بله | کانال پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
عکس پروفایل کانال پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگیک

کانال پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

۵۶۱ عضو
thumbnail
در ستایش مادرانگیundefinedمادران شهید و آفرینش قدرت برای وطن

دکتر فاطمه طاهرخانیاستادیار علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
undefined در میان انبوه خبرهای مرتبط با جنگ رمضان، ویدیویی کوتاه را دیدم که در آن بانویی پرچم ایران را به دست گرفته و چشم انتظار رسیدن تابوت‌های فرزندان شهیدش است. هم‌زمانی اندوه چشمان و تبسم لبان، تلاقی صلابت و وقار، سادگی گفتار و عمق معنای کلمات آن بانو، ذهنم را رها نمی‌کند. کلمات و جملات بی‌پیرایه اش که بدون لکنت بیان می‌شد، آرایه‌های ادبی نداشت اما به‌لحاظ دستوری منسجم بود که نشان می‌داد از عمق جانش برآمده‌اند. به‌نظرم آن گفت‌وگوی کوتاه، بیانیه‌ای غنی از معارف و آموزه‌های شیعی و ایرانی است و آن مادر، آنها را زیسته است.
undefined به این می‌اندیشم که چگونه در این زمانه، چنین پدیده‌ای امکان ظهور می‌یابد؟ در زمانه‌ای که مخوف‌ترین افعال انسانی چون نسل‌کشی ملتی بی‌قدرت، بردگی جنسی اطفال و جنگ‌های غیرقانونی ابرقدرت دنیا به امور روزمره و طبیعی بدل شده‌اند، چگونه بستر لطیف "مادرانگی" می‌تواند زمینه‌ساز الوهی شدن دوباره انسان شود؟ و نیز چگونه "مادر" می‌تواند سیر انفسی به کربلا و شبیه شدن به حضرت زینب سلام‌الله را میسر سازد؟
undefined مشروح:https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27561
@ihcssir

۱۸:۲۰

thumbnail
undefined زبان در خاکستر جنگ؛ از تنگنا تا وسعت، روایتی قرآنی از عسر تا یسر
دکتر مریم هاشمیعضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
undefinedدر دلِ جنگ، آن‌گاه که جهان در تنگنای درد و ویرانی فشرده می‌شود، زبان نیز به همان سرنوشت دچار می‌گردد. واژه‌ها دیگر روان و روشن نیستند؛ گویی در میان خاکسترها مدفون شده‌اند. سخن گفتن دشوار می‌شود و معنا، زیر بار رنج، خم می‌گردد. این همان «عسر» است؛ تنگنایی که نه‌تنها جسم‌ها، بلکه روح و زبان را نیز در بر می‌گیرد.
undefinedدر چنین وضعی، انسان در جست‌وجوی گشایشی است که فراتر از توان خویش باشد. اینجاست که نگاه قرآنی، افقی دیگر می‌گشاید. در سوره شرح (الم نشرح لک صدرک)، وعده‌ای آرام اما استوار طنین می‌اندازد: با هر سختی، آسانی‌ای همراه است. این وعده، نه نفی رنج، بلکه معنا بخشیدن به آن است.
undefinedزبان، هرچند در آتش جنگ، زخمی و خاموش شده باشد، در پرتو همین معنا، دوباره راهی برای گفتن می‌یابد. گویی در دل خاکستر، نفَسی تازه شکل می‌گیرد. واژه‌ها آرام‌آرام از زیر آوار برمی‌خیزند؛ نه مانند گذشته، بلکه عمیق‌تر، سنجیده‌تر و آمیخته با تجربهٔ رنج. این، همان گذر از «تنگنا» به «وسعت» است؛ از فشردگیِ درد به گشایشِ معنا.
undefinedدر این مسیر، زبان تنها ابزار بیان نیست، بلکه نشانه‌ای از تحول درونی انسان است. وقتی دل گشوده می‌شود، واژه‌ها نیز وسعت می‌یابند. آنچه پیش‌تر ناگفتنی بود، اکنون در قالبی تازه بیان می‌شود. سکوت، جای خود را به کلامی می‌دهد که از رنج عبور کرده و به درکی ژرف‌تر رسیده است.
undefined«زبان در خاکستر جنگ» در این نگاه، نه پایان معنا، بلکه آغاز دگرگونی آن است. زبان می‌سوزد، اما نابود نمی‌شود؛ بلکه در فرآیندی دردناک، پالایش می‌یابد و در نهایت، همان‌گونه که وعده داده شده، از دل عسرت، یسر سر برمی‌آورد—نه به‌عنوان بازگشت به گذشته، بلکه به‌صورت تولدی تازه.
undefinedاین روایت، یادآور آن است که حتی در تاریک‌ترین لحظات تاریخ، امکان گشایش وجود دارد؛ و زبان، هرچند شکسته و خاکستری، می‌تواند حامل این نور باشد.
undefined مشروح:https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27562/
@ihcssir

۰:۲۵

thumbnail
undefined تنگه هرمز همان صدی که نود را پیش خواهد آورد
دکتر لیلاسادات زعفرانچیرئيس پژوهشکده اقتصادپژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
undefined80 درصد از کلِّ حجم کالاهای معامله شده در سراسر جهان از طریق دریا انجام می‌شود . تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاه‌های(کریدورهای) دریایی است که تا پیش از جنگ تحمیلی علیه کشور ایران توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی، حدود یک چهارم تجارت نفت و حجم قابل توجهی از تجارت گاز طبیعی مایع و کود مصنوعی از آن عبور می‌کرد( در سال ۲۰۲۴، کل نفت حمل شده از طریق تنگه هرمز ۲۰ میلیون بشکه در روز یا معادل ۲۵ درصد از تجارت جهانی نفت از طریق دریا بود. نفت خام و میعانات گازی ۱۴ میلیون بشکه در روز و فرآورده‌های نفتی ۶ میلیون بشکه در روز را تشکیل می‌دادند). این تنگه تنها خروجی دریایی ِ پنج کشور، از ده تولیدکننده برتر نفت جهان (عربستان سعودی، عراق، امارات متحده عربی، کویت و ایران) است. سازمان بین‌المللی انرژی (IEA) ، وقوع جنگ تحمیلی علیه کشور ایران(اسفند 1404) را موجب«بزرگ‌ترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» با کاهش 97 درصدی عبور کشتیهای تجاری و کاهش 20 درصدی تجارت نفتی(در مقایسه، شوک‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۹۰ حدود ۴–۶٪ کاهش عرضه ایجاد کرده بودند) عنوان کرده است.
undefinedبا تشدید تنش‌ها، تنگه به ​​چیزی بیش از یک گلوگاه انرژی تبدیل شد. آبراهی که اقتصاد را با سیاست گره زد و آینده بازیگران جهانی را تحت تاثیر قرار داد. امروز(18 فروردین 1405)، قیمت آتی نفت برنت با ۵۷ سنت معادل ۰.۵ درصد افزایش، به ۱۱۰ دلار و ۳۴ سنت در هر بشکه و قیمت آتی نفت وست تگزاس اینترمدیت آمریکا با یک دلار و ۲۶ سنت معادل ۱.۱ درصد افزایش، به ۱۱۳ دلار و ۶۷ سنت در هر بشکه رسیده است و تحلیلگران پیش بینی می‌کنند که بسته به طول مدت درگیری پیش‌بینی افزایش بیشتر قیمت نفت حتی تا 200 دلار دور از انتظار نیست. علت اصلی عدم تولید تولیدکنندگان اصلی، وجود نا امنی جاری است. تولید نفت کویت، عراق، عربستان سعودی و امارات متحده عربی تا 19 اسفند 1404 به حدود ۶.۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافته و تا 21 اسفند به ۱۰ میلیون بشکه در روز رسید.
undefinedاین به معنای «پایان روایت» امنیت همیشگی خلیج فارس به عنوان یک مقصد دائماً امن برای مهاجران و گردشگران است. افزایش هزینه‌های حمل و نقل نفت به بالاترین حد خود (بر اساس شاخص تانکر کثیف (BDTI) و شاخص تانکر تمیز (BCTI))، افزایش هزینه سوخت دریایی کشتی‌ها و حق بیمه‌های اعلامی، کاهش یک سوم تجارت دریایی کود شیمیایی، کاهش حدود ۴۰ درصدی صادرات هلیوم جهان (فقط توسط کشور قطر) برای تولید نیمه‌رساناها، تزلزل در بازارهای اوراق قرضه جهانی، افزایش قیمت مواد غذایی، هزینه حمل و نقل کالایی و خطرات رکود تورمی در جهان تنها بخشی از آثار ناامنی تنگه هرمز به شمار می‌رود.
undefinedهمه این پیامدهای اقتصادی از دید تحلیلگران اقتصادی به طول تنش‎های موجود و استقامت ج.ا.ایران در محدودیتهای ایجادی در تنگه هرمز بستگی خواهد داشت. این گذرگاه اقتصادی و ژئوپلتیکی کشور ایران توانست فشار سیاسی جنگ را به نبرد غیر متقارن اقتصادی تبدیل کرده، هزینه را در منطقه توزیع نموده و در جهان آژیر قرمز انرژی را به صدا درآورد. این تمدن اصیل نشان داد که هوشمندی بازیگران نجیب ایرانیش بیش از امکانات نظامی و ابزارهای سیاسی تعیین کننده است. با وجود اهمیت نیروی نظامی و میدان و ایستادگی ملت غیور و سلحشور ایرانی، تنگه هرمز همان برگ برنده و صدی است که با خود نود پیروزی درجنگ و رفع تحریم‌ها را خواهد آورد. برگ برنده‌ای برای نجیب‌زادگان در یک درخشش تمدنی کهن.
undefined مشروح:https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27563
@ihcssir

