندگی کردن، خورشید خوشبختی برایمان نمی‌تابد. باید بر فرهنگ و تمدن اصیل ایران عزیزمان بالید و بدان عمل کرد و نیز باید زلال ناب و گوارای جان را از چشمه ناآلوده دین سیراب نمود تا افق کمال رخ نماید، منظورم دینی است که منبعث از اندیشه من و شما نباشد؛ دینی را می‌گویم که برانگیزاننده خرد و زداینده خرافه است.اگر دین به تراوشات فکری من آلوده باشد و از مبانی وحیانی و اشراقات ربانی فاصله بگیرد؛ بی‌درنگ به بیماری و پیرایه توجیه‌گری مبتلا می‌گردد و بر قامت باطل لباس حق می‌‌پوشاند. از اصل سخنم دور نشوم؛ از تقلید می‌گفتم، همان که امروز ناف دختران معصوم و ناآگاهمان را به نمایش گذاشته است و در پسرانمان گوشواره بر گوش و در برخی جوانانمان نقش‌ها و رنگ‌ها از مچ تا آرنج یا...لطفا بر آنان خرده نگیرید، این‌ها و این تقلیدها دستاورد کار من و شمای نسل قدیم و به‌اصطلاح دیندار است که نتوانستیم زلال دین را بشناسیم و بشناسانیم و با اندیشه و عمل خود مشعل فروزان دین را از بام زندگیمان فروافکندیم.کلامم به درازا کشید؛ اگر تا دوشنبه دیگر نفس مستمر شد باز هم با شما حرف خواهم زد. والسلام.

۴:۱۳

thumbnail

۶:۰۵

به‌نام خداوند جان و خرد تک‌نگاره دوشنبه‌ها: تکیه برخویشتن نگارنده: حسین تقی زاده سالاری ......از سپیده‌دم تاریخ تا پگاه هر روزمان؛ اندیشیدن و تکیه بر خویشتن ره‌گشا بوده است. ملتی که از فرهنگ و هویت خویش فاصله بگیرد بی‌تردید در برهوت بردگی و دریوزگی گرفتار خواهد شد.نگارگری بر بوم زندگی و ترسیم هدف‌های بالنده، بر پایه اندیشیدن بر داشته‌های خویش تحقق می‌یابد. هر گامی که برای اعتلای سرزمینمان برمی‌داریم و هر طرحی که در فضای ذهن خود می‌پرورانیم اگر به اتکای یاری بیگانه باشد، به‌دنبال سراب دویدن است. باور کنید کسب کامیابی‌ها و عزت‌ها و جلوه‌گری خوشبختی‌ها، تماما در پرتو تکیه بر خویشتن است.در نگاره دوشنبه قبل به این مهم اشاره شد که، بیگانه(شرق یا غرب) را الگو برای زیستن انتخاب کردن و آن‌ها را قبله قرار دادن؛ حفاظت از جهل و تاریکی است و نیز گفتیم که، پدیده شوم تقلید اگر در ساحت جان جا خوش نماید، انسان را از سکوی کرامت وعزت فرومی‌افکند. بنابراین اگر اراده بر اوج عزت داریم، باید بر سرمایه‌های مادی و معنوی ملت بزرگ خودمان تکیه کنیم و مفاخر نامدار و گرانسنگ خودمان را الگو قرار دهیم.فرجام کلامم با جوانان عزیزمان است، اگر خواهان وزش نسیم جانفزای آزادی و عزت و استقلال بر گستره جانید؛ پیچک‌های سمج اندیشه‌های بیگانه و غریبه را از قامت درخت تناور و استوار اندیشه خویش وجین کنید و بر دشت دل پاکتان بذر عشق به ایران عزیزمان را بیفشانید تا بر قله مجد و کمال استوار بمانید.تا دوشنبه آتی و نگاره‌ای دیگر، بدرود.

