۱۳:۰۰
۱۷:۰۰
۹:۰۸
۹:۰۸
۱۶:۳۶
دیماه سال یکهزار و سیصد و پنجاه و شش، نقطهٔ عطفی در تاریخ معاصر ایران؛ زمانی که آتشهای نهفته در زیر خاکستر، که طی سالیان متمادی با شیوههای گوناگون از نامهنگاریها و بیانیهها گرفته تا پخش اعلامیهها و شبنامهها مهیای افروختن شده بودند، سرانجام سر برآوردند.
انتشار مقالهای در روزنامهٔ اطلاعات که در آن به باورها و مرجعیت دینی مردم تاخته شده بود، جرقهای شد بر این انبار باروت؛ جرقهای که نهتنها خشم عمومی را برانگیخت بلکه آغازگر تحولی عظیم در سرنوشت جهان شد. خشم مردم به اعتراضاتی گسترده در نقاط مختلف کشور انجامید؛ و اینچنین بود که خیابانها، صحنهٔ تلاقی خون جوانان این سرزمین با خاک وطن شد.
سرکوبهای بی حد و مرز نظام حکومتی ستمگر، نهتنها آتش اعتراض را خاموش نکرد، بلکه فضای جامعه را چنان ملتهب ساخت که دیگر سکوت، نه ممکن بود و نه جایز. اینک پرسشی بنیادین در ذهن تاریخ شکل میگیرد: مردم آن روزگار، برای چه به خیابان آمدند؟ آیا بر سر تفریح و تفرج به خیابان ها آمدند؟ آیا آنها دچار خطایی در فهم شدند و سرنوشت خود را به تصمیمی نادرست گره زدند؟
در آن روزگار پرهیاهو، رژیم پهلوی با استقرار حکومتی تکحزبی و خودکامه، فضای جامعه را به عرصهای از خوف و خاموشی بدل کرد؛ خفقان با روزمرگی مردم درآمیخته شده بود. از سوی دیگر، وابستگی عمیق محمدرضا شاه به قدرتهای خارجی در کنار گسترش ناعدالتیهای اقتصادی تودههای مردم را به ستوه آورده بود.
بدینسان، در بهمنماه سال ۱۳۵۷، نظام پهلوی فروپاشید و نظامی نو با نام «جمهوری اسلامی» پا به عرصه گذاشت؛ نظامی که با آرمانهایی چون آزادیخواهی، عدالت معیشتی، استقلال سیاسی، احترام به شعائر دینی و ساختن ایرانی شایستهتر، امید را در دل مردمی خسته اما امیدوار زنده کرد.
و اینک، در سال ۱۴۰۴، پرسشی سنگینتر از همیشه پیش روی ماست: تا چه اندازه به آن آرمانها نزدیک شدهایم؟ آیا توانستهایم در مسیر همان ارزشهای والا گام برداریم، یا در پیچوخم زمان، از مقصد نخستین دور افتادهایم؟
حال پس از گذشت چهلوهفت سال از عمر انقلاب اسلامی؛ انقلابی که به بهای ریختهشدن خونهای پاک و بیشمار شهیدان این سرزمین به ثمر نشست، واقعیتی تلخ پیش روی ماست. بهسبب انبوهی از مشکلات ریشهدار که بخشی از آن حاصل عملکرد و کاستیهای بانیان داخلی و بخشی دیگر زاییدهٔ فشارها و دشمنیهای خارجی است چشمهای مردم ایران دیگر سرریز از شادی نیست.این روزها اگر چشمان مردم ایران از آن روزگار تاریک، بیشتر به اشک و خون آغشته نباشد، بیگمان کمتر نیست.
امروز، بیهیچ اغراق، مردم در وضعیت مطلوبی به سر نمیبرند؛ معیشت دشوار، آیندهای مبهم و فشاری روزافزون، سایهای سنگین بر زندگی آنان افکنده است. در چنین شرایطی، آنچه بهوضوح بر همگان آشکار است، نقش بیبدیل اتحاد و همبستگی مردم است؛ سرمایهای گرانسنگ که همواره حرف نخست را در استواری این سرزمین زده و خواهد زد.