۸:۴۵

undefined ظرفیت‌های فرهنگی ژئوتمدن دریایی خلیج فارس: در دوره‌های تاریخی تا جنگ رمضان
undefined زهره عطایی آشتیانی
معاون کاربردی‌سازی علوم انسانی و فرهنگی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
undefined تجربه تاریخی خلیج فارس در تمدن باستانی ایران را می‌توان در قالب نظریه‌ای تمدنی که «دریا» برایش فقط یک مرز نیست، بلکه یک بسترِ قدرت و گسترش فرهنگی است تحلیل نمود.
undefined بر اساس نظریه یا «ژئوتمدن دریایی»، فضاهای آبی به‌ویژه خلیج فارس، نه‌فقط عرصه‌ای برای رقابت ژئوپلیتیکی، بلکه بستر آفرینش و گسترش تمدن بوده‌اند. این تجربه تاریخی، می‌تواند الگویی برای بازاندیشی نقش خلیج فارس در نظم منطقه‌ای معاصر نیز فراهم کند.
undefined در مطالعات راهبردی و تمدنی، پیوند میان حافظه تاریخی یک ملت و جایگاه ژئوپلیتیکی کنونی آن، یکی از محورهای کلیدی تحلیل قدرت نرم و شکل‌دهی به نظم تمدنی منطقه‌ای است.
undefined اغلب الگوهای برنامه‌ریزی کلان در منطقه‌ی خلیج فارس، به‌ویژه از سوی بازیگران غربی یا دولت‌های حاشیه جنوبی، بر پایه نگاه تک‌بعدی به منابع انرژی، ترانزیت، یا رقابت نظامی تعریف شده‌اند. ضمن آنکه اشتباهات فاحش در پیش بینی عوارض ناشی از حمله نظامی به ایران و بستن تنگه هرمز، تاکنون ناشی از همین رویکرد بوده است، این در حالی است که حافظه تمدنی ایران در این منطقه، لایه‌ای غنی و فعال از دیپلماسی فرهنگی، شبکه‌های تجاری فراملی، و تولید معنا را شکل داده که در تحلیل‌های مدرن مغفول مانده است.
undefinedبرای بازاندیشی در الگوهای حکمرانی، سرمایه‌گذاری، دیپلماسی و طراحی فرهنگی در منطقه، باید پرسید: آیا می‌توان از تجربه‌های تاریخی مانند ساختار بندری سیراف، نقش هرمز در تعاملات آسیایی، یا گسترش فرهنگ و هنر و تمدن ایرانی به عنوان مبنای طراحی سیاست‌های ژئوپلیتیک امروز استفاده کرد؟
undefinedدر پاسخ به این پرسش، رویکرد تطبیقی تمدنی–راهبردی ابزاری تحلیلی فراهم می‌سازد که گذشته را نه به‌عنوان داده‌ای مرده، بلکه به‌عنوان موتور الهام و هویت‌ساز برای سیاست‌گذاری زنده احیا می‌کند. به نظر می رسد این مهم اساس ترین رویکرد برای مراکز پژوهشی خصوصا علوم انسانی باشد.
undefined مشروح در:https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27564@ihcssir

۱۰:۵۲

thumbnail
دکتر موسی نجفی در برنامه جریان شبکه یک سیما تشریح کرد:
undefinedپیروزی فرهنگ بر تفنگ/ شهادت رهبر انقلاب و اعتلای فرهنگ سیاسی

دکتر موسی نجفی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با حضور در برنامه تلویزیونی جریان با موضوع "شهادت رهبر انقلاب و اعتلای فرهنگ سیاسی" اظهار داشت: شهادت رهبر مقاومت؛ جرقه‌ای بر انبار باروت ایمان و پایان عصر استعمار است.
undefinedرئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با تأیید این موضوع، به اهمیت جنگ روایت‌ها در دل جنگ ترکیبی کنونی پرداخت و گفت: امروز ابعاد نظامی و سیاسی تنها بخشی از ماجراست و ما باید بتوانیم در جنگ روایت‌ها، گفتمان خود را زودتر از دشمن به کرسی بنشانیم و چشم‌انداز آینده را ترسیم کنیم. معتقدم پس از شهادت آقا، همه چیز چند قدم به پیش آمده است و تمام ارکان جامعه، از مردم تا مسئولان و نیرو‌های مسلح، حرکتی رو به جلو داشته‌اند.وی سپس وجه غالب شخصیت قائد شهید را فرهنگی دانست و توضیح داد: در انسان‌های ذو ابعاد معمولاً یک بُعد غلبه دارد. در ایشان، فرهنگ بر اقتصاد، سیاست و امور نظامی اشراف داشت. ریشه بحث‌هایی مانند اقتصاد مقاومتی و خودکفایی نظامی نیز در همین فرهنگ‌سازی است و تنها یک شخصیت فرهنگی می‌تواند چنین فرهنگی را در اقتصاد و نظامی‌گری خلق کند. روح پیام‌های چهلم شهادت ایشان نیز متمرکز بر همین گفتمان‌سازی توسط توده‌های مردم است. 
undefinedدکتر نجفی در بخش دیگر به مفهوم «قداست» در اندیشه رهبر شهید اشاره کرد. او با مقایسه جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان گفت: در جنگ ۱۲ روزه رهبر شهید از تعبیر «اتحاد مقدس» استفاده کردند، اما امروز و در یک گام فراتر، با مفهوم «ملت مقدس» روبه‌رو هستیم. دلیل این ارتقا، ریخته شدن خون پیشوا و رهبر در میدان نبرد است. اتفاقی که با الهام از تاریخ اسلام و شهادت علنی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در میدان، موج جدیدی از قداست و جوشش را در میان مردم ایجاد کرده است.
مشاهده کامل ویدئو:https://telewebion.ir/episode/0x16be04de
@ihcssir

۱۲:۵۵

thumbnail
سالروز شهادت امام جعفر صادق علیه‌السلام، امام ششم شیعیان جهان را تسليت و تعزیت عرض می‌کنیم.
@ihcssir

۲۳:۱۲

undefined ایرانی کیست؟ و انیرانی کیست؟undefined سلسله یادداشت‌های دکتر حمیدرضا دالوند، عضو هیئت علمی پژوهشکده زبان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در موضوع ابعاد تهاجم آمریکایی - صهیونیستی به ایران| قسمت سوم.

