صبح یکی از دوستان تماس گرفت و درباره مغایرت یا عدم مغایرت قانون در دست بررسی «هوش مصنوعی» با ماموریتهای شورای عالی فضای مجازی سوال پرسید. در جواب به موارد ذیل اشاره کردم:
الف) آیا تاسیس این نهاد مغایر مصوبات شعفم (شورای عالی فضای مجازی) هست؟پاسخ: خیر! شعفم هیچ مصوبهای در خصوص هوش مصنوعی ندارد. بنا بود ذیل اقدام 16 سند راهبردی این موضوع تعیین تکلیف بشود که تا الان کاری انجام نشده است. با این حال تاسیس این نهاد با مصوبه شعاف (شورای عالی انقلاب فرهنگی) مطابقت دارد.
ب) آیا شعاف صلاحیت سیاستگذاری در حوزه هوش مصنوعی را داشت؟پاسخ: خیر!اولا: هوش مصنوعی ترکیبی از این سه جزء: 1) زیرساخت پردازش، 2) الگوریتم پردازش و 3) داده موضوع پردازش هست که سیاستگذاری، مدیریت و راهبری هر سه بخش در کشور برعهده شورای عالی فضای مجازی است.ثانیا: شورای عالی انقلاب فرهنگی در دور جدید نه تنها هیچ ماموریتی در حوزه فضای مجازی نداشت بلکه در پیوست حکمش موظف شده بود که به شورای عالی فضای مجازی کمک کند. به عبارت دیگر، راهبر اصلی تمامی موضوعات مرتبط با فضای مجازی (حتی در موضوعاتی مثل آموزش عمومی و فرهنگسازی) شورای عالی فضای مجازی بوده نه انقلاب فرهنگی!
ج: آیا تاسیس شورای ملی راهبری هوش مصنوعی مغایرتی با ماموریتهای شعفم و مرکز ملی دارد؟پاسخ: بله! ماموریت این شورا براساس شرح وظایف محوله با پیوست حکم اول و دوم شعفم مغایرت صریح دارد. روش منطقی این بود که «کمیسیون عالی توسعه فناوریهای نوین و راهبردی» ذیل مرکز ملی فضای مجازی تاسیس میشد و نهادهای متولی توسعه بنیادین (وزارت علوم) و توسعه راهبردی-کاربردی (معاونت علمی ریاست جمهوری، وزارت ارتباطات و...) ذیل این کمیسیون برای توسعه فناوری هماهنگ و همافزا میشدند.
د: آیا بهتر نبود که این ماموریت را به وزارت ارتباطات میدادند؟پاسخ: از اجزای سهگانه هوش مصنوعی فقط توسعه زیرساخت پردازش در شرح وظایف این نهاد قرار میگیرد و هنوز تکلیف نهاد متولی الگوریتم و داده موضوع پردازش در کشور مشخص نشده است. ولی وزارت ارتباطات از منظر استطاعت سازمانی (حتی در بخش توسعه زیرساخت پردازش) فاقد کفایت لازم هست. طبیعتا اگر میخواستیم یکی از دستگاههای موجود را انتخاب کنیم، معاونت علمی بخاطر ماهیت توسعهای که دارد بهتر بود ولی تجربه ده سال اخیر نشان میدهد که (اگرچه از منظر بینشی بالاتر از وزارت ارتباطات قرار میگرد ولی) این نهاد هم فاقد توانایی لازم در توسعه هوش مصنوعی است. تجربه جهانی هم نشان میدهد که تاسیس یک نهاد مستقل با اختیارات و بودجه کافی راه حل بهتری نسبت به بهینه سازی دستگاه های موجود هست!
هـ: آیا تاسیس سازمان ملی هوش مصنوعی با این قانون ممکن میشود؟پاسخ: نمیدانم! چون دولت میتواند ایراد اصل 75 قانون اساسی به این طرح وارد کند و شورای نگهبان ممکن است قبول کند. دلیل این تردید این هست که شعاف سابقا دستور تاسیس این نهاد را داده و شورای نگهبان میتواند به استناد این مصوبه، اعتراض اصل 75ی دولت را رد کند! بجز مصوبه شعاف، بیانات آقا در نخستین دیدار با هیات دولت فعلی و تاکید بر تاسیس یک سازمان مستقل برای توسعه هوش مصنوعی هم میتواند برای رد ایراد اصل 75ی مورد استناد قرار بگیرد.
در لابلای گفتگو با ذکر خاطرات سالهای 401 و 402 عرض کردم که هم دبیر فعلی و هم دبیر سابق شورای عالی فضای مجازی با اینکه علم داشتند که این موضوع خارج از حوزه ماموریتی شورای انقلاب فرهنگی است ولی هیچکدوم تمایلی برای ورود به موضوع نداشتند. اعتراض ما در جلسات کارشناسی هم فایدهای نداشت و سیاست «عدم ورود به موضوع» در هر دو دوره انتخاب شد.
آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازیدر بله | در ایتا
الف) آیا تاسیس این نهاد مغایر مصوبات شعفم (شورای عالی فضای مجازی) هست؟پاسخ: خیر! شعفم هیچ مصوبهای در خصوص هوش مصنوعی ندارد. بنا بود ذیل اقدام 16 سند راهبردی این موضوع تعیین تکلیف بشود که تا الان کاری انجام نشده است. با این حال تاسیس این نهاد با مصوبه شعاف (شورای عالی انقلاب فرهنگی) مطابقت دارد.
