دسر شکلاتی 
خیلی وقت ها دخترهای ما مشتاق به انجام کارهای آشپزخونه خصوصاا آشپزی هستن ولی مامان ها ترس از کثیف شدن آشپزخونه معمولا مانع از رضایتشون میشه. یادتون نره که انجام آشپزی مورد علاقه شون به اونها اعتماد به نفس و تمیزکردن آشپزخونه بهشون مسئولیت پذیری رو یاد میده. بهشون اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری رو هدیه بدین .
مواد لازم :بیسکویت پتی بور 🧇 دو بسته کره 🧈 ۵۰ گرم پودر کاکائو
۴ ق غ پودر قند ۵ ق غ شیر
نصف الی یک لیوان
ابتدا بیسکویت ها رو خرد کنید.
با کره و پودر کاکائو و پودر قند ترکیب کنید.
سپس شیر را آرام آرام به آن اضافه کنید تا مواد، شکل خمیری به خود بگیرند.
روی یک سلفون مواد رو به شکل رول دربیارید و به مدت یک ساعت در یخچال قرار بدید .
بعد از اون با چاقو، برش بزنید . برش ها رو میتونید با شکلات آب شده و ترافل های رنگی تزئین کنید.
نوش جان
https://ble.ir/irandokht8
خیلی وقت ها دخترهای ما مشتاق به انجام کارهای آشپزخونه خصوصاا آشپزی هستن ولی مامان ها ترس از کثیف شدن آشپزخونه معمولا مانع از رضایتشون میشه. یادتون نره که انجام آشپزی مورد علاقه شون به اونها اعتماد به نفس و تمیزکردن آشپزخونه بهشون مسئولیت پذیری رو یاد میده. بهشون اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری رو هدیه بدین .
مواد لازم :بیسکویت پتی بور 🧇 دو بسته کره 🧈 ۵۰ گرم پودر کاکائو
نوش جان
https://ble.ir/irandokht8
۱۵:۳۷
سلام از شنبه ای که الحمدلله آلودگی ها رفع شد و بچه ها رو فرستادیم مدرسه
حالا با دلتنگی بعدش چه کنیم ؟ 🥺
ان شاالله هفته مون پر از نور و برکت

https://ble.ir/irandokht8
حالا با دلتنگی بعدش چه کنیم ؟ 🥺
ان شاالله هفته مون پر از نور و برکت
https://ble.ir/irandokht8
۴:۲۵
مادر مهربان سلاماللهعلیها، مهربانتر از هر مادری است و از ازل تا ابد پیوسته مادرانه با ما رفتار میکنند.
بیاییم مانند ایشان و در محضرشان،اگر پدر هستیم، از همه پدرانهتر رفتار کنیم؛اگر مادر هستیم، از همه مادرانهتر رفتار کنیم؛از همه دلنشینتر رفتار کنیم و احساس خستگی نکنیم.
https://ble.ir/irandokht8
۱۵:۲۲
چقدر دلگیرم این روزها!... دلم باران میخواهد... هوا گرفته و بیمار است... شاید بخاطر رسیدن موسم بی کسی امیرالمؤمنین و تداعی خاطره ی کوچه، در، مسمار، مادر، محسن، دستهای بسته باشد. آخر مگر میشود در خانه ات هم غریب باشی؟! هیچ جایی برای آدم خانه اش نمی شود. وای از روزیکه از پشت دیوارهای خانه ات حس کنی پوزه های شغالهای انسان نما را! حس کنی گرمای آتش حقد و کینه را! باور نمی کنی نه؟
آری! قصه ی یک تنه جنگیدن فاطمه زهرا برای امام زمانش آن هم از پشت حصار خانه اینگونه شروع شد... انگار این نامردان آیات خدا را فراموش کرده اند که فرمود: "بی اجازه وارد خانه ی کسی نشوید" حالا تصور کن این خانه ی "ام ابیها" و چقدر محترم و این کوردلان چقدر نامحترم می شمارند حقوق انسیه حورا را. یادشان رفته این خانه ای که با بی حیایی هیزم خسران خودشان را جلویش میریزند... همان باب امیدیست که هیچ حاجتمندی را ناامید نکرده تا شرمنده زن و فرزندشان نباشند. حالا به تلافی آمده اند علی را شرمنده همسر و اولادش کنند. آمده اند ولی زمان را ببرند، هستی زهرا را...
