امام رضا علیه السلام


روزها به کتابخانه میآیم، خیلی خوشحال هستم که قسمتی از این کتابخانه، به صورت «قفسه باز» است، به راحتی به همه کتابها دسترسی دارم، مطالب زیادی را به صورت فیش آماده کرده ام، به نتایج خوبی رسیده ام. اینها همه فیشهای تحقیقی من است، وقتی کار فیش برداری تمام شود، آن وقت تازه، نوشتن شروع میشود، آری! آن وقت است که زندگیم شروع میشود، زندگی در نگاه من، فقط فرصتی است برای نوشتن! از آن شب که مهمان من بودی، یک ماه گذشته است، اکنون دیگر وقت آن شده که نوشتن را آغاز کنم، بسم اللّه میگویم، قلم در دست میگیرم و چه شکوهی داری تو ای قلم که خدا هم به تو سوگند یاد کرده است. ن وَ الْقَلَمِ وَ مَا یَسْطُرُونَ... #ادامه_دارد... #۱ @ImamReza313_ir
اینجا شهر بغداد است، من به این شهر آمدهام تا استاد دِینَوَری را ملاقات کنم، من به تاریخ سفر کرده ام، به قرن سوم هجری آمده ام...
معلوم است میخواهی بدانی استاد دِینَوَری کیست؟
او استادی بزرگ و افتخاری برای جهان اسلام است و کتابهای زیادی نوشته است، کتابهای او مورد توجّه دانشمندان است،
مردم میگویند: «در خانه ای که کتابهای استاد دِینَوَری نباشد، در آن خانه، هیچ خیری نیست».
استاد دِینَوَری، مدّت کوتاهی قاضی شهر «دینور» بود، دینور، شهری در استان کرمانشاه است و به همین دلیل، به «دِینَوَری» مشهور شد، همه او را با این نام میشناسند.
استاد بعد از مدّتی از دینور به بغداد بازگشت و بار دیگر به علم و دانش مشغول شد.
من روبروی استاد دِینَوَری نشسته ام، او مشغول نوشتن است، باید صبر کنم تا او مطلب خود را تمام کند و بعد سوال خود را بپرسم.
بیش از ۶۰ سال از زندگی استاد گذشته است، امّا عشق او به نوشتن هرگز کم نشده است.
من نگاهی به قفسه کتاب میکنم، اینها همه کتابهایی است که استاد تألیف کرده است، به راستی او چگونه توانسته است بیش از ۶۰ کتاب بنویسد؟
اجازه میگیرم و یکی از کتابها را برمی دارم تا مطالعه کنم.
@ImamReza313_ir
۹
۶:۲۷