ب) آیا شعاف صلاحیت سیاستگذاری در حوزه هوش مصنوعی را داشت؟پاسخ: خیر!اولا: هوش مصنوعی ترکیبی از این سه جزء: 1) زیرساخت پردازش، 2) الگوریتم پردازش و 3) داده موضوع پردازش هست که سیاستگذاری، مدیریت و راهبری هر سه بخش در کشور برعهده شورای عالی فضای مجازی است.ثانیا: شورای عالی انقلاب فرهنگی در دور جدید نه تنها هیچ ماموریتی در حوزه فضای مجازی نداشت بلکه در پیوست حکمش موظف شده بود که به شورای عالی فضای مجازی کمک کند. به عبارت دیگر، راهبر اصلی تمامی موضوعات مرتبط با فضای مجازی (حتی در موضوعاتی مثل آموزش عمومی و فرهنگسازی) شورای عالی فضای مجازی بوده نه انقلاب فرهنگی!
ج: آیا تاسیس شورای ملی راهبری هوش مصنوعی مغایرتی با ماموریتهای شعفم و مرکز ملی دارد؟پاسخ: بله! ماموریت این شورا براساس شرح وظایف محوله با پیوست حکم اول و دوم شعفم مغایرت صریح دارد. روش منطقی این بود که «کمیسیون عالی توسعه فناوریهای نوین و راهبردی» ذیل مرکز ملی فضای مجازی تاسیس میشد و نهادهای متولی توسعه بنیادین (وزارت علوم) و توسعه راهبردی-کاربردی (معاونت علمی ریاست جمهوری، وزارت ارتباطات و...) ذیل این کمیسیون برای توسعه فناوری هماهنگ و همافزا میشدند.
د: آیا بهتر نبود که این ماموریت را به وزارت ارتباطات میدادند؟پاسخ: از اجزای سهگانه هوش مصنوعی فقط توسعه زیرساخت پردازش در شرح وظایف این نهاد قرار میگیرد و هنوز تکلیف نهاد متولی الگوریتم و داده موضوع پردازش در کشور مشخص نشده است. ولی وزارت ارتباطات از منظر استطاعت سازمانی (حتی در بخش توسعه زیرساخت پردازش) فاقد کفایت لازم هست. طبیعتا اگر میخواستیم یکی از دستگاههای موجود را انتخاب کنیم، معاونت علمی بخاطر ماهیت توسعهای که دارد بهتر بود ولی تجربه ده سال اخیر نشان میدهد که (اگرچه از منظر بینشی بالاتر از وزارت ارتباطات قرار میگرد ولی) این نهاد هم فاقد توانایی لازم در توسعه هوش مصنوعی است. تجربه جهانی هم نشان میدهد که تاسیس یک نهاد مستقل با اختیارات و بودجه کافی راه حل بهتری نسبت به بهینه سازی دستگاه های موجود هست!
هـ: آیا تاسیس سازمان ملی هوش مصنوعی با این قانون ممکن میشود؟پاسخ: نمیدانم! چون دولت میتواند ایراد اصل 75 قانون اساسی به این طرح وارد کند و شورای نگهبان ممکن است قبول کند. دلیل این تردید این هست که شعاف سابقا دستور تاسیس این نهاد را داده و شورای نگهبان میتواند به استناد این مصوبه، اعتراض اصل 75ی دولت را رد کند! بجز مصوبه شعاف، بیانات آقا در نخستین دیدار با هیات دولت فعلی و تاکید بر تاسیس یک سازمان مستقل برای توسعه هوش مصنوعی هم میتواند برای رد ایراد اصل 75ی مورد استناد قرار بگیرد.
در لابلای گفتگو با ذکر خاطرات سالهای 401 و 402 عرض کردم که هم دبیر فعلی و هم دبیر سابق شورای عالی فضای مجازی با اینکه علم داشتند که این موضوع خارج از حوزه ماموریتی شورای انقلاب فرهنگی است ولی هیچکدوم تمایلی برای ورود به موضوع نداشتند. اعتراض ما در جلسات کارشناسی هم فایدهای نداشت و سیاست «عدم ورود به موضوع» در هر دو دوره انتخاب شد.
آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازیدر بله | در ایتا
۶:۰۰
مطلع شدم که همسر برادر عزیزم آقای باقرپور به دلیل کسالت شدید در بیمارستان بستری شدن. از همه بزرگواران خواهشمندم برای سلامتی ایشون و رفع نگرانیها، سه صلوات با «و عجل فرجهم» به حضرت نرجس خاتون تقدیم بفرمایید.
۹:۲۶
درخواست پول
مبلغ:
۰ ریال
مدیر یه دبیرستان دخترانه دولتی صبح پیام داد که ده نفر از دانشآموزان بخاطر وضعیت خانوادگی (تکسرپرستی یا ناتوانی مالی) نمیتونن توی اردوی مشهد شرکت کنن. بچههایی که تا الان هم نتونستن برن مشهد ولی این سری دلشون پرکشیده برای زیارت سلطان طوس!امروز روز چهارشنبه و متعلق به امام رضا علیه السلام هست. یه یا علی بگید که این دهتا دختر نوجوون بتونن به پابوس حضرت مشرف بشن و دعاگوتون باشن.