کوچه خالی از مرد است و پر از نامردان مدعی...
تهدید می کنند بگو علی بیاید وگرنه خانه را به آتش میکشیم!
بانوی پاکیها پشت در می آید و مانع باز شدن می شود تا از امام زمانش دفاع کند تا حد جان... تا حد بدرقه کردن محسن به دیار باقی، تا جانبازی، تا ... "شهادت"
فاطمه پشت در، آماده ذوب شدن در عشق به امام زمانش و بچه ها منتظر معجزه اند تا آتش پیش رویشان همچون آتشی که ابراهیم پیامبر را در آغوش کشید به گلستان تبدیل شود.
اما این بار معجزه اینست فاطمه پروانه وار حول شمع وجود امامش بسوزد و بسوزد و بسوزد...
صدای کوبیده شدن در و ماندن مادر بین در و دیوار، نگاه آسمانی کودکان را تیره و تار کرده و شغالان بی حیا، بی اعتنا به فاطمه(سلام الله علیها) می برند غیرت الله را، فاتح خیبر، داماد پیمبر... فاطمه یا علی میگوید اما گویی، ستونهای وجودش با او همراه نیستند. هرچه داشته در طبق اخلاص و عمل در پشت در خانه ی علی جا میگذارد و نیمه جانش را به ریسمان دستان علی حلقه میزند و "لاحول ولا قوة الا بالله" میخواند تا مردش به خانه برگردد.
فاطمه دلتنگ نوازشهای مهربان پدر است و هوایی سفر است... خانه را مهیای نبودن میکند... نان مهر برای کودکان می پزد و گیسوان پریشان کودک سه ساله اش را برای آخرین بار شانه محبت میزند. سربلند از جانبازی برای امامش در قنوت نمازش از خدا طلب شهادت میکند...
همین روزها بود! که فاطمه دیگر به استقبال امیرش نمی آمد و از او رو می گرفت... سلامهایش افقی نداشت... شاید میخواست رج های محبتی را که در دل علی بسته بود را ببرد تا دشنه فراق، جان علی را نستاند!
دیگر از عطر نیایشهای فاطمه خبری نیست و زوزه ی شوم عزا در کوچه ی بنی هاشم پیچیده و...
نفس نفس زدنهای حسنین و فریاد "یا امیرالمؤمنین، مادر" پایان قصه ی غصه های مادر هستی را بیان میکند و مقدمه ایست برای آغاز فتنه های کوفه و کربلا... چادر خاکی می ماند برای زینب و بیرق سرخ یا فاطمه که باید محکم بگیردش تا کربلا و ظهر عاشورا...
نمیدانم مادر شده ای یا مادرت زنده است؟ قبول داری مادر نظم آفرینش است؟ او که نباشد از همان لحظه، همان وقت، تو هم خواهی مرد. چرا که مادر یعنی اشتیاق به فردا...
حالا کودکانی از سر ترس رسیدن کلاغهای شوم خبر رسان، آستین به دهان می گیرند تا هق هق بی مادریشان از فضای خانه بیرون نرود و مادر با قلبی آرام به دیدار رسول الله بشتابد.
شهر در خاموشیست... خبر از مادر نیست... تنور خانه سرد است و موسم بی کسی های علی و اولادش شده. نگاه زینب محو در و دیواریست که از دل محزون فاطمه خبر داشت... محرم راز روزهای آخر زهرای اطهر! دیگر کوچه برای حسن تداعی کابوس بی مادریست. شغالهای ظالم قصه، به خانه ی مقصودشان رسیده اند و در پستوهای آلوده شان، خواب خانه نشینی علی را می بینند...
و پیوند علی و چاه آغاز می شود. شاید امشب علی در نیایشهایش گفته باشد:
الهی هیچ مادری در مقابل کودکانش زمین نخورد، چرا که کودکان می شکنند...
الهی هیچ فاطمه ای صورتش نیلی نباشد که از همسرش رو بگیرد...
الهی هیچ کودکی از اضطراب رفتن مادر زبانش نگیرد...
الهی هیچ زنی دست بسته همسرش را نبیند، چرا که فاطمه دید و همانجا دق کرد...
