رئیس #پژوهشکده_تاریخ_معاصر با اشاره به سناریوهای مختلفی که در خصوص اهداف کشورهای متجاوز به ایران و برنامه های آنان مطرح است به برخی محققان و تحلیلگران سیاسی مانند «عبدالله شهبازی» اشاره کرد که به نام مطرح کردن سناریوی آمریکا این سناریوها را تائید و تشویق و تحریک می کند، در سناریوی ذکر شده از سوی افرادی مانند عبدالله شهبازی در باغ سبز به ملت ایران نشان داده می شود که که آیندهای توام با پیشرفت و توسعه بعد از جنگی خونین در انتظار آنهاست در حالی که با مقاومت ملت ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی وو پس از پیروزی مردم ایران تعیین سرنوشت غرب آسیا قلب زمین و هارتلند توسط ایران و جبهه مقاومت شکل خواهد گرفت و ما تعیین کننده نظم حاکم بر خاورمیانه جدید و ما گشاینده راه نظام چند قطبی در جهان خواهیم بود
در خصوص اهداف کشورهای متجاوز به کشورمان و برنامه های آن ها برای شکست ملت ایران و انقلاب اسلامی این ملت افراد مختلف اعم از مقامات سیاسی و نظامی کشورهای متجاوز و یا تحلیلگران سیاسی داخلی و خارجی گمانه زنی ها و نکاتی را مطرح کرده اند.
مرحله اول از منظر شهبازی انقلاب ملی است، او شورش تروریستی هجدهم و نوزدهم دی ماه را به عنوان یک انقلاب ملی مطرح می کند، جنگ در ادامه انقلاب ملی و حذف پهبادی نیروهای کف میدان و نیروهایی که برای امنیت کشور در سراسر کشور حضور دارند و زمینه سازی برای خروج جوانان معترض مسلح و عوامل موساد برای از بین بردن بقایای حامیان نظام و نهایتا خروج مردم و انقلابی که او و امثال او منتظر وقوع آن در کشور هستند و البته در باغ سبزی هم نشون می دهد با این منطق که منافع امریکا و منافع مردم ایران با هم تلاقی پیدا کرده و آمریکا از آنجا که می خواهد خلیج فارس و کشورهای خلیج فارس را به هاب انرژی و تکنولوژی و فناوری بکند این می تواند نویدی باشد برای ایرانی ها و توسعه پیدا کردن ایران البته به شرط روی کار آمدن رضا پهلوی که آمریکایی ها خاطره خوشی از همکاری با پدر او دارند!
و این می تواند برای مردم ایران این پیام را داشته باشد که آیندهای توام با پیشرفت و توسعه بعد از جنگی خونین در انتظار آنهاست.
@iichs_ir
۱۸:۳۵
#محمود_ذکاوت
پایگاه اطلاعرسانی #پژوهشکده_تاریخ_معاصر ؛ کتابهای تحولات ایران و جهان را که ورق بزنیم، نه تنها تأکید دارند که سرنوشت ما را قدرتهای جهانی رقم زدهاند، بلکه برای آن استدلال و استناد هم میآورند، صغرا و کبرا میچینند تا به ما تفهیم کنند اراده ما کمترین تأثیر را در مسیر این تحولات داشتهاند. فرقی نمیکند نویسنده این کتابها ارنست گامبریج باشد یا اریک هابزبام، علیرضا ازغندی و حاتم قادری باشد یا #عبدالله_شهبازی؛ در نگاه آنها ما پیرو تصمیمهایی هستیم که عدهای پشت میزنشین در اروپا و آمریکا گرفتهاند.
انقلاب اسلامی این جماعت تحولاتنویس را بیدار نکرد، اما هنوز دیر نیست؛ به امروز ایران باید نگریست. خبر کذب مذاکره را همگان شنیدند، اما چرا ادامه نیافت؟! جنگ رمضان دوباره دارد مورخان را انذار میدهد. نه فقط مورخان، بلکه جماعت تحت تأثیر این جنس از تاریخنگاری نیز مخاطب تحولات امروز ایران، منطقه و جهان هستند.
دیگر سال ۱۳۶۷ نیست که گزارشهای تهیهشده از پشت میزها و دور از میدان، خیابان و مردم، حکم به ناتوانی در جنگ دهند. حالا مردم در خیابان مسیر تحولات را مشخص میکنند. خوابی که قدرتها و خاندانها برای این ملک دیدهاند محقق نخواهد شد. میدان را نیز همین مردم رهبری میکنند. فرماندهان نیز چشم به همین خیابان دارند. سیدمجید موسوی این را مدام گوشزد میکند؛ البته این موضوع مطلقا به معنای تعیین تکلیف سیاست جنگ در کف خیابان نیست ــ که اگر بود هم امر مذمومی نیست ــ بلکه نشان از رابطه مستقیم مردم و جنگ دارد.
معرکه کنونی صرفا تقابل دو تمدن یا دو هویت بر سر منافعی چند نیست؛ این نبرد میتواند آغازگر طرحی نو برای تاریخ و تاریخنگاری باشد؛ تاریخی که پس از سالها تحولاتی را در ایران، منطقه و جهان رقم خواهد زد که آغازگر آن مردم ایران هستند و رخداد را از منظر و دغدغه ایشان خواهد نگریست. مردم خود برای تاریخشان تعیین تکلیف میکنند. مردمی که خداوند اراده آنان را در این مسیر محکم کرده است مبدأ این تاریخ ایران است، اما تأثیر آن نه تنها منطقه بلکه جهان را نیز درگیر کرده است. خیابانهای تهران اکنون قیمت انرژی جهان را تعیین میکنند. چند و چون ائتلافهای جهانی نیز تحت تأثیر همین خیابان است. تاریخنگاری وارد فصل جدیدی خواهد شد.
@iichs_ir
۷:۳۹
بر اساس یک سند ساواک به تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۴۷ «برابر اعلام فرمانداری تربت حیدریه پس از تبلیغاتی که وسیله بانو حلیمه، همسر سرکار سرهنگ عابدینی، در شهرستان تربت حیدریه شده است، بیشتر بانوان و دوشیزگان مقیم شهرستان مذکور به حجاب پناه برده حتی آموزگاران زن و دانشآموزان با چادر در سر کلاس حاضر میشوند و این موضوع باعث گردیده است که اغلب اهالی از بیم این طبقه از استماع موسیقی محروم بوده و روزبهروز بر طرفداران آنان افزوده میشود».