#صدای_علوم_انسانی
undefinedجنگ بی‌گمان شوم‌ترین واژه همه فرهنگ‌ها است، سراسر رنج و درد است، اما همین دردها و رنج‌ها و زخم‌های کاری آدمی را به اندیشه وا داشته است و همیشه از خاکستر جنگ پرسش‌های بزرگ زاده شده و گاه به زایش فلسفه‌های بزرگ انجامیده است.
undefinedیکی از تلخی‌های جنگ که در حال و هوای این روزهای جامعه ما نیز چهره زشت آن در گوشه و کنار رخ می‌نمایاند، موضوع خیانت به وطن است. مسئله‌ای که برآمده از پرسش هویت‌ساز بزرگ‌تری است و آن این که ایرانی کیست و انیرانی یا غیر / ضد ایرانی و بیگانه کدام است؟در جامعه امروز ما، یکی ایرانی بودن را در جان‌سپاری برای ایران جان در برابر متجاوز و حضور در میدان تعریف می‌کند، و اندکی هم در همدستی دشمن، و سعادت ایران را در براندازی حکومت مستقر و گشودن در به روی متجاوز می‌بیند. بی‌گمان آدمی تا به اندیشه قانع نشود، نه دفاع می‌کند و نه خیانت.پاسخ به این پرسش پردامنه دشوار و بحث انگیز است. بنابراین تنها به بازخوانی یکی از کهن‌ترین پاسخ‌های فرهنگ و سنت ایرانی به این پرسش، بسنده می‌کنم. آن هم نه در فرهنگ ایرانی اسلامی بلکه بر اساس سنت زردشتی.undefinedدینکرد سرآغاز ادبیات پهلوی موجود و بزرگترین متن ادبیات دوره میانه است که به دست فقیهی فلسفی‌مشرب به‌نام «آذر فرنبغ فرخزادان» در اواخر سده دوم و اوایل سده سوم هجری بنیاد نهاده شد. او همنشین و همدم مأمون بود و به احتمال مؤبدی باشد که بنابر کتاب عیون اخبار رضا در مناظره امام رضا(ع) در مرو شرکت داشت. در کتاب پنجم دینکرد، رساله‌ای آمده که پاسخ‌های آذر فرنبغ به پرسش‌های دینی زردشتیان مقیم بیت المقدس است، و در دو جای آن هم معیارهای ایرانی بودن و علت برگزیدگی ایرانیان ، به‌احتمال تحت تأثیر مفهوم قوم برگزیده یهود، و هم انیرانی بودن را برای آنها شرح کرده است.undefinedبنابر بند ۱ فصل ۴ کتاب پنجم دینکرد زمان تقسیم نژادها بهترین و بیشترین صفات نیک بشری در فرواک پسر سیامک متجلی شد ، این صفات ادامه یافت تا به ایرج رسید که پدر ایرانیان است، بنابر این متن، صفات یاد شده عبارتند از: خوب خردی، نیک خویی و خوش خیمی، نیک مهری یا وفای به عهد و پیمان، نیک‌سپاسی و سپاسگزاری ، آزرم و شرم نیک، امیدواری، رادی و بخشندگی، راستی، آزادگی، دوست داشتن خوبی‌ها و نیکی‌ها و دیگر هنرها و فضیلت‌های خوب.به سخن دیگر، انسان ایرانی نه فقط بر اساس خون و نژاد که به واسطه آراسته شدن به فضیلت‌های والای انسانی تعریف و توصیف می‌شود. اگر انسان ایرانی مجمع خوبی‌های انسانی شد، ایرانی است. بنابر این عکس آن هم صادق است.undefinedباز در کتاب پنجم دینکرد، فصل نهم، برای نیک نامی یا خسروی در دنیا و رستگاری یا بختن در آخرت، فهرستی از گناهان گران یا کبائر را آورده که باید پرهیز شوند. نخستین گناه دشمنی با خداست و دومین گناه بزرگ، انیری یا ان - ایرانی بودن، بیگانه و ضد ایرانی شدن است. در این متن انیرانی نه فقط بیگانه غیرایرانی است که برای ایرانیان دشمن و مخالف خداوندگار و حاکم و دهبد و سالار ایرانی به‌کار رفته است. این پیام فرهنگ ایران باستان است که هر ایرانی که دربرابر حاکمیت مستقر و مشروع ایرانی بماند، کبیره انیری مرتکب شده است و نه در این دنیا نیک نام است و نه در آخرت رستگار.undefinedدر اینجا قصد نفی حق نقد که حق مردم است، در میان نیست، موضوع دفاع از کیان ایرانی در برابر دشمن است. در مواقع حساس کنونی، نیک‌نامی ایرانیان در پرهیز از کبیره لغزش به پرتگاه انیری است. قدرت سیاسی ممکن است سزاوار نقد باشد، اما این نقد مجوز انیری ما نیست.undefinedسخن آخر اینکه در این روزها نمونه‌های حیرت‌انگیزی در دفاع از مقاومت مردم ایران در سراسر گیتی به چشم می‌خورد، نوازندگان اسپانیایی، شاعران عرب، ورزشکاران آمریکای لاتین، مردم هند، کودکان تاجیک و دختران کشمیر سنگ‌تمام گذاشته‌اند، این‌ها دیگر نیروهای نیابتی ایران یا جبهه مقاومت برساخته نظام جمهوری اسلامی نیست، چنان‌که بیگانه می‌گفت، بلکه زنده بودن همان انسان مجمع خوبی‌ها در جهان معاصر ماست، همان انسانی که در سنت کهن ما به‌عنوان انسان ایرانی و دلیل گزیدگی ایرانیان معرفی شده است.این گفتیم تا از خود بپرسم به‌راستی من ایرانیم یا انیرانی؟! بی‌گمان این یکی از پرسش‌های بنیادین است که جنگ پیش‌روی علوم انسانی ما نهاده است.
undefined مشروح در:
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27569
@ihcssir