الهی روزگار اینگونه نباشد که قبر مادری پنهان بماند و مردش پنهانی به دیدارش رود...
الهی فاطمه را به تو می سپارم نگهدارش باش...
این روزها زیاد بگو السلام علیک یا امیرالمؤمنین، چرا که کسی نیست تا سلامش کند..
شهادت مظلومانه مدافع ولایت و امامت بر قلب محزون حضرت مهدی(عج الله تعالی فرجه الشریف) و عاشقانش تسلیت باد.
https://ble.ir/irandokht8
آری! قصه ی یک تنه جنگیدن فاطمه زهرا برای امام زمانش آن هم از پشت حصار خانه اینگونه شروع شد... انگار این نامردان آیات خدا را فراموش کرده اند که فرمود: "بی اجازه وارد خانه ی کسی نشوید" حالا تصور کن این خانه ی "ام ابیها" و چقدر محترم و این کوردلان چقدر نامحترم می شمارند حقوق انسیه حورا را. یادشان رفته این خانه ای که با بی حیایی هیزم خسران خودشان را جلویش میریزند... همان باب امیدیست که هیچ حاجتمندی را ناامید نکرده تا شرمنده زن و فرزندشان نباشند. حالا به تلافی آمده اند علی را شرمنده همسر و اولادش کنند. آمده اند ولی زمان را ببرند، هستی زهرا را...
کوچه خالی از مرد است و پر از نامردان مدعی...
تهدید می کنند بگو علی بیاید وگرنه خانه را به آتش میکشیم!
بانوی پاکیها پشت در می آید و مانع باز شدن می شود تا از امام زمانش دفاع کند تا حد جان... تا حد بدرقه کردن محسن به دیار باقی، تا جانبازی، تا ... "شهادت"
فاطمه پشت در، آماده ذوب شدن در عشق به امام زمانش و بچه ها منتظر معجزه اند تا آتش پیش رویشان همچون آتشی که ابراهیم پیامبر را در آغوش کشید به گلستان تبدیل شود.
اما این بار معجزه اینست فاطمه پروانه وار حول شمع وجود امامش بسوزد و بسوزد و بسوزد...
صدای کوبیده شدن در و ماندن مادر بین در و دیوار، نگاه آسمانی کودکان را تیره و تار کرده و شغالان بی حیا، بی اعتنا به فاطمه(سلام الله علیها) می برند غیرت الله را، فاتح خیبر، داماد پیمبر... فاطمه یا علی میگوید اما گویی، ستونهای وجودش با او همراه نیستند. هرچه داشته در طبق اخلاص و عمل در پشت در خانه ی علی جا میگذارد و نیمه جانش را به ریسمان دستان علی حلقه میزند و "لاحول ولا قوة الا بالله" میخواند تا مردش به خانه برگردد.
فاطمه دلتنگ نوازشهای مهربان پدر است و هوایی سفر است... خانه را مهیای نبودن میکند... نان مهر برای کودکان می پزد و گیسوان پریشان کودک سه ساله اش را برای آخرین بار شانه محبت میزند. سربلند از جانبازی برای امامش در قنوت نمازش از خدا طلب شهادت میکند...
همین روزها بود! که فاطمه دیگر به استقبال امیرش نمی آمد و از او رو می گرفت... سلامهایش افقی نداشت... شاید میخواست رج های محبتی را که در دل علی بسته بود را ببرد تا دشنه فراق، جان علی را نستاند!
دیگر از عطر نیایشهای فاطمه خبری نیست و زوزه ی شوم عزا در کوچه ی بنی هاشم پیچیده و...
نفس نفس زدنهای حسنین و فریاد "یا امیرالمؤمنین، مادر" پایان قصه ی غصه های مادر هستی را بیان میکند و مقدمه ایست برای آغاز فتنه های کوفه و کربلا... چادر خاکی می ماند برای زینب و بیرق سرخ یا فاطمه که باید محکم بگیردش تا کربلا و ظهر عاشورا...
نمیدانم مادر شده ای یا مادرت زنده است؟ قبول داری مادر نظم آفرینش است؟ او که نباشد از همان لحظه، همان وقت، تو هم خواهی مرد. چرا که مادر یعنی اشتیاق به فردا...
