بسم الله الرحمن الرحیم
۱۵:۳۷
بسم الله الرحمن الرحیم
جدال با غربزدگی و بازگشت به اسلام سیاسی
راهبردی برای سازماندهی فکری در نبرد تمدنی با غرب
منشا اکثر بدبختیهای ما
خداوند در قرآن میفرماید: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ»، امروز کافران از آیین شما مایوس شدند؛ بنابراین از آنها نترسید! و از من بترسید.اگر وضع انقلابمان را با این آیه منطبق کنیم میبینیم که ما در وضعیت مشابهی قرار داریم. تا پیش از این جنگ و جنگ 12 روزه، دشمنانِ ما از مبارزه با دین و آیین زندگیِ ما ناامید بودند، اما چه شد که خودمان را در معرض حمله آنها قرار دادیم؟ جواب این است که راهبرد «فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ» را فراموش کردیم. خدا میگوید از آنها نترسید، و از من بترسید. از خدا ترسیدن به چه معناست؟ ترس از خدا یعنی بترسیم از کیفر الهی و گناه و تخلف نکنیم. در سالهای اخیر، در سطح اجتماعی، با انباشتی از انحرافات در وضعیت فکری مواجه بودیم که به سبب آن از خدا نترسیدیم و فکری به حال جبران و اصلاح آن نکردیم.کوتاهی ما در جنگ فرهنگی، جنگ نظامی را بر ما تحمیل کرد. بنابراین مهمترین اقدام ما در این جنگ سرنوشتساز، باید محافظت از ذهنها در برابر خطرناکترین انحرافی باشد که طمع بیگانه را در طول تاریخ نسبت به ما بر انگیخته، و دشمن ضرباتش را از مسیر این انحراف فکری بر جامعه ما وارد کرده و میکند. همان انحرافی که امام (ره) خطر آن را به ما هشدار داده بود: «وابستگی فکری، وابستگی عقلی، وابستگی مغزی به خارج منشا اکثر بدبختیهای ماست.»
از غربزدگی تا بازگشت به خویشتن
متفکران اصیل ایرانی، در ادوار مختلف علیه این عارضه فکری موضع گرفتهاند و اولین بار جلال آل احمد آن را «غرب زدگی» نامید. در پاسخ به این عارضه بود که نهضت بازگشت به خویش ضریب گرفت. اما کدام خویشتن ما را در برابر غرب زدگی ایمن میکند و نیروی هویتبخشی برای مقابله با آن میآفریند؟امام (ره) میگوید: «بر فرهنگ اسلامی تکیه زنید و با غرب و غربزدگی مبارزه نمایید...تا متحد نشوید و دقیقا به اسلام راستین تکیه ننمایید، بر شما آن خواهد گذشت که تا کنون گذشته است». اما این اسلام راستینی که امام تاکید میکند چه مختصاتی دارد و چگونه ما را از چنگ غربزدگی رها کرده و یک شخصیت مستقل به ما میبخشد؟اسلام مورد تاکید امام(ره) همان «اسلام سیاسی» است که مترقیترین ایده اسلامی برای زندگی در جهان امروز است و تنها فرمیست که در برابر «ایسم»ها و «ایست»ها از ما محافظت کرده و به ما قدرت اراده و اعتماد به نفس میبخشد. این اسلام دو مولفه بنیادین دارد که منشا قدرت این ایدهاند: «توحید و عدالت.»
توحید داروی غربزدگی
اما توحید چگونه ما را در برابر خودباختگی فکری ایمن میکند و مانند دژی مستحکم در برابر هجوم غربزدگی از ما محافظت مینماید؟مولفه توحید، ایمانی به ما اعطا میکند که شکل خودباختگی به خود نمیگیرد. باور توحیدی به ما میگوید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ»، همه در سرشت و ذات یکسان هستیم و جماعتهای انسانی در امکان تعالی و تکامل هیچ یک بر دیگری ارجحیت ندارند. یا میگوید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ». مراقب باشیم که داد و ستد فکری ما با دیگر جوامع رنگ خودباختگی یا غربزدگی و شرقزدگی به خود نگیرد. چرا که همه ما آفریده خداییم و هیچ قوم و اجتماعی در طبیعت انسانی و امکان تعالی بر دیگر جوامع برتری ندارد. آنچه بنا بر این دو آیه میتوان نتیجه گرفت این است که هیچ اجتماعی دست بالا بر دیگران ندارد و شرط پیشرفت و برتری جوامع در کوششی است که صرف تکامل و پیشرفت میکنند. اینگونه «توحید»، ایمانی سازنده به پیروانش میبخشد که خود را دست کم نگیرند و بدانند در رقابتی برابر قرار دارند و موفقیت یک ملت را اراده و تلاشهای آن ملت تعیین میکند.. به این شکل است که باور به توحید، باور به خود را در ما پرورش میدهد.