کل هزینه مورد نیازشون 60 میلیون تومنه. انشاالله امام رضا علیه السلام دلتون رو برای شاد کردن دل این دهتا دختر نوجون شاد کنه
کل هزینه مورد نیازشون 60 میلیون تومنه. انشاالله امام رضا علیه السلام دلتون رو برای شاد کردن دل این دهتا دختر نوجون شاد کنه
۵:۱۸
آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازیدر بله | در ایتا
۱۴:۳۴
آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازیدر بله | در ایتا
۹:۵۴
ICTV
امروز این سوال ذهنم را قلقلک داد:
اگر LLMها در تلاشند که با مجموعه عظیمی از دادهها «وزن توالی کلمات/عبارات» را یاد بگیرند، آیا میتوان از لفظ Intelligence برای آنها استفاده کرد؟ آیا سامانهای که «خودآگاهی» ندارد، ولو اینکه برونداد معقولانهای داشته باشد، را میتوان «هوشیار» نامید یا باید به «هوشمند» نامیدن آن اکتفا کرد؟ آیا کشف «وزن توالی کلمات»، که یک موضوع کاملا آماری است، Smartness است یا Intelligence؟
پاسخ این سوالات به ظاهر نه چندان مهم، مشخص میکند که موج هوش مصنوعی چقدر «رویافروشی» است و یا چقدر واقعی! آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازی در بله | در ایتا
در ادامه درگیری با واژگان به عبارت «Fine-tuning» رسیدم. tune به معنای تنظیم نمودن و کوک کردن هست که ing انتهایی از آن یک اسم ساخته است. وجود کلمه Fine در ابتدای این عبارت به این معناست که کارکرد فعلی «خوب» است ولی ما در پی «بهتر» کردن آن هستیم. بنابراین واژهای که بعنوان جایگزین «Fine-tuning» بکار میرود باید معنای «بهتر شدن» را نیز به همراه داشته باشد.
با این مقدمه واژههای زیر به ذهنم رسیده است:
آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازیدر بله | در ایتا
۱۳:۳۴
از بزرگترین حسرتهای زندگیم اینه که مرحوم عین.صاد رو درک نکردم. ببینید درباره اهمیت درک حقیقت واژهها چی گفتن:
ما به هر كس كه ساده و جانماز آبكش بود، مؤمن مىگفتیم و به هر كس كه از ما كنار مىكشید و لب به جام ما نمىزد، متقى مىگفتیم و هر كس كه دست ودلباز مىشد، محسن مىگفتیم و هر كس كه رام مىگردید، صابر مىگفتیم و هر كس كه دهانش همراه تسبیحش باز و بسته مىشد، ذاكر و شاكر مىگفتیم. ما اینگونه با مؤمن و متقى و محسن و صابر و شاكر و ذاكر وَ وَ وَ عادت كرده بودیم و اكنون كه با قرآن و آن كلمههاى دقیق و تیپهاى مشخص برخورد مىكنیم، باز همانها را مطرح مىكنیم و همانها را مىفهمیم و یا بهتر بگویم نفهمیده با آنها بازى مىكنیم و بر آنها ستم مىنماییم و این ستم از آنجا شروع مىشود كه ما بدون رسیدن به معنا و مقصود، به كلمهها و لفظها رسیدهایم و با الفاظ خالى انس گرفتهایم و آنها را در برخوردها به رخ یكدیگر كشیدهایم ...
اگر ما با حركت فكرى همراه مىشدیم و در خود مىجوشیدیم و مطلبها و مفهومها را درك مىكردیم و آنگاه در به در به دنبال كلمهها مىگشتیم... در آن لحظه كه به یك كلمه مىرسیدیم، از آن بهره مىگرفتیم و همچون تشنههاى به آب رسیده، كلمهها را قطرهقطره مىچشیدیم و جذب مىكردیم.ما پیش از آنكه تشنه شده باشیم، نوشیدهایم و پیش از آنكه به اشتها آمده باشیم و با سؤالها گلاویز شده باشیم، خود را تلنبار كردهایم و پیش از آنكه به معناها دست یافته باشیم، به كلمهها رسیدهایم... و این است كه باد كردهایم و با آنكه زیاد داریم، مریض و بىرمق هستیم و به امتلاى ذهنى و پرخورى فكرى دچار شدهایم...
کتاب رشد
ما به هر كس كه ساده و جانماز آبكش بود، مؤمن مىگفتیم و به هر كس كه از ما كنار مىكشید و لب به جام ما نمىزد، متقى مىگفتیم و هر كس كه دست ودلباز مىشد، محسن مىگفتیم و هر كس كه رام مىگردید، صابر مىگفتیم و هر كس كه دهانش همراه تسبیحش باز و بسته مىشد، ذاكر و شاكر مىگفتیم. ما اینگونه با مؤمن و متقى و محسن و صابر و شاكر و ذاكر وَ وَ وَ عادت كرده بودیم و اكنون كه با قرآن و آن كلمههاى دقیق و تیپهاى مشخص برخورد مىكنیم، باز همانها را مطرح مىكنیم و همانها را مىفهمیم و یا بهتر بگویم نفهمیده با آنها بازى مىكنیم و بر آنها ستم مىنماییم و این ستم از آنجا شروع مىشود كه ما بدون رسیدن به معنا و مقصود، به كلمهها و لفظها رسیدهایم و با الفاظ خالى انس گرفتهایم و آنها را در برخوردها به رخ یكدیگر كشیدهایم ...