این سند در ادامه با ادعای اینکه «صدای بلندگوی گروههای مذهبی سلب آسایش اهالی را نموده» افزوده است: رئیس شهربانی وقت نیز، که فردی است مذهبی، برای آنان تسهیلات لازم را فراهم مینماید و همسرش با چادر در اجتماع حاضر میشود و این موضوع باعث نضج طبقات مذهبی شده و «مردم را به سوی بدویت سوق میدهد».
در بخش «ملاحظات» این سند قید شده است: به شهربانی خراسان در این زمینه و تشکیل مجالس و گروههای مذهبی (برابر مقررات) دستوراتی داده شد.
در «نظریه رئیس ساواک» نیز برای مبارزه با ارزشها و مبانی دینی دستورات اکیدی صادر شده و آمده است: چون تبلیغ علیه بیحجابی بانوان وسیله انجمنها و گروههای مذهبی باعث گردیده است که اغلب بانوان و دوشیزگان در استان خراسان تشویق به استفاده از حجاب گردند و حتی اکثر آموزگاران و دانشآموزان دبستانها و دبیرستانها با چادر در سر کلاس درس حاضر شوند؛ لذا خواهشمند است مقرر فرمایند:
1. به شهربانی دستور داده شود که از تشکیل و تأسیس این قبیل مجالس جلوگیری نمایند؛
۲. به وزارت آموزش و پرورش دستور داده شود که به ادارات تابعه دستور دهند از ورود آموزگاران و دبیران و دانشآموزانی که با چادر در سر کلاس درس حاضر میشوند جلوگیری نمایند؛
۳. از طریق وزارت کشور به استانداری و فرمانداریها ابلاغ گردد به رؤسا و کادر ادارات مربوطه ابلاغ نمایند، همسران خود را از ظاهر شدن با چادر در اجتماعات منع نمایند.
منبع: بدون شرح به روایت اسناد ساواک، کتاب دوم، ص ۱۰۳.
@iichs_ir
۷:۴۱
#محمود_ذکاوت
پایگاه اطلاعرسانی #پژوهشکده_تاریخ_معاصر ؛ جنگها تاریخ را رقم زدند. میدانهای نبرد سهم مهمی در این رخداد دارند. در این جنگ اما میدان نبرد بسیار وسیع، متعدد و متکثر است؛ از تلآویو تا تهران، از دریای عمان تا خلیج فارس، از لبنان تا عراق همه درگیر نبرد شدهاند، اما اینک میدانی جدید به این رستاخیز اضافه شده است: خیابانهای ایران. ملت ایران و اینجا در یاسوج زنان رهبر یک قیام خیابانی شدهاند. بعد از افطار، گروه گروه، دسته دسته، مثنی و فرادی ملت راهی خیابانهای یاسوج میشوند. بعد از نطقی کوتاه، نوحه و سوگواری و شعرخوانی حماسی، راهپیمایی شروع میشود. چیزی که بیش از همه توجه مرا جلب کرد حضور دختران و زنان در قیام خیابان است.
قیامهای شبانه ملت را نمیتوان صرفا برای مقابله با نیروهای وطنی خصم معنا کرد. مردم فریاد انتقام سر میدهند. خروش و حضور آنها فقط پیوست میدان نبرد نیست. عین همراهی نیروهای دریایی و هوا فضای ایران است. موتور محرکه ارتش و سپاه ایران در برابر خصم است.
جنگ دوباره ما را احیا کرد. درست در لحظهای که فکر میکردند ایران شکسته شده، ققنوس برخاست و جهان متجاوزین را به آتش کشید. ایران هیچگاه چنین جنگی را تجربه نکرده، اما عجیب آن است که مردم طوری عمل میکنند انگار سالهای سال است که در این نبرد حضور دارند. تاریخ چندهزارساله ما در خیابانهای ایران و میدانهای نبرد دوباره نمایان شد؛ تاریخ شکوه، مقاومت و پایداری. نیروی محرکه این نبرد سلاح نیست، بلکه ایمانی است که از خیابان به میدان کشیده شده است.
@iichs_ir
۷:۴۲
بر اساس یک گزارش ساواک به تاریخ ۴ اسفند ۱۳۴۷ در تاریخ ۳۰ بهمن نشستی در منزل دکتر علی امینی، نخستوزیر سابق، با حضور حدود دوازده نفر برگزار شد. در این جلسه که از ساعت ۷:۳۰ آغاز و تا حدود ۹:۳۰ ادامه داشت، موضوعاتی پیرامون وضعیت اجتماعی، اقتصادی و بودجه کشور مورد بحث قرار گرفت.
در ابتدای نشست، دکتر امینی با اشاره به بازدید اخیر خود از ابنبابویه و مناطق جنوبی تهران گفت: «دیروز به ابنبابویه رفته بودم وقتی به این مردم مقابل کارخانه سیمان و طرفین خیابان رزمآرا نگاه کردم دیدم شرم دارم بگویم من دکتر امینی هستم و این افراد همشهریهای من میباشند. راستی زندگی آنها کمتر از زندگی حیوانات نیست. آنقدر ناراحت شدم که شب به خواب نرفتم و به حال این مردم فکر میکردم».
وی همچنین با اشاره به گفتوگویی که پیشتر با شاه داشته، اظهار داشت: «ما نباید به این وضعیت، یعنی لباس نو و مرتب به جنوب شهر برویم؛ زیرا مردم از ما و ما از مردم خجالت میکشیم».
به گفته امینی، در پاسخ به این موضوع به او گفته شده است: «راهی پیدا کن تا وضع این مردم بهبودی پیدا کند».
نخستوزیر سابق در ادامه با مقایسه مناطق مختلف پایتخت افزود: «وقتی آدم این ساختمانهای تخت طاوس و شمال شهر را نگاه میکند از درب و دیوارهای خیابانهای جنوب شهر خجالت میکشد».او پیشنهاد کرد با استفاده از منابع بانک رهنی، شرایط ساختمانی و تجاری مناطق جنوبی بهبود یابد یا برخی مناطق نامناسب خریداری و به فضای سبز تبدیل شود.
در بخش دیگری از جلسه، یکی از حاضران با اشاره به مشکلات اجتماعی گفت: «بدون جهت خود را ناراحت نکنید. این کشور درست نمیشود و همه دزد و همه جاسوس و پدرسوختهاند. من کلانتری رفته بودم؛ یکی میگفت: زن مرا بردهاند ــ دیگری میگفت مال مرا خوردهاند».
امینی در پاسخ اظهار داشت: «در کشورهای خارج هم این دزدها هست. اگر نبود شهربانی برای چه درست میکردند».
