پایگاه دانش انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
گزارش تصویری روز اول مجموعه کارگاههای «ارتباطات بحران؛ اصول تولید محتوای سریع و اثربخش در شرایط بحرانی» ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
لینک مشاهده در آپارات
https://www.aparat.com/v/rrh57we #پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #کارگاه_آموزشی #ارتباطات_بحران
@irancscahub
علی ربیعی، رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات:
● در سنّت تصمیمگیری، "حال جامعه" کمتر دیده میشود. به همین دلیل به بحرانهای اجتماعی و مدیریت آنها کمتر پرداخته میشود.
● هم بحران و هم روابطعمومی مطالعهای بینرشتهای هستند؛ روانشناسی فردی، روانشناسی اجتماعی، مطالعات ارتباطات و رسانه، جامعهشناسی، مدیریت، علوم سیاسی، اقتصاد و اخلاق را در بر میگیرد.
● باید از قالبهای فعلی و رسمی روابطعمومی خارج شد و به روابطعمومی استراتژیک روی آورد؛ یعنی ذینفعان متعدد، رسانههای جدید، نقشهای متفاوت.
● روابطعمومی باید به بدنه سازمان متکی باشد نه فقط به رئیس آن. روابطعمومی نباید صرفا ژورنالیسم، تبلیغات و بازاریابی در نظر گرفته شود.
● نقشهای بارز روابط عمومی عبارتند از: نقش واسط، حلقهی ارتباطدهنده، آچار فرانسه، آچار دو سر، سوپاپ، وسطباز، میانجیگر و همه ظرافتهای آن.
● پیشنهاد میکنم تجربههای خود را بنویسید: ۱- چه تعریفی از روابطعمومی و بحران دارید؟ ۲- تجارب شما از مسائل جامعه هدفتان چه بوده و چه کردید؟ ۳- چه کارهایی نباید و چه کارهایی باید انجام میشد؟
وحید شالچی، معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری:
● جنگ در زبان، ارتباطات و رسانه آغاز شد.
●افکار عمومی دروغین توجیهگر این جنگ شد.
● ما در "زبان بحران" همچنان موفق نیستیم.
● ملاحظههای زبان در شرایط بحران:- برای سرعت انتشار، صحت اطلاعات را از دست ندهیم.- از انتشار اخبار نادرست و تحلیل عجولانه جلوگیری کنیم.- محتوای خوب در بحران همزمان نباید بحران را عادی کند و نباید هراس هم تولید کند.- به دشوار بودن شرایط در بحران اذعان کنیم.- از زبان آمرانه پرهیز کنیم.- مردم را صاحب نقش و شریک بدانیم.- از زبان تحلیلی در تولید محتوا استفاده کنیم، زبانی که با اگر و شاید و احتمالها همراه است. پروپاگاندا مؤثر نخواهد بود.- مردم باید دیده شوند. در بحران مجموعهای از عواطف شکل میگیرد که باید درک شود.- از برچسبزنی و دوقطبیسازی پرهیز شود.- گروههای هدفی که از زبان ما غایب هستند و بخشهایی از جامعه که فراموش میشوند و بیرون میافتند باید مورد توجه قرار گیرد.- در بحران به "امیدآفرینی" نیاز داریم اما نباید شعاری باشد.
سید امیرحسین گرکانی، رئیس مؤسسه پژوهشی سوانح طبیعی:
● ماهیت جنگ و بحران در جهان امروز تغییر کرده و اکنون بخش مهمی از تقابلها در ذهن و ادراک افکار عمومی رخ میدهد.
● عملیات اطلاعاتی و روایتگری رسانهای، نقشی تعیینکننده در شکلدهی رفتار و تابآوری جامعه دارد.
● «سرعت» و «اثربخشی» در اطلاعرسانی دو رکن اصلی ارتباطات بحران هستند و هر لحظه تأخیر میتواند اعتماد عمومی را کاهش داده و اضطراب اجتماعی را افزایش دهد.
● انتخاب روایت مناسب، فهم دقیق از روان جمعی و توجه به قاببندی پیام، تعیین میکند که رسانه به سمت امیدآفرینی و همبستگی حرکت کند یا ناخواسته موجب دوقطبیسازی و بزرگنمایی درماندگی شود.
● "سند ملی مدیریت رسانهای در بحران" چهار سال پیش در ستاد ملی مدیریت بحران تصویب شده است، برگزاری دورههای آموزشی و تمرینهای تخصصی میتواند مسیر پیادهسازی این استانداردها را هموارتر کند.
محمد گلزاری، دبیر شورای اطلاعرسانی دولت:
● اطلاعرسانی را به گفتگو تبدیل کنیم؛ گفتگو در لایههای مختلف ذینفعان
● از سکوت بگذریم و به مدیریت ارائه اطلاعات و روایت برسیم.
● از نظام متمرکز توزیع به یک نظام چندلایه برسیم.
جبار رحمانی، مدیرکل دفتر سیاستگذاری وزارت علوم، تحقیقات وفناوری:
● جامعه ایران از ابتدای سال ۱۳۰۰ همواره درگیر جنگی بوده و جامعهی بحران جنگی است. آنچه تابآوری ایران را حفظ میکند، حیات اجتماعی و پیوندها و انسجام اجتماعی آن است.
● در شرایط بحران لازم است به "محتوای رسانهای سرد" یا "لایههای سرد جامعه" توجه شود یعنی دیدن نادیدهها، روایت بیروایتها و شنیدن صدای بیصدایان. مانند سردرگمی بچههای کنکوری، مادرانی که بچههایشان دچار لکنت زبان و شبادراری شدهاند، گسترش تروماهای بیننسلی و ... .
مصطفی باقری خلیلی، مدیرکل پشتیبانی امور فرهنگی واجتماعی وزارت علوم، تحقیقات وفناوری:
● کنشهای دانشجویان، کانونها و انجمنهای علمی و فرهنگی و تولید محتواهای رسمی و غیررسمی آنها یکی از ارکان وحدت و انسجام در گروههای دانشجویی بود.
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#کارگاه_آموزشی#ارتباطات_بحران

@irancscahub
● در سنّت تصمیمگیری، "حال جامعه" کمتر دیده میشود. به همین دلیل به بحرانهای اجتماعی و مدیریت آنها کمتر پرداخته میشود.
● هم بحران و هم روابطعمومی مطالعهای بینرشتهای هستند؛ روانشناسی فردی، روانشناسی اجتماعی، مطالعات ارتباطات و رسانه، جامعهشناسی، مدیریت، علوم سیاسی، اقتصاد و اخلاق را در بر میگیرد.
● باید از قالبهای فعلی و رسمی روابطعمومی خارج شد و به روابطعمومی استراتژیک روی آورد؛ یعنی ذینفعان متعدد، رسانههای جدید، نقشهای متفاوت.
● روابطعمومی باید به بدنه سازمان متکی باشد نه فقط به رئیس آن. روابطعمومی نباید صرفا ژورنالیسم، تبلیغات و بازاریابی در نظر گرفته شود.
● نقشهای بارز روابط عمومی عبارتند از: نقش واسط، حلقهی ارتباطدهنده، آچار فرانسه، آچار دو سر، سوپاپ، وسطباز، میانجیگر و همه ظرافتهای آن.
● پیشنهاد میکنم تجربههای خود را بنویسید: ۱- چه تعریفی از روابطعمومی و بحران دارید؟ ۲- تجارب شما از مسائل جامعه هدفتان چه بوده و چه کردید؟ ۳- چه کارهایی نباید و چه کارهایی باید انجام میشد؟
وحید شالچی، معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری:
● جنگ در زبان، ارتباطات و رسانه آغاز شد.
●افکار عمومی دروغین توجیهگر این جنگ شد.
● ما در "زبان بحران" همچنان موفق نیستیم.
● ملاحظههای زبان در شرایط بحران:- برای سرعت انتشار، صحت اطلاعات را از دست ندهیم.- از انتشار اخبار نادرست و تحلیل عجولانه جلوگیری کنیم.- محتوای خوب در بحران همزمان نباید بحران را عادی کند و نباید هراس هم تولید کند.- به دشوار بودن شرایط در بحران اذعان کنیم.- از زبان آمرانه پرهیز کنیم.- مردم را صاحب نقش و شریک بدانیم.- از زبان تحلیلی در تولید محتوا استفاده کنیم، زبانی که با اگر و شاید و احتمالها همراه است. پروپاگاندا مؤثر نخواهد بود.- مردم باید دیده شوند. در بحران مجموعهای از عواطف شکل میگیرد که باید درک شود.- از برچسبزنی و دوقطبیسازی پرهیز شود.- گروههای هدفی که از زبان ما غایب هستند و بخشهایی از جامعه که فراموش میشوند و بیرون میافتند باید مورد توجه قرار گیرد.- در بحران به "امیدآفرینی" نیاز داریم اما نباید شعاری باشد.
سید امیرحسین گرکانی، رئیس مؤسسه پژوهشی سوانح طبیعی:
● ماهیت جنگ و بحران در جهان امروز تغییر کرده و اکنون بخش مهمی از تقابلها در ذهن و ادراک افکار عمومی رخ میدهد.
● عملیات اطلاعاتی و روایتگری رسانهای، نقشی تعیینکننده در شکلدهی رفتار و تابآوری جامعه دارد.
● «سرعت» و «اثربخشی» در اطلاعرسانی دو رکن اصلی ارتباطات بحران هستند و هر لحظه تأخیر میتواند اعتماد عمومی را کاهش داده و اضطراب اجتماعی را افزایش دهد.
● انتخاب روایت مناسب، فهم دقیق از روان جمعی و توجه به قاببندی پیام، تعیین میکند که رسانه به سمت امیدآفرینی و همبستگی حرکت کند یا ناخواسته موجب دوقطبیسازی و بزرگنمایی درماندگی شود.
● "سند ملی مدیریت رسانهای در بحران" چهار سال پیش در ستاد ملی مدیریت بحران تصویب شده است، برگزاری دورههای آموزشی و تمرینهای تخصصی میتواند مسیر پیادهسازی این استانداردها را هموارتر کند.
محمد گلزاری، دبیر شورای اطلاعرسانی دولت:
● اطلاعرسانی را به گفتگو تبدیل کنیم؛ گفتگو در لایههای مختلف ذینفعان
● از سکوت بگذریم و به مدیریت ارائه اطلاعات و روایت برسیم.
● از نظام متمرکز توزیع به یک نظام چندلایه برسیم.
جبار رحمانی، مدیرکل دفتر سیاستگذاری وزارت علوم، تحقیقات وفناوری:
● جامعه ایران از ابتدای سال ۱۳۰۰ همواره درگیر جنگی بوده و جامعهی بحران جنگی است. آنچه تابآوری ایران را حفظ میکند، حیات اجتماعی و پیوندها و انسجام اجتماعی آن است.
● در شرایط بحران لازم است به "محتوای رسانهای سرد" یا "لایههای سرد جامعه" توجه شود یعنی دیدن نادیدهها، روایت بیروایتها و شنیدن صدای بیصدایان. مانند سردرگمی بچههای کنکوری، مادرانی که بچههایشان دچار لکنت زبان و شبادراری شدهاند، گسترش تروماهای بیننسلی و ... .
مصطفی باقری خلیلی، مدیرکل پشتیبانی امور فرهنگی واجتماعی وزارت علوم، تحقیقات وفناوری:
● کنشهای دانشجویان، کانونها و انجمنهای علمی و فرهنگی و تولید محتواهای رسمی و غیررسمی آنها یکی از ارکان وحدت و انسجام در گروههای دانشجویی بود.
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#کارگاه_آموزشی#ارتباطات_بحران
۱۶:۱۷
دفتر توسعه آموزش رسانه و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطاتنشست «از مقاومت تا مذاکره؛ وظیفه روزنامهنگاران چیست؟» با حضور: علی ربیعی، رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات؛ ماشاالله شمسالواعظین، روزنامه نگار و عضو شورای اطلاعرسانی دولت؛ عبدالله گنجی، مدیر مسئول سابق روزنامه همشهری و مشاور شهردار تهراندوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ از ساعت ۱۰ الی ۱۲ | دفتر توسعه آموزش رسانه
گزارش تصویری نشست «از مقاومت تا مذاکره»
علی ربیعی: در دفاع از تمامیت ذهنی ایرانیان موفق عمل نکردهایم
دستیار اجتماعی رئیسجمهور در نشست «از مقاومت تا مذاکره؛ وظیفه روزنامهنگاران چیست؟» گفت: ژورنالیسم و رونامهنگاری در بحران را بفهمیم و بشناسیم، اما متأسفانه جامعه و حاکمیت ما هنوز اهمیت رسانه را درک نکرده است.
یکی از ویژگیهای دو جنگ اخیر که آنها را جنگهای نوین میدانم، تغییر پارادایم به سوی اطلاعات و عملیات روانی بر روی شهروندان است.
متأسفانه رسانه در ایران طی یک دهه گذشته به فراموشی سپرده شده و اهمیت آن تا کنون ناشناخته بوده است.
در حالی که روح و روان جامعه ایرانی هدف اصلی دشمنان و بدخواهان بوده، ما با دو اقدام و یا کنش مواجه بودهایم؛ بیتوجهی و عدم درک نقش رسانه در داخل و برنامهریزی و برنامهسازی بسیار پرقدرت از خارج. نظام سیاسی ما با قدرت در مقابل تجاوز به تمامیت ارضی عمل کرده که بسیار تحسین برانگیز است، اما در دفاع از تمامیت ذهنی ایرانیان موفق عمل نکردهایم.
واقعیت جنگ اخیر، نفت، موقعیت ژئولپتیک و اسرائیل است. باید با صدای بلند واقعیت اصلی جنگ رژیم اسرائیل و آمریکا علیه ایران را فریاد بزنیم؛ واقعیتی که در میان صحبتهای ترامپ به وضوح قابل مشاهده است.
پدیده تولید پسا حقیقت در شرایط فعلی در طول تاریخ ایران بیهمتا بوده است. متأسفانه، بخش بزرگی از این وضعیت نتیجه سیاستهای رسانهای بود که اتخاذ نکردیم و متأسفانه مرجعیت خبری، مرجعیت فیلم و مرجعیت تفریح و سرگرمی در کشور ما به تدریج از بین رفت؛ چرا که پولهای اسرائیلی، پولهای نفتی و حمایتهای برخی کشورها، بهتدریج مرجعیت ذهنی ما را ربودند./ جماران
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی #روزنامه_نگاری
@irancscahub
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی #روزنامه_نگاری
۱۸:۰۵
فایلهای ارائه شده در مجموعه کارگاههای
ارتباطات بحران؛ اصول تولید محتوای سریع و اثربخش در شرایط بحرانی
را دریافت کنید:
روز اول: شنبه، ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
جامعه و نقش اطلاعات و ارتباطات در بحران، دکتر محمد گلزاری
ارتباطات انسانی در شرایط بحران، دکتر اعظم صوفیانی
افکار عمومی در بحران، دکتر محمد رهبری
فیلم روز اول کارگاه
روز دوم: یکشنبه، ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
مهارتهای روابطعمومی در بحران: قبل، حین و پس از بحران، دکتر مسعود راستین آریا
مرجعیت خبری و مقابله با شایعات و اخبار جعلی، دکتر هادی خانیکی
استراتژی انتشار و مدیریت رسانه، دکتر مسعود تقیآبادی
اصول مستندسازی در بحران، دکتر روحالله قاسمی
فیلم روز دوم کارگاه
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#کارگاه_آموزشی#ارتباطات_بحران
@irancscahub
ارتباطات بحران؛ اصول تولید محتوای سریع و اثربخش در شرایط بحرانی
را دریافت کنید:
روز اول: شنبه، ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
روز دوم: یکشنبه، ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#کارگاه_آموزشی#ارتباطات_بحران
۱۸:۳۰
نشست «الزامات ارتباطی دولت، دانشگاه و رسانه در دوره جنگ و پساجنگ» با تمرکز بر نسبت میان دانشگاه، رسانه و حاکمیت، از سوی معاونت پژوهشی دانشگاه علامه طباطبائی با هدف یافتن راهی برای بازسازی پیوند میان دانش، تصمیم و افکار عمومی در دانشکده علوم اجتماعی این دانشگاه برگزار شد.
احمدوند: ضرورت شکلگیری یک «اتاق فکر مشترک» میان دانشگاه، رسانه و نهادهای اجرایی
اسمعیلیاردکانی: لزوم گذر از چرخه بسته تولید دانش به چرخه اثرگذاری اجتماعی
خانیکی: ضرورت میانجیگری دانشگاه در مواجهه با «قلدری سایبری»
فرقانی: بازسازی مرجعیت رسانهای؛ شرط جلوگیری از گرایش به منابع نامطمئن
ربیعی: رسانه؛ عنصری برای حفظ انسجام روانی و اجتماعی جامعه
مهاجرانی: دانشگاهیان شاخصهای مشترکی برای همزبانی با حاکمیت تعریف کنند
رهبری: اینترنت؛ مؤلفهای از امنیت ملی
چگنیزاده: رسانهها و ضرورت «آشتی ملی»
نامورمطلق: تأکید بر نقش دانشگاه در همراهی با جامعه
گلزاری: انتقاد از «محرمانگیهای ساختگی» گزارشهای دانشگاهی
علمداری: همکاری مشترک دانشگاه و رسانه برای ساختن روایتهای دقیقتر و منصفانهتر
تیشهیار: به سازوکاری نهادی برای ارتباط میان دولت، دانشگاه و رسانه نیاز داریم
️ ادامه مطلب در پایگاه خبری عطنا:atna.atu.ac.ir/fa/news/22207
️علی ربیعی: بخش سیاست جامعه با خطر واگذاری تمامیت ذهنی روبروست
️فاطمه مهاجرانی: دانشگاهیان شاخص های مشترکی برای همزبانی با حاکمیت تعریف کنند
️هادی خانیکی: رسانه ضعیف ترین و همزمان تعیین کننده ترین میدان است
ادامه خبر در پایگاه خبری جماران:https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1708233
@irancscahub
️ ادامه مطلب در پایگاه خبری عطنا:atna.atu.ac.ir/fa/news/22207
ادامه خبر در پایگاه خبری جماران:https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1708233
۱۸:۲۶
بازارسال شده از انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
به مناسبت روز جهانی ارتباطات (۱۷ مه / یکشنبه ۲۷ اردیبهشت) انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات برگزار میکند:
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصیبا محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
️ سیاست رسانهای و مهاجرت ذهنی با حضور گروههای:• روزنامهنگاری• ارتباطات بینالملل • روابط عمومی• مطالعات فضای مجازی
️ تغییرات فرهنگی و سیاستهای موجودبا حضور گروههای:• مطالعات کودکی• مطالعات زنان•مطالعات بازی و سرگرمی• مطالعات سینمایی و ارتباطات
️ آینده تخصصها و حرفههابا حضور گروههای:• ارتباطات علم• ارتباطات سلامت• ارتباطات شنیداری• ارتباطات محیط زیست• مطالعات نوآوری
زمان برگزاری:یکشنبه،۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ از ساعت ۱۴ تا ۱۷
مکان:حضوری:دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، سالن انجمنهامجازی:https://skyroom.online/ch/irancsca/dabirkhane-anjoman

@irancsca
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصیبا محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
۱۴:۵۷
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
نسل جدید، بازتعریف ارتباطات و آینده مطالعات فرهنگی؛ از بحران اصالت تا مسئله نابرابری(بخش اول)
انوشه میرمجلسی، دبیر گروه #مطالعات_سینمایی_و_ارتباطات انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
در میانه یک دگرگونی عمیق رسانهای، دیگر نمیتوان از «ارتباطات» و «مطالعات فرهنگی» با همان واژگان و مفاهیم دهههای گذشته سخن گفت. نسل جدید، که همزمان در زیستجهان شبکهای، اقتصاد پلتفرمی، فرهنگ الگوریتمی و تجربه روزمره رسانهایشده رشد کرده، این دو حوزه را نه صرفاً بهعنوان رشتههایی دانشگاهی، بلکه بهمثابه ابزارهایی برای فهم قدرت، هویت، بازنمایی، کنشگری و زیست اجتماعی در جهان دیجیتال میبیند. از این منظر، پرسش از آینده ارتباطات و مطالعات فرهنگی در واقع پرسش از آینده جامعه، شهروندی و نظم در دوران پلتفرمهاست. در ادامه به چهار پرسش کلیدی در این رابطه میپردازیم.
