بله | کانال هم‌آفرینی ایران آینده
عکس پروفایل هم‌آفرینی ایران آیندهه

هم‌آفرینی ایران آینده

۱.۹ هزار عضو
thumbnail
🟠 ضروریات آتش‌بس
undefined #تحلیل | مهدی خراتیان
🟠 ۱- مذاکره و دیپلماسی برای تثبیت دستاوردهای میدانی و به پشتوانه میدان است، لذا دست نیروهای مسلح از روی ماشه نباید برداشته شود.
🟠 ۲- دشمن در بازه زمانی کاهش فشار عملیات نظامی به‌ شدت در حوزه جمع‌آوری اطلاعات فعال خواهد شد، لذا پروتکل‌های حفاظتی مقامات برجسته کشور حفظ و حتی تقویت شود.
🟠 ۳- تنگه هرمز باید طبق قواعد و تعاریف ایران «گشوده» شود و در هماهنگی با کشور عمان برای هر روز سهمیه مشخصی تعریف و برای آنروز اعلام شود و نظام اخذ عوارض از همان روز اول بازگشایی فعال شود.
🟠 ۴- دشمن به شدت دغل‌کار و نیرنگ‌باز است و نباید از هیچ حرکت خطا و خدعه وی به سادگی گذشت. ایالات متحده یا اسراییل ممکن است بخواهند با عملیات‌های نظامی و اطلاعاتی محدود و زیر حد آستانه جنگ، برتری خود را دیکته کنند، لذا باید برای پاسخ به این اقدامات بانک اهداف و اقدامات مناسبی تهیه شود.
🟠 ۵- باید حضور مردم در خیابان‌ها با قدرت بیشتری ادامه یابد.
🟠 ۶- اگر بندهایی که ایران مبنای مذاکرات اعلام کرده، در نهایت تثبیت شود، قطعا یک پیروزی تاریخی برای ملت ایران خواهد بود. روایت دستاوردهای نظامی و دیپلماتیک ایران در این جنگ تاریخ ساز باید در جهت تقویت دست مذاکره کنندگان و بالابردن روحیه نظامیان و مردم باشد.
🟠 ۷- پیشنهاد این است که وساطت مذاکرات با یکی از قدرت‌های بزرگ باشد. ایران از واسطه کردن قدرت‌های منطقه‌ای و کشورهای کوچک تا کنون سودی نبرده است.
🟠 ۸- ما تنها نیمی از راه را رفته‌ایم و مسیری بسیار پیچیده و سخت هم‌چنان در پیش روست.
🟠 یادمان باشد: با وحوش آدم خوار، کودک کش، فریبکار، قاتل رهبرمان و بهترین فرزندان امت اسلام و ملت ایران مواجه هستیم لذا دست مان لحظه ای نباید از روی ماشه برداشته و از مکر دشمن مکار، غافل شد و عرصه از مردم خالی گردد
@iranfuture

۶:۴۰

thumbnail
🟠 برنده افکار عمومی، برنده اصلی نبرد
undefined #تحلیل | عزیز علیزاده
🟠 تحولات رخ داده بسیار پیچیده و با عدم قطعیت عمیق است یعنی «Unknown unknowns» بسیار بالاست.
🟠 یکی از محققان انگلیسی در سال‌های اول قرن حاضر برنامه‌ای داشت که در شبکه بی بی سی ۴ پخش می کرد. در آنجا می‌گفت که جنگ های قرن بیست و یکم طوری است که هر دو طرف اعلام پیروزی می‌کنند و اخبار و داده‌ها طوری است که در نهایت منجر به ادراک های ناپایدار (Destabilized Perceptions) در همه طرف می شود. هدف از این کارها نه پیروزی، بلکه مدیریت و کنترل (Managing and Control) است.
🟠 برنده اصلی جنگ در حوزه افکار عمومی و روایت ها مشخص می شود. به نظر اکنون باید کمپین‌های ارتباطات راهبردی در داخل کشور و همچنین سطح جهانی (داخل آمریکا) بر اساس اصول شناخت اجتماعی طراحی و اجرا شوند. در غیر اینصورت، بسیاری از ادراکاتی که اکنون بخش‌های مختلف جامعه دارند، به سرعت قابل تغییر هستند.
@iranfuture

۷:۰۲

thumbnail
🟠 آتش‌بس، پیامد عملیات شکست‌خورده آمریکا
undefined #تحلیل | آرش رئیسی‌نژاد
🟠 من هنوز معتقدم که ریشه‌های آتش‌بس فعلی در شکست یک عملیات بسیار جاه‌طلبانه‌تر نهفته است. ماموریت واقعی هرگز در مورد نجات یک خلبان نبود. بلکه در مورد اورانیوم بود.
🟠 به نظر می‌رسد ایالات متحده تحت پوشش یک عملیات نجات در دهدشت در جنوب غربی ایران، تلاش کرده است تا با هلی‌بورن به عمق جنوب اصفهان، ۳۷۳ کیلومتر دورتر (بیش از ۳ روز و ۱۶ ساعت پیاده‌روی، همانطور که در نقشه گوگل نشان داده شده است!) نفوذ کند.
🟠 طبق گزارش‌ها، ژنرال‌های ارشد هشدار داده بودند که این کار غیرممکن است. آنها نادیده گرفته شدند و در برخی موارد حذف شدند. عملیات انجام شد. و شکست خورد. آنچه در پی آن رخ داد، یک تغییر روایت سریع بود: یک ماموریت شکست‌خورده به عنوان یک نجات موفق بازسازی شد.
🟠 اینجاست که آتش‌بس مطرح می‌شود. واشنگتن که نتوانست به هدف خود در میدان عمل دست یابد، به مذاکرات روی آورد و در عین حال لفاظی‌ها را تشدید کرد. تهدیدات ترامپ مانند «بازگرداندن ایران به عصر حجر» یا «تمدن ایرانی امشب خواهد مرد» فقط اجبار نبود؛ آنها همچنین نشان دهنده ناامیدی و تلاش برای بازیابی اهرم فشار پس از شکست بودند.
🟠 آتش بس، از این نظر، پیامد سیاسی یک عملیات شکست خورده با محوریت اورانیوم در جنوب اصفهان است.
@iranfuture

۷:۴۹

thumbnail
🟠 #ایده‌های_جنگ
undefined امیر خراسانی، جامعه‌شناس
undefined «از اوکراین گرفته تا ایران و فلسطین و آفریقا و آمریکای جنوبی جبهه‌ها باز است..»
@iranfuture

۱۳:۱۰

thumbnail
🟠 مطالبه مردم، تنها ضامن پیروزی
undefined #تحلیل | سیدعلی موسوی
🟠 ما تا اینجا پیروز معرکه ایم اما جنگ هنوز به پایان نرسیده است. به تعبیر بیانیه شعام هنوز برای رسیدن به پیروزی نهایی « نیاز به استقامت» داریم.
🟠 تجربه نشان داده مذاکره با آمریکا همواره خسارت بار بوده است و بیانیه شعام نیز به «بی اعتمادی کامل به طرف امریکایی» اشاره دارد. مردم نیز همانند مسوولین ، نگران پیروزی نهایی‌اند.
undefinedجنگ وارد مرحله دشوار مکر و حیله شده است. تنها ضامن پیروزی ، بیداری و فشار مطالبه مردم بر تحقق تمامی اهداف مورد مطالبه ایران است. تقدیر الهی برای این امت مبعوث شده و نائل شده به مقام امامت، این است که همچنان خود پرچمدار حرکت بزرگ تمدنی اش باشد. به بیان رهبر انقلاب خطاب به مردم «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.» و تصریح فرمودند «باید حضور موثر در صحنه حفظ شود.» لذا دستور ایشان به «حضور عمار گونه ملت ایران» همچنان پابرجاست. همچنان بار هدایت و رهبری این جنگ به عهده خود مردم است. به بیان ایشان «اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود، نه رهبری و نه هیچ یک از دستگاه های مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است، کارایی لازم را نخواهند داشت»
🟠 تنها ملاحظه جدی این است که در این موقعیت خطیر از اتهام زنی به مسوولین باید پرهیز کرد. مسوولین نیز همانند مردم نگران دام مذاکره و آتش بس امریکا و این مرحله خطیرند.
🟠 از جمله محکمات بیان رهبر انقلاب اهرم مورد تأکید ایشان است. «همچنان قطعا از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود» این امر با تأکید بیانیه شعام بر عبور «کنترل شده» از تنگه هرمز «با هماهنگی نیروهای مسلح ایران» مورد تأکید قرار گرفته است. توییت وزیر امور خارجه نیز بر «تردد امن» و با نظر داشتن «محدودیت های فنی موجود» تأکید داشته است. این یعنی مسوولین ، منویات رهبر انقلاب را مورد توجه قرار داده اند. حمایت و پشتیبانی مردم از «کنترل موثر» تنگه ، می تواند توجیه کننده محدودیت های موثر بر بازار نفت در عین بازگشایی بسیار محدود باشد.
@iranfuture