۵:۳۵

undefined دربارهٔ «ایران» یا «آیران» یا «پرشیا»!
undefined دکتر امید طبیب‌زادهاستاد پژوهشکده زبان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
undefined در اینجا اختصاراً به دو نکته در مورد نام کشور عزیزمان در زبان انگلیسی اشاره می‌کنم که امیدوارم برای دوستداران این مباحث سودمند باشد. نکتهٔ نخست به تلفظ انگلیسی اسم خاص Iran در میان سیاستمداران و خبرنگاران و مفسران آمریکایی مربوط می‌شود. ترامپ و دار و دستهٔ ضدایرانی او این کلمه را بیشتر به صورت «آیران» (âirân) تلفظ می‌کنند (شبیه به عبارت انگلیسی I run، یعنی می‌دَوَم)، اما مخالفان سیاسی گروه فوق غالباً این کلمه به شکل صحیح فارسی‌اش، یعنی همان «ایران» (irân) تلفظ می‌کنند. undefined طبق مشاهدات و آمارگیری‌های مختصر بنده، هرچه از اغاز جنگ بیشتر می‌گذرد و ضعف و حماقت‌های ترامپ در جنگ با ایران آشکارتر می‌شود، گرایش به تلفظ صحیح این اسم (irân) نیز در بین مردم آمریکا بیشتر، و تلفظ تحقیرآمیز «آیران» متروک‌تر می‌شود! ظاهراً کسانی که تعمداً از تلفظ «آیران» استفاده می‌کنند قصد تحقیر ایران و ایرانیان را دارند، و کسانی که تلفظ صحیح «ایران» را به کار می‌برند خواهان برائت از گروه نخست هستند! البته به حرف گربه‌سیاه باران نمی‌بارد، اما باشد که Iran در آمریکا و همه جای دنیا، همواره به شکل صحیح آن، یعنی همان «ایران» تلفظ شود و بس!undefined نکتهٔ دوم مربوط می‌شود به بخشی از دیاسپورای ایرانی که وقتی به انگلیسی سخن می‌گویند، اصرار دارند کشور خود را نه «Iran» بلکه «Persia» بخوانند! البته ایرادی ندارد که ما در زبان انگلیسی به Iran بگوییم Persia، اما درهرحال توجه به دو نکته لازم است؛ اولاً از نظر غربی‌های باسواد هیچ فرقی بین Iran و Persia وجود ندارد و این اصرار بیهودهٔ ما سبب نمی‌شود که مثلاً ما از نظر آنان مدرن یا اروپایی جلوه کنیم! ثانیاً نام کشور ما از قدیم‌الایام تا کنون در زبان فارسی همواره ایران بوده است، اما اروپایی‌ها و مخصوصا انگلیسی‌ها در مکاتبات رسمی اداری خود این کشور را همواره Persia می‌خواندند. رضاشاه کمی پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، طی بخشنامه‌ای رسمی تمام کشورهای غربی را مکلف کرد که در نامه‌ها و بخش‌نامه‌های رسمی خود دیگر از لفظ Persia استفاده نکنند و فقط از لفظ Iran استفاده کنند. ظاهراً او بدین طریق هم می‌خواست ارادت خودش را به ایدئولوژی آریایی آلمان تصریح کند، و هم دهن‌کجی مختصری به انگلیسی‌ها کرده باشد!undefined باری در زبان انگلیسی، هم Iran صحیح است هم Persia، اما خاصه دیاسپورای سلطنت‌طلب باید یادشان باشد که Iran یادگار رضاشاه در زبان انگلیسی است، و هربار که آنها بجای Iran می‌گویند Persia، تن و بدن آن مرحوم را در گورش می‌لرزانند!
undefined مشروح در:https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27570
@ihcssir

۹:۱۳

undefinedجنگ در فلسفهٔ تاریخ: تحلیل تاریخی و درس‌های قرآنی از شکست‌ها و پیروزی‌ها
دکتر مریم هاشمی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
undefinedجنگ، از منظر فلسفهٔ تاریخ، نیرویی دوگانه و متناقض است؛ هم ویرانگر بنیان‌های کهن و هم سازنده مسیرهای تازه. تاریخ بشر نشان می‌دهد کمتر دوره‌ای از سایهٔ جنگ در امان مانده است. بسیاری از مرزها، حکومت‌ها و هویت‌های ملی، در دل جنگ‌ها شکل گرفته‌اند، اما بهای این تغییرات اغلب سنگین بوده و آثار انسانی و اخلاقی آن تا نسل‌ها باقی مانده است.undefinedدر فلسفهٔ تاریخ، جنگ نه صرفاً یک رویداد نظامی بلکه بخشی از چرخهٔ آزمون و عبرت تاریخی است. قرآن کریم، در سورهٔ آل عمران و حدید، بر همین نکته تأکید دارد؛ شکست‌ها و پیروزی‌ها، هر دو، فرصتی برای تأمل، اصلاح مسیر و رشد اخلاقی و اجتماعی انسان‌ها هستند. همان‌گونه که در قرآن آمده است، هر آزمون و هر نزاع، بخشی از فرآیند امتحان الهی و تکوین تمدنی بشر است که می‌تواند منجر به گشایش، حکمت و عبرت شود.undefinedجنگ‌ها، به‌رغم پیامدهای ویرانگرشان، دگرگونی‌های ساختاری، اقتصادی و اجتماعی را به همراه دارند. فلسفهٔ تاریخ نشان می‌دهد که این دگرگونی‌ها، هرچند گاه از دل رنج و فاجعه بیرون می‌آیند، اما مسیر پیشرفت تمدن‌ها و شکل‌گیری حافظهٔ جمعی را می‌سازند. قرآن نیز یادآور می‌شود که انسان‌ها با عبرت‌گیری از تاریخ و آزمون‌ها، می‌توانند از تکرار خطاها جلوگیری کنند و عدالت و ایمان را در جوامع تثبیت کنند.undefinedدر نهایت، نگاه فلسفی به تاریخ جنگ، ما را از روایت صرف رویدادها فراتر می‌برد و می‌طلبد که هم آثار انسانی و اخلاقی، هم درس‌های تمدنی و هم پیام‌های قرآنی و عبرت‌آموز آنها را مورد تأمل قرار دهیم. جنگ، هرچند ویرانگر است، اما در فلسفهٔ تاریخ، نه پایان بلکه بخشی از فرآیند شکل‌گیری و آزمون تمدن‌ها محسوب می‌شود؛ فرآیندی. که در آن شکست‌ها و پیروزی‌ها، تجربه‌ای برای رشد و بلوغ جامعه انسانی هستند.
undefined مشروح در:https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27571/
@ihcssir

۹:۳۷

thumbnail
undefined سالروز ولادت حضرت معصومه (س) آغاز دهه کرامت و روز دختر مبارک باد
@ihcssir