پرسش اول - نسل جدید، ارتباطات و مطالعات فرهنگی را چگونه میفهمد؟نسل جدید، ارتباطات را کمتر بهعنوان فرآیندی خطی ارسال و دریافت پیام میفهمد و بیشتر آن را بهمثابه یک میدان پیچیده، تعاملی و دادهمحور درک میکند؛ میدانی که در آن مرز میان تولیدکننده و مصرفکننده محتوا از میان رفته است. برای این نسل، ارتباطات فقط رسانههای رسمی، روزنامه، رادیو و تلویزیون نیست؛ ارتباطات در پلتفرمها در استوریها، در میمها، در ویدئوهای کوتاه، در الگوریتمهای پیشنهاددهنده و حتی در سکوتها و طردهای دیجیتال جریان دارد. آنان ارتباطات را در نسبت با «دیدهشدن»، «اثرگذاری»، «شبکهسازی» و «مدیریت هویت» تجربه میکنند.
در همین حال، مطالعات فرهنگی نیز برای نسل جدید صرفاً دانشی نظری درباره متن، قدرت، ایدئولوژی یا بازنمایی نیست. این حوزه برای آنان ابزاری تحلیلی برای خواندن مناسبات روزمره قدرت است. اینکه چه چیزی ترند میشود، چه صدایی برجسته میشود، چه هویتی به حاشیه رانده میشود، چگونه سلیقهها ساخته میشوند و چگونه فرهنگ عامه به عرصه منازعهی سیاسی، اقتصادی و نمادین تبدیل میشود. اگر نسلهای پیشین مطالعات فرهنگی را از خلال متنهای مکتوب، سینما، تلویزیون یا خردهفرهنگها فهم میکردند، نسل جدید آن را از خلال تجربهزیسته پلتفرمی، سلبریتیها، اینفلوئنسرها، اقتصاد توجه و فرهنگ مشارکتی درک میکند.نکته مهم این است که نسل جدید، نسبت به اقتدارهای سنتی نیز نگاه انتقادیتری دارد. آنان بیش از آنکه مرجعیت را از نهادهای رسمی بگیرند، آن را در شبکهها جستوجو میکنند. در نتیجه، فهم آنان از ارتباطات و مطالعات فرهنگی هم افقیتر است، هم میانرشتهایتر و هم حساستر به مسئله تجربه زیسته، عدالت بازنمایی و سیاست فناوری.
پرسش دوم - حوزههای تخصصی ارتباطات و مطالعات فرهنگی در پنج سال آینده با چه چالش و تحولی روبهروست؟در پنج سال آینده، مهمترین تحول این دو حوزه عبور از «مطالعه رسانه» به «مطالعه زیرساختهای رسانهای و حکمرانی الگوریتمی» خواهد بود. دیگر کافی نیست که پژوهشگر فقط پیام، محتوا یا مخاطب را تحلیل کند؛ اکنون باید پلتفرم، داده، معماری، هوش مصنوعی، مالکیت زیرساخت و اقتصاد سیاسی توجه را نیز مطالعه کرد.از نظر تخصصی، چند چالش و تحول برجسته قابل پیشبینی است:الف) هوش مصنوعی و بحران اصالتگسترش هوش مصنوعی، تولید محتوا را بهشدت ارزان، سریع و فراگیر خواهد کرد. این امر از یکسو خلاقیت و بهرهوری ارتباطی را افزایش میدهد، اما از سوی دیگر مرز میان امر واقعی و امر مصنوع، میان نویسنده و ماشین و میان روایت معتبر و روایت دستکاریشده را تیره میکند. در چنین شرایطی، سواد رسانهای کلاسیک دیگر کفایت نخواهد کرد و باید از «سواد الگوریتمی» و «سواد هوش مصنوعی» سخن گفت.ب) پلتفرمیشدن فرهنگمطالعات فرهنگی ناچار خواهد بود بیش از گذشته به سازوکارهای پلتفرمها بپردازد؛ یعنی به اینکه چگونه طراحی فنی و منطق اقتصادی پلتفرمها، سلیقه، هویت، کنش جمعی و حتی حافظه فرهنگی را شکل میدهند. فرهنگ دیگر فقط محصول کنش اجتماعی نیست؛ محصول تعامل مداوم میان کاربران، کدها، شاخصها و منطق تجاری پلتفرمها نیز هست.ج) فرسایش مرزهای رشتهایدر آینده نزدیک، ارتباطات و مطالعات فرهنگی بدون پیوند با علوم داده، مطالعات علم و فناوری، حقوق دیجیتال، اقتصاد سیاسی و اخلاق فناوری قادر به توضیح واقعیت نخواهند بود. این دو حوزه برای بقا و اثربخشی باید از انزوای رشتهای فاصله بگیرند و به قلمرویی واقعاً میانرشتهای وارد شوند.
...
#روز_جهانی_ارتباطات#نشست_تخصصی
@irancscahub
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
نسل جدید، بازتعریف ارتباطات و آینده مطالعات فرهنگی؛ از بحران اصالت تا مسئله نابرابری(بخش اول)
در میانه یک دگرگونی عمیق رسانهای، دیگر نمیتوان از «ارتباطات» و «مطالعات فرهنگی» با همان واژگان و مفاهیم دهههای گذشته سخن گفت. نسل جدید، که همزمان در زیستجهان شبکهای، اقتصاد پلتفرمی، فرهنگ الگوریتمی و تجربه روزمره رسانهایشده رشد کرده، این دو حوزه را نه صرفاً بهعنوان رشتههایی دانشگاهی، بلکه بهمثابه ابزارهایی برای فهم قدرت، هویت، بازنمایی، کنشگری و زیست اجتماعی در جهان دیجیتال میبیند. از این منظر، پرسش از آینده ارتباطات و مطالعات فرهنگی در واقع پرسش از آینده جامعه، شهروندی و نظم در دوران پلتفرمهاست. در ادامه به چهار پرسش کلیدی در این رابطه میپردازیم.
پرسش اول - نسل جدید، ارتباطات و مطالعات فرهنگی را چگونه میفهمد؟نسل جدید، ارتباطات را کمتر بهعنوان فرآیندی خطی ارسال و دریافت پیام میفهمد و بیشتر آن را بهمثابه یک میدان پیچیده، تعاملی و دادهمحور درک میکند؛ میدانی که در آن مرز میان تولیدکننده و مصرفکننده محتوا از میان رفته است. برای این نسل، ارتباطات فقط رسانههای رسمی، روزنامه، رادیو و تلویزیون نیست؛ ارتباطات در پلتفرمها در استوریها، در میمها، در ویدئوهای کوتاه، در الگوریتمهای پیشنهاددهنده و حتی در سکوتها و طردهای دیجیتال جریان دارد. آنان ارتباطات را در نسبت با «دیدهشدن»، «اثرگذاری»، «شبکهسازی» و «مدیریت هویت» تجربه میکنند.
در همین حال، مطالعات فرهنگی نیز برای نسل جدید صرفاً دانشی نظری درباره متن، قدرت، ایدئولوژی یا بازنمایی نیست. این حوزه برای آنان ابزاری تحلیلی برای خواندن مناسبات روزمره قدرت است. اینکه چه چیزی ترند میشود، چه صدایی برجسته میشود، چه هویتی به حاشیه رانده میشود، چگونه سلیقهها ساخته میشوند و چگونه فرهنگ عامه به عرصه منازعهی سیاسی، اقتصادی و نمادین تبدیل میشود. اگر نسلهای پیشین مطالعات فرهنگی را از خلال متنهای مکتوب، سینما، تلویزیون یا خردهفرهنگها فهم میکردند، نسل جدید آن را از خلال تجربهزیسته پلتفرمی، سلبریتیها، اینفلوئنسرها، اقتصاد توجه و فرهنگ مشارکتی درک میکند.نکته مهم این است که نسل جدید، نسبت به اقتدارهای سنتی نیز نگاه انتقادیتری دارد. آنان بیش از آنکه مرجعیت را از نهادهای رسمی بگیرند، آن را در شبکهها جستوجو میکنند. در نتیجه، فهم آنان از ارتباطات و مطالعات فرهنگی هم افقیتر است، هم میانرشتهایتر و هم حساستر به مسئله تجربه زیسته، عدالت بازنمایی و سیاست فناوری.
پرسش دوم - حوزههای تخصصی ارتباطات و مطالعات فرهنگی در پنج سال آینده با چه چالش و تحولی روبهروست؟در پنج سال آینده، مهمترین تحول این دو حوزه عبور از «مطالعه رسانه» به «مطالعه زیرساختهای رسانهای و حکمرانی الگوریتمی» خواهد بود. دیگر کافی نیست که پژوهشگر فقط پیام، محتوا یا مخاطب را تحلیل کند؛ اکنون باید پلتفرم، داده، معماری، هوش مصنوعی، مالکیت زیرساخت و اقتصاد سیاسی توجه را نیز مطالعه کرد.از نظر تخصصی، چند چالش و تحول برجسته قابل پیشبینی است:الف) هوش مصنوعی و بحران اصالتگسترش هوش مصنوعی، تولید محتوا را بهشدت ارزان، سریع و فراگیر خواهد کرد. این امر از یکسو خلاقیت و بهرهوری ارتباطی را افزایش میدهد، اما از سوی دیگر مرز میان امر واقعی و امر مصنوع، میان نویسنده و ماشین و میان روایت معتبر و روایت دستکاریشده را تیره میکند. در چنین شرایطی، سواد رسانهای کلاسیک دیگر کفایت نخواهد کرد و باید از «سواد الگوریتمی» و «سواد هوش مصنوعی» سخن گفت.ب) پلتفرمیشدن فرهنگمطالعات فرهنگی ناچار خواهد بود بیش از گذشته به سازوکارهای پلتفرمها بپردازد؛ یعنی به اینکه چگونه طراحی فنی و منطق اقتصادی پلتفرمها، سلیقه، هویت، کنش جمعی و حتی حافظه فرهنگی را شکل میدهند. فرهنگ دیگر فقط محصول کنش اجتماعی نیست؛ محصول تعامل مداوم میان کاربران، کدها، شاخصها و منطق تجاری پلتفرمها نیز هست.ج) فرسایش مرزهای رشتهایدر آینده نزدیک، ارتباطات و مطالعات فرهنگی بدون پیوند با علوم داده، مطالعات علم و فناوری، حقوق دیجیتال، اقتصاد سیاسی و اخلاق فناوری قادر به توضیح واقعیت نخواهند بود. این دو حوزه برای بقا و اثربخشی باید از انزوای رشتهای فاصله بگیرند و به قلمرویی واقعاً میانرشتهای وارد شوند.
...
#روز_جهانی_ارتباطات#نشست_تخصصی
۱۷:۲۴
پایگاه دانش انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک «ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده» یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ نسل جدید، بازتعریف ارتباطات و آینده مطالعات فرهنگی؛ از بحران اصالت تا مسئله نابرابری (بخش اول)
انوشه میرمجلسی، دبیر گروه #مطالعات_سینمایی_و_ارتباطات انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در میانه یک دگرگونی عمیق رسانهای، دیگر نمیتوان از «ارتباطات» و «مطالعات فرهنگی» با همان واژگان و مفاهیم دهههای گذشته سخن گفت. نسل جدید، که همزمان در زیستجهان شبکهای، اقتصاد پلتفرمی، فرهنگ الگوریتمی و تجربه روزمره رسانهایشده رشد کرده، این دو حوزه را نه صرفاً بهعنوان رشتههایی دانشگاهی، بلکه بهمثابه ابزارهایی برای فهم قدرت، هویت، بازنمایی، کنشگری و زیست اجتماعی در جهان دیجیتال میبیند. از این منظر، پرسش از آینده ارتباطات و مطالعات فرهنگی در واقع پرسش از آینده جامعه، شهروندی و نظم در دوران پلتفرمهاست. در ادامه به چهار پرسش کلیدی در این رابطه میپردازیم. پرسش اول - نسل جدید، ارتباطات و مطالعات فرهنگی را چگونه میفهمد؟ نسل جدید، ارتباطات را کمتر بهعنوان فرآیندی خطی ارسال و دریافت پیام میفهمد و بیشتر آن را بهمثابه یک میدان پیچیده، تعاملی و دادهمحور درک میکند؛ میدانی که در آن مرز میان تولیدکننده و مصرفکننده محتوا از میان رفته است. برای این نسل، ارتباطات فقط رسانههای رسمی، روزنامه، رادیو و تلویزیون نیست؛ ارتباطات در پلتفرمها در استوریها، در میمها، در ویدئوهای کوتاه، در الگوریتمهای پیشنهاددهنده و حتی در سکوتها و طردهای دیجیتال جریان دارد. آنان ارتباطات را در نسبت با «دیدهشدن»، «اثرگذاری»، «شبکهسازی» و «مدیریت هویت» تجربه میکنند. در همین حال، مطالعات فرهنگی نیز برای نسل جدید صرفاً دانشی نظری درباره متن، قدرت، ایدئولوژی یا بازنمایی نیست. این حوزه برای آنان ابزاری تحلیلی برای خواندن مناسبات روزمره قدرت است. اینکه چه چیزی ترند میشود، چه صدایی برجسته میشود، چه هویتی به حاشیه رانده میشود، چگونه سلیقهها ساخته میشوند و چگونه فرهنگ عامه به عرصه منازعهی سیاسی، اقتصادی و نمادین تبدیل میشود. اگر نسلهای پیشین مطالعات فرهنگی را از خلال متنهای مکتوب، سینما، تلویزیون یا خردهفرهنگها فهم میکردند، نسل جدید آن را از خلال تجربهزیسته پلتفرمی، سلبریتیها، اینفلوئنسرها، اقتصاد توجه و فرهنگ مشارکتی درک میکند. نکته مهم این است که نسل جدید، نسبت به اقتدارهای سنتی نیز نگاه انتقادیتری دارد. آنان بیش از آنکه مرجعیت را از نهادهای رسمی بگیرند، آن را در شبکهها جستوجو میکنند. در نتیجه، فهم آنان از ارتباطات و مطالعات فرهنگی هم افقیتر است، هم میانرشتهایتر و هم حساستر به مسئله تجربه زیسته، عدالت بازنمایی و سیاست فناوری. پرسش دوم - حوزههای تخصصی ارتباطات و مطالعات فرهنگی در پنج سال آینده با چه چالش و تحولی روبهروست؟ در پنج سال آینده، مهمترین تحول این دو حوزه عبور از «مطالعه رسانه» به «مطالعه زیرساختهای رسانهای و حکمرانی الگوریتمی» خواهد بود. دیگر کافی نیست که پژوهشگر فقط پیام، محتوا یا مخاطب را تحلیل کند؛ اکنون باید پلتفرم، داده، معماری، هوش مصنوعی، مالکیت زیرساخت و اقتصاد سیاسی توجه را نیز مطالعه کرد. از نظر تخصصی، چند چالش و تحول برجسته قابل پیشبینی است: الف) هوش مصنوعی و بحران اصالت گسترش هوش مصنوعی، تولید محتوا را بهشدت ارزان، سریع و فراگیر خواهد کرد. این امر از یکسو خلاقیت و بهرهوری ارتباطی را افزایش میدهد، اما از سوی دیگر مرز میان امر واقعی و امر مصنوع، میان نویسنده و ماشین و میان روایت معتبر و روایت دستکاریشده را تیره میکند. در چنین شرایطی، سواد رسانهای کلاسیک دیگر کفایت نخواهد کرد و باید از «سواد الگوریتمی» و «سواد هوش مصنوعی» سخن گفت. ب) پلتفرمیشدن فرهنگ مطالعات فرهنگی ناچار خواهد بود بیش از گذشته به سازوکارهای پلتفرمها بپردازد؛ یعنی به اینکه چگونه طراحی فنی و منطق اقتصادی پلتفرمها، سلیقه، هویت، کنش جمعی و حتی حافظه فرهنگی را شکل میدهند. فرهنگ دیگر فقط محصول کنش اجتماعی نیست؛ محصول تعامل مداوم میان کاربران، کدها، شاخصها و منطق تجاری پلتفرمها نیز هست. ج) فرسایش مرزهای رشتهای در آینده نزدیک، ارتباطات و مطالعات فرهنگی بدون پیوند با علوم داده، مطالعات علم و فناوری، حقوق دیجیتال، اقتصاد سیاسی و اخلاق فناوری قادر به توضیح واقعیت نخواهند بود. این دو حوزه برای بقا و اثربخشی باید از انزوای رشتهای فاصله بگیرند و به قلمرویی واقعاً میانرشتهای وارد شوند. ... #روز_جهانی_ارتباطات #نشست_تخصصی
@irancscahub
(بخش دوم)
د) بحران اعتمادفضای اشباعشده از اطلاعات، شایعه، روایتهای رقیب و تولید انبوه محتوای ماشینی، بحران اعتماد را تشدید خواهد کرد. متخصصان ارتباطات در آینده ناگزیر خواهند بود بیش از گذشته روی سازوکارهای اعتمادسازی، اعتبارسنجی، شفافیت منبع و مسئولیت اجتماعی رسانهها کار کنند.هـ) بازگشت مسئله نابرابریاگرچه فناوری ظاهراً دسترسی را دموکراتیک میکند، اما در عمل شکافهای تازهای پدید میآورد. شکاف دسترسی، شکاف مهارت، شکاف دیدهشدن و شکاف داده. در نتیجه مطالعات فرهنگی و ارتباطات باید دوباره و با زبانی تازه به مسئله نابرابری، حذف و حاشیهرانی بازگردند.
پرسش سوم - مهمترین تهدید و مهمترین فرصت چیست؟اگر بخواهیم فقط یک تهدید محوری را نام ببریم، آن تهدید «استعمار الگوریتمی» است؛ وضعیتی که در آن سازوکارهای نامرئی پلتفرمها، بدون پاسخگویی دموکراتیک، بر توزیع توجه، شکلگیری افکار، بازنمایی هویتها و اولویتیابی فرهنگی اثر میگذارند. در این وضعیت، کاربران تصور میکنند آزادانه انتخاب میکنند، حال آنکه انتخابهایشان از پیش در معماری پلتفرمها، مدلهای کسبوکار و منطق دادهکاوانه جهتدهی شده است. این تهدید فقط فنی نیست؛ عمیقاً فرهنگی، سیاسی و شناختی است. نتیجه آن میتواند همگنشدن سلیقهها، افراطیشدن گفتار عمومی، تضعیف مرجعیتهای حرفهای و تقلیل تجربه فرهنگی به شاخصهای کمی توجه باشد.در برابر این تهدید، مهمترین فرصت در توان بیسابقه نسل جدید برای تولید، توزیع و بازتعریف معنا نهفته است. امروز گروههایی که پیشتر در حاشیه بودند، میتوانند روایت خود را بسازند، شبکه همبستگی ایجاد کنند، بازنماییهای مسلط را به چالش بکشند و اشکال تازهای از کنش فرهنگی و ارتباطی را رقم بزنند. از منظر مطالعات فرهنگی، این یک فرصت تاریخی است: فرهنگ دیگر صرفاً از بالا به پایین تولید نمیشود، بلکه در شبکهای از مشارکت، مقاومت، بازآفرینی و چانهزنی نمادین شکل میگیرد. از منظر ارتباطات نیز این فرصت وجود دارد که نهادهای حرفهای، رسانهها و دانشگاهها با بهرهگیری هوشمندانه از فناوری، الگوهای تازهای از گفتوگو، مشارکت و اعتماد عمومی بسازند.