۱۳:۲۲

thumbnail
🟠 ایران در برزخ نظم جدید: چه هزینه‌ای و کدام جایگاه؟
undefined در تغییر نظم جهانی، آتش‌بس‌های مقاومت غالباً تنها تعارض‌های بنیادین را به تعویق می‌اندازند
undefined دکتر احسان نگینی، کارشناس مسائل راهبردی و رسانه
undefined تحولات ژئوپلیتیکی معمولاً در خلأ رخ نمی‌دهند، بلکه در بستر تغییرات در توزیع قدرت میان بازیگران شکل می‌گیرند. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد نظم‌های بین‌المللی بیش از آن که محصول هنجارهای انتزاعی باشند، نتیجه مستقیم موازنه قدرت پس از منازعات بزرگ‌اند. برای مثال، اگر در جنگ جهانی دوم به جای متفقین، متحدین پیروز می‌شدند، احتمالاً ساختار قدرت جهانی و نهادهایی مانند سازمان ملل به شکلی کاملاً متفاوت شکل می‌گرفتند. این واقعیت نشان می‌دهد قواعد نظم بین‌المللی توسط بازیگرانی تعیین می‌شود که در پایان منازعات بزرگ دست بالا را در توزیع قدرت دارند.
undefined در رئالیسم ساختاری، نظام بین‌الملل آنارشیک است و دولت‌ها برای بقا ناگزیر به اتکا بر قدرت‌اند. بنابراین مناقشات ژئوپلیتیکی بازتاب تعارضات عمیق‌تر در منافع و پروژه‌های سیاسی‌اند. نظریه «گذار قدرت» نیز می‌گوید هنگام تغییر توزیع قدرت، احتمال منازعه افزایش می‌یابد و تمرکز صرف بر ابعاد تاکتیکی مانند حملات به زیرساخت‌ها تصویر دقیقی ارائه نمی‌کند؛ مهم، تأثیر این منازعات بر نظم آینده و جایگاه بازیگران است.
undefined در سطح منطقه نیز دولت‌ها زمانی که احساس کنند موازنه قدرت علیه آن‌ها در حال تغییر است، به سمت تقویت بازدارندگی و کنش فعال‌تر در محیط پیرامونی خود حرکت می‌کنند (مانند عمان). این روند در واقع تلاشی برای «نقش‌یابی» در نظم منطقه‌ای است. یعنی تعیین این که هر دولت چه جایگاهی برای خود در ساختار قدرت جدید منطقه تصور می‌کند و تا چه اندازه سایر بازیگران آن را می‌پذیرند.
undefined بازتعریف جایگاه در ساختار قدرت بدون هزینه نیست. دولت‌ها معمولاً میان پذیرش محدودیت‌های نظم موجود یا تلاش برای تغییر آن با تحمل هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی قرار می‌گیرند. از این رو، توافق‌های موقت یا آتش‌بس‌هایی که بدون دستاورد راهبردی شکل بگیرند، اغلب صرفاً تعارض‌های بنیادی را به تعویق می‌اندازند.
undefined بر این اساس، مسئله اصلی صرفاً پایان این درگیری نیست، بلکه چگونگی شکل‌گیری نظم آینده و ارتقای موقعیت ایران در معادله قدرت منطقه است. در چنین چارچوبی، مجموعه‌ای از اقدامات مکمل در سطوح مختلف قابل طرح است.
undefined ۱- در بعد نظامی، مدیریت میدان باید به گونه‌ای تنظیم شود که ابتکار عمل به طور کامل در اختیار طرف مقابل قرار نگیرد. حرکت از وضعیت واکنشی به سمت مدیریت فعال‌تر میدان می‌تواند ضمن ایجاد اختلال در محاسبات راهبردی دشمن، امکان شکل‌دهی مؤثرتر به بازدارندگی را فراهم کند.
undefined ۲- در حوزه دیپلماسی افکار عمومی، شکل‌دهی به روایت مسلط از تحولات منطقه اهمیت اساسی دارد. بهره‌گیری از ظرفیت هویت‌های فراملی در جهان اسلام و طرح گفتمان‌هایی مانند «خیزش بهار اسلامی» نشأت گرفته از بهر عربی که هویتی پیش‌ساخته دارد می‌تواند افکار عمومی کشورهای مختلف را نسبت به تحولات منطقه حساس و مطالبه‌گر کند و در نتیجه هزینه‌های سیاسی برخی دولت‌های همراه با سیاست‌های قدرت‌های فرامنطقه‌ای را افزایش دهد.
undefined ۳- در سطح دیپلماسی رسمی نیز تعامل با کشورهای منطقه باید بر اساس رویکرد پرونده‌محور و متناسب با ویژگی‌های هر کشور دنبال شود. بهره‌گیری از شکاف میان ملاحظات حاکمیتی، فشار افکار عمومی و الزامات امنیتی در این کشورها می‌تواند به افزایش فضای مانور دیپلماتیک و حتی در افق بلندمدت به شکل‌گیری سازوکارهای همکاری منطقه‌ای یا نوعی کنسرسیوم یا اتحادیه منطقه‌ای منجر شود.
undefined ۴- هم زمان، مدیریت افکار عمومی داخلی و تقویت سرمایه اجتماعی از عناصر مهم قدرت ملی محسوب می‌شود. طراحی پویش‌های اجتماعی مبتنی بر مشارکت مردمی با تکیه بر مزیت رقابتی دسترسی مستقیم در غیاب شبکه‌های اجتماعی می‌تواند به تقویت هویت جمعی، مقابله با جنگ روایت‌ها و افزایش تاب‌آوری اجتماعی و انسجام ملی کمک کند.
undefined ۵- تقویت بنیان‌های اقتصادی، عمرانی، آبادانی و بازسازی نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از قدرت راهبردی است. در این چارچوب، احیای پویش جهاد سازندگی با رویکرد مردمی‌سازی توسعه می‌تواند به تجمیع ظرفیت‌های حاکمیتی و اجتماعی برای تسریع در سازندگی، ایجاد فرصت‌های اقتصادی مولد و تقویت گفتمان (ایران قوی) کمک کند.
undefined در مجموع، رقابت‌های ژئوپلیتیکی معاصر تنها در میدان نظامی تعیین تکلیف نمی‌شوند، بلکه حاصل برهم‌کنش قدرت در حوزه‌های نظامی، دیپلماتیک، اجتماعی و اقتصادی‌اند. از این رو، هر راهبردی که به دنبال تثبیت جایگاه ایران در نظم جدید منطقه‌ای آینده باشد، ناگزیر باید این ابعاد را به صورت هم زمان، متوازن و در چارچوب یک نگاه کلان مورد توجه قرار دهد.
@iranfuture

۱۳:۰۳

thumbnail
🟠 حمله به لاوان نشانگر اختلاف ابوظبی و ریاض
undefined #تحلیل | آرش رئیسی‌نژاد
🟠 حملات هوایی امارات به زیرساخت‌های نفتی و پتروشیمی ایران، از جمله هدف قرار دادن پالایشگاه‌های سیری و لاوان با پهپادهای Wing Loong II و جنگنده‌های Mirage 2000-9، مستقیماً آتش‌بس اعلام‌شده توسط ترامپ را به چالش می‌کشد.
🟠 همزمان با تشدید حملات اسرائیل در لبنان، به نظر می‌رسد یک محور ابوظبی–تل‌آویو در پی تداوم جنگ با ایران است.
🟠 به نظر می‌رسد آتش‌بس با مخالفت عربستان سعودی روبه‌رو نشده؛ امری که اکنون در میانجی‌گری فعال پاکستان بیش از پیش آشکار شده است.
🟠 تلاش امارات برای برهم زدن آتش‌بس با ایران، در کنار رضایت میدانیِ ظاهری عربستان از مسیر میانجی‌گری، بار دیگر از شکاف عمیق میان ابوظبی و ریاض پرده برمی‌دارد؛ شکافی که پیش‌تر در یمن، سودان، لیبی و سومالی شکل گرفته بود و اکنون در ایران نیز به‌روشنی دیده می‌شود—نشانه‌ای از واگرایی و چندپارگی در شورای همکاری خلیج فارس، نه وحدت آن.
@iranfuture

۱۳:۴۸

thumbnail
🟠 تأملی انتقادی بر عقلانیت مدرن، دوساد، و فاشیسم تجربی ترامپ (۲)
undefined معیار، دیگر «درست یا نادرست» بودن نیست؛ معیار، «قابل انجام بودن» است.
undefined دکتر محمدمهدی رحیمی، پژوهشگر جامعه‌شناسی سیاسی ایران
از اخلاق کانتی تا زدودن اخلاق در منطق کانتی
undefined سال‌ها قبل، وقتی کانت می‌خواندم، با تعریف او از فضیلت، احساس همدلی می‌کردم. وقتی می‌گفت فضیلت یعنی آدمی تمام تمایلات را در حصار قوهٔ عاقله دربیاورد؛ عقل، «فرمانده» باشد و میل، سرباز. قرار بود عقل، ما را از اسارت هوس‌ها رها کرده و به خودآیینی برساند؛ پروژه‌ای که خودِ روشنگری هم با آن تعریف می‌شد.
undefined کانت برای نجات اخلاق از نسبیت و خودسری، آن را به عقل گره زد. امر مطلق او، کوششی بود برای این‌که اخلاق، از سطح سلیقه‌ها، به سطح قاعده‌ای عام و همگانی ارتقا یابد. اما هرچه جلوتر آمدم، دیدم همین پروژه، یک روی تاریک هم دارد. وقتی همه چیز به عقل واگذار شود، «منبع داوری اخلاقی» نیز در او ادغام می‌شود. آن‌چه باید بیرون از منطق محاسبه باقی بماند - مثلاً حرمت بدن بی‌دفاع - به‌تدریج به چیزی تبدیل می‌شود که باید در میز محاسبهٔ عقل، توجیه‌پذیر شود.
undefined کانت می‌خواست اخلاق را به عقل گره بزند تا از بحران نسبیت نجات پیدا کند؛ اما نتیجه چیز دیگری شد: اخلاق، کم‌کم به مفهومی به نام محاسبه و سنجش تقلیل پیدا کرد.
undefined ماکس وبر، با تلخی، این وضعیت را در قالب جمله‌ای معروف خلاصه کرد: «عقلانیت رسمی، نسبت به محتوا بی‌تفاوت است.» یعنی دستگاه عقل، دیگر از خود نمی‌پرسد «چه چیزی عادلانه است؟»، بلکه فقط می‌پرسد: «این وسیله، تا چه حد کارآمد است؟»
undefined در ادامه عقل به‌جای آن‌که میانجی داوری میان خیر و شر باشد، رفته‌رفته به دستگاهی محاسبه‌گر فروکاسته می‌شود؛ دستگاهی که دیگر به خودِ ارزش‌ها نمی‌اندیشد، بلکه تنها پیامدها را می‌سنجد. اگر نتیجه‌ای بتواند تهدیدی را دفع کند یا هدفی را تأمین کند، همان نتیجه به خودی خود مجوز آن انتخاب را صادر می‌کند، حتی اگر به معنای کشته‌شدن صد و هفتاد دختر کودک باشد. همان وضعیتی که آدورنو آن را «عقلانیت ابزاری» نامید: عقل، از نیرویی برای رهایی، به ابزار تسلط بر طبیعت، بدن، و نهایتاً دیگر انسان‌ها تبدیل می‌شود.
undefined پازولینی در سالو، دقیقاً همین وارونگی را به تصویر می‌کشد: جایی که منطق، نظم، قانون، کارآمدی و امنیت به مجوز شکنجه سیستماتیک و سازمان‌یافتهٔ بدن‌های بی‌دفاع تبدیل می‌شود. اربابان سالو نه دیوانه‌اند، نه روان‌پریش؛ آن‌ها نمایندگان نظامی‌اند که خشونت را در قالب مراسم، آیین و دستورالعمل‌های دقیق اجرا می‌کند. خشونت، عقلانی می‌شود؛ همان چیزی که هانا آرنت دربارهٔ «ابتذال شر» در دادگاه آیشمن دید: کارمندی که صرفاً دستور اجرا می‌کند و سیستم، او را از مواجههٔ مستقیم با شرّ، معاف می‌کند.
جهان پوزیتیویستی و «فتیش تجربه»
undefined در قلب مدرنیته، یک باور پوزیتیویستی جا خوش کرده است. فقط آن‌چه قابل تجربه، آزمایش و اندازه‌گیری است، ارزش معرفتی دارد. مشکل، صرفاً تأکید بر تجربه نیست؛ مشکل، تبدیل تجربه به یک «فتیش» است: میل سیری‌ناپذیر برای آزمودن هر امکانی که در دسترس قرار می‌گیرد. معیار، دیگر «درست یا نادرست» بودن نیست؛ معیار، «قابل انجام بودن» است. منطق این جهان ساده است: «اگر می‌شود چیزی را سنجید، پس باید آن را سنجید.»
undefined در این منطق، جان صدها کودک، کوچک‌ترین پیامد وجدان‌سوزی برای اربابان قدرت ندارد، اگر این جهنم ارعاب بتواند میزان تحمل و غیرت ملت‌ها را دقیق‌تر اندازه بگیرد. این همان چیزی است که فوکو از آن به‌مثابهٔ زیست‌سیاست یاد می‌کند: جایی که قدرت، مستقیماً بر زندگی و مرگ بدن‌ها دست می‌برد و جمعیت را همچون داده‌ای برای مدیریت، تنظیم و پالایش می‌نگرد.
undefined در سالو نیز شکنجه فقط برای لذت نیست؛ نوعی «آزمون قدرت» است. بدن قربانیان به ابژه‌هایی بدل می‌شود که رویشان مرزهای تازه آزمایش می‌گردد. هر فرمان تازه، هر تحقیر تازه، فقط برای این است که ببینند انسان تا کجا می‌تواند شکسته شود. پازولینی، با ساختار چهار دایرهٔ جهنمی سالو (از مجلس سخن‌گویی تا دایرهٔ خون)، منطق تصاعدی خشونت را صورت‌بندی می‌کند: هر مرحله، هم تکرار مرحلهٔ پیشین است، هم تشدید آن. هرچه عادی می‌شود، باید با چیزی هولناک‌تر جایگزین شود تا هنوز شوک‌آور بماند.
undefined ما با یک انحراف تصادفی روبه‌رو نیستیم، بلکه با منطقی مواجهیم که در خود عقلانیت مدرن ریشه دارد؛ همان منطقی که آدورنو با ایجازی هولناک توصیف می‌کند: «آمادگی همیشگی برای بدترین، جزئی از ساختار خود عقلانیت مدرن است»
undefined این آمادگی، در سطح تکنیک، خود را به‌صورت مسابقهٔ تسلیحاتی، طراحی بمب‌های دقیق‌تر، الگوریتم‌های کارآمدترِ نظارت و پروپاگاندا نشان می‌دهد؛ و در سطح سیاست، به‌صورت آزمایشِ پیوستهٔ تاب‌آوری جامعه، آزمایش مرزهای شرم، خشم و مقاومت.
@iranfuture