اگر ما با حركت فكرى همراه مىشدیم و در خود مىجوشیدیم و مطلبها و مفهومها را درك مىكردیم و آنگاه در به در به دنبال كلمهها مىگشتیم... در آن لحظه كه به یك كلمه مىرسیدیم، از آن بهره مىگرفتیم و همچون تشنههاى به آب رسیده، كلمهها را قطرهقطره مىچشیدیم و جذب مىكردیم.ما پیش از آنكه تشنه شده باشیم، نوشیدهایم و پیش از آنكه به اشتها آمده باشیم و با سؤالها گلاویز شده باشیم، خود را تلنبار كردهایم و پیش از آنكه به معناها دست یافته باشیم، به كلمهها رسیدهایم... و این است كه باد كردهایم و با آنكه زیاد داریم، مریض و بىرمق هستیم و به امتلاى ذهنى و پرخورى فكرى دچار شدهایم...
کتاب رشد
۱۹:۰۷
ICTV
درگیر واژهها - قسمت دوم در ادامه درگیری با واژگان به عبارت «Fine-tuning» رسیدم. tune به معنای تنظیم نمودن و کوک کردن هست که ing انتهایی از آن یک اسم ساخته است. وجود کلمه Fine در ابتدای این عبارت به این معناست که کارکرد فعلی «خوب» است ولی ما در پی «بهتر» کردن آن هستیم. بنابراین واژهای که بعنوان جایگزین «Fine-tuning» بکار میرود باید معنای «بهتر شدن» را نیز به همراه داشته باشد. با این مقدمه واژههای زیر به ذهنم رسیده است:
1- از آنجا که Tune یعنی دقیق کردن، پس «تدقیق» جایگزین مناسبی برای Fine-tuning است.
2- اگر Tuning را ساز زدن معنی کنیم، عملیات Fine-Tuning را میتوان «بهسازی» ترجمه کرد که هم معنای بهینهسازی دارد و و هم معنای «خوبتر نواختن» را میرساند.
3- اگر Tuning را معادل Setting فرض کنیم آنگاه این عملیات به معنای نشاندن است. پس میتوان از عبارت «بهنشانی» بجای Fine-Tuning استفاده کرد که شاید کمی نامانوس باشد.
فقط خواستم باب معادلسازی باز شود وگرنه پرواضح است که «این عرصه نه جولانگه ماست»! آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازی در بله | در ایتا
درگیری امروزم حول واژه «مرز» بود. در محضر دو نفر از فحول رشته حقوق (عمومی و بینالملل) سیر تطور و تکامل مفهوم «مرز» را فرا میگرفتم. میخواستم بفهمم چرا نمیشود از واژه «مرز» در فضای مجازی استفاده کرد و این «ناتوانی» تا کجا ادامه خواهد یافت. آموختم که «مرز» چهار دوره تکامل داشته است:
این سیر تکامل را به مثابه عینکی برای درک مفهوم مرز در فضای مجازی در نظر گرفتم و عجیب اینکه «مرز سایبری» تقریبا با چنین تطوری در حال بلوغ است.
آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازیدر بله | در ایتا
۱۴:۰۰
جناب آقای وزیر ارتباطات
مسئولیت سفیدسازی خطوط در کشور وزارت ارتباطات است. البته حتما مستحضر هستید که عملیات سفیدسازی به پیشنهاد وزرای سابق ارتباطات و با تایید کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه انجام شده است. لذا آن کسی که باید گزارش بدهد شخص جنابعالی است نه رییس مرکز ملی فضای مجازی!از آنجا که ارائه چنین گزارشی زمانبر است، نسبت به سفید بودن خط خودتان و معاونانتان شفافسازی بفرمایید. چطور ممکن است که پشت تریبونها داعیه مخالفت با اینترنت طبقاتی داشته باشید ولی در عمل از این اینترنت استفاده میکنید؟ نکند شما هم مثل سخنگوی دولت از زمان جنگ ۱۲ سیم سفید دریافت کردید؟!
والسلام علی من اتبع الهدی
آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازیدر بله | در ایتا
مسئولیت سفیدسازی خطوط در کشور وزارت ارتباطات است. البته حتما مستحضر هستید که عملیات سفیدسازی به پیشنهاد وزرای سابق ارتباطات و با تایید کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه انجام شده است. لذا آن کسی که باید گزارش بدهد شخص جنابعالی است نه رییس مرکز ملی فضای مجازی!از آنجا که ارائه چنین گزارشی زمانبر است، نسبت به سفید بودن خط خودتان و معاونانتان شفافسازی بفرمایید. چطور ممکن است که پشت تریبونها داعیه مخالفت با اینترنت طبقاتی داشته باشید ولی در عمل از این اینترنت استفاده میکنید؟ نکند شما هم مثل سخنگوی دولت از زمان جنگ ۱۲ سیم سفید دریافت کردید؟!
والسلام علی من اتبع الهدی
آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازیدر بله | در ایتا
۸:۰۵
۸:۰۵
۸:۰۵
ICTV
درگیر واژهها - قسمت سوم درگیری امروزم حول واژه «مرز» بود. در محضر دو نفر از فحول رشته حقوق (عمومی و بینالملل) سیر تطور و تکامل مفهوم «مرز» را فرا میگرفتم. میخواستم بفهمم چرا نمیشود از واژه «مرز» در فضای مجازی استفاده کرد و این «ناتوانی» تا کجا ادامه خواهد یافت. آموختم که «مرز» چهار دوره تکامل داشته است:
در ابتدا و از آغاز زندگی بشری، مرزها حول مفهوم «مالکیت» شکل گرفتند.
جوامع بشری که توسعه یافت و امپراطوریها که شکل گرفت، مرزها عینی نبودند و ماهیت «کشسانی» داشتند. همین امر ایجاب میکند که بجای عبارت «مرز» از «قلمرو» استفاده کنیم و «قلمرو» امپراطوریها تا جایی بود که نیروهای نظامیشان «حضور» داشتند و با هر عقبنشینی یا پیشروی، قلمروها «قبض» و «بسط» مییافت.