پرسش چهارم - چه پیشنهاد سیاستی میتوان ارائه کرد؟اگر قرار باشد یک بسته سیاستی منسجم برای آینده ارتباطات و مطالعات فرهنگی پیشنهاد شود، باید بر چهار محور استوار باشد:1. طراحی یک برنامه ملی سواد رسانهای پیشرفتهسواد رسانهای باید از سطح تشخیص خبر جعلی فراتر برود و به سواد پلتفرمی، سواد داده، سواد الگوریتمی و سواد هوش مصنوعی گسترش یابد. این آموزش باید نه فقط برای دانشآموزان و دانشجویان، بلکه برای معلمان، روزنامهنگاران، مدیران فرهنگی و عموم شهروندان طراحی شود.2. تقویت پژوهش میانرشتهایدانشگاهها و مراکز پژوهشی باید ارتباطات و مطالعات فرهنگی را با علوم داده، حقوق، جامعهشناسی دیجیتال، طراحی پلتفرم و اخلاق فناوری پیوند دهند. آینده این دو حوزه در گرو توانایی آنها برای فهم ساختارهای فناورانه قدرت است، نه صرفاً تحلیل متون و محتواها.3. تنظیمگری شفاف و مسئولیتپذیر پلتفرمهاسیاستگذاری نباید صرفاً محدودکننده یا سلبی باشد. آنچه ضرورت دارد، تنظیمگری هوشمند، شفاف و مبتنی بر حقوق کاربران است؛ تنظیمگریای که پلتفرمها را نسبت به الگوریتمها، شیوههای تعدیل محتوا، حفاظت از دادهها و سازوکارهای اولویتدهی محتوا پاسخگو کند.4. حمایت از اکوسیستم تولید محتوای حرفهای و مستقلدر فضای رقابت نابرابر با محتوای انبوه، ارزان و ماشینی، تولیدکنندگان حرفهای محتوا، رسانههای مستقل، نهادهای مرتبط با راستیآزمایی و پروژههای فرهنگی خلاق نیازمند حمایتاند. بدون این حمایت، کیفیت گفتوگوی عمومی افت میکند و عرصهی عمومی بیش از پیش در اختیار منطق توجه و هیجان قرار میگیرد.
جمعبندی بحثنسل جدید، ارتباطات و مطالعات فرهنگی را نه در قالب رشتههای تثبیتشده، بلکه در مقام دانشی برای فهم جهان متغیر، پرشتاب و شبکهای امروز میبیند. آینده این دو حوزه در پنج سال پیش رو با تحولاتی اساسی مواجه است: هوش مصنوعی، پلتفرمیشدن فرهنگ، بحران اعتماد، فرسایش مرزهای رشتهای و بازگشت مسئله نابرابری. در این میان، بزرگترین تهدید، سلطه نامرئی الگوریتمها بر زیست فرهنگی است و بزرگترین فرصت، گسترش ظرفیت اجتماعی برای تولید معنا، کنشگری و بازتعریف بازنماییها پرسش اصلی این نیست که ارتباطات و مطالعات فرهنگی باقی خواهند ماند یا نه؛ پرسش این است که آیا این حوزهها میتوانند خود را بهاندازه کافی بازآفرینی کنند تا زبان فهم زمانه خود باشند. اگر چنین بازآفرینیای رخ دهد، این دو حوزه نهتنها از بحران عبور میکنند، بلکه به یکی از کانونیترین قلمروهای فهم جامعه در عصر دیجیتال بدل خواهند شد.
@irancscahub
د) بحران اعتمادفضای اشباعشده از اطلاعات، شایعه، روایتهای رقیب و تولید انبوه محتوای ماشینی، بحران اعتماد را تشدید خواهد کرد. متخصصان ارتباطات در آینده ناگزیر خواهند بود بیش از گذشته روی سازوکارهای اعتمادسازی، اعتبارسنجی، شفافیت منبع و مسئولیت اجتماعی رسانهها کار کنند.هـ) بازگشت مسئله نابرابریاگرچه فناوری ظاهراً دسترسی را دموکراتیک میکند، اما در عمل شکافهای تازهای پدید میآورد. شکاف دسترسی، شکاف مهارت، شکاف دیدهشدن و شکاف داده. در نتیجه مطالعات فرهنگی و ارتباطات باید دوباره و با زبانی تازه به مسئله نابرابری، حذف و حاشیهرانی بازگردند.
پرسش سوم - مهمترین تهدید و مهمترین فرصت چیست؟اگر بخواهیم فقط یک تهدید محوری را نام ببریم، آن تهدید «استعمار الگوریتمی» است؛ وضعیتی که در آن سازوکارهای نامرئی پلتفرمها، بدون پاسخگویی دموکراتیک، بر توزیع توجه، شکلگیری افکار، بازنمایی هویتها و اولویتیابی فرهنگی اثر میگذارند. در این وضعیت، کاربران تصور میکنند آزادانه انتخاب میکنند، حال آنکه انتخابهایشان از پیش در معماری پلتفرمها، مدلهای کسبوکار و منطق دادهکاوانه جهتدهی شده است. این تهدید فقط فنی نیست؛ عمیقاً فرهنگی، سیاسی و شناختی است. نتیجه آن میتواند همگنشدن سلیقهها، افراطیشدن گفتار عمومی، تضعیف مرجعیتهای حرفهای و تقلیل تجربه فرهنگی به شاخصهای کمی توجه باشد.در برابر این تهدید، مهمترین فرصت در توان بیسابقه نسل جدید برای تولید، توزیع و بازتعریف معنا نهفته است. امروز گروههایی که پیشتر در حاشیه بودند، میتوانند روایت خود را بسازند، شبکه همبستگی ایجاد کنند، بازنماییهای مسلط را به چالش بکشند و اشکال تازهای از کنش فرهنگی و ارتباطی را رقم بزنند. از منظر مطالعات فرهنگی، این یک فرصت تاریخی است: فرهنگ دیگر صرفاً از بالا به پایین تولید نمیشود، بلکه در شبکهای از مشارکت، مقاومت، بازآفرینی و چانهزنی نمادین شکل میگیرد. از منظر ارتباطات نیز این فرصت وجود دارد که نهادهای حرفهای، رسانهها و دانشگاهها با بهرهگیری هوشمندانه از فناوری، الگوهای تازهای از گفتوگو، مشارکت و اعتماد عمومی بسازند.
پرسش چهارم - چه پیشنهاد سیاستی میتوان ارائه کرد؟اگر قرار باشد یک بسته سیاستی منسجم برای آینده ارتباطات و مطالعات فرهنگی پیشنهاد شود، باید بر چهار محور استوار باشد:1. طراحی یک برنامه ملی سواد رسانهای پیشرفتهسواد رسانهای باید از سطح تشخیص خبر جعلی فراتر برود و به سواد پلتفرمی، سواد داده، سواد الگوریتمی و سواد هوش مصنوعی گسترش یابد. این آموزش باید نه فقط برای دانشآموزان و دانشجویان، بلکه برای معلمان، روزنامهنگاران، مدیران فرهنگی و عموم شهروندان طراحی شود.2. تقویت پژوهش میانرشتهایدانشگاهها و مراکز پژوهشی باید ارتباطات و مطالعات فرهنگی را با علوم داده، حقوق، جامعهشناسی دیجیتال، طراحی پلتفرم و اخلاق فناوری پیوند دهند. آینده این دو حوزه در گرو توانایی آنها برای فهم ساختارهای فناورانه قدرت است، نه صرفاً تحلیل متون و محتواها.3. تنظیمگری شفاف و مسئولیتپذیر پلتفرمهاسیاستگذاری نباید صرفاً محدودکننده یا سلبی باشد. آنچه ضرورت دارد، تنظیمگری هوشمند، شفاف و مبتنی بر حقوق کاربران است؛ تنظیمگریای که پلتفرمها را نسبت به الگوریتمها، شیوههای تعدیل محتوا، حفاظت از دادهها و سازوکارهای اولویتدهی محتوا پاسخگو کند.4. حمایت از اکوسیستم تولید محتوای حرفهای و مستقلدر فضای رقابت نابرابر با محتوای انبوه، ارزان و ماشینی، تولیدکنندگان حرفهای محتوا، رسانههای مستقل، نهادهای مرتبط با راستیآزمایی و پروژههای فرهنگی خلاق نیازمند حمایتاند. بدون این حمایت، کیفیت گفتوگوی عمومی افت میکند و عرصهی عمومی بیش از پیش در اختیار منطق توجه و هیجان قرار میگیرد.
جمعبندی بحثنسل جدید، ارتباطات و مطالعات فرهنگی را نه در قالب رشتههای تثبیتشده، بلکه در مقام دانشی برای فهم جهان متغیر، پرشتاب و شبکهای امروز میبیند. آینده این دو حوزه در پنج سال پیش رو با تحولاتی اساسی مواجه است: هوش مصنوعی، پلتفرمیشدن فرهنگ، بحران اعتماد، فرسایش مرزهای رشتهای و بازگشت مسئله نابرابری. در این میان، بزرگترین تهدید، سلطه نامرئی الگوریتمها بر زیست فرهنگی است و بزرگترین فرصت، گسترش ظرفیت اجتماعی برای تولید معنا، کنشگری و بازتعریف بازنماییها پرسش اصلی این نیست که ارتباطات و مطالعات فرهنگی باقی خواهند ماند یا نه؛ پرسش این است که آیا این حوزهها میتوانند خود را بهاندازه کافی بازآفرینی کنند تا زبان فهم زمانه خود باشند. اگر چنین بازآفرینیای رخ دهد، این دو حوزه نهتنها از بحران عبور میکنند، بلکه به یکی از کانونیترین قلمروهای فهم جامعه در عصر دیجیتال بدل خواهند شد.
۱۷:۲۵
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
تحلیل آیندهپژوهانه پارادایمهای ارتباطات سلامت؛
چالشها، فرصتها و ضرورتهای سیاستگذاری
حبیب راثی تهرانی، مدیر گروه #ارتباطات_سلامت انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
در دنیای پرشتاب امروز، ارتباطات سلامت از یک نقش فرعی در اطلاعرسانی پزشکی، به قلب تپنده مدیریت سلامت و تغییر رفتار تبدیل شده است. همچنین تحول در ساختار قدرت و جریان اطلاعات در عصر دیجیتال، منجر به بازتعریف بنیادین مفاهیم در حوزه ارتباطات سلامت شده است. گذار از مدلهای سنتی «انتقال اطلاعات» به سمت مدلهای «تعامل پیچیده و مدیریت دانش»، نیازمند بازنگری در چارچوبهای نظری و عملیاتی این رشته است. تحلیل آینده این حوزه، مستلزم درک تغییرات بنیادین در زیرساختهای اجتماعی و تکنولوژیک است.
۱. بازتعریف مفهوم ارتباطات سلامت در چشمانداز نسلهای جدیدنسلهای نوظهور (Generations Z & Alpha) از رویکرد «ارتباطات خطی و سلسلهمراتبی» فاصله گرفته و به سمت «ارتباطات شبکهای و افقی» (Horizontal Communication) گرایش دارند. در این پارادایم، حقیقتِ سلامت از طریق «تجربهگرایی دیجیتال» و «تایید همتایان» (Peer Validation) بازتولید میشود. برای این نسل، اعتبار پیام دیگر صرفاً وابسته به مرجعیت رسمی (Institutional Authority) نیست، بلکه بر پایه «قابلیت تعامل» (Interactivity) و «ارتباطات شخصیسازیشده» (Personalized Communication) استوار است.نسلهای جدید زد و آلفا، ارتباطات سلامت را نه از طریق منابع رسمی و یکطرفه (مانند پزشک یا بروشورهای دولتی)، بلکه از طریق «ارتباطات افقی و شبکهای» درک میکنند. برای این نسل، سلامت یک موضوع «تجربهمحور» و «شخصیسازی شده» است. آنها به دنبال محتوای کوتاه، تعاملی و بصری (Visual) هستند و مرز میان اطلاعات علمی و تجربه زیسته کاربران (Peer-to-peer) در شبکههای اجتماعی را کمرنگ میدانند.2. تحولات پارادایمیک و چالشهای ساختاری در افق پنجسالهدر پنج سال آتی، حوزه ارتباطات سلامت با گذار از «ارتباط جمعی» (Mass Communication) به سمت «ارتباطات محاسباتی» (Computational Communication) روبرو خواهد بود. چالش بنیادین در این برهه، مدیریت پدیده اخبار جعلی و «اینفودمی» (Infodemic) یا همان طغیان اطلاعات و آمیختگی نامحسوس شبهاطلاعات و اطلاعات است که فرآیند تصمیمگیری علمی را مختل میکند. علاوه بر این، ضرورتِ ادغام «علم رفتاری» (Behavioral Science) با «تحلیل کلاندادهها» (Big Data Analytics)، از یک رویکرد اختیاری به یک الزام فناورانه برای پیشبینی الگوهای رفتاری و مداخلات پیشگیرانه تبدیل خواهد شد.همچنین در سالهای آتی، این حوزه با تحولی بنیادین به سمت «ارتباطات مبتنی بر داده و هوش مصنوعی» حرکت خواهد کرد. چالش اصلی این عصر، مدیریت انباشت و اضافهبار اطلاعاتی با حفظ اعتماد عمومی و رفتن بسوی «بیاعتنایی انتقادی» (Critical Ignoring) در عصر الگوریتمهای جذاب است که هدف آنها درگیرسازی حداکثری مخاطبان و کاربران با دادهها و اطلاعات بیفایده و بعضاً زیانبار است. (اینفودمی) همچنین، «شخصیسازی و هدفمندسازی پیامهای سلامت» (Tailored Messaging) بر اساس ویژگیهای، اجتماعی، سنی، قومیتی، جنسیتی و رفتاری و اقتصادی فرد، از یک وضعیت مفروض و ایدهآل به یک ضرورت فنی تبدیل خواهد شد.3. تحلیل تقابل تهدید و فرصت در اکوسیستم سلامتتهدید استراتژیک: گسترش «بیگانگی اطلاعاتی» (Information Alienation) و سیطره اتاقهای پژواک (الگوریتمهای تاییدکننده یا (Echo Chamber که منجر به تضعیف «اجماع علمی» و ترویج «شبهعلم» (Pseudoscience) میگردند. این پدیده، اقتدار سیستمهای سلامت عمومی را در برابر بحرانهای نوپدید به چالش میکشد. شاید بتوان گفت بزرگترین تهدید پیشرو، در وهله بعد، گسترش «اخبار جعلی سلامت و شبهاطلاعات پزشکی» (Medical Misinformation) و از دست رفتن مرجعیت علمی است که میتواند منجر به بحرانهای سلامت عمومی و بیاعتمادی به سیستمهای رسمی شود.فرصت استراتژیک: بهرهگیری از «ارتباطات هوشمند» (Smart Communication) و یادگیری ماشینی و برپایه هوش مصنوعی جهت پیادهسازی و اجرای «مداخلات دقیق سلامت دیجیتال» (Precision Digital Health Interventions)، امکان گذار از مداخلات عمومی و یکپارچه به سمت مداخلات هدفمند و مبتنی بر ویژگیهای فردی (Individualized Nudges) را فراهم میآورد. بهرهگیری از ظرفیتهای «سلامت دیجیتال» (Digital Health) و ابزارهای هوش مصنوعی نیز امکان پایش لحظهای رفتار سلامتمحور و مداخله دقیق و پیشگیرانه را فراهم میسازد.
#روز_جهانی_ارتباطات#نشست_تخصصی
@irancscahub
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
تحلیل آیندهپژوهانه پارادایمهای ارتباطات سلامت؛
چالشها، فرصتها و ضرورتهای سیاستگذاری
در دنیای پرشتاب امروز، ارتباطات سلامت از یک نقش فرعی در اطلاعرسانی پزشکی، به قلب تپنده مدیریت سلامت و تغییر رفتار تبدیل شده است. همچنین تحول در ساختار قدرت و جریان اطلاعات در عصر دیجیتال، منجر به بازتعریف بنیادین مفاهیم در حوزه ارتباطات سلامت شده است. گذار از مدلهای سنتی «انتقال اطلاعات» به سمت مدلهای «تعامل پیچیده و مدیریت دانش»، نیازمند بازنگری در چارچوبهای نظری و عملیاتی این رشته است. تحلیل آینده این حوزه، مستلزم درک تغییرات بنیادین در زیرساختهای اجتماعی و تکنولوژیک است.
۱. بازتعریف مفهوم ارتباطات سلامت در چشمانداز نسلهای جدیدنسلهای نوظهور (Generations Z & Alpha) از رویکرد «ارتباطات خطی و سلسلهمراتبی» فاصله گرفته و به سمت «ارتباطات شبکهای و افقی» (Horizontal Communication) گرایش دارند. در این پارادایم، حقیقتِ سلامت از طریق «تجربهگرایی دیجیتال» و «تایید همتایان» (Peer Validation) بازتولید میشود. برای این نسل، اعتبار پیام دیگر صرفاً وابسته به مرجعیت رسمی (Institutional Authority) نیست، بلکه بر پایه «قابلیت تعامل» (Interactivity) و «ارتباطات شخصیسازیشده» (Personalized Communication) استوار است.نسلهای جدید زد و آلفا، ارتباطات سلامت را نه از طریق منابع رسمی و یکطرفه (مانند پزشک یا بروشورهای دولتی)، بلکه از طریق «ارتباطات افقی و شبکهای» درک میکنند. برای این نسل، سلامت یک موضوع «تجربهمحور» و «شخصیسازی شده» است. آنها به دنبال محتوای کوتاه، تعاملی و بصری (Visual) هستند و مرز میان اطلاعات علمی و تجربه زیسته کاربران (Peer-to-peer) در شبکههای اجتماعی را کمرنگ میدانند.2. تحولات پارادایمیک و چالشهای ساختاری در افق پنجسالهدر پنج سال آتی، حوزه ارتباطات سلامت با گذار از «ارتباط جمعی» (Mass Communication) به سمت «ارتباطات محاسباتی» (Computational Communication) روبرو خواهد بود. چالش بنیادین در این برهه، مدیریت پدیده اخبار جعلی و «اینفودمی» (Infodemic) یا همان طغیان اطلاعات و آمیختگی نامحسوس شبهاطلاعات و اطلاعات است که فرآیند تصمیمگیری علمی را مختل میکند. علاوه بر این، ضرورتِ ادغام «علم رفتاری» (Behavioral Science) با «تحلیل کلاندادهها» (Big Data Analytics)، از یک رویکرد اختیاری به یک الزام فناورانه برای پیشبینی الگوهای رفتاری و مداخلات پیشگیرانه تبدیل خواهد شد.همچنین در سالهای آتی، این حوزه با تحولی بنیادین به سمت «ارتباطات مبتنی بر داده و هوش مصنوعی» حرکت خواهد کرد. چالش اصلی این عصر، مدیریت انباشت و اضافهبار اطلاعاتی با حفظ اعتماد عمومی و رفتن بسوی «بیاعتنایی انتقادی» (Critical Ignoring) در عصر الگوریتمهای جذاب است که هدف آنها درگیرسازی حداکثری مخاطبان و کاربران با دادهها و اطلاعات بیفایده و بعضاً زیانبار است. (اینفودمی) همچنین، «شخصیسازی و هدفمندسازی پیامهای سلامت» (Tailored Messaging) بر اساس ویژگیهای، اجتماعی، سنی، قومیتی، جنسیتی و رفتاری و اقتصادی فرد، از یک وضعیت مفروض و ایدهآل به یک ضرورت فنی تبدیل خواهد شد.3. تحلیل تقابل تهدید و فرصت در اکوسیستم سلامتتهدید استراتژیک: گسترش «بیگانگی اطلاعاتی» (Information Alienation) و سیطره اتاقهای پژواک (الگوریتمهای تاییدکننده یا (Echo Chamber که منجر به تضعیف «اجماع علمی» و ترویج «شبهعلم» (Pseudoscience) میگردند. این پدیده، اقتدار سیستمهای سلامت عمومی را در برابر بحرانهای نوپدید به چالش میکشد. شاید بتوان گفت بزرگترین تهدید پیشرو، در وهله بعد، گسترش «اخبار جعلی سلامت و شبهاطلاعات پزشکی» (Medical Misinformation) و از دست رفتن مرجعیت علمی است که میتواند منجر به بحرانهای سلامت عمومی و بیاعتمادی به سیستمهای رسمی شود.فرصت استراتژیک: بهرهگیری از «ارتباطات هوشمند» (Smart Communication) و یادگیری ماشینی و برپایه هوش مصنوعی جهت پیادهسازی و اجرای «مداخلات دقیق سلامت دیجیتال» (Precision Digital Health Interventions)، امکان گذار از مداخلات عمومی و یکپارچه به سمت مداخلات هدفمند و مبتنی بر ویژگیهای فردی (Individualized Nudges) را فراهم میآورد. بهرهگیری از ظرفیتهای «سلامت دیجیتال» (Digital Health) و ابزارهای هوش مصنوعی نیز امکان پایش لحظهای رفتار سلامتمحور و مداخله دقیق و پیشگیرانه را فراهم میسازد.