همچنین در ادامه جلسه درباره اخبار رادیویی و فضای انتقادی موجود گفته شد: «دیشب ضمن خبرهای رادیو معلوم بود مردم را تحریک و از دستگاه دولت انتقاد میکند. خیال میکنند مردم خرند همه میدانند که اینها جنگ زرگری است».
در بخش اقتصادی نشست، دکتر امینی درباره بودجه جدید دولت گفت: «مسخره است مقداری از بودجه را میخواهند از جرائم تأمین کنند، بلکه کس دیگری تریاک نفروخت، بلکه کسی حاضر نشد کاری کند که جریمه بدهد دیگر اینکه این ارقام را شاید خود دولت هم نتواند سر در بیاورد که واقعا چقدر است».وی همچنین درباره شیوه تنظیم بودجه اظهار داشت: «دروغ میگویند این بودجه را با حرف تنظیم کردهاند و عملی نخواهد شد».
در ادامه، یکی از حاضران عنوان کرد: «دولت رفتنی است و اردشیر زاهدی نخستوزیر میشود ــ بازرسی شاهنشاهی هم تحقیق کرد از آسفالت راه بازرگان و تاکستان میلیونها ریال اختلاس کردهاند».دکتر امینی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع توزیع کالا اشاره کرده و گفت: «برای اینکه اجناس ارزانتر به دست مردم برسد، باید واسطهها را از بین برد. این شرکتهای تعاونی ادارات واقعا مسخره است؛ میلیونها ریال پول دولت را میخورند و اثری نمیگذارند. پولها را مصروف کارمندان پشت میزنشین میکنند .تاکنون این شرکتهای تعاونی ادارات حاضر نشدهاند یک آمار به دولتها بدهند هر کاری دلشان بخواهد میکنند».
در پایان این نشست، حاضران درباره موضوعاتی نظیر افزایش نرخ شیر، بیکاری و وضعیت بازار نیز به گفتوگو پرداختند. جلسه در ساعت ۹:۳۰ خاتمه یافت.
منبع: علی امینی به روایت اسناد ساواک، ج ۱، ص ۶۷۹.
@iichs_ir
۷:۵۶
#محمود_ذکاوت
پایگاه اطلاعرسانی #پژوهشکده_تاریخ_معاصر ؛ #ارنست_گامبریج بعد از سالها تلاش و پژوهش در تاریخ، اواخر عمرش دست به بازنویسی نخستین کتابش (تاریخ جهان) زد. او بخشی به این کتاب اضافه کرد و در همانجا چنین گفت: «یاد گرفتن از تاریخ از طریق خواندن تاریخ و یاد گرفتن از طریق زیستن و تجربه کردن آن، دو چیز کاملا متفاوت است» و همانجا تجربه خود از جنگ جهانی دوم را بیان کرد. گامبریج سعی کرد از مهم بودن این بخش از کتابش بگوید و اینکه چطور تجربه جنگ توسط او به استخدام نوشتن تاریخ و تکمیل آن درآمده است. تاریخ گزارشهای زیادی از وضعیت ایران در جنگهای مختلف بهویژه جنگهای روس و ایران، جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم میدهد. اینک اما ایرانیان در حال زیستن و تجربه کردن یک جنگ تمامعیار هستند: جنگ رمضان.
سودای «تاریخ مردم» همواره یکی از دغدغههای جدید آکادمیهای تاریخ در روزگار جدید بوده است و اینک چه چیز مهمتر و بهتر از جنگ برای نگارش تاریخ مردم ایران. جنگ رمضان بهترین لحظه برای شناخت نه فقط تاریخ اکنون بلکه تاریخ معاصر است. بگذارید بیپروا بگویم این جنگ همه تاریخ ما را یکجا روایت میکند. تعجب من از کمبود استادان تاریخ این کشور در روایت این جنگ است. روایت میدانی پیشکش، از تجربههای جنگی ما در تاریخ بگویید. پرواضح است که در اینجا مسئله شباهت عین به عین رویدادها یا تمایز ماهوی آنها نیست، بلکه مراد اهمیت ایران و بقای آن در برابر عزم خصم برای نابودی آن است، اما چرا به نظر میرسد این جنگ در حال روایت تاریخ خرد و کلان، اکنون و گذشته ماست
این جنگ با بهانهجویی دشمن آغاز شد؛ درست مانند جنگهای پیشین. طراحی خصم به مثابه یک جنگ جهانی است؛ مانند جنگهای اول و دوم جهانی کثیری از ملتها در آن درگیر شدهاند؛ مانند جنگهای پیشین اردوی دشمن قبل از اشغال شهرها قلوب برخی از همدلانش را در ایران تسخیر کرده است، اما وضعیت ما در این جنگ بههیچوجه مانند جنگهای قبلی نیست.
نخست اراده الهی ما برای جنگیدن در این نبرد است. این را از خیابانهای شهر و روستاها تا میدانهای جنگ میتوان دید. چیزی که در جنگهای قبل باید لابهلای اسناد و مدارک دنبال آن بگردیم، ولی اکنون مشهود و هویدا جلوی چشم ماست. این اراده مردم و دولت را یکپارچه کرده و نیروهای رزمی و امنیتی را برای ضربه بر دشمن پرتوان ساخته است. ایران در مقاومتش نه تنها به دولتهای خارجی آویزان نشده، بلکه با اتخاذ سیاستی درست در نبرد (تسلط بر تنگه هرمز) توانسته از اراده دولتهای متخاصم و پیوستن دیگر نیروهای استعماری به آنها بکاهد؛ چیزی که در تاریخ ما بیسابقه بوده است. البته هنوز برای این قضاوت زود است و باید آینده جنگ را دید. مهمتر از همه ایران در برابر حملات گسترده دشمن، جبهه مقاومت تشکیل داده است. به عبارت دیگر ما توانستهایم مقابل «چسبندگی» دشمن اتحاد شکل دهیم، اما این اتحاد متکی به منافع مشترک صرف نیست؛ یک اتحاد توحیدی و متکی به بنمایههای اسلامی و قرآنی است. جنگ رمضان فرصتی است که به سراغ مردم برویم و لحظه حضور آنها در این نبرد را «تاریخی» کنیم: اینکه این اراده چگونه شکل گرفت؛ ریشه در چه دارد و چطور جنگ ما را احیا کرد. «تاریخ مردم» باید به سراغ زندگی جنگی ما برود.