حالا کودکانی از سر ترس رسیدن کلاغهای شوم خبر رسان، آستین به دهان می گیرند تا هق هق بی مادریشان از فضای خانه بیرون نرود و مادر با قلبی آرام به دیدار رسول الله بشتابد.
شهر در خاموشیست... خبر از مادر نیست... تنور خانه سرد است و موسم بی کسی های علی و اولادش شده. نگاه زینب محو در و دیواریست که از دل محزون فاطمه خبر داشت... محرم راز روزهای آخر زهرای اطهر! دیگر کوچه برای حسن تداعی کابوس بی مادریست. شغالهای ظالم قصه، به خانه ی مقصودشان رسیده اند و در پستوهای آلوده شان، خواب خانه نشینی علی را می بینند...
و پیوند علی و چاه آغاز می شود. شاید امشب علی در نیایشهایش گفته باشد:
الهی هیچ مادری در مقابل کودکانش زمین نخورد، چرا که کودکان می شکنند...
الهی هیچ فاطمه ای صورتش نیلی نباشد که از همسرش رو بگیرد...
الهی هیچ کودکی از اضطراب رفتن مادر زبانش نگیرد...
الهی هیچ زنی دست بسته همسرش را نبیند، چرا که فاطمه دید و همانجا دق کرد...
الهی روزگار اینگونه نباشد که قبر مادری پنهان بماند و مردش پنهانی به دیدارش رود...
الهی فاطمه را به تو می سپارم نگهدارش باش...
این روزها زیاد بگو السلام علیک یا امیرالمؤمنین، چرا که کسی نیست تا سلامش کند..
شهادت مظلومانه مدافع ولایت و امامت بر قلب محزون حضرت مهدی(عج الله تعالی فرجه الشریف) و عاشقانش تسلیت باد.
https://ble.ir/irandokht8
۷:۳۷
بیشترین عامل پرتوقعی فرزندان،قطعاً پرتوقعی والدین است.
کودکان بامشاهده رفتار والدین، پرتوقعی را میآموزند و الگومیگیرند مثل پدری که هنگامصرف غذا به همسرش غُر میزندوایراد میگیرد.
https://ble.ir/irandokht8
کودکان بامشاهده رفتار والدین، پرتوقعی را میآموزند و الگومیگیرند مثل پدری که هنگامصرف غذا به همسرش غُر میزندوایراد میگیرد.
https://ble.ir/irandokht8
۶:۴۴
یلدای هرسال، برای کسانی که دور از وطن، زادگاه، خانواده، عزیزان هستند آمیخته با دلتنگی است. گاهی ویدئو کال و تصاویر پشت سرهم مرهم دلتنگی ها میشود. گاهی هم از فرط دلتنگ تر شدن بعضی عجیب راه گلو را میبندد. دیشب یک روضه مجازی با دوستان داشتیم اندرحکایت دوری و دلتنگی. و یک دل سیر گریستیم. خلاصه همه اینها را گفتم که بگویم حسابی فرصت ها را غنیمت بشمارید! حسابی از بودن عزیزانتان، از در کنار آنها بودن و نفس کشیدن لذت ببرید. معاشرت کنید و کیف کنید. گل بگویید و گل بشنوید. و یلدا را با تجملات سخت نکنید!یاد یک شب شیرین و فراموش نشدنی و پر از لبخند، ماندگارتر از همه آن چیزی است که رسانه های مجازی آرام آرام به خودمان میدهند.
یلدایتان مبارک و شادی هایتان به بلندای یلدا

https://ble.ir/irandokht8
یلدایتان مبارک و شادی هایتان به بلندای یلدا
https://ble.ir/irandokht8
۱۳:۲۹
فراخوان رویداد ملی هم افزایی مجموعههای شاخص مادر و کودک
اگر:
یک گروه مادر و کودک هستید و نیاز به همفکری دارید
دغدغه یه کار خوب برای مامانا و بچهها دارید
دوست دارید تجربههای موفق گروههای مادر و کودکی رو بشنوید
دعوتید به اولین رویداد همافزایی فعالان مادر و کودک برای شنیدن ایدهها، هفکری برای رسیدن به راهحلها، دیدن تجربه باتجربهها و همراهی اساتید و مشاوران کاربلد، تا بتونیم در هر شهر و محله فعالیتهای قویتر داشته باشیم.