۲۱:۳۰

undefinedپایان جنگ چگونه باید ترسیم شود؟
دکتر سیدرضا حسینی استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
اکنون با شکل گیری یک آتش بس شکننده سوال اساسی این است که جنگ از طرف ایران و محور مقاومت چه زمان و چگونه باید پایان پیدا کند. به عبارت دیگر اگر جنگ در همین نقطه تمام شود ما چه چیزهایی به دست آورده ایم و چه از دست داده ایم. undefined۱_ اساسا با بمباران و موشک(جنگ) چه چیزی هایی را می توان تغییر داد. باید توجه داشت که با موشک صرفا می توان موانع را کنار زد تا برخی تغییر و تحولات در حوزه نظام های موجود رخ دهد. اعم از اینکه این تحولات در حوزه نظام های سیاسی-اجتماعی- ملی یا منطقه‌ای باشد. با بمب و موشک نه می توان چیزی را تغییر داد و نه می توان چیزی را ساخت. undefined۲_ آمریکا و رژیم صهیونیستی با ادعای تسلیم بی قید و شرط ایران وارد این جنگ شدند تا اهداف چندگانه خود را محقق کنند. اهداف عبارت بود از الف، تغییر رژیم ب، توقف کامل غنی سازی و ..ج، از بین بردن زرادخانه موشکید، توقف حمایت ایران از محور مقاومتاما به تدریج پس از دو هفته دریافتند که هیج یک از این اهداف قابل تحقق نیست به همین جهت هدف اصلی تغییر پیدا کرد به باز کردن تنگه هرمز.آمریکا برای تحقق این هدف از همه کشورها خواستار کمک و همراهی شد اما نتیجه نگرفت. دقت داشته باشیم که عدم همراهی کشورهای اروپایی و ناتو در باز کردن تنگه هرمز از طریق نظامی به دلیل ناتوانی و جلوگیری از پیچیده تر شدن موضوع بود والا در نظم فعلی جهان، آمریکا و کشورهای اروپایی اگر به این نتیجه برسند که با زور و قدرت می توانند چیزی به دست آورند در اعمال قدرت لحظه ای درنگ نخواهند کرد.پس از عدم تحقق این موضوع، آمریکا به دنبال دستاویزی برای خروج از جنگ بود اما چیزی نیافت و به ناچار به مذاکره با شروط ایران تن داد.undefined۳_ ایران در دفاع از خود به دنبال چه اهدافی بود. اول اینکه برخلاف جنگ دوازده روزه، ایران صرفا به دنبال تحمیل اراده خود مبنی بر پذیرش آتش بس به طرف مقابل نبود. بلکه رویکرد خود را از دفاعی و پدافندی به آفندی و حمله تغییر داد و پذیرفت که جنگ باید تا جایی ادامه پیدا کند که بازدارندگی ایجاد شود و هزینه های جنگ آنقدر زیاد شود که نه تنها آمریکا و رژیم صهیونیستی بلکه هیچ کشور دیگری به خود اجازه ندهد که چنین سناریوی را تکرار کند. گرفتن غرامت و تثبیت حقوق هسته ای و ... جزو اهداف تکمیلی ایران در دفاع مقدس بود.خروج آمریکا از منطقه و نابودی رژیم صهیونیستی نیز از جمله اهداف بلند مدت ایران بوده و همچنان نیز جزو اهداف است و تا تحقق کامل آن ایران از تلاش های موثر خود منصرف نخواهد شد، اما دقت داشته باشیم ....
undefined مشروح در:https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27575
@ihcssir

۹:۱۵

undefined همدلی از همزبانی بهتر است
undefined سلسله یادداشت‌های دکتر حمیدرضا دالوند، عضو هیئت علمی پژوهشکده زبان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در موضوع ابعاد تهاجم آمریکایی - صهیونیستی به ایران| قسمت چهارم
#صدای_علوم_انسانی
undefinedزبان و هویت، از مقوله ها بحث انگیز و پر دامنه علم زبان‌شناسی و تاریخ و جامعه شناسی است.ما همیشه ایرانی بودن را از پنجره زبان فارسی روایت می کردیم، هرکس فارسی را نیکو بگوید، لابد ایرانی تر است. البته پر بیراه نیست که زبان فارسی میراث مشترک جهان ایرانی است و معیار مهمی در تعیین و تشخیص هویت ماست. سند همزیستی و نظام اندیشگانی همه اقوام ایرانی و انیرانی ساکن در جهان ایرانی است.undefinedبا این همه، در نتیجه جنگ اخیر حقایق دیگری در حال وقوع است.نماهنگی این روزها به ترکی، دختر بچه ای آذربایجانی در ستایش ایران خوانده که دست کمی از ای ایران بنان ندارد، من تا امروز به این اندازه از شنیدن ترکی لذت نبرده ام و از وجود فرزندان آذربایجان و غیرت آنها در حفظ ایران به خود نبالیده ام.هندی ها خامنه‌ای کوثر هی... می خوانندو اعراب سرود عربی خذونی انشد فی شوارع طهران.. ، کودکان تاجیک ائران به پیش... می گویند.و یا اهل طرب فرنگ هم بر ریتم مقاومت مردم ایران ساز خود را کوک کرده اند.
undefinedاین درحالی است که برخی وطن فروشان همزبان، زبان فاخر فارسی را زبان فحاشی ساخته و به وطن, مادر خویش , نثار می کنند.به کجا چنین شتابان ؟!undefinedاینکه زبان یکی از مولفه‌های قوام بخش هر هویت است، امری بدیهی است، اما به نظر می‌رسد که هویت بر پایه مولف های بنیادی تری نیز استوار است. همدلی و نگاه مشترک به هستی یکی از این مولفه‌ها است.undefined من این روزها گرچه لفظ هندی و ترکی و عربی را در نمی یابم، اما این مردم را نزدیکتر از آن همزبانی حس می کنم که به پارسی هرزه درایی می کند.undefined بازم به ادبیات سترک فارسی پناه می بریم که مولانا جان کلام را به نیکویی در پیکر آن ریخته است:همزبانی خویشی و پیوندی است
مرد با نامحرمان چون بندی است
ای بسا هندو و ترک همزبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگرست
همدلی از همزبانی بهترست
undefined مشروح در:https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27569
@ihcssir

۶:۱۴

undefined رازِ رَجَز: نگاهی به رجزهای خیابانی ایرانیان در جنگ رمضان
دکتر زهرا حیاتی دانشیار زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
undefinedیکی از رویدادهای نادر جنگ رمضان، تجمعات شبانۀ ایرانیان در میادین شهرها با انگیزۀ پشتیبانی از مبارزانِ میدان نبرد، همزمان با موشکباران و بمبارانِ وطن است. رجزخوانی و افراشتن پرچم، نمایان‌ترین کنش جمعی در این تجمعات است و به‌نظرمی‌رسد رجزهای خیابانی-حماسی جنگ رمضان، ویژگی‌هایی نو و ازگونه‌ای‌دیگر ‌دارد که می‌تواند در پیوند میان سنت‌های کهن و کارکردهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگیِ ایران بررسی شود. در یادداشتِ پیشِ رو به چند نمونه از این ویژگی‌ها اشاره می‌شود:
undefinedرجز، زیرگونه‌ای از ادبیات حماسی است و در سنت عربی و فارسی، نوعی شعر کوتاه، آهنگین و کوبنده است که قهرمان، پیش از نبرد و در آستانۀ رویارویی با دشمن بیان می‌کند و با تفاخر به تبار و توانِ خود، برتری‌اش را به رخِ دشمن می‌کشد. رجزِ سنتی، بخشی از ساختارِ روایی است که مفهومِ خودِ فراتر و دیگریِ فروتر را بازنمایی می‌کند تا زمینه را برای کنش نبرد آماده کند. به بیان کوتاه، رجز گفتاری است که مقدمۀ عمل است. اما رجزهایی که از ابتدای جنگ رمضان در تجمعات شبانۀ خیابانی خوانده شده، ویژگی‌های رجز سنتی را دگرگون کرده است. این رجزها گفتارِ پیش از کنش نیست، خودِ کنش است؛ گفتارِ فرد نیست، کنشِ جمع است.از دیدگاهِ فلسفۀ زبان، برخی جملات نه برای توصیف بلکه برای تغییرِ جهان به‌کار می‌روند و نظریه‌پردازانِ مطالعاتِ زبان، برای توضیح و تبیینِ آن از اصطلاح «کنش گفتاری» بهره می‌برند. از این دیدگاه، رجزهای خیابانی-حماسیِ جنگ رمضان یک کنش گفتاریِ جمعی است. در رجز سنتی، سوژه «من» است و موقعیتِ برترِ خود را «بازنمایی» می‌کند، اما در رجز خیابانی امروز، «من» در «ما» حل می‌شود و حضور جمعی خود را «اعلام» و «اِعمال» می‌کند.
undefinedبرای نمونه در رجز معروف به «میدان با تو، خیابان با ما» که شعر آن را حمید رمی سروده و حسین طاهری اجرا کرده و با اقبال گستردۀ مردم مواجه شده، بندِ «میدان با تو، خیابان با ما» تکرار می‌شود و تکرارِ «ما» تأکید بر حضور و کنش جمع است. گفتنِ «خیابان با ما» گزارشِ کنش نیست، خودِ کنش است و «ما»ی گوینده امر مبارزه را میان خود و کنشگرِ همکار تقسیم می‌کند؛ یعنی «میدان» را به‌عنوان مکانِ اقتدارِ یک نهاد می‌پذیرد و «خیابان» را به‌عنوان مکانی برای کنشگری خود انتخاب می‌کند.
undefinedرجز به‌مثابۀ کنش گفتاری جمعی نمی‌تواند در ادامۀ سنت‌های حماسی یا آیینی تعریف شود؛ زیرا جمله‌ای مانند «میدان با تو، خیابان با ما» در سطح نحوی ساده است و در سطح کنش، پیچیده عمل می‌کند. در این کنش دو فضا در نسبت با دو ضمیر قرار می‌گیرند: میدان و خیابان در نسبت تو و ما. کنشی که در این گزاره رخ می‌دهد، تقسیم کار، آرایش نیرو، تصاحب فضا و تثبیت هویت است. در این رجز «تو» و «ما» از «میدان» و «خیابان» که به مکان‌های هویتی تبدیل شده‌اند به عرصه‌هایی گسترده‌تر مانند «استان به استانِ ایران» و «تمام خاک ایران» وارد می‌شوند و هویت خود را در جغرافیای فراگیر ایران تثبیت می‌کنند: «این میهن استان به استان با ما/ میدان با تو، خیابان با ما/ تمام خاک ایران با ما/ میدان با تو، خیابان با ما». به بیان دیگر، هویت در خودِ فرایندِ رجزخوانی شکل می‌‌گیرد و گفتار به‌جای آنکه بازتاب واقعیت باشد، واقعیت را می‌سازد. «ما» هویت جمعی جدیدی است که در خود گفتن ساخته می‌شود و زبان را از سطحِ بازنمایی به سطحِ کنش می‌رساند.
undefined مشروح در:https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27580
@ihcssir