@iichs_ir
۱۷:۳۸
بر اساس یک سند #ساواک به تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۴۷ انتشار کتابی درباره تشکیلات #فراماسونری در ایران (اثر #اسماعیل_رائین )، موجی از واکنشها، شایعات و تنشهای سیاسی را در میان نمایندگان مجلس شورای ملی و مقامات ارشد دولتی ایجاد کرده بود. این سند که گزارش بخش ۳۲۲ ساواک به ریاست این سازمان است، جزئیات جالبی از فضای سیاسی آن روزهای کشور را روایت میکند.
گمانهزنیها درباره نقش پنهان ساواک
طبق این گزارش، موضوع فراماسونری به بحث اصلی راهروهای مجلس تبدیل شده بود. در میان نمایندگان، دو طیف عمده از شایعات پیرامون نحوه چاپ و توزیع این کتاب وجود داشت:
همکاری ساواک در انتشار: گروهی از نمایندگان معتقد بودند که این کتاب با چراغ سبز و همکاری خود ساواک برای افشای عناصری نوشته شده است که سالها در ارکان کشور نفوذ کرده بودند. به باور این گروه، بدون حمایت مقامات عالی، چاپ کتاب در ایتالیا و ورود آن به کشور غیرممکن بوده است.
بازداشت نمایشی نویسنده: گروهی دیگر بر این باور بودند که اقدام ساواک در جمعآوری نسخههای کتاب، صرفا یک تاکتیک روانی برای تشنهتر کردن افکار عمومی و جلب توجه بیشتر به موضوع بوده است. همچنین بازداشت اسماعیل رائین (نویسنده کتاب) نه به عنوان یک مجازات، بلکه به عنوان پوششی امنیتی برای در امان ماندن وی از انتقام اعضای فراماسونری تلقی میشد.
تقابل و کنایههای سیاسی در صحن مجلس
این سند نشان میدهد که انتشار این فهرست، به ابزاری برای فشار بر نمایندگان و مقامات عضو فراماسونری تبدیل شده بود.
بر اساس این گزارش، نمایندگان غیرعضو، همتایان فراماسون خود را مورد کنایه قرار میدادند. درحالیکه اعضای فراماسونری تلاش میکردند تشکیلات خود را صرفا یک انجمن اخلاقی و برادرانه معرفی کنند، منتقدان آنها پاسخ میدادند که با وجود آموزههای مذهب اسلام و سنتهای ایرانی، نیازی به عضویت در یک تشکیلات مخفی با ریشههای خارجی وجود ندارد.
یکی از مهمترین انتقادات مطرحشده در مجلس، زیر سؤال رفتن رقابتهای حزبی بود؛ به عنوان مثال، نمایندگان اشاره میکردند که چگونه ممکن است هلاکو رامبد (لیدر فراکسیون #حزب_مردم ) و حسن ارفع (لیدر فراکسیون حزب ایران نوین)، که در ظاهر رقبای سرسخت سیاسی هستند، در تشکیلات پنهان فراماسونری با یکدیگر «برادر» و همقسم باشند.
تأثیر روانی بر نخستوزیر
بخش دیگری از این گزارش به وضعیت امیرعباس هویدا، نخستوزیر وقت، اختصاص دارد. بنا بر گزارش منبع ساواک «به عقیده بعضی از نمایندگان آقای هویدا پس از انتشار کتاب فراماسونری روحیه خود را باخته و اگر هم تلاشی میکند ظاهری و برای حفظ ظاهر است و هنگام نطق جوابیه در مورد بودجه کل کشور به عکس همیشه جوابهای بیسروته و شوخیهای زشت و سبک از نخستوزیر دیده شد که بههیچوجه شایسته شأن نخستوزیر و تریبون مجلس نبود و اینکه گفت «هر کسی نورچشمی دارد و من هم که نخستوزیر شدهام نور چشم مادرم هستم» بسیار سبکمایه و هرگز پاسخ یک نماینده تحصیلکرده چنین جملهای نبوده. بههرحال نمایندگان اینگونه عدم اعتدال فکری نخستوزیر را نتیجه انتشار کتاب موصوف میدانند».
در «نظریه منبع» این سند آمده است: اعضای فراماسونری از این پس همواره منتظر عکسالعملی هستند که ببینند از کدام طرف ضربه وارد شده و ادامه آن از کدام جهت خواهد بود، ولی بالنتیجه این موضوع انعکاس بسیار خوبی داشته و اگر هیچ گونه تصمیمی هم در مورد آنها گرفته نشود، اعضای فراماسون در برابر افکار عمومی محکوم و مطرود و بهتدریج واپس زده میشوند.
دستگیری رائین با فشار و تقاضای هویدا و شریفامامی
جذابترین بخش این سند تاریخی، پینوشت صریح رئیس وقت ساواک (تیمسار #نعمتالله_نصیری ) در حاشیه این گزارش است که خط بطلانی بر شایعات رایج در مجلس میکشد. وی با رد کامل شایعه دست داشتن ساواک در این ماجرا، دستور میدهد که به نمایندگان فهمانده شود:
۱. جمعآوری کتاب و بازداشت نویسنده (رائین)، نه یک برنامه ازپیشتعیینشده، بلکه مستقیما با تقاضا و فشار نخستوزیر ( #هویدا ) و مهندس #شریف_امامی صورت گرفته است؛
۲. تشکیلات فراماسونری در ایران فاقد آن قدرتی است که بتواند آسیبی به نویسنده کتاب برساند؛
۳. ساواک هیچ منفعت و انگیزهای در مفتضح کردن رجال سیاسی ایران ندارد؛
۴. مجوز چاپ این کتاب توسط وزارت فرهنگ و هنر صادر شده است؛ درحالیکه خود وزیر فرهنگ و هنر وقت (مهرداد پهلبد) از اعضای همین تشکیلات فراماسونری بوده است.
@iichs_ir
۲۰:۰۱
پایگاه اطلاعرسانی #پژوهشکده_تاریخ_معاصر ؛ «او (شاه) در سالهای آخر به طرز وحشتناکی از واقعیتها دور شده بود و هیچ کس جرئت نمیکرد با ذکر حقایق، خشم او را برانگیزد و فقط چیزهایی را میشنید که مایل بود بشنود. هویدا نیز در هنر پردهپوشی استاد مسلم بهشمار میرفت. او با تهدید زیردستاتش به اینکه آنها را مجبور خواهد کرد ادعاهای خود را در حضور شاه تکرار کنند، آنها را وادار به سکوت میکرد. آنهایی که مایل بودند شغل خود را نگاه دارند چارهای جز تسلیم نداشتند. بهزودی وزیران و مقامات بلندپایه دولت تکنیک کار را یاد گرفتند که چگونه مطلبی را پیش شاه بازگو کنند و اگر شاه با آن موافق نبود جای عقبنشینی داشته باشند. گاهی شخصیتهای باجرئت و استثنایی ذرهای از حقایق را میگفتند، اما این اشخاص کمیاب و در سالهای پایانی نایاب بودند.»[1]
#شرح_عکس
امیر عباس #هویدا ، نخستوزیر، در مراسم معرفی #فرخرو_پارسا ، وزیر جدید آموزش و پرورش، به محمدرضا پهلویشماره آرشیو: 2474-11ع
پینوشتها:
[1]. #اسدالله_علم ، گفتگوهای من با شاه: خاطرات محرمانه امر اسدالله علم، ترجمه گروه مترجمان انتشارات طرح نو، ج 2، تهران، طرح نو، 1371، ص 28.
