بله | کانال هم‌آفرینی ایران آینده
عکس پروفایل هم‌آفرینی ایران آیندهه

هم‌آفرینی ایران آینده

۱,۵۱۵عضو
عکس پروفایل هم‌آفرینی ایران آیندهه
۱.۵هزار عضو

هم‌آفرینی ایران آینده

مجله «هم‌آفرینی ایران آینده» در پی گفتگوی کنشگران و مردمی سازی تصویر ایران آینده است.
undefined گروه آینده‌پژوهی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی
thumbnail
🟠 چگونه در ایران آینده به سمت شهر مسجدمحور حرکت کنیم؟
undefined در باب نسبت شهر،‌ تمدن و دین
undefined سیدمحمدرضا موسوی، پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات
undefined شهر را تنها در نسبتِ عمیقِ آن با تمدن می‌توان فهمید؛ این تمدن است که نوعِ مدینه را تعیین می‌کند. از آنجا که واژه تمدن از ریشه مدینه می‌باشد و ما در زبان روزمره تمدن و شهر را گویی جدا از یکدیگر می‌فهمیم، لازم می‌دانم در این نوشتار به جای شهر از واژه مدینه استفاده کنم. برای توضیح این نکته باید گفت: مدینه تنها در پرتو تمدن معنا و امکان وجود می‌یابد؛ همان‌گونه که city با civilization تحقق می‌پذیرد. این هماهنگی بین تمدن و شهر در زبان انگلیسی نیز یافت می شود. ازاین‌رو، نقطه آغازِ فهم مدینه، خودِ تمدن است. تا هنگامی که نسبتِ تمدن روشن نشود، حرکت به‌سوی درک مدینه ممکن نخواهد بود.
undefined تفاوتِ مدینه‌های گوناگون، در حقیقت بازتابِ تفاوت تمدن‌هایی است که در درونِ آن‌ها جریان دارد. اما پرسش اساسی این است: تمدن چیست که نقش بنیادین در شکل‌دهی به مدینه ایفا می‌کند؟ برای پاسخ به این پرسش، نخست باید بررسی کنیم مدینه چگونه پدید می‌آید؛ زیرا در فرایندِ تکوینِ مدینه است که نیاز بنیادین آن به تمدن آشکار می‌شود.
undefined حال به ترجمه مدینه یعنی شهر برگردیم، شهر برخلاف تصور عام، نه در تقابل با روستا بلکه در تقابل با بادیه‌نشینی تعریف می‌شود. شهر برخلاف بادیه‌نشینی و جوامع غیر ساکن، با یکجانشینی معرفی می‌شود. در نتیجه می‌توان گفت که شهر به طور کلی همان یکجانشینی و تجمع و تقسیم کار انسان‌ها است.
undefined در تقابل با روستا می‌توان خصیصه تمایزدهنده شهر را «تسلط بر طبیعت» و «تراکم و پیچیدگی» دانست. در واقع روستا را نیز می‌توان نوعی شهر حساب کرد اما ساده و بدون تراکم انسان و سرمایه. در روستا ما در پی تسلط بر طبیعت نیستیم و طبیعت همچون اندام‌واره برای ما ظهور ندارد و همچنین در روستا تراکم شدید انسانی و ابزاری وجود ندارد.
undefined یکجانشینی امکان ارضا، انضباط و رشد غرایز و نیازهای متعالی انسان را فراهم می‌کند، چیزی که در سبک زندگی بادیه‌نشینی قابل دستیابی نیست. یکجانشینی، امکان ارضای سامان‌مندِ نیازهای انسانی را فراهم می‌کند؛ زیرا زندگی در مکان ثابت، شرایط انضباط، پیش‌بینی و تربیت تدریجی غرایز و نیازهای متعالی انسان را می‌سازد. در این وضعیت، انسان نه صرفاً در پی پاسخ فوری به خواسته‌های خود است، بلکه آن‌ها را در چارچوب نظم، قانون و آینده‌نگری سامان می‌دهد.
undefined در مقابل، در سبک زندگی بادیه‌نشینی، به سبب تحرک دائم، وابستگی به طبیعت و ناپایداری محیط، انگیزه‌ها و نیازهای انسانی بیشتر در سطح ابتدایی باقی می‌مانند. آنجا مجال چندانی برای نهادینه‌سازی عاطفه، علم، هنر یا اخلاق وجود ندارد، زیرا زندگی باید پیوسته با بقا و کوچ تنظیم شود نه با پرورش و استمرار.
undefined یکجانشینی شهری زمانی ممکن می‌شود که انسان بتواند نیازهای خود را از راه کار برآورده کند؛ و این کار، در چارچوب تقسیم وظایف میان افراد و گروه‌ها معنا می‌یابد. تمدن نیز در اصل بر پایه همین تقسیم کار شکل می‌گیرد. اما تقسیم کار بدون نوعی نظام مالکیت پایدار نمی‌ماند. به‌ویژه مالکیت زمین نقشی تعیین‌کننده در الگوی شکل‌گیری و گسترش شهرها دارد.
undefined در جوامعی مانند شوروی، مالکیت زمین دولتی بود؛ از این‌رو شهرها می‌توانستند مطابق طرح و اراده حاکمان مرکزی ساخته شوند و تا حد زیادی به اهداف برنامه‌ریزی رسمی نزدیک باشند. در مقابل، در کشورهایی که زمین قابل خرید و فروش بود، اصلاحات شهری بسیار دشوارتر انجام می‌شد، زیرا منافع فردی و ارزش بازار زمین در برابر طرح‌های کلان مقاومت می‌کرد. حال برای حرکت به سمت شهر، نخست باید نظام مالکیت و تقسیم کار برای ارضای نیازهای انسان بازتعریف شود؛ زیرا تمایز هر شهر از دیگری در همین دو بنیان شکل می‌گیرد.
undefined تمدن، همواره در پیوند با اندیشه‌ای دینی قابل تحقق است؛ چون دین، نیرویی قدسی و انسجام‌بخش است و بدین واسطه امکان تمرکز و هم‌زیستی شهری را فراهم می‌کند. چنان‌که ماکس وبر، اخلاق دینی پروتستانی را عامل پدیدآمدن روح سرمایه‌داری دانست؛ روحی که مدینه‌ای جدید و سرمایه‌محور را ساخت.
undefined در برابر آن، شهرِ مسجد‌محور می‌تواند الگویی تازه در ایران آینده باشد: شهری که با تکیه بر قاعده‌ی «الأرضُ لِمَن أَحیاها»، نظام مالکیتی ارزش‌محور ایجاد می‌کند، تقسیم کار را بر پایه‌ی همکاری و معنا سامان می‌دهد و با منع انباشت سرمایه و تمرکز ثروت، در نهایت مسجد را به قلب زنده اجتماع بدل می‌کند.
@iranfuture

۱۷:۳۵