🪽 من و او .
چقدر تنگ شده این دل کوچولو 🫠🤍
این دلتنگی تنم رو داره میسوزونه
۲۱:۳۰
ممبرای من گلی از گل های بهشتن چون من تاحالا بهشون پاکت ندادم که بخاطر این جیزا بیان پیشم ( پول ندارم ) 
۲۲:۱۹
منقول پاکت نمیدم سوپرایز میکنم
۲۲:۳۲
تا ۳ شب پای درد و دل بقیه میشینم موقع بدبختی خودم هیچکس نیست
۲۲:۳۵
🪽 من و او .
چه وایب خوبی داره این عکس.🥲🤍 _ @aga8reza .
حال که نیستی کنارم ، خودم تو را کنار خیش میبینم
دستم را گرفته ای و وارد صحن کوثر میشویم
—السّلام علیک یامولا یاغَریبَ الغُرَبا ویا معین ضُعَفا والفقرا السلطان یا ابا الحسن یاعلی بن الموسی ابن الرضا ورحمت الله و بَرَکاتُه اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مَولانا یا صاحِبَ الزَّمان اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خَلیفَةَ الرَّحمنِ —قدم از قدم بر میداریم و میگذریم ، از کنار فرش ها ، کودکان ، خدام ها ، ..تا به سقاخانه برسیم .دل در دل ما نیست و قلب هایمان میخواهد از جا دربیاید .بار اول نیست که پا بوس آقا میآییم ، از کودکی در صحن و سرای او دنبال بازی کرده و نماز خوانده ایم .تمام هلهله های در ما از ذوق و شوق این بود که حال قرار از کودک هایمان را در اینجا بزرگ کنیم .دستانت رو سفت در دستم گرفته ام و قدم هایم را سریع تر میکنم ، این بار اولین نیست که در حرم قدم میزنم اما بار اول است که تو مال و منی و در کنار تو قدم میزنم ؛ به ورود سقاخانه رسیدیم بوسه به درب زدیم و تو دست و چادر مرا بوسیدی .به داخل حیاط رفتیم و تو همان کوه من شدی که از اقا خواسته بودم .در آغوشت بودم، آغوش محرمی که به من عشق آموخت ،عشق تو مرا مجنون ساخت و آمدم که از ضامن آهو شفاعت بگیرم رو به روی حرم ایستادیم و ...
#خاطره_ای_از_آینده— – ‐ @iran_reyhun
دستم را گرفته ای و وارد صحن کوثر میشویم
—السّلام علیک یامولا یاغَریبَ الغُرَبا ویا معین ضُعَفا والفقرا السلطان یا ابا الحسن یاعلی بن الموسی ابن الرضا ورحمت الله و بَرَکاتُه اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مَولانا یا صاحِبَ الزَّمان اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خَلیفَةَ الرَّحمنِ —قدم از قدم بر میداریم و میگذریم ، از کنار فرش ها ، کودکان ، خدام ها ، ..تا به سقاخانه برسیم .دل در دل ما نیست و قلب هایمان میخواهد از جا دربیاید .بار اول نیست که پا بوس آقا میآییم ، از کودکی در صحن و سرای او دنبال بازی کرده و نماز خوانده ایم .تمام هلهله های در ما از ذوق و شوق این بود که حال قرار از کودک هایمان را در اینجا بزرگ کنیم .دستانت رو سفت در دستم گرفته ام و قدم هایم را سریع تر میکنم ، این بار اولین نیست که در حرم قدم میزنم اما بار اول است که تو مال و منی و در کنار تو قدم میزنم ؛ به ورود سقاخانه رسیدیم بوسه به درب زدیم و تو دست و چادر مرا بوسیدی .به داخل حیاط رفتیم و تو همان کوه من شدی که از اقا خواسته بودم .در آغوشت بودم، آغوش محرمی که به من عشق آموخت ،عشق تو مرا مجنون ساخت و آمدم که از ضامن آهو شفاعت بگیرم رو به روی حرم ایستادیم و ...
#خاطره_ای_از_آینده— – ‐ @iran_reyhun
۲۲:۵۲
دلم میخواد رنگ چشم هاشو تزریق کنم و خونم اون رنگی باشه دور چشات بگردم🫠
۲۳:۱۲
پاکت هدیه 
۲۳:۱۵
سلام خانوم و آقاها
۸:۱۹
بازارسال شده از TiTi🍓
بچها این پیاممو فوروارد کنید کانال هاتون ، لینک بفرستید . به صورت رندوم یه تیکه کتاب تقدیمتون کنم 🩶
۸:۳۲
این منم ، من من نمیگویم در خیابانم برای شهدای بلند مقام در دولت ایستاده ام .من برای سرباز های کوچک و وطنم بیرونم .من خودمم ، و تغییری در من ایجاد نمیشود .جاوید میمانم و میماند ایرانم همچو جاوید نامان .پای وطن و هم وطنم ، خواهر و برادرم . هر کس که هر کدام از آن هارا به کام مرگ بکشاند حرامزاده ای بیش نیستمن درکنار دشمن خویش و دشمن هموطنم نمی ایستم .من کنار وطنمم و هم وطنمم ، هر کس که به مرگ غیر از مرگ الاهی برود قاتل او دشمن من است .و این را میدانم که اگر تاریخ کشور خود و شاه و شاهزاده اش را به تمسخر بگیرم یا در طول جنگ بر حکومت کشورم توهین کنم وطن فروشم .پرچم در دست من نشان از ایران است و نه دولت او!من در کنار ایرانم و نه حکومت اوبه یاد شهدای جنگ رمضان و دی 40000 تن
یا علی 
۸:۵۳
آقا چالش این پیامم رو ارسال کنید داخل چنل هاتون و برام تو ناشناس آیدیتونو بفرستید منم وایب چنلتونو با عکس براتون ارسال میکنم 🥹🩷‐ @iran_reyhun –
️ تمام شد
۹:۱۱
🪽 من و او .
آقا چالش این پیامم رو ارسال کنید داخل چنل هاتون و برام تو ناشناس آیدیتونو بفرستید منم وایب چنلتونو با عکس براتون ارسال میکنم 🥹🩷 ‐ @iran_reyhun –
️ تمام شد
ساعت ۶ چالش تموم میشه
۹:۱۵
اسم کانال عوض شد گممون نکنید
۱۰:۲۱
آقای دهقان پور عزیز من اومدم درس علوم بخونم نه درس زندگی و دینی و آیه قرآن درستو بده مرد چیکار به این چیزا داری
۱۱:۳۱
از دو چهل دیقه درس استارت خورد خدا کمکم کنه اگههه تا ۵ درس بخونم بعد دوماه بعدش براتون سوپرایز دارم🩷
۱۲:۰۱
بازارسال شده از سَمآوآت
۱۳:۳۰
🪽 من و او .
رفتن اینجا؛
۲۴
۱۳:۳۰
بلاخره یه فصل علوم تموم شد

۱۴:۳۱
آدما بدتر از اونین که بشه فکرش رو کرد
۱۲:۴۸