روایت تکبیر در آینه تاریخ
تکبیر، این آوای برخاسته از ژرفای ایمان، در سه بزنگاه حساس تاریخ معاصر ما، چونان سدی سترگ در برابر دشمنان ایستاده و لرزه بر اندام آنان افکنده است...
در خاکریزهای نور، دفاع مقدسدر آن هشت سال پرشکوه، «الله اکبر» تنها فریاد نبود، بلکه تبلور صلابتی بود که در برابر تانکها و بمبها قد علم میکرد. رزمندگان، با ذکر یا حسین، ترس را در دل دشمن میکاشتند. دشمن، که جز سلاح سرد و گرم نمیشناخت، ناگاه خود را در برابر نیرویی معنوی میدید که با هر تکبیر، ارادهاش سستتر و دلش هراسانتر میشد. این تکبیر، روح مقاومت بود که دشمن را به عقبنشینی وامیداشت. سیده زهرا حسینی در کتاب دا" از خاطراتش میگوید؛ آخرش گفتم: «هر کس در قبال کاری که میکنه مسئوله. من اینجا احساس مسئولیت کردم که این حرفا رو برای شما بگم. حالا شما خودتون میدونید و خدای خودتون. خرمشهر مال من یا مال این شهید نیست. خرمشهر مال همۀ ایرانه. صدام اومده همۀ ایران رو بگیره. اگه جلوش نایستیم، امروز خرمشهر رو میگیره، فردا میآد اینجا رو تصرف میکنه. پس باید با چنگ و دندون از مملکتمون دفاع کنیم. ما که گفتیم سرباز امامیم، حالا باید نشون بدیم که سرباز واقعیشیم و گوش به فرمانش داریم.» جمعیت تکبیر گفت و به دنبالش شعار «مرگ بر صدام»، «مرگ بر امریکا» و «مرگ بر خائن» سر دادند...
و اما سالها بعد... در خاک شام، هنگامی که غده سرطانی داعش، چون اختاپوسی سیاه، بر پیکر سوریه سایه افکند، باز هم ندای تکبیر بود که در برابر این هیولای ترور طنینانداز شد. اما اینبار، تکبیر رنگ و بوی دیگری داشت. لبیک یا زینب و لبیک یا حسین که از سینهی مدافعان حرم برمیخاست، نه فقط اعلام وفاداری به خاندان نبوت، که اعلام جنگی دیگر بود؛ جنگ با وارثان یزید، با کسانی که نام خدا را بر زبان میآوردند، اما درندهتر از هر حیوان وحشی بودند. محمد حسین نوروزی جانبار مدافع حرم در خاطرات کتاب "معراج از اسلو، از آن روزها میگوید: آنها توپ را طرف ما میگرفتند و شلیک میکردند گلوله زوزهکشان از بالای سر ما رد میشد و نورش تپه را روشن میکرد. پانزده بار شلیک کردند. انتظار داشتند که ما هم شلیک کنیم تا موضعمان مشخصتر بشود و بتوانند ما را بزنند؛ ولی از سمت ما هیچ کس شلیک نمیکرد. یکی از بچهها بعد از شلیکهای دشمن بلند فریاد زد «لبیک یا زینب» با فریاد او بقیه بچهها هم به همان حالت شعار دادند. نیروهای دشمن هشتاد تا صد متر بیشتر از ما فاصله نداشتند وقتی صدای شعار ما را شنیدند، آنها هم شعار دادند «لبیک یا عمر» «لبیک یا عثمان» با شنیدن این شعارها بلندتر شعار دادیم: «لبیک یا حسین» «لبیک یا حسین» آنها شلیک میکردند و در شعار دادن کارشان حتی به «لبیک یا یزید» هم کشید همچنان شلیک نمیکردیم و فقط شعار میدادیم. همین شلیک نکردن ما وهمی در دل اینها انداخت صدای ما میآمد، ولی نمیدانستند کجاییم. در جنگ اگر بدانی دشمنت کجاست خیالت راحت است که از کجا شلیک میشود؛ ولی وقتی ندانی استرس میگیری و هر آن فکر میکنی که شاید دشمن در چند متری تو باشد. پیچیدن صدای شعار ما و نامعلوم بودن جمع ما، داعشی ها را ترساند. از صدای فریادشان میشد فهمید که تعدادشان دارد لحظه به لحظه کمتر می شود. هوا که روشن شد همه آنها رفته بودند. ما تک تیراندازها بالای ساختمانها مستقر شدیم و بچهها مشغول پاک سازی شدند. فهمیدیم با همان شعارها چنان رعب و وحشتی آنها را فرا گرفته که فوری عقب نشینی کردهاند؛ حتی هنگام پاک سازی با دوربین دیدم که یک فرد قد بلند از نیروهای دشمن با چشمهای سرخ و خواب آلود بلند شد و ایستاد. معلوم بود آن قدر سریع عقب کشیدهاند که این بیچاره خواب بوده و جا مانده!
و امروز... در برابر هیبت پوشالی آمریکا و اسرائیل، مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل، همان تکبیر نوین است و الله اکبر اعلام بیزاری از طاغوت و استکبار، تجلی همان قدرتی است که دشمنان دیروز و امروز را به زانو درمی آورد. این فریاد، نه فقط ترس را در دل دشمن میاندازد، که روح مبارزه را در جان آزادگان جهان زنده میکند. همچون روایت زن ایرانی که در حال فیلمبرداری از خود و توضیح معنای «الله اکبر» به زبان انگلیسی برای مخاطب بینالمللی است، در همان لحظه پرتابههای دشمن متجاوز، همانجا پشت سر او در محل راهپیمایی روز قدس برخورد میکند و سپس او و سایر مردم بلند فریاد میزنند «الله اکبر» بیآنکه پناه بگیرند یا فرار کنند؛ این صحنۀ عجیب صدق گفتار و عمق اعتقاد و بطن معنای الله اکبر را در جان مردم ایران نشان میدهد.
این تنها نبرد سلاحها نیست، بلکه نبرد ارادههاست، نبرد عقیدههاست و تاریخ گواه است که ایمان، حتی اگر در سکوت باشد، از غرش توپها کوبندهتر است.
الله اکبر 
ملیحه احمدی
#جنگ_تحمیلی_سوم
با ما در این #جنگ_تحمیلی همراه باشید ...@imposedwar
تکبیر، این آوای برخاسته از ژرفای ایمان، در سه بزنگاه حساس تاریخ معاصر ما، چونان سدی سترگ در برابر دشمنان ایستاده و لرزه بر اندام آنان افکنده است...
این تنها نبرد سلاحها نیست، بلکه نبرد ارادههاست، نبرد عقیدههاست و تاریخ گواه است که ایمان، حتی اگر در سکوت باشد، از غرش توپها کوبندهتر است.
#جنگ_تحمیلی_سوم
۱۲:۳۸