ادامه بیانیه انجمن بینالمللی جامعهشناسی
با توجه به این وضعیت، انجمن بینالملی جامعهشناسی: · اقدامات نظامی مستمرِ ایالات متحده و اسرائیل در منطقه را محکوم میکند؛ · خواستار توقف فوری جنگ و اتخاذ تدابیری برای حفاظت از جمعیتهای غیرنظامی است؛ · همه طرفها را به پایبندی به قوانین بینالمللی و اصول انسانی فرا میخواند؛· بر ضرورت گفتوگو، دیپلماسی و حل مسالمتآمیز منازعات به عنوان تنها مسیر مشروع تأکید دارد.
به علاوه، انجمن بینالملی جامعهشناسی از انجمنهای جامعهشناسی سراسر جهان میخواهد تا ارزشهای صلح، گفتوگو و همکاری بینالمللی را ترویج دهند و با پژوهش، آموزش و مشارکت عمومی، در دفاع از جان انسانها و تقویت جوامع دموکراتیک و مسالمتآمیز سهیم شوند. این انجمن همچنین بر نیاز همه کشورها به بررسی انتقادی شرایط ساختاریای تأکید دارد که زمینهساز چنین درگیریهایی هستند، از جمله نابرابریهای جهانی، منافع اقتصادی، و اشکال پایدار سلطه که چهره جنگهای معاصر را شکل میدهند.
به عنوان یک اجتماع جهانی از جامعهشناسان، ما بر تعهد خود به دفاع از زندگی در تمام ابعاد آن ــ انسانی، اجتماعی و زیستمحیطی ــ و بر ترویج جوامعی عادلانهتر، صلحآمیزتر و پایدارتر تأکید میکنیم.
این بیانیه را در سایت انجمن جامعهشناسی ایران ببینید.
لینک بیانیه در سایت انجمن بینالمللی جامعهشناسی
www.isa.org.ir@iran_sociology#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
به عنوان یک اجتماع جهانی از جامعهشناسان، ما بر تعهد خود به دفاع از زندگی در تمام ابعاد آن ــ انسانی، اجتماعی و زیستمحیطی ــ و بر ترویج جوامعی عادلانهتر، صلحآمیزتر و پایدارتر تأکید میکنیم.
این بیانیه را در سایت انجمن جامعهشناسی ایران ببینید.
www.isa.org.ir@iran_sociology#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
۶:۲۲
انجمن جامعهشناسی ایران- کانال موقت
بیانیه انجمن بینالمللی جامعهشناسی در محکومیت تشدید جنگ و خشونت در خاورمیانه در پی ارسال نامه انجمن جامعهشناسی ایران و اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی ایران به انجمن بینالمللی جامعهشناسی (International Sociological Association)، این انجمن با انتشار بیانیهای اقدامات نظامی ایالات متحده و اسرائیل در خاورمیانه و به ویژه هجوم به ایران و لبنان را شدیدا محکوم کرده و این اقدامات را ناقض اصول اساسی منشور سازمان ملل متحد و حقوق بینالملل است دانستهاست. بیانیه، این منازعات را در چارچوب نابرابریها و عدم توازنهای جهانی دیرپای قدرت دانسته و بر ضرورت گفتوگو، دیپلماسی و حل مسالمتآمیز منازعات به عنوان تنها مسیر مشروع تأکید کردهاست. در فراز پایانی بیانیه از انجمنهای جامعهشناسی سراسر جهان خواسته شده تا ارزشهای صلح، گفتوگو و همکاری بینالمللی را ترویج دهند و با پژوهش، آموزش و مشارکت عمومی، در دفاع از جان انسانها و تقویت جوامع دموکراتیک و مسالمتآمیز سهیم شوند. ترجمه فارسی بیانیه در زیر آمده و متن انگلیسی آن در فایل پیدیاف پیوست شده است. بیانیه انجمن بینالمللی جامعهشناسی در محکومیت تشدید جنگ و خشونت در خاورمیانه آوریل 2026
انجمن بینالمللی جامعهشناسی (ISA)، بر اساس اساسنامه خود و با پایبندی به دفاع از کرامت انسانی، آزادی علمی و دانشگاهی، و پیشرفت دانش جامعهشناسی، تشدید اقدامات نظامی ایالات متحده و اسرائیل در خاورمیانه را، بهویژه آنهایی که ایران و لبنان را تحت تأثیر قرار دادهاند، بهشدت محکوم میکند. اقدامات نظامی جاری، از جمله حمه به جمعیتهای غیرنظامی و زیرساختهای حیاتی مانند مدارس، بیمارستانها، دانشگاهها، آثار تاریخی و زیرساختهای انرژی، موجب رنج عظیم انسانی شده و شرایط لازم برای زندگی اجتماعی و علمی را از بین میبرد. همانطور که انجمنهای جامعهشناسی در منطقه تأکید کردهاند، این وقایع توانایی آموزش، پژوهش و تداوم زندگی نهادهای علمی را مستقیما تحت تأثیر قرار میدهد و در شرایطی از نااطمینانی و مخاطره زیاد قرار میدهد.
انجمن یادآور میشود که استفاده از زور علیه حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها ناقض اصول اساسی منشور سازمان ملل متحد و حقوق بینالملل است. در این ارتباط، کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل اقدامات نظامی اخیر ایالات متحده و اسرائیل را نقض قوانین بینالمللی و اقدامی تجاوزکارانه دانسته و نسبت به خطر مصونیت دولتهای قدرتمند و پیامدهای ویرانگر آن برای جمعیتهای غیرنظامی هشدار دادهاند. این ارزیابیها بر ضرورت یادآوری دوباره اصول قانونی بینالمللی و حفاظت از زندگی انسانی در برابر نظامیگریِ فزاینده تأکید دارند. عادیسازی چنین اقداماتی تهدیدی جدی نهتنها برای ثبات منطقهای، بلکه برای شرایط بنیادین همزیستی انسانی در سطح جهانی است.