دوره سوم، دوره «عینیتیابی» مرزهاست و از زمان شکلگیری دولت-ملتها آغاز گردید. در این دوره، مرز بعنوان «سرحد قلمرو» به رسمیت شناخته شده و حدود حاکمیت کشورها را ترسیم میکرد.
در نهایت، پس از جنگ جهانی اول، مرز وارد ادبیات حقوقی شده و به مبنایی برای بحث و گفتگوی میان دولتها تبدیل گردید. این سیر تکامل را به مثابه عینکی برای درک مفهوم مرز در فضای مجازی در نظر گرفتم و عجیب اینکه «مرز سایبری» تقریبا با چنین تطوری در حال بلوغ است.
جنگ شرکتهای بزرگ فناوری را نیز میتوان بعنوان بدیلی از تلاش امپراطوریهای بزرگ در بسط قلمروهای خود در نظر گرفت. جایی که هر شرکت در تلاش است که «قلمرو سایبری» خود را گستردهتر نماید.
تلاش اتحادیه اروپا در تعریف و تبیین «مالکیت داده» را میتوان سرآغازی بر شکلگیری مفهوم مرز در فضای مجازی دانست. بعد از GDPR کشورها به مرور یاد گرفتند که نظام مسائل فضای مجازی را چگونه صورتبندی کنند و از 2016 به بعد، حرکت کشورها برای بازپسگیری قلمرو سایبری خود آغاز شد.
اما به مرور ضعف قوانین «حکمرانی داده» مشخص شد و عدم تکافوی آنها برای احیای مرزهای سایبری عیان گردید. اینجا بود که مرزهای فیزیکی مبنای حاکمیت بر قلمروهای سایبری قرار گرفت و قوانینی همچون DSA و TikTak ban تدوین و تصویب شد.
ما اکنون در ابتدای دورهای هستیم که کشورها تلاش میکنند مرزهای سایبری را «عینیتبخشی» نمایند تا بتوانند راحتتر بر آنها حکمرانی داشته باشند و این یعنی در آیندهای نه چندان دور، عبارت «مرز سایبری» به عنوان یک واژه جدید وارد حقوق بینالملل خواهد شد. آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازی در بله | در ایتا
چرا واژه «فضای مجازی» صحیح و بجاست
استفاده از استعاره «فیل مولانا» برای تشریح میزان اختلاف نظری که در خصوص چیستی «فضای مجازی» وجود دارد، بجا و گویاست. با اینکه کنشگران زیست بوم این فضا میدانند درباره چه چیزی صحبت میکنند ولی اشتراک نظری حول تعریف این واژه شکل نگرفته است. عدهای به تفاوت ماهوی «سایبری» و «مجازی» اشاره میکنند و استفاده از واژه «فضای سایبر» را صحیحتر از «فضای مجازی» میدانند. برخی نیز از تقابل «مجازی-واقعی» استفاده میکنند که استفاده از واژه «فضای مجازی» را از اساس اشتباه میدانند. اسناد مصوب هم از ارائه تعریفی رسمی از چیستی فضای مجازی طفره رفته است و اگر چیزی هم یافته میشود، «توصیف» این فضاست و نه «چیستی» آن.در سایه انفعال نهادهای متولی، برخی کارشناسان با دقت نظر و از منظرهای مختلف فضای مجازی را تعریف نمودهاند. دکتر رجبی در صفحه شخصی خود تعاریف مختلفی از فضای مجازی را ارائه داده و در نهایت نتیجه میگیرد که لفظ «فضای مجازی» برای اطلاق بر این محیط مناسب نیست. در نقطه مقابل، دکتر آزادی تعریف اختصاصی خود را بر سه رکن «نظامات اجتماعی، کاربر محوری و شبکه بنیانی» تشریح نموده است. این تعریف اگرچه اشتباه نیست ولی جامعیت و مانعیت لازم را ندارند و نیازمندیهای سپهر سیاستگذاری را به خوبی تامین نمینمایند.(1)
در تعریف چیستی فضای مجازی باید بر چیستی سه واژه دقت نظر داشت: اول) «فضا»، دوم) «مجازی» و سوم) موجودیتهایی که در این محیط کنشگری دارند. به بیان دیگر پاسخ به این سوالات در تعریف چیستی فضای مجازی ضروری است:1) آیا میتوان از واژه «فضا» برای این زیستبوم استفاده کرد؟2) آیا «مجازی» عبارت مناسبی برای اطلاق بر این محیط است؟3) «حیات» در این فضا دارای چه ویژگیهایی است که از لفظ «زیستبوم» برای تبیین آن استفاده میشود؟
در ابتدا ذکر این نکته ضروری به نظر میرسد که برای پرهیز از سوگیری و جانبداری از واژهای خاص و همچنین به منظور تسهیل خوانش متن، از عبارت «محیط مورد بحث» برای اشاره به «مضمون مد نظر» استفاده شده است.
الف) چرا این محیط «فضا»ست؟
در تعریف Space (بعنوان معادل انگلیسی کلمه «فضا») اینگونه آماده است:a continuous area or expanse which is free, available, or unoccupied.به بیان دیگر، فضا یعنی « پهنهای » با ویژگیهای «پیوستگی»، «بسیط بودن»، «دسترس پذیری» و «فاقد اشغال» بودن است. تطبیق این معنا با ویژگیهای شناخته شده از «محیط مورد بحث» موید آن است که لفظ «فضا» بر این محیط قابل اطلاق است. ضمنا از آنجا که هر فضایی در قید و قاعده اجزای سازنده خود تاسیس شده و فعالیت مینماید، ابعاد این فضا را نیز کیفیت ارتباط و اتصال فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی مشخص مینماید.