۵:۵۹

به‌نام خدای نازل کننده بارانتک‌نگاره دوشنبه‌ها: باران نگارنده: حسین تقی زاده سالاری --------------------نظام هستی بر محور علم و قانون در گردش است. آمدن ابرها بر پهنه آسمان و بارش بی‌دریغ آن‌ها نشأت گرفته از اراده آفریدگار جهان و در مسیر یک فرآیند طبیعی و قانونمند است و هیچ ربطی به مسئله‌ی حجاب ندارد.طرح چنین موضوعاتی به عنوان دلیل عدم بارش باران به نوعی استفاده ابزاری از دین ناب است. با این حال، نگارنده بر این باور استوار است که تاثیر دعا و نیایش به شرط اخلاص و صدق زبان، غیرقابل انکار است، همچنین بر این باورم که اعمالی چون نماز و روزه و حجاب که واجب و حکم خداست، یک رابطه قدسی بین آفریده و آفریدگار است و جزا و پاداشش بر آفریننده آدمیان است. فقر و فاقه، استرس و اضطراب، اخگرهایی هستند که خود بر خرمن خویش زده‌ایم(لطفاً خدا را به میان نیاورید) بدانید در جامعه‌ای که مردمانش بر خود رحم نیاورند، جلب عنایت خالق انتظاری بی‌جاست. باز هم با زبان جان و از ژرف وجودم میگویم تا مادامی که نسیم دل‌انگیز عدل، گستره زندگیمان را فرا نگیرد و تا وقتی که نای گرسنه از چنگال احتکارگر رها نشود و گرانفروش از گُرده‌ی مردم بینوا پیاده نشود و تا برخی از مسئولان بی‌کفایت اجرایی از کرسی مسئولیت فرو نیفتند و بالاخره تا مادامی که ابرهای سیاه حق‌الناس از آسمان شهرمان با ادای حق و دین و بازگشت به سرچشمه زلال دین ناب، تارانده نشوند، باران رحمت رب رئوف بر ما نازل نخواهد شد. وقتی هزینه‌ی جشن تولد یک توله سگ در شمال شهرمان که ام‌القراء جهان اسلام است، بیش از هزینه‌ی مراسم ازدواج دو جوان در گوشه دیگری از شهرمان است و مخارج یک شب‌نشینی زالو‌زاده‌ای حرامخوار بیش از هزینه‌ی ماهیانه زندگی کارگر معدن ماست به انتظار کدام نتیجه جز این نشسته‌ایم؟!گرچه بر اساس قاعده لطف، صاحب آسمان، باز هم باران رحمتش را به این سرزمین تشنه خواهد بارید، اما جلب لطف عمیم او و نجاتمان از بحران‌های موجود در تزکیه‌ی زندگیمان از حق‌الناس است و بارش فراوان باران و جوشش چشمه‌ها و روان شدن رودها و طراوت سرزمینمان عهدی این چنین با خود و خدایمان را می‌طلبد، چونان که پیشینیان ما چنین بودند و بر عهد خود ایستادندوالسلام

۶:۳۲

به‌نام نگارگر نگارستان هستی تک‌نگاره دوشنبه‌ها: نگاهی به هنر در سیما نگارنده: حسین تقی زاده سالاری .......تاثیر هنر در پدیداری هنجارهای اجتماعی غیر قابل انکار است. هنر هم می‌تواند بر اخلاق و روابط انسانی و بسط ارزش‌ها اثرگذار باشد و هم بداخلاقی‌ها و تندخویی‌ها را که فروپاشنده نظام اخلاقی است، گسترش دهد.راستش را بخواهید نگارنده نه هنر‌مند است(به معنای هنر رایج) و نه هنرشناس، اما برخی از هنرنمایی‌ها که از قاب سیمای مبارک کشورمان را مشاهده می‌کنم؛ با هنر اصیل، فاصله از خاک تا افلاک است. به‌نظر می‌رسد قطع آنتن‌؛ برای چندی از هنرنمایی‌ها ؛ عینیت ثواب است. شاید به مذاقتان خوش نیاید، دیدن برخی هنرنمایی‌ها از قاب سیمای وطنم و فیلم‌های اکران شده کفاره گناهان است! کیست که نداند رسالت صدا و سیمای ما، آموزش ارزش‌ها و ارتقای سطح فرهنگ عامه و افشاندن بذر امید بر ساحت جامعه و شادنمودن روح مخاطب با زبان هنر است؟!هنر حقیقی، ترسیم واقعیت‌ها بر تابلوی زندگی است و رسالت سیما پرهیز از غیرواقعیت‌هاست.همچنین از دیگر رسالت‌های حتمی صدا وسیمای ما افشای بی‌ملاحظه چهره‌ی مکندگان خون مردم و غارتگران غدار بیت المال در قالب قانون و قضاست که با جرثومه‌های بویناکشان بر سرزمین پاک و لاله‌گونمان پای می‌کوبند.این را هم بگویم که مجری هم باید زبانش به هنر زیباگویی مزین باشد (قولوا للناس حسنا) تا سخنش اثرگذار گردد و علاوه بر آن حداقل بتواند کلام خدا را درست بخواند. نمی‌گویم علم بلاغت بداند بلکه لااقل همان "و ان یکاد" را درست بخواند تا چشم زخم نخورد.حرف با گردانندگان صدا و سیما زیاد دارم، یک حرفم این است، میهمان‌نوازی کنید و رسم ما ایرانیان را پاس بدارید و درب خانه خودتان که همان صدا و سیماست را به روی همگان بگشایید تا تلقی نشود صدا و سیما، خانه خاصان است.تازه قلم گرم شده بود که این کلام مولایمان علی(ع)، به یادم آمد:(آفه الکلام الاطاله) حکمت ۱۴۰ نهج‌البلاغه. < آفت کلام طول دادن است>.لذا قلم را از کاغذ بر میدارم تا دوشنبه‌ای دیگر.والسلام