انجمن بینالملی جامعهشناسی همچنین محدودیتهای وارد شده بر آزادیهای بنیادین را، از جمله آزادی بیان و آزادی علمی، در کشورهای درگیر، و سرکوب اعتراضات اخیر و محدودیتهای حیات علمی و مدنی در ایران، که جوامع دانشگاهی و شرایط انجام کار جامعهشناسی را به شدت متأثر کرده است، محکوم میکند. این محدودیتها تحت هیچ شرایطی قابل توجیه نیستند. تشدید جنگ بهجای حل این مشکلات، خطر تقویت رویههای اقتدارگرایانه را در پی دارد، زیرا شرایط منازعه اغلب برای محدودکردن مخالفتها، کنترل جمعیتها و محدودسازی زندگی دموکراتیک مورد استفاده قرار میگیرد. از یک منظر جامعهشناختی، این منازعات در چارچوب نابرابریها و عدم توازنهای جهانی دیرپای قدرت، و همچنین در بستر منافع ژئوپلیتیکی و اقتصادیِ شکلدهنده به منازعات معاصر ریشه دارند. تداوم راهبردهای نظامی و مداخلهگرانه بازتابدهنده شرایط ساختاری ژرفی است که خشونت را بهصورت نامتناسب در مناطق مختلف بازتولید کرده و جمعیتهایی را که پیشتر در برابر آسیبپذیریهای متعدد قرار دشتهاند، بیش از پیش تحت تأثیر قرار میدهد. این منازعات همچنین با تداوم اشغال سرزمینهای فلسطین و بلندیهای جولان سوریه توسط اسرائیل ــ که طبق حقوق بشر بینالمللی (بهویژه کنوانسیون چهارم ژنو) و قطعنامههای متعدد شورای امنیت سازمان ملل (از جمله قطعنامههای ۲۴۲ و ۲۳۳۴) به رسمیت شناخته شده ــ درهمتنیدهاند و به عنوان یکی از عوامل تداوم چرخههای خشونت و بیثباتی شناخته میشوند. ادامه
www.isa.org.ir @iran_sociology #انجمن_جامعه_شناسی_ایران
Letter to ISA - US Israel War against Iran (3).pdf
۲۶۳.۳۴ کیلوبایت
نامه انجمن جامعهشناسی ایران و اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی ایران به انجمن بینالمللی جامعهشناسی در خصوص جنگ و تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران.
www.isa.org.ir@iran_sociology#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
www.isa.org.ir@iran_sociology#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
۶:۲۵
المیرا بهمنی(دانشآموخته جامعهشناسی)
«بحران آن زمان است که کهنه در حال مرگ است و نو هنوز زاده نشده.»( دفترهای زندان. ۱۹۷۱. جلد ۳. ص ۲۷۶)کار روشنفکرانه در میانهی فاجعه به چه معناست؟ آنزمان که افقهای بهروزی محدودند و تصور آینده برای هیچکس ملموس نیست گفتگوی نیروهای مترقی بر سر اصول مبارزه راه به کجا میبرد؟ منظور از گفتگو چیست و روشنفکر چگونه میتواند همدلی را در شیوه اندیشیدن خود وارد کند؟ چطور میشود بر اصول ایستاد، اما به مردم پشت نکرد؟ و چطور میشود اقتدارطلبی را دید و همزمان از کنار رنج مردم به راحتی نگذشت؟۱) آنکه خشونتدیده و سوگوار است تردیدی بهجا در اهمیت گفتگو دارد: وقتی از فردایمان نامطمئنیم دم زدن از گفتگو به چه کار میآید؟ آنهنگام که زندگی پیوسته با تحقیر و سرکوب همراه است شاید نوشتن از گفتگو و کار روشنفکر (قشری که تا حد زیادی در این سالها بیاعتبار شده) سادهلوحانه بهنظر برسد. فاجعه اغلب تمام نیروها را به فکر اقدام فوری علیه «مصادره»ی صدای مردم به دست رقبا میاندازد. دلنگرانیای که هرچقدر مشروع و موجه باشد، بعید است بدون کالبدشکافی زمینهای که بخشی از «مردم» را به سوی نیروهای اقتدارگرا پیوند زده و ارتباط ارگانیک آنان را با نیروهای مترقی مسدود کرده، راه به جایی ببرد.اما اگر از همین ابتدا بر سر تعریفی از روشنفکر توافق داشته باشیم کار راحتتر میشود. اگر نقش اساسی روشنفکر را تسهیلگری فهم، تولید زبان و ایجاد پلی میان تجربه زیسته و مفهوم بدانیم، آنگاه او دیگر نه سخنگوی خودخوانده مردم است و نه قاضی اخلاق. او نه ناجی، که میانجی است. میانجیگری او میان جامعه مدنی و جامعه سیاسی، بهگونهای است که از کنشهای غیررسمی و غیرقانونی مردم صورتبندی نظریای بهدست دهد. این کار منوط به دو اقدام است: ۱) ترجمه سیاست زیسته به زبان نظری و ۲) ترجمه مفاهیم دموکراتیک جامعه مدرن به زبان قابل فهم برای جامعه.
ادامه این یادداشت را در سایت انجمن جامعهشناسی ایران بخوانید.