۱۷:۱۳

thumbnail
undefined این روزها خیلی‌ها نگاهی تمدنی را با چشم دوختن به افقهای دوردست تجربه میکنند و برای خود تصویری نه موهوم بلکه متکی به واقعیات حال و آینده خلق می‌کنند. این خصوصیتی است که تا اندکی پیش از این در عدّه‌ی کمی که رهبر شهید در رأس آن قرار داشتند، دیده میشد.
undefined این گونه است که هر ناظری رشد سریع و معجزه‌وار این ملت را درک میکند و بی‌جهت نیست که در این روزها حکیم نامدار دوران و فقیه عالیقدر آنگاه که با شما از این شأن صحبت میفرماید، بارها بغض گلو، سدّ راه کلامش میشود.
undefined<img style=" />undefined بخشی از پیام امام سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای | ۱۴۰۵/۱/۲۰
#ایران_آینده#تصویر_ایران_آینده#هم‌آفرینی_ایران_آینده
@iranfuture

۸:۵۲

🟠 لیستی از شناسه‌ی اندیشه‌ورزان ایران آینده که دنبال کردن آن‌ها از جانب شما مخاطبان فرهیخته مغتنم می‌باشد:

undefined رهیافت فرهنگ | صابر اکبری خضری https://ble.ir/rahyafts
undefined خط سبز | محمدرضا اخضریان کاشانیhttps://ble.ir/sabzkhat
undefined رویا | بهنام افطاریhttps://ble.ir/iranfuturedream
undefined محمدجواد اخوانhttps://ble.ir/mjakhavan
undefined دگرش | محسن دنیویhttps://ble.ir/degaresh
undefined آینده‌نگار | علیرضا نصر اصفهانیhttps://ble.ir/ayandehnegaar
undefined تحلیل‌های یک جنرالیست | سیدآرش وکیلیانhttps://ble.ir/generalist
undefined قلم | سیدمحمدرضا موسویhttps://ble.ir/qalamm
undefined مردم‌نگار | محمدحسین قدمیhttps://ble.ir/mrdmnegar
undefined این لیست بروزرسانی خواهد شد
@iranfuture

۹:۳۰

thumbnail
🟠 صنعت فولاد ایران، نماد پادشکنندگی
undefined جنگ اخیر فرصتی برای تحقق آرزوهای ما در صنعت فولاد را ایجاد کرده است.
undefined محسن عزیزیان، آینده‌پژوه
undefined ظرفیت اسمی صنعت فولاد ایران در سال ۱۴۰۴ به حدود ۵۷ میلیون تن در سال و تولید عملی در سال ۱۴۰۳ با وجود ناترازی انرژی بیش از ۳۰ میلیون و مصرف داخلی کمتر از ۲۰ میلیون تن برآورد می‌شود.
آسیب‌های صنعت فولاد در جنگ رمضان تا ۱۵ فروردین
undefined کارخانه‌های آسیب‌دیده براساس اطلاعات دریافتی نگارنده (تولیدات سال ۱۴۰۳):• فولاد مبارکه اصفهان : ۷.۳ م. تن فولاد خام• فولاد خوزستان: ۳ م. تن فولاد خام• فولاد هرمزگان: ۱.۱ م. تن فولاد خام• فولاد آلیاژی ایران : ۰.۵ م. تن فولاد خام• فولاد کویر (کویر): ۱۰٪ از میلگرد بازار ایران
undefined از آنجایی که میزان و شدت این آسیب‌ها به‌طور دقیق گزارش نشده، فرض این یادداشت از مدار خارج شدن تمام ظرفیت تولید آن‌هاست و برآورد می‌شود حدود ۱۲ میلیون تن از تولید عملی فولاد خام از مدار تولید خارج شده است.
تحلیل وضعیت و اقدامات راهبردی
undefined صنعت فولاد ایران دارای ویژگی‌های تعیین‌کننده‌ای مانند پراکندگی و غیرمتمرکز بودن (واحدهای کوچک و پراکنده)، حدود ۲۷ میلیون تن ظرفیت خالی صنعت (بهره‌وری ۵۳ درصدی) و تولید بیش از ۱۰ میلیون تن مازاد برمصرف داخلی است.
undefined با توجه به وجود این ظرفیت خالی، اولین اقدام می‌تواند استفاده از ظرفیت فعال صنعت با بهره‌وری بالاتر باشد. تقریبا یک‌سوم ظرفیت آسیب دیده است. اگر از حدود ۳۵ میلیون تن ظرفیت اسمی باقی‌مانده با بهره‌وری ۷۵ درصد بهره‌برداری کنیم، بیش از ۲۴ میلیون تن فولاد خام تولید خواهد شد. این یعنی حتی نیاز برای بازسازی‌های پساجنگ نیز قابل تامین است.
undefined در کنار ظرفیت فعال صنعت، ظرفیتی معادل ۱۰ میلیون تن درحال ساخت تا سال ۱۴۰۷ برای فولاد خام و نزدیک به ۱۵ میلیون تن محصولات میانی با پیشرفت بالای ۷۰ درصد وجود دارد. پس یکی از اقدامات عملیاتی می‌تواند تسریع در اتمام این پروژه‌ها و ورود آن‌ها به مدار تولید از طریق برنامه‌ریزی، ارائه تسهیلات و تضمین خوراک مورد نیاز برای این پروژه‌ها باشد. برخی از این پروژه‌ها حتی در مراحل راه‌اندازی هستند و با تامین خوراک می‌توانند به سرعت وارد چرخه تولید شوند. یعنی با برنامه‌ریزی عملیاتی دقیق می‌توانیم در کمتر از یکسال نه‌تنها نیاز داخل بلکه سهم صادرات از دست رفته را نیز جبران کنیم.
undefined همچنین برای تنظیم و ایجاد آرامش در بازار در ماه‌های اولیه می‌توانیم از واردات محصولات میانی (نیمه‌نهایی) فولادی از ترکیه و کشورهای دیگر (بنادر جنوبی) استفاده نماییم.
فرصت برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری برای بازآفرینی صنعت
undefined به نظر می‌رسد با شرایط فعلی، صنعت فولاد می‌تواند به خوبی نیاز بازار را تأمین و توان خود را بازیابی نماید. اما در این مسیر فرصت‌هایی برای اصلاح راهبردی این صنعت در مواجهه با برخی چالش‌های مهم وجود دارد:
۱. منابع سنگ آهن ایران با توجه به میزان مصرف داخلی تقریباً دو دهه دیگر می‌تواند به‌صورت پایدار سنگ آهن موردنیاز صنعت را تأمین کند. یعنی تأمین پایدار خوراک یکی از چالش‌های آینده این صنعت خواهد بود.۲. چالش‌های زیست‌محیطی (تأمین آب، آلایندگی و...) سال‌هاست که این صنعت را وارد بحران کرده است.۳. در حال حاضر بیش از ۹۰ میلیون تن مجوز برای تولید فولاد خام صادر شده است که در مراحل مختلف پیشرفت قرار دارند. یکی از موانع این طرح‌ها تأمین خوراک (سنگ آهن) مورد نیاز در زنجیره است.
undefined در این راستا یکی از سیاست‌هایی که سیاست‌گذار سال‌ها در آرزوی اجرای آن است انتقال این صنایع به نوار ساحلی جنوبی‌ست که هم دسترسی به گاز و آب و هم تأمین خوراک از طریق واردات و صادرات مازاد مصرف داخلی با کمترین هزینه مهیاست. از این‌رو در این شرایط انتقال صنایعی که آسیب جدی دیده‌اند (مانند فولاد مبارکه) به حاشیه خلیج فارس و دریای عمان می‌تواند در مسیر اجرای این سیاست راهبردی باشد.
undefined با همه این اوصاف می‌توان دورنمای این صنعت بالنده را بسیار روشن دید تا جایی که بتواند در سه سال آینده جایگاهی به مراتب بهتر از قبل در جهان داشته باشد.
جمع‌بندی و توصیه‌های راهبردی
undefined کوتاه‌مدت: ۱. به‌کارگیری حداکثر ظرفیت اسمی صنایع فعال برای جبران ظرفیت آسیب‌دیده۲. تنظیم و مدیریت بازار از طریق واردات محصولات میانی (نیمه‌نهایی)
undefined میان‌مدت: (۳ تا ۱۲ ماه)۳. تکمیل پروژه‌های در دست اجرا و با پیشرفت بالا ۴. تسریع در بازسازی صنایع آسیب‌دیده (قابل بازسازی مانند فولاد خوزستان)
undefined بلندمدت: (۱۲ تا ۳۶ ماه)۵. ایجاد و توسعه صنایع بزرگ جدید (مانند فولاد مبارکه و طرح‌های جدید) در نوار ساحلی جنوب
@iranfuture