۶:۳۹

undefined پیراهنم، پرچمجنگ رمضان و بازتعریف هویت پرچم ایران
دکتر محمد نجاریمعاون مرکز نوآوری و توسعه فناوری- پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی مقدمهundefinedنمادهای ملی نقشی فراتر از یک نشان بصری ایفا می‌کنند. آن‌ها حامل معانی فشرده و متراکم تاریخی، سیاسی و عاطفی هستند و در بزنگاه‌های بحرانی می‌توانند به‌سرعت دچار «تشدید معنایی» شوند؛ یعنی ناگهان باری از دلالت‌های تازه بر دوششان سنگینی کرده و کارکردهای پنهان آن‌ها عیان می‌‌شود. آنچه در روایت موسوم به «جنگ رمضان» قابل توجه است، نه صرفاً خود رخداد، بلکه بازتعریف اجتماعی و فرهنگی «پرچم ایران» در خلال این روایت است؛ فرآیندی که طی آن پرچم از یک شیء عمدتاً زینتی یا مناسکی، به ابزاری فعال در تولید همبستگی، بیان هویت و حتی مشارکت نمادین در میدان نبرد تبدیل می‌شود. این دگردیسی نشان می‌دهد که نمادهای ملی چگونه می‌توانند در لحظات تاریخیِ بحران، از حاشیه به مرکز حرکت کنند و نقشی کنشگرانه بیابند.
این یادداشت می‌کوشد با رویکردی تحلیلی، ابعاد مختلف این دگرگونی را بررسی کند و نشان دهد چگونه یک نماد در زمانی کوتاه می‌تواند به مرکز ثقل تجربه جمعی بدل شود؛ تجربه‌ای که مرز میان واقعیت عینی و بازنمایی نمادین را در هم می‌نوردد.
 
نماد، آیین و اجتماع
undefinedنمادها زمانی اهمیت مضاعف می‌یابند که وارد حوزه‌ی «آیین» شوند. آیین‌ها صرفاً کنش‌های تکرارشونده نیستند، بلکه سازوکارهایی برای تثبیت معنا، بازتولیدِ نظم اجتماعی و ایجاد همبستگی جمعی به شمار می‌روند. در این چارچوب، پرچم را می‌توان یک «نماد متراکم» تعریف کرد: شیئی که ظرفیت دارد همزمان بار معانی سیاسی، عاطفی، اخلاقی و حتی تقدس‌آمیز را حمل کند و آن‌ها را در لحظه‌ای واحد به مخاطب منتقل نماید. در چنین بستری، مفهوم «اجتماع خیالی» (Imagined Community) به کار می‌آید؛ مفهومی که بر اساس آن، اعضای یک ملت بدون شناخت مستقیم از یکدیگر، از طریق نمادها، آیین‌ها و روایت‌های مشترک، خود را بخشی از یک کل بزرگ‌تر تصور می‌کنند. پرچم دقیقاً در همین نقطه عمل می‌کند: حلقه‌ی واسطی است که فرد را به کلیتی فراتر از تجربه‌ی روزمره‌اش پیوند می‌زند و به او امکان می‌دهد در مراسمی نمادین (مانند برافراشتن پرچم در میدان نبرد، تشییع شهدا) حس حضور در یک جمع عظیم و همدل را تجربه کند. از این منظر، بازتعریف پرچم در «جنگ رمضان» در دو سویه «میدان» و «خیابان»،  فعال‌سازی دوباره‌ی همین کارکرد آیینی و خیال‌بخش است.
۱. گذار از شیء زینتی به ابزار هویتی
در شرایط عادی، پرچم اغلب در موقعیت‌های تشریفاتی یا تزئینی دیده می‌شود: بر فراز ساختمان‌های دولتی، در مراسم ملی، یا میان تماشاگران رویدادهای ورزشی. در این فضاها، حضور پرچم، کم‌ابزار، تکراری و عمدتاً منفعلانه است. اما در بستر روایت جنگی – به‌ویژه در روایت موسوم به «جنگ رمضان» – این وضعیت به‌کلی دگرگون می‌شود. پرچم از جایگاه منفعل خود خارج شده و به ابزاری کنشگر و هویت‌بخش در عرصه اجتماع بدل می‌شود.
undefined مشروح در:
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27577/
@ihcssir