#انجمن_جامعهشناسی_ایران#دی_۱۴۰۴
۹:۰۵
فراخوان نوشتار جنگانجمن جامعهشناسی ایران
جنگهایی که آمریکا و اسرائیل در طول سال گذشته بر ایران تحمیل کردند، درعین پیشبینیپذیری، شگفتآور بود. از سویی در چهارچوب منطق امپراتوری در مدرنیتهی پساامپریالیستی، جنگ به رویه تبدیل شده است. به قول هارت و نگری امروز، جنگ دیگر نه ادامهی سیاست، بلکه خود سیاست به زبانی دیگر است. منطق امپراتوری، خواهان برقراری صلح است اما فقط پس از انجام جنگهای بیشتر؛ منطقی که امروز به روشنترین وجه خود را در شعار ترامپ نشان میدهد: صلح از طریق قدرت. بنابراین عجیب نیست که هر زمان در گوشهای از جهان جنگ تازهای آغاز شود. از سوی دیگر، دستکم از 7 اکتبر به این سو، دومینویی از حوادث در خاورمیانه شروع شد که کمتر کسی به این شکل و به این سرعت انتظار آن را داشت. این حوادث، نه تنها کشور ایران را در ابعاد مختلف وارد دوران جدیدی خواهد کرد، بلکه نقطهی چرخشی بنیادین است که میتواند مناسبات جهانی را به پیش و پس از خود تقسیم کند. این حوادث را چهگونه میتوان توضیح داد؟ این وقایع ما را وارد چه آیندهای خواهد کرد؟ ما، چه به عنوان نیروی سیاسی، چه تحلیلگر اجتماعی، چه یک شهروند عادی چهگونه میتوانیم در ساختن آیندهای که در حال ورود به آنیم نقشی ایفا کنیم؟ خلاصه آنکه این وقایع چه پرسشهای تازهای دربرابر ما قرار خواهد داد و درک ما را از خود و جهان چهگونه متأثر خواهد کرد؟ انجمن جامعهشناسی میخواهد بخشی از تلاشی جمعی باشد در جهت کمک به روشنتر کردن تصویرمان از امروز و ترسیم تصویرهایی همپذیرتر و زیستپذیرتر از آینده. نوشتارهای خود را دربارهی این روزهای ایران و جهان، از جنگ 12 روزه تا جنگ 40 روزه به آدرس زیر در بله بفرستید: @wararticle
#انجمن_جامعهشناسی_ایران#جنگ_نوشتهها
جنگهایی که آمریکا و اسرائیل در طول سال گذشته بر ایران تحمیل کردند، درعین پیشبینیپذیری، شگفتآور بود. از سویی در چهارچوب منطق امپراتوری در مدرنیتهی پساامپریالیستی، جنگ به رویه تبدیل شده است. به قول هارت و نگری امروز، جنگ دیگر نه ادامهی سیاست، بلکه خود سیاست به زبانی دیگر است. منطق امپراتوری، خواهان برقراری صلح است اما فقط پس از انجام جنگهای بیشتر؛ منطقی که امروز به روشنترین وجه خود را در شعار ترامپ نشان میدهد: صلح از طریق قدرت. بنابراین عجیب نیست که هر زمان در گوشهای از جهان جنگ تازهای آغاز شود. از سوی دیگر، دستکم از 7 اکتبر به این سو، دومینویی از حوادث در خاورمیانه شروع شد که کمتر کسی به این شکل و به این سرعت انتظار آن را داشت. این حوادث، نه تنها کشور ایران را در ابعاد مختلف وارد دوران جدیدی خواهد کرد، بلکه نقطهی چرخشی بنیادین است که میتواند مناسبات جهانی را به پیش و پس از خود تقسیم کند. این حوادث را چهگونه میتوان توضیح داد؟ این وقایع ما را وارد چه آیندهای خواهد کرد؟ ما، چه به عنوان نیروی سیاسی، چه تحلیلگر اجتماعی، چه یک شهروند عادی چهگونه میتوانیم در ساختن آیندهای که در حال ورود به آنیم نقشی ایفا کنیم؟ خلاصه آنکه این وقایع چه پرسشهای تازهای دربرابر ما قرار خواهد داد و درک ما را از خود و جهان چهگونه متأثر خواهد کرد؟ انجمن جامعهشناسی میخواهد بخشی از تلاشی جمعی باشد در جهت کمک به روشنتر کردن تصویرمان از امروز و ترسیم تصویرهایی همپذیرتر و زیستپذیرتر از آینده. نوشتارهای خود را دربارهی این روزهای ایران و جهان، از جنگ 12 روزه تا جنگ 40 روزه به آدرس زیر در بله بفرستید: @wararticle
#انجمن_جامعهشناسی_ایران#جنگ_نوشتهها
۱۴:۳۰
کمال مطلوب یا ایدهآلهای ایرانی؛احضار یک فراخوان تاریخی
۶:۳۷
۶:۳۷
۶:۳۷
۶:۳۷
بازارسال شده از دفاع علمی از ایران
گروه جامعه پژوهی صلح انجمن علمی مطالعات صلح ایران با همکاری انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند:
جنگ، طبقه متوسط شهری و آینده اجتماعی
سخنرانان:دکتر مجتبی مقصودیدکتر روژان حسام قاضیدکتر مهرداد ناظری
مدیر نشست: دکتر حسین صولتی سروندی
لینک حضور در نشست:: https://meeting.atu.ac.ir/ch/peace
چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۲۰:۰۰حضور در این نشست آزاد و رایگان است.
جنگ، طبقه متوسط شهری و آینده اجتماعی
سخنرانان:دکتر مجتبی مقصودیدکتر روژان حسام قاضیدکتر مهرداد ناظری
مدیر نشست: دکتر حسین صولتی سروندی
لینک حضور در نشست:: https://meeting.atu.ac.ir/ch/peace
چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۲۰:۰۰حضور در این نشست آزاد و رایگان است.