مهلت ثبت هسته تا سوم دی ماه تمدید شد
havayeMadari.ir
هستههای برگزیده:
سه روز مهمان آستان امام رضا در مشهد مقدس بصورت خانوادگی و معرفی بعنوان خادم یاران رضوی
مجوز رسمی فعالیت هسته مادر و کودک از سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک
تسهیلگری مکان با معرفی به امور مساجد و شهرداری
دوره تربیت مربی زیر ۷ سال و همیار مادر اختصاصی
زمان : ۱۹ الی ۲۲ دی ماه مشهد مقدساطلاعات بیشتر:ble.ir/join/MDNlNTYxZT
اگر:
۹:۵۲
مولا امیرالمومنین علی علیه السلام به رمیله – که یکی از شیعیان خاصّ آن حضرت است و مریض شده بود – فرمودند:
ای رمیله! دچار تب شدیدی شدی سپس مقداری سبکی احساس کردی و به مسجد برای نماز آمدی؟
گفت: بلی سرور من؛ از کجا دانستین؟ فرمودند:
ای رمیله؛ زن و مرد مؤمنی نیست که مریض شود مگر اینکه ما به خاطر مریضی او مریض می شویم، و هرگاه محزون گردد ما به خاطر حزن او محزون می شویم، و هر زمان دعا کند ما به دعای او آمین می گوئیم، و وقتی ساکت باشد ما برای او دعا می کنیم، و هر کجا در مشرق و مغرب مرد و زن مؤمنی باشد ما با او هستیم.
https://ble.ir/irandokht8
ای رمیله! دچار تب شدیدی شدی سپس مقداری سبکی احساس کردی و به مسجد برای نماز آمدی؟
گفت: بلی سرور من؛ از کجا دانستین؟ فرمودند:
ای رمیله؛ زن و مرد مؤمنی نیست که مریض شود مگر اینکه ما به خاطر مریضی او مریض می شویم، و هرگاه محزون گردد ما به خاطر حزن او محزون می شویم، و هر زمان دعا کند ما به دعای او آمین می گوئیم، و وقتی ساکت باشد ما برای او دعا می کنیم، و هر کجا در مشرق و مغرب مرد و زن مؤمنی باشد ما با او هستیم.
https://ble.ir/irandokht8
۴:۲۵
ایراندخت
مولا امیرالمومنین علی علیه السلام به رمیله – که یکی از شیعیان خاصّ آن حضرت است و مریض شده بود – فرمودند: ای رمیله! دچار تب شدیدی شدی سپس مقداری سبکی احساس کردی و به مسجد برای نماز آمدی؟ گفت: بلی سرور من؛ از کجا دانستین؟ فرمودند: ای رمیله؛ زن و مرد مؤمنی نیست که مریض شود مگر اینکه ما به خاطر مریضی او مریض می شویم، و هرگاه محزون گردد ما به خاطر حزن او محزون می شویم، و هر زمان دعا کند ما به دعای او آمین می گوئیم، و وقتی ساکت باشد ما برای او دعا می کنیم، و هر کجا در مشرق و مغرب مرد و زن مؤمنی باشد ما با او هستیم. https://ble.ir/irandokht8
سلام از دهمین روز زمستان عزیز 
با همین روایت امیدبخشی که هربار میخوانم، چیزی قلبم را دلگرم تر میکند.
روز یکشنبه تون پر از خیر و برکت
https://ble.ir/irandokht8
با همین روایت امیدبخشی که هربار میخوانم، چیزی قلبم را دلگرم تر میکند.
روز یکشنبه تون پر از خیر و برکت
https://ble.ir/irandokht8
۴:۲۸
عیدتون مبارک باشه 
الهی به واسطه خیر کثیری که خدا به پیامبر جانمون عنایت کردند، زندگی و قلبمون مملو از خیرکثیر باشه و مدد و لطف بی وقفه ی حضرت زهرا سلام الله علیها رو تو زندگی هامون حس کنیم
https://ble.ir/irandokht8
الهی به واسطه خیر کثیری که خدا به پیامبر جانمون عنایت کردند، زندگی و قلبمون مملو از خیرکثیر باشه و مدد و لطف بی وقفه ی حضرت زهرا سلام الله علیها رو تو زندگی هامون حس کنیم
https://ble.ir/irandokht8
۸:۳۲
من هربار که به شهادت شما فکر میکنم غمی عجیب تمام قلبم را مچاله میکندو امروز ... امان از سیزدهم های تلخ دی ماه ...