۶:۲۳

به‌نام خدواند جان و خرد تک‌نگاره دوشنبه‌ها: نگاهی به مختصات و رسالت روشنفکران دینی و وظایف حکومت دینی در قبال آن‌هانگارنده: حسین تقی زاده سالاری .......روشن‌اندیشان دینی و پرورش‌یافتگان مکتب علوی؛ جهل‌ستیزند و خرافه را خردسوز می‌دانند. همواره می‌کوشند تا نسل پاک‌سرشت و معصوم جوان را با تبیین اصل دین و جاری ساختن زلال معرفت بر مزرعه جانشان از باتلاق جهل برهانند. آن‌ها در شناساندن خرافه‌ها و پیرایه‌ها که بر قامت دین سمج شده‌اند همواره شتابانند. جام جانشان لبریز از عشق به اعتلای جامعه و فرازمندی امت اسلام است.روشنفکران دینی بر مبنای سیره علوی، عرصه اندیشه‌شان را بر مخالف نمی‌بندند و با آغوش گشوده پذیرای نقد منتقدان از هر مسلک و مرامند و از تعصب و تک‌نگری و شیوهای هراس‌افکنی بدورند و دین را نردبان پست و مقام قرار نمی‌دهند.روشنفکران دینی؛ دمنده روح بیداری و امید؛ بر کالبد جامعه‌اند و با باریک‌اندیشی و ظرافت، آسیب‌ها را می‌شناسانند. روشنفکران دینی در برابر تفکرات الحادی و نیز اندیشه‌های استبدادی و استثماری که استقلال وطن را به محاق می‌برند، سد سدیدند و ننگ و نکبت را نمی پذیرند. روشنفکران دینی دغدغه‌شان فردای ایران است که از آفت‌های فرهنگ‌های بیگانه که دائم بر سرزمینمان سرازیر است، آسیب نبیند.روشنفکران دینی در گفتمان خود بر اصل پاسداشت کرامت انسان و مجادله نیکو استوارند و در برابر نسل پرسشگر جوان؛ شکیبا و با سعه صدر و برهان برخورد می‌نمایند (قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ). روشنفکران دینی آموزنده ارزش‌های اخلاقی‌اند که از مولایشان علی (ع) آموخته‌اند که فرمود: (إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ).این‌ها که گفتم، چندی از شاخصه‌های روشنفکران دینی سرزمینم بود، اما این را هم بگویم، قشر روشنفکر دینی ما که دغدغه‌اش دین و نیز دنیایمان است، از هجمه‌ها و یورش‌های نابخردانه آسوده نیستند و در غربت فرهنگی، روزگار می‌گذرانند. پس بر کرسی‌نشینان حکومت دینی است که در آوردگاه‌های فکری و فرهنگی تنهایشان نگذارند و با حمایت بایسته و شایسته؛ مسیر تلاش‌های آن‌ها را هموار سازند تا در انجام و بسط رسالت دینی خود هر چه بیستر مؤفق گردند. والسلام.