۱۶:۱۰
🟠 گروه آیندهپژوهی انجمن جامعهشناسی ایران برگزار میکند:
🟡 نشست تخصصی برخط《نشست تخصصی تحولات نگرش سیاسی مردم ایران در شرایط پساجنگ》
سخنرانان:
آقای دکتر سبحان رضائی (پژوهشگر مطالعات فرهنگی)و
آقای دکتر حسین نورینیا(عضو هیأت علمی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی)
چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ساعت ۱۶:۳۰
لینک شرکت در برنامه:ble.ir/join/ArAWVFXUCi
#انجمن_جامعهشناسی_ایران
🟡 نشست تخصصی برخط《نشست تخصصی تحولات نگرش سیاسی مردم ایران در شرایط پساجنگ》
چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ساعت ۱۶:۳۰
لینک شرکت در برنامه:ble.ir/join/ArAWVFXUCi
#انجمن_جامعهشناسی_ایران
۱۶:۱۲
گذار از سرزمین عجایب (دعوت به گفتن و شنیدن از جنگ)محمدرضا کلاهی
مدتی است انگار وارد سرزمین عجایب شدهایم. تصور کنید یک سال پیش چند دقیقه به امروز پرتاب میشدید و در خبرها میدیدید هزاران نفر در خیابانهای ایران شعار جاوید شاه دادهاند و به گلوله بسته شدهاند. آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کرده و چهل روز مراکز نظامی و نفتی و زیرساختی ایران را بمباران کردهاند. یک مدرسهای ابتدایی بمب خورده و بیش از 270 بچه کشته شدهاند. ایران به تلافی، تأسیسات نظامی و نفتی آمریکا را در منطقه و تأسیسات اسرائیل را درون مرزهایاش به موشک بسته. بخش بزرگی از تولیدات گازی و نفتی در منطقه متوقف شده، به شهرهای لوکس کشورهای عربی بمب خورده و از آنها خیابانهایی ساکت و خالی از گردشگر به جا گذاشته. پروازها در منطقه تعطیل است. ایران تنگهی هرمز را بسته. قیمت نفت از 100 دلار گذشته. از بزرگترین بحران انرژی پس از کرونا در جهان حرف زده میشود که ممکن است تا سالها ادامه یابد. اتحاد سنتی آمریکا و اروپا در حال فروپاشیدن است و معلوم نیست اتحادهای بعدی چه شکلی پیدا کند. ... بقیهی خبرهای این روزها را خودتان بخوانید و تصور کنید چه حالی میداشتید اگر پارسال در چنین روزی، دقایقی به امروز پرتاب میشدید و این خبرها را میدیدید.فقط مناسبات بینالمللی نیست، آدمها هم دیگر آدمهای قبلی نیستند. آنکه تا دیروز پهلوی را مسخره میکرد امروز اسماش را بدون لقب شاهزاده نمیآورد. آنکه تا دیروز تشویق به رأی دادن میکرد، امروز در آسمان به دنبال موشک بعدی میگردد. آنکه تا دیروز منتقد نظام بود، امروز اسلامگرای متعصب شده. آن که تا دیروز کاری به خیر و شر سیاست نداشت، امروز استوریهای آتشین میگذارد. انگار از خواب کهف پریده باشی. جهان قبلی انگار در خواب بوده است. با یک آشنای قدیمی وقتی تازه روبهرو میشوی، اول باید مطمئن شوی که او کیست. آدم حتا دیگر خودش را هم نمیشناسد. عدهای با خشم نگاهات میکنند که «خائن به وطن شدهای»؛ عدهای از تو روبرمیگردانند که «حکومتی شدهای». کسانی به راستگرایی متهمات میکنند، دیگرانی اسیر توهم چپ میدانند. نه فقط افراد، مسیرهای استدلالی پیشین نامعتبر شده و دیگر کار نمیکند. ساختارهای استدلالی از هم پاشیده است. گفتوگو ناممکن شده است. استدلالها در آدمها اثر نمیکند. هر کس حرف خودش را میزند و حرف دیگری را نمیشنود. توضیحات طولانی و مفصل حوصلهها را سر میبرد. همه منتظر حرف نهاییات هستند تا بدانند باید تأییدت کنند یا فحش بدهند؛ فضایی شلوغ که صدا به صدا نمیرسد. در میان این همه ابهام چیزی که روشن است آن است که این وضعیت عادی نیست. در این وقایع، فقط ساختمانها نبود که منفجر شد. جامعهی ایران منفجر شد و هر تکهای از آن جایی پرتاب شد. چهگونه میتوان تکهپارهها را جمع کرد و جامعه را باز ساخت. چیز دیگری که روشن است آن است که دوباره ساختن همان جامعهی پیشین ممکن نیست. جامعه به پیش از این مقطع بازنخواهد گشت. جامعهمان به وضوح و با شدت در حال دگردیسی و پوستاندازی است. جهان جدید هنوز شکل جدیدش را پیدا نکرده. همهچیز در تبوتاب و تحول است. پهلویگرا هم به همان معنای قبل پهلویگرا باقی نخواهد ماند؛ چنانکه اسلامگرا به همان معنای قبل اسلامگرا نخواهد بود. همه در تلاطمیم و نمیدانیم در انتهای این تلاطم، هر کدام از ما در کدام نقطه ایستاده خواهیم بود. در این ابهامِ متلاطم باید شنواییهایمان را تقویت کنیم. بتوانیم همدیگر را هرچه بیشتر ببینیم و بشنویم. تلاش کنیم دوباره خودمان را پیدا کنیم. درک کنیم که که هستیم و در چه جهانی زندگی میکنیم. در حال ورود به جهانی هستیم که پیشاپیش نمیدانیم آیا زیستپذیرتر است یا زیستناپذیرتر؛ آیا روادارتر است یا طردگراتر؛ دوستانهتر است یا خصمانهتر. مهم آن است که نباید چهگونگی جامعهی آینده را گریزناپذیر و مقدر پنداشت. نباید خود را اسیر تقدیرش دانست. باید باور داشت مسیری که شکلیابی جامعهی آینده در پیش خواهد گرفت، به شدت به تلاشها، کنشها و موضعهای همهی ما وابسته است. باید مدام از خود پرسید چگونه میتوان تکههای جامعه را جمع کرد و جامعهی جدیدی از نو ساخت که فراگیرتر، روادارتر، دوستانهتر و زیستپذیرتر باشد؛ و دائم مسیرهایی برای رسیدن به چنان جامعهای جستوجو کرد. ما در حال ساخته شدنیم. مسأله آن است که خود جدیدمان را چهگونه بسازیم.