@iichs_ir
۹:۴۸
#مقاله
#چکیده
مروری بر خروج #خاندان_پهلوی از ایران در آستانه انقلاب نشان میدهد که آنها با وجود فعالیتهای گسترده اقتصادی در دوران سلطنت محمدرضا، در طول این سالها در حال خارج کردن بخشی از داراییها و ثروت ملی به خارج از ایران بودهاند. بهطوری که همه آنها در اروپا و آمریکا اقدام به خرید ویلا و خانه کرده و در چندین شرکت و کارخانه سرمایهگذاری کرده بودند. بر این اساس آنها در آستانه انقلاب وقتی که متوجه میشوند دیگر امکان بقای ثروت و داراییها در ایران وجود ندارد، سعی میکنند تا آنجا که امکان دارد این داراییها را به ارز تبدیل و آنها را از کشور خارج کنند. براین اساس در ماههای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی شاهد خروج مقادیر زیادی ارز از ایران توسط خاندان پهلوی هستیم.
متن کامل را اینجا بخوانید!
@iichs_ir
۱۰:۱۶
پایگاه اطلاعرسانی #پژوهشکده_تاریخ_معاصر ؛ #انتخابات_در_دوره_پهلوی بیشتر به #کاریکاتور شبیه بود تا یک انتخابات واقعی و حقیقی که در آن نمایندگان واقعی مردم به مجلس راه یابند. مرور خاطرات رجال عصر پهلوی از جمله اسدالله علم، وزیر دربار شاه، به این واقعیت صحه میگذارد. او تصریح دارد که در انتخابات برگزارشده در دوره نخستوزیری امیرعباس هویدا، نمایندهها به عنوان سهمیه مقامات، به مجلس شورای ملی راه مییافتند.
#اسدالله_علم در خاطرات روز 15 فروردین 1354 نوشته است: مطلبی نخستوزیر در کیش به من میگفت که خیلی جالب بود و فهمیدم عنوان رشوه را دارد. او گفت: هر کسی را از هر جا تو بخواهی من وکیل خواهم کرد. هر کس باشد، هیچ فکر نکن، به من بگو تمام میکنم. خیلی هم محرمانه و درگوشی میگفت. خیلی تعجب کردم که این چه رشوهای است به من میدهی؟ فکر کردم و گفتم باید دید سیاست انتخاباتی شاهنشاه و تشکیلات چه خواهد بود.
@iichs_ir
۱۶:۳۳
پایگاه اطلاعرسانی #پژوهشکده_تاریخ_معاصر ؛جهان جدید، عصر ائتلافهاست. اما متحد ما کیست و با کدام کشور یا کشورها باید پیمان ببندیم؟ یکی از روایتهای تاریخ معاصر ایران، همین مسئلهٔ ائتلاف ایران با دیگر کشورهاست. استعمار روس که سراغ ما آمد فکر کردیم میتوان با فرانسه و انگلیس علیه آن همپیمان شویم. یا حداقل روی بخشی از یاریشان در این تقابل حساب باز کنیم. اما نشد و نکردند. بدتر انگلیس فرصت را برای گرفتن امتیاز بیشتر از ایران غنیمت شمرد. بعدها کاشف به عمل آمد که بله روسها و آنگلوساکسونها یک دوجین قرارداد مخفی با هم جهت تقسیم منافع، منابع و حتی خاک ایران امضا کرده بودند. فکرش را بکنید ما بین اینکه به کدام یک از این دو کشور آویزان شویم دو دل بودیم و بینمان کلی دعوا بود ولی آنها از قبل با هم قرار مدارشان را بسته بودند.
وقتی که از روس و انگلیس آبی برای ما گرم نشد گفتیم چه کار کنیم؟ رفتیم سراغ «نیروی سوم برای موازنهٔ منفی». برای این موضوع باز به فرانسه فکر کردیم، کمکم پای آلمان و آمریکا نیز برای این مسئله به ایران باز شد. اما این هم به جایی نرسید. بخشی از این موضوع ناشی از سنگاندازی روسها و انگلیسیها بود اما مهمتر از این، عدم ارادهٔ نیروی سوم برای قرار گرفتن کنار ما در برابر دیگر نیروهای استعماری بود. هر جا هم دریچهای برای این همکاری باز میشد ناشی از اشتراک مساعی همین نیروهای استعماری با هم بود.
به عبارت دیگر دولتهای استعماری چه شرقی و چه غربی در سیاست خود در قبال ایران با هم رقابتهای گوناگونی داشتند اما در یک چیز اتفاق نظر داشتند، برای ایران نباید در برابر هم قرار گیرند. مثل همیشه در توافقهای پنهانی بین خودشان عرصه، میزان و دامنهٔ دخالتهای هر یک را مشخص میکردند. ما هم دلخوش بودیم که متحد داریم.
نهضت و در ادامه انقلاب اسلامی پاسخ دقیقی به این مسئله داد. ایران به جای آویزانشدن به این و آن باید منطقه را بیدار کند. مردم منطقه محل توجه ما شد. از افغانستان و پاکستان تا لبنان سخن انقلاب اسلامی را شنیدند. اکنون در جنگ سخت ما نیروهای همپیمان با ما حزبالله لبنان و مقاومت عراق است و در یمن هم حوصلهٔ انصارالله سر رفته که کِی نوبتش میشود اساسی وارد این نبرد شود. در این میان الأزهر مصر علیه ایران فتوای صد من یک غاز میدهد اما همانجا ملت بر دهن شیخ خاک میپاشند.
بیداری که رخ دهد، اتحادها و ائتلافها شکل میگیرد. سید روحالله نیک گفته چه کسانی تا آخر خط با ما خواهند بود. و امروز عیان است. از عراق و لبنان چنان خصم ما را مورد ضربه قرار میدهند که انگار تیرهای آنها از تهران شلیک میشود. تاریخ معاصر به خوبی این صحنه را به ما نشان میدهد که ائتلافی از خارج با ما صورت نمیگیرد بلکه ایران خود باید اتحادش را بسازد. با همین نیروها، مردم و کشورهای منطقه.