#آه_از_غمی_که_زنده_شود_با_غمی_دگر#سردار_شهید_حاج_قاسم_سلیمانی#کرمان#تسلیت
https://ble.ir/irandokht8
#آه_از_غمی_که_زنده_شود_با_غمی_دگر#سردار_شهید_حاج_قاسم_سلیمانی#کرمان#تسلیت
https://ble.ir/irandokht8
۱۹:۳۳
کاش گل روی ضریحت بودم :) -امروز
آقاجان قدم نورسیده مبارک
آقاجان قدم نورسیده مبارک
۱۵:۳۶
علیبن مهزیار که از اصحاب امام جواد علیهالسلام بوده، روایت میکنه که یه نفر به اسم حمزه غنوی بمن نامهای نوشته بود و خواست بحضرت جواد-علیهالسلام- بنویسم دعایی به او یاد بدن که «في دعاء يعلمني يرجوا به الفرج»؛ به وسيله این دعا فرجی حاصل بشه نسبت به غم و گرفتاریهاش. پس حضرت جواد-علیهالسلام- در جواب نوشتند؛ به او بگو که همیشه این دعا را زیر لب بگوید؛ «یَا مَنْ یَكْفِی مِنْ كُلِّ شَیْءٍ وَ لَا یَكْفِی، مِنْهُ شَیْءٌ اكْفِنِی مَا أَهَمَّنِی مِمَّا أَنَا فِیهِ»ای خدایی که از هر چیزی بی نیازی و همه به تو نیازمندند، در مورد آنچه مرا غمگین و نگران کرده است، یاری ام فرما. و در ادامه فرمودند؛ من امید دارم که اندوه و گرفتاریاش بر طرف شود انشاءالله.ضمن اینکه این دعا رو حفظ کنین چون راهگشاست، دلم گرفت و نیازمند حضور در محضر امام شدم و خواستم بگم دردانهی امام رضا جان؛ ما گاهی بلد نیستیم برا خودمون دعا کنیم. شما دعا کنید برامون.
https://ble.ir/irandokht8
https://ble.ir/irandokht8
۴:۳۵
همایش رایگان «تحول در تربیت دخترانه»
همایش پنجشنبه ساعت ۱۵:۰۰ در محدوده شهرک غرب برگزار میشه و آدرس کامل در پوستر خورده.
همایش رایگان هست و اگر تمایل به حضور دارید، حتما از طریق لینک زیر اقدام به ثبتنام کنید
https://formafzar.com/form/nz93x
همایش پنجشنبه ساعت ۱۵:۰۰ در محدوده شهرک غرب برگزار میشه و آدرس کامل در پوستر خورده.
همایش رایگان هست و اگر تمایل به حضور دارید، حتما از طریق لینک زیر اقدام به ثبتنام کنید
۱۰:۱۶
۴:۵۷
ما برای تولید محتوا و اداره چند کانال نیازمند همکاری پاره وقت و دورکار هستیم.اگر در این زمینه علاقه دارید، از طریق آی دی زیر اطلاعات خود را ارسال فرمایید.@shsv110
۱۶:۵۱
بفرست برای اونی که دلش شکسته و گره به کارش افتاده
#نقش_بهشت @irandokht8
۱۹:۵۲
۷:۳۴
سلامهای پیوستهی ما به شماکه صاحب رئوفترین قلبِ جهانید...
۱۰:۲۴
میخوای یه تار مو از سرش کم نشه
چطور دخترم را لبریز کنم؟با وقت گذاشتن...با یک آغوش گرم وسط روزهای شلوغ...با کلمات محبتآمیز، که مثل باران به دلش بنشیند...با بازی کردن و خندیدن بیدلیل...با گوش دادن به حرفهای کوچکش، انگار مهمترین گفتوگوی دنیاست...با تشویق کردنش، حتی برای کوچکترین قدمها...با امنترین پناه شدن در روزهای سخت...محبت پدر، زرهای نامرئی برای قلب دختر است.دختری که لبریز از عشق پدر باشد، کمتر در دنیا آسیب میبیند.
۴:۳۱