ب) چرا این محیط «مجازی» است
مقدمه اول؛ دو ویژگیهای مشترک در تمامی تعاریف ارائه شده در خصوص «محیط مورد بحث» یکی «واسط ارتباط» بودن و دیگری «مجرای تعامل» شدن است. بنا به تعاریف، ما با محیطی سروکار داریم که محدودیتهای مکانی و زمانی را در ارتباط و تعامل « موجودیتهای » درونی خود برطرف نموده است. این محیط در سیر تکاملی خود پا را از این محدودیتهای جسمانی فراتر گذاشته و ماهیت «حضور» را نیز به چالش خواهد کشید. یعنی « موجودیت » ها در این محیط قابلیت «فراحضوری» نیز پیدا خواهند کرد و «فراحضور» در این محیط، به امکان حضور همزمان در مکانی به موازات مکان فعلی و با تمامی ویژگیهای جسمانی اشاره دارد. (4)مقدمه دوم؛ در تشریح فرآیند عبور قوم بنی اسرائیل از رود نیل اینگونه آمده است: «و بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم (2)» و فعل منتخب برای عبور این قوم «جاوَزنا» از ریشهی «جَوَزَ/جازَ» است. بنابراین، استفاده از مصدر «جازَ» برای تبیین «اسم مکان عبور» امر مقدوری است. چنانچه در عرفان اسلامی «عشق مجازی» واسطهی گذار سالک از کثرات به وحدت میشود و «المجاز قنطرة الحقیقة». (3) یعنی «مجازی» بودن محبت به معنای «غیرواقعی» بودن آن نیست و برخلاف برداشت عمومی، «مجاز در برابر واقعیت» قرار نمیگیرد. از این رو میتوان نتیجه گرفت که استفاده از صفت «مجازی» برای تبیین «واسطهی ارتباطی» بودن یک محیط کاملا بجاست و این امر منافاتی با «واقعی بودن» محیط نخواهد داشت.
(1): در حد وسع صفحه مطلب نوشتم. اگر کسی حالش رو داشت میتونم روی مقاله کردنش وقت بذارم و الا در همین حد از ما بپذیرید(2): وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ؛ اعراف-138.(3): عشق مجازی: چیستی و چرایی عشق مجازی در عرفان اسلامی، زهرا کلهر، رضا الهی منش(4): کسانی که در این بخش علاقمند به تحقیق و تفحص هستند میتوانند با کلید واژههای «Human Augmentation»، «Digital Human» و «Human 2.0» بخصوص در چرخهی هایپ گارتنر از فناوریهای نوظهور مراجعه نمایند.
۷:۴۰
ICTV
درگیر واژهها - قسمت چهارم (بخش اول) چرا واژه «فضای مجازی» صحیح و بجاست استفاده از استعاره «فیل مولانا» برای تشریح میزان اختلاف نظری که در خصوص چیستی «فضای مجازی» وجود دارد، بجا و گویاست. با اینکه کنشگران زیست بوم این فضا میدانند درباره چه چیزی صحبت میکنند ولی اشتراک نظری حول تعریف این واژه شکل نگرفته است. عدهای به تفاوت ماهوی «سایبری» و «مجازی» اشاره میکنند و استفاده از واژه «فضای سایبر» را صحیحتر از «فضای مجازی» میدانند. برخی نیز از تقابل «مجازی-واقعی» استفاده میکنند که استفاده از واژه «فضای مجازی» را از اساس اشتباه میدانند. اسناد مصوب هم از ارائه تعریفی رسمی از چیستی فضای مجازی طفره رفته است و اگر چیزی هم یافته میشود، «توصیف» این فضاست و نه «چیستی» آن. در سایه انفعال نهادهای متولی، برخی کارشناسان با دقت نظر و از منظرهای مختلف فضای مجازی را تعریف نمودهاند. دکتر رجبی در صفحه شخصی خود تعاریف مختلفی از فضای مجازی را ارائه داده و در نهایت نتیجه میگیرد که لفظ «فضای مجازی» برای اطلاق بر این محیط مناسب نیست. در نقطه مقابل، دکتر آزادی تعریف اختصاصی خود را بر سه رکن «نظامات اجتماعی، کاربر محوری و شبکه بنیانی» تشریح نموده است. این تعریف اگرچه اشتباه نیست ولی جامعیت و مانعیت لازم را ندارند و نیازمندیهای سپهر سیاستگذاری را به خوبی تامین نمینمایند.(1) در تعریف چیستی فضای مجازی باید بر چیستی سه واژه دقت نظر داشت: اول) «فضا»، دوم) «مجازی» و سوم) موجودیتهایی که در این محیط کنشگری دارند. به بیان دیگر پاسخ به این سوالات در تعریف چیستی فضای مجازی ضروری است: 1) آیا میتوان از واژه «فضا» برای این زیستبوم استفاده کرد؟ 2) آیا «مجازی» عبارت مناسبی برای اطلاق بر این محیط است؟ 3) «حیات» در این فضا دارای چه ویژگیهایی است که از لفظ «زیستبوم» برای تبیین آن استفاده میشود؟ در ابتدا ذکر این نکته ضروری به نظر میرسد که برای پرهیز از سوگیری و جانبداری از واژهای خاص و همچنین به منظور تسهیل خوانش متن، از عبارت «محیط مورد بحث» برای اشاره به «مضمون مد نظر» استفاده شده است. الف) چرا این محیط «فضا»ست؟ در تعریف Space (بعنوان معادل انگلیسی کلمه «فضا») اینگونه آماده است: a continuous area or expanse which is free, available, or unoccupied. به بیان دیگر، فضا یعنی « پهنهای » با ویژگیهای «پیوستگی»، «بسیط بودن»، «دسترس پذیری» و «فاقد اشغال» بودن است. تطبیق این معنا با ویژگیهای شناخته شده از «محیط مورد بحث» موید آن است که لفظ «فضا» بر این محیط قابل اطلاق است. ضمنا از آنجا که هر فضایی در قید و قاعده اجزای سازنده خود تاسیس شده و فعالیت مینماید، ابعاد این فضا را نیز کیفیت ارتباط و اتصال فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی مشخص مینماید. ب) چرا این محیط «مجازی» است مقدمه اول؛ دو ویژگیهای مشترک در تمامی تعاریف ارائه شده در خصوص «محیط مورد بحث» یکی «واسط ارتباط» بودن و دیگری «مجرای تعامل» شدن است. بنا به تعاریف، ما با محیطی سروکار داریم که محدودیتهای مکانی و زمانی را در ارتباط و تعامل « موجودیتهای » درونی خود برطرف نموده است. این محیط در سیر تکاملی خود پا را از این محدودیتهای جسمانی فراتر گذاشته و ماهیت «حضور» را نیز به چالش خواهد کشید. یعنی « موجودیت » ها در این محیط قابلیت «فراحضوری» نیز پیدا خواهند کرد و «فراحضور» در این محیط، به امکان حضور همزمان در مکانی به موازات مکان فعلی و با تمامی ویژگیهای جسمانی اشاره دارد. (4) مقدمه دوم؛ در تشریح فرآیند عبور قوم بنی اسرائیل از رود نیل اینگونه آمده است: «و بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم (2)» و فعل منتخب برای عبور این قوم «جاوَزنا» از ریشهی «جَوَزَ/جازَ» است. بنابراین، استفاده از مصدر «جازَ» برای تبیین «اسم مکان عبور» امر مقدوری است. چنانچه در عرفان اسلامی «عشق مجازی» واسطهی گذار سالک از کثرات به وحدت میشود و «المجاز قنطرة الحقیقة». (3) یعنی «مجازی» بودن محبت به معنای «غیرواقعی» بودن آن نیست و برخلاف برداشت عمومی، «مجاز در برابر واقعیت» قرار نمیگیرد. از این رو میتوان نتیجه گرفت که استفاده از صفت «مجازی» برای تبیین «واسطهی ارتباطی» بودن یک محیط کاملا بجاست و این امر منافاتی با «واقعی بودن» محیط نخواهد داشت. (1): در حد وسع صفحه مطلب نوشتم. اگر کسی حالش رو داشت میتونم روی مقاله کردنش وقت بذارم و الا در همین حد از ما بپذیرید (2): وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ؛ اعراف-138. (3): عشق مجازی: چیستی و چرایی عشق مجازی در عرفان اسلامی، زهرا کلهر، رضا الهی منش (4): کسانی که در این بخش علاقمند به تحقیق و تفحص هستند میتوانند با کلید واژههای «Human Augmentation»، «Digital Human» و «Human 2.0» بخصوص در چرخهی هایپ گارتنر از فناوریهای نوظهور مراجعه نمایند.
ج) چگونه این محیط تبدیل به زیستبوم میشود؟
اما در تعریف چیستی این محیط باید مفهوم «موجودیت» نیز تبیین گردد. واژه موجود در زبان فارسی به معنای هست و بودن است و به هر چیزی که وجود دارد، نسبت داده میشود. این واژه به طور کلی به عناصر زنده و غیرزنده اشاره دارد و میتواند به اشیاء، جانداران، گیاهان، و حتی مفاهیم انتزاعی اشاره کند. «محیط مورد بحث» نیز مجموعهای از موجودیتها را درون خود دارد که از نظر ماهوی به دو گروه «انسانی» و «غیرانسانی» تقسیمپذیرند. گروه انسانی عموما بعنوان کاربران فضای مجازی شناخته میشوند و گروه غیر انسانی از تجهیزات، خدمات و ماشینها تشکیل شده است. «حیات» این موجودیتها در چارچوب قواعد و مقررات محیطی (که در ادبیات موضوعی با عنوان استانداردگذاری شناخته میشود) معنا و مفهوم پیدا کرده و زیست بوم فضای مجازی را تاسیس مینماید.
از مجموع موارد گفته شده میتوان نتیجه گرفت که اطلاق عبارات «فضا» و «مجازی» برای معرفی «محیط مورد بحث» کاملا بجاست. یعنی ما با محیطی مواجهیم که اولا فضاست؛ یعنی پهنهای است بسیط، پیوسته و اشغال ناپذیر و ثانیا «مجاز» است یعنی قابلیت «عبور»، «اتصال» و «ارتباط» موجودیتهای درونی خود را دارد. منظور از موجودیتها نیز مجموعهای از کنشگران انسانی و غیرانسانی هستند که در چارچوب قواعد و مقررات این پهنه حیات پیدا میکنند.