#روز_جهانی_ارتباطات#نشست_تخصصی
۱۷:۳۹
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
روابط عمومی در عصر تحولات اجتماعی و فناوریهای نوین
مسعود راستین آریا، دبیر گروه #روابط_عمومی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
تحولات فناوریهای ارتباطی و گسترش رسانههای دیجیتال، مفهوم روابط عمومی را در سالهای اخیر دستخوش تغییرات اساسی کرده است. امروزه روابط عمومی دیگر تنها مسئول انتشار اخبار و اطلاعرسانی رسمی نیست، بلکه به یکی از ارکان اصلی مدیریت ارتباطات، اعتمادسازی و تعامل میان سازمانها و افکار عمومی تبدیل شده است. توسعه شبکههای اجتماعی و ابزارهای نوین ارتباطی موجب شده مخاطبان نقشی فعال در تولید، بازنشر و تحلیل محتوا داشته باشند و سازمانها ناگزیر شوند شیوههای ارتباطی خود را با نیازهای جدید جامعه هماهنگ کنند.
نسل جدید، روابط عمومی را بیش از هر چیز مدیریت گفتوگو و اعتماد در فضای دیجیتال میداند. در این نگاه، مخاطب تنها دریافتکننده پیام نیست، بلکه انتظار دارد سازمانها در برابر پرسشها و نقدها پاسخگو باشند و ارتباطی شفاف، صادقانه و مستمر برقرار کنند. از این رو تعامل دوطرفه، سرعت پاسخگویی، حضور فعال در شبکههای اجتماعی و روایتگری رسانهای به مهمترین انتظارات مخاطبان تبدیل شده است. در کنار این موارد، توجه به مسئولیت اجتماعی، اخلاق حرفهای و هویت سازمانی نیز اهمیت بیشتری یافته و افکار عمومی عملکرد واقعی سازمانها را در کنار پیامهای رسمی مورد ارزیابی قرار میدهد؛ به همین دلیل روابط عمومی امروز بیش از گذشته به ساخت روایت، اعتمادسازی و ایجاد تجربه مثبت ارتباطی وابسته شده است.
در ادامه این تحولات، ظهور و گسترش فناوریهای نو، بهویژه هوش مصنوعی، از مهمترین تحولاتی است که روابط عمومی در سالهای آینده با آن روبهرو خواهد شد. ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند در تولید محتوا، تحلیل دادههای رسانهای، پایش افکار عمومی و مدیریت ارتباطات نقش مؤثری ایفا کنند، اما در عین حال چالشهایی مانند حفظ اصالت پیامها و جلوگیری از انتشار اطلاعات نادرست را نیز به همراه دارند. در کنار این روند، روابط عمومیها بهتدریج به سمت تصمیمگیری دادهمحور حرکت میکنند و سازمانها میکوشند بر اساس تحلیل دادههای شبکههای اجتماعی و رفتار مخاطبان، سیاستهای ارتباطی خود را تنظیم کنند. از سوی دیگر، سرعت بالای انتشار اخبار در فضای مجازی مدیریت بحرانهای ارتباطی را پیچیدهتر کرده است، بهگونهای که یک شایعه یا خبر نادرست میتواند در مدت کوتاهی اعتبار یک سازمان را تحت تأثیر قرار دهد.
مهمترین تهدید پیشروی روابط عمومی، کاهش اعتماد عمومی به پیامهای رسمی و گسترش اطلاعات نادرست در شبکههای اجتماعی است؛ زیرا انتشار سریع اخبار و شایعات در فضای دیجیتال، حفظ اعتبار سازمانها را دشوارتر از گذشته کرده و روابط عمومیها را ناگزیر ساخته است تا با دقت، سرعت و شفافیت بیشتری عمل کنند. در مقابل، مهمترین فرصت روابط عمومی، دسترسی مستقیم به مخاطبان از طریق رسانههای دیجیتال است؛ بهگونهای که سازمانها میتوانند بدون واسطه با جامعه ارتباط برقرار کنند، روایت خود را سریعتر منتشر سازند و بازخورد مخاطبان را بهصورت مستقیم دریافت کنند. این شرایط، زمینه ایجاد ارتباطی مؤثرتر، تعاملیتر و نزدیکتر با افکار عمومی را فراهم کرده است.
در چنین شرایطی، تدوین سیاستهای کارآمد و روزآمد در حوزه روابط عمومی اهمیت دوچندان پیدا میکند. حرفهایسازی این حوزه از طریق آموزش تخصصی، تدوین استانداردهای حرفهای و ایجاد نظامنامه ارتباطی از جمله اقدامات ضروری به شمار میرود. همچنین تقویت شفافیت و دسترسی به اطلاعات، توسعه مهارتهای دیجیتال و دادهمحور، آموزش استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی و ایجاد نظام ارزیابی عملکرد روابط عمومی میتواند به ارتقای کیفیت ارتباطات سازمانی کمک کند. در کنار این اقدامات، تدوین و اجرای اصول اخلاق حرفهای برای جلوگیری از دستکاری اطلاعات و انتشار تبلیغات گمراهکننده، ضرورتی انکارناپذیر در فضای رسانهای امروز است.
#روز_جهانی_ارتباطات#نشست_تخصصی
@irancscahub
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
روابط عمومی در عصر تحولات اجتماعی و فناوریهای نوین
تحولات فناوریهای ارتباطی و گسترش رسانههای دیجیتال، مفهوم روابط عمومی را در سالهای اخیر دستخوش تغییرات اساسی کرده است. امروزه روابط عمومی دیگر تنها مسئول انتشار اخبار و اطلاعرسانی رسمی نیست، بلکه به یکی از ارکان اصلی مدیریت ارتباطات، اعتمادسازی و تعامل میان سازمانها و افکار عمومی تبدیل شده است. توسعه شبکههای اجتماعی و ابزارهای نوین ارتباطی موجب شده مخاطبان نقشی فعال در تولید، بازنشر و تحلیل محتوا داشته باشند و سازمانها ناگزیر شوند شیوههای ارتباطی خود را با نیازهای جدید جامعه هماهنگ کنند.
نسل جدید، روابط عمومی را بیش از هر چیز مدیریت گفتوگو و اعتماد در فضای دیجیتال میداند. در این نگاه، مخاطب تنها دریافتکننده پیام نیست، بلکه انتظار دارد سازمانها در برابر پرسشها و نقدها پاسخگو باشند و ارتباطی شفاف، صادقانه و مستمر برقرار کنند. از این رو تعامل دوطرفه، سرعت پاسخگویی، حضور فعال در شبکههای اجتماعی و روایتگری رسانهای به مهمترین انتظارات مخاطبان تبدیل شده است. در کنار این موارد، توجه به مسئولیت اجتماعی، اخلاق حرفهای و هویت سازمانی نیز اهمیت بیشتری یافته و افکار عمومی عملکرد واقعی سازمانها را در کنار پیامهای رسمی مورد ارزیابی قرار میدهد؛ به همین دلیل روابط عمومی امروز بیش از گذشته به ساخت روایت، اعتمادسازی و ایجاد تجربه مثبت ارتباطی وابسته شده است.
در ادامه این تحولات، ظهور و گسترش فناوریهای نو، بهویژه هوش مصنوعی، از مهمترین تحولاتی است که روابط عمومی در سالهای آینده با آن روبهرو خواهد شد. ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند در تولید محتوا، تحلیل دادههای رسانهای، پایش افکار عمومی و مدیریت ارتباطات نقش مؤثری ایفا کنند، اما در عین حال چالشهایی مانند حفظ اصالت پیامها و جلوگیری از انتشار اطلاعات نادرست را نیز به همراه دارند. در کنار این روند، روابط عمومیها بهتدریج به سمت تصمیمگیری دادهمحور حرکت میکنند و سازمانها میکوشند بر اساس تحلیل دادههای شبکههای اجتماعی و رفتار مخاطبان، سیاستهای ارتباطی خود را تنظیم کنند. از سوی دیگر، سرعت بالای انتشار اخبار در فضای مجازی مدیریت بحرانهای ارتباطی را پیچیدهتر کرده است، بهگونهای که یک شایعه یا خبر نادرست میتواند در مدت کوتاهی اعتبار یک سازمان را تحت تأثیر قرار دهد.
مهمترین تهدید پیشروی روابط عمومی، کاهش اعتماد عمومی به پیامهای رسمی و گسترش اطلاعات نادرست در شبکههای اجتماعی است؛ زیرا انتشار سریع اخبار و شایعات در فضای دیجیتال، حفظ اعتبار سازمانها را دشوارتر از گذشته کرده و روابط عمومیها را ناگزیر ساخته است تا با دقت، سرعت و شفافیت بیشتری عمل کنند. در مقابل، مهمترین فرصت روابط عمومی، دسترسی مستقیم به مخاطبان از طریق رسانههای دیجیتال است؛ بهگونهای که سازمانها میتوانند بدون واسطه با جامعه ارتباط برقرار کنند، روایت خود را سریعتر منتشر سازند و بازخورد مخاطبان را بهصورت مستقیم دریافت کنند. این شرایط، زمینه ایجاد ارتباطی مؤثرتر، تعاملیتر و نزدیکتر با افکار عمومی را فراهم کرده است.
در چنین شرایطی، تدوین سیاستهای کارآمد و روزآمد در حوزه روابط عمومی اهمیت دوچندان پیدا میکند. حرفهایسازی این حوزه از طریق آموزش تخصصی، تدوین استانداردهای حرفهای و ایجاد نظامنامه ارتباطی از جمله اقدامات ضروری به شمار میرود. همچنین تقویت شفافیت و دسترسی به اطلاعات، توسعه مهارتهای دیجیتال و دادهمحور، آموزش استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی و ایجاد نظام ارزیابی عملکرد روابط عمومی میتواند به ارتقای کیفیت ارتباطات سازمانی کمک کند. در کنار این اقدامات، تدوین و اجرای اصول اخلاق حرفهای برای جلوگیری از دستکاری اطلاعات و انتشار تبلیغات گمراهکننده، ضرورتی انکارناپذیر در فضای رسانهای امروز است.
#روز_جهانی_ارتباطات#نشست_تخصصی
۱۷:۴۷
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
بازاندیشی در روز ارتباطات و روابطعمومی با تکیه بر دیدگاه لی ادواردز؛ روابطعمومی فراسوی رویدادها
مسعود تقیآبادی، استاد ارتباطات دانشگاه فردوسی مشهد(بخش اول)
سالها کار در حوزه رسانه و روابطعمومی، و همزمان خواندن و نوشتن درباره ارتباطات، کمکم نگاه من را نسبت به این حرفه تغییر داده است. در تقویم رسمی، روز ارتباطات و روابطعمومی معمولاً با پیامهای تبریک، همایشها، رونماییها و گزارشهای عملکرد گرامی داشته میشود؛ گویی روابطعمومی فقط در لحظههایی دیده میشود که «اتفاقی» روی صحنه است: افتتاح پروژهای جدید، برگزاری یک همایش، انتشار یک بیانیه یا مدیریت یک بحران رسانهای. این تصویر رویدادمحور، سالهاست در ذهن مدیران، رسانهها و حتی بخشی از دانشگاه تثبیت شده؛ تصویری که روابطعمومی را به بخش اجرایی سازمان فرو میکاهد، بخشی که وظیفهاش «برگزاری مراسم» و «روابط با رسانه» است. در تجربه عملی، بارها دیدهام که روابطعمومی زمانی جدی گرفته میشود که کاری برای انجام دادن هست: یک افتتاح، یک بحران، یک سفر، یک گزارش. اما هرچه بیشتر پیش رفتم، این پرسش پافشارتر شد که روابطعمومی واقعاً همین است؟ آیا باید آن را به سطح رویدادها و عملیات رسانهای تقلیل داد؟ یا با پدیدهای عمیقتر روبهرو هستیم که در دل فرهنگ، جامعه و قدرت تنیده شده است؟ در اینجا است که خواندن نظریهپردازانی مانند لی ادواردز برای من به یک نقطه عطف تبدیل شد.
چرخش جامعهفرهنگی
ادواردز در کتاب «فهم روابط عمومی: نظریه، فرهنگ و جامعه» دقیقاً با همین تصویر مسلط فاصله میگیرد. او روابطعمومی را نه ابزار اجرایی سازمان که نیرویی اجتماعی و فرهنگی میبیند؛ نیرویی که در شکل دادن به معنا، هویت، قدرت و گفتوگوی عمومی نقش دارد. ادواردز نشان میدهد که روابطعمومی در متن زندگی اجتماعی جریان دارد، نه فقط در سطح رویدادها؛ در لایههای عمیقتری مثل فرهنگ، اقتصاد سیاسی، نابرابری، گفتمان و دموکراسی. در رویکرد جامعهفرهنگی که او صورتبندی میکند، روابطعمومی بخشی از «فرهنگ ترویجی» است؛ آن شبکه گستردهای از پیامها، نمادها و روایتها که دائماً ما را قانع میکنند، جهت میدهند و افقهای ممکن را برای ما تعریف میکنند. در این نگاه، یک کمپین روابطعمومی فقط اطلاعرسانی نمیکند؛ بلکه معنا میسازد و توزیع میکند. به تعبیر ادواردز، روابطعمومی از یک سو معنا تولید میکند؛ اینکه مثلاً «پیشرفت» یعنی چه، «توسعه» یعنی چه، «مسئولیتپذیری» یعنی چه، و از سوی دیگر این معانی را در فضاهای مختلف، از رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی گرفته تا رویدادها و ارتباطات چهرهبهچهره، به گردش درمیآورد. آنچه در ظاهر، «یک پیام سازمانی» به نظر میرسد، در عمل، تکهای از سازوکار جهان اجتماعی است؛ سازوکاری که تعیین میکند چه چیز بدیهی و طبیعی به نظر برسد و چه چیز عجیب، غیرواقعبینانه یا حاشیهای. در این چارچوب، روابطعمومی دیگر به معنای مدیریت چند مراسم و نشست خبری نیست؛ بلکه نقشی دارد در شکل دادن به همان صحنهای که مردم بر اساس آن جهان اطرافشان را میفهمند و میپذیرند. به همین دلیل اگر قرار است روز ارتباطات و روابطعمومی معنای تازهای پیدا کند، باید به این نقش عمیقتر توجه کنیم و از خود بپرسیم: ما با پیامها، سکوتها، انتخاب واژگان و شیوههای قاببندیمان چه نوع جامعهای را بازتولید میکنیم و چه نوع روابط قدرت و چه افقی از آینده را عادی میسازیم.
روابطعمومی، قدرت، دموکراسی و عدالت اجتماعی
ادواردز با تکیه بر رویکرد گفتمان و نظریههای قدرت، روابطعمومی را به میدان نزاع بر سر اینکه چه چیز قابلگفتن است و چه چیز نه میبرد. او روابطعمومی را صورتبندی و مفصلبندی گفتمان جدید می بیند؛ یعنی تعیین اینکه چه مسائلی بهعنوان «مسئله» مطرح میشوند و چه مسائلی نامرئی میمانند، چه گروههایی صاحب صدا تلقی میشوند و چه گروههایی در حاشیه میمانند، کدام روایتها مشروعیت میگیرند و کدام روایتها بیاعتبار یا بیاهمیت جلوه داده میشوند. ...
#روز_جهانی_ارتباطات#روابط_عمومی #نشست_تخصصی
@irancscahub
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
بازاندیشی در روز ارتباطات و روابطعمومی با تکیه بر دیدگاه لی ادواردز؛ روابطعمومی فراسوی رویدادها
سالها کار در حوزه رسانه و روابطعمومی، و همزمان خواندن و نوشتن درباره ارتباطات، کمکم نگاه من را نسبت به این حرفه تغییر داده است. در تقویم رسمی، روز ارتباطات و روابطعمومی معمولاً با پیامهای تبریک، همایشها، رونماییها و گزارشهای عملکرد گرامی داشته میشود؛ گویی روابطعمومی فقط در لحظههایی دیده میشود که «اتفاقی» روی صحنه است: افتتاح پروژهای جدید، برگزاری یک همایش، انتشار یک بیانیه یا مدیریت یک بحران رسانهای. این تصویر رویدادمحور، سالهاست در ذهن مدیران، رسانهها و حتی بخشی از دانشگاه تثبیت شده؛ تصویری که روابطعمومی را به بخش اجرایی سازمان فرو میکاهد، بخشی که وظیفهاش «برگزاری مراسم» و «روابط با رسانه» است. در تجربه عملی، بارها دیدهام که روابطعمومی زمانی جدی گرفته میشود که کاری برای انجام دادن هست: یک افتتاح، یک بحران، یک سفر، یک گزارش. اما هرچه بیشتر پیش رفتم، این پرسش پافشارتر شد که روابطعمومی واقعاً همین است؟ آیا باید آن را به سطح رویدادها و عملیات رسانهای تقلیل داد؟ یا با پدیدهای عمیقتر روبهرو هستیم که در دل فرهنگ، جامعه و قدرت تنیده شده است؟ در اینجا است که خواندن نظریهپردازانی مانند لی ادواردز برای من به یک نقطه عطف تبدیل شد.
چرخش جامعهفرهنگی
ادواردز در کتاب «فهم روابط عمومی: نظریه، فرهنگ و جامعه» دقیقاً با همین تصویر مسلط فاصله میگیرد. او روابطعمومی را نه ابزار اجرایی سازمان که نیرویی اجتماعی و فرهنگی میبیند؛ نیرویی که در شکل دادن به معنا، هویت، قدرت و گفتوگوی عمومی نقش دارد. ادواردز نشان میدهد که روابطعمومی در متن زندگی اجتماعی جریان دارد، نه فقط در سطح رویدادها؛ در لایههای عمیقتری مثل فرهنگ، اقتصاد سیاسی، نابرابری، گفتمان و دموکراسی. در رویکرد جامعهفرهنگی که او صورتبندی میکند، روابطعمومی بخشی از «فرهنگ ترویجی» است؛ آن شبکه گستردهای از پیامها، نمادها و روایتها که دائماً ما را قانع میکنند، جهت میدهند و افقهای ممکن را برای ما تعریف میکنند. در این نگاه، یک کمپین روابطعمومی فقط اطلاعرسانی نمیکند؛ بلکه معنا میسازد و توزیع میکند. به تعبیر ادواردز، روابطعمومی از یک سو معنا تولید میکند؛ اینکه مثلاً «پیشرفت» یعنی چه، «توسعه» یعنی چه، «مسئولیتپذیری» یعنی چه، و از سوی دیگر این معانی را در فضاهای مختلف، از رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی گرفته تا رویدادها و ارتباطات چهرهبهچهره، به گردش درمیآورد. آنچه در ظاهر، «یک پیام سازمانی» به نظر میرسد، در عمل، تکهای از سازوکار جهان اجتماعی است؛ سازوکاری که تعیین میکند چه چیز بدیهی و طبیعی به نظر برسد و چه چیز عجیب، غیرواقعبینانه یا حاشیهای. در این چارچوب، روابطعمومی دیگر به معنای مدیریت چند مراسم و نشست خبری نیست؛ بلکه نقشی دارد در شکل دادن به همان صحنهای که مردم بر اساس آن جهان اطرافشان را میفهمند و میپذیرند. به همین دلیل اگر قرار است روز ارتباطات و روابطعمومی معنای تازهای پیدا کند، باید به این نقش عمیقتر توجه کنیم و از خود بپرسیم: ما با پیامها، سکوتها، انتخاب واژگان و شیوههای قاببندیمان چه نوع جامعهای را بازتولید میکنیم و چه نوع روابط قدرت و چه افقی از آینده را عادی میسازیم.