خداوند در قرآن میفرماید: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ»، امروز کافران از آیین شما مایوس شدند؛ بنابراین از آنها نترسید! و از من بترسید.اگر وضع انقلابمان را با این آیه منطبق کنیم میبینیم که ما در وضعیت مشابهی قرار داریم. تا پیش از این جنگ و جنگ 12 روزه، دشمنانِ ما از مبارزه با دین و آیین زندگیِ ما ناامید بودند، اما چه شد که خودمان را در معرض حمله آنها قرار دادیم؟ جواب این است که راهبرد «فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ» را فراموش کردیم. خدا میگوید از آنها نترسید، و از من بترسید. از خدا ترسیدن به چه معناست؟ ترس از خدا یعنی بترسیم از کیفر الهی و گناه و تخلف نکنیم. در سالهای اخیر، در سطح اجتماعی، با انباشتی از انحرافات در وضعیت فکری مواجه بودیم که به سبب آن از خدا نترسیدیم و فکری به حال جبران و اصلاح آن نکردیم.کوتاهی ما در جنگ فرهنگی، جنگ نظامی را بر ما تحمیل کرد. بنابراین مهمترین اقدام ما در این جنگ سرنوشتساز، باید محافظت از ذهنها در برابر خطرناکترین انحرافی باشد که طمع بیگانه را در طول تاریخ نسبت به ما بر انگیخته، و دشمن ضرباتش را از مسیر این انحراف فکری بر جامعه ما وارد کرده و میکند. همان انحرافی که امام (ره) خطر آن را به ما هشدار داده بود: «وابستگی فکری، وابستگی عقلی، وابستگی مغزی به خارج منشا اکثر بدبختیهای ماست.»
متفکران اصیل ایرانی، در ادوار مختلف علیه این عارضه فکری موضع گرفتهاند و اولین بار جلال آل احمد آن را «غرب زدگی» نامید. در پاسخ به این عارضه بود که نهضت بازگشت به خویش ضریب گرفت. اما کدام خویشتن ما را در برابر غرب زدگی ایمن میکند و نیروی هویتبخشی برای مقابله با آن میآفریند؟امام (ره) میگوید: «بر فرهنگ اسلامی تکیه زنید و با غرب و غربزدگی مبارزه نمایید...تا متحد نشوید و دقیقا به اسلام راستین تکیه ننمایید، بر شما آن خواهد گذشت که تا کنون گذشته است». اما این اسلام راستینی که امام تاکید میکند چه مختصاتی دارد و چگونه ما را از چنگ غربزدگی رها کرده و یک شخصیت مستقل به ما میبخشد؟اسلام مورد تاکید امام(ره) همان «اسلام سیاسی» است که مترقیترین ایده اسلامی برای زندگی در جهان امروز است و تنها فرمیست که در برابر «ایسم»ها و «ایست»ها از ما محافظت کرده و به ما قدرت اراده و اعتماد به نفس میبخشد. این اسلام دو مولفه بنیادین دارد که منشا قدرت این ایدهاند: «توحید و عدالت.»
اما توحید چگونه ما را در برابر خودباختگی فکری ایمن میکند و مانند دژی مستحکم در برابر هجوم غربزدگی از ما محافظت مینماید؟مولفه توحید، ایمانی به ما اعطا میکند که شکل خودباختگی به خود نمیگیرد. باور توحیدی به ما میگوید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ»، همه در سرشت و ذات یکسان هستیم و جماعتهای انسانی در امکان تعالی و تکامل هیچ یک بر دیگری ارجحیت ندارند. یا میگوید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ». مراقب باشیم که داد و ستد فکری ما با دیگر جوامع رنگ خودباختگی یا غربزدگی و شرقزدگی به خود نگیرد. چرا که همه ما آفریده خداییم و هیچ قوم و اجتماعی در طبیعت انسانی و امکان تعالی بر دیگر جوامع برتری ندارد. آنچه بنا بر این دو آیه میتوان نتیجه گرفت این است که هیچ اجتماعی دست بالا بر دیگران ندارد و شرط پیشرفت و برتری جوامع در کوششی است که صرف تکامل و پیشرفت میکنند. اینگونه «توحید»، ایمانی سازنده به پیروانش میبخشد که خود را دست کم نگیرند و بدانند در رقابتی برابر قرار دارند و موفقیت یک ملت را اراده و تلاشهای آن ملت تعیین میکند.. به این شکل است که باور به توحید، باور به خود را در ما پرورش میدهد.
