عکس پروفایل اندیشکده شهر اسلامی-ایرانیا
۶۸۷ عضو

اندیشکده شهر اسلامی-ایرانی

حکمرانی شهری و سیاستگذاری حوزه معماری و شهرسازی با رویکرد هویتی و بوم محور
thumbnail
undefined مسئله هویت یا گذشته‌گرایی منسوخ؛ نقدی بر طرح آرامگاه استاد محمود فرشچیان
undefined حامد عابدینی
undefinedبخش دوم: آرامگاه فرشچیان؛ تکرار الگوی انجمن آثار ملی
undefinedهر بار پروژه‌ای شاخص، به‌ویژه در نسبتی مستقیم با گذشته ایران، قرار است طراحی یا ساخته شود، این چالش به روشن‌ترین شکل بروز می‌کند. در نمونه¬ اخیر، قرار بوده طرحی برای آرامگاه استاد بزرگ مینیاتور ایرانی، مرحوم محمود فرشچیان، با نظارت وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، در اصفهان و در مجاورت بنای آرامگاه صائب تبریزی احداث شود. به نقل از منابع مربوطه، طرح را شهاب نیکمان ارائه کرده و با حضور قائم‌مقام وزیر، مدیرکل میراث فرهنگی استان و استاندار اصفهان رونمایی شده است. موضوع این طرح از جهت حوزه فعالیت استاد فرشچیان، رویکرد او به طراحی، و موضوعات و آثار شاخص برجای‌مانده از او پیش از هر داوری درباره طراحی، پروژه را در نسبتی مستقیم با گذشته این سرزمین قرار می‌دهد.
لذا موضوع طرح ایجاب می‌کند پیش از هر اقدام طراحانه، پروژه در بستری نظری صورت‌بندی شود. یکی از کارآمدترین راهکارها در این زمینه، برگزاری مسابقه‌ای با پشتوانه نظری روشن است که خود را در رویکرد کلی رقابت و معیارهای موردتوجه هیئت‌داوران نشان می‌دهد. بااین‌همه، در وادی طراحی، بسیاری از بنیان‌های نظری به چالش کشیده می‌شوند و ممکن است در مسیر اجرا دگرگون یا حتی محو شوند؛ ازاین‌رو آنچه اهمیت می‌یابد، بنیان‌های مفهومی‌ای است که قرار است به طرح شکل دهند و باید در شیوه ارائه نهایی آن بازتاب یابند.
طرح ارائه‌شده برای آرامگاه این استاد برجسته، مطابق انتظار، در چارچوب برداشت‌های فرمی از معماری ایرانی بازنمایی شده و نزدیک‌ترین مسیر ممکن برای پیوند با گذشته را برگزیده است؛ مسیری که به‌ویژه در نیمه دوم دوره پهلوی دوم به‌کرات پیموده شد، آنگاه‌که انجمن آثار ملی برای بزرگان ایران‌زمین آثاری طراحی و اجرا کرد. این سلسله آثار، از آرامگاه فردوسی به طراحی کریم طاهرزاده بهزاد در اوایل دوره پهلوی اول، تا آرامگاه خیام نیشابوری (هوشنگ سیحون)، آرامگاه اوحدی مراغه‌ای (حسین جودت) و مقبرة‌الشعرا (غلامرضا فروزان‌مهر) در اواخر همین دوره امتداد یافت. عمده این آثار که در برخی منابع شمار آن‌ها تا سی اثر گزارش شده، در پارادایمی هویت‌گرا طراحی شده‌اند؛ حتی آن دسته که وابستگی کمتری به معماری سنتی نشان می‌دهند و بیشتر با معیارهای مدرنیسم رایج آن دوره همسو بوده‌اند نیز نشانه‌های ارجاع به گذشته را آشکارا در خود دارند، مانند آرامگاه نادرشاه افشار، اثر هوشنگ سیحون.
بر این اساس، می‌توان غلبه مؤلفه‌های سنتی را در سطح شکلی و کالبدی، مهم‌ترین معیار شکل‌دهنده به ان دسته از آثار دانست. طرح آرامگاه استاد فرشچیان نیز، باآنکه نیم‌قرن با آخرین آثار انجمن فاصله دارد، همچنان می‌کوشد با همان سروشکل و معیارها خود را به گذشته ایران متصل کند. فرم بنا بر الگوی غالب مقبره‌سازی در تاریخ ایران، به‌ویژه پس از اسلام، با پلان مرکزگرا و مدور مبتنی بر الگوی چارتاقی گنبددار، استوار است؛ الگویی که ریشه در پیش از اسلام دارد و بخش عمده مقابر مهم دوران اسلامی، همچون آرامگاه امیر سامانی در بخارا (اواخر قرن چهارم هجری)، برج های خرقان، برج طغرل، و بسیاری از برج آرامگاه‌های این دوره بر همین شالوده فرمی شکل گرفته‌اند.

#هویت #معماری_معاصر_ایران #گذشته_گرایی #آرامگاه_استاد_فرشچیان•┈┈••••✾•undefinedundefinedundefined•✾•••┈┈•
#اندیشکده_شهر_اسلامی_ایرانی undefined @iic_thinktank
undefined۱

۸۵

۱۲:۰۸