بنابراین فضای مجازی عبارتست: از پهنهی منبعث از ارتباطات فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی که امکان اتصال فرامکانی-فرازمانی موجودیتها را فراهم ساخته و تعامل فراحضوری آنها را مبتنی بر پردازش دادهها مقدور میسازد. منظور از موجودیت در این فضا، مجموعهای از کنشگران انسانی و غیرانسانی است که در چارچوب قواعد و مقررات این پهنه حیات پیدا کرده و زیستبومسازی مینمایند.
آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازیدر بله | در ایتا
۷:۴۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
قابل توجه کنشگران، بازیگران و دغدغهمندان، براساس تبصره ۲ بند ج مادهی ۳، حوزههای «سلامت»، «آموزش و تحقیقات» و «فرهنگ» مشمول قانون اجرای اصل ۴۴ نمیشوند. پس:
نظام مجوزدهی مندرج در این قانون شامل خدمات این حوزه نمیشود.
هیات مقررات زدایی صلاحیت ورود به مقررات این سه حوزه را ندارد.
️ مسئولان وزارت بهداشت، وزارت ارشاد و صداوسیما و دیگر نهادهای مرتبط میتوانند با استناد به این تبصره از دخالتهای هیات مقرراتزدایی در این حوزهها جلوگیری نمایند. چنانچه پیش از این دخالتی صورت گرفته نیز به استناد این تبصره قابل شکایت و پیگیری است.
آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازیدر بله | در ایتا
آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازیدر بله | در ایتا
۷:۴۸
اگر در این آشوبها دغدغه کمک به نظام دارید، یه کمپین راه بندازید و از مردم بخواین از محلههاشون فیلم بگیرن تا مشخص بشه هیچ جا خبری از همراهی با فراخوان چاهزاده نیست!در کلیپ اسم منطقه محل سکونت و تاریخ ضبط گفته بشه و محتواها با یک هشتگ واحد مثل #کوشی_چاهزاده نشانگذاری بشن تا راحت پیدا و توزیع بشن
آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازیدر بله | در ایتا
آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازیدر بله | در ایتا
۱۰:۰۲
تو برای من همیشه «ابی» هستی. همونی که هر وقت میدیدمش میگفت «سلام عشقم». همونی که حالا اول اسمش مینویسن «شهید»...سلام ما رو هم به ارباب برسون مرد دوست داشتنی. دعا میکنم که با رجعت برگردی.
پ.ن: شهید ابراهیم پارساکیش، از بچههای قدیمی مرکز ملی فضای مجازی. ایشون در اغتشاشات تروریستی اخیر رفته بود فرزندش رو از آموزشگاه برگردونه که با ضرب گلوله به شهادت رسید.
شادی روحش فاتحهای قرائت بفرمایید
پ.ن: شهید ابراهیم پارساکیش، از بچههای قدیمی مرکز ملی فضای مجازی. ایشون در اغتشاشات تروریستی اخیر رفته بود فرزندش رو از آموزشگاه برگردونه که با ضرب گلوله به شهادت رسید.
شادی روحش فاتحهای قرائت بفرمایید
۱۱:۵۱
امروز خبری در رسانهها پیچید که به تجار گفتهاند «با معرفی نامه»، فلان مقدار وقت دارید که به اینترنت وصل شوید و کارهایتان را انجام دهید. راستش را بخواهید اولش فکر میکردم از آن دست خبرهاست که برای تخریب نظام تولید شده است ولی حالا از این خبر هم عصبانی هستم، هم متحیرم و هم شرمنده!
عصبانی هستم. از اینکه حماقت آنقدر در سیستم فرصت جولان پیدا کرده است که اینگونه تیشه به ریشه نظام میزند. عصبانی از اینکه آنقدر متولیان اینترنت در کشور بیکفایت شدهاند که اینگونه آبروی کشور به تاراج رفته است. کجاست تصمیمسازی مرکز ملی؟ کجاست سینهزنی و پیراهندرانی وزارت ارتباطات؟ کجاست عقل و درایت وزارت اطلاعات؟ کجاست کنشگری فعال وزارت صمت؟ سپاه کجاست که دلش به حال انقلاب بسوزد و کاری کند؟
متحیر هستم. اینکه نظام آنقدر بی فکر و ایده شده است که اینگونه تیشه به ریشه حیثیت خود میزند، واقعا برایم قابل پذیرش نیست! اینکه عدهای دور هم جمع شدهاند و به این نتیجه رسیدهاند که برای حفظ امنیت و آرامش کشور هیچ راهی بجز این روش وجود ندارد را نمیتوانم باور کنم. 14 سال است که در سطوح مختلف حکمرانی فضای مجازی زندگی میکنم. لایه کارشناسی حکمرانی صاحب فکر است، طرح دارد، انگیزه دارد و میتواند از پس مشکلات برآید. با آنچنان توانی، چه کسی این تصمیمها را روی میز تصمیمگیران میگذارد و آنها را متقاعد به اجرای آن مینماید؟!
شرمنده هستم. شرمنده تمام کارشناسانی که با دغدغهی اعتلای انقلاب اسلامی، کنشگری در حکمرانی فضای مجازی را بعنوان حوزه ماموریتی خود انتخاب کردهاند. شرمنده از اینکه باید تا سالها تاوان این حماقت را بپردازند و طعنه و کینهها را بشنوند. شرمنده از کارشناسان دستگاههای اجرایی که این روزها با دلی پرخون با بخش خصوصی تعامل دارند ولی هیچ پاسخی برای سوالات ایشان ندارند.
آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازیدر بله | در ایتا
آیسیتیوی دریچهای نو به فضای مجازیدر بله | در ایتا
۱۳:۰۹
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.