عکس پروفایل امام رضا علیه السلاما
۱۰۱ عضو

امام رضا علیه السلام

هرچند تو را ضامن آهو خوانندای ضامنِ صد قافله دل، ادرکنی... undefinedundefined
امام رضا علیه السلام
undefinedundefinedundefinedundefined در همین فکرها هستم که صدای استاد مرا به خود می‌آورد: -- خوب! کار من تمام شد. ببخشید که معطّل شدید! باید نوشتن این مطلب را تمام می‌کردم. -- جناب استاد! من از راه دوری آمدم تا از شما در مورد حوادث بعد وفات پیامبر سوال کنم، زیرا شنیده‌ام شما تاریخ شناس خوبی هستید. -- سوال شما چیست؟ -- آیا بعد از وفات پیامبر، کسی به خانه فاطمه (علیها السلام) هجوم برد؟ -- فکر می‌کنم همان کتاب «امامت و سیاست» را بخوانی، به پاسخ خود می‌رسید. من برای نوشتن آن کتاب، زحمت زیادی کشیده ام. @ImamReza313_ir
undefinedundefinedundefinedundefined
من کتاب را برمی دارم و چنین می‌خوانم: «عدّه ای از مردم مدینه در خانه علی جمع شده بودند، آن‌ها کسانی بودند که با ابوبکر بیعت نکرده بودند. ابوبکر، عُمَر را فرستاد تا آن‌ها را برای بیعت به مسجد بیاورند.
عُمَر به سوی خانه علی رفت و از آنان خواست تا از آنجا خارج شوند و با ابوبکر بیعت کنند، امّا آنان قبول نکردند.
اینجا بود که عُمَر دستور داد تا هیزم بیاورند، وقتی هیزم‌ها را آوردند او فریاد زد: به خدا قسم! اگر از این خانه بیرون نیایید، خانه و اهل آن را آتش می‌زنم.

گروهی از مردم به عُمَر گفتند: ای عُمَر! فاطمه در این خانه است، او در جواب گفت: برای من فرقی نمی کند که چه کسی در خانه است...
وقتی فاطمه این سخن عُمَر را شنید با صدای بلند چنین گفت: بابا! یا رسول اللّه! ببین که بعد از تو، عُمَر و ابوبکر چه ظلم‌هایی در حقّ ما روا می‌دارند! ».

با خواندن این قسمت از کتاب، به فکر فرو می‌روم، استاد دِینَوَری که از بزرگ ترین علمای اهل سنّت است، این مطلب را در کتاب خود ذکر کرده است.
چرا فاطمه (علیها السلام) این گونه فریاد برمی آورد؟
مگر در آن روزها چه حوادثی در شهر مدینه روی داده است؟
آن برادر سُنّی، همه این حوادث را دروغ می‌دانست، اگر این ماجرا افسانه است، پس چرا استاد دِینَوَری آن را ذکر کرده استundefined
#ادامه_دارد...
@ImamReza313_ir

۱۰

۶:۲۷