@iichs_ir
۱۷:۰۰
(بخش اول)
ایران در طول تاریخ بارها مورد حمله خارجی قرار گرفته و ساختار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آن تغییر کرده است. در این میان بعد از مدتی طولانی دوباره ایران احیا شده و توانسته تمدن خود را شکوفا سازد. این کلیشهای تکراری از روند سقوط و احیای ایران در تاریخ طولانی آن است. از مستشرق و ایرانشناس و مورخ بگیر تا هنرمند و سیاستمدار چنین نظری دارند. اما چرا این توصیف نه تنها دقیق نیست بلکه به شدت خلاف واقع و به گمانم در این لحظهٔ تاریخی شیادانه است؟
اسکندر در روزگار هخامنشیان به ایران حمله کرد. نابودی این دولت توسط او، منجر به حکمرانی تقریباً ۲۵۰ ساله سلوکیان و سلطه بیش از ۵۰۰ سال فرهنگ هلنی بر جغرافیای ایران شد. حتی حکومت طولانی اشکانیان نیز نتوانست از تأثیر این سلطه بکاهد. تازه بعد از ۷ قرن که ساسانیان برآمدند، دولت همزمان که در حال بازتولید فرهنگ و سنت ایران بود، آثار و فرهنگ اشکانیان را نیز نابود ساخت. اشکانیان تا جایی با فرهنگ هلنی همدل بودند اما در ادامه به مقاومت علیه آن دست زدند. خلاصه در دولت ساسانی اگرچه ایران حیا شد اما به علت سالها سلطهٔ فرهنگ هلنی از سویی و عملکرد دولت ساسانی از سوی دیگر، بخش زیادی از میراث ایرانیان از بین رفت.
با حملهٔ اعراب به ایران نیز جامعه دستخوش تغییرات بنیادی شد و عملاً دورهٔ باستان به پایان رسید. ستیز و سازش با خلافتهای اموی و عباسی به مدت هفت قرن از جمله تبعات چنین وضعیتی بود. دولتهای متقارن و بعداً سلطنتهای ترکی در ایران، هر کدام توفیق به احیای وجهی از فرهنگ و تمدن ایرانی یافتند. اما نفوذ مخرب آنها در فرهنگ و جامعه در این دوره نباید فراموش شود. در تداوم همین دوران بود که مغولان تهاجم سخت خود به ایران را رقم زدند.
از فروپاشی دوران باستان تا رسیدن به دورهٔ صفویان و بازآرایی مجدد ایران، سالهای زیادی طول کشید: نزدیک به ۱۰ قرن. کیست که منکر دگرگونی جامعهٔ ایران در این سالها شود؟
تاریخ معاصر ما با ورود استعمارگران به ایران و نفوذ آنها در حکومتهای ایران به خصوص از دولت قاجار شروع شد. کار به جایی رسید که مخفیانه ایران را بین خود تقسیم میکردند. آنها نه تنها در برپایی و سقوط دولتها نقش داشتند بلکه با روی کار آوردن رضاخان دست به تغییر و دگرگونی حاکمیت در ایران هم زدند. آمریکا به خصوص در دورهٔ پهلوی و پس از کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲ با خدشهدار کردن و نابودی استقلال ایران، با یک دوجین نهاد نظامی و فرهنگی، ایران را به آزمایشگاه سیاستهای خود در قبال دیگر نقاط جهان تبدیل کرد. سود سرشار حضور آنان در ایران همراه بود با نابودی فرهنگ و سنن جامعه ایرانی.
بخش دوم
@iichs_ir
۱۲:۱۵
ایرانیان در سال ۱۳۵۷ با ساقطکردن حکومت پهلوی صرفاً دولتی وابسته را کنار نزدند بلکه با دستیافتن به استقلال، انتقام خود را از هر دخالت خارجی در طول این تاریخ پر فراز و نشیب گرفتند.
برآیند سیر سقوط سخت دولتهای ایرانی و سلطه قدرتهای خارجی، اشغال، تغییر ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، نابودی بخشهایی از هویت فرهنگی ایرانیان و جایگزینی آن با هویتهای بیگانه و ضد ارزشهای جامعه ایران بوده است.
در واقع علت طولکشیدن بازسازی فرهنگی ایران در دورهٔ ساسانی، سلطه طولانی فرهنگ هلنی و نابودی بخشهای مهم از فرهنگ ایرانیان بود. این سلطه بیش از ۷۰۰ سال طول کشید. سلطه عربی در قالب اموی و عباسی نیز تقریباً به همین میزان طولانی شد. ایران به عوارض ناشی از حملات ترکی-مغولی نیز، نزدیک به ۵۰۰ سال مشغول بود. در دوران استعمار نیز این داستان ادامه داشت.
روند تاریخ ایران نشان میدهد که نیروهای خارجی برای تفریح به ایران لشکرکشی نکردهاند. آنها همچنین برای یک شبمانی کوتاهمدت قصد سفر به ایران ندارند. هدف آنها حضور و ماندگاری چندقرنه است. در تجربههای پیشین بخش زیادی از خاطرات مشترک ایرانیان، وجوه فرهنگی و تمدنی آنها از بین رفت. متکی به این تجربهها، خاماندیشی است اگر موضوع سقوط دولت در ایران کنونی و اشغال آن توسط دولتهای خارجی، یعنی آمریکا و اسرائیل را صرفاً در قالب لوازم یک گذار سیاسی صورتبندی کرد. بیشک حضور آنها تبعات سنگین سیاسی برای ایران و ایرانیان خواهد داشت. تبعاتی که شاید تا قرنها تأثیر آن را نتوان درک کرد. ایران چگونه زیر بار سنگین این سلطه جدید بقا و تداوم خواهد یافت؟!
پرواضح است کسانی که خیال بقا و تداوم فرهنگ و تمدن ایرانی پس از اشغال آمریکایی-صهیونی را در سر میپروانند، نه دشمن خود را میشناسند و نه تجربههای پیشین اشغال را. خصم در همین عصر انقلاب اسلامی که کمر به نابودی آن بسته بود و سر ستیز با آن داشت، بخشهای مهمی از فرهنگ ایرانیان را دگرگون کرد حال شرایطی را در نظر بگیرید که ساختار سیاسی هم با این وضعیت همراهی کند. نتیجه هولناک خواهد بود. اینجاست که باید ارادهها معطوف به قوت و حاکمیت ایران را مجدد احیا کرد. به مظاهر همدلی با ایران و عکس آن نگاه کنیم. فارسیزبانان در حالی برای عمو ترامپ عربی میرقصند که کودک عراقی دوچرخه خود را برای کمک به ما میفروشد. انقلاب اسلامی چنین لحظهای را رقم زده است. در برابر خصمی که طرح جدیدی برای نابودی ما به کار گرفته است.