اتصال این یادداشت به سایت انجمن جامعهشناسی ایران#انجمن_جامعهشناسی_ایران#جنگ_نوشتهها
@iran_sociology
مدتی است انگار وارد سرزمین عجایب شدهایم. تصور کنید یک سال پیش چند دقیقه به امروز پرتاب میشدید و در خبرها میدیدید هزاران نفر در خیابانهای ایران شعار جاوید شاه دادهاند و به گلوله بسته شدهاند. آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کرده و چهل روز مراکز نظامی و نفتی و زیرساختی ایران را بمباران کردهاند. یک مدرسهای ابتدایی بمب خورده و بیش از 270 بچه کشته شدهاند. ایران به تلافی، تأسیسات نظامی و نفتی آمریکا را در منطقه و تأسیسات اسرائیل را درون مرزهایاش به موشک بسته. بخش بزرگی از تولیدات گازی و نفتی در منطقه متوقف شده، به شهرهای لوکس کشورهای عربی بمب خورده و از آنها خیابانهایی ساکت و خالی از گردشگر به جا گذاشته. پروازها در منطقه تعطیل است. ایران تنگهی هرمز را بسته. قیمت نفت از 100 دلار گذشته. از بزرگترین بحران انرژی پس از کرونا در جهان حرف زده میشود که ممکن است تا سالها ادامه یابد. اتحاد سنتی آمریکا و اروپا در حال فروپاشیدن است و معلوم نیست اتحادهای بعدی چه شکلی پیدا کند. ... بقیهی خبرهای این روزها را خودتان بخوانید و تصور کنید چه حالی میداشتید اگر پارسال در چنین روزی، دقایقی به امروز پرتاب میشدید و این خبرها را میدیدید.فقط مناسبات بینالمللی نیست، آدمها هم دیگر آدمهای قبلی نیستند. آنکه تا دیروز پهلوی را مسخره میکرد امروز اسماش را بدون لقب شاهزاده نمیآورد. آنکه تا دیروز تشویق به رأی دادن میکرد، امروز در آسمان به دنبال موشک بعدی میگردد. آنکه تا دیروز منتقد نظام بود، امروز اسلامگرای متعصب شده. آن که تا دیروز کاری به خیر و شر سیاست نداشت، امروز استوریهای آتشین میگذارد. انگار از خواب کهف پریده باشی. جهان قبلی انگار در خواب بوده است. با یک آشنای قدیمی وقتی تازه روبهرو میشوی، اول باید مطمئن شوی که او کیست. آدم حتا دیگر خودش را هم نمیشناسد. عدهای با خشم نگاهات میکنند که «خائن به وطن شدهای»؛ عدهای از تو روبرمیگردانند که «حکومتی شدهای». کسانی به راستگرایی متهمات میکنند، دیگرانی اسیر توهم چپ میدانند. نه فقط افراد، مسیرهای استدلالی پیشین نامعتبر شده و دیگر کار نمیکند. ساختارهای استدلالی از هم پاشیده است. گفتوگو ناممکن شده است. استدلالها در آدمها اثر نمیکند. هر کس حرف خودش را میزند و حرف دیگری را نمیشنود. توضیحات طولانی و مفصل حوصلهها را سر میبرد. همه منتظر حرف نهاییات هستند تا بدانند باید تأییدت کنند یا فحش بدهند؛ فضایی شلوغ که صدا به صدا نمیرسد. در میان این همه ابهام چیزی که روشن است آن است که این وضعیت عادی نیست. در این وقایع، فقط ساختمانها نبود که منفجر شد. جامعهی ایران منفجر شد و هر تکهای از آن جایی پرتاب شد. چهگونه میتوان تکهپارهها را جمع کرد و جامعه را باز ساخت. چیز دیگری که روشن است آن است که دوباره ساختن همان جامعهی پیشین ممکن نیست. جامعه به پیش از این مقطع بازنخواهد گشت. جامعهمان به وضوح و با شدت در حال دگردیسی و پوستاندازی است. جهان جدید هنوز شکل جدیدش را پیدا نکرده. همهچیز در تبوتاب و تحول است. پهلویگرا هم به همان معنای قبل پهلویگرا باقی نخواهد ماند؛ چنانکه اسلامگرا به همان معنای قبل اسلامگرا نخواهد بود. همه در تلاطمیم و نمیدانیم در انتهای این تلاطم، هر کدام از ما در کدام نقطه ایستاده خواهیم بود. در این ابهامِ متلاطم باید شنواییهایمان را تقویت کنیم. بتوانیم همدیگر را هرچه بیشتر ببینیم و بشنویم. تلاش کنیم دوباره خودمان را پیدا کنیم. درک کنیم که که هستیم و در چه جهانی زندگی میکنیم. در حال ورود به جهانی هستیم که پیشاپیش نمیدانیم آیا زیستپذیرتر است یا زیستناپذیرتر؛ آیا روادارتر است یا طردگراتر؛ دوستانهتر است یا خصمانهتر. مهم آن است که نباید چهگونگی جامعهی آینده را گریزناپذیر و مقدر پنداشت. نباید خود را اسیر تقدیرش دانست. باید باور داشت مسیری که شکلیابی جامعهی آینده در پیش خواهد گرفت، به شدت به تلاشها، کنشها و موضعهای همهی ما وابسته است. باید مدام از خود پرسید چگونه میتوان تکههای جامعه را جمع کرد و جامعهی جدیدی از نو ساخت که فراگیرتر، روادارتر، دوستانهتر و زیستپذیرتر باشد؛ و دائم مسیرهایی برای رسیدن به چنان جامعهای جستوجو کرد. ما در حال ساخته شدنیم. مسأله آن است که خود جدیدمان را چهگونه بسازیم.
اتصال این یادداشت به سایت انجمن جامعهشناسی ایران#انجمن_جامعهشناسی_ایران#جنگ_نوشتهها
@iran_sociology
۱۶:۳۳
۱۱.در «معصوم دوم» هوشنگ گلشیری، اهالی ده پایین اختلافات چندی با اهالی ده بالا دارند؛ ازجمله اینکه مانند ده بالا امامزاده ندارند. وسط همهی اختلافهایشان ناگزیرند که برای زیارت و کسبِ حاجت به ده بالا بروند. روزی تصمیم میگیرند که خودشان صاحبِ امامزاده شوند. درواقع برای کسبِ استقلال بیشتر یک امامزاده را باید در برابر یک امامزاده بنشانند. اینطور میشود که مصطفی، فرد سادهانگاری از ده پایین را گیر میآورند و بهطمعِ مال و منالی، از او میخواهند تا روضهخوانی را در مراسمِ محرم بکشد تا بتوانند از او یک امامزاده بسازند، حاجتهای خود را از او طلب کنند، توجهات را به دهِ خود جلب کرده و از دیگری بینیاز شوند. مصطفی چنین میکند. او، روضهخوان سیدِ خانمیرزا را که نسباش نیز صحیح است و تردیدی در سیدبودنش نیست، در یک موافقتِ همگانی میکشد تا در ساختنِ امامزاده برای دهِ پایین بیشترین مشارکت را داشته باشد. بد حادثه آنجاست که پس از آنکه امامزاده ابداع میشود، نخستین کسی که از ده بیرون میافتد، و دیگر جایی برای زندگی در آن ندارد، خودِ مصطفیست. او که حالا در مقامِ شمر، در جایگاه شری که زمانی ضروری به نظر میرسیده، نشسته است، از امامزادهاش بیبهره است. مأموریت آمیخته با شرارتِ خود را به انجام رسانده و دیگر کسی به او نیاز ندارد. کسی مایل نیست که به یاد بیاورد امامزاده چطور ساخته شدهاست. او از امامزادهای که خود ساخته تا اهالیِ دهاش را از ده بالا بینیاز کند، بیبهره است. سر او بیکلاه میماند. عمری در فکر چگونگی پاکشدن گناه خویش میگذراند. از امامزادهای که ساخته، طلب مرحمت میکند. آخر نیرویی که او را وادار به امامزادهسازی ساخته، از گناهِ او بس بزرگتر است؛ آنقدر بزرگتر که حتماً قتل را میبخشد. آنقدر بزرگتر که حتماً گناهِ مصطفی را میشوید و میبرد. دستکم مصطفی چنین گمان میکند.