۱۴:۵۱
اما جایگاه عدالت در این نزاع چیست و این مولفه اسلام سیاسی چگونه میتواند از تشخص فرهنگی و فکری ما حفاظت کند و نیروبخش ما در مواجهه انتقادی با غربزدگی باشد؟ شهید بهشتی میگوید: «اعتقاد به عدل یعنی نفی هرج و مرج فکری در زمینۀ ارزشهای اخلاقی و اجتماعی». اما چگونه عدالت از هرج و مرج و انحرافات فکری جلوگیری میکند؟ حضرت علی(ع) تعریفی از عدالت دارند که میفرمایند: « العَدلُ يَضَعُ الاُمورَ مَواضِعَها». عدل یعنی هر چیزی را در جای خود قرار دادن. در مسایل فکری نیز رعایت عدل به معنای قرار دادن مفاهیم در موضع و معنای درست آنها است و در این نقطه عدالتخواهی یعنی اصلاح کجاندیشیها و انحرافات فکری. چنانکه امام(ره) میفرماید: «اگر در عقاید یک انحرافاتی و کجیهایی باشد، بر گرداندن آن عقاید کج به یک عقیده صحیح و صراط مستقیم، ایجاد عدالت است». این چنین است که عدالت مبنایی برای مبارزه با غربزدگی بهعنوان یک انحراف فکری در اختیار ما میگذارد.
شهید صدر در کتاب «اسلام راهبر زندگی» مینویسد: «عدالت عبارتست از رفتار مبتنی بر رعایت حد وسط و اعتدال که قرآن از آن چنین تعبیر کرده است: "وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ"، بدین گونه شما را امتی میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید». طبق این توضیح امت وسطا یعنی امتی که انحراف فکری و عملی ندارد و عدالت(تعادل) بر روش فکری و عملی آن حاکم است. چنین جامعهای است که میتواند الگو و گواهی برای دیگر جوامع باشد.دکتر شریعنی نیز در کتاب «حسین وارث آدم» چنین میگوید: « "امه وسطا" یعنی جامعهای که افراط و تفریط ندارد؛ از یک طرف در مادیگرایی زیاد غرق نشده و از طرف دیگر خود را در روحانیگری نینداخته است. اینگونه است که مولفه «عدالت» در اسلام سیاسی مسئولیت مراقبت از فکر و فرهنگ را در برابر افراطها و تفریطها بر دوش یکایک ما میگذارد. بنابراین به این معنا هر کنش آگاهیبخشی که به قصد اصلاح اندیشهها رقم بخورد یک عمل عدالتخواهانه است. در برههای که «غرب زدگی» بر ضد فکر و فرهنگ ایرانی عمل میکند و با رواج خودباختگی، بهعنوان جاده صاف کن نیروی نظامی دشمن ظاهر میشود، عدالتخواهی در تجلی اصلاح گرانهاش به عنوان نیرویی مسئولیتآفرین در برابر غربزدگی، ما را به قیام فکری علیه این وضعیت فرا میخواند. به این شکل «توحید» با کاشتن بذر خودباوری و «عدالت» با دعوت به قیام فکری و عملی بر ضد خودباختگی، هویتی پویا و نیرومند ایجاد میکنند که در این نزاع تمدنی، انفعال و خودکمبینی را از ما میگیرد و امکان مواجهه عقلانی و انتقادی با غرب را فراهم میکند.
۱۴:۵۱
متاسفانه گویا دوبار در کانال ارسال شده بود که سعی کردم حذف کنم اما به اشتباه پیام ها حذف شد و ناچار دوباره مجبور به بارگزاری شدم.پوزش بابت این اتفاق!!!!!

۱۴:۵۳
در کارهای فکریِ اقلی و فعالیتهای فرهنگی مثل جلسات و گعدهها و نوشتن کانالنامهها ذیل چالشها و پرسشهایی که داریم، باید تلاش کنیم به مختصاتی از «*خرد ایرانی*» برسیم. خردی که بر پایه خودآگاهی ایرانی از داشتههای تمدنیاش یعنی ایرانیت و اسلامیت است.امام(ره) مصیبت را چنین میداند: «به جای فکر ایرانی، فکر غربی جانشین شده است»بنابراین راه اصلاح هم بازگشت از این مسیر و افتخار به فکر ایرانی است. در یک کلمه باید به جای روشنفکری[غربزده]، ایرانفکری را نشاند...
۱۲:۰۸
حتی اگر ما را بکشید باز هم زنده میمانیم.ما در معنای شرف هر انسانی که برای وطن و راستی و خانه و آزادی میجنگد، زنده میمانیم.نام ما با ستایش نور گره خورده است. هر کجا که نوری بتابد ما متولد میشویم.
به قلم علیرضا ایرانمهر
@iranfekri
به قلم علیرضا ایرانمهر
۱۵:۱۳
۱۶:۳۹
۱۷:۰۲