بخش اول
@iichs_ir
۱۲:۱۵
در یک سند #ساواک به تاریخ 17 اسفند 1348 آمده است: در اجرای اوامر صادره با آقای صفیپور، مدیر مجله «امید ایران»، درباره پلی کپی صورت اسامی فراماسونری مصاحبه به عمل آمد و اظهار داشت: در حدود هفته قبل سه برگ پلی کپی وسیله پست جهت نامبرده ارسال که در مقدمه آن نوشته شده بود: آقای #رائین با اغراض خصوصی گروهی از مردم محترم مملکت را #فراماسیون انگلیسی قلمداد نموده و لژ فراماسون آمریکایی را منتشر نساخته و ما برای مزید اطلاع اسامی این لژ را انتشار میدهیم.
این سند میافزاید: در این پلی کپی به طور تقریب اسامی 35 نفر از شخصیتها و افراد مختلف قید شده که اسم تعدادی از آنان را به خاطر دارم و عبارتاند: تیمسار سپهبد مبصر، تیمسار سرلشکر علیاکبر ضرغام، تیمسار تدین، تیمسار سپهبد طوفانیان، آقای #اردشیر_زاهدی ، آقای مرتضوی (سازمان برنامه)، آقای مهندس امیر قاسم معینی، آقای عبدالرضا انصاری (انجمن ایران و آمریکا)، آقای هوشنگ انصاری، خانم راد: همسر مدیرعامل فروشگاه فردوسی.
در ادامه سند ساواک آمده است: مشارالیه افزوده چون پاکت مزبور وسیله آقای فشنگچی، مدیر داخلی مجله، مفتوح گردیده بود؛ لذا ایشان پس از اطلاع از متن پلی کپی مراتب را به اطلاع آقای حسن فرامرزی (رئیس روابط عمومی وزارت امور خارجه) رسانیده و متعاقبا شخص موصوف با آقای صفیپور تماس گرفته و عنوان مینماید آقای اردشیر زاهدی پلی کپی مورد بحث را خواستار گردیدهاند که در نتیجه به وی تحویل میگردد. آقای صفیپور در خاتمه اظهار نموده برای اخذ پلی کپی به آقای فرامرزی مراجعه خواهد نمود و پس از دریافت در اختیار ساواک قرار میدهد.
@iichs_ir
۱۲:۱۸
رئیس #پژوهشکده_تاریخ_معاصر در سخنی برای امروز و فردای پس از پیروزی در #جنگ_رمضان اظهار داشت:
یک - کشورهای عربی دریافتهاند که مشارکت در تهدید ایران، خسارات جبرانناپذیری برایشان به همراه دارد.
دو - ملتهای منطقه با اقتدار ایران اسلامی همراهند و ادامه وابستگی سرانشان به آمریکا و ارتباط ذلیلانه با رژیم صهیونیستی، میتواند به انقلابهای مردمی منجر شود.
سه - توهم رژیم اشغالگر برای از میان برداشتن ایران و سپس دستاندازی به تکتک کشورهای منطقه، زنگ خطری است برای کسانی که امنیت خود را در گرو وابستگی به آمریکای جنایتکار میدیدند.
@iichs_ir
۸:۵۲
@iichs_ir
۸:۵۴
@iichs_ir
۸:۵۵
در ادامه بررسی توهمات و تحریفهای آشکار #عبدالله_شهبازی ، به یکی از بزرگترین دروغهای تئوریزه شدهی او میرسیم. آقای شهبازی ادعا میکند که ما امروز در ایران با «دو پدیده مستقل ولی همپیوند» روبهرو هستیم: یکی آنچه او «انقلاب ملی» مینامد و دیگری «تهاجم خارجی»!
هدف از این نظریهسازی دروغین، چیزی جز تطهیر جاسوسان #سیا و #موساد و تروریستهایی نیست که دستشان به خون ملت ایران آلوده است.
واقعیت این است که اساسا «پدیده مستقلی» در کار نیست! تحرکات مزدورانه و مسلحانه در داخل کشور، دقیقاً توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی شکل گرفته و پول موساد، همراهی سیا و قدرت نظامی آمریکا پشت سر جریاناتی است که نام فریبندهی «انقلاب» بر آن گذاشتهاند.
خروش مردم ایران در سراسر کشور علیه این جریان، نشان داد که آنان هیچ پایگاه مردمی ندارد.
برخلاف تصویرسازی آقای شهبازی، صحنه نبرد تنها دو جبهه دارد:
یک طرف "ملت قهرمان ایران" ایستاده است؛ و طرف دیگر، "استکبار جهانی و مزدوران داخلی (عوامل موساد)"قرار دارند.
این پدیدهای که شما از آن به عنوان «جوانان معترض و انقلابیِ مسلح» یاد میکنید، توسط چه کسی، کدام کشور و چه جریانی مسلح شدهاند؟ در کجا آموزش دیدهاند و تأمین مالی آنها از کجا صورت میگیرد؟
پاسخ صادقانه به همین سوالات کافی است تا این تئوریپردازی متوهمانه فرو بریزد ...
@iichs_ir
۱۶:۲۱
#محمود_ذکاوت
چگونه یک تمدن توانست از ابزارِ «کشاورزی» برای مهارِ اقوام مهاجم استفاده کند و سپس با همان روحیه، «نظم صوفیانه» را به دورترین نقاط جهان اسلامی صادر کند؟ اگر نظم در ایران همواره محصولِ ایدههای بومی بوده، چرا در قرن بیستم تحت سایه استعمار، این سامان از هم گسیخت؟ پاسخ این پرسش در مفهوم جدیدی نهفته است که اکنون از ایران به جهان صادر میشود: «مقاومت»
نظم کشاورزانه
مری ستتگاست(Mary Settegast) ، باستانشناس حوزه خاورمیانه، در کتاب «آنگاه که زردشت سخت گفت» به مسئله مهمی درباره ایرانیان اشاره میکند: اینکه آنها چطور کشاورزی، رشد و گسترش آن را در منطقه به مثابه ابزاری جهت کنترل هجوم به ایران بهکار گرفتند. او حتی پا را فراتر مینهد و نتیجه تعالیم زردشت در حمایت و قداست برزگری را در چنین مختصاتی صورتبندی میکند. ایرانیان با تعالیم زردشت و تأکید بر کشاورزی، اقوام مهاجم به ایران را تغییر دادند. با کشاورز شدن نیروهای بیگانه در همسایگی ایران، هجوم آنها به این سرزمین بهشدت کاسته شد. به عبارت دیگر کشاورزی و رشد آن در منطقه و جهان محصول آموزههای ایرانیان بود و این راهبرد نه تنها ایران و منطقه بلکه جهان را تغییر داد. ایرانیان جهان را دگرگون کردند.