ادامه این یادداشت را در سایت انجمن جامعهشناسی ایران بخوانید.
#انجمن_جامعهشناسی_ایران
@iran_sociology
۹:۳۶
رویدادهای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ را میتوان نه فقط بهعنوان لحظهای از بروز عریان خشونت سیاسی، بلکه بهعنوان یک «فاجعه اجتماعی بدنمند» فهم کرد؛ فاجعهای که پیامد آن تنها در شمار کشتهشدگان یا گسترهی سرکوب خلاصه نمیشود، بلکه در شیوههایی که جامعه با مرگها مواجه میشود، ادامه مییابد. گزارشهای منتشرشده از آن روزها، از کشتار معترضان، بازداشتهای گسترده، قطع سراسری اینترنت و محدودسازی اطلاعرسانی حکایت داشتند. همزمان، تصاویر و روایتهایی از مراسم خاکسپاری منتشر میشد که در آنها جمعیتهای سوگوار، وفادار به تکرار نام کشتهشدگان، بهجای اجرای آیینهای مرسوم سوگ، با موسیقی و رقص بر سر مزار، کل کشیدن و کف زدن، و اعلام موضع سیاسی، مرگ را به شکلی متفاوت معنا میکردند. نقطهی کانونی برای ما نه صرفاً خود مرگ، بلکه «زندگی پس از آن» است: اینکه چگونه فقدان در نظم روزمره رسوب میکند و چگونه جامعه میل به برقراری تعادل میان خشونت سیاسی، سوگواری، و مطالبهی عدالت دارد. این سوگواریها حتی بدون حضور نیروهای امنیتی و محدودیتهای اعمالشده، بدون نیاز به احضار یا فشار بر خانوادههای داغدار نیز از همان آغاز به کنشی سیاسی تبدیل شده بودند. شبکههای اجتماعی در مقابل به بستری برای انتشار تصاویر، نامها و روایتهای شخصی بدل شدند و بازنشر تصاویر و شیوههای عزاداری، مرگ را از محدودهی خانه به عرصهی عمومی منتقل کرد.پرسش قابل تامل شاید این باشد که خشونت سیاسی چگونه از طریق سوگواری و دادخواهی در زندگی روزمره رسوب میکند، و با مقاومت در برابر فراموشی، به بخشی از زیست عادی جامعه بدل میشوند؟
ادامه این یادداشت را در سایت انجمن جامعهشناسی ایران بخوانید.
#انجمن_جامعهشناسی_ایران
@iran_sociology
۱۲:۳۰
بیانیه انجمن جامعهشناسی در خصوص تداوم محدودیت بر شبکه بینالمللی اینترنت و اتصال اینترنت طبقاتی
بیش از دوماه است که انسداد گسترده و مداوم اینترنت، سازمانِ زندگی روزمره را در ایران با اختلالی عمیق مواجه کرده است. در جهان شبکهای امروز، دسترسی به اینترنت نه یک امتیاز اعطایی، بلکه «حق طبیعی» و زیرساخت بنیادینِ زیستجهان شهروندان است. هرگونه تحدید در این عرصه، به معنای تعرض به «حق بر فضای عمومی» و مخدوش کردن پیوندهایی است که قوامبخش جامعه در لایههای مختلف اقتصادی، فرهنگی و آموزشی است.توجیهاتِ ناظر بر «امنیت زیرساختی و ضرورتهای جنگی» در حالی دسترسی مردم را مخلِ ثبات میپندارند که تداوم بهرهمندی مسئولان از این فناوری و از سوی دیگر، فروش اینترنت آزاد با قیمتهای گزاف در بازارهای غیررسمی، اعتبار این استدلالها را مخدوش کرده است. این رویکرد دوگانه نشان میدهد که امنیت، به ابزاری برای فرصتطلبیهای مالی و تبدیل یک حق عمومی به «کالایی طبقاتی» بدل شده که تنها برای صاحبان نفوذ و اقشار برخوردارِ اقتصادی در دسترس است. از سوی دیگر، نسبت دادن «ساختیابی اعتراضات» به فضای مجازی، نادیده گرفتن ریشههای عینی نارضایتی در بطن جامعه است؛ ابزارها صرفاً حامل پیاماند و انسداد آنها نمیتواند جایگزین تدبیر برای حل بحرانهای ساختاری شود. همچنین، رویکرد حذفی با هدف کنترل تربیتیِ «نسل ارتباطبنیادِ جوان و نوجوان»، نشان از عدم درک هویتی نسلی دارد که کار، آموزش و فراغت خود را در این بستر معنا کرده است؛ این نگاه قیممآبانه تنها به انباشت خشم و بیگانگیِ بیشتر میان این نسل و ساختار حکمرانی دامن میزند.پیامدهای این وضعیت، فراتر از نابودی معیشتِ میلیونها نفر در کسبوکارهای خرد، به شکلگیری یک «شکاف دیجیتال» عمیق و «بیاعتمادی ساختیافته» منجر شده است. تداوم این روند، فاصله میان مردم و حاکمیت را به مرزی نگرانکننده رسانده و سرمایه اجتماعی را بهشدت فرسوده میکند. در این میان، اصرار بر طرحهایی چون «اینترنت طبقاتی» (که در قالبهای تبعیضآمیزی چون اینترنت پرو یا ویژه مطرح میشود)، مصداق بارز «نابرابری ساختاری» است. ایجاد شهروندان درجهبندیشده در دسترسی به اطلاعات، احساس محرومیتِ نسبی را در اکثریت جامعه به خشمی پایدار بدل میکند و انسجام ملی را بیش از پیش تهدید مینماید.انجمن جامعهشناسی ایران هشدار میدهد که تضعیف بیمحابای پیوندهای ارتباطی جامعه در لوای تصمیمات کوتاهمدت، گسستهای جبرانناپذیری را در آینده رقم خواهد زد. ما خواهان بازگشایی فوری، پایدار و بدون تبعیض اینترنت هستیم و باور داریم که راه رسیدن به ثبات، نه در انسداد فضای مجازی، بلکه در احترام به حقوق شهروندی و بازسازی اعتمادِ آسیبدیده میان دولت و ملت نهفته است.