روابطعمومی، قدرت، دموکراسی و عدالت اجتماعی
ادواردز با تکیه بر رویکرد گفتمان و نظریههای قدرت، روابطعمومی را به میدان نزاع بر سر اینکه چه چیز قابلگفتن است و چه چیز نه میبرد. او روابطعمومی را صورتبندی و مفصلبندی گفتمان جدید می بیند؛ یعنی تعیین اینکه چه مسائلی بهعنوان «مسئله» مطرح میشوند و چه مسائلی نامرئی میمانند، چه گروههایی صاحب صدا تلقی میشوند و چه گروههایی در حاشیه میمانند، کدام روایتها مشروعیت میگیرند و کدام روایتها بیاعتبار یا بیاهمیت جلوه داده میشوند. ...
#روز_جهانی_ارتباطات#روابط_عمومی #نشست_تخصصی
۱۸:۳۰
پایگاه دانش انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک «ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده» یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ بازاندیشی در روز ارتباطات و روابطعمومی با تکیه بر دیدگاه لی ادواردز؛ روابطعمومی فراسوی رویدادها
مسعود تقیآبادی، استاد ارتباطات دانشگاه فردوسی مشهد (بخش اول) سالها کار در حوزه رسانه و روابطعمومی، و همزمان خواندن و نوشتن درباره ارتباطات، کمکم نگاه من را نسبت به این حرفه تغییر داده است. در تقویم رسمی، روز ارتباطات و روابطعمومی معمولاً با پیامهای تبریک، همایشها، رونماییها و گزارشهای عملکرد گرامی داشته میشود؛ گویی روابطعمومی فقط در لحظههایی دیده میشود که «اتفاقی» روی صحنه است: افتتاح پروژهای جدید، برگزاری یک همایش، انتشار یک بیانیه یا مدیریت یک بحران رسانهای. این تصویر رویدادمحور، سالهاست در ذهن مدیران، رسانهها و حتی بخشی از دانشگاه تثبیت شده؛ تصویری که روابطعمومی را به بخش اجرایی سازمان فرو میکاهد، بخشی که وظیفهاش «برگزاری مراسم» و «روابط با رسانه» است. در تجربه عملی، بارها دیدهام که روابطعمومی زمانی جدی گرفته میشود که کاری برای انجام دادن هست: یک افتتاح، یک بحران، یک سفر، یک گزارش. اما هرچه بیشتر پیش رفتم، این پرسش پافشارتر شد که روابطعمومی واقعاً همین است؟ آیا باید آن را به سطح رویدادها و عملیات رسانهای تقلیل داد؟ یا با پدیدهای عمیقتر روبهرو هستیم که در دل فرهنگ، جامعه و قدرت تنیده شده است؟ در اینجا است که خواندن نظریهپردازانی مانند لی ادواردز برای من به یک نقطه عطف تبدیل شد. چرخش جامعهفرهنگی ادواردز در کتاب «فهم روابط عمومی: نظریه، فرهنگ و جامعه» دقیقاً با همین تصویر مسلط فاصله میگیرد. او روابطعمومی را نه ابزار اجرایی سازمان که نیرویی اجتماعی و فرهنگی میبیند؛ نیرویی که در شکل دادن به معنا، هویت، قدرت و گفتوگوی عمومی نقش دارد. ادواردز نشان میدهد که روابطعمومی در متن زندگی اجتماعی جریان دارد، نه فقط در سطح رویدادها؛ در لایههای عمیقتری مثل فرهنگ، اقتصاد سیاسی، نابرابری، گفتمان و دموکراسی. در رویکرد جامعهفرهنگی که او صورتبندی میکند، روابطعمومی بخشی از «فرهنگ ترویجی» است؛ آن شبکه گستردهای از پیامها، نمادها و روایتها که دائماً ما را قانع میکنند، جهت میدهند و افقهای ممکن را برای ما تعریف میکنند. در این نگاه، یک کمپین روابطعمومی فقط اطلاعرسانی نمیکند؛ بلکه معنا میسازد و توزیع میکند. به تعبیر ادواردز، روابطعمومی از یک سو معنا تولید میکند؛ اینکه مثلاً «پیشرفت» یعنی چه، «توسعه» یعنی چه، «مسئولیتپذیری» یعنی چه، و از سوی دیگر این معانی را در فضاهای مختلف، از رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی گرفته تا رویدادها و ارتباطات چهرهبهچهره، به گردش درمیآورد. آنچه در ظاهر، «یک پیام سازمانی» به نظر میرسد، در عمل، تکهای از سازوکار جهان اجتماعی است؛ سازوکاری که تعیین میکند چه چیز بدیهی و طبیعی به نظر برسد و چه چیز عجیب، غیرواقعبینانه یا حاشیهای. در این چارچوب، روابطعمومی دیگر به معنای مدیریت چند مراسم و نشست خبری نیست؛ بلکه نقشی دارد در شکل دادن به همان صحنهای که مردم بر اساس آن جهان اطرافشان را میفهمند و میپذیرند. به همین دلیل اگر قرار است روز ارتباطات و روابطعمومی معنای تازهای پیدا کند، باید به این نقش عمیقتر توجه کنیم و از خود بپرسیم: ما با پیامها، سکوتها، انتخاب واژگان و شیوههای قاببندیمان چه نوع جامعهای را بازتولید میکنیم و چه نوع روابط قدرت و چه افقی از آینده را عادی میسازیم. روابطعمومی، قدرت، دموکراسی و عدالت اجتماعی ادواردز با تکیه بر رویکرد گفتمان و نظریههای قدرت، روابطعمومی را به میدان نزاع بر سر اینکه چه چیز قابلگفتن است و چه چیز نه میبرد. او روابطعمومی را صورتبندی و مفصلبندی گفتمان جدید می بیند؛ یعنی تعیین اینکه چه مسائلی بهعنوان «مسئله» مطرح میشوند و چه مسائلی نامرئی میمانند، چه گروههایی صاحب صدا تلقی میشوند و چه گروههایی در حاشیه میمانند، کدام روایتها مشروعیت میگیرند و کدام روایتها بیاعتبار یا بیاهمیت جلوه داده میشوند. ... #روز_جهانی_ارتباطات #روابط_عمومی #نشست_تخصصی
@irancscahub
(بخش دوم)
به این معنا، روابطعمومی هم میتواند قدرت را تثبیت کند و هم میتواند امکان مقاومت را تقویت کند. همانگونه که ادواردز نشان میدهد، روابطعمومی میتواند در خدمت پروژههای مسلط شرکتهای بزرگ، دولتها و نهادهای قدرتمند باشد، اما در عین حال، ابزار کنش جمعیِ جنبشهای اجتماعی، گروههای بهحاشیهراندهشده و کنشگران مدنی نیز هست. اگر روز روابطعمومی را جدی بگیریم، باید صادقانه از خودمان بپرسیم در طول سال گذشته روابطعمومی ما صدای چه کسانی بوده است، برای تثبیت کدام منافع و ارزشها کار کرده است و مهمتر از آن چه صداهایی را نشنیده و چه روایتهایی را حذف یا تضعیف کرده است. بخشی از استدلال ادواردز با الهام از هابرماس و مفهوم حوزه عمومی شکل میگیرد. او روابطعمومی را در پیوند با دموکراسی و امکان گفتوگوی عقلانی در جامعه تحلیل میکند. از یک سو، روابطعمومی میتواند به گسترش مشارکت کمک کند؛ زمانی که سازمانها و نهادها شفافیت، گفتوگوی دوسویه و پاسخگویی را جدی میگیرند و به شهروندان اجازه میدهند در تصمیمگیریها مشارکت کنند. از سوی دیگر، روابطعمومی میتواند فضای عمومی را آلوده کند؛ زمانی که صرفاً به دنبال مدیریت افکار عمومی، دور زدن پرسشها و بستهبندی زیبا برای تصمیمات از پیشگرفتهشده است. روز ارتباطات و روابطعمومی، در سطحی نمادین، فرصتی است تا به این بُعد دموکراتیک توجه کنیم و از خود بپرسیم آیا روابطعمومی در عمل به گشودن حوزه عمومی و افزایش امکان مشارکت شهروندان کمک کرده است یا صرفاً پردهای زیبا بوده که شکاف میان مردم و قدرت را پنهان میکند.
فهم درست ادواردز، توجه صریح او به مسائلی مانند نژاد، طبقه و جنسیت در روابطعمومی است. او نشان میدهد که در سطح حرفهای، این حوزه اغلب در اختیار گروههای خاصی از نظر طبقاتی، نژادی و جنسیتی است و در سطح نمادین، از طریق بازنماییها، تصاویر و روایتها میتواند کلیشهها را بازتولید یا به آنها چالش وارد کند. وقتی به کمپینهایی که میسازیم، تصاویر و واژگانی که انتخاب میکنیم و مخاطبانی که در ذهن داریم نگاه میکنیم، ناچاریم بپرسیم چه کسانی در این تصویرها حضور دارند و چه کسانی غایباند، زنان، طبقات فرودست، اقلیتها و گروههای حاشیهای چگونه دیده یا نادیده گرفته میشوند و آیا روابطعمومی ما به تداوم نابرابریها کمک میکند یا میکوشد آنها را به مسئلهای قابلگفتوگو تبدیل کند. این پرسشها روابطعمومی را از سطح فنی و مدیریتی بالا میبرد و به سطح عدالت اجتماعی پیوند میزند. او همچنین روابطعمومی را یک میدان حرفهای میداند که در آن کنشگران برای کسب مشروعیت، تعریف دانش تخصصی، تعیین مرزهای حرفه و تنظیم رابطه خود با قدرت مبارزه میکنند. انجمنهای حرفهای میکوشند استانداردها و اخلاق حرفهای را تعریف کنند، دانشگاهها چارچوبهای نظری و مهارتی برای آموزش نسل جدید روابطعمومی ارائه میدهند و سازمانها معمولاً انتظاراتی کوتاهمدت، کارکردی و رویدادمحور دارند. در چنین شرایطی، روز روابطعمومی لحظهای است که میدان حرفهای میتواند خودش را بازتعریف کند و بپرسد آیا میخواهیم روابطعمومی همچنان در حاشیه علم و در نقش ابزار اجرایی مدیریت باقی بماند یا آن را بهعنوان یک دانش و عمل جامعهفرهنگی مستقل و نقاد به رسمیت میشناسیم.
بر اساس خوانش جامعهفرهنگی ادواردز، میتوان تعریف زیر را برای روابطعمومی پیشنهاد کرد: «روابطعمومی فرآیند اجتماعی و فرهنگیِ تولید، توزیع و مناقشه بر سر معنا در حوزه عمومی است که از طریق آن، کنشگران مختلف، از سازمانها و نهادها گرفته تا جنبشهای اجتماعی، گروههای حاشیهای و شهروندان، میکوشند جایگاه خود را تثبیت کنند، هویتهای جمعی را شکل دهند و در ساختارهای قدرت و نابرابری، یا مشارکت کنند یا در برابر آن مقاومت ورزند«. در این تعریف، روابطعمومی، فرآیند است؛ ارتباطات، سیاست معناست؛ مخاطب کنشگری است که میتواند مقاومت و بازخوانی کند؛ و اخلاق، بخشی از منازعه اجتماعی بر سر نوع جامعهای است که میخواهیم بسازیم. این تعریف، روابطعمومی را در پیوند با فرهنگ، قدرت، هویت، دموکراسی و عدالت اجتماعی قرار میدهد.
@irancscahub
به این معنا، روابطعمومی هم میتواند قدرت را تثبیت کند و هم میتواند امکان مقاومت را تقویت کند. همانگونه که ادواردز نشان میدهد، روابطعمومی میتواند در خدمت پروژههای مسلط شرکتهای بزرگ، دولتها و نهادهای قدرتمند باشد، اما در عین حال، ابزار کنش جمعیِ جنبشهای اجتماعی، گروههای بهحاشیهراندهشده و کنشگران مدنی نیز هست. اگر روز روابطعمومی را جدی بگیریم، باید صادقانه از خودمان بپرسیم در طول سال گذشته روابطعمومی ما صدای چه کسانی بوده است، برای تثبیت کدام منافع و ارزشها کار کرده است و مهمتر از آن چه صداهایی را نشنیده و چه روایتهایی را حذف یا تضعیف کرده است. بخشی از استدلال ادواردز با الهام از هابرماس و مفهوم حوزه عمومی شکل میگیرد. او روابطعمومی را در پیوند با دموکراسی و امکان گفتوگوی عقلانی در جامعه تحلیل میکند. از یک سو، روابطعمومی میتواند به گسترش مشارکت کمک کند؛ زمانی که سازمانها و نهادها شفافیت، گفتوگوی دوسویه و پاسخگویی را جدی میگیرند و به شهروندان اجازه میدهند در تصمیمگیریها مشارکت کنند. از سوی دیگر، روابطعمومی میتواند فضای عمومی را آلوده کند؛ زمانی که صرفاً به دنبال مدیریت افکار عمومی، دور زدن پرسشها و بستهبندی زیبا برای تصمیمات از پیشگرفتهشده است. روز ارتباطات و روابطعمومی، در سطحی نمادین، فرصتی است تا به این بُعد دموکراتیک توجه کنیم و از خود بپرسیم آیا روابطعمومی در عمل به گشودن حوزه عمومی و افزایش امکان مشارکت شهروندان کمک کرده است یا صرفاً پردهای زیبا بوده که شکاف میان مردم و قدرت را پنهان میکند.
فهم درست ادواردز، توجه صریح او به مسائلی مانند نژاد، طبقه و جنسیت در روابطعمومی است. او نشان میدهد که در سطح حرفهای، این حوزه اغلب در اختیار گروههای خاصی از نظر طبقاتی، نژادی و جنسیتی است و در سطح نمادین، از طریق بازنماییها، تصاویر و روایتها میتواند کلیشهها را بازتولید یا به آنها چالش وارد کند. وقتی به کمپینهایی که میسازیم، تصاویر و واژگانی که انتخاب میکنیم و مخاطبانی که در ذهن داریم نگاه میکنیم، ناچاریم بپرسیم چه کسانی در این تصویرها حضور دارند و چه کسانی غایباند، زنان، طبقات فرودست، اقلیتها و گروههای حاشیهای چگونه دیده یا نادیده گرفته میشوند و آیا روابطعمومی ما به تداوم نابرابریها کمک میکند یا میکوشد آنها را به مسئلهای قابلگفتوگو تبدیل کند. این پرسشها روابطعمومی را از سطح فنی و مدیریتی بالا میبرد و به سطح عدالت اجتماعی پیوند میزند. او همچنین روابطعمومی را یک میدان حرفهای میداند که در آن کنشگران برای کسب مشروعیت، تعریف دانش تخصصی، تعیین مرزهای حرفه و تنظیم رابطه خود با قدرت مبارزه میکنند. انجمنهای حرفهای میکوشند استانداردها و اخلاق حرفهای را تعریف کنند، دانشگاهها چارچوبهای نظری و مهارتی برای آموزش نسل جدید روابطعمومی ارائه میدهند و سازمانها معمولاً انتظاراتی کوتاهمدت، کارکردی و رویدادمحور دارند. در چنین شرایطی، روز روابطعمومی لحظهای است که میدان حرفهای میتواند خودش را بازتعریف کند و بپرسد آیا میخواهیم روابطعمومی همچنان در حاشیه علم و در نقش ابزار اجرایی مدیریت باقی بماند یا آن را بهعنوان یک دانش و عمل جامعهفرهنگی مستقل و نقاد به رسمیت میشناسیم.
بر اساس خوانش جامعهفرهنگی ادواردز، میتوان تعریف زیر را برای روابطعمومی پیشنهاد کرد: «روابطعمومی فرآیند اجتماعی و فرهنگیِ تولید، توزیع و مناقشه بر سر معنا در حوزه عمومی است که از طریق آن، کنشگران مختلف، از سازمانها و نهادها گرفته تا جنبشهای اجتماعی، گروههای حاشیهای و شهروندان، میکوشند جایگاه خود را تثبیت کنند، هویتهای جمعی را شکل دهند و در ساختارهای قدرت و نابرابری، یا مشارکت کنند یا در برابر آن مقاومت ورزند«. در این تعریف، روابطعمومی، فرآیند است؛ ارتباطات، سیاست معناست؛ مخاطب کنشگری است که میتواند مقاومت و بازخوانی کند؛ و اخلاق، بخشی از منازعه اجتماعی بر سر نوع جامعهای است که میخواهیم بسازیم. این تعریف، روابطعمومی را در پیوند با فرهنگ، قدرت، هویت، دموکراسی و عدالت اجتماعی قرار میدهد.
