امام رضا علیه السلام
همه مردم شهر در خوابند و من بیدارم! نگاهی به ساعت میکنم، ساعت سه نیمه شب است، من معمولاً کتابهای عربی میخوانم، شاید بدانی که کتابهای اصلی و معتبر در زمینه علوم اسلامی، به زبان عربی هستند. فکری به ذهنم میرسد: من باید جواب آن برادر سُنّی را از خودِ کتابهای اهل سنّت بدهم، بعد از آن به مطالعه کتابهای شیعه بپردازم. نگاهی به قفسه کتاب هایم میکنم، بیشتر کتابهای من، کتابهای علمای شیعه است. من فردا باید به کتابخانه بروم، خدا کند کتابهایی را که نیاز دارم بتوانم آنجا پیدا کنم! #۱
اینجا کتابخانه «آیت اللّه نجفی» است. در خیابان ارم، شهر قم.
من در حال مطالعه هستم، همه کتابهایی را که نیاز دارم، در اینجا هست. گاهی مطالبی را که برایم جالب است، در فیشهای خود مینویسم.
راستی یادم باشد که از تو تشکّر کنم، تو کار بزرگی کردی که مرا با این مطلب آشنا کردی! من باید به تو بگویم که اگر دیشب تا دیر وقت مطالعه کردم و امروز هم به اینجا آمده ام، علّت خاصّی دارد، من میخواهم از حقانیّت مادرم، فاطمه (علیها السلام) دفاع کنم.
#۱
۱۱
۸:۵۵