اکنون بیش از هر زمان دیگر، این وظیفه بر دوش نظام حکومتی و دولت سنگینی میکند که با دوچندان کردن تلاشها، بازنگری در رویکردها و شنیدن صدای مردم، مسیر حرکت کشور را اصلاح کنند؛ تا آن قلهای که در آرمانها ترسیم شده بود، از حد شعار فراتر رود و به واقعیت نزدیک شود. قلهای که در آن، ایران مایهٔ بالندگی، آرامش و شعف مردمانش باشد؛ نه سرزمینی که امید در آن به آزمونی دشوار بدل شود چراکه بیم آن میرود که با استمرار این شیوهٔ حکمرانی و بیتوجهی به رنج ملت، چیزی از روح بزرگ انقلاب باقی نماند؛ روحی که روزگاری با امید و فداکاری زاده شد.
در نهایت با اندوه و با طعمی تلخ از حسرت عملکرد دولتمردان، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی میداریم؛ سالروزی که زمانی نویدبخش رهایی بود و امروز، یادآور پرسشهایی بیپاسخ. باشد که تبریک ما در آیندهای نزدیک از سر شادی باشد، نه از عمق دردی که هنوز درمان نشده است.


#انجمن_اسلامی_دانشجویان_۱۳۴۸
تلگرام |
بله |
ایتا |
روبیکا |
اینستاگرام
انتشار مقالهای در روزنامهٔ اطلاعات که در آن به باورها و مرجعیت دینی مردم تاخته شده بود، جرقهای شد بر این انبار باروت؛ جرقهای که نهتنها خشم عمومی را برانگیخت بلکه آغازگر تحولی عظیم در سرنوشت جهان شد. خشم مردم به اعتراضاتی گسترده در نقاط مختلف کشور انجامید؛ و اینچنین بود که خیابانها، صحنهٔ تلاقی خون جوانان این سرزمین با خاک وطن شد.
سرکوبهای بی حد و مرز نظام حکومتی ستمگر، نهتنها آتش اعتراض را خاموش نکرد، بلکه فضای جامعه را چنان ملتهب ساخت که دیگر سکوت، نه ممکن بود و نه جایز. اینک پرسشی بنیادین در ذهن تاریخ شکل میگیرد: مردم آن روزگار، برای چه به خیابان آمدند؟ آیا بر سر تفریح و تفرج به خیابان ها آمدند؟ آیا آنها دچار خطایی در فهم شدند و سرنوشت خود را به تصمیمی نادرست گره زدند؟
در آن روزگار پرهیاهو، رژیم پهلوی با استقرار حکومتی تکحزبی و خودکامه، فضای جامعه را به عرصهای از خوف و خاموشی بدل کرد؛ خفقان با روزمرگی مردم درآمیخته شده بود. از سوی دیگر، وابستگی عمیق محمدرضا شاه به قدرتهای خارجی در کنار گسترش ناعدالتیهای اقتصادی تودههای مردم را به ستوه آورده بود.
بدینسان، در بهمنماه سال ۱۳۵۷، نظام پهلوی فروپاشید و نظامی نو با نام «جمهوری اسلامی» پا به عرصه گذاشت؛ نظامی که با آرمانهایی چون آزادیخواهی، عدالت معیشتی، استقلال سیاسی، احترام به شعائر دینی و ساختن ایرانی شایستهتر، امید را در دل مردمی خسته اما امیدوار زنده کرد.
و اینک، در سال ۱۴۰۴، پرسشی سنگینتر از همیشه پیش روی ماست: تا چه اندازه به آن آرمانها نزدیک شدهایم؟ آیا توانستهایم در مسیر همان ارزشهای والا گام برداریم، یا در پیچوخم زمان، از مقصد نخستین دور افتادهایم؟
حال پس از گذشت چهلوهفت سال از عمر انقلاب اسلامی؛ انقلابی که به بهای ریختهشدن خونهای پاک و بیشمار شهیدان این سرزمین به ثمر نشست، واقعیتی تلخ پیش روی ماست. بهسبب انبوهی از مشکلات ریشهدار که بخشی از آن حاصل عملکرد و کاستیهای بانیان داخلی و بخشی دیگر زاییدهٔ فشارها و دشمنیهای خارجی است چشمهای مردم ایران دیگر سرریز از شادی نیست.این روزها اگر چشمان مردم ایران از آن روزگار تاریک، بیشتر به اشک و خون آغشته نباشد، بیگمان کمتر نیست.