۱۸:۳۱
پایگاه دانش انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
(بخش دوم) به این معنا، روابطعمومی هم میتواند قدرت را تثبیت کند و هم میتواند امکان مقاومت را تقویت کند. همانگونه که ادواردز نشان میدهد، روابطعمومی میتواند در خدمت پروژههای مسلط شرکتهای بزرگ، دولتها و نهادهای قدرتمند باشد، اما در عین حال، ابزار کنش جمعیِ جنبشهای اجتماعی، گروههای بهحاشیهراندهشده و کنشگران مدنی نیز هست. اگر روز روابطعمومی را جدی بگیریم، باید صادقانه از خودمان بپرسیم در طول سال گذشته روابطعمومی ما صدای چه کسانی بوده است، برای تثبیت کدام منافع و ارزشها کار کرده است و مهمتر از آن چه صداهایی را نشنیده و چه روایتهایی را حذف یا تضعیف کرده است. بخشی از استدلال ادواردز با الهام از هابرماس و مفهوم حوزه عمومی شکل میگیرد. او روابطعمومی را در پیوند با دموکراسی و امکان گفتوگوی عقلانی در جامعه تحلیل میکند. از یک سو، روابطعمومی میتواند به گسترش مشارکت کمک کند؛ زمانی که سازمانها و نهادها شفافیت، گفتوگوی دوسویه و پاسخگویی را جدی میگیرند و به شهروندان اجازه میدهند در تصمیمگیریها مشارکت کنند. از سوی دیگر، روابطعمومی میتواند فضای عمومی را آلوده کند؛ زمانی که صرفاً به دنبال مدیریت افکار عمومی، دور زدن پرسشها و بستهبندی زیبا برای تصمیمات از پیشگرفتهشده است. روز ارتباطات و روابطعمومی، در سطحی نمادین، فرصتی است تا به این بُعد دموکراتیک توجه کنیم و از خود بپرسیم آیا روابطعمومی در عمل به گشودن حوزه عمومی و افزایش امکان مشارکت شهروندان کمک کرده است یا صرفاً پردهای زیبا بوده که شکاف میان مردم و قدرت را پنهان میکند. فهم درست ادواردز، توجه صریح او به مسائلی مانند نژاد، طبقه و جنسیت در روابطعمومی است. او نشان میدهد که در سطح حرفهای، این حوزه اغلب در اختیار گروههای خاصی از نظر طبقاتی، نژادی و جنسیتی است و در سطح نمادین، از طریق بازنماییها، تصاویر و روایتها میتواند کلیشهها را بازتولید یا به آنها چالش وارد کند. وقتی به کمپینهایی که میسازیم، تصاویر و واژگانی که انتخاب میکنیم و مخاطبانی که در ذهن داریم نگاه میکنیم، ناچاریم بپرسیم چه کسانی در این تصویرها حضور دارند و چه کسانی غایباند، زنان، طبقات فرودست، اقلیتها و گروههای حاشیهای چگونه دیده یا نادیده گرفته میشوند و آیا روابطعمومی ما به تداوم نابرابریها کمک میکند یا میکوشد آنها را به مسئلهای قابلگفتوگو تبدیل کند. این پرسشها روابطعمومی را از سطح فنی و مدیریتی بالا میبرد و به سطح عدالت اجتماعی پیوند میزند. او همچنین روابطعمومی را یک میدان حرفهای میداند که در آن کنشگران برای کسب مشروعیت، تعریف دانش تخصصی، تعیین مرزهای حرفه و تنظیم رابطه خود با قدرت مبارزه میکنند. انجمنهای حرفهای میکوشند استانداردها و اخلاق حرفهای را تعریف کنند، دانشگاهها چارچوبهای نظری و مهارتی برای آموزش نسل جدید روابطعمومی ارائه میدهند و سازمانها معمولاً انتظاراتی کوتاهمدت، کارکردی و رویدادمحور دارند. در چنین شرایطی، روز روابطعمومی لحظهای است که میدان حرفهای میتواند خودش را بازتعریف کند و بپرسد آیا میخواهیم روابطعمومی همچنان در حاشیه علم و در نقش ابزار اجرایی مدیریت باقی بماند یا آن را بهعنوان یک دانش و عمل جامعهفرهنگی مستقل و نقاد به رسمیت میشناسیم. بر اساس خوانش جامعهفرهنگی ادواردز، میتوان تعریف زیر را برای روابطعمومی پیشنهاد کرد: «روابطعمومی فرآیند اجتماعی و فرهنگیِ تولید، توزیع و مناقشه بر سر معنا در حوزه عمومی است که از طریق آن، کنشگران مختلف، از سازمانها و نهادها گرفته تا جنبشهای اجتماعی، گروههای حاشیهای و شهروندان، میکوشند جایگاه خود را تثبیت کنند، هویتهای جمعی را شکل دهند و در ساختارهای قدرت و نابرابری، یا مشارکت کنند یا در برابر آن مقاومت ورزند«. در این تعریف، روابطعمومی، فرآیند است؛ ارتباطات، سیاست معناست؛ مخاطب کنشگری است که میتواند مقاومت و بازخوانی کند؛ و اخلاق، بخشی از منازعه اجتماعی بر سر نوع جامعهای است که میخواهیم بسازیم. این تعریف، روابطعمومی را در پیوند با فرهنگ، قدرت، هویت، دموکراسی و عدالت اجتماعی قرار میدهد.
@irancscahub
(بخش سوم و پایانی)
اگر آرای لی ادواردز را جدی بگیریم، روز ارتباطات و روابطعمومی باید فراتر از تبریک، تقدیر و برگزاری مراسم برود. این روز میتواند روز خودانتقادی حرفهای باشد؛ روزی که روابطعمومیکاران، مدیران و استادان این حوزه از خود بپرسند در کجای شبکه قدرت و نابرابری ایستادهاند و پیامها و اقداماتشان چه پیامدهای اجتماعی داشته است. میتواند روز بازاندیشی در آموزش و پژوهش باشد؛ زمانی که برنامههای درسی و پژوهشهای دانشگاهی فراتر از مدلهای کلاسیک مدیریت روابط رسانهای و فنون نگارش خبر رفته و به مباحثی مانند گفتمان، فرهنگ ترویجی، اقتصاد سیاسی، نژاد، جنسیت، طبقه، دموکراسی و مقاومت توجه کنند. و میتواند روز گفتوگوی عمومی درباره نقش اجتماعی روابطعمومی باشد؛ نهفقط میان متخصصان، بلکه میان شهروندان، فعالان مدنی، روزنامهنگاران و صاحبان قدرت؛ گفتوگویی شفاف، انتقادی و مشارکتی.
در نهایت، روز ارتباطات و روابطعمومی را میتوان بهسادگی با چند پیام تبریک پشت سر گذاشت؛ اما اگر بخواهیم همقدم با اندیشههایی مانند اندیشه لی ادواردز حرکت کنیم، این روز باید یادآور یک جابهجایی مفهومی باشد: از روابطعمومی رویدادمحور به روابطعمومی ساختاری و جامعهفرهنگی، از روابطعمومی بهمثابه ابزار مدیریت تصویر به روابطعمومی بهمثابه سیاست معنا و میدان قدرت، و از روابطعمومیِ بدون خودانتقادی به روابطعمومی آگاه به پیامدهای اجتماعی، سیاسی و اخلاقی عمل خود. در چنین نگاهی، روابطعمومی یکی از نیروهای شکلدهنده به جهان اجتماعی ماست و روز ارتباطات و روابطعمومی، اگر بخواهد معنایی فراتر از یک مناسبت تقویمی داشته باشد، باید ما را هر سال یک قدم به سمت این درک عمیقتر و مسئولانهتر نزدیکتر کند.
@irancscahub
اگر آرای لی ادواردز را جدی بگیریم، روز ارتباطات و روابطعمومی باید فراتر از تبریک، تقدیر و برگزاری مراسم برود. این روز میتواند روز خودانتقادی حرفهای باشد؛ روزی که روابطعمومیکاران، مدیران و استادان این حوزه از خود بپرسند در کجای شبکه قدرت و نابرابری ایستادهاند و پیامها و اقداماتشان چه پیامدهای اجتماعی داشته است. میتواند روز بازاندیشی در آموزش و پژوهش باشد؛ زمانی که برنامههای درسی و پژوهشهای دانشگاهی فراتر از مدلهای کلاسیک مدیریت روابط رسانهای و فنون نگارش خبر رفته و به مباحثی مانند گفتمان، فرهنگ ترویجی، اقتصاد سیاسی، نژاد، جنسیت، طبقه، دموکراسی و مقاومت توجه کنند. و میتواند روز گفتوگوی عمومی درباره نقش اجتماعی روابطعمومی باشد؛ نهفقط میان متخصصان، بلکه میان شهروندان، فعالان مدنی، روزنامهنگاران و صاحبان قدرت؛ گفتوگویی شفاف، انتقادی و مشارکتی.
در نهایت، روز ارتباطات و روابطعمومی را میتوان بهسادگی با چند پیام تبریک پشت سر گذاشت؛ اما اگر بخواهیم همقدم با اندیشههایی مانند اندیشه لی ادواردز حرکت کنیم، این روز باید یادآور یک جابهجایی مفهومی باشد: از روابطعمومی رویدادمحور به روابطعمومی ساختاری و جامعهفرهنگی، از روابطعمومی بهمثابه ابزار مدیریت تصویر به روابطعمومی بهمثابه سیاست معنا و میدان قدرت، و از روابطعمومیِ بدون خودانتقادی به روابطعمومی آگاه به پیامدهای اجتماعی، سیاسی و اخلاقی عمل خود. در چنین نگاهی، روابطعمومی یکی از نیروهای شکلدهنده به جهان اجتماعی ماست و روز ارتباطات و روابطعمومی، اگر بخواهد معنایی فراتر از یک مناسبت تقویمی داشته باشد، باید ما را هر سال یک قدم به سمت این درک عمیقتر و مسئولانهتر نزدیکتر کند.
۱۸:۳۱
https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1787188
گزارش تصویری
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
علی ربیعی، رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات اعظم صوفیانی، عضو هیأت مدیره و مدیر کمیته گروههای علمیتخصصی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات بهارک محمودی، عضو هیأت مدیره و مدیر گروه مطالعات سینمایی و ارتباطات انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات مهدی مولائی، عضو هیأت مدیره و مدیر گروه مطالعات هوش مصنوعی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات عباس قنبری، عضو هیأت مدیره و مدیر گروه ارتباطات علم انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
سمیه سادات شفیعی، مدیر گروه مطالعات زنانمریم مقیمی، دبیر گروه مطالعات زنان نفیسه زارعکهن، مدیر گروه روزنامهنگاریلعیا محبوبی، مدیر گروه ارتباطات بینالمللعلیرضا نیکخواه، مدیر گروه دیپلماسی عمومیمسعود راستین آریا، دبیر گروه روابط عمومیمرضیه ادهم، دبیر گروه مطالعات فضای مجازیفاطمه نوری راد، مدیر گروه مطالعات کودکیمحیا برکت، دبیر گروه مطالعات بازی و سرگرمیآذر اسدی کرم، مدیر گروه مطالعات بازی و سرگرمیانوشه میرمجلسی، دبیر گروه مطالعات سینمایی و ارتباطاتمحمدحسین میرهاشمی، دبیر گروه ارتباطات علمحبیب راثی، مدیر گروه ارتباطات سلامتزهرا سادات چلنگر، دبیر گروه ارتباطات شنیداریفرزاد غلامی، مدیر گروه ارتباطات محیط زیستمیترا فردوسی، دبیر گروه مطالعات نوآوری
#روز_جهانی_ارتباطات#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی
@irancscahub
گزارش تصویری
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
علی ربیعی، رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات اعظم صوفیانی، عضو هیأت مدیره و مدیر کمیته گروههای علمیتخصصی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات بهارک محمودی، عضو هیأت مدیره و مدیر گروه مطالعات سینمایی و ارتباطات انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات مهدی مولائی، عضو هیأت مدیره و مدیر گروه مطالعات هوش مصنوعی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات عباس قنبری، عضو هیأت مدیره و مدیر گروه ارتباطات علم انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
سمیه سادات شفیعی، مدیر گروه مطالعات زنانمریم مقیمی، دبیر گروه مطالعات زنان نفیسه زارعکهن، مدیر گروه روزنامهنگاریلعیا محبوبی، مدیر گروه ارتباطات بینالمللعلیرضا نیکخواه، مدیر گروه دیپلماسی عمومیمسعود راستین آریا، دبیر گروه روابط عمومیمرضیه ادهم، دبیر گروه مطالعات فضای مجازیفاطمه نوری راد، مدیر گروه مطالعات کودکیمحیا برکت، دبیر گروه مطالعات بازی و سرگرمیآذر اسدی کرم، مدیر گروه مطالعات بازی و سرگرمیانوشه میرمجلسی، دبیر گروه مطالعات سینمایی و ارتباطاتمحمدحسین میرهاشمی، دبیر گروه ارتباطات علمحبیب راثی، مدیر گروه ارتباطات سلامتزهرا سادات چلنگر، دبیر گروه ارتباطات شنیداریفرزاد غلامی، مدیر گروه ارتباطات محیط زیستمیترا فردوسی، دبیر گروه مطالعات نوآوری
#روز_جهانی_ارتباطات#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی
۱۹:۰۴
دکتر ربیعی، روز ارتباطات، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵.m4a
۱۲:۱۷-۱۱.۵۱ مگابایت
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
سخنرانی علی ربیعی، رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
#روز_جهانی_ارتباطات#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی
@irancscahub
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
سخنرانی علی ربیعی، رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
#روز_جهانی_ارتباطات#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی
۱۹:۲۳
پایگاه دانش انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک «ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده» یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ سخنرانی علی ربیعی، رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات #روز_جهانی_ارتباطات #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #نشست_تخصصی
@irancscahub
علی ربیعی، در نشست «ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده» | یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
فرهنگ و ارتباطات به موجودیت ایران گره خوردهاند
علی ربیعی در ابتدای این نشست با اشاره به عنوان «تابآوری در دنیای متصل» گفت: به نظرم فرهنگ، رسانه و ارتباطات و نسبت آنها با جامعه امروز، به شکلی درآمده که با این نامگذاری همخوانی دارد. تابآوری در دنیای متصل عنوانی است که برای امسال انتخاب شده و من بیشتر با بخش دوم آن سروکار دارم؛ بخشی که شاید وصف حال جامعه امروز ما نیز باشد.میخواهم چند گزاره را درباره فرهنگ و ارتباطات مطرح کنم و امیدوارم این نشست بتواند گرهگشاییهایی به همراه داشته باشد. تا جایی که به یاد دارم، هر زمان به حوزه فرهنگ و ارتباطات میرسیدیم، با حوزهای مغفولمانده مواجه بودیم؛ حوزهای که گویی امری جانبی یا حتی کمکی و حاشیهای تلقی میشد.
حتی زمانی که درباره فرهنگ صحبت میکردیم، تنها شکل خاصی از فرهنگ مورد توجه قرار میگرفت. اما امروز هم فرهنگ و هم ارتباطات، بهویژه فرهنگ، با زیست ایرانیان و موجودیت ایران و ایرانیان گره خورده است. البته این برداشت شخصی من است.
«قدرت معنایی» مهمترین سرمایه ایران امروز است
ما در این دو حوزه، در میانه بحران جنگ تحمیلی قرار داریم؛ بحرانی که موجودیت ایران را تهدید کرده است. فرهنگ و ارتباطات اگر نگاهی به خود، به بیرون و به حاکمیت داشته باشند، با نوعی سیاستگذاری یا حتی بدسیاستگذاری مواجه میشوند که بر مصائب ما افزوده است.
اتفاقاً همین مسائل به زیرساخت تبدیل شدهاند. فرهنگ و ارتباطات، اصلیترین سرمایه ایران امروز هستند. ما برای تمامیت ارضی، توپ و تفنگ را میشماریم و به آن افتخار میکنیم، اما به نظر من آنچه زمینهساز تعرض به تمامیت ارضی میشود، مسئله تمامیت ذهنی ایرانیان است. اتفاقاً موضوع تمامیت ایرانیان در حوزه مطالعات انجمن قرار میگیرد؛ چه در ارتباطات و چه در فرهنگ. امروز بزرگترین قدرت ایران، قدرت معنایی آن است.
اتفاقی که برای ایران رخ داد، عنصر اصلیاش تحرک مردم بود. جنگ برای تحرک مردم بود و تحرک مردم نیز برای تداوم جنگ. در این میان، آنچه مانع اساسی شد، قدرت معنایی ایران بود.
«مهندسی فرهنگی» را باید فراموش کنیم
هوش فرهنگی ایران امروز خود را نشان داده و شاید در میان عناصر تشکیلدهنده قدرت، ثروت و تکنولوژی، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، قدرت معرفتی و معنایی ما باشد. همین مسئله، ارزش مطالعات فرهنگی را به موضوع موجودیت ایران در شرایط امروز پیوند زده است.
فرهنگ امروز دیگر مسئلهای حاشیهای نیست و ما باید مهندسی فرهنگی و ساختن فرهنگ از بالا را فراموش کنیم. آنچه ایران را حفظ کرد، محصول هوش تمدنی و زیست فرهنگی ایرانیان بود. به همین دلیل معتقدم انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات باید نقشهای میانجیگرایانه بیشتری ایفا کند. در یکسو نهاد علم قرار دارد، در سوی دیگر حاکمیت و در سمت دیگر جامعه؛ بنابراین باید بیش از گذشته درباره نقش فرهنگ در بقای ایران گفتوگو کنیم.
بحران ارتباطات و قطبیشدن جامعه
در حوزه ارتباطات نیز مدتهاست از بحران ارتباطات سخن گفته میشود؛ یا در مقابل، از ارتباطات بحران صحبت میکنند. این هشدارها در جلسات علمی بارها مطرح شده بود.
امروز شاهد دو اتفاق هستیم که هر دو به رسانه مربوط میشوند. جامعه قطبی شده و این مسئله به نقص ارتباطی مرتبط است. این اختلال در نظام ارتباطی ما اکنون با حیات اجتماعی ایران گره خورده است. در این میان، بخش خاکستری جامعه نیز فراموش میشود؛ درحالیکه این بخش اهمیت بسیاری دارد.
قطبیشدن و بحران مرجعیت، دو مسئله مهم حوزه ارتباطات هستند. ما در شرایط پساحقیقت قرار گرفتهایم و با پول و قدرت رسانهای بیگانگان مواجه هستیم. در داخل نیز اکثریت خاکستری جامعه دیده نمیشود و همچنان با همان روندهای گذشته و بخشنامهمحور پیش میرویم. در نتیجه جامعه با این بحرانها دستبهگریبان است.
بیستوهفتم اردیبهشت، روز جهانی ارتباطات، فرصتی است تا بار دیگر به امر فرهنگ و ارتباطات بپردازیم. ما باید در کنار مردم بایستیم، از جامعه دفاع کنیم، به متجاوزان نه بگوییم و نقش خود را در مقاومت ملی افزایش دهیم.
در این میان باید بتوانیم با وجود همه دشواریها، نوعی میانجیگری ایجاد کنیم؛ هم در کنار جامعه باشیم و هم در برابر دشمنان ایران بایستیم.
منبع:https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1787148
#روز_جهانی_ارتباطات#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی
@irancscahub
فرهنگ و ارتباطات به موجودیت ایران گره خوردهاند
علی ربیعی در ابتدای این نشست با اشاره به عنوان «تابآوری در دنیای متصل» گفت: به نظرم فرهنگ، رسانه و ارتباطات و نسبت آنها با جامعه امروز، به شکلی درآمده که با این نامگذاری همخوانی دارد. تابآوری در دنیای متصل عنوانی است که برای امسال انتخاب شده و من بیشتر با بخش دوم آن سروکار دارم؛ بخشی که شاید وصف حال جامعه امروز ما نیز باشد.میخواهم چند گزاره را درباره فرهنگ و ارتباطات مطرح کنم و امیدوارم این نشست بتواند گرهگشاییهایی به همراه داشته باشد. تا جایی که به یاد دارم، هر زمان به حوزه فرهنگ و ارتباطات میرسیدیم، با حوزهای مغفولمانده مواجه بودیم؛ حوزهای که گویی امری جانبی یا حتی کمکی و حاشیهای تلقی میشد.
حتی زمانی که درباره فرهنگ صحبت میکردیم، تنها شکل خاصی از فرهنگ مورد توجه قرار میگرفت. اما امروز هم فرهنگ و هم ارتباطات، بهویژه فرهنگ، با زیست ایرانیان و موجودیت ایران و ایرانیان گره خورده است. البته این برداشت شخصی من است.
«قدرت معنایی» مهمترین سرمایه ایران امروز است
ما در این دو حوزه، در میانه بحران جنگ تحمیلی قرار داریم؛ بحرانی که موجودیت ایران را تهدید کرده است. فرهنگ و ارتباطات اگر نگاهی به خود، به بیرون و به حاکمیت داشته باشند، با نوعی سیاستگذاری یا حتی بدسیاستگذاری مواجه میشوند که بر مصائب ما افزوده است.
اتفاقاً همین مسائل به زیرساخت تبدیل شدهاند. فرهنگ و ارتباطات، اصلیترین سرمایه ایران امروز هستند. ما برای تمامیت ارضی، توپ و تفنگ را میشماریم و به آن افتخار میکنیم، اما به نظر من آنچه زمینهساز تعرض به تمامیت ارضی میشود، مسئله تمامیت ذهنی ایرانیان است. اتفاقاً موضوع تمامیت ایرانیان در حوزه مطالعات انجمن قرار میگیرد؛ چه در ارتباطات و چه در فرهنگ. امروز بزرگترین قدرت ایران، قدرت معنایی آن است.
اتفاقی که برای ایران رخ داد، عنصر اصلیاش تحرک مردم بود. جنگ برای تحرک مردم بود و تحرک مردم نیز برای تداوم جنگ. در این میان، آنچه مانع اساسی شد، قدرت معنایی ایران بود.
«مهندسی فرهنگی» را باید فراموش کنیم
هوش فرهنگی ایران امروز خود را نشان داده و شاید در میان عناصر تشکیلدهنده قدرت، ثروت و تکنولوژی، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، قدرت معرفتی و معنایی ما باشد. همین مسئله، ارزش مطالعات فرهنگی را به موضوع موجودیت ایران در شرایط امروز پیوند زده است.