۲:۵۱

به‌نام آفریننده انسانتک‌نگاره دوشنبه‌ها: حقیقت زن در منظومه آفرینشنگارنده: حسین تقی زاده سالاری ........زمین در چرخه حیات قرار گرفت و زِمامش در اختیار آدم نهاده شد، موجودی با سرشت عقل و اندیشه و نیز شهوت وغضب. آفریننده‌اش از باده اختیار بر جام جانش فروریخت تا با میل خود درب‌های آسمان را بگشاید یا به اسفل‌السافلین سقوط نماید.(لَقَد خَلَقنَا الإِنسان‌َ فِی‌ أَحسَن‌ِ تَقوِیم‌ٍ‌ ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ)در همین هنگام فرشتگان به حیرت افتادند که چه‌سان موجودی از خاک تیره اما به مرتبت، اشرف مخلوقات، شرف حضور یافته است که آوایی قدسی شنیدند که فرمود: (فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ)فرشتگان زبان به ادب گشودند و چنین گفتند: پروردگارا ما تو را دائم در تسبیه‌ایم و رکوع و سجودمان سرمدی است، چه نیازی به خلق این چنین موجودی خون‌ریز؟ و جواب شنیدند: (إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ)زمان آنی بر زمین گذشت و آدم به علم اسماء خوش درخشید و بر کرسی جانشینی آفریننده‌اش قرار گرفت. سپس فرشتگان فرمان یافتند بر آستانش سر سایند و دیگر آفریده‌ها بر او کمر خدمت ببندند و آدم نیز ماموریت یافت تا به کمک عقل و استعداد و توانمندی‌اش کان وجودش که خدای بر او فضل فرموده بود، جلوه‌ایی از خدا در زمین شود و خود را به صفات حضرت باری متصف گرداند و رواق جانش را به نور هدایت مزین نماید. اما چنین رسالتی سترگ و کسب جایگاه خلیفه الهی به‌تنهایی میسور نبود و لذا خدای مونس و همتایش<زن> را بیافرید.موجودی به مهربانی ماه و لطافت روحی چون فرشتگان تا همپای زوجش[مرد] در عرصه حیات بکوشند و جلوه‌های رب جلیل را در زمین بنمایانند.بدانیم که از نگاه صاحب کائنات و مکتوب او قرآن، کارگاه آفرینش زن و مرد را از یک خمیره بیافریده است(هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا) و اشتیاق به رشد و تکامل در فطرت هر دو به ودیعت نهاده شده است.بدانیم که تکریم و کرامت‌ زن و هموارسازی مسیر قرب برای او و حراست او از گزنده‌های شخصیت و فراهم‌آوری حضور سلامت و بدور از دغدغه‌اش در عرصه‌های مختلف و متنوع اجتماعی و.. وظیفه‌ای بس مهم بر دوش مردان متعهد و نیک‌اندیش است. نگاه حقارت‌آمیز و کوچک انگاری اندیشه و عقل او جفایی است سترگ.نیز بدانیم اندیشه تحقیر زن و دانستن خلقت او از دنده چپ و تلّقی شخصیت دون برای این گوهر اقیانوس وجود؛ منبعث از تفکرات خرافه‌آلود و رسوبات اسرائیلیات و بازتاب جاهلیت است. آگاه باشیم تجلیل از مقام زن تجلیل از شاهکار آفرینش است که آئینه تمام و کمال این آفرینش و تابلوی اعجاب برانگیز نگارستان هستی در شخصیت بی‌بدیل کائنات، دخت گرامی پیامبر اکرم(ص)، فاطمه اطهر [س] تجلی یافته است.والسلام.