۱۳:۱۱

undefinedاراده‌ای که هرگز نابود نمی‌شود...
دکتر معصومه نعمتی قزوینیعضو هیئت علمی پژوهشکده زبان و ادبیات
#صدای_علوم_انسانی
undefinedمدتها بود مترصد فرصتی برای مطالعه یک رمان عراقی بودم اما مشغله های فراوان اجازه نمی‌داد؛ تا اینکه شرایط اضطراری جنگ و تعطیلات اجباری و خانه نشینی با همه تبعات منفی و ناخوشایند، بالاخره فرصتی را فراهم کرد تا بتوانم مطالعه رمان را شروع کنم. مطالعه این اثر در شرایط جنگی سبب نوعی همذات پنداری عمیق با قهرمان داستان شده و این سفر خیالی را به تجربه ای شبه واقعی، کمیاب و متفاوت مبدل کرد که شاید درک آن در غیر از شرایط کنونی ممکن نبود. undefinedاز قضا، رمان در ژانر جنگ بود که به قلم نویسنده معاصر عراقی نزار عبدالستار به رشته تحریر در آمده بود. حوادث رمان در دوران پرتلاطم بعد از اشغال عراق توسط ائتلاف ناتو رخ می دهد. نویسنده با فاصله گرفتن از فضاهای کلیشه ای حاکم بر رمان های جنگی، مخاطب را با خود به فضایی متفاوت می کشاند که شاید کمتر با آن مواجه شده باشد. نویسنده در این اثر،  از خلال تلاش¬های بی وقفه و خستگی ناپذیر قهرمان داستان برای صیانت و احیای میراث تمدنی عراق، می کوشد تا از عمق فضای تیر و تار جنگ و از لابلای آوارهای سنگین اشغال، روزنه ای به سوی زندگی و امید را فراروی خواننده بگشاید.undefinedرمان «آمریکایی ها در خانه من» روایتگر دغدغه فرهنگی شماری از جوانان عراقی است که با وجود همه کارشکنی ها، محدودیت ها و مخاطرات، برای حفظ و تداوم حیات فرهنگی عراق تلاش می کنند. حوادث داستان پیرامون زندگی شخصی و حرفه ای یک روزنامه نگار جوان، پرشور و متعهد به نام جلال شکل می گیرد که اهل موصل است. جلال نماینده طبقه روشنفکر عراق است که در یکی از برهه های گسست تاریخی که هویت و تمدن کشورش در معرض تهدید قرار گرفته، وظیفه خود را در حفظ هویت ملی و بازسازی میراث تمدنی عراق ایفا می کند. او باور دارد که آنچه در این دوره رخ داده مانند غارت موزه های ملی عراق، تخریب آثار باستانی و تاریخی آن و یا انهدام و تعطیلی اماکن فرهنگی مانند کتابخانه ها و سینماها نه فقط یک تخریب فیزیکی بلکه در واقع تلاشی برای پاک کردن حافظه جمعی یک ملت است. 
undefined مشروح در:
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27577/
@ihcssir

۱۳:۱۹

thumbnail
undefined ولادت امام رضا علیه السلام، امام هشتم شیعیان گرامی باد
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَىالاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّوَ حُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِوَ مَنْ تَحْتَ الثَّرىالصِّدّیقِ الشَّهیدصَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةًمُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیائِکَ @ihcssir

۲:۱۷

undefined شمشمیر دو لبه تفکر نقادانه
دکتر روح‌الله کریمی دانشیار گروه مطالعات فکرپروری برای کودکان و نوجوانان در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
undefined۱. جنگ ویتنام یکی از طولانی‌ترین جنگ‌های قرن بیستم بود و حدود بیست سال به طول انجامید (۱۹۵۵- ۱۹۷۵). هنوز جنگ ویتنام در جریان بود که بسیاری از روشنفکران آمریکایی مخالفت با آن را شروع کردند. در دهه ۶۰ و ۷۰ جنبش‌های مدنی مخالف جنگ در جامعه و به ویژه اعتراضات دانشجویی در دانشگاه‌های آمریکا به راه افتاد. این جنگ که هر چه از آن می‌گذشت بیشتر به عنوان یک رسوایی انسانی، اقتصادی، نظامی، اخلاقی و سیاسی در نظر مردم آمریکا تثبیت می‌شد، پرسش‌های مهمی را در فضای عمومی و دانشگاهی آمریکا طرح کرد. یکی از مهم‌ترین این پرسش‌ها این بود که چه بستری در فرهنگ عمومی و پیش از آن در آموزش عمومی فراهم شده است که آمریکاییان را به شروع چنین جنگ مفتضحانه‌ای متقاعد کرده است؟ پاسخی که اندیشمندان آمریکایی به این پرسش دادند مسیری را هموار کرد که به جنبش بزرگ تفکر نقادانه در آمریکا و بعدها در جهان منجر شد. برای اروپایی‌ها این پرسش البته پیش‌تر بعد از جنگ جهانی دوم تا حد زیادی مطرح شده بود، اما آمریکایی‌ها هنوز مواجهه وجودی جدی با آن پیدا نکرده بودند. در همین زمان، یکی از جنبش‌های مشهور دانشگاهی، جنبشی به نام «تیچ‌این» بود که با هدف آگاهی‌بخشی رویدادهای بزرگی را با حضور هزاران نفر در صحن دانشگاه‌ها برگزار می‌کرد تا در ضمن سخنرانی‌ها و مباحثه‌های گروهی، مخالفان و موافقان جنگ فرصت ارائه استدلال‌های خود را داشته باشند. این جنبش نیز به نوبه خود اهمیت توجه به گفت‌وگو و تفکر نقادانه برای شناسایی استدلال‌های خوب از بد را بیش از پیش عیان کرد. جنبش فلسفه برای کودکان (فبک) هم در همین دوران متولد شد چرا که متیو لیپمن از کیفیت استدلال‌های شهروندان آمریکایی در دفاع یا مخالفت با جنگ دلسرد شده بود و به این نتیجه رسید که آموزش مهارت‌های استدلال‌ورزی و آموزش منطق و تفکر نقادانه باید پیش از دانشگاه آغاز شود.
undefined۲. در حالی که رسانه‌های طرفدار جنگ در آمریکا تلاش می کردند جنگ ویتنام را جنگی تمدنی از نوع جنگ دنیای آزاد علیه دیکتاتوری کمونیستی جا بیندازند، مخالفان با شواهد مختلف سعی می‌کردند نشان دهند که کمونیسم برای ویتنامی‌ها راهی برای رهایی از استعمار بوده است و طبیعتاً جنگ ویتنام برای ویتنامی‌ها جنگی ضد استعماری و بیشتر ملی‌گرایانه است تا دارای سویه‌های ایدئولوژی کمونیستی.
undefined۳. جنگ رمضان نیز پرسش مهمی را در ذهن بسیاری از دانشگاهیان و اندیشمندان ایرانی جرقه زده است: «چه اتفاقی افتاده است که تعداد قابل توجهی از ایرانی‌ها حامی تجاوز بیگانه به کشور خود هستند؟». روشن است که از منظرهای مختلفی می‌توان به این پرسش مهم پرداخت، اما یکی از منظرهایی که در این میان نباید از آن غفلت کرد نگاه آموزشی و تعلیم و تربیت و مهارت‌های تفکر نقادانه است.
undefined مشروح در: https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27584/
@ihcssir