۱۸:۵۹

thumbnail
🟠 جنگ رمضان، سپر بلای گذشته رئیس‌جمهور آمریکا (۱)
undefined آیا ترامپ در منحرف‌کردن افکار عمومی از پرونده اپستین موفق بود؟
undefined دکتر سعیده مرادی‌فر، کارشناس گروه آینده‌پژوهی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی
undefined در همه علوم ثابت گردیده است که هر معلولی ناشی از علت است. برخی از این معلول‎ها تک علتی و برخی دیگر چند علتی هستند. پدیده جنگ رمضان نیز از این قاعده مستثنی نیست. تاکنون علل و عوامل مختلفی در زمینه ورود آمریکا به جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران بیان شده است. برخی تحلیل‎ها با تمرکز بر بعد اقتصادی، مهم‏ترین علت جنگ را تلاش آمریکا برای کنترل کریدورهای انرژی و سلطه بر این منابع حیاتی در منطقه غرب آسیا می‎دانند. اظهارات اخیر رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر تمایل وی برای تسلط بر روی منابع نفتی ایران نیز مهم‎ترین شاهد و مستند این دسته از تحلیل‏ها می‌باشد. برخی تحلیل‏های دیگر با تمرکز بر رقابت قدرت‏های بزرگ، علت جنگ را ناشی از تغییر توازن در نظام بین‏المللی دانسته و از یک منظر کلان، رفتار جنگ‎طلبانه آمریکا را ناشی از تلاش یک هژمون برای جلوگیری از افول می‏دانند. حتی برخی افراد با تمرکز بر ماهیت فرهنگی و تمدنی، بروز و ظهور جنگ بین آمریکا با ایران را ناشی از ظهور نشانه‎های آخرزمانی می‎دانند و این جنگ را در قالب جنگ‏های آخرزمانی توصیف می‏کنند. هریک از این دیدگاه‏ها بخشی از واقعیت را منعکس می‏کنند. اما گویای همه واقعیت نیست، چرا که جنگ رمضان یک پدیده چند علتی است.
undefined مطابق با این نگرش استدلال اصلی این است که دلایل و عوامل دیگری را نیز می‏توان برای ورود آمریکا به جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران اقامه کرد. یکی از همین دلایل، تلاش دونالد ترامپ برای استفاده از جنگ علیه جمهوری اسلامی به‎عنوان سپر بلای پرونده فساد اخلاقی‌اش است. به بیانی بهتر، رفتار ترامپ در نظام بین‌المللی تنها در ساختار باورها و رویکرد ساده‌انگارانه‌اش برای تصویرسازی از خود و دیگری نهفته نیست، بلکه ناشی از ابعاد روان‌شناسانه و روند سرخوردگی وی در پرونده اپستین نیز می‏باشد. «جفری اپستین» سرمایه‌دار آمریکایی و از دوستان نزدیک ترامپ و همسرش (ملانیا ترامپ)، متهم به فساد اخلاقی و قاچاق انسانی به صورت سازمان‌یافته بود.
undefined این موضوع در دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ با انتشار میلیون‌ها سند از سوی وزارت دادگستری آمریکا از پرونده اپستین، مجدداً مورد توجه رسانه‌های داخلی و بین‌المللی قرار گرفت. دیده‌شدن نام ترامپ در این پرونده با ۳۸۰۰۰ بار تکرار موجب شد تا مخالفان سیاسی وی از این موضوع برای تحت‌فشار قراردادن رئیس‌جمهور آمریکا استفاده کنند. اگرچه اپستین در سال ۲۰۱۹ در زندان نیویورک خودکشی کرد، اما به نظر می‌رسید اپستین در حال اداره یک سیستم «تله‌گذاری جنسی» به نیابت از دستگاه‌های اطلاعاتی نظیر موساد با هدف میزبانی از سیاستمداران، دانشمندان، میلیاردرها و اعضای خانواده‌های سلطنتی غربی بوده است. این موضوع در مورد ترامپ هم صادق بوده چرا که موساد با باج‌گیری از وی در موقعیت‌های رسواکننده، او را به مهره تحت فرمان سیاست‌های رژیم صهیونیستی تبدیل کرده است. بنابراین هرچند منافع اقتصادی و سیاسی ناشی از جنگ برای ترامپ اهمیت دارد، اما خلاص‌شدن از فشار سیاسی ناشی از فساد اخلاقی نیز یک محرک اساسی برای وی در جهت ورود به جنگ علیه جمهوری اسلامی و استفاده از جنگ به عنوان سپر بلای پرونده اپستین بود.
undefined سپر بلا پدیده‌ای است که در همه جنبه¬های زندگی اجتماعی و در انواع موقعیت¬ها رایج است. هنگامی که افراد خود را در معرض خطر می‌بینند، سپر بلا جذابیت بیشتری دارد. رهبرانی که در داخل با مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبرو هستند و راه حل فوری برای این مشکلات ندارند، به راهبرد منحرف‌کردن روی می¬آورند تا توجه مردم را از آن مسائل دور کنند. در بیشتر موارد این اقدام باعث می¬شود که عموم مردم تمرکز خود را از روی مشکلات داخلی بردارند و در عوض به سیاست خارجی بپردازند. این مکانیسم دفاعی برای ترامپ یک فرصت فراهم کرد تا از تنگنای پرونده اپستین به ظن خود، رهایی یابد. تلاش‌های ترامپ برای راه‌اندازی جنگ علیه ایران، و رفتارهای کلامی وی در رسانه‌های اجتماعی در قبال ایران با هدف دورکردن نگرانی خود از پرونده اپستین به عنوان منشأ اضطرابش بوده است. وی با راه‌اندازی این جنگ و نسبت‌دادن اضطرابش به وجود یک ایران خطرناک در منطقه و جهان به دنبال کاهش سطح اضطراب و ناراحتی خود بوده است.
@iranfuture

۱۲:۴۰

🟠 جنگ رمضان، سپر بلای گذشتهٔ رئیس‌جمهور آمریکا (۲)
undefined آیا ترامپ در منحرف‌کردن افکار عمومی از پرونده اپستین موفق بود؟
undefined دکتر سعیده مرادی‌فر، کارشناس گروه آینده‌پژوهی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی
undefined در این فرایند ترامپ به صورت ناخودآگاه می‌خواست این ویژگی منفی را که از نظر عاطفی برای وی قابل قبول نبود به موضوعاتی مانند مسئله هسته‌ای، فعالیت‎های موشکی، نقش‌آفرینی منطقه‏ای ایران و... نسبت دهد. هدف اصلی ترامپ، انحراف افکار عمومی از مشکلات ناشی از پرونده اپستین و تحکیم حمایت سیاسی داخلی خود بوده تا به تسکینی موقت دست یابد. در نتیجه این امر، شهروندان و سیاستمداران داخلی و خارجی آمریکا به جای تمرکز بر روی بحران اخلاقی رئیس‌جمهور ایالات متحده بر روی سیاست خارجی و دستاوردهای وی تمرکز می‌کردند. با این وصف، وقوع یک جنگ نامشروع خارجی با ایران می‌توانست یک راه حل فوری برای حل این مشکلات ترامپ در دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش باشد.
undefined برای اینکه جنگ با ایران تبدیل به سپر بلای ترامپ در سیاست داخلی و خارجی وی شود نیاز به وجود سه مشارکت‌کننده در نظام بین‌الملل است؛
۱. متهم‌کننده: ترامپ نقش فردی را دارد که می‌خواهد سرزنش اطرافیان از خود در پرونده اپستین را متوجه نقش مخرب ایران در منطقه و جهان (به ظن خود) کند تا هم بر تضادهای درونی سیستم داخلی دولتش فایق آید و هم از فروپاشی آن جلوگیری کند. احساس عدم امنیت ترامپ در مورد بقای سیاسی‌اش موجب شد تا خصومت‌های اولیه‌اش درباره ایران با هدف تقویت جایگاهش در دولت و حزب تحریک شود.
۲. متهم‌شونده: با توجه به اینکه ترامپ تحت نفوذ رژیم صهیونیستی قرار دارد و ساختار سیاسی و سازمانی دولت او عملاً از سوی جرد کوشنر (داماد یهودی- صهیونیستی ترامپ) مدیریت می‌شود در نهایت ایران به عنوان یک شر در فرایند سپر بلایش وارد گردید.
۳. حامیان متهم‌کننده: برای تأیید وجود یک دولت شر نیاز به مجموعه‌ای از حامیان است. با وجود اینکه ترامپ همچنان ارتباطش با اپستین را انکار می‌کند، به نظر می‌رسد که رژیم صهیونیستی با سوءاستفاده از رسوایی‌های اخلاقی ترامپ به عنوان ابزاری برای نفوذ و مهندسی قدرت در کاخ سفید توانستند ترامپ را به جنگ با ایران سوق دهند. بخش دیگر این حامیان، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هستند که نه تنها از ایجاد پایگاه‌های آمریکایی در خاک خود با هدف حمله به ایران حمایت کردند بلکه با پذیرش توافقنامه ابراهیم در سال ۲۰۲۰ که با میانجی‌گری ترامپ و حمایت کوشنر تدوین و تصویب شد سعی در کمرنگ‌سازی نقش ایران در غرب آسیا و ضربه به تهران و محور مقاومت داشته‌اند.
undefined با این وجود، ناکامی آمریکا در جنگ با ایران و عدم تحقق خروجی‎های راهبردی مورد انتظار از این جنگ، از جمله تغییر رژیم در ایران، تحمیل خسارات مادی و معنوی گسترده به ایالات متحده مانند کشته‌شدن سربازان آمریکایی و از بین رفتن بخش قابل توجهی از سرمایه‎گذاری‎های چند دهه‎ای در پایگاه‎های غرب آسیا، بسته‌شدن تنگه هرمز و تأثیرپذیری اقتصاد جهانی و داخلی آمریکا، مجدداً توجهات را از حوزه سیاست خارجی به حوزه داخل آمریکا و فساد اخلافی ترامپ معطوف کرده است. شروع اعتراضات اجتماعی در ایالت‏ها مختلف آمریکا در قالب «NO KING» و متهم‌ساختن دوباره ترامپ به فساد اخلاقی به وضوح نشان‌دهنده شکست راهبرد سپری بلای جنگ برای سرپوش‌گذاشتن بر رسوایی‏های اخلاقی وی بوده است. امروز در داخل آمریکا نه تنها توجهات از پرونده اپستین منحرف نشده بلکه بسیار قدرتمندتر از گذشته، شهروندان آمریکایی خواهان ورود جدی نهادهای قضایی آمریکا به این موضوع هستند. این فشار سیاسی بر دولت ترامپ به حدی است که بحث استیضاح وی در محافل سیاسی آمریکا مطرح گردیده است. بنابراین جنگ علیه ایران نه تنها پرونده اپستین را حل نکرد بلکه باعث گردیده این موضوع بیش از پیش در محافل سیاسی و اجتماعی داخل آمریکا مورد بحث قرار گیرد.
@iranfuture