فرهنگ امروز دیگر مسئلهای حاشیهای نیست و ما باید مهندسی فرهنگی و ساختن فرهنگ از بالا را فراموش کنیم. آنچه ایران را حفظ کرد، محصول هوش تمدنی و زیست فرهنگی ایرانیان بود. به همین دلیل معتقدم انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات باید نقشهای میانجیگرایانه بیشتری ایفا کند. در یکسو نهاد علم قرار دارد، در سوی دیگر حاکمیت و در سمت دیگر جامعه؛ بنابراین باید بیش از گذشته درباره نقش فرهنگ در بقای ایران گفتوگو کنیم.
بحران ارتباطات و قطبیشدن جامعه
در حوزه ارتباطات نیز مدتهاست از بحران ارتباطات سخن گفته میشود؛ یا در مقابل، از ارتباطات بحران صحبت میکنند. این هشدارها در جلسات علمی بارها مطرح شده بود.
امروز شاهد دو اتفاق هستیم که هر دو به رسانه مربوط میشوند. جامعه قطبی شده و این مسئله به نقص ارتباطی مرتبط است. این اختلال در نظام ارتباطی ما اکنون با حیات اجتماعی ایران گره خورده است. در این میان، بخش خاکستری جامعه نیز فراموش میشود؛ درحالیکه این بخش اهمیت بسیاری دارد.
قطبیشدن و بحران مرجعیت، دو مسئله مهم حوزه ارتباطات هستند. ما در شرایط پساحقیقت قرار گرفتهایم و با پول و قدرت رسانهای بیگانگان مواجه هستیم. در داخل نیز اکثریت خاکستری جامعه دیده نمیشود و همچنان با همان روندهای گذشته و بخشنامهمحور پیش میرویم. در نتیجه جامعه با این بحرانها دستبهگریبان است.
بیستوهفتم اردیبهشت، روز جهانی ارتباطات، فرصتی است تا بار دیگر به امر فرهنگ و ارتباطات بپردازیم. ما باید در کنار مردم بایستیم، از جامعه دفاع کنیم، به متجاوزان نه بگوییم و نقش خود را در مقاومت ملی افزایش دهیم.
در این میان باید بتوانیم با وجود همه دشواریها، نوعی میانجیگری ایجاد کنیم؛ هم در کنار جامعه باشیم و هم در برابر دشمنان ایران بایستیم.
منبع:https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1787148
#روز_جهانی_ارتباطات#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی
۷:۱۶
سخنرانی زندهیاد دکتر کاظم معتمدنژاد در همایش دانش ارتباطات و جامعه ایران؛ سیاستهای ارتباطی و چشمانداز آینده، در روز جهانی ارتباطات در سال ۱۳۹۱ در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات
منبع: کانال پژوهش فرهنگی culturalresearch@
#روز_جهانی_ارتباطات#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی
@irancscahub
منبع: کانال پژوهش فرهنگی culturalresearch@
#روز_جهانی_ارتباطات#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی
۱۰:۴۷
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
اعظم صوفیانی، عضو هیأت مدیره و مدیر کمیته گروههای علمیتخصصی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات (بخش اول)
در روز جهانی ارتباطات دوربُرد و جامعه اطلاعاتی (WTISD)، در گردهمآیی اعضای هیئتمدیره و گروههای علمیتخصصی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، فرصتی فراهم شده است تا به جای بسنده کردن به تبریکها و مناسبتگوییهای مرسوم، درباره مسائل، چالشها، فرصتها و تهدیدهای ارتباطات در ایران امروز سخن بگوییم. این مناسبت، بهویژه برای جامعه علمی ارتباطات، یادآور یکی از مهمترین مباحث نظری و سیاستی دهه ۱۳۸۰ است؛ دورهای که زندهیاد دکتر کاظم معتمدنژاد با مقالهها، سخنرانیها و آثاری چون اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی، جامعه اطلاعاتی: اندیشههای بنیادی، دیدگاههای انتقادی و چشماندازهای جهانی و ارتباطات در جهان معاصر (تحول اندیشهها، نهادها و عملکردهای ارتباطی)، سهمی برجسته در طرح و تبیین این موضوع داشتند. به همین دلیل، مفهوم جامعه اطلاعاتی و نسبت آن با عدالت ارتباطی، توسعه و سیاستگذاری، برای دانشجویان و پژوهشگران ارتباطات اهمیت ویژهای دارد.
امسال (۲۰۲۶)، موضوع «شریانهای حیاتی دیجیتال: تقویت تابآوری در دنیای متصل» (Digital Lifelines: Strengthening Resilience in a Connected World) برای این روز در نظر گرفته شده است که بیانگر تابآوری زیرساختها و تداوم عملکرد پایدار شبکههای ICT در شرایط بحرانی؛ پشتیبانی از اقتصاد و خدمات ضروری شامل زیرساختهای مخابراتی بسترِ تجارت الکترونیک، مراقبتهای بهداشتی، آموزش و مدیریت بحران؛ و عدالت ارتباطی، رفع شکاف دیجیتال و دسترسیِ فراگیر به زیرساختها است.
شعار «شریانهای حیاتی دیجیتال» بر دنیای متصل و تابآور تأکید میکند اما وقتی تجربهی زیسته ما شامل قطعی ۸۰ روزه اینترنت و گذراندن بخش قابل توجهی از سال گذشته و امسال با اختلالها و محدودیتهای مکرر بوده است، سخن گفتن از «دنیای متصل» ناگزیر رنگی از تناقض به خود میگیرد. در چنین شرایطی، مسئله فقط کیفیت یا سرعت اتصال نیست؛ بلکه خودِ مفهوم اتصال، اعتماد و تداوم ارتباط زیر سؤال میرود.در این میان لازم است به نسبت «شریانهای دیجیتال» و «شبکههای انسانی» نیز توجه کنیم. اگر ارتباطات دیجیتال را به مثابه رگها و شریانهای جامعه معاصر در نظر بگیریم، نباید فراموش کنیم که قلب تپنده این پیکر، همچنان انسان و روابط انسانی است. جامعه صرفاً بر ستون فناوری استوار نیست. در غیاب یا ضعف زیرساختهای دیجیتال، شبکههای روابط انسانی میتوانند خلأ ایجادشده را پر کنند. ارتباط چهرهبهچهره، تماسهای تلفنی سنتی، دیدارهای حضوری و حتی بازگشت به اشکال سادهتر اطلاعرسانی، یادآور این است که فناوری ابزار است، نه جایگزین کامل پیوندهای انسانی.
این وضعیت دو نکته مهم را آشکار میکند. نخست آنکه تابآوری دیجیتال بدون سرمایه اجتماعی پایدار نمیماند؛ زیرساختهای فنی هرچقدر هم پیشرفته باشند، اگر اعتماد عمومی، شفافیت و احساس امنیت ارتباطی تضعیف شود، شبکه کارکرد کامل خود را از دست میدهد. دوم آنکه شبکههای انسانی، خود نوعی «زیرساخت نامرئی» هستند؛ زیرساختی که در بحرانها فعال میشود و امکان ادامه زندگی اجتماعی را فراهم میکند. جامعهای تابآور است که هم از زیرساختهای ارتباطی پایدار و آزاد بهرهمند باشد و هم از سرمایه اجتماعی قوی. شاید بازاندیشی در مفهوم «شریانهای حیاتی دیجیتال» در ایران امروز، دقیقاً از همین نقطه آغاز شود: چگونه میتوان میان زیرساختهای فناورانه و پیوندهای انسانی توازن برقرار کرد؟ چگونه میتوان به جای وابستگی شکننده، به همافزایی پایدار میان «فناوری» و «اعتماد اجتماعی» رسید؟
به نظرم تجربه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات پس از حدود دو دهه فعالیت، پاسخی به این پرسش باشد. انجمن به عنوان یک نهاد میانجی، که جامعه و دانشگاه و دانشگاه و سیاستگذار را به هم پیوند میدهد، نشان داده است که تولید دانش و گفتوگوی علمی میتواند حتی وقتی شریان دیجیتال دچار اختلال میشود، همچنان جریان داشته باشد و در قالب نهادینهشدهای از ارتباطات انسانی ادامه پیدا کند. امروز انجمن توانسته است به مرحلهای برسد که در آن میتوانیم از وجود گروههای علمیتخصصی سخن بگوییم که هم شبکه و پیوند انسانی را تقویت کردهاند و هم به مباحث میانرشتهای ارتباطات پرداختهاند.
#روز_جهانی_ارتباطات#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی
@irancscahub
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
در روز جهانی ارتباطات دوربُرد و جامعه اطلاعاتی (WTISD)، در گردهمآیی اعضای هیئتمدیره و گروههای علمیتخصصی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، فرصتی فراهم شده است تا به جای بسنده کردن به تبریکها و مناسبتگوییهای مرسوم، درباره مسائل، چالشها، فرصتها و تهدیدهای ارتباطات در ایران امروز سخن بگوییم. این مناسبت، بهویژه برای جامعه علمی ارتباطات، یادآور یکی از مهمترین مباحث نظری و سیاستی دهه ۱۳۸۰ است؛ دورهای که زندهیاد دکتر کاظم معتمدنژاد با مقالهها، سخنرانیها و آثاری چون اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی، جامعه اطلاعاتی: اندیشههای بنیادی، دیدگاههای انتقادی و چشماندازهای جهانی و ارتباطات در جهان معاصر (تحول اندیشهها، نهادها و عملکردهای ارتباطی)، سهمی برجسته در طرح و تبیین این موضوع داشتند. به همین دلیل، مفهوم جامعه اطلاعاتی و نسبت آن با عدالت ارتباطی، توسعه و سیاستگذاری، برای دانشجویان و پژوهشگران ارتباطات اهمیت ویژهای دارد.
امسال (۲۰۲۶)، موضوع «شریانهای حیاتی دیجیتال: تقویت تابآوری در دنیای متصل» (Digital Lifelines: Strengthening Resilience in a Connected World) برای این روز در نظر گرفته شده است که بیانگر تابآوری زیرساختها و تداوم عملکرد پایدار شبکههای ICT در شرایط بحرانی؛ پشتیبانی از اقتصاد و خدمات ضروری شامل زیرساختهای مخابراتی بسترِ تجارت الکترونیک، مراقبتهای بهداشتی، آموزش و مدیریت بحران؛ و عدالت ارتباطی، رفع شکاف دیجیتال و دسترسیِ فراگیر به زیرساختها است.
شعار «شریانهای حیاتی دیجیتال» بر دنیای متصل و تابآور تأکید میکند اما وقتی تجربهی زیسته ما شامل قطعی ۸۰ روزه اینترنت و گذراندن بخش قابل توجهی از سال گذشته و امسال با اختلالها و محدودیتهای مکرر بوده است، سخن گفتن از «دنیای متصل» ناگزیر رنگی از تناقض به خود میگیرد. در چنین شرایطی، مسئله فقط کیفیت یا سرعت اتصال نیست؛ بلکه خودِ مفهوم اتصال، اعتماد و تداوم ارتباط زیر سؤال میرود.در این میان لازم است به نسبت «شریانهای دیجیتال» و «شبکههای انسانی» نیز توجه کنیم. اگر ارتباطات دیجیتال را به مثابه رگها و شریانهای جامعه معاصر در نظر بگیریم، نباید فراموش کنیم که قلب تپنده این پیکر، همچنان انسان و روابط انسانی است. جامعه صرفاً بر ستون فناوری استوار نیست. در غیاب یا ضعف زیرساختهای دیجیتال، شبکههای روابط انسانی میتوانند خلأ ایجادشده را پر کنند. ارتباط چهرهبهچهره، تماسهای تلفنی سنتی، دیدارهای حضوری و حتی بازگشت به اشکال سادهتر اطلاعرسانی، یادآور این است که فناوری ابزار است، نه جایگزین کامل پیوندهای انسانی.
این وضعیت دو نکته مهم را آشکار میکند. نخست آنکه تابآوری دیجیتال بدون سرمایه اجتماعی پایدار نمیماند؛ زیرساختهای فنی هرچقدر هم پیشرفته باشند، اگر اعتماد عمومی، شفافیت و احساس امنیت ارتباطی تضعیف شود، شبکه کارکرد کامل خود را از دست میدهد. دوم آنکه شبکههای انسانی، خود نوعی «زیرساخت نامرئی» هستند؛ زیرساختی که در بحرانها فعال میشود و امکان ادامه زندگی اجتماعی را فراهم میکند. جامعهای تابآور است که هم از زیرساختهای ارتباطی پایدار و آزاد بهرهمند باشد و هم از سرمایه اجتماعی قوی. شاید بازاندیشی در مفهوم «شریانهای حیاتی دیجیتال» در ایران امروز، دقیقاً از همین نقطه آغاز شود: چگونه میتوان میان زیرساختهای فناورانه و پیوندهای انسانی توازن برقرار کرد؟ چگونه میتوان به جای وابستگی شکننده، به همافزایی پایدار میان «فناوری» و «اعتماد اجتماعی» رسید؟
به نظرم تجربه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات پس از حدود دو دهه فعالیت، پاسخی به این پرسش باشد. انجمن به عنوان یک نهاد میانجی، که جامعه و دانشگاه و دانشگاه و سیاستگذار را به هم پیوند میدهد، نشان داده است که تولید دانش و گفتوگوی علمی میتواند حتی وقتی شریان دیجیتال دچار اختلال میشود، همچنان جریان داشته باشد و در قالب نهادینهشدهای از ارتباطات انسانی ادامه پیدا کند. امروز انجمن توانسته است به مرحلهای برسد که در آن میتوانیم از وجود گروههای علمیتخصصی سخن بگوییم که هم شبکه و پیوند انسانی را تقویت کردهاند و هم به مباحث میانرشتهای ارتباطات پرداختهاند.
#روز_جهانی_ارتباطات#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی
۱۶:۵۹
پایگاه دانش انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک «ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده» یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
اعظم صوفیانی، عضو هیأت مدیره و مدیر کمیته گروههای علمیتخصصی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات (بخش اول) در روز جهانی ارتباطات دوربُرد و جامعه اطلاعاتی (WTISD)، در گردهمآیی اعضای هیئتمدیره و گروههای علمیتخصصی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، فرصتی فراهم شده است تا به جای بسنده کردن به تبریکها و مناسبتگوییهای مرسوم، درباره مسائل، چالشها، فرصتها و تهدیدهای ارتباطات در ایران امروز سخن بگوییم. این مناسبت، بهویژه برای جامعه علمی ارتباطات، یادآور یکی از مهمترین مباحث نظری و سیاستی دهه ۱۳۸۰ است؛ دورهای که زندهیاد دکتر کاظم معتمدنژاد با مقالهها، سخنرانیها و آثاری چون اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی، جامعه اطلاعاتی: اندیشههای بنیادی، دیدگاههای انتقادی و چشماندازهای جهانی و ارتباطات در جهان معاصر (تحول اندیشهها، نهادها و عملکردهای ارتباطی)، سهمی برجسته در طرح و تبیین این موضوع داشتند. به همین دلیل، مفهوم جامعه اطلاعاتی و نسبت آن با عدالت ارتباطی، توسعه و سیاستگذاری، برای دانشجویان و پژوهشگران ارتباطات اهمیت ویژهای دارد. امسال (۲۰۲۶)، موضوع «شریانهای حیاتی دیجیتال: تقویت تابآوری در دنیای متصل» (Digital Lifelines: Strengthening Resilience in a Connected World) برای این روز در نظر گرفته شده است که بیانگر تابآوری زیرساختها و تداوم عملکرد پایدار شبکههای ICT در شرایط بحرانی؛ پشتیبانی از اقتصاد و خدمات ضروری شامل زیرساختهای مخابراتی بسترِ تجارت الکترونیک، مراقبتهای بهداشتی، آموزش و مدیریت بحران؛ و عدالت ارتباطی، رفع شکاف دیجیتال و دسترسیِ فراگیر به زیرساختها است. شعار «شریانهای حیاتی دیجیتال» بر دنیای متصل و تابآور تأکید میکند اما وقتی تجربهی زیسته ما شامل قطعی ۸۰ روزه اینترنت و گذراندن بخش قابل توجهی از سال گذشته و امسال با اختلالها و محدودیتهای مکرر بوده است، سخن گفتن از «دنیای متصل» ناگزیر رنگی از تناقض به خود میگیرد. در چنین شرایطی، مسئله فقط کیفیت یا سرعت اتصال نیست؛ بلکه خودِ مفهوم اتصال، اعتماد و تداوم ارتباط زیر سؤال میرود. در این میان لازم است به نسبت «شریانهای دیجیتال» و «شبکههای انسانی» نیز توجه کنیم. اگر ارتباطات دیجیتال را به مثابه رگها و شریانهای جامعه معاصر در نظر بگیریم، نباید فراموش کنیم که قلب تپنده این پیکر، همچنان انسان و روابط انسانی است. جامعه صرفاً بر ستون فناوری استوار نیست. در غیاب یا ضعف زیرساختهای دیجیتال، شبکههای روابط انسانی میتوانند خلأ ایجادشده را پر کنند. ارتباط چهرهبهچهره، تماسهای تلفنی سنتی، دیدارهای حضوری و حتی بازگشت به اشکال سادهتر اطلاعرسانی، یادآور این است که فناوری ابزار است، نه جایگزین کامل پیوندهای انسانی. این وضعیت دو نکته مهم را آشکار میکند. نخست آنکه تابآوری دیجیتال بدون سرمایه اجتماعی پایدار نمیماند؛ زیرساختهای فنی هرچقدر هم پیشرفته باشند، اگر اعتماد عمومی، شفافیت و احساس امنیت ارتباطی تضعیف شود، شبکه کارکرد کامل خود را از دست میدهد. دوم آنکه شبکههای انسانی، خود نوعی «زیرساخت نامرئی» هستند؛ زیرساختی که در بحرانها فعال میشود و امکان ادامه زندگی اجتماعی را فراهم میکند. جامعهای تابآور است که هم از زیرساختهای ارتباطی پایدار و آزاد بهرهمند باشد و هم از سرمایه اجتماعی قوی. شاید بازاندیشی در مفهوم «شریانهای حیاتی دیجیتال» در ایران امروز، دقیقاً از همین نقطه آغاز شود: چگونه میتوان میان زیرساختهای فناورانه و پیوندهای انسانی توازن برقرار کرد؟ چگونه میتوان به جای وابستگی شکننده، به همافزایی پایدار میان «فناوری» و «اعتماد اجتماعی» رسید؟ به نظرم تجربه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات پس از حدود دو دهه فعالیت، پاسخی به این پرسش باشد. انجمن به عنوان یک نهاد میانجی، که جامعه و دانشگاه و دانشگاه و سیاستگذار را به هم پیوند میدهد، نشان داده است که تولید دانش و گفتوگوی علمی میتواند حتی وقتی شریان دیجیتال دچار اختلال میشود، همچنان جریان داشته باشد و در قالب نهادینهشدهای از ارتباطات انسانی ادامه پیدا کند. امروز انجمن توانسته است به مرحلهای برسد که در آن میتوانیم از وجود گروههای علمیتخصصی سخن بگوییم که هم شبکه و پیوند انسانی را تقویت کردهاند و هم به مباحث میانرشتهای ارتباطات پرداختهاند. #روز_جهانی_ارتباطات #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #نشست_تخصصی
@irancscahub
(بخش دوم)
در نشست «ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»، از مدیران و دبیران گروههای علمیتخصصی انجمن خواستیم تا با نگاهی به حوزههای تخصصی خود، به این پرسشها پاسخ دهند که: نسل جدید چگونه ارتباطات را فهم میکند؟ ارتباطات و مطالعات فرهنگی در پنج سال آینده با چه چالشها و تحولاتی روبهروست؟ مهمترین تهدیدها و فرصتها چیستند و چه پیشنهادهای سیاستی را میتوان پیش رو گذاشت؟
هر چند که میدانیم طرح این پرسشها در «ایرانِ امروز»، خود با تناقضی آشکار روبهروست. وقتی از پنج سال آینده سخن میگوییم، در حالی که نهتنها فردای ما، که حتی ساعتی بعد از ما در هالهای از ابهام و عدمقطعیت فرو رفته است، سخن گفتن از افقهای آینده دشوار میشود. همچنین در چنین شرایطی، صحبت کردن از «فرصتها»، در حالی که زیرساختهایِ ارتباطی مدام تهدید میشوند، بیش از هر زمان دیگری دشوار و حتی متناقضنماست. با اینهمه، انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، همچنان بر این باور است که شبکههای انسانی، فراتر از کُدها و کابلها، تابآورترین دارایی این جامعهاند. ما در این نشست نه برای ترسیمِ نقشهراهی در فضای خلأ، که برای ثبتِ این دغدغهها گرد هم آمدیم. اگر سیاستگذار، شریانهای دیجیتال را به ابزاری برای تقابل بدل کرده است، ما همچنان بر «شریانهای انسانی» تأکید داریم؛ چرا که میدانیم در فقدانِ امنیتِ ارتباطی، این پیوندهای علمی و اجتماعی هستند که مانع از فروپاشیِ معنا در جامعه میشوند. آینده، هرچقدر هم مبهم و دور از دسترس باشد، تنها با تداوم همین گفتوگوهای میانرشتهای و حفظِ این شبکههای انسانی است که میتواند به افقهای روشن برسد.
