(بخش اول)
ایران در طول تاریخ بارها مورد حمله خارجی قرار گرفته و ساختار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آن تغییر کرده است. در این میان بعد از مدتی طولانی دوباره ایران احیا شده و توانسته تمدن خود را شکوفا سازد. این کلیشهای تکراری از روند سقوط و احیای ایران در تاریخ طولانی آن است. از مستشرق و ایرانشناس و مورخ بگیر تا هنرمند و سیاستمدار چنین نظری دارند. اما چرا این توصیف نه تنها دقیق نیست بلکه به شدت خلاف واقع و به گمانم در این لحظهٔ تاریخی شیادانه است؟
اسکندر در روزگار هخامنشیان به ایران حمله کرد. نابودی این دولت توسط او، منجر به حکمرانی تقریباً ۲۵۰ ساله سلوکیان و سلطه بیش از ۵۰۰ سال فرهنگ هلنی بر جغرافیای ایران شد. حتی حکومت طولانی اشکانیان نیز نتوانست از تأثیر این سلطه بکاهد. تازه بعد از ۷ قرن که ساسانیان برآمدند، دولت همزمان که در حال بازتولید فرهنگ و سنت ایران بود، آثار و فرهنگ اشکانیان را نیز نابود ساخت. اشکانیان تا جایی با فرهنگ هلنی همدل بودند اما در ادامه به مقاومت علیه آن دست زدند. خلاصه در دولت ساسانی اگرچه ایران حیا شد اما به علت سالها سلطهٔ فرهنگ هلنی از سویی و عملکرد دولت ساسانی از سوی دیگر، بخش زیادی از میراث ایرانیان از بین رفت.
با حملهٔ اعراب به ایران نیز جامعه دستخوش تغییرات بنیادی شد و عملاً دورهٔ باستان به پایان رسید. ستیز و سازش با خلافتهای اموی و عباسی به مدت هفت قرن از جمله تبعات چنین وضعیتی بود. دولتهای متقارن و بعداً سلطنتهای ترکی در ایران، هر کدام توفیق به احیای وجهی از فرهنگ و تمدن ایرانی یافتند. اما نفوذ مخرب آنها در فرهنگ و جامعه در این دوره نباید فراموش شود. در تداوم همین دوران بود که مغولان تهاجم سخت خود به ایران را رقم زدند.
از فروپاشی دوران باستان تا رسیدن به دورهٔ صفویان و بازآرایی مجدد ایران، سالهای زیادی طول کشید: نزدیک به ۱۰ قرن. کیست که منکر دگرگونی جامعهٔ ایران در این سالها شود؟
تاریخ معاصر ما با ورود استعمارگران به ایران و نفوذ آنها در حکومتهای ایران به خصوص از دولت قاجار شروع شد. کار به جایی رسید که مخفیانه ایران را بین خود تقسیم میکردند. آنها نه تنها در برپایی و سقوط دولتها نقش داشتند بلکه با روی کار آوردن رضاخان دست به تغییر و دگرگونی حاکمیت در ایران هم زدند. آمریکا به خصوص در دورهٔ پهلوی و پس از کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲ با خدشهدار کردن و نابودی استقلال ایران، با یک دوجین نهاد نظامی و فرهنگی، ایران را به آزمایشگاه سیاستهای خود در قبال دیگر نقاط جهان تبدیل کرد. سود سرشار حضور آنان در ایران همراه بود با نابودی فرهنگ و سنن جامعه ایرانی.
بخش دوم
@iichs_ir
۱۲:۱۵