امروز، بیهیچ اغراق، مردم در وضعیت مطلوبی به سر نمیبرند؛ معیشت دشوار، آیندهای مبهم و فشاری روزافزون، سایهای سنگین بر زندگی آنان افکنده است. در چنین شرایطی، آنچه بهوضوح بر همگان آشکار است، نقش بیبدیل اتحاد و همبستگی مردم است؛ سرمایهای گرانسنگ که همواره حرف نخست را در استواری این سرزمین زده و خواهد زد.
اکنون بیش از هر زمان دیگر، این وظیفه بر دوش نظام حکومتی و دولت سنگینی میکند که با دوچندان کردن تلاشها، بازنگری در رویکردها و شنیدن صدای مردم، مسیر حرکت کشور را اصلاح کنند؛ تا آن قلهای که در آرمانها ترسیم شده بود، از حد شعار فراتر رود و به واقعیت نزدیک شود. قلهای که در آن، ایران مایهٔ بالندگی، آرامش و شعف مردمانش باشد؛ نه سرزمینی که امید در آن به آزمونی دشوار بدل شود چراکه بیم آن میرود که با استمرار این شیوهٔ حکمرانی و بیتوجهی به رنج ملت، چیزی از روح بزرگ انقلاب باقی نماند؛ روحی که روزگاری با امید و فداکاری زاده شد.
۵:۵۴
۱۹:۳۵
۸:۵۳
۱۰:۳۸
۱۰:۴۰
۱۸:۰۷
۷:۵۳
۱۸:۳۸
دانشجویان عزیز از شما میخواهیم فاتحهای بخوانید بر دانشگاهی که مدیران آن، تصاویر رهبر انقلاب را بر روی میزهایشان گذاشتهاند، در هر جلسه دم از انقلاب و انقلابی بودن میزنند، اما حاضر نیستند که صحبت ها و پندهای ایشان را بشنوند.
وای بر حراستی که برای نصب نصیحت های رهبری، از دانشجویان تعهد بگیرد.وای بر این معاونت فرهنگی که از سیاسی بودن دانشگاه میترسدو وای بر مدیر فرهنگی که اصلا سیاسی بودن بلد نیست ...
مانه از تهدید های شما میترسیمنه ناامید میشویمدر این مسندها، زیاد افرادی نشستهانداز قبلیهایتان بپرسید که نتیجه مقابله با جریان دانشجویی چه خواهد بود...
پ.ن؛تمام نوشتههای فوق بعد از یک ساعت در حرکتی عجیب جمع شد.
پ.ن؛میزگرد انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۸با وجود تمام نامه نگاری ها و هماهنگی ها ۲۴ساعت قبل برنامه لغو شد
۶:۲۶
۶:۲۶
۶:۲۶
دانشجویان عزیز میزگرد سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۸ با حضور دکتر عبدالکریمی در محل خانه اندیشهورزان درحال برگزاریست.جهت بیان نقطه نظرات میزبان شما عزیزان هستیم.
۱۳:۰۴
اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فيهِ الصِّيامَ...
پیامبر اکرم (ص):«هر کس ماه رمضان را با ایمان و امید به پاداش الهی روزه بگیرد، گناهان گذشتهاش آمرزیده میشود.»
فرا رسیدن ماه بندگی و تعالی انسان، ماه مبارک رمضان مبارک باد.



#انجمن_اسلامی_دانشجویان_۱۳۴۸
تلگرام |
بله |
ایتا |
روبیکا |
اینستاگرام
فرا رسیدن ماه بندگی و تعالی انسان، ماه مبارک رمضان مبارک باد.
۱۹:۴۰
۱۵:۰۷
۱۶:۳۰