انجمن جامعهشناسی ایران
لینک بیانیه در سایت انجمن جامعهشناسی ایران
#انجمن_جامعهشناسی_ایران
@iran_sociology
بیش از دوماه است که انسداد گسترده و مداوم اینترنت، سازمانِ زندگی روزمره را در ایران با اختلالی عمیق مواجه کرده است. در جهان شبکهای امروز، دسترسی به اینترنت نه یک امتیاز اعطایی، بلکه «حق طبیعی» و زیرساخت بنیادینِ زیستجهان شهروندان است. هرگونه تحدید در این عرصه، به معنای تعرض به «حق بر فضای عمومی» و مخدوش کردن پیوندهایی است که قوامبخش جامعه در لایههای مختلف اقتصادی، فرهنگی و آموزشی است.توجیهاتِ ناظر بر «امنیت زیرساختی و ضرورتهای جنگی» در حالی دسترسی مردم را مخلِ ثبات میپندارند که تداوم بهرهمندی مسئولان از این فناوری و از سوی دیگر، فروش اینترنت آزاد با قیمتهای گزاف در بازارهای غیررسمی، اعتبار این استدلالها را مخدوش کرده است. این رویکرد دوگانه نشان میدهد که امنیت، به ابزاری برای فرصتطلبیهای مالی و تبدیل یک حق عمومی به «کالایی طبقاتی» بدل شده که تنها برای صاحبان نفوذ و اقشار برخوردارِ اقتصادی در دسترس است. از سوی دیگر، نسبت دادن «ساختیابی اعتراضات» به فضای مجازی، نادیده گرفتن ریشههای عینی نارضایتی در بطن جامعه است؛ ابزارها صرفاً حامل پیاماند و انسداد آنها نمیتواند جایگزین تدبیر برای حل بحرانهای ساختاری شود. همچنین، رویکرد حذفی با هدف کنترل تربیتیِ «نسل ارتباطبنیادِ جوان و نوجوان»، نشان از عدم درک هویتی نسلی دارد که کار، آموزش و فراغت خود را در این بستر معنا کرده است؛ این نگاه قیممآبانه تنها به انباشت خشم و بیگانگیِ بیشتر میان این نسل و ساختار حکمرانی دامن میزند.پیامدهای این وضعیت، فراتر از نابودی معیشتِ میلیونها نفر در کسبوکارهای خرد، به شکلگیری یک «شکاف دیجیتال» عمیق و «بیاعتمادی ساختیافته» منجر شده است. تداوم این روند، فاصله میان مردم و حاکمیت را به مرزی نگرانکننده رسانده و سرمایه اجتماعی را بهشدت فرسوده میکند. در این میان، اصرار بر طرحهایی چون «اینترنت طبقاتی» (که در قالبهای تبعیضآمیزی چون اینترنت پرو یا ویژه مطرح میشود)، مصداق بارز «نابرابری ساختاری» است. ایجاد شهروندان درجهبندیشده در دسترسی به اطلاعات، احساس محرومیتِ نسبی را در اکثریت جامعه به خشمی پایدار بدل میکند و انسجام ملی را بیش از پیش تهدید مینماید.انجمن جامعهشناسی ایران هشدار میدهد که تضعیف بیمحابای پیوندهای ارتباطی جامعه در لوای تصمیمات کوتاهمدت، گسستهای جبرانناپذیری را در آینده رقم خواهد زد. ما خواهان بازگشایی فوری، پایدار و بدون تبعیض اینترنت هستیم و باور داریم که راه رسیدن به ثبات، نه در انسداد فضای مجازی، بلکه در احترام به حقوق شهروندی و بازسازی اعتمادِ آسیبدیده میان دولت و ملت نهفته است.
انجمن جامعهشناسی ایران
لینک بیانیه در سایت انجمن جامعهشناسی ایران
#انجمن_جامعهشناسی_ایران
@iran_sociology
۱۱:۳۸
۱۸:۱۵
لینک شرکت در نشست، کلیک کنید
گروه آیندهپژوهی فرهنگی و اجتماعی انجمن جامعهشناسی ایران برگزار میکند:
نشست برخط تخصصی با حضور:
دکتر رامتین شهبازی عضو هیات علمی دانشگاه بینالمللی سوره
موضوع: بازتعریف "قهرمان"در سینمای آینده ایران ، تحلیل تاثیر ات نبردهای کنونی بر الگوهای شخصیت پردازی
دکتر پدرام جوادزاده، هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات
موضوع: موسیقی و پسا جنگ: از کارکرد رسانهای تا رسانه مستقل موسیقی
دکتر عذرا مرادی - پژوهشگر فرهنگی و دبیر جلسه
موضوع: پسا جنگ و رسانه: تاثیر فرهنگ در رسانهها
زمان: سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ساعت ۱۳:۳۰
لینک شرکت در نشست:https://ble.ir/join/ArAWVFXUCi
ضمنا میتواانید از نوشته هایلات شده (لینک شرکت در نشست ) پایین پوستر هم join شوید.