۷:۰۲

undefined تجاوز خارجی و ضرورتِ وحدتِ انتقادیجایگاه نقد درونی و محرمانه
دکتر حوریه احدیعضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
undefinedهنگامی که کشوری مورد تجاوز خارجی قرار می‌گیرد، مهم‌ترین سرمایۀ ملی برای بقا و مقابله، «انسجام» است. در چنین شرایطی، هم‌جهتیِ یک ملت – حتی اگر در جهتی نسبتاً ضعیف، ناقص یا با سطح آگاهیِ نابرابر شکل گرفته باشد – به مراتب بر چندسویگیِ فلج‌کننده برتری دارد. دلیل روشن است: تجاوز خارجی یک تهدید وجودیِ زمان‌دار است که در آن «سرعت واکنش» و «وحدت کنش» از «بهبود مستمر مسیر» مهم‌تر می‌شوند. دشمن از شکاف‌های داخلی تغذیه می‌کند، نه الزاماً از اشتباهات راهبردی یک جبهۀ متحد.undefinedهم‌جهتیِ ملی، حتی با تمام کاستی‌هایش، امکان تصمیم‌گیری سریع، تمرکز منابع پراکنده، کاهش اضطراب جمعی و ایجاد بازدارندگی در برابر دشمن را فراهم می‌آورد. در مقابل، چندسویگی – هرچند مبتنی بر تحلیل‌های درستِ جزئی باشد – در عمل به بن‌بست تصمیم‌گیری، هدررفت منابع، افزایش احساس ناامنی در میان مردم و مهم‌تر از همه، نمایشِ صحنۀ «ملتِ چندپاره» به چشم دشمن منجر می‌شود. تجربۀ تاریخی کشورهایی که درگیر جنگ‌های تحمیلی بوده‌اند، نشان می‌دهد که فروپاشی سیاسی و سرزمینی غالباً از درون و به واسطۀ تفرقه رخ می‌دهد، نه صرفاً به دلیل ضعف نظامی در برابر متجاوز.undefinedبا این حال، تأکید بر برتری هم‌جهتی به معنای توجیه تعصب کور یا سرکوب هرگونه نقد و اصلاح نیست. نقطۀ آسیب‌زای هم‌جهتیِ ضعیف آنجاست که به «مصونیتِ مطلقِ مسیر اشتباه» تبدیل شود. ملتی که در بحران، مکانیسم‌های نقدِ درونیِ کارشناسی را تعطیل کند، ممکن است اشتباهات راهبردیِ جبران‌ناپذیری را تا پایان جنگ حمل کند. همچنین، آنچه در شرایط اضطراریِ جنگ مفید است (تمرکزگرایی و هم‌جهتیِ مطلق) در دوران صلح می‌تواند به استبداد، جمود فکری و عقب‌ماندگی منجر شود. بنابراین، هم‌جهتیِ صرف، یک «مسکنِ اضطراری» خوب است، نه یک «درمان دائمی».undefinedیک ملت بالغ، سه مرحله را در مواجهه با تجاوز خارجی طی می‌کند: در مرحلۀ اولِ بحران، هم‌جهتیِ فراگیر – حتی با شعارهای ساده و نمادین – حاکم می‌شود. در مرحلۀ تثبیت، سازوکارهای نقدِ درونی و محرمانه را فعال می‌کند تا مسیر راهبردی اصلاح شود، بدون اینکه وحدت ملی خدشه‌دار گردد. و در مرحلۀ بازسازی پس از جنگ، به تدریج به تکثرِ سیاسیِ سازنده بازمی‌گردد و دستاوردهای همبستگی را حفظ می‌کند. خلاصه آنکه: در میدان تجاوز، یک مسیرِ متحدِ هرچند ناقص، بهتر از چند مسیرِ پراکنده است. اما هنر یک ملت، تبدیل «هم‌جهتیِ اضطراری» به «فرهنگ وحدتِ انتقادی و اصلاح‌پذیر» است؛ نه تعصبِ کور و نه هرج‌ومرجِ خودتخریب‌گر.
undefined مشروح در:
 https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27585/
@ihcssir

۱۳:۵۷

thumbnail
undefined درآمدی بر بازتولید ناآگاهانه سلطه: صورت‌بندی یک مفهوم در شرایط دفاع مشروع

دکتر فاطمه براتلودانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
undefinedایران طی چند دهه‌ی گذشته همواره در موقعیت دفاع در برابر نظام سلطه جهانی قرار داشته و در منازعاتِ پیش‌آمده آغازگرِ جنگی نبوده است. به نظر می‌رسد این گزاره می‌تواند نقطه‌ی عزیمت بیشترِ تحلیل‌ها باشد. اما پرسشی که در این نوشتار دنبال می‌شود این است: نظام سلطه چگونه در زبان، رسانه و در زیست‌روزمره‌ی کنشگران بازتولید می‌شود؟ در پاسخ، تلاش شده تا مفهوم «بازتولید ناآگاهانه سلطه» به عنوان ابزاری برای نقد امپریالیسم جهانی صورت‌بندی شود. اما پیش از آن، باید روشن کرد که بازتولید سلطه تنها به وجه ناآگاهانه محدود نمی‌شود. می‌توان سه گونه بازتولید را از هم متمایز کرد: بازتولید آگاهانه با قصد مقاومت که در آن کنشگر عامدانه در پی افشای سلطه و مقابله با آن است؛ بازتولید آگاهانه با قصد همکاری و جلب منفعت که در آن کنشگر از جایگاه خود آگاه است و درخدمت سلطه عمل می‌کند؛ و بازتولید ناآگاهانه سلطه صرفاً به دلیل زیستن در فضا و مکانی که گفتمان سلطه بر آن حاکم است. تأکید نوشتار حاضر بر وجه سوم (ناآگاهانه) است. دلیل این تأکید، نه نادیده گرفتن دو وجه دیگر، بلکه تشخیص خلأیی نظری است.
undefined۱. تمایز انواع مسئولیت و برساخت یک مفهوم پیش از هر چیز باید انواع مسئولیت را از یکدیگر بازشناخت. افزون بر مسئولیت قانونی (که نیازمند علیت مستقیم و تقصیر قابل اثبات است)، با دو نوع مسئولیت اخلاقی فردی و جمعی مواجهیم:• مسئولیت اخلاقی فردی بر اراده و قصد آگاهانه تکیه دارد. در جنگ دفاعی، شلیک به سمت متجاوز، از نظر کنشی ستوده است. اما مسئولیت بازتولید ناآگاهانه سلطه به «قصد» مربوط نیست، بلکه به ساختار زبان و زیست‌جهان مربوط است. • مسئولیت اخلاقی جمعی اغلب یک «ما»ی همگنی را فرض می‌کند. اما در جنگ دفاعی، «ما»ی ایرانیان همگن نبوده و با هم متفاوت است: موقعیت یک فرمانده، یک خبرنگار، یک شهروند، یک دانشجو، یک استاد و حتی یک مادر دانش‌آموز شهید مینابی – از نظر قدرت تصمیم، دسترسی به اطلاعات و میزان تأثیرگذاری بر گفتمان عمومی – تفاوت چشمگیری دارد.
undefinedدر اینجاست که می‌توان از مسئولیتی دیالکتیکی سخن گفت؛ مسئولیتی که از دوگانه‌ی فرد/جمع فراتر می‌رود و سه ویژگی دارد:1. توزیع‌شده: میان شبکه‌ای از کنشگران پخش می‌شود و قابل فروکاست به یک فرد یا نهاد واحد نیست..2. رابطه‌ای: در نسبت میان «من» و «ما» شکل می‌گیرد، نه در هیچ‌یک به تنهایی3. . ناآگاهانه: بدون قصد و تقصیر، صرفاً به دلیل زیستن در ساختارهای زبانی سلطه، فرد را در بازتولیدش سهیم می‌سازد.
undefined مشروح در:
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27589
@ihcssir

۱۴:۰۱

thumbnail
undefinedدکتر موسی نجفی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با حضور در برنامه «جریان» شبکه یک سیما به موضوع «رهبری ولی فقیه و اعتلای هویت و تمدن ایرانی» پرداخت.
دکتر نجفی در مورد آغاز فصل نوین انقلاب اسلامی گفت: نوین بودن انقلاب اسلامی از همان اول جمهوری اسلامی آغاز شده است. رهبر شهیدمان از «ما» به عنوان «ایران مقتدر و مستقل» یاد کردند و به دو واژه «قدرت و استقلال» تأکید داشتند.
undefinedرئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در مورد استقلال کشورهای منطقه عنوان کرد: برخلاف تمدن ایران، خیلی از کشورهای منطقه غرب آسیا بعد از فروپاشی عثمانی‌ها مستقل شدند و «ملت» نیستند و چند قوم هستند که در کنار هم قرار گرفته‌اند. برخی هم که استقلال دارند، استقلال سیاسی و فکری ندارند. برخی هم که استقلال ظاهری دارند، در چنبره رهبران سیاسی ضعیفی گرفتارند که نمی‌توانند قدرتی از خود نشان دهند.
ویدئو: https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27595
@ihcssir

۱۰:۵۳