۱۲:۴۲

هم‌آفرینی ایران آینده
undefined 🟠 جنگیدن در غیاب علوم انسانی! (۲) undefined کینه‌ی اسرائیل از عصر طلایی تمدن ایران undefined هانیه مداحی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی و رسانه undefined انسان‌ها در جهانِ خالی از علوم انسانی، تاب می‌خورند و گیج می‌شوند و ادراکشان از واقعیت‌ را از دست می‌دهند. می‌بینند، می‌شنوند، ولی نمی‌فهمند. زیرا علوم انسانی، به‌سانِ دستگاه شناختی یک جامعه عمل می‌کند و جامعه‌ی بدون علوم انسانی درکی از «وقایع» پیرامونش نمی‌یابد؛ بلکه در دنیایی از «اتفاق»ها زندگی می‌کند و به مطلع شدن از «اخبارِ» این اتفاق‌ها بسنده می‌کند و در بلندمدت حتی از هجوم حجم زیاد این اخبار اشباع شده و دچار فلج ادراکی می‌شود؛ آن هنگام که از کنار خبر واقعیت‌های بزرگ به سادگی عبور می‌کند. undefined جنگ اما «اتفاقی» و مجموعه‌ای از «اتفاق‌ها» نیست! در جنگ، واقعیت همان کنش‌های آگاهانه، ارادی، هدفمند و معنادار است که علتِ پیشین و پیامد پسین هریک از این کنش‌ها باید تحلیل شود و مسئولیت تحلیل هم با علوم انسانی است. undefined همه‌ ما خبر زخمی شدن آثار باستانی اصفهان در جنگ رمضان را شنیدیم؛ اما کم‌تر به آن اندیشیدیم. آسیب رساندن به میراث فرهنگی یک ملت -در حالی که هدف نظامی‌ یا سپر انسانی محسوب نمی‌شوند و تحت‌الحفظ نهادهای بین المللی هستند - فراتر از یک اقدام نظامی، باید به مثابه‌ی کنشی فرهنگی-تمدنی مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا چنین اقداماتی یا در امتداد یک طرح فرهنگی هستند یا مستقیما قرار است پیامی را به طرف دیگر منتقل کنند. همانطور که نظیر این حملات را می‌توان در اقدامات داعش در سوریه و ویران شدن بقایای شهر پالمیرا مورد توجه قرار داد. پس در این چارچوب، آنچه بر سر میراث فرهنگی ما در سایر شهرها و به خصوص اصفهان رخ می‌دهد باید محل توجه ما قرار گیرد. undefined اصفهان، نمایانگر یک عصر، یک حکومت و یک انقلاب تمدنی در کشور ما است. اصفهان نماینده دورانی است که ایرانیان پس از قرن‌ها سلطه‌‌ی خلفای عباسی، ترکان و ایلخانان مهاجم، قرن‌ها تلاش برای رسیدن به یکپارچگی قلمرویی و قرن‌ها تلاش برای وحدت میان ایرانیت و اسلامیتِ شیعی توانستند دوباره امپراتوری و تمدن خود را ذیل پرچم تشیع بازسازی کنند و استقلال سیاسی خود را بازیابند. undefined از سوی دیگر، عصر صفوی، عصر عقلانیت متعالی و حکمت صدرایی است که کوشید به قرن‌ها منازعات مختلف جریان‌‌های فکری پایان داده و مفصل‌بندی کاملی از نسبت وجودی انسان، جهان و امرقدسی ارائه دهد و تعریفی از فاعلیتِ انسان در جهان را عرضه کند که حتی امکان تحقق انقلاب ۵۷ را فراهم آورد و آغازگر معاصرت ما شد. undefined بنابراین وارد شدن هر نوع آسیبی به میراث فرهنگی ایران -بالاخص اصفهان که حافظه‌ی تاریخی آن هنوز در کشور و حاکمیت ما عاملیت دارد- آن هم توسط قومی که موسس هیچ تمدنی نبوده‌است و بارها تاکید کرده‌است که وارد یک جنگ وجودی با ملت ما شده‌است؛ می‌تواند نمایانگر این باشد که اسراییل فراتر از یک حمله فیزیکی به دنبال انتقام از تاریخ و تمدن ایرانیان است. @iranfuture
thumbnail
🟠 جنگیدن در غیاب علوم انسانی (۳)
undefined روان‌شناسی و تخصص‌های بین‌رشته‌ای آن در بحران
undefined ماریه‌سادات مقدسی، روان‌شناس
undefined بحران‌های بزرگ مانند جنگ، اگرچه چهره‌ی خشن، مهلک و نامطلوبی دارند؛ اما بهترین آینه برای دیدار ما با کاستی هایمان هستند، کاستی‌هایی که در سایه‌ی صلح و آرامش و روند روزمره کمتر محل پرسش قرار می‌گیرند. امروز که جنگ نعمت بازاندیشی و بازنگری را برای ما فراهم کرده است، نباید به سادگی این نعمت را نادیده گرفت.
undefined نمی‌توان درباره علوم انسانی اندیشید و از نهاد علم سخن نگفت؛ زیرا علوم انسانی، روح نهاد علم و نهاد علم، مهم‌ترین شکل تجسم‌ علوم انسانی است. بنابراین، هم غیاب علوم انسانی، دانشگاه را از نهادبودگی تهی کرده و تبدیل به ساختمانی با مناسبات صرفا اداری می‌کند، هم کج کارکردی‌های نهاد علم، سبب افتقار نظری و تضعیف علوم انسانی می‌شود.
undefined صحبت از ماهیت جنگ و فراروی از سطح تکنیک و منازعات نظامی و نیز صحبت از ابعاد انسانی و علمی جنگ بر عهده اصحاب علوم انسانی است، آن هم نه با دغدغه‌ها یا مواضع شخصی و نه با کنش‌های موردی یا جزیره‌ای؛ بلکه از حیث نهادی آن مهم است.
undefined جنگ پیش و بیش از هر چیز، روان انسان‌ها را هدف می‌گیرد؛ پس به تبع به کسانی نیازمندیم که درد، ترس، سوگ، حافظه جمعی، معنا و... را برای جامعه توضیح دهند و به بررسی روانی طرفین یا گروه‌های حاضر در جنگ بپردازند؛ اما این تنها یکی از چهره‌های علم روان‌شناسی است. در این چهره پژوهشگران و نخبگان حوزه روان‌شناسی، تنها در مقام پیشگیری یا درمان صدمات روانی افراد، آن هم به میزان محدود، حضور دارند و متاسفانه ساختار و سیاست‌های نهاد علم نه تنها ما را از وجود سایر حیطه‌های تاثیرگذار و تخصصی روان‌شناسی محروم کرده، که حتی امکان تامل به دیگر نیازها و دیگر پاسخ‌های موجود را سخت کرده است؛ زیرا خود روان‌شناسان نیز بعضا حضور اولیه و هویت خود را در جنگ صرفا و در بهترین حالت به عنوان پزشکان روان و در سایه بخشی از کادر درمان تعریف کرده‌اند و این در عین حال که خدمتی شجاعانه و شایسته احترام و تقدیر است، در مقام تحلیل، تقلیل دانشِ روان‌شناسی به ابزار! و نیز، نمایانگر محدودکردن یک رشته علمی (روان‌شناسی) به یکی از حوزه‌ها از میان گرایش‌های متعدد آن است.
undefined جای خالی روان‌شناسی در حیطه‌های اجتماعی، سیاسی، جنایی، نظامی، حقوقی و امروز که در تکنولوژیک‌ترین جنگ تاریخ تاکنون به سر می‌بریم، حتی جای خالی روان‌شناسی ربات به عنوان به روزترین حوزه بین‌رشته‌ای کاملا مشهود است و نبود یا کمبود شدید نیروی متخصص در موارد مذکور، از ناحیه نهاد علم و نظام آموزش عالی ناشی می‌شود‌ و تاکنون پیامدی جز نحیف و لاغرکردن رشته روان‌شناسی به عنوان یکی از رشته‌های علوم انسانی نداشته است.
@iranfuture