۵:۵۷

بنام آفریننده کائناتتک‌نگاره دوشنبه‌ها: مکتوب مظلوم و ناشناخته نگارنده: حسین تقی زاده سالاری ........از شاخصه‌ها و نمادهای هنرمند ارزشی، نگارشی نافذ است تا علاوه بر انتقال کامل پیام تا ژرف جان ؛ چون دُرّ، در صدف ذهن، ماندگار بماند. نگارش اثرگذار از ابزارهای رُشد و کمال است.در این تک‌نگاره از هنرشناس و هنرمند بی‌بدیل خلقت و ترسیم‌گر تابلو شگفت‌انگیز آفرینش و غواص اقیانوس معارف الهی یعنی علی(ع) سخن به‌میان آمده است.نگارنده‌ایی که با قلم اعجازش پرتویی از جمال آفریننده کائنات را در اوج ظرافت و زیبایی و فراتر از عقل بشری در کلام خویش جلوه‌گر ساخته است.آری از نهج‌البلاغه می‌گویم، مکتوبی مظلوم و ناشناخته که غبار زمان از نورانیتش نکاسته است، اما سوگمندانه در محاق غفلت ما گرفتار آمده است. نهج‌البلاغه دریایی از گوهرهای بس گرانسنگ است که از جهت محتوا از غِنائی ارجمند و جاودانه برخوردار است.امام علی(ع) امیر کلام در عرصه هستی است، زیباشناسی بی‌همتاست؛ کلام نافذش دل را می‌رباید و اخگر عشق را بر جان می‌زند.اینَک بنگرید که زیبایی انسان را چه‌سان به عرصه کلام می‌آورد؛ آن‌جا که فرمود: (زِينَةُ البَواطِنِ أجمَلُ مِن زِينَهِ الظَّواهِرِ) زیبایی درون آدمیان، زیباتر از برون آنان است. چه تعبیر زیبا و دلنشینی؛ پرداختن به زیباسازی درون اَهّم از آراستن ظاهر است.باور کنید از نگارنده‌ایی جمال‌شناس؛ قهرمان عرصه فصاحت و بلاغت نگاشتن، آنهم با قلم نارسای این حقیر؛ عِیّنیت جسارت است و به داستان موری در پیشگاه سلیمان ماند.پس شایسته آنست که بر شرمندگی قلم نیفزایم و در فرجام نگاره‌ام؛ به این مهم اشاره نمایم که، اگر تمایل به تعالی را اراده کرده‌ایم و بر فرجام نیکوی خود می‌اندیشیم، بایسته است جام جان را از جانمایه کمال یعنی گوهر سُفته‌های نهج‌البلاغه لبریز گردانیم و به اندک بسنده نکنیم تا به زندگی خود معنا بخشیم.والسلام.

۸:۲۸

به‌نام خداوند جان و خرد تک‌نگاره دوشنبه‌ها(شماره ۴۴)موضوع: اکسیر کمال نگارنده: حسین تقی زاده سالاری .....کارگاه آفرینش محصول برتر خود؛ به نام انسان را بر بام زمین فروفرستاد و آنگاه بار سنگین جانشینی حضرت باری بر دوشش نهاده شد و بی‌درنگ گرایش به پاکی‌ها و عشق به زیبایی‌ها و نیز کشش به پلشتی‌ها، ددمنشی‌ها و درنده‌خویی‌ها و مرداب اندیشی‌ها؛ فرارویش قرار گرفت(إِنَّا هَدَيۡنَٰهُ ٱلسَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرࣰا وَإِمَّا كَفُورًا).حسب لطف عمیم آفریننده جهان؛ برای اینکه این مخلوق از مسیر کمال باز نماند و در برابر آفت‌ها و آسیب‌های پلشت‌پسندان مصون بماند و در باتلاق سیاه جهل فرونیفتد؛ تار و پود وجودش را با ساز دانایی به ارتعاش در‌آورد زیرا که دانش و دانایی، زیباترین و شورانگیزترین نغمه حیات انسانی است. آری کیست که نداند عطر وجود دانایان احیاگر مردمان است و زداینده ابرهای سیاه جهل از اندیشه جاهلان. شک نکنید آدمیانی در دایره کمال قرار دارند که دمادم از چشمه جوشان و زلال علم و آگاهی جان تازه کنند.بدانیم که پویندگان علم و پژوهشگران دانش؛ اریکه‌نشینان عزّتند و با زورق دانش ودانایی عفریت جهل را از ساحت زندگی می‌تارانند.نوشیدن از جام جانفزای علم و آگاهی بر خلیفگان زمین (زن ومرد) فرض است و غفلت از آن موجبات تک‌تازی عفریت جهل که سیاهی آفرین است را بر عرصه زندگی فراهم می‌آورد. با خود عهد بسته‌ام، زین پس تک‌نگاره‌هایم را به زیور سخن علی (ع) که همواره مظلوم تاریخ است، مُزّین نمایم، زیرا سخن حضرتش اعجاز آفرینش در عرصه کلام است.کلام علی(ع) بیدارگر خردهای خفته است و رواق جان مخاطب را در برابر آفتاب آگاهی قرار می‌دهد. پژوهشگر و دانش‌پژوه نیز چونان خورشیدی در آسمان شفاف وبی‌ابر است و دانشش در پس هیچ ابری پنهان نمی‌ماند.آری دانش نور است و نور را نمی‌شود پنهان نمود.فرجام کلامم را با کلامی از آفریده ممتاز مُلک و ملکوت علی(ع) به پایان می‌برم؛ باشد که دانایان سرزمینمان را ارج نهیم و بر صدر نشانیم. <فرمود>: (العِلمُ جَمالٌ لا يَخفى)علم و دانش جمالی است که هرگز پنهان نمی‌ماند.والسلام.