گروه آیندهپژوهی فرهنگی و اجتماعی انجمن جامعهشناسی ایران برگزار میکند:
نشست برخط تخصصی با حضور:
۱۸:۱۵
مقدمه و مسألهاعتراضات دی ماه که با اعتصاب بازاریان آغاز و با اعتراضات دانشجویان تداوم یافت، و بعد از چند روز به اعتراضات محرومان و دیگر اقشار پیوند خورد و بخشهایی از طبقه متوسط را نیز در برگرفت، با فراخوان روز 18 و 19 دی ماه به اوج خود رسید و با حضور نسبتا گسترده جوانان و نوجوانان در بسیاری از شهرهای کشور، با خشونتی بیسابقه مهار شد. مسأله این یادداشت نه چرایی بروز اعتراضات، بلکه چرایی ناتوانی دولت در مهار خشونت در جریان مهار اعتراضات دیماه است. بنا بر آمار رسمی ریاست جمهوری ایران این اعتراضات 3117 کشته به جای گذاشت. بنا بر دیگر گزارشها، شیوه برخورد با این اعتراضات، هزاران مجروح(بنا به گفته دکتر کرمانپور سخنگوی وزارت بهداشت) از جمله مجروحان چشمی که با ساچمه آسیب دیده بودند و هزاران زندانی نیز روی دست جامعه گذاشت(بنا به گفته جهانگیر سخنگوی قوه قضاییه، با بیش از 10 هزار جلب و صدور 8843 کیفرخواست). البته ماهیت اعتراضات در روزهای پایانی تغییر کرد و از اعتراض به نابسامانی بازار ارز و قیمتها به نفی نظام سیاسی مستقر انجامید و تقابل بین نظام سیاسی و معترضان را شدید و حداکثری کرد؛ به طوری که برخورد با معترضان با چنان شدتی به انجام رسید که در طول تاریخ اعتراضات سیاسی معاصر ایران، بیسابقه بود. این که زمینههای بروز اعتراضات و خشونت سیاسی(چه از سوی حکومت و چه از سوی جامعه) چیست، موضوع مهمی است که نیازمند تأملات بسیاری است. عمده تحلیلگران تأکید کردهاند که رویداد دی ماه، امری لحظهای و آنی و برآمده از هیجانات جمعی و یا توطئه خارجی نبوده، بلکه دارای ریشههای درونی تاریخی و ساختاری و فوران انباشت حجیم چند لایه نارضایتی عمومی از عملکرد دولت(به مثابه نظم سیاسی مستقر) و در نگاهی عمیقتر برآیند ضعف شدید جامعه در بازسازی ظرفیتهای مدنی و دمکراتیک و روند توسعهگرا بوده است. ولی هنوز به این پرسش پاسخ داده نشده که چرا خشونت دولتی مهار نشد؟ خشمگین بودن جامعهای که با مسائل و مشکلات متعدد و عمیقی در حوزههای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی طی سالیان متمادی مواجه بوده، و خواستههایش در نگاه حکومت، مشروعیت نداشته و شنیده نشده، امری طبیعی است. اما خشونتِ دور از انتظار دولتی در مهار اعتراضات، امری طبیعی نیست.
ادامه این یادداشت را در سایت انجمن جامعهشناسی ایران بخوانید.
#انجمن_جامعهشناسی_ایران#دی_۱۴۰۴
۸:۰۸
در روزگاری که جامعه با لایههای پیچیدهای از بحران، نااطمینانی و فشارهای فزاینده روبهروست، بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم که به دانش و تفکر سنجیده میدان بدهیم. اکنون زمانی است که نقش پژوهشگران، دانشجویان و دغدغهمندان اجتماعی میتواند در روشنکردن مسیر و یافتن راهحلهای ممکن، تعیینکننده باشد.
انجمن جامعهشناسی ایران ـ شعبه آذربایجان شرقی از همه علاقهمندان دعوت میکند برای عضویت و همکاری در کارگروههای تخصصی «فقر و نابرابری»، «محیط زیست» و «جامعهشناسی کاربردی» اعلام آمادگی کنند.
برای ارسال درخواست و سوابق علمی یا فعالیتهای مرتبط، از طریق @ISA_Tabriz_info در بله با ما در ارتباط باشید.#انجمن_جامعهشناسی_ایران@ISA_Tabriz
انجمن جامعهشناسی ایران ـ شعبه آذربایجان شرقی از همه علاقهمندان دعوت میکند برای عضویت و همکاری در کارگروههای تخصصی «فقر و نابرابری»، «محیط زیست» و «جامعهشناسی کاربردی» اعلام آمادگی کنند.
برای ارسال درخواست و سوابق علمی یا فعالیتهای مرتبط، از طریق @ISA_Tabriz_info در بله با ما در ارتباط باشید.#انجمن_جامعهشناسی_ایران@ISA_Tabriz
۸:۳۸
درگذشت حسین حسینخانی، از چهرههای اثرگذار حوزه نشر و فرهنگ
انجمن جامعهشناسی ایران، درگذشت زندهیاد حسین حسینخانی، از پیشکسوتان عرصه نشر و از بنیانگذاران انتشارات آگاه را به جامعه علمی، فرهنگی و خانواده محترم ایشان تسلیت میگوید.
مرحوم حسینخانی با دههها فعالیت مستمر در حوزه نشر، نقشی ماندگار در گسترش اندیشه انتقادی و ارتقای آگاهی عمومی ایفا کرد. انتشار آثار ارزشمند و راهاندازی نشریاتی چون «نقد آگاه» و «کتاب آگاه» سهم مهمی در شکلگیری و تداوم جریانهای فکری و روشنفکری در ایران داشته است.
بیتردید تلاشهای ایشان در پیوند میان حوزه نشر و اندیشه اجتماعی، میراثی گرانبها برای پژوهشگران، نویسندگان و کنشگران فرهنگی به جا گذاشته است.
انجمن جامعهشناسی ایران، ضمن ابراز همدردی با بازماندگان، برای آن مرحوم آرامش و برای خانواده و دوستداران ایشان صبر و شکیبایی آرزو دارد. یاد و نامش گرامی باد.
#انجمن_جامعهشناسی_ایران
لینک پیام در سایت انجمن جامعهشناسی ایران@iran_sociology
#انجمن_جامعهشناسی_ایران
لینک پیام در سایت انجمن جامعهشناسی ایران@iran_sociology
۹:۱۱
۷:۰۶