۱۳:۲۳

thumbnail
🟠 ابتکارات راهبردی حکمرانی شهری در دوره بازسازی پساجنگ
undefined شهرداری‌ها باید به نهادی تسهیل‌کننده، هماهنگ‌کننده و پیشرو در تاب‌آوری شهری تبدیل شوند.
undefined دکتر طاها ربانی، هیئت علمی گروه برنامه‌ریزی شهری دانشگاه یزد
undefined شهرها، به عنوان کانون‌های اصلی فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در دوران جنگ و پس از آن، به شدت آسیب‌پذیرند. منازعات نظامی، به ویژه در مقیاس‌های گسترده مانند جنگ جاری، پیامدهای عمیق و چندوجهی بر ساختارهای حکمرانی شهری و تاب‌آوری اجتماع محلی دارند. مواجهه با چالش‌های بی‌سابقه حکمرانی شهری در دوره گذار و بازسازی پساجنگ، نیازمند اتخاذ رویکردهای استراتژیک و نوآورانه است که فراتر از راهکارهای سنتی عمل کنند. شهرداری‌ها باید نقش خود را از یک نهاد صرفاً خدماتی به یک نهاد تسهیل‌کننده، هماهنگ‌کننده و پیشرو در تاب‌آوری شهری تغییر دهند.
undefined بازسازی روان‌شناختی-اجتماعی و تقویت سرمایه انسانی:برای مقابله با تروماهای پساجنگ و فرسایش سرمایه اجتماعی، شهرداری‌ها باید همراه با وزارت بهداشت، سازمان‌های مردم‌نهاد و دانشگاه‌ها، «برنامه‌های جامع حمایت روان‌شناختی شهری» را با تمرکز بر توانمندسازی اجتماع‌محور و مهارت‌آموزی راه‌اندازی کنند. همزمان، «احیای سرمایه اجتماعی» از طریق «بازآفرینی فضاهای عمومی» با مشارکت فعال شهروندان برای بازسازی اعتماد متقابل و هویت محلی، به عنوان اولویت راهبردی پساجنگ در نظر گرفته شود. همچنین، تدوین «بسته‌های تشویقی هدفمند» برای جذب مجدد متخصصان مهاجرت‌کرده و ایجاد «پلتفرم‌های استعدادیابی شهری» برای شناسایی و حمایت از نیروی انسانی جدید، در راستای تقویت و بازسازی سرمایه انسانی حیاتی است.
undefined احیای اقتصاد محلی و ایجاد فرصت‌های پایدار:جهت مقابله با رکود فراگیر اقتصادی و بیکاری پساجنگ، «برنامه‌های حمایتی از کسب‌وکارهای خرد و متوسط (SMEs)» از طریق تسهیلات مالی کم‌بهره، بخشودگی عوارض و خدمات مشاوره‌ای در اولویت قرار می‌گیرد. همزمان، تمرکز بر «اقتصاد چرخشی» و «صنایع دانش‌بنیان» به عنوان یک راهبرد کلیدی برای افزایش تاب‌آوری اقتصادی و کاهش وابستگی به زنجیره‌های تأمین آسیب‌پذیر عمل می‌کند. تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های «سرمایه‌گذاری پساجنگ» با مشوق‌های جذاب و شفاف، برای جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی در پروژه‌های بازسازی و توسعه شهری هم حیاتی است.
undefined بازسازی زیرساخت‌های حیاتی و تأمین مسکن پایدار:در مواجهه با تخریب گسترده زیرساخت‌ها و بحران مسکن، اجرای استراتژی «بازسازی تاب‌آورانه» گریزناپذیر است؛ این رویکرد شامل بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، مصالح مقاوم در برابر بلایا و طراحی‌های شهری هوشمند برای افزایش پایداری و تاب‌آوری آتی است. همزمان، «تنوع‌بخشی به زنجیره‌های تأمین مصالح و خدمات» می‌تواند در مدیریت کمبودها و کاهش اختلالات مؤثر واقع شود. با توجه به آسیب‌پذیری واحدهای مسکونی، تدوین «برنامه‌های جامع اسکان پساجنگ» شامل مسکن اضطراری، بازسازی و نوسازی محلات با تأکید بر مدل‌های مشارکتی، راهبرد اصلی حل بحران مسکن خواهد بود.
undefined بازآرایی مالی و نهادی شهرداری و مدیریت تعهدات:برای مقابله با چالش‌های مالی و نهادی شهرداری‌ها، «بازمهندسی مدل‌های تأمین مالی شهری» و ایجاد «صندوق بازسازی و تاب‌آوری شهری»، ضروری است. تدوین «چارچوب حقوقی-مالی اضطراری» برای مدیریت تعهدات پیشاجنگ (شامل بدهی‌ها، پروژه‌های نیمه‌تمام و مطالبات شهروندان) و ایجاد «شورای حل اختلاف تخصصی» برای دعاوی پساجنگ نیز از اولویت‌های نهادی جهت حفظ اعتبار و توان عملیاتی شهرداری است.
undefined صیانت از دارایی‌های عمومی و میراث شهری:برای حفاظت و بازسازی دارایی‌های عمومی و میراث فرهنگی، «استراتژی حفاظت و بازسازی میراث فرهنگی شهری» از طریق «کمیته اضطراری میراث فرهنگی» با همکاری کارشناسان ملی و بین‌المللی، برای مستندسازی و بازسازی اصولی آثار تاریخی ضروری است. همزمان، «بازسازی هوشمند زیرساخت‌های عمومی» باید با رویکرد «شهرهای هوشمند» و «زیرساخت‌های مقاوم» در دستور کار قرار گیرد تا علاوه بر جبران خسارات، تاب‌آوری آتی این دارایی‌ها نیز افزایش یابد.
undefined تقویت ظرفیت‌های نهادی و مدیریت سیاسی شهری در پساجنگ:با توجه به پیش‌رو بودن انتخابات شورای شهر و چالش احتمالی «عدم تمایل به مشارکت یا حضور افراد جدید با تجربه ناکافی»، شهرداری باید با همکاری دانشگاه‌ها و نهادهای مدنی، ضمن تشویق به مشارکت فعال شهروندان در انتخابات، «برنامه‌های آموزشی فشرده و کارگاه‌های تخصصی» را برای اعضای جدید شورا در زمینه‌های حکمرانی بحران، تأمین مالی پساجنگ و برنامه‌ریزی استراتژیک بازسازی برگزار کند . ایجاد «کمیته‌های مشورتی تخصصی پساجنگ» با حضور متخصصان، بخش خصوصی و جامعه مدنی، به تقویت مشروعیت تصمیمات، بهره‌گیری از خرد جمعی و افزایش ظرفیت‌های مدیریتی شهری کمک می‌کند.
@iranfuture

۱۵:۱۴

هم‌آفرینی ایران آینده
undefined 🟠 تأملی انتقادی بر عقلانیت مدرن، دوساد، و فاشیسم تجربی ترامپ (۲) undefined معیار، دیگر «درست یا نادرست» بودن نیست؛ معیار، «قابل انجام بودن» است. undefined دکتر محمدمهدی رحیمی، پژوهشگر جامعه‌شناسی سیاسی ایران از اخلاق کانتی تا زدودن اخلاق در منطق کانتی undefined سال‌ها قبل، وقتی کانت می‌خواندم، با تعریف او از فضیلت، احساس همدلی می‌کردم. وقتی می‌گفت فضیلت یعنی آدمی تمام تمایلات را در حصار قوهٔ عاقله دربیاورد؛ عقل، «فرمانده» باشد و میل، سرباز. قرار بود عقل، ما را از اسارت هوس‌ها رها کرده و به خودآیینی برساند؛ پروژه‌ای که خودِ روشنگری هم با آن تعریف می‌شد. undefined کانت برای نجات اخلاق از نسبیت و خودسری، آن را به عقل گره زد. امر مطلق او، کوششی بود برای این‌که اخلاق، از سطح سلیقه‌ها، به سطح قاعده‌ای عام و همگانی ارتقا یابد. اما هرچه جلوتر آمدم، دیدم همین پروژه، یک روی تاریک هم دارد. وقتی همه چیز به عقل واگذار شود، «منبع داوری اخلاقی» نیز در او ادغام می‌شود. آن‌چه باید بیرون از منطق محاسبه باقی بماند - مثلاً حرمت بدن بی‌دفاع - به‌تدریج به چیزی تبدیل می‌شود که باید در میز محاسبهٔ عقل، توجیه‌پذیر شود. undefined کانت می‌خواست اخلاق را به عقل گره بزند تا از بحران نسبیت نجات پیدا کند؛ اما نتیجه چیز دیگری شد: اخلاق، کم‌کم به مفهومی به نام محاسبه و سنجش تقلیل پیدا کرد. undefined ماکس وبر، با تلخی، این وضعیت را در قالب جمله‌ای معروف خلاصه کرد: «عقلانیت رسمی، نسبت به محتوا بی‌تفاوت است.» یعنی دستگاه عقل، دیگر از خود نمی‌پرسد «چه چیزی عادلانه است؟»، بلکه فقط می‌پرسد: «این وسیله، تا چه حد کارآمد است؟» undefined در ادامه عقل به‌جای آن‌که میانجی داوری میان خیر و شر باشد، رفته‌رفته به دستگاهی محاسبه‌گر فروکاسته می‌شود؛ دستگاهی که دیگر به خودِ ارزش‌ها نمی‌اندیشد، بلکه تنها پیامدها را می‌سنجد. اگر نتیجه‌ای بتواند تهدیدی را دفع کند یا هدفی را تأمین کند، همان نتیجه به خودی خود مجوز آن انتخاب را صادر می‌کند، حتی اگر به معنای کشته‌شدن صد و هفتاد دختر کودک باشد. همان وضعیتی که آدورنو آن را «عقلانیت ابزاری» نامید: عقل، از نیرویی برای رهایی، به ابزار تسلط بر طبیعت، بدن، و نهایتاً دیگر انسان‌ها تبدیل می‌شود. undefined پازولینی در سالو، دقیقاً همین وارونگی را به تصویر می‌کشد: جایی که منطق، نظم، قانون، کارآمدی و امنیت به مجوز شکنجه سیستماتیک و سازمان‌یافتهٔ بدن‌های بی‌دفاع تبدیل می‌شود. اربابان سالو نه دیوانه‌اند، نه روان‌پریش؛ آن‌ها نمایندگان نظامی‌اند که خشونت را در قالب مراسم، آیین و دستورالعمل‌های دقیق اجرا می‌کند. خشونت، عقلانی می‌شود؛ همان چیزی که هانا آرنت دربارهٔ «ابتذال شر» در دادگاه آیشمن دید: کارمندی که صرفاً دستور اجرا می‌کند و سیستم، او را از مواجههٔ مستقیم با شرّ، معاف می‌کند. جهان پوزیتیویستی و «فتیش تجربه» undefined در قلب مدرنیته، یک باور پوزیتیویستی جا خوش کرده است. فقط آن‌چه قابل تجربه، آزمایش و اندازه‌گیری است، ارزش معرفتی دارد. مشکل، صرفاً تأکید بر تجربه نیست؛ مشکل، تبدیل تجربه به یک «فتیش» است: میل سیری‌ناپذیر برای آزمودن هر امکانی که در دسترس قرار می‌گیرد. معیار، دیگر «درست یا نادرست» بودن نیست؛ معیار، «قابل انجام بودن» است. منطق این جهان ساده است: «اگر می‌شود چیزی را سنجید، پس باید آن را سنجید.» undefined در این منطق، جان صدها کودک، کوچک‌ترین پیامد وجدان‌سوزی برای اربابان قدرت ندارد، اگر این جهنم ارعاب بتواند میزان تحمل و غیرت ملت‌ها را دقیق‌تر اندازه بگیرد. این همان چیزی است که فوکو از آن به‌مثابهٔ زیست‌سیاست یاد می‌کند: جایی که قدرت، مستقیماً بر زندگی و مرگ بدن‌ها دست می‌برد و جمعیت را همچون داده‌ای برای مدیریت، تنظیم و پالایش می‌نگرد. undefined در سالو نیز شکنجه فقط برای لذت نیست؛ نوعی «آزمون قدرت» است. بدن قربانیان به ابژه‌هایی بدل می‌شود که رویشان مرزهای تازه آزمایش می‌گردد. هر فرمان تازه، هر تحقیر تازه، فقط برای این است که ببینند انسان تا کجا می‌تواند شکسته شود. پازولینی، با ساختار چهار دایرهٔ جهنمی سالو (از مجلس سخن‌گویی تا دایرهٔ خون)، منطق تصاعدی خشونت را صورت‌بندی می‌کند: هر مرحله، هم تکرار مرحلهٔ پیشین است، هم تشدید آن. هرچه عادی می‌شود، باید با چیزی هولناک‌تر جایگزین شود تا هنوز شوک‌آور بماند. undefined ما با یک انحراف تصادفی روبه‌رو نیستیم، بلکه با منطقی مواجهیم که در خود عقلانیت مدرن ریشه دارد؛ همان منطقی که آدورنو با ایجازی هولناک توصیف می‌کند: «آمادگی همیشگی برای بدترین، جزئی از ساختار خود عقلانیت مدرن است» undefined این آمادگی، در سطح تکنیک، خود را به‌صورت مسابقهٔ تسلیحاتی، طراحی بمب‌های دقیق‌تر، الگوریتم‌های کارآمدترِ نظارت و پروپاگاندا نشان می‌دهد؛ و در سطح سیاست، به‌صورت آزمایشِ پیوستهٔ تاب‌آوری جامعه، آزمایش مرزهای شرم، خشم و مقاومت. @iranfuture
thumbnail
🟠 تأملی انتقادی بر عقلانیت مدرن، دوساد، و فاشیسم تجربی ترامپ (۳)
undefined در جهان مدرن، عشق، شرم و پشیمانی یا احساساتی‌گری است یا یک بیماری معالجه‌پذیر.
undefined دکتر محمدمهدی رحیمی، پژوهشگر جامعه‌شناسی سیاسی ایران