۶:۰۳

به‌نام آفریننده قلم تک‌نگاره دوشنبه‌ها(شماره ۴۵)موضوع: مکتوب مظلوم‌ و ناشناخته(۲)نگارنده: حسین تقی زاده سالاری ......گویش و نگارش، از اثرگذارترین عناصر جذب آدمیان با هر نوع نگاه و نگرش است.بیان زیبا، دل را می‌رباید و قلم سحّار عقل را.هنر نگارش، برانگیزاننده احساس و بازدارنده انسان از سقوط در منجلاب مهیب ضد ارزشهاست و گویش نغز و شیوا نافذ بر ژرفای جان و افروزنده شراره‌های عشق و پاکی در نهان انسان است.در نگاره قبلی عهد بسته بودم که تک‌نگاره‌هایم را به زیور کلام امیر کلام علی(ع) مزیّن نمایم و از سخنان سحرآمیز و جاودانه او مزرعه جانم و جانتان را طراوت بخشم.آری عرصه حيات؛ سخن‌پردازان و گویش‌گران سترگی را بخود دیده است، چونان ابن نباته، خطیب نامدار قرن چهارم و دیگر چهره‌ها از سرزمین یونان قدیم مانند لوتر و سیسرون و.... اما کلام کدامشان جز مسیر موزه را نپیموده است؟ و نگارش کدامینشان دل را به تسخیر خود در آورده است؟ همین ابن‌نباته که در سخنوری و ایراد خطبه‌ها سرآمد عصر خویش بوده است، در اهمیت جهاد و بر‌انگیختن موحدان علیه مشرکان برای افراشتن رایت دینداری؛ خطبه‌ایی در خور سروده است و خطیب الخطبا(ع) هم در بیست و هفتمین خطبه در اثر جاودانه (نهج‌البلاغه) رهروان رسول(ص) را به جهاد علیه خصم زبون بر می‌انگیزاند. آری هر دو یک خطابه است اما سطح تاثیر پذیری آنان از خاک تا افلاک است.بشنوید مقایسه این دو خطبه را از شارح نامدار نهج‌البلاغه (ابن ابی الحدید) که می‌گوید: هردو خطبه را خوانده‌ام؛ مقایسه خطبه ابن نباته با خطبه علی(ع)، قیاس شمشیر چوبی با تیغ پولادین است.<شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید صفحه ۸۲ و۸۴>آری مقایسه سخن فرزند ابیطالب (ع) با غیر او، قیاس کلام آسمانی با سخن زمینی است. دریغ از این همه غفلت و دوری از این چشمه جوشان معرفت!فرصت را غنیمت می‌شمارم و با کلامی از آن عصاره عقلانیت به تک‌نگاره‌ام اعتبار می بخشم،فرمود: (جَمالُ الرّجُلِ الوَقارُ) زیبایی مرد به وقار اوست. <غررالحکم ج۳ ص ۳۶۲>والسلام.