نظم دیوانسالارانه
پس از عصر باستان و در دوران خلافتهای اسلامی، این دیوانسالاری ایرانی بود که نظم دنیای اسلام بهویژه در قلمرو مرکزی و شرقی آن را سامان داد. محمدصادق سجادی در کتاب «وزارت و دیوانسالاری ایرانی در عصر اسلامی» این موضوع را بهخوبی نمایان ساخته است. خاندانهای ایرانیِ عهدهدار وزارت در دوران خلافت وظیفه ایجاد چنین نظمی را برعهده داشتند که ریشه در دیوانسالاری دوران باستان داشت.
نظم صوفیانه
با فروپاشی خلافت به دست مغولان، نظم ایرانی منطقه صورت دیگری به خود گرفت. عرفان و تصوف، که از قرنها پیش نزد ایرانیان سامان یافته بود، در این دوره سرعت گرفت. اینبار اما نظم ایرانی محدود به قلمرو شرقی نبود، بلکه غربیترین خطههای جهان اسلامی نیز میزبان پیر و مرشدان ایرانی بودند. «سفرنامه ابن بطوطه» گزارشهای متعدد و متکثری از این نظم و شواهد گوناگون آن در خطههای مختلف جهان دارد.
نظم مقاومتی
در دوران معاصر اما سلطه استعمار جایی برای حضور و بروز نظم ایرانی در جهان اسلام و منطقه نگذاشت. کار به جایی رسید که نظم و سامان سیاسی در ایران نیز متکی به قدرت خارجی صورت گرفت. دولتهای متأخر دوران قاجار و حکومت پهلوی محصول چنین دخالتی بودند. نهضتهای مقاومت ایرانیان علیه استعمار نیز با وجود یارگیری از جهان اسلامی و ارتباط و مراوده با آنها ناکام ماند. بعد از کودتای انگلیسی ـ آمریکایی 28 مرداد 1332 خوف نابودی هویت ایرانیان برای همیشه وجود داشت. در چنین لحظهای بود که نهضت اسلامی برای حفظ، بقا و تداوم هویت ایرانیان به ظهور رسید. انقلاب اسلامی محصول اراده ایرانیان علیه چنین وضعیتی است.
روح و نظم و سامان جدید ایرانیان برای نه تنها سرزمین خود بلکه منطقه و جهان از همین نقطه آغاز شد: مقاومت. ایده و نظم جدید ایرانیان برای منطقه بلکه جهان در روزگار کنونی مقاومت است. اکنون نزدیک به نیمقرن است که این نظم در حال بقا و گسترش است. مقاومت علیه سامان غربی و به طور خاص نظم آمریکایی ایده ایرانیان برای دوران جدید است. از زمان آغاز این ایده تا اکنون آمریکا و دولتهای غربی به شیوههای گوناگون سعی در محدود و نابود کردن این نظم و ایده ایرانیان داشتهاند. کار به رویارویی آتشین و جنگ نیز کشیده شد. مقاومت اما نه تنها زنده است، بلکه اکنون چند سال است که در سرزمینهای غربی نیز یارگیری میکند. جنگ، مذاکره و توافق یا هر شیوه دیگری قادر نخواهد بود ایده ایرانیان برای نظم منطقه و جهان را نابود کند.
@iichs_ir
۵:۲۷
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی #پژوهشکده_تاریخ_معاصر ؛ کتاب « #برنامه_آخر » (تنگناهای زنجیرهای #برنامه_عمرانی_ششم در دوره پهلوی)، که به تازگی روانه بازار نشر شده، برهه حساس سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ را از منظر برنامهریزی توسعه واکاوی میکند. نویسنده در این اثر معتقد است که تقابل میان «تمایلات شخصی شاه» و «نظرات کارشناسی سازمان برنامه» به اوج خود رسیده بود. (مشاهده فهرست مطالب)
این کتاب در سه فصل اصلی، ابتدا به پیشینه برنامهریزی در ایران پرداخته و سپس «تنگناهای ساختاری» را عامل اصلی شکست طرحهای عمرانی معرفی میکند. از کمبود نیروی انسانی ماهر و ضعف زیرساختهای فیزیکی تا بحران تورم و محدودیتهای مالی، همگی دست به دست هم دادند تا «برنامه ششم» به جای آنکه پلی به سوی تمدن بزرگ باشد، به سندی برای اثبات بنبست اقتصادی تبدیل شود.
پژوهشکده تاریخ معاصر که همواره پیشرو در انتشار اسناد و واکاوی زوایای پنهان تاریخ معاصر ایران است، در جدیدترین اثر خود در سال ۱۴۰۴، کتاب «برنامه آخر» (تنگناهای زنجیرهای برنامه عمرانی ششم در دوره پهلوی) را به جامعه علمی عرضه کرده است. این کتاب در ۲۴۱ صفحه، حجمی متناسب برای مطالعه محققان و علاقمندان به تاریخ اقتصادی دارد و با تکیه بر اسناد متقن، تصویری تازه از روزهای پایانی اقتصاد پهلوی ترسیم میکند.
کتاب «برنامه آخر (تنگناهای زنجیرهای برنامه عمرانی ششم در دوره پهلوی)» را میتوان از طریق فروشگاه کتاب پژوهشکده تاریخ معاصر در فضای مجازی یا مراکز پخش کتابهای این پژوهشکده در تهران و شهرستانها تهیه کرد.
عنوان کتاب: برنامه آخر (تنگناهای زنجیرهای برنامه عمرانی ششم در دوره پهلوی)نویسنده: #سیده_لیلا_موسویناشر: پژوهشکده تاریخ معاصر سال انتشار: ۱۴۰۵ تعداد صفحات: ۲۴۱ صفحهموضوع: تاریخ اقتصادی ایران، برنامهریزی توسعه، دوره پهلوی دوم
برای اطلاعات تکمیلی از جمله فهرست کتاب بر روی لینک کلیک کنید!
@iichs_ir
۹:۱۳