مجله «همآفرینی ایران آینده» در پی گفتگوی کنشگران و مردمی سازی تصویر ایران آینده است. گروه آیندهپژوهی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
گذار از شهر مدرن؛ وقتی خانه دوباره مولد میشود تحول شهری در ایران با تغییر سیاست زمین و مسکن آغاز میشود برگرفته از مصاحبه با دکتر عباس جهانبخش شهر مدرن، محصول تفکیک کاربریها و تمرکز انسان، انرژی و سرمایه در فضاهای متراکم است؛ نظمی که تافلر آن را تمدن موج دوم مینامد. در این الگو، زندگی انسانی به اجزایی مجزا، تخصصی و بازاری تقسیم میشود: کار در کارخانه، آموزش در مدرسه، تفریح در مراکز تجاری و استراحت در خانه. خانه دیگر نه بستر زیستن، بلکه خوابگاهی برای بازتولید نیروی کار است. از دل همین تفکیک، انسان از طبیعت و جامعه جدا میشود و شهر به ماشین مصرف بدل میگردد. پیامد آن بحران زیستپذیری، فروپاشی پیوندهای اجتماعی و ازخودبیگانگی است؛ شهری که به جای عرصهٔ زندگی، صحنهٔ انباشت سرمایه شده است. در نگاه غربی و بااصالت تکنیک، تافلر در برابر این منطق صنعتی، افقی تازه میگشاید و آن را تمدن موج سوم مینامد. در این جهان، ارزش نه در انباشت ثروت، بلکه در شبکهبودن، پیوستگی و بازگشت به مقیاسهای خرد است. خانه دوباره به مرکز تولید و زیست بدل میشود؛ جایی که کار، آموزش، فناوری و زندگی درهم میآمیزند. گذار از موج دوم به موج سوم، بازتعریف خانه است؛ خانهای که نه فقط مأوا بلکه سلول مولد جامعه و تمدن میشود. تافلر مینویسد: «در واقع اگر این تمدن رو به مرگ مأموریتی داشت، همان جذب جهان به بازار بود ... و موج سوم اولین تمدن فرابازاری تاریخ را پدید خواهد آورد.» به عنوان مثال در روسیه پس از جنگ جهانی دوم، تنها سه درصد از اراضی قابلکشت در قالب «داچا» به مردم واگذار شد، اما همین سهم اندک بیش از نیمی از محصولات کشاورزی کشور را تأمین کرد. این تجربه نشان داد صرفه به مقیاس، نه در بزرگی، بلکه در پیوند انسانی و نظارت خانوادگی است. در ایران نیز آمارها نشان میدهد بهرهوری اراضی خرد در بسیاری از محصولات زراعی و باغی بیش از اراضی بزرگ است. آیندهٔ پایدار شهری در بازگشت به واحدهای کوچک و هوشمند خانوادگی نهفته است. چین نیز با الهام از تافلر، در دههٔ ۱۹۸۰ اصلاحات بنیادینی در مالکیت و تولید انجام داد. با اجرای نظام «مسئولیت خانوار»، زمینها از کمونهای بزرگ به خانوارها بازگشت و تولید کشاورزی جهشی بیسابقه یافت. ژائو زیانگ، نخستوزیر چین، «موج سوم» را نقشهٔ راه آینده دانست و برنامهٔ ملی ۸۶۳ را برای عبور از مرحلهٔ صنعتیشدن و ورود به جامعهٔ اطلاعاتی بنیان گذاشت. بدینسان صنایع خرد و دهکدههای هوشمند جایگزین کارخانههای متمرکز شدند. در غرب، واکنش به بحران شهر مدرن در رؤیای حومهنشینی و ایدهٔ باغشهر ابنزر هاوارد نمود یافت. از اوایل قرن بیستم، حومهها با خانههای یکطبقه و حیاطدار بدیلی در برابر تراکم و آلودگی شهر صنعتی شدند. این اندیشه در جنبش نئوشهرسازی و مدل «برش عرضی» تداوم یافت که در آن تراکم بهتدریج از طبیعت تا هستهٔ شهری افزایش مییابد و سکونتگاههای کمتراکم در کنار مراکز شهری شکل میگیرند، بیآنکه شهر زمینهای پیرامونی را ببلعد. همهٔ این نمونهها، از داچاهای روسی و دهکدههای چینی تا باغشهرهای اروپایی، اصول مشترکی دارند: بازگرداندن مقیاس انسانی، تلفیق طبیعت و کالبد، اختلاط کاربریها و نجات انسان از منطق سودپرست بازار. آیندهٔ توسعه در تمرکززدایی، پیوند خانه با تولید و احیای خانواده بهعنوان سلول مولد جامعه است؛ نگاهی در تعارض با الگوی موج دوم که بر جدایی تولید و مصرف استوار بود. در ایران، این تحول میتواند بر مبانی قانون اساسی و آموزههای اسلامی استوار شود؛ جایی که توسعه نه بر تمرکز ثروت، بلکه بر عدالت و توزیع فرصتها بنا شده است. اصل ۴۳ قانون اساسی تأکید دارد که دولت باید وسایل کار را در اختیار مردم قرار دهد، نه آنکه خود کارفرمای مطلق یا توزیعکنندهٔ امتیاز باشد. از این منظر، آغاز تحول شهری در ایران، تغییر سیاست زمین و مسکن است: دولت باید از نقش سازندهٔ بدهکار به تسهیلگر تبدیل شود، زمین را در اختیار خانوارها قرار دهد و امکان ساخت تدریجی خانههای افقی و مولد را فراهم سازد. آمایش شهری موج سوم بازگشت به طبیعت نیست، بلکه بازپیوند انسان، فناوری و طبیعت است. در این شهر، خانه دیگر سلول بستهٔ خوابگاهی نیست، بلکه واحدی زنده است که در آن زیست، کار، آموزش و تولید درهم تنیدهاند. چنین شهری نه در برجهای سرد، بلکه در افق خانههای حیاطدار و شبکهای از زیستگاههای انسانی شکل میگیرد؛ جایی که انسان در پیوند با تولید و جامعه، معنا و آرامش مییابد. تحول راستین از انسان و آرمانهای او آغاز میشود و تصویر آیندهٔ ایران بر بنیاد همان قلههایی است که قانون اساسی، بهویژه اصل ۴۳، ترسیم کرده است. @iranfuture