۵:۳۹

بازارسال شده از Sh-amir
thumbnail
‏فیلم از طرف hosein.taghizadeh

۱۴:۴۱

به نام او که غنّی مطلق است
تک‌نگاره دوشنبه‌ها (شماره ۴۶) موضوع: فقر مصیبتی عظما نگارنده: حسین تقی زاده سالاری .........
هول‌انگیزترین و غمبارترین درد انسان، فقر است. گردبادهای بنیان‌برافکن فقر، جام جان را می‌شکند و مزرعه وجود آدمی را میخشکاند و عرصه‌ی حیات آدمی را به دوزخی سوزان بدل می‌سازد. عقل که میدان‌دار انسان در آوردگاه‌های زندگی است در برابر عفریت فقر از پای می‌افتد(فَإِنَّ الْفَقْرَ .......، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ) همانا فقر عقل را به دهشت می اندازد. <نهج‌البلاغه حکمت ۳۱۰> عزت که گوهری رخشنده و نماد منش آدمی است، با فقر می‌شکند و چون شکست با هیچ موعظه‌ای ترمیم نمی‌گردد. زبان که معّرف هویت انسان است، با چشیدن طعم تلخ فقر لال می‌گردد، گرچه گوینده‌اش زیرک باشد. (الْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ) فقر زبان شخص زیرک را لال می‌کند. فقر غربت‌زاست و فقیر در شهر خود بیگانه است (وَ الْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِي بَلْدَتِهِ). علی(ع) پس می‌توان گفت فقر دردیست جانکاه و سخت درمان.اینک بنگرید به این سخن رسول خدا (ص) که فرمودند:اللّهُمَّ بارِك لَنا فِي الخُبزِ ، و لا تُفَرِّق بَينَنا و بَينَهُ ؛ فَلَولاَ الخُبزُ ما صَلَّينا و لا صُمنا ، و لا أدَّينا فَرائِضَ رَبِّنا خداوندا! براى ما در نان بركت قرار ده و ميان ما و آن، جدايى مينداز. اگر نان نبود، ما نماز نمى خوانديم و روزه نمى‌گرفتیم و واجب‌هاى پروردگارمان را انجام نمى داديم.<اصول کافی>
اینک سخنم با مسئولان و متولیان حکومت است. جدایی مردمان فقرزده و سفره خالی را از نیایش و نماز، از کلام و زبان مخلوق برتر خلقت خواندید، پس بی‌درنگ نان برسانید تا عمود دین فرو نیفتد. صد البته نانی بی منت و خشکاننده ریشه‌ی فقر، نه تسکین موقت درد.
دیگر سخنم با ماهی‌گیران از آب گل آلود است. شکیبایی ملت را نیازمایید؛ بدانید ایران ماندنی است و ایرانی ماندگار. والسلام.

۷:۱۲

بازارسال شده از مجمع اندیشکده های بین المللی مجازی ایران
به نام برپا دارنده رستاخیز تک نگاره دوشنبه ها: (48)موضوع : رستاخیز جان نگارنده:حسین تقی زاده سالاری انسان آفریده ممتاز آفرینش است ، که اگر در مسیر فطرت خویش گام بردارد ، راه های اوج و استقرار بر فراز را می یابد ؛ و به زندگی معنا می بخشد و اگر چشم در مسیر ابلیس نفس بگشاید ، افق حیات را تیره و تار خواهد دید.و در لایه لایه های ظلمات زندگی و تنگنا های هراس انگیز آن گرفتار خواهد شد ، قرآن‌ که فروزنده ی چراغ کمال در اقلیم وجود است ، درنگ در آیات ربانی را در تمامی آنات حیات ، راه نجات از وادی ظلمات میداند اینک شهر قرآن رخ نموده است و ترنم دل انگیز آيات آن تار و پود رهروانش را به ارتعاش در می آورد.خواندن آیات قرآن ، آفریننده ی رستاخیز جان است و نوشیدن از زلال خوشگوار آن طراوت بخش مزرعه ی جان.در فرجام کلامم : از آغاز طلوع خورشید قرآن بر آسمان اندیشه ام ؛بر این باور همواره استواربوده ام که :روی برگردانی انسان از قرآن ؛ نگون بختی میآورد و گره ناکی مشکلات زندگی را دو صد چندان مینمایاند . و گام گذاری در وادی ایمن را ناممکن میسازد ، پس بر مومنان هوشمند است که در این ایام پر تبارک ، با تلاوت چندی از آیات این مصحف شریف و نورانی ولو اندک کوی جان را از عطر دل انگیز این صحیفه جاودانه معطر سازندوالسلام.

۲:۲۵