مارکی دوساد: نظریه‌پرداز نامرئی فاشیسم
undefined در جهان دوساد، همانند قلعهٔ سالو، قدرت هرگز از جنایت سیر نمی‌شود؛ زیرا سیرشدن، به معنای توقف است و توقف یعنی پایان هژمونی. در نوشته‌های او، اخلاق مسیحی وارونه می‌شود: معصومیت مجازات می‌شود و جنایت، پاداش می‌گیرد. بدن، به ماده‌ای خام برای تحقق میل تبدیل می‌شود؛ میلی که خود را به جای قانون می‌نشاند. اگر برای کانت، قانون اخلاقی باید مطلق باشد، برای دوساد، میلِ قدرت، قانون مطلق می‌شود.
undefined پازولینی با انتقال «روز سودوم» دوساد به جمهوری اجتماعی سالو در اواخر فاشیسم موسولینی، از یک ترجمهٔ سادهٔ ادبی فراتر می‌رود. او دوساد را از قصرهای خیال، به معماری مشخص قدرت مدرن منتقل می‌کند: اربابان سالو، تصویری فشرده از کلیسا، سرمایه، دستگاه قضایی و دولت‌اند. در این‌جا، فاشیسم دیگر صرفاً ایدئولوژی یک رهبر کاریزماتیک نیست؛ محصول ائتلاف نهادهایی است که تا مغز استخوان عقلانی شده‌اند: حساب‌وکتاب دارند، آرشیو دارند، بوروکراسی دارند، و دقیقاً به‌واسطه‌ی عقلانی‌شدن‌شان، امکان اعمال خشونت در مقیاس صنعتی را می‌یابند.
undefined ژرژ باتای جایی می‌گفت دوساد، «نقطهٔ اوجِ منطق روشنگری» است، نه دشمن آن: اگر در روشنگری، خدا کنار گذاشته می‌شود تا انسان به خودآیینی برسد، در جهان دوسادی، این «انسان خودآیین» است که خود را مطلق می‌کند و هر محدودیتی را - از جمله بدن دیگری را - به‌عنوان مانع، باید درهم بشکند. آدورنو نیز در خوانش خود از دوساد نشان می‌دهند که چگونه عقلِ بدون مهار، همان‌قدر که می‌تواند طبیعت را رام کند، می‌تواند بدن انسان را به شیء، به ابژهٔ آزمایش یا بهتر است گفته شود به «چیز»، تقلیل دهد.
undefined امروز نیز گویی همین منطق در مقیاسی سیاسی تکرار می‌شود: هر خط قرمزی که شکسته می‌شود، به‌جای آن‌که آخرین باشد، صرفاً آستانه‌ای برای عبور از مرزی تازه‌تر است. از شکنجه‌های مستندشده در ابوغریب و گوانتانامو تا رسوایی‌های جنسی و شبکه‌های سوءاستفادهٔ سیستماتیک از کودکان در پروندهٔ جفری اپستین، ما با رخدادهایی منفصل روبه‌رو نیستیم؛ با «اقتصاد سیاسی بدن» مواجهیم: بدنی که می‌تواند در عین واحد، موضوع لذت، ابزار باج‌گیری و وسیلهٔ کنترل سیاسی باشد.
undefined در این میان، فاشیسم تجربی ترامپ، نه بر خلاف این منطق، بلکه بر بستر آن عمل می‌کند. او نه یک استثنا، بلکه نمادِ عریان‌شدنِ چیزی است که مدت‌ها در زیرپوست دموکراسی لیبرال جریان داشته است: آزمایشِ مداوم مرزها. از دستور مهاجرتی مسلمانان تا عادی‌سازی گفتار نژادپرستانه و جنسیت‌زده، از تمسخر معلولان در رسانهٔ زنده تا چشم‌پوشی از خشونت پلیسی، هر بار خط قرمزی شکسته می‌شود تا ظرفیت تازه‌ای برای تحمل شر در جامعه ساخته شود. ترامپ، در این معنا، ادامهٔ منطقی همان اربابان سالو است؛ با این تفاوت که این‌بار، ویلای سالو، در سطح جهانی گسترده شده و رسانه‌های جمعی، حکم سالن‌های نمایش شکنجه را دارند.
نتیجه: روشنگریِ بدون اخلاق به مثابه آزمایشگاه دائمی خشونت
undefined هستهٔ مرکزی این تأمل شاید در این گزاره نهفته باشد: «فاشیسم، دشمن روشنگری نیست؛ فرزند نامشروع و درونی آن است، هرگاه روشنگری به عقلانیت ابزاری تقلیل پیدا کند.»
undefined در چنین جهانی، آن‌چه بیرون از منطق محاسبه می‌مانَد - عشق، شرم، پشیمانی، سوگواری برای دیگری - یا به ضعف و احساساتی‌گری فروکاسته می‌شود، یا معالجه‌پذیر تلقی می‌گردد. اما شاید دقیقاً همین عناصر غیرقابل‌محاسبه، همان چیزی است که هنوز می‌تواند در برابر فتیش تجربه، در برابر منطق آزمایشِ بی‌پایان مرزها، وقفه‌ای ایجاد کند.
undefined پازولینی در سالو، نه صرفاً فاشیسم تاریخی موسولینی، بلکه «هستهٔ تاریک عقلانیت مدرن» را برهنه می‌کند؛ عقلانیتی که اگر از درون با اخلاق، با رنج دیگری و با نقد رادیکال خود، مهار نشود، از وعدهٔ رهایی، به ماشین تولید سالوهای تازه، میناب‌های تازه، و ترامپ‌های تازه تبدیل خواهد شد.
undefined سؤال امروز دیگر این نیست که «آیا این کابوس‌ها ممکن‌اند؟» سؤال، این است که چگونه می‌توان در جهانی که عقلانیت حاکم، بدن و زندگی را تا این حد به داده و ابزار تقلیل داده است، هنوز شکلی از مقاومت را تصور کرد که خودش، به آزمایش دیگری در آزمایشگاه قدرت تبدیل نشود؟
@iranfuture

۱۵:۳۶

#درسگفتار
🟠 درسگفتارهای آینده پژوهی
undefined با تدریس امیرحسین رهبر (عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا)
undefined چشم انداز پردازیundefined دلفی و آینده‌نگاریundefinedتحلیل لایه لایه علت هاپویایی شناسی سیستم هاundefined سناریوپردازی و برنامه ریزی پابرجارگرسیون و کاربردش در پیش‌بینینظریه بازی‌ها
undefinedدسترسی به لیست پخش فیلم ها آپارات:https://www.aparat.com/playlist/23785088
@iranfuture