@irancscahub
در نشست «ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»، از مدیران و دبیران گروههای علمیتخصصی انجمن خواستیم تا با نگاهی به حوزههای تخصصی خود، به این پرسشها پاسخ دهند که: نسل جدید چگونه ارتباطات را فهم میکند؟ ارتباطات و مطالعات فرهنگی در پنج سال آینده با چه چالشها و تحولاتی روبهروست؟ مهمترین تهدیدها و فرصتها چیستند و چه پیشنهادهای سیاستی را میتوان پیش رو گذاشت؟
هر چند که میدانیم طرح این پرسشها در «ایرانِ امروز»، خود با تناقضی آشکار روبهروست. وقتی از پنج سال آینده سخن میگوییم، در حالی که نهتنها فردای ما، که حتی ساعتی بعد از ما در هالهای از ابهام و عدمقطعیت فرو رفته است، سخن گفتن از افقهای آینده دشوار میشود. همچنین در چنین شرایطی، صحبت کردن از «فرصتها»، در حالی که زیرساختهایِ ارتباطی مدام تهدید میشوند، بیش از هر زمان دیگری دشوار و حتی متناقضنماست. با اینهمه، انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، همچنان بر این باور است که شبکههای انسانی، فراتر از کُدها و کابلها، تابآورترین دارایی این جامعهاند. ما در این نشست نه برای ترسیمِ نقشهراهی در فضای خلأ، که برای ثبتِ این دغدغهها گرد هم آمدیم. اگر سیاستگذار، شریانهای دیجیتال را به ابزاری برای تقابل بدل کرده است، ما همچنان بر «شریانهای انسانی» تأکید داریم؛ چرا که میدانیم در فقدانِ امنیتِ ارتباطی، این پیوندهای علمی و اجتماعی هستند که مانع از فروپاشیِ معنا در جامعه میشوند. آینده، هرچقدر هم مبهم و دور از دسترس باشد، تنها با تداوم همین گفتوگوهای میانرشتهای و حفظِ این شبکههای انسانی است که میتواند به افقهای روشن برسد.
۱۷:۰۰
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
بحران سواد شنیداری و اضافهبار اطلاعاتی
زهرا سادات چلنگر، دبیر گروه #ارتباطات_شنیداری انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
«مطالعات شنیداری» یکی از مسائل مغفول مانده در ارتباطات و مطالعات فرهنگی است؛ این علوم پیوسته اکوسیستم جدید رسانهای و به تبع آن فرهنگ را با فرهنگ دیداری شناسایی کردهاند و همواره نوعی «هژمونی دیداری» بر مطالعات اجتماعی و فرهنگ سایه انداخته است. اما، تحولات گسترده در حوزه تکنولوژیهای صدا و شنیدن نشان میدهد که فراتر از مطالعات اجتماعی و مردمنگارانه موسیقی، خود «شنیدن» به مثابه فرهنگ در زیستجهان رسانهایشده روزنههایی جدید به سوی شناخت جامعه ایرانی که همواره دارای فرهنگ شفاهی بسیار غنی بوده است میگشاید. از گنجه بیرون آوردن امر شنیداری و قرار دادن آن در بستر تحولات جدید رسانهای و اجتماعی در بستر زیست ایرانی به ویژه در بحرانهای اخیر از سه منظر دارای اهمیت است که در ادامه به آن اشاره میکنم:
۱- شنیدن به مثابه اخلاق ارتباطات: زمانی که شنیدن به مثابه امری فرهنگی پای در میدان مطالعات ارتباطی و فرهنگی بگذارد وجه اخلاقی ارتباطی میتواند پررنگ شود. ایران در چند سال اخیر به طور پی در پی شاهد بحرانهای سیاسی و اجتماعی بوده است. در پی بروز این بحرانها با گسستهای عمیق اجتماعی روبرو بودهایم. بحران ارتباطی زاییده این گسستهاست. در این وضعیت «شنیدن» حلقهی مفقودهی این ارتباطات است که به بحران منجر میشود؛ شنیداری تأمل گرایانه که امکان زیست تابآورانه در فضای متشتت افکار را امکان پذیر سازد. اینجا «شنیدن» نه فقط به عنوان عملی مکانیکی که به عنوان امری اخلاقی، فرازبانی و فراگفتمانی ارتباطات را وارد فضایی گفت و گو مدار و اخلاقی میکند.
۲- پادکستها و سواد شنیداری: امروزه پادکستهای فارسی زبان در میان جوانان ایرانی طرفداران زیادی پیدا کرده است. رشد پادکستهای فارسی زبان در سالهای اخیر بیسابقه بوده است. این پادکستها در ژانرهای مختلف امکانهایی جدید از ارتباطات شنیداری را ایجاد کردهاند. در میان رشد بیسابقه ای از روایتهایی که در قالب پادکست منتشر میشوند، مسئله سواد شنیداری و شنیدن منتقدانه و فعالانه اهمیت پیدا میکند. روایتها زمانی که منتشر میشوند گویی اعتبار پیدا میکنند. در این میان سواد شنیداری سر فصل جدیدی را در بحث سواد رسانهای باز میکند که در آن نه فقط خواندن و نگاه کردن که شنونده رابطهای انتقادی با روایتهای شنیده شده برقرار میکند.
۳- سیاست و عدالت شنیداری: جامعه امروز ایران جامعهای است که در آن بحرانهای پی در پی سیاستمداران را به خاموش کردن صداها سوق میدهد از جمله تصمیم بر قطع اینترنت به صورت بلند مدت. چنین خاموشیهایی در بطن خود سیاستی شنیداری است که در آن تنها گروههای اندکی اجازه شنیدن شدن دارند. تنها صداهایی منتخب بلندند که به ناچار جامعه ایرانی شاید مجبور شود گوش خود را بگیرد. چنین وضعیتی منجر به بحران روایت میشود و موجب بیاعتمادی جامعه به صداهایی شود که رژیم رسمی شنیداری را شکل میدهد. در این بی عدالتی شنیداری و بی عدالتی روایت است که خشونت به شکل افسارگسیخته در بطن جامعه خود را به نمایش میگذارد.
اگر ما امروز با بحران گفت و گو، بی اعتمادی و فرسایش ارتباطی روبرو هستیم، بخشی از راهحل میتواند بازگشت به فرهنگ شنیدن، تقویت سواد شنیداری و بازاندیشی در جایگاه ارتباطات شنیداری در حیات فرهنگی باشد.
#روز_جهانی_ارتباطات#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی
@irancscahub
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
بحران سواد شنیداری و اضافهبار اطلاعاتی
«مطالعات شنیداری» یکی از مسائل مغفول مانده در ارتباطات و مطالعات فرهنگی است؛ این علوم پیوسته اکوسیستم جدید رسانهای و به تبع آن فرهنگ را با فرهنگ دیداری شناسایی کردهاند و همواره نوعی «هژمونی دیداری» بر مطالعات اجتماعی و فرهنگ سایه انداخته است. اما، تحولات گسترده در حوزه تکنولوژیهای صدا و شنیدن نشان میدهد که فراتر از مطالعات اجتماعی و مردمنگارانه موسیقی، خود «شنیدن» به مثابه فرهنگ در زیستجهان رسانهایشده روزنههایی جدید به سوی شناخت جامعه ایرانی که همواره دارای فرهنگ شفاهی بسیار غنی بوده است میگشاید. از گنجه بیرون آوردن امر شنیداری و قرار دادن آن در بستر تحولات جدید رسانهای و اجتماعی در بستر زیست ایرانی به ویژه در بحرانهای اخیر از سه منظر دارای اهمیت است که در ادامه به آن اشاره میکنم:
۱- شنیدن به مثابه اخلاق ارتباطات: زمانی که شنیدن به مثابه امری فرهنگی پای در میدان مطالعات ارتباطی و فرهنگی بگذارد وجه اخلاقی ارتباطی میتواند پررنگ شود. ایران در چند سال اخیر به طور پی در پی شاهد بحرانهای سیاسی و اجتماعی بوده است. در پی بروز این بحرانها با گسستهای عمیق اجتماعی روبرو بودهایم. بحران ارتباطی زاییده این گسستهاست. در این وضعیت «شنیدن» حلقهی مفقودهی این ارتباطات است که به بحران منجر میشود؛ شنیداری تأمل گرایانه که امکان زیست تابآورانه در فضای متشتت افکار را امکان پذیر سازد. اینجا «شنیدن» نه فقط به عنوان عملی مکانیکی که به عنوان امری اخلاقی، فرازبانی و فراگفتمانی ارتباطات را وارد فضایی گفت و گو مدار و اخلاقی میکند.
۲- پادکستها و سواد شنیداری: امروزه پادکستهای فارسی زبان در میان جوانان ایرانی طرفداران زیادی پیدا کرده است. رشد پادکستهای فارسی زبان در سالهای اخیر بیسابقه بوده است. این پادکستها در ژانرهای مختلف امکانهایی جدید از ارتباطات شنیداری را ایجاد کردهاند. در میان رشد بیسابقه ای از روایتهایی که در قالب پادکست منتشر میشوند، مسئله سواد شنیداری و شنیدن منتقدانه و فعالانه اهمیت پیدا میکند. روایتها زمانی که منتشر میشوند گویی اعتبار پیدا میکنند. در این میان سواد شنیداری سر فصل جدیدی را در بحث سواد رسانهای باز میکند که در آن نه فقط خواندن و نگاه کردن که شنونده رابطهای انتقادی با روایتهای شنیده شده برقرار میکند.
۳- سیاست و عدالت شنیداری: جامعه امروز ایران جامعهای است که در آن بحرانهای پی در پی سیاستمداران را به خاموش کردن صداها سوق میدهد از جمله تصمیم بر قطع اینترنت به صورت بلند مدت. چنین خاموشیهایی در بطن خود سیاستی شنیداری است که در آن تنها گروههای اندکی اجازه شنیدن شدن دارند. تنها صداهایی منتخب بلندند که به ناچار جامعه ایرانی شاید مجبور شود گوش خود را بگیرد. چنین وضعیتی منجر به بحران روایت میشود و موجب بیاعتمادی جامعه به صداهایی شود که رژیم رسمی شنیداری را شکل میدهد. در این بی عدالتی شنیداری و بی عدالتی روایت است که خشونت به شکل افسارگسیخته در بطن جامعه خود را به نمایش میگذارد.
اگر ما امروز با بحران گفت و گو، بی اعتمادی و فرسایش ارتباطی روبرو هستیم، بخشی از راهحل میتواند بازگشت به فرهنگ شنیدن، تقویت سواد شنیداری و بازاندیشی در جایگاه ارتباطات شنیداری در حیات فرهنگی باشد.
#روز_جهانی_ارتباطات#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی
۱۷:۱۴
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
محدودیت اینترنت، آینده روزنامهنگاری و اعتماد عمومی را تهدید میکند
نفیسه زارعکهن، مدیر گروه #روزنامه_نگاری انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
تحولات نسل جدید در حوزه رسانه و ارتباطات بیانگر این است که نسل جدید، ارتباطات و مطالعات فرهنگی را دیگر در چارچوبهای سنتی گذشته تعریف نمیکند و مرجعیت رسانهای امروز میان شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای دیجیتال، رسانههای شهروندی و کاربران عادی توزیع شده است. برای نسل جدید، ارتباطات فقط انتقال پیام نیست، بلکه بخشی از هویت، تجربهی زیسته و شیوه حضور در جهان محسوب میشود. به همین دلیل نیز روزنامهنگاری امروز با یکی از پیچیدهترین دورههای خود روبهرو شده است؛ دورهای که مخاطب دیگر صرفاً دریافتکننده خبر نیست و انتظار دارد رسانه بتواند با او گفتوگو کند، تجربه واقعی زندگی را بفهمد و روایتهای انسانی و ملموس ارائه دهد.
روزنامهنگاری امروز فراتر از خبررسانی صرف است و رسانهها وظیفه بازسازی اعتماد عمومی، معنا دادن به رویدادها و ایجاد امکان گفتوگوی اجتماعی را برعهده دارند. با این حال، این تحولات همزمان با چالشهای بزرگی نیز همراه شدهاند که یکی از مهمترین آنها محدودیت اینترنت، گسترش اینترانت و شکلگیری اینترنت طبقاتی است.
روزنامهنگاری حرفهای امروز وابسته به اینترنت آزاد، دسترسی سریع به اطلاعات، ارتباط با منابع جهانی و امکان راستیآزمایی است. هرگونه اختلال یا محدودیت گسترده در اینترنت، فقط یک مسئله فنی نیست، بلکه مستقیماً بر کیفیت اطلاعرسانی، گردش آزاد اطلاعات و اعتماد عمومی اثر میگذارد.
در پنج سال آینده، این حوزه تحت تأثیر سه عامل مهم شامل گسترش هوش مصنوعی، تغییر الگوی مصرف رسانهای و محدودیت بیشتر جریان اطلاعات قرار خواهد گرفت. هوش مصنوعی در کنار فرصتهایی مانند سرعت بیشتر در تولید محتوا و تحلیل داده، میتواند خطر تولید روایتهای جعلی و دستکاری افکار عمومی را نیز افزایش دهد.
بحران اعتماد عمومی، مهمترین تهدید پیشروی روزنامهنگاری آینده است. اگر رسانهها نتوانند شفافیت، صداقت و استقلال حرفهای خود را حفظ کنند، مرجعیتشان بیش از پیش تضعیف خواهد شد و جامعه به سمت روایتهای غیررسمی و هیجانی حرکت میکند. محدودیت اینترنت نیز این بحران را تشدید میکند، زیرا هرچه دسترسی آزاد به اطلاعات محدودتر شود، بیاعتمادی و شایعه گستردهتر خواهد شد.
در عین حال، ظهور نسل تازهای از خبرنگاران و فعالان رسانهای مهمترین فرصت آینده است. این نسل هم فناوریهای جدید را میشناسد و هم زبان جامعه را بهتر درک میکند و میتواند شکل تازهای از روزنامهنگاری چندرسانهای، تعاملی و روایتمحور را شکل دهد.
مهمترین ضرورت امروز، سرمایهگذاری بر آموزش سواد رسانهای و بازتعریف آموزش روزنامهنگاری است. خبرنگار آینده باید علاوه بر خبرنویسی، به تحلیل داده، شناخت الگوریتمها، هوش مصنوعی، روزنامهنگاری بحران و روایتگری انسانی نیز مسلط باشد. آینده ارتباطات و روزنامهنگاری بیش از هر زمان دیگری به اعتماد، دسترسی آزاد به اطلاعات و روایتهای انسانی وابسته است.
#روز_جهانی_ارتباطات#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی
@irancscahub
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
محدودیت اینترنت، آینده روزنامهنگاری و اعتماد عمومی را تهدید میکند
تحولات نسل جدید در حوزه رسانه و ارتباطات بیانگر این است که نسل جدید، ارتباطات و مطالعات فرهنگی را دیگر در چارچوبهای سنتی گذشته تعریف نمیکند و مرجعیت رسانهای امروز میان شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای دیجیتال، رسانههای شهروندی و کاربران عادی توزیع شده است. برای نسل جدید، ارتباطات فقط انتقال پیام نیست، بلکه بخشی از هویت، تجربهی زیسته و شیوه حضور در جهان محسوب میشود. به همین دلیل نیز روزنامهنگاری امروز با یکی از پیچیدهترین دورههای خود روبهرو شده است؛ دورهای که مخاطب دیگر صرفاً دریافتکننده خبر نیست و انتظار دارد رسانه بتواند با او گفتوگو کند، تجربه واقعی زندگی را بفهمد و روایتهای انسانی و ملموس ارائه دهد.
روزنامهنگاری امروز فراتر از خبررسانی صرف است و رسانهها وظیفه بازسازی اعتماد عمومی، معنا دادن به رویدادها و ایجاد امکان گفتوگوی اجتماعی را برعهده دارند. با این حال، این تحولات همزمان با چالشهای بزرگی نیز همراه شدهاند که یکی از مهمترین آنها محدودیت اینترنت، گسترش اینترانت و شکلگیری اینترنت طبقاتی است.
روزنامهنگاری حرفهای امروز وابسته به اینترنت آزاد، دسترسی سریع به اطلاعات، ارتباط با منابع جهانی و امکان راستیآزمایی است. هرگونه اختلال یا محدودیت گسترده در اینترنت، فقط یک مسئله فنی نیست، بلکه مستقیماً بر کیفیت اطلاعرسانی، گردش آزاد اطلاعات و اعتماد عمومی اثر میگذارد.
در پنج سال آینده، این حوزه تحت تأثیر سه عامل مهم شامل گسترش هوش مصنوعی، تغییر الگوی مصرف رسانهای و محدودیت بیشتر جریان اطلاعات قرار خواهد گرفت. هوش مصنوعی در کنار فرصتهایی مانند سرعت بیشتر در تولید محتوا و تحلیل داده، میتواند خطر تولید روایتهای جعلی و دستکاری افکار عمومی را نیز افزایش دهد.
بحران اعتماد عمومی، مهمترین تهدید پیشروی روزنامهنگاری آینده است. اگر رسانهها نتوانند شفافیت، صداقت و استقلال حرفهای خود را حفظ کنند، مرجعیتشان بیش از پیش تضعیف خواهد شد و جامعه به سمت روایتهای غیررسمی و هیجانی حرکت میکند. محدودیت اینترنت نیز این بحران را تشدید میکند، زیرا هرچه دسترسی آزاد به اطلاعات محدودتر شود، بیاعتمادی و شایعه گستردهتر خواهد شد.
در عین حال، ظهور نسل تازهای از خبرنگاران و فعالان رسانهای مهمترین فرصت آینده است. این نسل هم فناوریهای جدید را میشناسد و هم زبان جامعه را بهتر درک میکند و میتواند شکل تازهای از روزنامهنگاری چندرسانهای، تعاملی و روایتمحور را شکل دهد.
مهمترین ضرورت امروز، سرمایهگذاری بر آموزش سواد رسانهای و بازتعریف آموزش روزنامهنگاری است. خبرنگار آینده باید علاوه بر خبرنویسی، به تحلیل داده، شناخت الگوریتمها، هوش مصنوعی، روزنامهنگاری بحران و روایتگری انسانی نیز مسلط باشد. آینده ارتباطات و روزنامهنگاری بیش از هر زمان دیگری به اعتماد، دسترسی آزاد به اطلاعات و روایتهای انسانی وابسته است.
#روز_جهانی_ارتباطات#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات#نشست_تخصصی
۱۷:۳۱