۱۶:۵۳

thumbnail
🟠 «ایرانیان چه رؤیایی در سر دارند؟» (۱)
undefined رؤیای ایرانی فراتر از تغییرِ رژیم سیاسی، تغییرِ رژیمِ حقیقت بود.
undefined سید امیررضا میرساداتی، پژوهشگر جامعه‌شناسی
undefined «این روزها خیلی‌ها نگاهی تمدنی را با چشم دوختن به افق‌های دوردست تجربه می‌کنند و برای خود تصویری نه موهوم بلکه متکی به واقعیات حال و آینده خلق می‌کنند.» • بخشی از پیام آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای | ۱۴۰۵/۱/۲۰
undefined رؤیا در ساده‌ترین تعریف خود، نوعی تصویر یا ایماژ ذهنی است؛ اما این تعریف تنها سطح ظاهری پدیده‌ای عمیق‌تر را نشان می‌دهد. رؤیا باید چیزی فراتر از یک ایماژ ذهنی گذرا باشد. هنگامی که یک فرد یا یک جمع رؤیا می‌بیند، در واقع از خلال امکانات وضعیت موجود، فراروی از آن وضعیت را تجربه می‌کند. رؤیا رابطه‌ای سه‌گانه با زمان برقرار می‌سازد: گذشته را احضار می‌کند، اکنون را ذیل امکانات گذشته بازخوانی می‌کند و آینده‌ای را که هنوز تحقق نیافته اما ممکن تصور می‌شود، به شکلی مقدماتی ترسیم می‌کند. همین خصلت سه‌زمانه است که رؤیا را به یکی از بنیادی‌ترین سازوکارهای شکل‌دهندهٔ فرهنگ، سیاست و جامعه بدل می‌کند.
undefined بنابراین باید گفت رؤیا کنشی در نسبت با تاریخ است؛ کنشی که واقعیت را تعلیق می‌کند، از کرانه‌های وضع موجود فراتر می‌رود و افقی نو را در هوای مه‌آلود آینده، برای دگرگون ساختن واقعیت جست‌وجو می‌کند. رؤیا در این معنا، تقاطع تمنا، اراده و آگاهی تاریخی است؛ تصویری که در آن، آن‌چه هست در برابر عظمتِ آن‌چه باید باشد رنگ می‌بازد.
undefined رؤیاهای جمعی معمولاً در لحظات عادی شکل نمی‌گیرند؛ آن‌ها محصول لحظاتی هستند که جامعه با بحران، گسست یا وضعیت آستانه‌ای مواجه می‌شود. در چنین لحظاتی، نظم موجود توان معنابخشی خود را از دست می‌دهد. شکاف‌ها و تنش‌ها آشکار می‌شوند و جامعه نیازمند چارچوب تازه‌ای برای فهم اکنون و آیندهٔ خویش می‌شود. در این لحظه است که تصویرهای پراکنده از نارضایتی‌ها، خواست‌ها، مسائل و روایت‌های تاریخی، در قالب یک رؤیا وحدت می‌یابند. در رخدادهای تاریخی، این رؤیا به یک افق، یک خواست عمومی و یک زبان مشترک بدل می‌شود. جامعه در چنین لحظاتی تاریخ را از نو می‌بیند و از نو تصویر می‌کند. در این بازآفرینی تاریخ، گذشته در قالبی نمادین و آن‌گونه که اکنون به آن نیاز است ظاهر می‌شود.
undefined به بیان میشل فوکو رخداد لحظه‌ای است که نیروهای سرکوب‌شدهٔ تاریخ که نمی‌توانستند در چارچوب نظم موجود بیان شوند، ناگهان امکان می‌یابند که خود را در قالب شکلی تازه آشکار کنند. در این معنا، رخداد نوعی آشکارگی است، و این آشکارگی اغلب در قالب تصویرهای مشترک، افق‌های تازه و تخیل‌های سیاسی ظاهر می‌شود.
undefined فوکو، انقلاب اسلامی ایران را یک رخداد می‌دانست، به همین دلیل بود که پرسید: «ایرانیان چه رؤیایی در سر دارند؟». هنگامی که از رؤیای ایرانی سخن گفته می‌شود، در واقع از یک سازوکار تاریخی صحبت می‌کنیم که در نهایت خود را در خواست یک نظم جدید متعین کرده است. این رؤیا بخشی از فرایند تکوین یک سوژهٔ تاریخی جدید است؛ سوژه‌ای که می‌خواهد آینده و مسیر تاریخی خویش را بازآرایی کند. رؤیای ایرانی در گسست از نظم پیشین شکل گرفت؛ نظمی که ایالات متحده به عنوان معمار و نگهبان آن در عرصهٔ جهانی شناخته می‌شد.
undefined این رؤیا، خواستِ نظمی جدید بود که بر پایهٔ بازگشت به ریشه‌های معنایی و هویتی خود شکل می‌گرفت. به تعبیر آلن بدیو، این رؤیا حاملِ یک حقیقت بود که در چارچوب‌های سیاسی و حقوقی بین‌المللی نظم موجود تعریف‌ناپذیر می‌نمود. ارادهٔ معطوف به تغییر تاریخ، در واقع وفاداری به همان حقیقتی بود که در لحظهٔ رخداد آشکار گشت. رؤیای انقلاب اسلامی، احضارِ تمام آن فریادهای فروخفته و تمناهای سرکوب‌شده‌ای بود که در طول دو قرن، زیر آوار استعمار، استبداد و مدرنیزاسیونِ آمرانه مدفون شده بودند. بنابراین، نبرد امروز میان ایران و ایالات متحده را نباید صرفاً به سطح منازعات دیپلماتیک یا تضاد منافع ملی تقلیل داد. بی‌جهت نیست که این روزها شعارها، نواها و حال و هوای دههٔ شصت به صحنهٔ خیابان بازگشته است.
@iranfuture

۸:۳۴

🟠 «ایرانیان چه رؤیایی در سر دارند؟» (۲)
undefined رؤیای ایرانی فراتر از تغییرِ رژیم سیاسی، تغییرِ رژیمِ حقیقت بود.
undefined سید امیررضا میرساداتی، پژوهشگر جامعه‌شناسی
undefined نبرد امروز، تداوم بهمن ۱۳۵۷ است. ما امروز با تقابل دو روایت تاریخی روبرو هستیم. ایالات متحده، به عنوان وارث و نمایندهٔ نظمی که پس از جنگ جهانی دوم بر جهان مستقر شد، حاملِ رؤیایی است که خود را پایان تاریخ و غایتِ حرکت بشر می‌داند. در مقابل، رؤیای ایرانی که از دل انقلاب برآمد، همچنان مدعیِ گشودن مسیری دیگر در دل تاریخ است. این تقابل، در واقع تداوم همان رویارویی اولیه‌ است. این اراده برای بازنویسی تاریخ، زمانی که به یک رؤیای جمعی تبدیل شد، دیگر تنها متعلق به یک نسل یا یک‌طبقهٔ خاص نبود، بلکه به بخشی از اتوس و منش فرهنگی یک ملت بدل شد که خود را بر صحنهٔ واقعیت تحمیل می‌کند.
undefined به بیان دیگر، گذار به نظم جدید در رؤیای انقلاب اسلامی فراتر از یک تغییر سیاسی ساده است. این رؤیا، مستلزم «خواستن» بود. اراده‌ای که ناشی از فقدانی در نظم موجود بود. جوششی که خواهان بازیابی عاملیت تاریخی خود بود. به بیان ژیژک، این رؤیا شکاف‌های نظم موجود را پوشاند و به سوژه‌ها هدایتِ لازم برای کنش را داد. هدایتی که برای خروج از جایگاهِ دیگریِ تاریخ و تبدیل‌شدن به سوژهٔ تاریخ بود.
undefined فوکو معتقد بود که ایرانیان در تجربهٔ انقلاب، نوعی معنویت سیاسی را جست‌وجو می‌کردند؛ رؤیاپردازی برای نظمی که در آن معنویت و سیاست درهم‌تنیده باشند. بدین ترتیب، رؤیای ایرانی فراتر از تغییرِ رژیم سیاسی، تغییرِ رژیمِ حقیقت بود. آن‌ها می‌خواستند حقیقتِ بودنِ خود را در میانِ مللِ جهان، با زبانی متفاوت بیان کنند و نبرد امروز، کارزاری برای این حقیقت است. به واقع ایالات متحده، تنها یک رقیبِ ژئوپلیتیک نیست؛ بلکه همان «دیگریِ بزرگ» است که رؤیای انقلابی در مقابل آن تعریف شده بود.
undefined نتیجه آنکه اگر انقلاب را لحظهٔ تولد یک امکان در تاریخ بدانیم، نبرد امروز چیزی جز استمرار همان امکان نیست. رؤیای ایرانی، تصویر این امکان بود. وقایع تاریخ معاصر ایران، ذیل رؤیای ایرانی وحدت می‌یابند. رؤیایی که در نهضت تنباکو جوانه زد، در انقلاب اسلامی نمایان شد و در جنگ رمضان خود را بر نظم جهانی تحمیل کرد. رؤیایی که در آن سوژه‌ای نو می‌توانست خود را بازشناسد، حقیقتی تازه می‌توانست بر زبان آید و نظمی نوین می‌توانست در برابر جهان قد علم کند.
undefined آن‌چه امروز در میدان تاریخ جریان دارد، پژواک همان لحظهٔ نمایان‌شدن این رؤیا است؛ گویی تاریخ هنوز در همان پرسش ایستاده است: آیا جهانی دیگر ممکن است؟ «الله اکبر» امروز، تداوم طنین همان «الله اکبر» است که در زمستان ۵۷ از خیابان‌های ایران برخاست؛ تداوم همان تمنای دیرپا برای زایش انسانی نو. تاریخ را همیشه کسانی پیش برده‌اند که جرئت تصور ناممکن را داشته‌اند. همان چیزی که امروز در عمق این سرزمین جاری است؛ همان رؤیای ناتمام، همان ایمان سرسخت، و همان اراده‌ای که هنوز در گوش زمان خواست‌ خود را نجوا می‌کند.
@iranfuture

۸:۳۶

🟠 در مجله‌ی هم‌آفرینی ایران آینده درباره نسبت مدرنیته، فاشیسم و ترامپ بخوانید:

undefined سلسله یادداشت «تأملی انتقادی بر عقلانیت مدرن، دوساد، و فاشیسم تجربی ترامپ»

undefined نوشته دکتر محمدمهدی رحیمی، پژوهشگر جامعه شناسی سیاسی ایران
بخش اول
بخش دوم
بخش سوم
@iranfuture

۱۰:۵۹